
پنهان زیستى حضرت مهدى(علیه السلام) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده که بسیارى از موضوعات مربوط به حیات آن حضرت را نیز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است. یکى از مهم ترین این امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غیبت ایشان است. از این رو بسیارى علاقه مندند بدانند که خورشید پنهان در کدامین بخش از این کره خاکى به گذران عمر مى پردازد و به بیان دیگر کدامین قسمت از زمین این منزلت را دارد؟
در این مقاله تلاش شده که به این پرسش پاسخ داده شود.
از روایات و قرائن به دست میآید که این مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپری کردهاند: یکی منطقه عراق و دیگر مدینه منوره که البته روایات متعددی بر این مطلب دلالت دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: برای قائم (علیه السلام) دو غیبت است، یکی از آن دو کوتاه و دیگری طولانی. در غیبت نخست کسی جای او را نمی داند، مگر شیعیان خاص او." (بحارالانوار، ج 52، ص 155) به نظر می رسد منظور از شیعیان خاص، نواب اربعه باشند. جمع بین روایات به این صورت است که آن حضرت در مدینه حضور داشتهاند؛ ولی به خاطر ارتباطی که آن حضرت با نواب خاص داشتهاند بخشی از عمر خود را در عراق سپری نمودهاند.
علامه مجلسی از علی ابن فاضل داستان ورودش به جزیر خضراء را نقل کرده است. گرچه علی بن فاضل در این جزیره موفق به دیدار امام زمان (علیه السلام) نشده است اما وی از ملاقات هایی که با برخی داشته، چنین استنباط کرده است که این جزیره محل سکونت آن حضرت (علیه السلام) است.
برخی با استناد به این ماجرا می خواهند بگویند محل سکونت امام زمان (علیه السلام) در همین جزیره است. برخی دیگر پا را فراتر نهاده با منطبق نمودن اوصاف جزیره خضراء که اطراف آن را آب های سفیدی گرفته است بر مثلث برمودا عقیده دارند که این مثلث محل زندگی امام زمان (علیه السلام) است و می گویند: کسی نمی تواند به آن محل برسد، زیرا هر چه قدرت های بزرگ تلاش کرده اند به آن برسند، بی نتیجه بوده است. (جزیر خضراء افسانه یا واقعیت، ص 47)
این نظریه صحیح نیست، زیرا اولا کسی از محل زندگی امام عصر (ارواحناه فداء) اطلاع دقیقی ندارد، ثانیا اصل ماجرای علی بن فاضل به دلیل تناقضاتی که در آن مشاهده می شود، مورد خدشه است و از اصل درستی برخوردار نیست تا چه رسد به انطباق برمودا بر آن جزیره مورد ادعا.

یکی از مکان هایی که بنابر روایت امام صادق (علیه السلام) حضرت مهدی (عج) در آنجا حضور پیدا می کنند، صحرای عرفات است. امام زمان (علیه السلام) همه ساله در ایام حج در عرفات حضور پیدا می کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی فرا می رسد که مردم امام زمان خود را نبینند امام (علیه السلام) ایام حج آنها را می بیند ولی آنها نمی توانند او را ببینند. (کافی، ج 1، ص 337)بسیاری از علما در کربلا، نجف، کوفه، مدینه، مکه، مسجدالحرام و شهرهایی که دارای مکان های مقدس است، امام زمان (علیه السلام) را زیارت کرده اند.
نیاز به تذکر است که در برخی از روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی(علیه السلام) تعیین نمیكنند و جایگاه ایشان را در بیابانها و كوهها، مكانهای دوردست و محلهایی میدانند كه هیچ كس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی كه از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار میفرماید:
«ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت كه هرگز با قومی كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، برای آنها در دنیا و آخرت، بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناك در انتظار آنان است، همنشین نباشم و به من دستور داد كه برای اقامت، كوههای سخت و سرزمینهای خشك و دور دست را برگزینم».(كتاب الغیبتï¼» (شیخ طوسی)، ص 161)
همچنین آن حضرت در توقیع شریفی كه خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه میفرماید: «ما براساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مۆمنمان مصلحت دیده، تا زمانی كه دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمینهای دوردستی كه از جایگاه ستمگران دور است، سكنا گزیدهایم، ولی از آنچه بر شما میگذرد، آگاهیم و هیچ یك از اخبار شما بر ما پوشیده نمیماند».(الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176)
در روایتی كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی(علیه السلام) را جایی ناشناس معرفی میكند كه جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند: «و هیچكس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمییابد مگر همان خدمتگزاری كه به كارهای او میرسد».(كتاب الغیبتï¼» (نعمانی)، ص 172، ح 5)
اینگونه روایات گویای آن است كه امام مهدی(علیه السلام) بر اساس امر الهی، در مكانهایی ناشناخته، دور از دسترس، به دور از شهرها و آبادیها زندگی میكند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.
در دوران ظهور، امام عصر (علیه السلام) در مسجد سهله که ده ها هزار پیامبر در آن نماز گزارده اند، اقامت دارند. امام صادق (علیه السلام) به ابوبصیر فرمودند: "ای ابامحمد! گویا آمدن حضرت قائم (عج) به مسجد سهله را می بینم که همراه زن و فرزندان خود در آنجا اقامت می کنند." ابوبصیر می گوید: عرض کردم: آیا مسجد سهله منزل ایشان خواهد بود؟ حضرت فرمودند: آری این مسجد منزل ادریس (علیه السلام) است و خداوند پیامبری مبعوث نکرده مگر آنکه در آنجا نماز خوانده است. هر کس در این مسجد بیتوته کند، مانند آن است که در چادر و خیمه پیامبر (صلی الله علیه) اقامت کرده است. (بحارالانوار، ج 52، ص 317)
کدام نقطه ی این خاک زیر پا ی تو نیست
کدام پاره ی خورشید آشنا ی تو نیست ؟
بگو کدام نسیم شکفته در واد ی است
که ذهنش آینه بندانی از صفا ی تو نیست ؟

از روایات رسیده از جانب معصومین(علیهم السلام) چنین استفاده می شود که اوّلین کسی که با حضرت مهدی(عج) بیعت کرده و به دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است. مفضّل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: آنگاه که خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این که بین ایشان و روش رسول خدا(صلی الله علیه) رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل کند.
آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(علیه السلام) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مکه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.( مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص1154)
همچنین نقل شده است که حضرت قائم(عج) پشت به حرم (خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شد و این آیه را تلاوت می کند :"ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه ...". پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسد جبرئیل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند. (اسرار العقائد، ج 2، ص 100)
جبرئیل یا جبریل نام همان ملکی است که به پیامبر اسلام (صلی الله علیه) و پیامبران دیگر (علیهم السلام) وحى مىآورد. جبرئیل یکی از چهار فرشته ی مقرب است که وظیفه اش ابلاغ وحی به پیامبران بوده و به او روح الامین، روح القدوس و هاتف نیز گویند و از آن جا که از اندیشه های پنهان آدمی باخبر است ناموس هم نامیده می شود. وی از فرشتگان سبزپوش است. این فرشته به صورت روح به حضرت مریم ظاهر شد و با دمیدن در او باعث باروری وی و تولد حضرت عیسی (علیه السلام) گردید، از این رو دم جبرئیل کنایه از دم الهی است. در تاریخ دین یهود، مسیحیت و اسلام از نقش جبرئیل بسیار نقل شده است. جبرئیل حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد، حضرت موسی علیه السلام را در مبارزه با فرعون حمایت کرد، فرعونیان را در رود نیل غرق کرد، به حضرت داود علیه السلام ساختن زره آموخت، به حضرت دانیال علیه السلام تعبیر رویا آموخت، حضرت زکریا علیه السلام را به ولادت حضرت یحیی علیه السلام، و قرآن کریم را بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرد. او گاهی به صورت واقعی خود و گاهی به شکل جوانی خوشرو به نام "دحیه کلبی" به حضور پیامبر می رسید. او در شب معراج همسفر پیامبر بود و در منتهای معراج، در سدره المنتهی باز ماند و به پیامبر گفت دیگر اجازه ندارد که پیش رود، و رسول خدا به تنهایی به معراج ادامه داد. بنا بر بعضی روایات، جبرائیل پنجاه بار بر حضرت ابراهیم علیه السلام، چهارصد بار بر موسی علیه السلام، ده بار بر عیسی علیه السلام و بیست و چهار هزار بار بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است.
در قرآن مجید سه بار به لفظ جبریل و چند بار به لفظ روح ذکر شده است: (نحل/ 102 و شعراء/ 193و تکویر/ 19- 21 و قدر/ 4 و معارج/ 4 و نبأ/ 38 )در قرآن (سوره قدر) براى نشان دادن عظمت جبرئیل، ملائکه همه یک طرف و او به تنهایى در مقابل آنها قرار گرفته است (تفسیر أحسن الحدیث، ج1، ص: 198).
مقتضاى آیات «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ. ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ. مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ تکویر: 19- 21» آنست که جبرئیل پیش ملائکه مطاع است و اگر دستورى بدهد باید اطاعت کنند (قاموس قرآن، ج6، ص: 287) در این آیات جبرئیل را به شش صفت توصیف کرده اند:
اول اینکه: او را رسول خواند، که مىفهماند او قرآن را به رسول خدا (صلی الله علیه) وحى مىکند.
دوم اینکه: کریمش خواند، که مىرساند نزد خداى تعالى کرامت و احترام دارد، و به اعزاز او عزیز شده.
سوم اینکه: ذى قوتش خواند، که مىفهماند او داراى قوت و قدرت و شدت بالغهاى است.
چهارم اینکه: او را نزد خداى صاحب عرش، مکین خواند، یعنى داراى مقام و منزلت است.
پنجم اینکه:” مُطاعٍ ثَمَّ” اش خوانده، که دلالت دارد بر اینکه جبرئیل در آنجا یعنى نزد خدا دستور دهندهاى است، که زیر دستانش دستوراتش را بکار مىبندند، معلوم مىشود در آنجا ملائکه هستند که جبرئیل به آنان امر مىکند و ایشان اطاعتش مىکنند، از همین جا معلوم مىشود که جبرئیل در کار خودش یاورانى هم دارد.
ششم اینکه: او را امین خواند که مىرساند جبرئیل خدا را در دستوراتى که مىدهد و در رساندن وحى و رسالت، خیانت و دخل و تصرفى نمىکند.(ر .ک ترجمه المیزان، ج20، ص: 358)
و سخن آخر آنکه از افتخارات حضرت جبرئیل علیه السلام بیعت با امام زمان است چنانکه امام صادق علیه السلام می فرمایند: اولین کسی که با «قائم (علیه السلام)» بیعت می کند، جبرئیل (علیه السلام) است.

امروز بانوان همانند بسیارى از مردم به آینده مىاندیشند؛ به یك انقلاب جهانى و یك حكومت موعود، كه چگونه در برابر قدرت هاى بزرگ غلبه پیدا مىكند! برنامههاى او چیست؟ چه كسانى با او همكارى مىكنند و زنان در آن زمان چه نقشى دارند؟ دشمنانش چه كسانىاند و راز و رمز موفقیتش در گرو چیست؟ در این نوشتار به گوشه ای از حضور زنان در حکومت عدل جهانی اشاره خواهیم داشت.
الف) حضور پنجاه زن در بین یاران امام
اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مىشتابند آنهایند كه در آن ایّام مىزیستهاند و همانند دیگر یاران امام، علیهالسلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى بهخدمت امام، علیهالسلام، مىرسند. در اینباره دو روایت وجود دارد:
روایت اول: امّ سلمه ضمن حدیثى درباره علایم ظهور، از پیامبر روایت كرده است كه فرمود:
یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس إلیه كالطّیر الوارده المتفرقه حتّى یجتمع إلیه ثلاث مأه و أربعه عشر رجلاً فیه نسوه فیظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار..(1)
در آن هنگام پناهندهاى به حرم امن الهى پناه مىآورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به یك سو هجوم مىبرند بهسوى او جمع مىشوند تا اینكه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد مىآیند كه برخى از آنان زن مىباشند كه بر هر جبار و جبار زادهاى پیروز مىشود.(2)
روایت دوم: جابربن یزید جعفى، ضمن حدیث مفصلى از امام باقر، علیهالسلام، در بیان برخى نشانههاى ظهور نقل كرده كه:
و یجیىء واللَّه ثلاث مأه و بضعه عشر رجلاً فیهم خمسون امراه یجتمعون بمكه على غیر میعاد قزعاً كقزع الخریف یتبع بعضهم و هىالآیه الّتى قال اللَّه: أینما تكونوا یأت بكم اللَّه جمیعاً إنّ اللَّه على كلّ شىء قدیر..(3)
بهخدا سوگند، سیصد و سیزده نفر مىآیند كه پنجاه نفر از این عده زن هستند كه بدون هیچ قرار قبلى در مكه كنار یكدیگر جمع خواهند شد. این است معناى آیه شریفه: هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر مىكند. زیرا او بر هر كارى توانا است.
ب) زنان آسمانى
دسته دوم چهارصد بانوى برگزیده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولىعصر، علیهالسلام، در آسمان ذخیره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسى، علیهالسلام، به زمین مىآیند.
ابوهریره از پیامبر، صلّىاللَّه علیه و آله، روایت كرده كه:
ینزل عیسى بن مریم على ثمان ماه رجل و أربع مائه امرأه خیار من على الأرض و أصلح من مضى.
عیسىبن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایستهترین افراد روى زمین فرود خواهد آمد.
آیا این زنان از امت هاى پیشین هستند یا امت اسلامى زمان پیامبر، صلّىاللَّهعلیهوآله، و معصومین علیهمالسلام؛ یا از دوران هاى مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شدهاند و براى عهدهدارى منصبى در حكومت حضرت مىآیند یا براى مسایل دیگر؟ اینها پرسشهایى است كه این حدیث از آنها چیزى نمىگوید.
ج ) رجعت زنان
سومین گروه از یاوران حضرت بقیه اللَّه علیهالسلام، زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود. این گروه دو دستهاند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى دیگر فقط از آمدنشان سخن بهمیان آمده است.
در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مىشود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد صلّىاللَّهعلیه و آله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بیماران خواهند پرداخت.
طبرى در دلائل الامامه، از مفضلبن عمر نقل كرده كه امام صادق علیه السلام فرمود:
همراه قائم [آل محمد، صلّىاللَّهعلیه و آله] سیزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه كارى مىخواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را بهعهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء دختر رشید هجرى، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه [مادر عمار یاسر]، زبیدهام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه. (4)
صیانه ماشطه در زمان حضرت موسى مىزیسته است و مادر عمار یاسر در ابتداى بعثت به شهادت رسید. حبابه در زمان على علیهالسلام، و قنواء در زمان امام حسن و امام حسین، علیهالسلام، و بقیه در زمانهاى دیگر زندگى مىكردهاند.
این گروه سیزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از آنها، به بركت امام زمان آنها را زنده خواهد كرد.
در این روایت امام صادق علیهالسلام، از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد مىكند. در كتاب خصایص فاطمیّه(5) بهنام نسبیه، دختر كعبه مازینه، و در كتاب منتخبالبصائر بهنام وتیره و أحبشیه اشاره شده است. (6)
انقلاب جهانى موعود (علیه السلام)، چنان که از وعده ها و نامش هویداست، تحول عظیمى را در جهان ایجاد خواهد نمود و کل عالم را در زیر پرچم اسلام واقعى و تعالیم حیات بخش آن قرار خواهد داد که در پى آن، جامعه زنان نیز از این تحول عظیم مستثنا نبوده و به جایگاه واقعى خویش برگردانده خواهد شد. و البته توجه به این نکته ضروری است که اغلب احادیث مربوط به مهدویت در زمینه راه هاى مختلف اثبات امامت ایشان (علیه السلام)؛ حوادث قبل از ظهور و تحولات حین ظهور و پس از آن است. این روایات از توضیح جزئیات تقسیم وظایف بین کارگزاران حضرت (علیه السلام) و نیز زن یا مرد بودن آنها و بسیارى امور دیگر ساکت اند.
پی نوشت:
1. صدوق، محمد بن على بن الحسین، كمالالدین، ج 2، ص50؛ الطوسى، محمد بن الحسن،
الغیبه، ص 476.
2. الهیثمى، نورالدین علىبن ابى بكر، مجمعالزوائد، ج 7، ص315؛ معجم احادیث الإمام
المهدى، ج 1، ص 500.
3. همان.
4. الطبرى، محمد بن جریر، دلائل الامامه، ص 314.
5. همان، ص 260.
6. ریاحین الشریعه، ج 5، ص 41؛ به نقل از خصایص فاطمیه.

«دجال صیغه مبالغه از لغت دجل و به معنى خدعه، نیرنگ، حیله و باطل است.»
شادروان دكتر محمد خزائلىتعبیرى زیبا و ظریف از لغت دجالكرده است: «دجال كلمهاى مركباست و الف و لام آن همان الف و لامى است كه در نامهاى دانیال و خرقیال هم وجود دارد و به معنى«خدا» ست. جزء اول آن هر چه باشدبه معنى «ضد» و «دشمن» است و دور نیست كه با «دژ»، «دشمن» و«دشوار» همریشه باشد. (اعلام قرآن، ص 479) بنابراینتعبیر، دجال یعنى : ضدخدا، دشمنخدا.
دجال را با سیمایى عجیب مجسمكردهاند. صورتى آبله رو كه یكچشم او كور شده - چشم راست - و چشم دیگرش در وسط پیشانى، مانند ستاره صبح درخشان است.
نام اصلى دجال، «صائد بن صید» و كنیهاش «ابویوسف» است. از مادرى یهودى به نام «میمونه» به دنیا آمده و در جزیرهاى به یك صخره بسته شده است. چون سال از چهارصد هجرت بگذرد، باید منتظر بود تا ظاهر شود و این از علامات آخرالزمان است.
خراسان و كوفه از نقاطى هستند كه به عنوان محل خروج و ظهور دجال ذكر شدهاند.
كیفیت خروج دجال به این ترتیباست كه سه سال قبل از خروجش دردنیا قحط و خشكسالى مىشود. بهاین صورت كه سال اول، ثلثباران و سال دوم دو ثلثباران معمولىنمىبارد و سال سوم حتى یک قطرهباران از آسمان به زمین نمىبارد و یك برگ سبز از زمین روییده نمىشود. در این موقع كه گرسنگى و تشنگى بر عالمیان سایه افكندهاست، دجال خروج مىكند. هنگامه عجیبى بر پا مىشود و دجال به كمك پیروانش بر تمام شهرها مسلط مىشود و «بیتالمقدس» را كهساكنانش حاضر به تسلیم نمىشوند، محاصره مىكند. در چنین زمانى به هنگام نماز صبح و یا عصر، حضرتمهدى صاحبالزمان علیه السلام ظهورمىكند و با جماعت محصورین بهنماز مىایستد. حضرت عیسى بنمریم علیه السلام نیز از آسمان فرود مىآیدو به صاحبالامرعلیه السلام اقتدا مىكند. آنگاه حضرت صاحبالزمان علیه السلام ازحصار خارج شده، دجال و پیروانشرا از میان برمىدارد.
در آثار اسلامی راجع به دجال بحث شده است وی دارای قدرت و تأثیر عجیبی است یک چشم او مسح شده و چشم دیگرش در پیشانی است كه مانند ستاره صبح می درخشد وی از همه جا می گذرد و در مكه و مدینه قدم نمی گذارد اكثر مردم پیرو او می شوند و دچار بدبختی می گردند و تنها كسانی سعادتمندند كه بتوانند با مجاهدات مختلف خود را از پیروی او باز داشته به دنبال او نروند. ما مسلمانان مانند ملل دیگر حكومت عادله كامل را انتظار می كشیم و ظهور چنین حكومتی را پس از دوران بینهایت ظلمانی می دانیم و دوره ظلمت را دوره دجال و دوران نور و سعادت را دوران حضرت قائم عجل الله فرجه تعبیر می كنیم.

از امام باقرعلیه السلام روایت شده كه در تفسیر آیه شریفه 37انعام فرمود: «وسَیرَكَ فی آخر الزمان آیات منها دابة الأرض و الدجال و نزول عیسی ابن مریم و طلوع الشمس من مغربها.» ؛ «ونشانه هائی در آخرالزمان به تو خواهد نمایاند كه از آن جمله اند: جنبنده زمین, دجال, نزول عیسی بن مریم و طلوع خورشید از مغربش.»
در حدیث مبارك معراج نیز كه ابن عباس از زبان پر نور آورندة اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله نقل كرده به نشانه های ظهور حضرت صاحب الأمرعلیه السلام اشاره شده ,كه در بین این نشانه ها خروج دجال نیز تصریح شده است.
حضرت نبی اكرم صلی الله علیه و آله فرموده اند:
« أیُّهَا النّاسُ، ما بَعَثَ اللّهُ نَبِیّاً إلّا وَ قَد أنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجّالَ. وَ إنَّ اللهَ قَدْ أخَّرَهُ إلی یَومِكُمْ هذا . فَمَهما تَشابَهَ عَلَیْكُمْ فی أمْرِهِ فَإنَّ رَبَّكُمْ لَیْسَ بِأعْوَرَ إنَّهُ یَخْرُجُ عَلی حِمارٍ عَرْضُ ما بَیْنَ اُذُنَیْهِ میلٌ ! . یَخْرُجُ وَمَعَهُ جَنَّهٌ وَنارٌ ، وَ جَبَلٌ مِنْ خُبْزٍ وَ نَهْرٌ مِنْ ماءٍ ! . أكْثَرُ أتْباعِهِ الیَهُودُ وَ النِّساءُ وَ الأعْرابُ . یَدْخُلُ آفاقَ الْأرضِ كُلَّها إلّا مَكَّهَ وَلا بَتَیْها وَ المَدینَهً وَ لا بَتَیْها فَإنَّهُما مُحَرَّمَتانِ عَلَیْهِ. »
« هان ای مردم! خداوند پیامبری را نفرستاده جز اینكه قوم خود را از دجال بیم داده است و خداوند او را برای زمان شما ذخیره كرده است. اگر كارهای او بر شما مشتبه شود، این هرگز مشتبه نشود كه او كور است و پروردگارتان كور نیست. او برفراز مركبی می آید كه بین دو گوشش یك میل است. او خروج می كند درحالی كه بهشت و جهنم را با خود یدك می كشد و كوهی از نان و رودخانه ای از آب را همراه خود حمل می كند. بیشتر پیروانش از یهودیان، زنان و بادیه نشینان است، به همه اقطار و اكناف جهان وارد می شود جز مكه و حوالی مكه و مدینه و حوالی مدینه كه هر دو بر او حرام است.» (روزگار رهائی, ج2, ص1148 ,ح 1818 : المهدی , ص192 ؛ الزام الناصب , ص74 و صحیح بخاری , ج9 , ص60 – منتخب الأثر , ص572 : سنن ابن ماجه , ج2. )
و در حدیثی دیگر كه بسیار تكان دهنده می باشد رسول گرامی اسلام انكار دجال را كفر دانسته و منكرین دجال را از كافرین می دانند چنانكه ابوبكر اسكافی در كتاب فوائد الأخبار از جابر بن عبدالله نقل كرده كه گفت: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: «من كذب بالدجال فقد كفر و من كذب بالمهدی فقد كفر»
« كسی كه دجال را تكذیب كند كافر شده و كسی كه مهدی علیه السلام را تكذیب كند كافر شده است » باورداشت مهدویت , ص60 , ح40 : البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان (ع) , ص170, باب 12 ,ح2 - روزگار رهائی , ج 2, ص 1159, ح1845 : الروض الانف ,ج2 ص431 و عقد الدرر , ص157. )
در باره محل خروج دجال مكانهای نسبتاً زیادی در احادیث و روایات مختلف نقل گردیده است كه در برخی از آنها شهر خروج او دقیقاً مشخص شده و در برخی فقط اسم منطقه اش آمده و در برخی عنوان كلی مطرح شده است كه برای شهرهائی از جمله: اصفهان , خراسان , سیستان , كرمان , دارس , حله , میسان احادیث و روایات بیشتری نقل شده است. شاید برخی از اختلافات مربوط به ناقلان احادیث و روایات باشد. سید جزائری در كتاب الأنوار النعمانیه گفته است: و اما دجال از حدیث شیخ صدوق دانستی از اصفهان خروج می كند و در اخبار بسیاری آمده كه او از سیستان خروج می نماید و می شود این اخبار را به این صورت جمع كردكه مكررخروج خواهد داشت چنانكه احوال مختلفی دارد,لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردمان بر او باد.
آنچه كه در اكثر روایات در باب پیروان دجال تصدیق شده آن است كه اكثر پیروانش را یهودیان تشكیل می دهند چنانكه پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرموده اند:
« هفتاد هزار ترك یهود زنا زاده خواننده نوازنده بادیه نشین وزن از او پیروی می كنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنجهایت را آشكار كن پس آنچه گنج دارد آشكارمی شود.»(روزگار رهائی ، ج2 ، ص1151 ،ح 1827 : الزام الناصب ، ص202 و 261 ؛ بحار الأنوار ، ج52 ، ص194 والملاحم و الفتن ،ص66).
به نظر مىرسد كه خروج دجال وفتنه او در جهان و كشته شدنش بهدستحضرت مهدى علیه السلام، نمودار و رمزى ازجنگ «نور» و «ظلمت» باشد. بیان دیگرى از مبارزه نیكى و بدى و پیروزى نهایى روشنى و خیر برتاریكى و شر كه در فرهنگ ایران بهصورت هاى گوناگون مطرح است و در اقوام و ملل دیگر هم سابقه دارد. در اوستا كتاب مقدس زرتشتیان هماز جنگ اهریمن و اهورامزدا، گفتگوهاست و آیینمانویان هم براساس درگیرى دائمى نور و ظلمتپىریزى شده است.
به هر حال، روزى كه دجال ظهوركند و جهان، پر از ظلم و ستم باشد، حضرت مهدى صاحبالزمان علیه السلاممىآید و ریشه ظلم و بیداد رابرمىكند و طومار دجال و دجالصفتان را در هم مىپیچد و آن هنگامى است كه این آیه شریفه براىچندمین بار مصداق پیدا مىكند:
«وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا » (سوره اسراء آیه 81)
و به امتتبگو كه رسول حق آمد وباطل را نابود ساخت كه باطل خود لایقمحو و نابودى ابدى است.
و آن روزى است كه وعده الهىتحقق پیدا كند: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ » (سوره قصص آیه 5)
و ما اراده كردیم كه بر آن طایفه ذلیل وضعیف در آن سرزمین منت گذارده و آنهارا پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملك وجاه فرعونیان گردانیم.

خوشا به حال آن دسته از جوانانی که هر هفته، سه شنبه ها، در مسجد جمکران جمال آن یار دلربا را زیارت می کنند. ای کاش ما هم به این مقام برسیم و مورد عنایت حضرت (عج الله)، قرار بگیریم.
در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزکار
حکایت مردی که مهدی موعود (عج الله) را زیارت کرده بود، به نظرم جالب آمد و فهمیدم او نیز مورد عنایت حضرت (عج الله) قرار گرفته است، که هم توانسته آقا را ملاقات نماید و هم اینکه آقا خودشان را به او معرفی کرده اند و حکایت چنین است:
هنگامی که در خانه خدا طواف می کردم، شش دور را تمام نمودم و خواستم دور هفتم را آغاز کنم که ناگاه چشمم به جوانی نیکو روی افتاد. او مشتی سنگ ریزه در کف دست من ریخت. چون روی خود را برگرداندم و دست خود را گشودم، دیدم پر از طلای ناب است.
فرمود: علامت حقیقت و آثار حق برایت آشکار گشت و نابینایی قلبت برطرف شد، آیا مرا می شناسی؟
گفتم: نه به خدا!
فرمود: من همان مهدی هستم. قائمی که زمین را پر از عدل می کنم، بعد از آنکه از ستم پر شده است. بدان که زمین از حجت خدا خالی نمی ماند. این را که گفتم، امانت من بر گردن توست، که به برادران شیعه بازگویی. (1)
فرهنگ انتظار و مهدویت، اقیانوس بی کرانی است که هر جوان معتقد به امام زمان(عج الله) در حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده است، از آن برداشت می کند. جوان می تواند جایگاه فرهنگ انتظار را، با نظارت بر رفتار و گفتار خویش در بستر زمان، استوار سازد. فرهنگ جوان منتظر، فرهنگ پرهیز از خواسته های نامشروع نفس است. فرهنگ انتظار، فرهنگ احیای «جاءَ الحق وَ زَهَقَ الباطِل» است. و انتظار، حلقه پیوند جوان با مولایش است.
یک جوان باید سعی کند که احساس انتظار را در وجود خود ادراک کند و درک خود را تعالی ببخشد. احساس انتظار، حس زیبایی است که نصیب هر کسی نمی شود. انتظار آن موعودی که عالمی را متحول خواهد ساخت و اگر در قلب کسی حلول کند، او را منقلب می نماید و قدرت بی نظیر انتظار را، قطعاً به او نشان می دهد. انتظار فرج، انرژی فوق العاده ای به منتظر می دهد و دید او را به عالم هستی تغییر خواهد داد. و متقابلاً اگر حس انتظار در وجود کسی نباشد، موجب رکود و رخوت جان می شود. حتی دور دیدن فرج، در کلام معصوم آمده است که، این دور دیدن باعث قساوت قلب می شود. (2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند که: با فضیلت ترین اعمال امت من، انتظار فرج قائم (عج الله) از خدای عزَّ و جلَّ می باشد. (3)
یا امام باقر (علیه السلام) فرموده اند: ضرر نمی کند کسی که بمیرد، در حالی که منتظر امر ما باشد، مگر اینکه در وسط خیمه امام مهدی (عج الله) و لشکرش بمیرد. (4)
و حتی علاوه بر این، ما روایات بسیاری داریم که می فرمایند: بر شما لازم است که دعا نمایید و انتظار فرج را بکشید، پس به زودی برای شما آشکار می شود و زمانی که آشکار شد، خدا را ستایش کنید و به آنچه برای شما آشکار شده، چنگ بزنید. (5)
این روایات به طور صریح بیان می دارد، که هر فردی باید در وجودش روح انتظار را درک کرده و دائماً آن را تقویت کند و بین انسان ها، جوان ها، از قابلیت ویژه ای برخوردار هستند. و خیلی راحت می توانند در جوانی شیوه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را پی بگیرند.
سنت انتظار در دوران غیبت حضرت مهدی (عج الله) به حق جلوه ای ویژه دارد. منتظران حقیقی این دوران، هیچ شبی را بدون حالت انتظار به صبح نرسانده اند، انتظار تا آنجا که شمشیر بر زیر بستر خود می نهادند تا اگر فردا روز ظهور باشد، بی درنگ به یاری مولایشان بشتابند. و جوانان نیز گلدسته این منتظران هستند و به عبارتی سوگلی یاران حضرت جوانان عاشق و منتظر می باشند.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، جلد 52، صفحه 181.
2. اصول کافی، جلد1، صفحه 369.
3. ترجمه و تلخیص منتخب الأثر، صفحه218.
4. اصول کافی، جلد1، صفحه372.
5. ترجمه و تلخیص منتخب الأثر، صفحه221.

بزرگترین دغدغه و آرزوی شیعیان، در کنار امام زمان خود بودن و ارتباط داشتن با حجّت الهی است اما هم اکنون که به امر الهی امام غایب هستند و ارتباط ظاهری و ملاقات با ایشان مقدور همگان نیست، باید به توصیه ائمه معصومین علیهم السلام - که ارتباط معنوی و دیدن ایشان از راه چشم دل است - عمل نمود که تنها به وسیله دعا در حق امام این ارتباط برقرار خواهد شد. حضرت ولیّ عصر(عج) فرمودند: «برای تعجیل ظهور زیاد دعا کنید كه آن فرج و رهایی شما است».(1) پس ابتدا باید با آداب و نحوه دعا کردن آشنا شویم، و با کمک دعاهایی که خودشان سفارش نمودند سعی در برقراری این ارتباط معنوی داشته باشیم. در این نوشتار به نکاتی در مورد آداب دعا و چگونه دعا کردن، جهت ارتباط قلبی با امام زمان(عج) اشاره می شود.(٢)
شایسته و موکَّد است که دعاکننده خودش را از آنچه مانع از قبولی عبادت است پاک نماید، و نَفْس خویش را از خوی ناپسند و رفتار زشت و کارهای ناروا تهذیب کند، زیرا که دعا از بهترین عبادت های شرعی است، به ویژه دعا برای تعجیل فَرَج مولایمان حضرت حجّت(عج) و خواستن ظهور و عافیت برای آن جناب. در نتیجه، استغفار و توبه قبل از دعا سفارش شده است.
میبایست نیّت شخص در دعا از تمام آلایش های نفسانی و هواهای شیطانی خالص باشد، زیرا که خلوص نیّت از مهمترین اموری است که رعایتش بر انسان واجب است، چنانکه آیاتی از قرآن و روایات متواتری بر آن دلالت دارد.(٣)
از آنجایی كه به همه مسلمان ها سفارش شده دعا كنند و علاوه بر دعاهایی كه از قول ائمه علیهم السلام نقل شده، انسان می تواند با زبان و كلام خودش برای حضرت دعا كند، چه با زبان فارسی و چه با زبان عربی و یا زبان های دیگر، در این صورت ثواب ها و آثار و نتایج دعا برای تعجیل ظهور و فَرَج آن حضرت نیز محقق میشود. (٤)
آیا گذراندن دعا از دل بدون اینکه بر زبان آید کفایت می کند یا نه؟ ظاهراً کافی نیست، چون عنوان دعا بر آن صدق نمی کند. ذكر میتواند قلبی باشد، اما دعا أخصّ از ذکر است، و چون ذِکر متضاد غفلت و بی خبری است، بر "یاد کننده در دل" صدق میکند که خدای تعالی را یاد نموده. ولی دعا متضاد سکوت و خاموشی است، بنابراین جز با راندن بر زبان مصداق نمییابد.
شیخ جعفر کبیر در کتاب "کشف الغطاء" گوید: دعا در حال ایستادن بهتر از نشستن است، و در حال نشستن بهتر از دراز کشیدن می باشد.
مستحب است در دعا برای تعجیل فَرَجِ حضرت خاتم الأوصیا إمام زمان (عج) صدا بلند گردد، به ویژه در مجالسی که برای دعا فراهم شده باشد، زیرا که نوعی از تعظیم شعائر خداوند است، و شعائر خداوند همان نشانه ها و مظاهر دین او است که:
«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإنَّهَا مِنْ تَقْوَی القُلوبِ» (5)
مستحب است که دعا کردن در حال اجتماع باشد، به جهت روایتی که در اصول کافی به سند خود از ابی عبداللَّه امام صادق علیه السلام آمده که فرمود: هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره أمری دعا کنند، مگر اینکه دعایشان مستجاب می گردد، و اگر چهل تن نباشند پس چهار نفر خداوند عزوجل را ده بار بخوانند دعایشان مستجاب می شود، و اگر چهار نفر هم نباشند پس هرگاه یک شخص چهل بار خداوند را بخواند خدای عزیز جبّار دعایش را به إجابت می رساند و در همان کتاب از حضرت امام صادق علیه السلام آمده که فرمود: «پدرم چنین بود که هرگاه واقعه ای او را اندوهگین می ساخت زنان و کودکان را جمع می کرد سپس دعا می نمود و آنها آمین می گفتند». (6)

جایز (بلکه مستحب) است که ثواب دعا برای آن حضرت را به مردگان هدیه کند، به دلیل عموم روایاتی که در مورد هدیه فرستادن برای أموات رسیده، همچنان که جایز بلکه مستحب است که در این دعا از آنان نیابت نماید، مانند سایر کارهای مستحب، به این صورت که مومن در حقِّ مولایش صاحب الزمان(عج) دعا کند، و از خداوند زودتر رسیدن فَرَج و ظهور آن حضرت را بخواهد، به قصد نیابت از پدر و مادرش یا سایر أمواتش بلکه أموات مومنین و مومنات.(٧)
نیابت از زندگان و مردگان مومنین در دعا کردن برای مولایمان صاحب الزمان(عج) و تعجیل فَرَج و ظهور آن جناب بسیار پسندیده است، زیرا از برترین اقسام نیكی و صله می باشد.
دعاهایی كه از امامان معصوم علیهم السلام روایت گردیده بهتر و سزاوارتر است، زیرا علاوه بر آنچه در آیات و روایات پیروی از ایشان أمر شده، و گرفتن عِلم و چگونگی طاعت و عبادت از آن بزرگواران توصیه گردیده است، مانند فرموده خدای تعالی:
« قُلْ اِنْ کُنْتُم تَحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی...»(٨) شرافت سخن به شرافت گوینده آن بستگی دارد، و از همین روی گفته اند: «سخن بزرگان؛ بزرگِ سخنان است». در نتیجه دعاهای وارده از امامان علیهم السلام بر دعائی که شخص با سلیقه و زبان خودش درست کند، مقدم است.
هر شخصی می تواند به صراحت از خدای تعالی ظهور حضرت را درخواست نماید و به زبان فارسی یا عربی یا هر زبان دیگری تقاضایش را باز گوید، مثل این که چنین دعا کند: «اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ مَوْلانا صاحِبَ الزَّمانِ»؛ بار خدایا! فرجِ مولای ما صاحب الزمان (عج) را زودتر برسان. یا بگوید: «عَجَّلَ اللَّهُ تَعالی فَرَجَهُ وَ ظُهُورَهُ»؛ خدای تعالی فرج و ظهور آن حضرت را تعجیل فرماید.
اما خواندن برخی از دعاها بیشتر سفارش شده، یکی از آنها "دعای معرفت" است زیرا طبیعی است هر چه شناخت انسان از یک حقیقت، گسترده تر و عمیق تر باشد، امکان ارتباط باطنی او با آن حقیقت بیشتر خواهد شد؛ آدمی، با معرفت به حضرت مهدی علیه السلام همه جا و همه وقت، حضور او را لمس میکند و خود را کنار او و در محضر او می بیند. برای رسیدن به چنین شناختی باید از خدا یاری خواست؛ از این رو در دوران غیبت خواندن این دعا توصیه شده است:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی».(9)
از دیگر دعاهای سفارش شده می توان به دعای «عهد» (اللهم رب النور العظیم...)، دعای «فرج» (الهی عظم البلاء..)، دعای سلامتی حضرت (اللهم کن لولیک...) و زیارت «ال یس» اشاره نمود.
در نتیجه الان که ما در عصر غیبت به سر می بریم، نباید دچار غفلت و سرگردانی شویم بلکه لازم است تا با دعا و تضرع در پیشگاه الهی، ارتباط قلبی خود را با امام زمانمان که امام حیّ و حاضر هستند، حفظ نموده و با معرفت حضرت و شناخت نحوه دعا کردن در حق ایشان، ایمان خود را تقویت کرده و از فتنه دشمنان در امان باشیم، زیرا راه نجات از مهالک در زمان غیبت دعا کردن برای تعجیل فرج می باشد.
پی نوشت:
1) کمالالدین، شیخ صدوق، 2/۴۸۵: و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم.
2) مکیال المکارم، محمد تقی موسوی اصفهانی؛ ج2.
3) امام علی علیه السلام فرمودند: «اُخلص فی مسألة لربك» آنچه خواهی، خالصانه از پروردگارت بخواه؛ نامه 31 نهج البلاغه.
4) همچنین فرقی ندارد که دعا به نظم باشد یا نثر، چنانکه تفاوت نمیکند که عبارت دعا را خود دعاکننده إنشا کرده باشد یا غیر او.
5) حج/32: هر آن کس که شعائر خداوند را تعظیم کند همانا که آن از تقوای دلها است.
6) اصول کافی 2/487.
7) امام صادق علیه السلام فرمود : «هر کس از مومنین عملی را از (طرف) مرده ای انجام دهد خداوند دو برابر أجر آن را به او میدهد و مرده هم به آن عمل متنعِّم میگردد». حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة، موسسه آل البیت، 5/365.
8) آل عمران/31: بگو (ای پیغمبر) اگر خداوند را دوست می دارید، پس از من پیروی کنید.
9) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۰۲، ص۱۶۵: بار خدایا! تو مرا به خود بشناسان، که اگر خودت را به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت، بار خدایا! رسولت را به من بشناسان، که اگر رسول خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت، پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد.

غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام همچون سکه ای دارای دو وجه است. در یک روی سکه، "امام غائب از نظر" قرار گرفته که در روایات با عبارات ویژه ای غربت و تنهایی ایشان به تصویر کشیده شده است.
عباراتی همچون: اصبغ ابن نباته گوید از امیرالمومنین علی علیه اسلام شنیدم که فرمود: «صاحب این امر آواره، رانده، تک و تنها است.»(١)
امامی که در نهایت حدّ محبت و عشق به بندگان خدا قرار داشته و به هدایت آنها از خودشان حریصتر است. مقام رفیعی که جانشین پیامبری است که در شأن ایشان قرآن این چنین می فرماید:
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُوْمِنینَ رَوُفٌ رَحیم» (2)
شخصیت بلند مرتبه ای که در لسان مبارک امام رضا علیه السلام این گونه معرفی می گردد:
"الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِی الدَّاهِیَةِ النَّآد"؛(3) امام انیسی بی همتا ست که آرامش وجود او همواره برقرار است، پدری مهربان است که در مسیر سعادت فرزندش از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند، برادری همزاد است که برادر خود را جزئی از خویش می داند، مادری است مهربان نسبت به فرزند شیر خواره اش، و در نهایت پناه بندگان خدا در سختترین گرفتاری زندگی شان.
مهدی امت عجل الله تعالی فرجه الشریف که در این جایگاه رفیع قرار دارند قرنهاست که در پس پرده غیبت شاهد سختی ها و گرفتاری های شیعیان خویش است. وجود مقدسی که با قدوم مبارکش بساط سختی ها و فتنه ها و گرفتاری ها برچیده می شود و زمینه بروز استعدادهای بشری فراهم می گردد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: ای ابوابراهیم! او برطرف کننده اندوه از شیعیان خود است از آن پس که سختی و تنگی بسیار و گرفتاری طولانی و جور فراوان پدیدار شده باشد. (4)
در روی دیگر سکه امتی قرار دارد که خواستار رهایی از جهل و گرفتاری و شقاوت و رسیدن به مدینه فاضله ای هستند که در آن بتوانند مراتب تکامل خود را طی کنند.
عبدالله ابن ابی عقبه گوید از امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام شنیدم که فرمود: ای گروه شیعیان! گویا شما را می بینم که مانند شتران جولان می دهید و در جستجوی چراگاهید اما آن را نمی یابید (5)
مردم در عصر غیبت همچون گله چراگاه گم کرده ای هستند که سرگردان در پی آن هستند و در همین زمان امام عصر علیه السلام که قدرت و توان تشکیل حکومتی الهی در زمین را دارد تا نیاز بشریت در تمام عرصه های مادی و معنوی فراهم شود، پس پرده غیبت قرار دارد.
امام حسن عسکری علیه السلام در توصیف مردم زمان غیبت می فرمایند: یتیم تر از یتیمی که پدر از دست داده آن کسی است که که از امامش دور افتاده و قادر نیست او را بیابد و نمی داند که احکام دینش را چه سازد و از کجا تحصیل کند.(6)
این دو روایت اشاره ای به عمق غربت و تنهایی انسانی است که از امامش دور افتاده. اما به راستی از چه روی است که غیبت حضرتش این چنین به طول انجامیده و عطش و تشنگی امت طاقت فرسا شده است.
حضرت مهدی علیه السلام در توقیع معروفشان به شیخ مفید می فرمایند:

«اگر شیعیان ما که خداوند بر طاعت خویش موفقشان بدارد در وفای به عهدی که بر عهده ایشان است، یک دل و متحد اجتماع می کردند، خجستگی دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار ما همراه با کمال و معرفت و درستی شناخت ما زودتر به ایشان می رسید.»
در عبارات بالا صحبت از مانعی بزرگ در مسیر ظهور است که تنها و تنها از جانب امت مطرح است. در واقع در اعصار گذشته امتی سبب آغاز غیبت بوده و امروز امتی دیگر مسبب تاخیر ظهور. این هر دو دسته به یک اندازه در به تاخیر افتادن سعادت دنیوی و اخروی بشریت مقصرند.
در ادامه به مواردی که به نظر می رسد از مهمترین عوامل به تاخیر افتادن ظهور (7) است اشاره می شود:
در عبارات ذکر شده از امام رضا علیه السلام - که بخش مختصری از حدیث مفصل ایشان در بیان مقام امامت است - شمه ای از این جایگاه رفیع به تصویر کشیده شده است که شناخت عمیق هر یک از آن مقامات کافی است تا انسانها شبانه روز در پی رسیدن به آن وجود مقدس تلاش و خودسازی و زمینه سازی کنند. بشریت امروز بسان تشنه ای می ماند که هرگز طعم گوارای آب را نچشیده و همیشه با مایعاتی جایگزین سیراب شده است. اگر تنها یکبار این انسان با طعم آب آشنا شود هرگز به هنگام تشنگی چیزی غیر از آن نخواهد پذیرفت. اگر بخواهیم انگیزه و اشتیاق لازم برای حرکت در جهت ظهور را در مردم ایجاد کنیم قدم اول شناختن و شناساندن آن وجود مقدس است.
امیر مومنان علیه السلام در خطبه 113 نهج البلاغه می فرمایند:
«شما را چه شده که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می گردید و از متاع بسیار آخرت که از دست می دهید اندوهناک نمی شوید. اما با از دست دادن متاعی اندک از دنیا مضطرب شده که آثار پریشانی در چهره ها آشکار می گردد. گویا این دنیا محل زندگی جاویدان شما و وسائل آن برای همیشه از آن شماست».
قطعا مسیری که در پرتو وحی پیش پای انسان قرار داده شده، سمت و سوی اخروی داشته و اگر بناست از دنیا و مافیها بهره ای برده شود، باید در مسیر هدف نهایی که همان بندگی خداوند است، باشد. آنچه در این مرحله باید مدنظر قرار گیرد مراقبت از عدم وابستگی به دنیاست.
دنیا - اعم از اموال و فرزندان و هوای نفس - به قدری خطرناک است که می تواند فردی را که عمری است در رکاب امامش بوده، از وی جدا سازد. امام علی ابن ابی طالب علیه السلام می فرمایند: «زبیر همواره با ما بود تا آنکه فرزند نامبارکش عبدالله پا به جوانی گذاشت.»(8)
آنچه در این مقال به دنبال بیان آن بودیم مسئولیت بزرگی است که بر دوش تک تک افراد قرار دارد، تا هر یک با تقویت ایمان و عمل صالح موانع ظهور منجی موعود را برطرف سازند. مواردی که به عنوان علل غربتِ ولیّ ذکر شد به نظر جزو مهمترین آنها بوده و نه همه آنها که امید است توجه به این امور بسیاری از موانع دیگر را برطرف سازد.
پی نوشت:
1) کمال الدین و اتمام النعمه ج1ص563ح13
2) توبه 128
3) امام یگانه ی دوران، دکتر مرتی طاهری، ص202
4) کمال الدین ج2ص553ح8
5) همان ج1ص565
6) امام یگانه ی دوران؛ ص209
7) برگرقته از چیستی، چرایی و چگونگی ولایت محوری؛ دکتر عبدالله حاجی صادقی.
8) نهج البلاغه حکمت 45

نیایش یا دُعا شکلی از رفتار دینی است که هدف از آن، جستن ارتباط با موجودیتی است که فرد نیایشگر او را به عنوان آفریدگار خود یا موجودی روحانی در نظر میگیرد. فرد نیایشگر در دعاهای خود معمولاً خواستهای را از مخاطب نیایش خود طلب میکند. دعا (نیایش) در لغت به معناى خواندن و درخواست كردن است و در اصطلاح عبارت است از درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند.
دعا كردن، مستحب و داراى فضیلت بسیار و برترین عبادت است، ترك دعا از روى تکبر حرام و از گناهان کبیره است. یکی از دعاهایی که نزد شیعیان از ارج و قرب والایی برخوردار است، دعای فرج است. آنچه در دعای فرج از خداوند متعال تقاضا می گردد سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر علیه السلام است.
شاید در وهله نخست این مطلب به ذهن خطور کند که چیزی از این دعا عاید داعی نخواهد شد و متعلق دعا فقط و فقط امام زمان علیه السلام است و این در حالی است که دعای فرج، دعا در حق خودمان است.
برکات دعا برای فرج به خود ما بر می گردد
مرحوم آیه الله موسوی اصفهانی دو جلد کتاب به امر مطاع امام زمان علیه السلام نوشت به نام "مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم". تمام مطالب این کتاب ارزنده درباره این موضوع است که دعا کردن برای فرج آن بزرگوار چه فوایدی را نصیب دعا کننده می گرداند.
در روایتی، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام یکی از فواید مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غیبت بیان می فرماید. روایت مهم ذیل را با دقت تمام بخوانید:
احمد بن اسحاق گوید: به حضور حضرت عسکری علیه السلام رسیدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند:
ای احمد ابن اسحاق! بدرستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت، بلا را از زمین دفع می کند، و به خاطر او باران را نازل می کند، و به وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد.
به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز وجل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند.
احمد بن اسحاق می گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، امام و خلیفه بعد از تو کیست؟
پس امام به سرعت برخاست و داخل (اندرون) خانه شد، سپس بیرون آمد در حالی که روی دوشش پسری سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید. حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:
ای احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجتهای خدا عزیز و گرامی نبودی، هیچ گاه این فرزندم را به تو نشان نمی دادم. بدرستی که او هم اسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و هم کنیه اوست، و اوست کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند، پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمد بن اسحاق، مثل او در این امت مثل خضر علیه السلام و مثل او مثل ذو القرنین است. به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز وجل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند.

احمد بن اسحاق گفت: ای مولای من، آیا علامتی هست که دلم اطمینان پیدا کند به آن علامت؟
پس آن پسر خوش سیما (که جان همه عالم به فدایش باد) به زبان عربی گویا آغاز به سخن کرد و فرمود:
بقیه الله در زمین منم، انتقام گیرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عینی من دنبال اثری نگرد.
ای احمد بن اسحاق. پس هر کس که می خواهد در دنیای پر آشوب کنونی از نجات یافتگان و رستگاران باشد، باید خود را به وسیله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزدیک کند تا مشمول دعای آن بزرگوار گردد.( کمال الدین، ج 2، ص 485)
دعای داعیان را امام آمین می گوید
طبق روایات وارده هنگامی که موالیان و دوستان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام دعا می کنند، اولیای خدا آمین می گویند، و چه ارزشمند است دعایی که حضرت اباصالح المهدی علیه السلام آمینش را بگوید. برای اثبات گفتارمان به بیان یک روایت بسنده می کنیم:
محمد بن الحسن الصفار از ابوالربیع شامی آورده است که گفت: به حضرت ابوعبدالله صادق علیه السلام عرضه داشتم: از عمرو بن اسحاق حدیثی به من رسیده. فرمود: آن را عرضه کن. گفتم: وی بر امیرالمومنین علی علیه السلام داخل شد، پس آن حضرت آثار زردی بر صورتش دید، فرمود: این زردی چیست؟. پس بیماریی که در او بود، توضیح داد. آن حضرت به او فرمود: ما خوشحال می شویم به خوشحالی شما، و اندوهگین می گردیم به حزن شما، و بیمار می شویم به بیماری شما، و دعا می کنیم برای شما، و شما که دعا می کنید ما آمین می گوییم. عمرو به امیرالمومنین علیه السلام عرض کرد: آنچه فرمودید دانستم، ولی چگونه ما دعا می کنیم شما آمین می گویید؟. آن حضرت فرمود: بر ما یکسان است حاضر و دور. امام صادق علیه السلام فرمود: عمرو راست گفته است.( بصائر الدرجات، ص 260)
طبق روایات وارده هنگامی که موالیان و دوستان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام دعا می کنند، اولیای خدا آمین می گویند، و چه ارزشمند است دعایی که حضرت اباصالح المهدی علیه السلام آمینش را بگوید.
دعای فرج، یاری کردن به زبان
بی تردید دعا کردن برای آن بزرگوار، نصرت و یاری اوست، چون یکی از انواع نصرت، یاری کردن به زبان است، و دعا برای آن حضرت یکی از اقسام یاری کردن به زبان است.
پر واضح است که دعا از بهترین انواع نیکی است، پس اگر مومن برای مولای خود خالصانه دعا کند، مولایش نیز برای او دعا می کند، و دعای آن بزرگوار کلید همه خیرات و برکات و فلاح و رستگاری است.
مرحوم آیه الله موسوی اصفهانی در کتاب مکیال المکارم (ج 1، ص 386) نقل می کند که: یکی از برادران صالحم برایم نقل کرد که آن حضرت را در عالم رویا مشاهده کرده و آن بزرگوار به او فرموده اند: من برای هر مومنی که پس از ذکر مصائب سیدالشهداء در مجالس عزاداری دعا می کند، دعا می کنم.
آیت الله بهجت (ره) درباره دعا در حق امام زمان علیه السلام می فرمایند:
دوستان آن حضرت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ باید دو مطلب مهم را رعایت كنند:
یكى این كه، در شداید براى فرج دعا كنند، كه خود همین مژده اى است براى این كه شداید به فرج متصّل است. دیگر این كه، دعا كنند كه ظهور آن حضرت براى اهل ایمان، همراه با عافیت باشد، و تا وقت ظهور با وجود بلاها و شداید، ثابت قدم و استوار در دین و عامل به تكلیف باشند؛ خدا كند ظهور آن حضرت زود و قریب، و با عافیت اهل ایمان همراه باشد!

اموری در اینجا بیان میشود که اگر یکی از آنها در شخصی یافت شود بر ما واجب و لازم است که برای او دعا کنیم، به حکم عقل یا شرع یا فطرت انسانی؛ بلکه از روی سرشت حیوانی. در صورتی که تمام این امور در وجود مقدس امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - جمع است. در ادامه سعی می کنیم به برخی از آن ها اشاره کنیم.
دعایی نجات دهنده
شایسته است که مۆمن برای مۆمنین دعا کند که همکیش و همعقیده او هستند، و این مطلب به حکم عقل و شرع ثابت است. پس دعا کردن برای آن بزرگوار که سالار مۆمنین است بر ما لازم میباشد. چنانکه در کافی حدیث مسندی از حضرت ابوعبد اللَّه صادقعلیه السلام آمده است که فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هیچ مۆمنی برای مرد یا زن مۆمنی دعا نکند مگر آنکه خداوند متعال آنچه که او برای آنها خواسته است، مانند آن را به سوی او برگرداند، از طرف هر مرد یا زن مۆمنی که از اوّل روزگار تا روز قیامت آمده یا خواهد آمد. و بسا باشد که روز قیامت بنده مۆمنی را دستور دهند تا به آتش افکنده شود و او را میکشند تا به دوزخ ببرند، ولی مۆمنین و مۆمنات عرضه میدارند: پروردگارا! این همان شخصی است که برای ما دعا میکرد شفاعت ما را درباره او بپذیر. پس خداوند شفاعت آنها را درباره او قبول میفرماید و او نجات مییابد. ( اصول کافی: 507:2 )
معاویه بن عمّار از امام صادق علیه السّلام روایت كرده است كه فرمود:
دعاى مسلمان در غیاب برادر مسلمانش، گشایش روزى را براى دعاكننده به همراه دارد، و بلا را از او دور مىگرداند، و فرشتگان به او مىگویند: دو برابر آنچه براى برادرت خواستى براى تو است.( پاداش نیكی ها و كیفر گناهان/ ترجمه ثواب الأعمال )
اجابت دعای ما به برکت امام
بدان که از جمله نعمتهای بزرگ خداوند متعال بر ما این است که به ما اجازه داده تا او را بخوانیم و دعا کنیم و حاجتهای خود را از او بخواهیم و خداوند متعال به لطف و کرمش دعای ما را مستجاب میفرماید. و چون در جای خود ثابت است که تمام نعمتهای الهی به برکت وجود امام زمانمان به ما میرسد و نیز پرواضح است که اجابت دعا از بهترین نعمتهاست، بلکه مهمترین نعمت است. زیرا که به وسیله این نعمت به نعمتهای دیگر دست مییابیم؛ اهمیت حقّ مولایمان امام زمان علیه السلام بر ما روشن میشود، زیرا که وجود آن حضرت وسیله تحقق یافتن این نعمت و موهبت بزرگ از جانب خداوند است، پس بر ما واجب است که با دعا و یا کارهای دیگر جبران این لطف را بنماییم.
همه احسان آن حضرت در حق ما ثمره محبتش نسبت به ما است ولی یک نکته را که نباید غافل باشی اینکه محبت او در حق ما جز از جهت ایمان و اطاعت ما نسبت به خداوند تعالی نیست پس اگر محبت آن بزرگوار را می خواهی بر تو باد اطاعت خدای تعالی و مبادا که با مخالفت کردن با خداوند او را اذیت و با وی دشمنی کنی
روایتی است که صفّار در بصائر الدرجات به سند خود از امام ابوجعفر باقر علیه السلام آورده است که فرمود: رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمۆمنین فرمود:
آنچه بر تو دیکته میکنم بنویس،
علی علیه السلام عرضه داشت: ای پیامبر خدا آیا می ترسی فراموش کنم؟
فرمود: نمی ترسم فراموش کنی؛ من از خداوند خواسته ام که تو را حفظ کند، و فراموشت ننماید، ولی برای شریکانت بنویس.
عرضه داشت شرکای من کیانند؟
فرمود: امامان از فرزندان تو که خداوند به سبب آنان بر امت من باران می فرستد و به سبب آنان دعای ایشان را مستجاب می کند و به سبب آنان بلا را از آنها دور میسازد و به سبب آنان رحمت از آسمان نازل می شود و این نخستین آنان است - به امام حسن علیه السلام اشاره کرد - سپس به امام حسین علیه السلام اشاره کرد و فرمود: امامان از فرزندان تو اند.( بصائر الدرجات: 167)

آیا پاداش احسان جز احسان است
احادیث و روایات از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه (علیهم السلام) در باب آثار و برکات وجودی امام فراوان است كه ذكر آن در این مختصر نمى گنجد، لكن از باب نمونه به عنوان تیمّن و تبرّك، حدیثى را از امام سجّاد (علیه السلام) كه بیانگر پاره اى از بركات وجودى امام (علیه السلام) است، ذكر مى كنیم:
سلیمان از امام صادق (علیه السلام) و آن حضرت از پدر بزرگوارش امام باقر (علیه السلام) و آن حضرت از امام زین العابدین نقل مى كند كه حضرتش فرمودند:
«ما (اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم)) پیشوایان امت اسلام، حجت هاى خدا بر جهانیان، آقاى اهل ایمان، پیشواى روسفیدان و سرپرست مۆمنانیم. ما امان براى اهل زمین هستیم، همچنان كه ستارگان امان براى اهل سمائند. ما كسانى هستیم كه خدا به واسطه ما آسمان را بر فراز زمین نگه داشت و اهل زمین را از هلاكت نجات بخشیده است. به واسطه ما باران مى بارد و رحمت خدا منتشر مى شود و زمین بركاتش را بیرون مى آورد و اگر نبود در هر عصر و زمانى امامى از ما اهل بیت در زمین، زمین اهلش را فرو مى برد و هلاك مى كرد.
سپس فرمودند:
از هنگام خلقت آدم تا قیامت، زمین از حجت خدا خالى نبوده و نخواهد بود; خواه حجتش در میان مردم آشكار و معروف باشد یا غایب و ناپیدا. خدا در زمین عبادت نمى گردید».
سلیمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم كه مردم در زمان غیبت چگونه از امام غایب بهره مند مى شوند؟ آن حضرت فرمود:
«همچنان كه از خورشید هنگامى كه در پشت ابرها است، بهره مند مى گردند».
احسان امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به ما نحوههای گوناگون دارد و از جمله آنها دعا کردن آن حضرت در حقّ ما و دفع شرّ دشمنان و برطرف ساختن محنتها و... میباشد. خداوند متعال میفرماید: «هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلاَّ الإِحْسانُ»؛ (سوره الرحمن، یه 60) آیا پاداش احسان جز احسان است البته احسان به حکم عقل و شرع و فطرت انسانی، انگیزه دعا کردن است که:
أحسن إلی الناس تستعبد قلوبهم فطا لما استعبد الإنسان إحسان
به مردم احسان کن که دلهایشان را به بند خواهی کشید و بسیار میشود که احسان، انسان را به بردگی میکشاند.
احسان امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به ما نحوههای گوناگون دارد و از جمله آنها دعا کردن آن حضرت در حقّ ما و دفع شرّ دشمنان و برطرف ساختن محنتها و... میباشد. خداوند متعال میفرماید: «هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلاَّ الإِحْسانُ»
نکته ای مهم
همه احسان آن حضرت در حق ما ثمره و نتیجه محبتش نسبت به ما است ولی یک نکته را که نباید غافل باشی اینکه محبت او در حق ما جز از جهت ایمان و اطاعت ما نسبت به خداوند تعالی نیست پس اگر محبت آن بزرگوار را می خواهی بر تو باد اطاعت خدای تعالی و مبادا که با مخالفت کردن با خداوند او را اذیت و با وی دشمنی کنی که از کسانی خواهی بود که خداوند درباره آنها فرمود:
"ان الذین یودون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعدلهم عذابا مهینا"؛ البته آنان که خدا و رسولش را می آزارند خداوند در دنیا و خرت لعنتشان کرده است و برایشان عذاب خوارکننده ای آماده نموده است.
مرا ببخش نگشتم چنان كه می خواهی به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی
همیشه عهد شكستن ز سمت من بوده مرا ببخش كه سوگند خورده ام گاهی
تمام عمر فقط ادعا، كه یار توام ولی دریغ چه گویم، خودت كه گاهی

هر جنبش و انقلابی به یاران و همراهانی نیاز دارد، یارانی که ستون های آن جنبش و انقلابند. و سنگینی آن را به دوش می کشند. با توجه به گستردگی و وسعت انقلاب حضرت مهدی(عج الله فرجه)، می توان این موضوع را دریافت که این حکومت بر چه ستون ها و پایه های محکمی استوار است. این ستون های محکم، به مثابه بازوان نیرومند آن حضرت به شمار می آیند که دائماً در خدمت ایشان هستند.
البته شایان ذکر است که یاران حضرت مهدی(عج الله فرجه) چند دسته اند:
دسته اول: دسته ای از آنها، یاران خاص و سپاه فرماندهی آن حضرت هستند که تعدادشان313 نفر است.
یکی از مهم ترین شرایط ظهور حضرت مهدی(عج الله فرجه)، فراهم شدن یاران کارآمد است. یاران، همراهان و همرزمانی توانمند که، فقدانشان کار حکومت، هدایت و رشد را لنگ می کند. بهترین یاران ایشان، افراد مخصوصی هستند که در اولین فرصت، خود را به حضرت می رسانند. در روایات وارده از اهل بیت (علیهم السلام) تعداد آنها 313 نفر، به عدد اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر، مشخص شده است.
در همه جا معروف است كه هنگام ظهور امام زمان(علیه السلام)،313 نفر از یاران مخصوصشان به حضرت مى پیوندند و همچون كوه در برابر حوادث ایستادگى كرده و همراه امام(عج الله) هستند. و قرآن از این افراد به «امة معدود» یاد می کند.
« وَ لَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّیَقُولُنَّ مَا یَحْبِسُهُ، أَلاَ یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِۆُونَ. و ما اگر عذاب آنها را تا مدتى اندك و معین تأخیر بیندازیم، حتماً به عنوان مسخره مى گویند: موجب بازداشتن عذاب از آمدن چیست؟ آگاه باشید كه روزى كه قرار است بیاید خواهد آمد و از ایشان بر نخواهد گشت، و فرا می گیرد ایشان را همان عذابى كه به آن استهزاء مى كردند»(1)
در احادیثی از اهل بیت(علیهم السلام) ذیل این آیه داریم که این "امة معدودة"، که به معنی نفرات کم می باشند، یاوران قائم(عج الله فرجه) هستند.
امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) در تفسیر این آیه فرمودند: منظور از امة معدوده، اصحاب قائم است. هنگامی که بر امام زمان(عج الله فرجه) اذن ظهور داده شود، خداوند را با اسم عبرانی می خواند، سیصد و سیزده نفر از یارانش، چون قطعات ابر بهاری در یک ساعت گرد هم جمع می شوند، که آنها پرچمداران آن حضرت هستند. بعضی از آنها شب هنگام در رختخوابشان ناپدید می شوند و صبح در مکه می باشند. و برخی دیگر از آنها مشاهده می شوند که روز بر روی ابرها راه می روند که به اسم خویش و اسم پدرش و اصل و نصبش شناخته می شوند. عرض کردم: فدایت شوم کدامیک از آن دو گروه ایمانش عظیم تر است؟ فرمود: آن کسی که در روز بر روی ابر راه می رود؛ و ایشان همانند ناپدید شدگان هستند و این آیه درباره آنها نازل شده است «هر کجا باشید خداوند شما را یک جا گرد می آورد.»(2)
یکی از مهم ترین شرایط ظهور حضرت مهدی(عج الله فرجه)، فراهم شدن یاران کارآمد است. یاران، همراهان و همرزمانی توانمند که، فقدانشان کار حکومت، هدایت و رشد را لنگ می کند. بهترین یاران ایشان، افراد مخصوصی هستند که در اولین فرصت، خود را به حضرت می رسانند.
امام صادق(علیه السلام) به یکی از شاگردان مخصوص خود به نام مفضل ابن عمر فرمودند: گویا قائم را بر منبر کوفه می نگرم که اصحاب او 313 نفر به عدد اهل بدر، پیرامونش گرد آمده اند و آنها مردان جنگ آور و حاکمان خدا در زمین بر خلق اویند.(٣)
این یاران خاص حضرت، که در همه روایات به اصحاب حضرت مهدی(عج الله فرجه) معروف هستند، همان چهره های حکومتی حضرت مهدی(عج الله فرجه) هستند. آنها انسان هایی عادل، مقتدر، فقیه و کارآمد هستند که در تثبیت حکومت جهانی مولای خود، نقش به سزایی دارند.
هر گاه زمان ظهور فرا برسد، خداوند این افراد را در اندک زمانی، در مکه ظاهر می کند و بدون حضور اینان قیام حضرت مهدی(عج الله فرجه) شروع نمی شود.
دسته دوم: از یاران ایشان، که پس از تشکیل ستاد فرماندهی (یعنی 313 نفر) به یاری ایشان می آیند، طبق روایات ده یا دوازده هزار نفر می باشند. وقتی این گروه کامل شد، حرکت و قیام حضرت آغاز می گردد.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: مهدی(عج الله فرجه) حداقل با دوازده هزار و حد اکثر با پانزده هزار نفر قیام می کند و ترس و وحشت پیشاپیش او در حرکت است، به دشمنی نمی رسد، مگر اینکه نابودشان می کند و شعارشان این است: ای مردم، ای مردم! در راه خدا از هیچ سرزنش انسان پستی، نهراسید.(٤)
دسته سوم: از یاران مۆمنانی هستند، که پس از شروع قیام به آنان می پیوندند و لحظه به لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.
حضرت مهدی(عج الله فرجه) با ظهور پر برکتشان تحولات بنیادینی در جهان به وجود می آورند. تحقق این امر تنها با کرامات و معجزات ایشان صورت نمی گیرد، بلکه مستلزم نصرت یارانی است که برای او به اذن خدا ذخیره گشته اند. و این یاران چند دسته اند که مهمترین آنها یاران خاص حضرت هستند که تعداد آنها 313 نفر می باشد. ما در مجالی دیگر ویژگی های خاصه این یاران را به طور کامل بررسی خواهیم کرد.
پی نوشت:
1. سوره هود، آیه8.
2. مجمع البیان، جلد 5، صفحه 144 و غیبت نعمانی، صفحه 535.
٣. کمال الدین و تمام النعمة، جلد2، صفحه672.
٤. ترجمه و تلخیص منتخب الأثر، صفحه211.