شعر
شنبه 14 دی 1392 | yousofe-zahra

 

 من روز و شب ظهور تو را، آه می کشم/ در آسمان عبور تو را آه می کشم

می‌پرسمت ز روز و بیابان و کوه و دشت/ من پاسخ ظهور تو را، آه می کشم

پیداتری از آن که ببینم تو را به چشم/ در محضرت، حضور تو را، آه می کشم

می خوانمت به نام و نمی‌دانمت هنوز/ من فرصت مرور تو را آه می کشم

گاهی غم فراق تو را گریه می کنم/ گاهی وصال دور تو را، آه می کشم

وقتی نمی رسم به خیال وصال تو/ من هم دل صبور تو را، آه می کشم

از این فصول پر ز حقارت دلم گرفت/ من فصل پر غرور تورا، آه می کشم

موعود عشق! مهر جهان تاب آخرین/ بر من بتاب ، نور تو را، آه می کشم(13)

 

***

 

لینک ثابت

 


آقاي شيخ حيدر علي مدرس اصفهاني فرمود: يکي از مواقعي که من به حضور مقدس حضرت بقية اللّه (ارواحنا فداه) مشرف شدم و آن مولا را نشناختم، سالي بود که اصفهان بسيار سرد شد و نزديک پنجاه روز آفتاب ديده نمي‌شد و مدام برف مي‌باريد. سرما به حدي شد که نهرهاي جاري يخ بسته بود.

آن وقت‌ها من در مدرسه باقريه (درب کوشک) حجره داشتم وحجره‌ام روي نهر واقع شده بود.

مقابل حجره مثل کوه، برف و يخ جمع شده بود. از زيادي يخ و شدت سرما، راه تردد از روستاها به شهر قطع شده و طلاب روستايي فوق‌العاده در مضيقه و سختي بودند.

روزي پدرم، با کمال سختي به شهر آمد تا بنده را به سده (محلي در اطراف اصفهان) نزد خودشان ببرد، چون وسايل آسايش در آن جا فراهم بود. اتفاقا سرماي هوا و بارش برف بيشتر شد و مانع از رفتن گرديد و به دست آوردن خاکه و ذغال هم براي اشخاصي که قبلا تهيه نکرده بودند، مشکل و بلکه غير ممکن بود.

از قضا نيمه شبي، نفت چراغ تمام و کرسي سرد شد.

مدرسه هم از طلاب خالي بود، حتي خادم، اول شب در مدرسه را بست و به خانه‌اش رفت.

فقط يک طلبه طرف ديگر مدرسه درحجره‌اش خوابيده بود. لذا پدرم شروع به تندي کرد که چقدر ما و خودت را به زحمت انداخته‌اي. فعلا که درس و مباحثه‌اي در کار نيست، چرا در مدرسه مانده‌اي و به منزل نمي‌آيي تا ما و خودت را به اين سختي نيندازي؟ من جوابي غير از سکوت و راز دل با خدا گفتن نداشتم.

از شدت سرما خواب از چشم ما رفته و تقريبا شب هم از نيمه گذشته بود. ناگاه صداي در مدرسه بلند شد و کسي محکم در را مي‌کوبيد. اعتنايي نکرديم. باز به شدت در زد.

ما با اين حساب که اگر از زير لحاف و پوستين بيرون بياييم ديگر گرم نمي‌شويم، ازجواب دادن خودداري مي‌کرديم. اما اين بار چنان در را کوبيد که تمام مدرسه به حرکت در آمد. خود را مجبور ديدم که در را باز کنم. برخاستم و وقتي در حجره را بازکردم، ديدم به قدري برف آمده که از لبه ازاره ايوان (ديواره کوتاه آن) بالاتر رفته است، به طوري که وقتي پا را در برف مي‌گذاشتيم تا زانو يا بالاتر فرو مي‌رفت.

به هر زحمتي بود، خود را به دهليز (دالان) مدرسه رسانيده و گفتم: کيستي؟ اين وقت شب کسي در مدرسه نيست.

بنده را به اسم و مشخصات صدا زدند و فرمودند: شما را مي‌خواهم.

بدنم لرزيد و با خود گفتم: اين وقت شب و ميهمان آشنا، آن هم کسي که مرا از پشت در بشناسد، باعث خجالت است. در فکر عذري بودم که براي او بتراشم، شايد برود و رفع مزاحمت و خجالت شود.

گفتم: خادم در را بسته و به خانه رفته است. من هم نمي‌توانم در را باز کنم.

فرمودند: بيا از سوراخ بالاي در اين چاقو را بگير و از فلان محل باز کن.

فوق‌العاده تعجب کردم! چون اين رمز را غير از دو سه نفر از اهل مدرسه کسي نمي‌دانست.

چاقو را گرفته و در را باز کردم. بيرون مدرسه روشن بود اگر چه اول شب چراغ برق جلو مدرسه را روشن کرده بودند، ولي در آن وقت آن چراغ خاموش بود و من متوجه نبودم.

خلاصه اين که شخصي را ديدم در شکل شوفرها، يعني کلاه تيماجي گوشه‌داري بر سر و چيزي مثل عينک روي چشم گذاشته بود شال پشمي به دورگردن پيچيده و سينه‌اش را بسته بود کليجه ترياکي رنگي (يک نوع لباس نيم تنه) که داخل آن پشمي بود به تن کرده و دستکش چرمي در دست داشت. پاهاي خود را با مچ پيچ محکم بسته بود. سلامي کردم.

ايشان جواب سلام مرا بسيار خوب دادند. من دقت مي‌کردم که از صدا، ايشان را بشناسم و بفهمم کدام يک از آشنايان ما است که از تمام خصوصيات حال ما و مدرسه مطلع است.

در اين لحظات دستشان را پيش آوردند ديدم از بند انگشت تا آخر دست، همه دوقراني‌هاي جديد سکه‌اي چيده است که آنها را در دست من گذاشتند و چاقويشان راگرفتند و فرمودند: فردا صبح خاکه براي شما مي‌آورم. اعتقاد شما بايد بيش از اينها باشد. به پدرتان بگوييد اين قدر غرغر نکن، ما بي‌صاحب نيستيم.

اين جا ديگر بنده خوشحال شدم و تعارف را گرم گرفتم که بفرماييد، پدرم تقصيرندارد، چون وسايل گرم کننده حتي نفت چراغ هم تمام شده است.

فرمودند: آن شمع گچي را که بر طاقچه بالاي صندوق‌خانه است، روشن کنيد.

عرض کردم: آقا اينها چه پولي است؟

فرمودند: مال شما است و خرج کنيد.

در بين صحبت کردن، متوجه شدم که براي رفتن عجله دارند ضمنا زماني که من با ايشان حرف مي‌زدم، اصلا سرما را احساس نمي‌کردم. خواستم در را ببندم، يادم آمد از نام شريفشان بپرسم، لذا در را گشودم ديدم آن روشنايي که خصوصيات هر چيزي در آن ديده مي‌شد به تاريکي تبديل شده است، لذا به دنبال جاي پاهاي شريفش مي گشتم، چون کسي که اين همه وقت، پشت در، روي اين برفها ايستاده باشد، بايد آثار قدمش در برف ديده شود، ولي مثل اين که برفها سنگ ورد پا و آمد و شدي درآنها نبود.

از طرفي چون ايستادن من طول کشيد، پدرم با وحشت مرا از در حجره صدا مي‌زد که بيا هرکس مي‌خواهد باشد. از ديدن آن شخص نااميد شدم و بار ديگر در را بستم و به حجره آمدم.

ديدم ناراحتي پدرم بيشتر از قبل شده است و مي‌گفت: در اين هواي سرد که زبان با لب و دهان يخ مي‌کند، با چه کسي صحبت مي‌کردي؟ اتفاقا همين‌طور هم بود.

بعد از آمدن به اتاق در طاقچه‌اي که فرموده بودند، دست بردم شمعي گچي را ديدم که دو سال پيش آن جا گذاشته بودم و به کلي از يادم رفته بود. آن را آوردم و روشن کردم. پولها را هم روي کرسي ريختم و قصه را به پدرم گفتم. آن وقت حالي به من دست داد که شرحش گفتني نيست. طوري بود که اصلا احساس سرما نمي‌کردم وبه همين منوال تا صبح بيدار بودم. آن وقت پدرم براي تحقيق پشت در مدرسه رفتند.

جاي پاي من بود، ولي اثري از جاي پاي آن حضرت نبود. هنوز مشغول تعقيب نمازصبح بوديم که يکي از دوستان مقداري ذغال و خاکه براي طلاب مدرسه فرستاد که تا پايان آن سردي و زمستان کافي بود.(4)

 برکات حضرت ولی عصر(عج)، حکایات کتاب عبقری حسان ، صص 122-120

 

لینک ثابت

 

نامه‌ی دیگری از امام مهدی(عج) به شیخ مفید كه در روز پنجشنبه، 23 ماه ذيحجه سال 412 هجرى به دست شيخ مفيد رسيده است

بنام خداوند بخشاينده بخشايشگر!

درود خدا بر تو اى يارى رسان حق! و آنكه با گفتار راستين و شايسته، مردم را به سوى حق فرا مى‏خوانى!

ما در نامه خويش به تو، خداى جهان آفرين را كه خدايى جز او نيست و خداى ما و خداى نياكان ما است، سپاس مى‏گذاريم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرين پيام آور خدا و خاندان پاك و مطهرش، درودى جاودانه مى‏طلبيم.

و بعد! دوست راه يافته به حقيقت! خداوند، بدان وسيله‏اى كه به سبب دوستان ويژه‏ خود، به تو ارزانى داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نيرنگ دشمنانش حراست فرمايد.

ما ناظر نيايش تو با خدا بوديم و از خداى جهان آفرين برآورده شدن آن را خواستيم.

ما اينك در قرارگاه خويش، در مكانى ناشناخته، بر فراز قله‏اى سر به آسمان كشيده، اقامت گزيده‏ايم كه به تازگى به خاطر عناصرى بيداد پيشه و بى‏ايمان، بناگزير از منطقه‏اى پر دار و درخت بدين جا آمده‏ايم و به زودى از اينجا نيز به دشتى گسترده كه چندان از آبادى دور نيست، فرود خواهيم آمد. به زودی خبری از ما به تو می‌رسد و تو را آگاه خواهيم ساخت تا بدان وسيله در جريان باشى كه راه تقرب به ما با اعمال و کردار چیست و خداوند به مهر و لطف خود، تو را موفق بدارد. -پس اینگونه باش.

خداى جهان آفرين با چشم عنايتش كه هرگز آن را خواب نمى‏گيرد. وجودت را حفظ كند- بايد در برابر فتنه‏اى كه جان آنانى كه آن را در دل هايشان كاشته‏اند به نابودى خواهد افكند، بايستى! و باطل گرايان بد انديش را بترسانى چرا كه از سرکوبى آنان، ايمان آوردگان، شادمان و جنايتكاران، اندوه زده خواهند شد.

و نشانه حركت و جنبش ما از اين خانه نشينى و كناره‏گيرى، رخداد مهمى است كه در سرزمين وحى و رسالت، مكه معظمه از سوى پليدان نفاق پيشه و نكوهيده، رخ خواهد داد، از جانب عنصرى سفاك كه ريختن خون‏هاى محترم را حلال شمرده و به نيرنگ خويش، آهنگ جان  ايمان آوردگان خواهد كرد، اما به هدف ستم‌بار و تجاوزكارانه خويش دست نخواهد يافت، چراكه ما پشت سر توحيدگرايان شايسته كردار، بوسيله نيايش و راز و نيازى كه از فرمانرواى آسمان و زمين پوشيده نمى‏ماند، آنان را حفاظت و نگهدارى خواهيم كرد.

بنابراين، قلبهاى دوستان ما به دعاى ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمينان يابد و آسوده خاطر باشند كه خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگيري‌هاى هراس انگيزى، آنان را به دلهره مى‏افكند، اما از گزند آن عنصر تبهكار در امان خواهند بود و سرانجام، كار با دست توانا و ساخت تدبير نيكوى خدا -تا هنگامى كه پيروان ما از گناهان دورى گزينند- شايسته و نيكو خواهد بود.

هان اى دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بيدادگران در سنگر جهاد و پيكارى! خداوند همانسان كه دوستان شايسته كردار پيشين ما را تأييد فرمود، تو را نيز تأيید نمايد! ما به تو اطمينان مى‏دهيم كه هركس از برادران دينى‏ات، پرواى پروردگارش را پيشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود كننده و گرفتاريهاى تيره و تار و گمراه‌گرانه، در امان خواهد بود و هر آن كس كه در دادن نعمت‌هايى كه خداوند به او ارزانى داشته، به كسانى كه دستور رسيدگى به آنان را داده است، بخل ورزد، چنين كسى در اين جهان و سراى ديگر، بازنده و زيانكار خواهد بود.

دوست واقعى! اگر پيروان ما -كه خداى آنان را در فرمانبردارى خويش توفيق ارزانى بدارد- به راستى در راه وفاى به عهد و پيمانى كه بر دوش دارند، هم دل و يك صدا بودند، هرگز خجستگى ديدار ما از آنان به تأخير نمى‏افتاد و سعادت ديدار ما، ديدارى براساس آگاهى عميق و خالصانه نسبت به ما، زودتر روزى آنان مى‏گشت.

از اين رو (بايد بدانند كه) جز برخى رفتار ناشايسته آنان كه ناخوشايند ما است و آن عملكرد را زيبنده اينان نمى‏دانيم، عامل ديگرى ما را از آنان دور نمى‏دارد. خداوند ما را در يارى، بسنده و نيك، كارساز است و درود او بر سرور و بشارت دهنده و بيم دهنده ما محمد (ص) و خاندان پاكش باد!

متن عربی

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

سلام اللّه عليك أيّها النّاصر للحقّ، الدّاعي إليه بكلمة الصدق، فانا نحمد اللّه إليك الذي لا إله إلاّ هو، إلهنا و إله آبائنا الأولين، و نسأله الصلاة على نبيّنا و سيدنا و مولانا محمّد خاتم النبيّين، و على أهل بيته الطاهرين.

و بعد: فقد كنّا نظرنا مناجاتك عصمك اللّه بالسبب الذي وهبه اللّه لك من أوليائه، و حرسك به من كيد أعدائه، و شفعنا ذلك الآن من مستقر لنا ينصب في شمراخ ، من بهماء   صرنا إليه آنفا من غماليل ألجأنا إليه السباريت من الإيمان و يوشك أن يكون هبوطنا منه إلى صحصح من غير بعد من الدهر و لا تطاول من الزمان و يأتيك نبأ منا بما يتجدد لنا من حال، فتعرف بذلك ما نعتمده من الزلفة إلينا بالأعمال، و اللّه موفقك لذلك برحمته، فلتكن حرسك اللّه بعينه التي لا تنام أن تقابل لذلك فتنة تبسل نفوس قوم حرثت باطلا لاسترهاب المبطلين و يبتهج لدمارها المؤمنون، و يحزن لذلك المجرمون.

 و آية حركتنا من هذه اللوثة حادثة بالحرم المعظّم من رجس منافق مذمم، مستحل للدم المحرم، يعمد بكيده أهل الإيمان و لا يبلغ بذلك غرضه من الظلم لهم و العدوان، لأنّنا من وراء حفظهم بالدعاء الذي لا يحجب عن ملك الأرض و السّماء، فليطمئن بذلك من أوليائنا القلوب، و ليثقوا بالكفاية منه، و ان راعتهم بهم الخطوب   و العاقبة بجميل صنع اللّه سبحانه تكون حميدة لهم ما اجتنبوا المنهي عنه من الذنوب.

و نحن نعهد إليك أيّها الولي المخلص المجاهد فينا الظالمين، أيدك اللّه بنصره الذي أيّد به السلف من أوليائنا الصّالحين، انّه من اتّقى ربه من إخوانك في الدّين و اخرج ممّا عليه إلى مستحقيه، كان آمنا من الفتنة المطلة   ، و محنها المظلمة المظلة، و من بخل منهم بما أعاره اللّه نعمته على من أمره بصلته، فانّه يكون خاسرا بذلك لأولاه و آخرته، و لو أن أشياعنا وفّقهم اللّه لطاعته على اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا، و لتعجلت لهم السّعادة بمشاهدتنا على حقّ المعرفة و صدقها منهم بنا، فما يحبسنا عنهم إلاّ ما يتصل بنا ممّا نكرهه و لا نؤثره منهم، و اللّه المستعان و هو حسبنا و نعم الوكيل، و صلواته على سيّدنا البشير النذير محمّد و آله الطاهرين و سّلم.(2)

احتجاج طبرسی/ج2/صص655-653/ احتجاج(طبع جدید)/ج2/صص602-600

 

لینک ثابت

از علایم ظهور فقط علامات حتمى مانده است
حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمد باقر ملبوبى صاحب كتاب «الوقايع و الحوادث» خوابى را كه خود از آيت الله سيد محمد گلپايگانى شنيده اند، طبق درخواست نويسنده چنين مرقوم فرمودند:
آیت الله سيد محمد گلپايگانى فرزند عارف واصل، آيت الله العظمی سيد جمال الدین گلپايگانى فرمودند: مدتها پس از فوت مرحوم پدرم، شبى در خواب ديدم حضورشان مشرف شدم و ايشان در اطاق مفروش به زيلو و فاقد اثاث نشسته اند. گفتم: پدر! اگر خبرى نيست ما هم به دنبال كارمان برويم؟ وضع طلبگى در گذشته و حال همين است كه به چشم مى خورد.
فرمودند: پسر، حرف مزن! هم اكنون ولى امر تشريف مى آورند. آنگاه پدرم از جا برخاست. متوجه شدم محبوب كل عالم، حضرت ولى عصر عليه السلام تشريف آوردند. پس از عرض سلام و جواب حضرت، قبل از اين كه من حرفى بزنم، حضرت فرمودند:
«سيد محمد! مقام پدرت اين حجره ی محقر نيست، بلكه مقامش آن جاست. به محل مورد اشاره ی دست حضرت نگاه كردم، قصرى با شكوه و ساختمانى با عظمت – كه لايدرک و لايوصف است – ديدم و خوشحال گرديدم.»
عرض كردم: يابن رسول الله! آيا وقت ظهور مبارک رسيده است تا ديدگان همه به جمال و حضورتان روشن شود؟
حضرت فرمودند:«لم تبق من العلامات الا المتحويات و ربما اوقعت فى مدة قليلة، فعليكم بدعاء الفرج؛» از علایم ظهور فقط علامات حتمى مانده است و شايد آنها نيز در مدتى كوتاه به وقوع بپيوندند؛ پس بر شما باد كه براى فرج دعا كنيد.

لینک ثابت


کار از اینها هم بالاتر می گیرد و تمام خبرگزاری ها اعلام می کنند که زن مسلمان باردار و جنینش در دادگاه و جلوی قاضی با ضربات چاقو به شهادت رسیدند.

ماه رمضان فرا می رسد و تو روزه می گیری و به ظاهر مسلمانی، جلوی چشمانت ساندویچی می خورد و تو را به خاطر عمل به دستورات دین مسخره ات می کند و قاه قاه می خندد.

خبر می رسد که در یک کشور اسلامی، روحانی ای در حالی که داشت امر به معروف و نهی از منکر می کرد، با ضربات چاقو کشته شد.

درست متوجه شدید، اینها همه وصف زندگی مومنان است در روزهای آخرالزمان.

ذلت و خواری مومنان
رسول خدا(ص) در توصیف اوضاع مومنان و خواری آنان در روزهای آخرالزمان می فرمایند:

«و زمانی خواهد آمد، که مومن در آن زمان از گوسفند زبون تر خواهد بود.»(1)

و امام علی(ع) فرمودند: امر خدا واقع نمی شود، مگر بعد از آنکه شما مومنان در میان مردان از مردار هم خوارتر و زبون تر باشید ... و آن هنگامی است که یک ضربت با شمشیر برای مومن از به دست آوردن یک درهم از طریق حلال آسانتر باشد و ... .(2)

و هم چنین ایشان فرمودند:

«... در چنین روزگاری چیزی از شما باقی نمی ماند مگر ته مانده ای همانند ته مانده ی دیگ غذایی که خورده اند و یا باقیمانده ای که در ساک دستی باقی می ماند.»(3)
«اینان همانند پوستی که دباغی می شود شما را مالش و همانند گندمی که در خرمن کوبیده می شود شما را فشار می دهند.»(4)

«اینان مومن را از میان شما برای زجر دادن همانند پرنده ای که دانه ی چاق تر را انتخاب می کنند، بیرون می کشند...» (5)

و امام باقر(ع) می فرمایند: «آن فرجی که شما انتظار می کشید، واقع نمی شود مگر بعد از آنکه شما چون بز ذبح شده باشید که دیگر قصاب اعتنا نمی کند که دست به کدام عضو آن بزند! آری ستمگران شما را ارجی نمی نهند و شما  پناهگاهی پیدا نمی کنید که امر خود را به او مستند سازید.»(6)
و هم چنین امام صادق(ع) در این باره تصریح دارند که: «در آن زمان می بینی که پیروان همه ادیان تحقیر می شوند و حتی هر کس که یک فرد دیندار را دوست داشته باشد. مردم ارتباط با او را تحریم می کنند و از خود می رانند.»(7)

عدم امکان امر به معروف و نهی از منکر

مومنان در روزهای قبل از ظهور حضرت مهدی(ع) حتی نمی توانند به واجباتی مانند امر به معروف و نهی از منکر عمل کنند.

رسول خدا(ص) فرمودند: «… در آن وقت قلب مومن درونش آب می شود، مثل آب شدن نمک در آب. زیرا منکرات را می بیند و قدرت جلوگیری و تغییر آن را ندارد. مومن در میان آنها با ترس و لرز راه می رود، که اگر حرف بزند، او را می خورند و اگر ساکت شود، دق مرگ می شود.(8)

و هم چنین امام صادق(ع) فرمودند: «مومن در آن زمان محزون و مورد تحقیر قرار می گیرد. او نمی تواند که منکرات را جز در دلش انکار کند و در معرض هر نوع تحقیری قرار می گیرد.»(9)

سختی حفظ دین برای مومنان
رسول خدا(ص) درباره سخت و دشوار بودن حفظ دین در روزهای آخرالزمان فرمودند: «واى بر عرب از شرّى كه به آنان نزديك شده است. فتنه‏ هايى چون پاره‏ هاى شب تاريك و ظلمانى. صبح‏گاهان مرد مؤمن است و به هنگام غروب كافر. گروهى دين خود را به بهاى ناچيز و متاع اندك مى‏ فروشند. كسى كه در آن روز به دين خود چنگ زده و پاى بند است، همانند كسى است كه گلوله‏ اى از آتش را در دست گرفته يا بوته‏ اى از خار را در دست مى ‏فشرد.(10)

راه نجات از سختی ها

رسول خدا(ص) این سختی در زندگی مومنان را پیش بینی کرده  و فرموده اند: «برای مردم زمانی پیش می آید که برای هیچ دین داری دینش سالم نمی ماند جز اینکه از کوهی به کوهی فرار کند و همچون روباه بچه هایش را برداشته از لانه ای به لانه ای بگریزد... .»(11)

امام صادق(ع) نیز فرمودند: «هنگامی که چنین زمانی فرا رسد، گلیم خانه خود باشید تا خداوند امام غائب، غریب و فراری را که پاکیزه و پسر پاکیزه است، ظاهر سازد. هر کس فتنه ای به پا کند، خود گرفتار همان فتنه گردد. هر وقت برای هدفی شما را مورد هجوم قرار دهند خداوند برای آنها حادثه ای پدید آورد که سرشان آنجا گرم شود و از شما بازمانند.»(12)

و هم چنین ایشان می فرمایند: «برای شما زمانی پیش می آید که از افراد متدین کسی نجات نمی یابد، به جز افرادی که مردم آنها را ابله تصور کنند و آنها صبر و شکیبایی داشته باشند بر آنان که آنها را ابله و بی خرد بخوانند.»(13)
امام صادق (ع) خطاب به افراد با ایمان در آخرالزمان فرمودند: «آیا می دانید آنان که با ایمان راسخ در انتظار حضرت مهدی (عج) هستند و در بدترین شرایط صبر می کنند از آزار ها و سختی ها و ترس و ناملایمات بسیاری می بینند ، آنها روز قیامت از پیروان راستین ما هستند و به ما نزدیکترند.»(14)

آنچه باید باشد
احادیثی که در بالا آورده شد برای زمانه ای است که زمین پر از ظلم و جور شده و دیگر هیچ چیز بر سر جایش نیست.

در بیان مقام مومن همین بس که پیامبر خدا(ص) نگاهی به کعبه کردند و فرمودند: «آفرین بر تو ای خانه [خدا] چقدر نزد خداوند بزرگی و حرمت داری! اما به خدا سوگند که مؤمن (نزد خداوند) محترم تر از توست، زیرا خداوند تو را تنها از یک جهت محترم قرار داده است، ولی مؤمن را از سه جهت : مالش، جانش و اینکه به او گمان بد برده شود.»(15)؛ و هم چنین در روایات مومن را از فرشته مقرب هم گرامی تر دانسته اند.(16)



بر اساس روایات ظلم به برادران دینی(مومنان)  و از بین بردن حقوق آنان گناهی است که بخشوده نمی شود(17) و درست آخرالزمان دوره ای است پر از این گناه نابخشودنی.

پی نوشت:
1.       نهج الفصاحه،ج2،ص645؛ روزگار رهایی، ص354
2.       منتخب الاثر، ص314 ؛به نقل از روزگار رهایی، ص364
3.       نهج البلاغه، خطبه ی 107 ، صفحه ی 239
4.       همان
5.       همان
6.       بحار الانوار، ج52، ص110 و 264؛ روزگار رهایی، ص374
7.       بشارة الاسلام، ص 132
8.       الزام الناصب، ص182؛ روزگار رهایی، ص 355
9.       الزام الناصب ص183؛ به نقل از روزگار رهایی382
10.   احمد، مسند، ج‏2، ص‏390
11.   منتخب الاثر، ص 437؛ کشکول شیخ بهایی، ص580؛ به نقل از روزگار رهایی،ص794
12.   غیبت شیخ طوسی ص206
13.   اصول کافی، ج2، ص117؛ به نقل از روزگار رهایی، ص382
14.   احمد، مسند، ج‏2، ص‏390
15.   بحارالانوار، ج67، ص71، ح39
16.   همان، ج68،صص18و19، ح26
17.   وسائل الشیعه، العاملی، ج11،ص474،ح6

لینک ثابت

در روایات متعددی، موضوع تسلط یهود بر سرزمین‌های اسلامی و حوادث پس از آن پیشگویی شده است که در اینجا به مناسبت حوادث جاری در منطقه به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:

در روایتی که از امیرمؤمنان(علیه السّلام) نقل شده است در این زمینه چنین آمده است:یهود برای تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب [به منطقه عربی خاور میانه] خواهند آمد.

عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع کجا خواهند بود؟فرمود: در آن زمان عرب‌ها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.

از آن حضرت سؤال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟فرمود: نه، تا زمانی که عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیم‌های جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهای کمکی از [طریق] سرزمین عراق به آنان خواهد رسید که بر روی پرچم‌هایشان نوشته شده است: «القوّة».عرب‌ها و سایر مسلمانان همگی مشترکاً برای نجات فلسطین قیام خواهند کرد [و با یهودیان خواهند جنگید] و چه جنگ بسیار سختی که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد کشته‌ها عبور کنند.آنگاه فرمود:

و عرب‌ها سه بار با یهود می‌جنگند، و در مرحلة چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می‌افکند.

بعد از آن فرمود:به خدای بزرگ سوگند که یهودیان مانند گوسفند کشته می‌شوند تا جایی که حتّی یک نفر یهودی هم در فلسطین باقی نخواهد ماند.

آن حضرت در روایتی دیگر که «عباید اسدی» آن را نقل کرده است، می‌فرماید:

من در آینده در مصر منبری روشنی‌بخش بنیان خواهم نمود ...، و یهود و نصاری را از سرزمین های عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.

عبایه می‌گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می‌دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می‌شوید و این کارها را انجام می‌دهید!

فرمود:هیهات ای عبایه! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست؛ مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد.با امید به آنکه به زودی با ظهور امام مهدی(علیه السّلام) شاهد نابودی صهیونیسم متجاوز و آزادی کامل سرزمین فلسطین و قدس شریف باشیم.

 

لینک ثابت

 
فراوانی رحلت علما در آخرالزمان

چند روز پیش بود که باز هم رسانه ها خبر فوت عالمی بزرگ را اعلام کردند و زمین از وجود مومنی دیگر خالی شد. رحلت علما و دانشمندان دینی موضوعی است که در احادیث آخرالزمانی پیش بینی شده است.



امیر مومنان، حضرت علی(ع) می فرمایند:
«و آن هنگامی است که مرگ فقهای راستین را یکی پس از دیگری برباید و امت محمد (ص) نماز را ترک گویند.»(1)

رسول خدا(ص) در این مورد فرمودند:
«هنگامی که دانشمندان شما کم شوند، قاریان شما از بین بروند، شما از دادن زکات ابا کنید، گناهان را علنی انجام دهید، صداهای شما در مساجد بلند شود، ... دانش را زیر پای خود بیفکنید، گفتارتان دروغ باشد، شیرینی مجالستان غیبت باشد، درآمدتان از طریق حرام به دست آید ... در چنین زمانی لعنت بر شما نازل می شود، ترس در میان شما انداخته می شود و نیروی شما بر علیه همدیگر به کارگرفته می شود.»(2)

ایشان هم چنین می فرمایند:
«خداوند علم و دانشی که به شما داده از شما سلب نمی کند، بلکه از طریق رحلت علمای ربانی این علم از میان شما رخت بر می بندد و گروهی نادان برای شما می ماند، از آنها فتوا می پرسید و آنها با رای خود برای شما فتوا می دهند، خود گمراه شده، شما را نیز گمراه می کنند.»(3)

و «هنگامی که فرج نزدیک باشد، مرگ بهترین امت را برمی گزیند، آن سان که شما خرماهای رطب را از یک طبق خرما بر می گزینید.»(4)

هم چنین امام علی(ع) در مورد کمی فقیه هدایتگر و فراوانی فقیه خائن می فرمایند:
«هنگامی که فقهای هدایتگر کم شوند و فقیهان گمراه و خیانت پیشه فراوان باشند و شاعران بسیار شوند.»(5)

آنچه باید باشد
در تمام طول تاریخ بر اساس تاکید تعالیم اسلام و رسولان و ائمه(ع)، علما از جایگاه ویژه ای برخوردار و مورد احترام مردم بوده اند تا آنجا که وارثان انبیا  (6) معرفی شده اند و امام علی(ع) در فواید معاشرت با علما می فرمایند: «با علما معاشرت كن تا علمت زياد، ادبت نيكو و جانت پاك شود.»؛ و حتی قلم علما از خون شهدا بالاتر دانسته شده است.»(7)

اما منظور اسلام از عالم، عالم حقیقی است نه هر کسی که خود را عالم معرفی می کند زیرا به قول امام علی(ع) «چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.»(8)

فقدان عالم، نقصان در زمین و شکاف در دین
امام صادق(ع) در تفسیر آیه «أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها...»(9)؛ آیا ندیدید كه ما پیوسته به سراغ زمین می‌آئیم و از اطراف آن كم می‌كنیم، فرمودند: «ننقُضها بذِهابِ علماءِها و فقهاءِها و خیارِها»؛ این نقصان به واسطه علماء، فقها و اخیار است.(10)

هم چنین امام علی(ع) فرمودند:  هنگامی كه دانشمندی می‌میرد، چنان شكافی در اسلام پدید می‌آید كه جز جانشینش آن را پر نمی‌سازد.(11)

پی نوشت:
1.       الامام المهدی صفحه 219، بحارالانوار جلد 52 صفحه 258، الزام الناصب صفحه 194 و بشاره الاسلام صفحه 75 و 133
2.       الزام الناصب صفحه 180، بحارالانوار جلد 52 صفحه 263، بشاره الاسلام صفحه 23 و الامام المهدی صفحه 217
3.       تحف العقول صفحه 23 و نورالابصار صفحه 35
4.       نهج الفصاحه جلد 1 صفحه 36
5.       منتخب الاثر صفحه 425، بحارالانوار جلد 51 صفحه 70 و بشاره الاسلام صفحه 5
6.       بحار الانوار، ج 1، ص 164، علامه مجلسی، چ بیروت، 1403 ق
7.       غررالحکم و درر الکلم،ص430
8.       نهج البلاغه،ص755
9.       رعد، 41.
10.   تفسیر برهان، ج 2، ص 301.
11.    الارشاد، ج 1، ص 230، شیخ مفید (ره)، چ اول، 1413 ق، ناشر: المؤتمر العالمی للألفیه الشیخ المفید.

لینک ثابت

 

بسیاری از مردم حاضرند تقریباً هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسئله قدمتی به درازای هبوط آدم(ع) در زمین دارد. وقتی روایت‌ها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
اصحاب معصومان(ع) نیز از این قاعده مستثنا نبودند. بارها از معصومان(ع) در مورد زمان خروج قائم(ع)پرسیدند؛ امّا آنان از مشخّص نمودن آن نهی نمودند و زمان ظهور را همانند علم به زمان قیامت در انحصار خدا معرفی کردند. معصومان(ع) اغلب با آنها در مورد ظهور و زمانی که مستضعفان پیروز و حکومت الهی بر همه چیز حاکم خواهد شد، صحبت کرده‌اند.

بسیاری از مردم حاضرند تقریباً هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسئله قدمتی به درازای هبوط آدم(ع) در زمین دارد. وقتی روایت‌ها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
اصحاب معصومان(ع) نیز از این قاعده مستثنا نبودند. بارها از معصومان(ع) در مورد زمان خروج قائم(ع)پرسیدند؛ امّا آنان از مشخّص نمودن آن نهی نمودند و زمان ظهور را همانند علم به زمان قیامت در انحصار خدا معرفی کردند. معصومان(ع) اغلب با آنها در مورد ظهور و زمانی که مستضعفان پیروز و حکومت الهی بر همه چیز حاکم خواهد شد، صحبت کرده‌اند.
شاید بهترین روایتی که به طور مفصّل به احوالات آخرالزّمان می‌پردازد، حدیث نبوی(ص) است که ابن عبّاس نقل کرده است و آن ماجرای گفت‌وگوی سلمان و پیامبر(ص) است.
گفت‌وگوهای اصحاب با معصومان(ع) قرن‌ها پیش رخ داده است. مسلّماً حضرت مهدی(ع) نمی‌توانست در طول عمر آن اصحاب ظهور کند؛ آنها سال‌های زیادی را به انتظار گذراندند و همگی مردند؛ در حالی که هنوز در انتظار ظهور او بودند.
زمانی که آنها زنده بودند، به طور جدّی بارها و بارها وعده ظهور او را تبلیغ کردند و مشتاقانه آرزوی ظهور او را داشتند. یکی از روایت‌های نقل شده به وسیله یکی از این افراد از امام جواد(ع) هشداری برای مردمان آخرالزّمان است که در طول زمان باقی مانده و اکنون نیز خوانده می‌شود. ایشان از برخی شکّاکان و منکران سخن به میان آوردند که او را انکار و یادش را به سخره می‌گیرند:
«... او زمانی قیام می‌کند که در میان مردم یادش از بین رفته و بیشتر افرادی که قائل به امامت او هستند، مرتد می‌شوند ... غیبتش طولانی می‌شود و مخلصان، در انتظار ظهور او می‌مانند و شکّاکان او را انکار می‌کنند و منکران یاد او را مسخره می‌کنند. هر کس که وقتی را مشخّص می‌کند، دروغ می‌گوید و هر کس که عجله کند، هلاک می‌شود و هر کس تسلیم خداوند باشد، نجات می‌یابد.»1
ابوالجارود گوید: امام باقر(ع) به من فرمودند:
«ای ابوالجارود! چون فلک دوّار بچرخد و مردم بگویند: قائم مرده یا هلاک شده و در کدامین وادی سلوک می‌کند؟ و طالب بگوید: کجا قائمی وجود دارد و استخوان‌های او نیز پوسیده است، در این هنگام بدو امیدوار باشید و چون دعوت او را شنیدید، نزد او بروید؛ گرچه به صورت سینه‌خیز و بر روی برف باشید.»2
امّا «خدا هرگز خلف وعده نمی‌کند».3
وقتی که او بیاید، آن زمان پایانی برای دنیای آلوده به گناه و پایان جهانی است که در آن انسان خطاکار حکومت می‌کند.

پیش‌گویی‌هایی بشری در مورد آخرالزّمان
زمانی که اصحاب از معصومان(ع) در خصوص زمان ظهور و قیامت پرسیدند، ایشان صرفاً از نشانه‌های آن یاد کردند.
از روایات چنین بر می‌آید که وقتی از رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در مورد زمان خروج حضرت مهدی(ع) پرسیده‌اند، آن بزرگواران با قاطعیّت و با صراحت تمام علم به زمان ظهور را همچون علم به قیامت، منحصر به خداوند متعال دانسته‌اند و از خودشان نیز نفی کرده‌اند.
کمیت از امام باقر(ع) در مورد همین قضیّه پرسید، امام(ع) فرمودند:
«از پیامبر(ص) در همین مورد سؤال شد، ایشان فرمودند: مَثل ظهور مهدی(عج)، همچون برپایی قیامت است، کسی جز خدا از وقت آن آگاه نیست.»4
حتّی سخنانی بدین مضمون را به حضرت عیسی(ع) در گفت‌وگو با حواریونش نسبت می‌دهند.
هنگامی که شاگردان عیسی(ع) از او در خصوص زمان رسیدن آخرالزّمان پرسیدند، او نیز آنها را صرفاً از نشانه‌های آخرالزّمان آگاه کرد و در خصوص زمان آن گفت: «هیچ کس آن روز و ساعت را نمی‌داند، جز پدر؛ حتّی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند.»5
امّا به رغم گفته‌های این بزرگواران، انسان‌ها از پیش‌گویی‌های بیباکانه منصرف نشدند. در این خصوص می‌توان به نمونه‌های زیادی اشاره کرد، از جمله شاه‌ نعمت‌ الله ‌ولی، نوستر آداموس و اخیراً کتاب ریموند هاندلی به نام «پایان دنیا در سال 2012 م.» اشاره و مراجعه کرد.
از آنجا که بحث در خصوص سال 2012 م. است، کتاب اخیر و پیش‌گویی‌های مشابه آن برای سال 2012 م.را بررسی خواهیم کرد.
این کتاب به استناد 149 پیش‌گویی مختلف از آخرالزّمان بین 44 سال قبل از میلاد و 2008 م. نوشته شده است.
پیش‌بینی پایان جهان در سال 2008 م. متوقّف نشد. در حقیقت، حرکت بهمن پیش‌گویی‌ها شتاب گرفته است. بسیاری از پیش‌گویی‌ها حتّی در روز خاص تمرکز کرده‌اند: 21 دسامبر 2012 م.
این روز یکی از جذّاب‌ترین روزهای تاریخ نامیده شده است. گرایش کسانی که به این تاریخ اشاره کرده‌اند، به طور گسترده‌ای متفاوت است. برخی از آنها مذهبی و برخی سکولار می‌باشند. همگی متّفق القول می‌گویند:
این حوادث منجر به کشتار نهایی شده و وحشتی انسان ساخته، جهان را فرا می‌گیرد.
امّا آیا این حوادث اتّفاق خواهد افتاد؟ اعتقاد مسلمانان به حقیقت قرآن و سنّت برای امنیّت و آرامش روح و ذهنشان بسیار حیاتی است. فریب‌دهندگان بسیاری در جهان وجود دارند، قرآن می‌فرماید: «شیطان هر آینه در زمین (باطل را) در نظرشان زینت می‌دهد (آنان را خواهد فریفت) و همگی‌شان را به هلاکت می‌برد.»6 به این دلیل، معصومان(ع) به ما هشدار دادند که: «آگاه و هوشیار باشید».
بسیاری از مردم تفسیر خاصّ خود را در مورد آینده تحمیل می‌کنند؛ امّا تنها راهنما باید قرآن و عترت باشد. این تفاسیر در حاشیه پیش‌گویی‌های آخرالزّمانی معصومان(ع) است و ممکن است ناظر به حقیقت امر نباشد. بنابراین لازم است در خصوص تحریفاتی که مردم در پیش‌گویی‌های آخرالزّمانی انجام می‌دهند، هوشیار باشیم.
در حالی که می‌توان به مرور زمان یک ایده بهتر از زمان اجمالی ظهور ارائه داد و می‌بینیم پیش‌گویی‌هایی در اطراف ما برآورده شده‌اند؛ امّا با این حال صفحات تاریخ مملوّ از تاریخ‌های اشتباهی است که برخی در آن، انتظار فرا رسیدن آخرالزّمان را داشتند.
مارک هیچکاک در کتاب «2012 کتاب مقدّس و پایانی جهان» در صفحه 102 می‌گوید:
قدیمی‌ترین پیش‌بینی باقی مانده از پایان قریب‌الوقوع جهان، یک تخته گِلی آشوری است که حاکی است، زمین ما در آخرالزّمان نابود خواهد شد. علائم حرکت سریع جهان به سمت نابودی عبارت است از: رواج رشوه‌خواری و فساد.
جالب است که برخی از مسلمانان نیز فریب این تاریخ‌سازی را خورده‌اند و اعتقاد دارند که ظهور در سال 2012 م. رخ خواهد داد.
امّا عاقلانه است که به جای توجّه به این پیامبرانِ خود خوانده، به قرآن و عترت مراجعه کنیم. این پیامبران خود خوانده چه می‌کنند؟
هیچکاک در خصوص تفسیر به رأی‌کنندگان در خصوص 2012 م.
می‌گوید:
تا زمانی که متون مقدّس از نظریّه 2012 آنها پشتیبانی می‌کند، آن را طرف مشورت و قابل اعتماد در نظر می‌گیرند؛ امّا هنگامی که آن را در تضاد با باورهایشان می‌بینند، آن را رد می‌کنند و در برخی موارد حتّی به سخره می‌گیرند. (ص 92).

پیش‌بینی 21 دسامبر 2012 م.
چرا بسیاری، 21 دسامبر 2012 م. را به عنوان روز فاجعه انتخاب کرده‌اند؟ به طوری کلّی این موضوع ریشه در محاسبات تقویم‌های قوم مایای باستان دارد.
مردم مایا در «آمریکای مرکزی» زندگی می‌کردند، اوج تمدّن آنها از 250 قبل از میلاد تا 900 م. بود. کشیشان مایایی سیستم تقویمی مرتبط با مشاهدات نجومی را ابداع کرده بودند که برخی بر این باورند، از تقویمی بوده که امروزه استفاده می‌کنیم، دقیق‌تر است. آنها تلسکوپ نداشتند و با استفاده از چشم غیر مسلّح به مطالعه آسمان می‌پرداختند.

تقویم آنها چه بود؟
مایا بر اساس مطالعاتی در نجوم، یک سیستم تقویم ابداع کرده بودند که مطابق آن، تاریخ جهان کنونی در تاریخ 11 آگوست 3114 پیش از میلاد شروع شده است. با استفاده از سیستم تقویم قمری، مایا زمان را در 20 واحد اندازه‌گیری می‌کرد. بیست کین (روز) یک یونال (ماه) و 18 یونال یک تون (سال) و 20 تون یک کاتون (20 سال) و 20 کاتون یک بکتون (400 سال) را تشکیل می‌داد.
آنها برای مشخّص کردن یک تاریخ خاص، آن را بر اساس اینکه چقدر از آغاز خلقت فاصله دارد، ثبت می‌کردند ... اهمّیت تقویم مایا در این است که به نظر می‌رسد 13 باکتون را به عنوان زمان پایان عمر جهان حاضر پیش‌بینی کرده است. این تقویم به طور ناگهانی با پایان بکتون سیزدهم به پایان می‌رسد.
با توجّه به مبدأ این تقویم (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) و ترجمه تاریخ تقویم مایا به سیستم تقویم میلادی کنونی بکتون سیزدهم در 21 دسامبر 2012 م. به پایان می‌رسد.7 این تاریخ برابر با 5126 است که انتهای آن 21 دسامبر 2012 و مصادف با زمان انقلاب زمستانی است.
وسواس مایا در خصوص زمان را می‌توان در این واقعیّت دریافت که آنها 20 تقویم مختلف را ابداع کرده‌اند. مایا متّکی به سه سیستم متفاوت تاریخ‌نگاری که عبارتند از سیستم شمارش بلند یا شمارش طویل (Long Count)، تزولکین (Tezolkin) و هاب (Haab) یا تقویم مردمی بوده است که بیشتر شبیه به تاریخ 2012 م. می‌باشد... سومین سیستم شمارش مایا، سیستم شمارش طویل است. این سیستم مخصوص ثبت چرخه‌های زمانی جهان ‌است که مرتّب تکرار می‌شوند.
این تقویم به پنج واحد تقسیم می‌شود که قبل و بعد از تاریخ پیدایش اسطوره‌ای مایا را شامل می‌شود و به اعتقاد آنها از 11 آگوست 3114 قبل از میلاد می‌باشد... سال 2012 م. سالی است که چرخه بزرگ پنجم قرار است به پایان برسد. کلّ یک دوره تقویم طولانی مایاها 5125 سال است و مایاها هر دوره این تقویم را یک عمر جهان نامیده‌اند و کلّ جهان را در قالب 5 دوره تقسیم کرده‌اند. خاستگاه اعتقاد به پایان دنیا در سال 2012 م. همین است.8

این باورها منشأ خدایی ندارد
مایاها مفاهیم مذهبی و کیهان شناختی مربوط به تقویم خود را از کجا دریافته‌اند؟ در این آیین چنین مفاهیمی مطمئنّاً از جانب خدا نیامده است؛ زیرا مایاها قربانی‌کردن انسان را به عنوان بخشی از مراسم مذهبی خود انجام می‌دهند. اغلب از کودکان برای این آیین استفاده می‌کنند که در آن کشیش مایا قفسه سینه کودکی را که هنوز زنده است، شکافته و قلب او را به عنوان قربانی به خدایان در می‌آورد. در واقع، در جشن آغاز یک سال جدید، مایا قلب قربانی را پاره پاره می‌کرد.
هیچکاک می‌نویسد:
بخش عمده‌ای از عبادت وحشیانه مایاها، از جمله قربانی، زمانی قابل توجیه است که بدانیم این کار به واسطه قدرت واقعی خدایان سنگی آنها انجام می‌یافته است.

مایاهای مدرن به چه چیزی اعتقاد دارند؟
در حالی که بسیاری از غربی‌ها در 21 دسامبر 2012 م. به عنوان تاریخ این فاجعه بی‌نظیر توقّف کرده‌اند، مایاهای مدرن به طور کلّی بدین صورت به موضوع نگاه نمی‌کنند. دون آلخاندرو، یکی از رهبران کنونی مایا، نظر خود را در خصوص معنا و مفهوم این زمان ارائه داده است. او در جملاتی زمان تغییر مثبت را معرفی می‌کند:
با توجّه به سیستم شمارش بلند یا شمارش طویل تقویم مایا، ما در انتهای بکتون هستیم و ... در نتیجه در حال نزدیک شدن به سال صفر ... جهان تغییر یافته است و ما وارد دوران تفاهم و هم‌زیستی هماهنگ شده‌ایم که در آن عدالت اجتماعی و برابری برای همه وجود دارد.
این یک شیوه جدید زندگی است. با یک نظم نوین اجتماعی زمانی برای آزادی رسیده است که در آن ما می‌توانیم بدون محدودیّت و بدون مرز، مانند ابرها حرکت کنیم. ما مانند پرندگان، بدون نیاز به گذرنامه سفر خواهیم کرد. مانند رودخانه‌ها که همه به یک مقصد در حال حرکت هستند ... »9
یکی دیگر از رهبران، بنیتو رامیرز مندوتا، ‌این دیدگاه را ارائه می‌دهد:
همان‌طور که بزرگان گفته‌اند، همه چیز به سمت تغییر می‌رود. جهان در آن تاریخ به یاد ماندنی تغییر خواهد کرد. فرزندان ما جهان‌بینی متفاوت خواهند داشت، زمان تمام خواهد شد و موجودات دیگری ساکن زمین خواهند شد ... .
صلح جهانی و هماهنگی در سال 2012 م. به صورت توأمان نخواهد آمد؛ امّا سرانجام خواهد آمد و خواهیم دید. هر دو این پیش‌گویی‌ها شامل برخی از عناصر حقیقت است؛ امّا شایان ذکر است که این مایاها دیدگاه‌های فاجعه‌باری را که بسیاری از مردم درباره سال 2012 م. دارند، ‌ندارند.
هاندلی با اشاره به افسانه مایایی می‌گوید:
به نظر می‌رسد که اگر 21 دسامبر 2021 م. پیش‌گویی تکان‌دهنده مایا برای پایان جهان بود، آن را به عنوان بخش مهمّی از میراث فرهنگی و مذهبی آن تمدّن، حتّی برای امروز حفظ می‌کردند؛ امّا ظاهراً این مورد محلّی از اعراب ندارد. بسیاری از مایاهای مدرن چنین تفسیری از سیستم تقویم و اعتقاد خود را قبول نمی‌کنند؛ امّا از غربی‌ها، به دلیل اینکه به سبب دیدگاه‌ها و مقاصد خود، تفسیر خود را بر آنها تحمیل می‌کنند، شکایت دارند.
به این ترتیب می‌بینیم که این ایده که تقویم مایاها پایان جهان را در سال 2012 م. پیش‌بینی کرده، به سادگی فاقد اعتبار است. این مطالب معنایی ندارند و تنها به این دلیل است که دنیای ما چنان شکل غمگنانه‌ای دارد که ناچار برخی به چنین چیزهایی توجّه کرده‌اند.

پیش‌بینی‌های دیگر
پیش‌گویان پر مدّعا، داستان‌های ترسناک دیگری از فجایعی که بنا بر ادّعای آنها در سال 2012 م. رخ خواهد داد، بافته‌اند.
خشک‌سالی در سراسر جهان، سیل، طوفان، سونامی، زلزله و فوران‌های آتش‌فشانی ناشی از طوفان‌های خورشیدی، ترک‌های تشکیل شده در میدان مغناطیسی زمین و انقراض توده‌ای در زمستان هسته‌ای، قحطی، بیماری‌های انسانی، جنگ، تحوّلات ناگهانی و عمده اقتصادی، فوران‌های عظیم خورشیدی، واژگونی قطبی و ... این همه پیش‌بینی شده است که در سال 2012 م.
رخ می‌دهد.10
بله، برخی از این چیزها در حال حاضر در نقاط مختلف زمین رخ می‌دهند. در روایت‌های آخرالزّمان اسلام و آنچه که به مسیح(ع) در کتاب مقدّس نسبت داده شده است، پیش‌بینی می‌کنند که برخی از این فجایع قبل از ظهور پایان روزگار، در محدوده جهانی رخ خواهد داد! امّا آیا سال 2012 م. برای فرا رسیدن این حوادث وحشتناک کمی زود نیست؟
بله، برخی از این تهدیدات بسیار واقعی هستند. یکی از سناریوها که به نظر می‌رسد به احتمال زیاد اتّفاق می‌افتد، فوران یک سوپر آتش‌فشان است. «انجمن زمین‌شناسی لندن» اعلام کرده است که فوران یک سوپر آتش‌فشان دیر یا زود این سیّاره را لرزانده و تمدّن بشری را تهدید می‌کند.
دهانه غول پیکر «پارک ملّی یلوستون» از این لحاظ قابل شناسایی است. فوران 5 ریشتری «کوه سنت هلن» در سال 1980 م. لبه آتش‌فشان را منفجر کرد، جنگل‌های اطراف را به وسعت چند مایل نابود کرد، 3 میلیارد دلار خسارت به بار آورد و 57 نفر را کشت. سازمان زمین‌شناسی ایالات متّحده آن را به عنوان بدترین فاجعه آتش‌فشانی ثبت شده در تاریخ ایالات متّحده توصیف کرد. فوران فوق العادّه در یلوستون هزار بار قوی‌تر خواهد بود.
امّا یلوستون تنها دهانه ماگمایی در ایالات متّحده نمی‌باشد. حدّاقل یک مورد دیگر در «لانگ ولی» در «کالیفرنیا» در نزدیکی «پارک ملّی یوسمیت» و پیست اسکی «دریاچه ماموت» وجود دارد. دیگر موارد ممکن در «ژاپن»، «نیوزیلند»، «آند» و «اندونزی» قرار دارد. از میان این دهانه‌ها یلوستون اغلب مورد مطالعه قرار گرفته است ... قابل ذکر است که این منطقه به طور مداوم تحت فعّالیت‌های لرزه‌ای قرار دارد و قطعاً در برخی نقاط فوران خواهد کرد.
دامنه چنین فاجعه‌ای فراتر از تصوّر است. آیا در سال 2012 م. اتّفاق می‌افتد؟ ما نمی‌دانیم. هیچ چیزی به احتمال اتّفاق افتادن آن در سال 2012 م. اشاره نمی‌کند. این اتّفاق می‌تواند در سال جاری یا در سال 2013 م. یا سال‌های پس از آن رخ دهد یا ممکن است هرگز رخ ندهد.
با این حال، با مراجعه به روایت‌های آخرالزّمانی اسلام و متون مقدّس مسیحیّت می‌بینیم صاعقه، قحطی، ویرانی، آتش‌سوزی، طوفان، خرابی، رخ دادن حوادثی در خورشید و ماه و ستارگان، زلزله، قذف و فوران‌های آتش‌فشانی، قبل از ظهور وجود خواهد داشت.
امام جواد(ع) فرمودند:
«قائم(ع) قیام نخواهد کرد؛ مگر به دنبال خوف و هراس جدّی، زلزله‌ها، فتنه‌ها، بلایا و طاعونی که (مردم) بدان مبتلا شده باشند و شمشیر برّان (جنگ نمایان) میان اعراب و اختلاف زیاد مردم و تفرقه مذهبی آنها و تعدّد ادیان و مذاهب و تغییر و تحوّل آنها و ...»11
حضرت علی(ع) فرمودند: «مهدی قیام نخواهد کرد تا اینکه یک سوم مردم کشته شوند، یک سوم بمیرند و یک سوم باقی بمانند.»12
«کوه‌ها از هیبت حضور خداوند تمام جهان، مانند موم ذوب می‌شوند.»13
«ای خداوند! آسمان را بشکاف و فرود بیا! کوه‌ها را لمس کن تا از آنها دود برخیزد.»14


سیاره X
یکی دیگر از بلایای طبیعی پیش‌گویی شده آخرالزّمانی، سناریوی برخورد یا نزدیک شدن یک سیاره دیگر با زمین است. گوی اسرارآمیزی که ظاهراً ما را تهدید می‌کند، به نام سیاره X یا سیاره نیبیرو معروف است و برخی انتظار دارند که در 12 دسامبر 2012 م. به زمین برسد.
امّا شواهد این اتّفاق چیست؟ هیچ شواهد علمی برای کمک به این ایده وجود ندارد. تمام ماجرا به زنی به نام نانسی و موجوداتی ماورایی به نام «زتا» بر می‌گردد.
زتا و نانسی لیدر چه کسانی هستند؟ داستان از این قرار است:
نانسی تنها نُه ساله بود که آن اتّفاق رخ داد. چیزی شبیه به نور درخشان از آسمان آمد و در زمینی نزدیک خانه‌اش سقوط کرد. پدر و مادر او برای خرید بیرون رفته بودند. بنابراین نانسی به تنهایی به تحقیق در مورد این رویداد عجیب و غریب پرداخت. زمانی که او به نزدیکی محلّ سقوط رسید، از آنچه به نظر می‌رسد یک سفینه فضایی معلّق در هوا بالاتر از سطح زمین بود، وحشت‌زده شد. هنگامی که در سفینه باز شد، نانسی غش کرد.
وقتی به هوش آمد، در داخل سفینه بود و موجودات عجیب و غریب معلّق در هوا، در اطراف او حرکت می‌کردند. همان‌طور که سعی کرد صحبت کند، یکی از زتاها به او گفت تا بی‌حرکت دراز بماند. یک بازوی مکانیکی بزرگ با یک وسیله کوچک در انتهای آن شروع به حرکت کرد و به سر او نزدیک و نزدیک‌تر شد، دستگاه پوست سر او را لمس کرد و او را در بیهوشی فرو برد.
وقتی بیدار شد، داخل خانه‌اش بود. یکی از آن موجودات ماورایی او را به آرامی در بستر خود قرار داد و سپس با او سخن گفت: نانسی، نترس. شما از میان همه مردم سیاره زمین انتخاب شده‌اید تا صدای ما در زمین باشید. ما در مورد آنچه که در سیاره شما اتّفاق می‌افتد، بسیار نگران هستیم. این دستگاه که در سر تو قرار داده‌ایم، ما را قادر به برقراری ارتباط و ارسال پیام به ساکنان جهان خواهد کرد.
یا این داستان ساختگی است یا وی با اجنّه برخورد داشته است.
گاورت شیلینگ، نویسنده بین المللی و نامدار در عرصه نجوم است. او و دانشمندان برجسته دیگری طرح سیّاره ایکس / نیبیرو را افشا و خنثی‌سازی کرده‌اند. شیلینگ در کتاب «شکار سیّاره ایکس» ص 115 این توضیحات قانع کننده را در مورد سیّاره ایکس ارائه می‌دهد:
این بدان معنی است که مطالب زیادی برای افشاگران، باستان‌شناسان و ستاره‌شناسانی که نگاهی عمیق و تردیدآمیز به موج چرند و پرندها در مورد نیبیرو دارند و با دقّت علمی اشتباهات موجود در این افسانه کیهانی را تبیین می‌کنند، وجود دارد. آنها حجم کار خود را در چند سال آینده کاهش خواهند داد.
و در تاریخ 22 دسامبر 2012 م. یک شبه داستان جعلی برای توجیه ناکامی خود ترتیب خواهند داد و بازی دوباره و دوباره شروع خواهد شد. از آنجا که مهم نیست که چه تعداد اجرام آسمانی جدید در منظومه شمسی یافت شده است، همیشه نیاز به یک سیّاره مرموز X وجود دارد.

چه چیز را باید انتظار داشت؟
بله، 21 دسامبر 2012 م. خواهد آمد و خواهد رفت، 22 دسامبر خواهد رسید و زمین ادامه حیات خواهد داد و نظریّه‌های جدیدی در مورد تاریخ دقیق پایان جهان داده خواهد شد.
متأسّفانه، بسیاری این غیرواقع‌ها و دیگر پیش‌بینی‌های شکست خورده را به عنوان بهانه‌ای برای ردّ پیش‌بینی‌های روایت‌های آخرالزّمانی ما استفاده می‌کنند. بدون شک حتّی شاهد افزایش تمسخرکنندگان ظهور خواهیم بود؛ همان‌گونه که قبلاً ذکر شد؛ امّا مطمئنّاً پیش‌گویی‌های واقعی روایت‌های آخرالزّمانی ما مانند پیش‌بینی‌های نادرست و مخدّر 2012 م. نیست. آنچه خداوند وعده داده، قطعاً خواهد آمد. فقط نمی‌دانیم دقیقاً چه زمانی؟ پس چه باید کرد؟
هنگامی که دعبل خزاعی اشعار معروف خود را در حضور امام رضا(ع) خواند، امام در ضمن سخنان خویش به وی فرمودند:
«مَثل او مَثل روز قیامت است که وقت قیامت را جز خدا آشکار نکند، قیامت از جهت سختی‌ها در آسمان‌ها و زمین گران است و آن به شما نیاید، مگر ناگهانی.»15
بنابراین در تمام زمان غیبت و در هر حالی که احتمال ظهور می‌رود، واجب است انسان آماده یاری‌رسانی باشد و به امام توجّه داشته و منتظر ظهور او باشد.
گفتار منسوب به عیسی مسیح(ع) نیز در این باره کاملاً واضح و آشکار است:
«پس شما نیز آماده باشید؛ زیرا پسر انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظار آن را ندارید.»16

پی‌نوشت‌ها:
1. بحارالأنوار، ج 51، ص 158؛ شیخ صدوق، کمال الدّین و تمام النّعمه، ص 378.
2. کمال الدّین و تمام النّعمه، ج 1، ص 596، ح 5.
3. سوره ابراهیم، آیه 47.
4. بحارالأنوار، ج 51، ص 154.
5. متی، 36: 24.
6. سوره حجر، آیه 39.
7. هاندلی، صص 7 ـ 8.
8. هیچکاک، صص 32 ـ 33.
9. به نقل از جان میجر جنکینز، داستان 2012، 2009، ص 369.
10. جان کلیز، آخرالزّمان 2012، 2010، ص 1.
11. السّاده، مجتبی، شش ماه پایان، ص 288.
12. صدر، سیّد صدرالّدین، المهدی، ص 198؛ سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ص 564.
13. مزمور، 5: 97.
14. همان، 5: 144.
15. عیون اخبار الرّضا(ع)، ج 1، ص 297، ح 35؛ بحارالأنوار، ج 49، ص 237، ح 6.
16. متی، 44: 24.

لینک ثابت

 

 

به باور مسیحیان انجیلی که پیگیر اخبار آخرالزمان هستند، از نظر انجیل، 21 نشانه حتمی برای آخرالزمان وجود دارد که یکی از آنها تجدید قوای پرشیا(ایران) و تبدیل شدن آن به یکی از چند قدرت برتر جهانی است. درک این معنا که ایران سلاح اتمی ندارد، برای صهیونیسم مسیحی بسیار سخت است. براساس این دیدگاه، ایران مشغول یارگیری در دنیای اسلام است. طرح بحث آزادی فلسطین از سوی ایران و مبارزه تمام عیار با اسرائیل، توهم اتمی بودن ایران را تقویت می کند

یک. راهبرد انتظار

انگاره انتظار برای ظهور منجی بین همه انسانها و ادیان، بویژه مسیحیت، یهودیت و اسلام مشترک است. نکته قابل تأکید، توجه به دو واژه «انتظار فعال» و«انتظار منفعل» است. منتظران فعال، کسانی هستند که با باور به ظهور منجی امکانات خویش را برای تحقق پایان تاریخ بسیج می کنند. انفعال منتظران نیز بمعنای سلب مسئولیت از خود است وآنان هرگونه اقدام پیش از ظهور را محکوم می کنند. نگاه به کارکردهای صهیونیسم مسیحی، از انتظار فعال هرچند سلبی در روش، حکایت می کند.

برای مشاهده انتظار فعال صهیونیسم مسیحی کافی است در یکی از جستجوگرهای اینترنتی، کلماتی چون «پیشگویی های انجیل»، «آنتی کرایست»، «نازارین» و «آخرالزمان» را جستجو کنیم تا ببینیم چندین هزار مقاله و پایگاه پیش روی ما در فضای سایبر قرار خواهد گرفت.

برای مثال، سایت آرماگدون نیوز(1) (اخبار آرماگدون) هر روز دهها صفحه مطلب به صورت خبر در مورد آخرالزمان عرضه می کند که کاملا اخبار غریبه است. تیمی در این سایت، وظیفه دارد با رصد وقایع مختلف جهان، آنها را به وقایع آخرالزمان ربط دهد. برای نمونه اگر در زمان خاصی در کشوری خورشید با کیفیت خاصی گرفت یا باران سیاه رنگی بارید، تیم یادشده با مراجعه به انجیل، این حوادث را به مثابه خبر آخرالزمانی در سایت منعکس می کنند. سایت آرماگدون آلرت(2)(هشدار آخرالزمان) به مراتب، افراطی تر از سایت قبلی است. این سایت بگونه ای اخبار خود را درج می کند که گویا فردا، آخرالزمان است و زمان ظهور مسیح فرا رسیده است.

پیش از حمله آمریکا به عراق، صهیونیستهای مسیحی با انتشار دهها مقاله، این جنگ را یکی از نشانه های آخرالزمان دانستند. استدلالشان نیز این بود که عراق، محل جغرافیایی بابل باستانی است و یکی از پیشگویی های انجیل در مورد آخرالزمان می گوید بابل از نو پدید می آید و به دلیل گناهانش نابود می شود و حمله آمریکا نیز نابودی همان بابل ثانی است. حتی به دلایل طنزآلودی استدلال می کردند و می گفتند که در عراق روزنامه ای به نام «بابل» منتشر می شود که پسر بزرگ صدام سردبیر آن است یا در عراق سیگاری وجود دارد که نامش «بابل» است.

شبکه های ماهواره ای متعددی نیز برنامه های مذهبی جنبش صهیونیسم مسیحی را شبانه روزی پخش می کنند. تمام برنامه های شبکه TBN که متعلق به کلیسای اونجلیست هاست، بر محوریت آخرالزمان تعریف شده است. شخصی به نام هایلینزی که از چهل سال پیش بر مبنای پیشگویی های کتاب مقدس، اخبار آخرالزمان را پخش و بررسی می کند در این شبکه، سخنرانی هفتگی دارد. این شخص در یکی از سخنرانیهای تازه اش به صراحت، از نبرد دنیای مسیحیت با اسلام و فرا رسیدن آخرالزمان به میان آورد.(3)

القای تفکر آخرالزمانی در افکار عمومی مسیحیان و یهودیان و آمادگی آنان برای جنگ با مسلمانان در جنگ جهانی آرماگدون، رقابت تسلیحاتی را تشدید کرده و بازار تولید و مصرف تجهیزات نظامی را رونق داده است.

دو. عملیاتی سازی مقدمات ظهور

اول. حادثه سپتامبر 2001

نومحافظه کاران حاکم بر امریکا که باورهای صهیونیستی داشتند پس از حمله تروریستی به برجهای دوقلوی نیویورک در 11 سپتامبر 2001، برای یافتن مقصر، اذهان عمومی را به سمت خارج از امریکا و کشورهای اسلامی هدایت کردند. این در حالی است که باید دریابیم متهم کردن مسلمانان برای چه گروهی سودمند است. می دانیم که اسرائیل برای تحقق رویای سرزمین موعود از نیل تا فرات با مانع سختی روبروست که همان مسلمانان و کشورهای اسلامی هستند.

از آنجا که اسرائیل به تنهایی قدرت رویارویی با کشورهای اسلامی را ندارد، تلاش می کند با درگیر کردن امریکا با مسلمانان، از توان نظامی و اقتصادی امریکا برای شکست دادن دشمنانش استفاده کند. در این میان شواهدی نشان دهنده دستان نامرئی صهیونیستها در رویداد 11 سپتامبر است مانند به تعویق افتادن سفر شارون به امریکا و حاضر نشدن چهار هزار صهیونیست در ساختمان دوقلوی تجارت جهانی(4) واژه «انتقام» برای اسرائیل همانقدر مقدس است که واژه «دفاع» برای مسلمانان. به این ترتیب، می توان میان «بیگانه ستیزی» و«دفاع از حقوق بشر با مداخله نظامی» (یعنی دفاع از حقوق بیگانگان) در امریکا جمع کرد.

خویشتن داری غیر معمول امریکایی ها در این رویداد، تاکید جرج بوش، رئیس جمهور امریکا بر اینکه باید «منافع ملی امریکا، منافع جهانی تلقی شود»(5)(یعنی همه جهانیان از آن دفاع کنند) و درخواست کالین پاول، وزیرامور خارجه وقت امریکا، برای تشکیل ائتلاف بین المللی با شرکت کشورهای اسلامی و غیراسلامی در روند مبارزه با تروریسم جهانی نشان دهنده اراده امریکا برای دفاع همه جانبه از کیان رژیم صهیونیستی است. در این صورت با مشغول کردن افکار جهانی به مبارزه با تروریسم مورد نظر امریکا اسرائیل توانست با آزادی کامل و خارج شدن از تیتر اول جهان، به شهرک سازی و کشتار فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی ادامه دهد.

دوم. طرح خاورمیانه بزرگ

طراحی حوادث 11سپتامبر به دست صهیونیستها برای عملیاتی سازی «طرح خاورمیانه بزرگ» بود که پیش از آن برای ایجاد سرزمین موعود اسرائیلی و فراهم کردن مقدمات ظهور مسیح ترسیم کرده بودند.

با توجه به تاثیر فزاینده لابی صهیونیستی بر سیاستهای کلان ایالات متحده امریکا بنظر می رسد«طرح خاورمیانه بزرگ» بیش از آنکه صرفا امریکایی باشد طرحی امریکایی- صهیونیستی است. توجه ویژه یهود به خاورمیانه برای رسیدن به سرزمین موعود سبب شده است اسرائیل طرحهای گوناگونی را برای نفوذ بیشتر در منطقه طراحی کند. آخرین و خطرناک ترین طرحی که شیمون پرز، نخست وزیر اسبق اسرائیل در اوایل دهه 90م. ارائه کرد، «خاورمیانه جدید» بود. پرز در کتاب خاورمیانه جدید(6) که در سال 1993م. منتشر شد، با تاکید بر ایجاد منطقه تجاری مشترک در خاورمیانه همراه با صلح و امنیت فراگیر، اسرائیل را بخشی از این منطقه دانست و آن را تنها دولت مسلط بر مقدرات منطقه قلمداد کرد. پرز در فصلنامه الشرق الاوسط (مارس 1995م) نیز از اهداف نهایی اسرائیل برای این طرح پرده برداشت و اعلام کرد هدف آینده اسرائیل، پیوستن به جامعه کشورهای عربی است.(7)

مجید سفتاج(8) نیز معتقد است بحث «خاورمیانه بزرگ» و ایجاد تغییرات در منطقه کاملا به نفع صهیونیسم است و مقامهای اسرائیل سالها پیش آن را اعلان کرده بودند. آریل شارون، نخست وزیر سابق رژیم صهیونسیتی یکی از کسانی است که ابتدا از«طرح صهیونیسم برای خاورمیانه جدید» سخن گفت. در آن زمان، از«خاورمیانه بزرگ» نام برده نمی شد، چون بخشی از جمهوریهای تازه استقلال یافته شوروی، هنوز بخشی از شوروی بزرگ بودند و بصورت مستقل نمی توانستند با اسرائیل قرارداد داشته باشند. امروزه با عقد قراردادهای مهم اقتصادی و نظامی کشورهای تازه استقلال یافته شوروی با اسرائیل، می توان پیش بینی کرد که طرح اسرائیلی «خاورمیانه بزرگ» در حال عملیاتی شدن است.

باید دانست عنوان «خاورمیانه بزرگ» از پروتکل های صهیونیستها گرفته شده است. رژیم صهیونیستی معتقد است برای رسیدن به آرزوی «ارض موعود» از نیل تا فرات، بخشی از شمال افریقا شامل مصر و سودان تا خلیج فارس و یمن از سوی دیگر عراق و بخشی از ایران تا شیراز و بخشی از کشورهای آسیای میانه باید در حیطه قدرت و نفوذ صهیونیسم قرار بگیرد.

اسرائیل به دلیل جمعیتی نمی تواند در منطقه حضور فیزیکی داشته باشد ولی تلاش می کند با برقراری روابط اقتصادی در منطقه یا عقد قراردادهای نظامی و امنیتی مشترک با برخی کشورها همچون ترکیه، جمهوری آذربایجان و ازبکستان در منطقه نفوذ کند.(9)
در پی اظهارات مقامهای رژیم صهیونیستی درباره «خاورمیانه جدید» برای نخستین بار روزنامه واشنگتن پست در شماره مورخ 2004/2/9 خود، مطالبی را در زمینه طرح «خاورمیانه بزرگ» چاپ کرد که رئیس جمهور امریکا با عنوانی متفاوت، ولی با همان محتوا بیان کرده بود.

مسئولان عالی رتبه کاخ سفید و وزارت امورخارجه امریکا در پی عملیاتی کردن این طرح، با هم پیمانان اروپایی خود درباره چگونگی ترسیم طرح مذاکره کردند تا آن را به هشت کشور صنعتی بزرگ، سازمان پیمان آتلانیتک شمالی[ناتو] و اتحادیه اروپایی ارائه کنند. این طرح، نسخه بدل معاهده هلسینکی (1975م) است که 35 کشور از جمله ایالات متحده امریکا، اتحادجماهیر شوروی و بیشتر کشورهای اروپایی آن را امضا کرده بودند.«جورج بوش در دیدار با گرهارد شرودر در تاریخ 2004/2/28 اعلام کرد که فترت پس از سقوط طالبان، نمونه ای از تغییرسیاسی است و امکان تکرار این تجربه در کشورهای دیگر با ایجاد نهادهای دموکراتیک وجود دارد. بوش اظهار داشت که این تجربه، میراثی است که می توان ازخلال آن به ریشه کنی خشونت، وحشت و ترور در خاورمیانه نایل شد».(10)

مفهوم «خاورمیانه بزرگ» برای نخستین بار در اجلاس سازمان جهانی اقتصاد(WEO) که در ژانویه 2004 در شهر کوهستانی سوئیس بنام داووس(11) برگزار گردید، توضیح داده شد. در آنجا، دیک چنی، معاون رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، یک استراتژی پیش رو برای آزادی را مطرح ساخت که امریکا را متعهد به حمایت از کسانی می کند که در راه اصلاحات در «خاورمیانه بزرگ» فعالیت می کنند و فداکاری به خرج می دهند.(12) وی در این اجلاس برای مجموعه ای از نخبگان جهان سخن می گفت که عمدتا غیر امریکایی بودند و مقامهای دولتی و تجاری فرانسوی و آلمانی هم در میان آنها حضور داشتند. او در ادامه صحبتهای خود گفت که دولت بوش اصرار دارد «دموکراسی را در سراسر خاورمیانه و فراسوی آن ارتقا بخشد»(13) اساس این طرح بر آزادی و دموکراسی بنا نهاده شده و این همان چیزی است که منافع امریکا را با براندازی تنها چالش فراروی آن در خاورمیانه یعنی جنبشهای اسلام گرا بوسیله تاسیس حکومتهای دموکراتیک از نوع امریکایی حفظ می کند.

امریکا در ژوئن 2004، سند راهنمای «طرح خاورمیانه بزرگ» را به صورت رسمی در جریان گردهمایی سران گروه هشت در سی آیلند جرجیا(35) منتشر کرد، پیش از آنکه کشورهای عرب از محتوای آن مطلع شوند، البته با همه پنهان کاریهای اولیه، محتوای طرح در ماه فوریه 2004، یعنی چند ماه قبل از گردهمایی یادشده، در روزنامه عرب زبان «الحیات» منتشر شده بود. بوش یک ماه پیش از آن نیز در جریان یک سخنرانی پیشنهاد کرده بود که تا یک دهه آینده منطقه تجارت آزاد میان ایالات متحده امریکا و خاورمیانه ایجاد شود.

پیروز مجتهدزاده(14) با اشاره به خاستگاه این طرح، براین باور است که امریکا یک سلسله مفاهیم از جمله«خاورمیانه بزرگ» را از طریق محافل دانشگاهی برای توجیه و از بین بردن موانع موجود بر سر راه تحقق یافتن «نظام نوین جهانی» مطرح می کند. بنظر وی، اصطلاحات جعلی «نظام نوین جهانی» و بحث «برخورد تمدنها» نیز از مواردی بودند که برای توجیه عملیات توجیه ناپذیر در شرایط عادی مطرح شدند.(15) توجیه افکار عمومی درباره توسعه طلبی و امپریالیسم فرانو، به تعریف مشروع اقدامات سیاسی نیاز دارد و این «غیری»(16) که امریکا پس از فروپاشی جبهه کمونیسم بدان تمسک جسته، همان «اسلام گرایی»(17) در خاورمیانه است. امریکا همه اقدامات خود را با هدف از بین بردن خشونت و ترور ناشی از اسلام و مسلمانان در منطقه توجیه می کند و با استفاده از باورهای دینی مردم امریکا اقدام خود را «رسالت الهی» می داند که خداوند بر عهده مردم امریکا نهاده است تا مردم دنیا را از قید استبداد و دیکتاتوری برهانند و به آزادی کامل برسانند.

1. نگاهی گذرا به محتوای طرح «خاورمیانه بزرگ»(18)

در مقدمه طرح «خاورمیانه بزرگ» با اشاره به دو معضل اساسی در کشورهای منطقه خاورمیانه و بیان آمارهای متعدد نشان دهنده عقب ماندگی ساکنان آن، نسخه درمان آنها تنها پناه بردن به دامان غرب معرفی می شود.

متن طرح به نقل از روزنامه الحیات به اختصار چنین است:
این طرح، راهکار مهم، مناسب و فرصت استثنایی برای جامعه جهانی است تا در پرتو آن نسبت به رفع دو نقیصه مهم در کشورهای خاورمیانه شامل آگاهی در مورد ضرورت نهادینه شدن مفهوم آزادی و ایجاد بستر مناسب برای مشارکت زنان در توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اقدامهای بایسته صورت گیرد تا زمانی که سیاست دور کردن مردم ار فعالیتهای سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه رو به افزایش باشد و کانونهای قدرت تنها در دایره بسته باقی بمانند، فعالیتهای تروریستی میزان جرایم و مهاجرتهای غیرقانونی به کشورهای غربی روند صعودی خواهد داشت.

2. راه برون رفت از بحران «خاورمیانه بزرگ»

از منظر این طرح، تنها گزینه برون رفت از دایره بسته فقر و عقب ماندگی، اجرای اصلاحات در همه زمینه ها و اجرای نتایج تحقیقات کارشناسان و دانشگاهیان بوسیله حکومتهای عرب است. در این بین، طرح مشارکت اقتصادی کشورهای حوزه دریای مدیترانه، طرح مشارکت کشورهای خاورمیانه و امریکا با هدف اجرای اصلاحات بنیادین و کوششهایی که برای بازسازی افغانستان و عراق می شود، همگی بخشی از سیاستهای کلان هشت کشور صنعتی جهان برای خروج کشورهای خاورمیانه از وضعیت نابسامان است.

سرنگون شدن دو رژیم دیکتاتور در افغانستان و عراق، فرصت استثنایی برای کشورهای صنعتی غربی بوجود آورد تا رهبری جریان اصلاحات را در کشورهای خاورمیانه بدست گیرند. کشورهای صنعتی غرب با در دستور کار قرار دادن برنامه توسعه انسانی سازمان ملل متحد باید برای اجرای اصلاحات در خاورمیانه فعالیت جدی و موثری داشته باشند. حمایت از نهادینه شدن اصول دموکراسی، روی کار آمدن حکومتهای منتخب مردمی، بسترسازی برای گسترش دانش و فن آوری در جوامع خاورمیانه و ایجاد فرصتهای مناسب اقتصادی که منافع دراز مدت این کشورها را تامین کند، بخشی از اقدامهای کشورهای صنعتی غربی در این منطقه مهم جهان را تشکیل می دهد.

براساس طرح «خاورمیانه بزرگ» کشورهای عرب از نظر آزادیهای اجتماعی، بویژه آزادی بیان در همسنجی با دیگر کشورهای جهان در پایین ترین جایگاه قرار دارند. هشت کشور صنعتی جهان برای اجرای تغییرات بنیادین در جوامع عرب باید نهادینه شدن دموکراسی و ضرورت اجرای بنیان های دموکراسی را در کشورهای عرب در نظر بگیرند. کشورهای پیشرفته غربی برای برگزاری انتخابات آزاد می توانند آموزه ها و تجربه های خود را در زمینه برگزاری انتخابات سالم و به دور از تقلب در اختیار این کشورها بگذارند. افزون براین، با توجه به حضور کم رنگ زنان در مجالس نمایندگان این کشورها باید مراکز غیردولتی با هدف آشنا کردن زنان دانشگاهی برای استیفای حقوق سیاسی و اجتماعی شان تاسیس شود.

شاید در نگاه نخست، این طرح را دخالت در امور داخلی کشورها بپنداریم و عملیاتی سازی آن را با حمله امریکا به افغانستان، عراق و کمک به اسرائیل در حمله به لبنان، جنون سیاسی بدانیم. با این حال، وقتی با عینک آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی به وقایع بنگریم، همه این کارها توجیه پذیر و معقول می نماید. طرح «خاورمیانه بزرگ» با پاک سازی منطقه خاورمیانه از اسلام سیاسی به بهانه مبارزه با تروریسم و محوریت بخشیدن به اسرائیل در این منطقه، با واسطه سازی موعودگرایی و آماده ساختن مقدمات ظهور مسیح صورت می گیرد.

سوم. ایران اتمی

به باور مسیحیان انجیلی که پیگیر اخبار آخرالزمان هستند، از نظر انجیل، 21 نشانه حتمی برای آخرالزمان وجود دارد که یکی از آنها تجدید قوای پرشیا(ایران) و تبدیل شدن آن به یکی از چند قدرت برتر جهانی است. درک این معنا که ایران سلاح اتمی ندارد، برای صهیونیسم مسیحی بسیار سخت است؛ چرا که بر مبنای نگاه آخرالزمانی ایران باید اکنون این سلاح را داشته باشد. نبود ایران هسته ای، الگوی آخرالزمانی آنها را خدشه دار می کند. آنان معتقدند 12لشکر از 12 منطقه دنیا متحد می شود و زیر نظر حکومت پرشیا که قویترین حکومت است، به سمت آرماگدون حمله می کنند و جنگ جهانی سوم موسوم به آرماگدون شکل می گیرد.(19)

براساس این دیدگاه، ایران مشغول یارگیری در دنیای اسلام است. طرح بحث آزادی فلسطین از سوی ایران و مبارزه تمام عیار با اسرائیل، توهم اتمی بودن ایران را تقویت می کند. با تلاش جنبش صهیونیسم مسیحی، ارتباط کشورهای اسلامی با حوادث 11سپتامبر به ورای پیشگویی های کتاب مقدس سرایت کرد. برخی تعبیرهای نوستراداموس در مورد کشورهای اسلامی مصداق یافت. تعبیرThe king of Terror «سلطان وحشت» در مورد اسامه بن لادن تفسیر شد، به این صورت که پادشاه ترس از آسمان می آید و وحشت را با خود می آورد. او از آسمان سخن می گوید، ولی در زمین، بذر مرگ می پاشد.(20)

بن لادن در کنار ایجاد چهره ای دگم و خشن از اسلام که انسان غربی از آن نفرت دارد، شخصی است که پرچم مخالفت با شیعه را نیز یدک می کشد. غرب با انتخاب او به مثابه طرف حساب خود، دلایل مختلفی را دنبال می کند که نشان دادن اسلام به صورت دین تروریست پرور و ایجاد اختلاف بین شیعی و سنی در جهان اسلام از آن جمله است.

3. چشم انداز جنبش صهیونیسم مسیحی

پیش تر اشاره شد که واقع گرایی انتقادی با قوه خلاقیت سیاست پروژه در هم می آمیزد و به تجرید و انتزاع دست می زند و ما را در آینده پژوهی این جنبش کمک می کند.

اسطوره ها در دو صورت کارایی خود را از دست می دهند. نخست، در صورتی که واسطه ها قدرت توجیه خود را درباره اعمال سیاسی قدرتها از دست بدهند و این کار با عیان شدن روابط زیرین قدرت صورت می پذیرد. دوم، در صورتی که موانع پیش روی به اندازه ای جدی باشند که با وجود نیرومندی ساختارها و قدرت توجیه گری واسطه ها، نتوانند به اهداف خویش دست یابند. به نظر نگارنده، هر دو صورت برای آینده این جنبش صهیونیسم مسیحی قابل ترسیم است. برای نمونه، امروزه مبلغان این جنبش در بعد واسطه ها(آموزه های دینی) عقب نشینی کرده اند، بگونه ای که حتی پیامبری حضرت موسی(ع) نزول وحی در کوه سینا و نیز معجزات ایشان را نوعی روان پریشی آن حضرت می پندارند.

بنی شانون، محقق اسرائیلی، مدعی است موسی بر فراز کوه سینا تحت تاثیر مواد مخدر قوی بود و بر اثر آن ادعا کرد که ده فرمان را از طرف خداوند دریافت کرده است. به تعبیر او،«چنین موادی که سبب تغییر و تحول در ذهن انسان می شوند، در آن دوران جزو لاینفک آداب بنی اسرائیل بودند». به گفته وی، «موسی بر کوه سینا یا تحت تاثیر وقایع ماورایی بوده است که من به آن عقیده ندارم یا این موضوع، یک افسانه است که به این هم اعتقاد ندارم یا اینکه موسی و بنی اسرائیل همگی تحت تاثیر مواد روانگردان بوده اند. البته نظر آخر بسیار محتمل تر از دو نظر قبل است. به احتمال زیاد، موسی هنگامی هم که درخت مشتعل را دیده، از مواد مخدر استفاده کرده است»(21)

عبارتهای بالا، کم رنگ شدن آموزه دینی یهود در جنبش صهیونیسم مسیحی و ضعف توجیه پذیری کارکردهای سیاسی این جنبش را نشان می دهد.

صورت دوم ناکارآمدی جنبش، یعنی برخوردن به موانع جدی در راه رسیدن به اهداف هژمونیک گرایانه، در چشم انداز این جنبش پررنگ تر و بااهمیت تر باشد. جدی ترین مانع پیش روی مسیحیان صهیونیست، رشد بیداری اسلامی بویژه اسلام سیاسی در جهان اسلام در خاورمیانه است. اسلام سیاسی که کانونی ترین عنصر آن، مهدوی گرایی اسلامی است، این حرکت را به انتظاری فعال و مثبت واداشته است که برای پاک سازی درونی و بیرونی منتظران و نگاه دکترینال به مقوله منجی عمل می کند.
در ادامه، نگاهی به ماهیت اسلام سیاسی، ما را در ترسیم چشم انداز منجی گرایان یاری خواهد کرد.

4. احیای اسلام سیاسی

شاید مهمترین جلوه انتظار موعود را در بعد عمل مسلمانان، ورود اسلام به عرصه سیاسی و خلق پدیده ای بنام اسلام سیاسی بتوان دانست. اسلام سیاسی بگونه ای موفق عمل کرد که توانست توجه ویژه سیاست مداران و صاحبان اندیشه غربی را بخود جلب کند. فولر در کتاب آینده اسلام سیاسی(22) فصلی را به کاربست اسلام سیاسی اختصاص داده است. وی در این کتاب اسلام سیاسی را از رابطه صرفا فردی انسان با خدا فراتر و شکل گیری آن را پاسخ به نیاز جامعه اسلامی می شمارد.

به باور وی، امروزه جنبشهای اسلامی در دنیای اسلام با نیازی عمومی روبرو می شوند که پس از گذشت چندین دهه از عمل گرایی، احساس میشود و هنوز هم به فرجام خود نرسیده است. کاهش نقش اسلام سیاسی در صورت وقوع، معلول دو علت است: ضعف یا نبود شرایطی که به اسلام گرایی کمک کرده است تا وارد زندگی سیاسی شود؛ ظهور نیرو یا ایدئولوژی دیگری که تلاش کند برخورد موثرتری با این نیاز داشته باشد. به باور فولر، ظهور اسلام سیاسی پدیده ای فوق العاده است. امروزه برای اولین بار احیای اسلامی در صحنه مدرن سیاست، یعنی عرصه دموکراسی سازی و جهانی سازی اجرا شده است.

اسلام به خودی خود، ایدئولوژی سیاسی نیست، بلکه یک دین است. با این حال اسلام گرایی برخی ابعاد ایدئولوژی سیاسی را دارد و این ایدئولوژی اشکال گوناگونی بخود می گیرد. اسلام گرایی شامل مجموعه ای از کارکردهای کاملا متفاوت سیاسی، اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی- حتی طبقاتی- می شود. اسلام گرایی معرف انواع مختلف جنبشهایی است که عموما از اسلام الهام گرفته اند. امروزه جنبشهای اسلام گرا صرفا آخرین موج جنبشهای سیاسی و اجتماعی در تاریخ اسلام هستند که در شرایط خاص تاریخی از ایمان و فرهنگ ریشه گرفته اند. برخی گونه های کنونی اسلام گرایی در ادامه مسیر خود، محبوبیت و اهمیتشان را از دست خواهند داد که نشانه های آن را در برخی جنبشهای حاشیه ای و افراطی تر می بینیم.

با این حال، پدیده اسلام گرایی هرگز به طور کلی ناپدید نخواهد شد، چون رسالت آن برای مسلمانان زمان مند نیست. بنابراین اسلام سیاسی تکامل و تغییر خواهد یافت، تقسیم و یکپارچه خواهد شد و در محبوبیتش فزونی یا کاهش رخ خواهد داد، ولی ناپدید نخواهد شد. فولر با مطرح کردن رشد فزاینده اسلام سیاسی، مهمترین جلوه راهبردی آن را که به تعبیر او از تعالیم اسلام و به تعبیر دقیق تر از فرهنگ مهدی گرایی در بین مسلمانان برمی خیزد، مطرح کردن «امت» به جای«ملت» می داند که به امام و اتصال آن به منبع وحی باور دارد. امت، فراتر از مرزها به حکومتی جهانی می اندیشد که در رأس آن، یک امام است امامی که در منابع اسلامی، ظهور او به مسلمانان وعده داده شده است و همگان در انتظارش به سر می برند.(23)

5. امت در مقابل هویت ملی

اسلام از همان آغاز، این ایده برجسته و مترقی را مطرح کرد که قبیله گرایی و پیوندهای خونی، مبنای سالمی برای ایجاد دولتها، روش حکومت داری یا سیاست ورزی نیست.

بنابراین، «امت» را به مثابه یک ایدئال فراتر از دولت- ملت بنیان نهاد. وحدت معنوی امت هدفی ثابت و دایمی است حتی اگر هرگز بطور کامل در قالب سیاسی آن تحقق نیابد. برخلاف دولت- ملت، خداوند مفهوم «امت» را تقدیس کرده است. این تمایز وفاداری به دولت- ملت را نفی نمی کند، بلکه به معنای وفادار نبودن به دولتی است که رژیم سرکوب گر آن را اداره می کند.

در دوره ای که جهان اسلام دچار آشوب باشد، اسلام گرایان در زمینه پیشبرد مفهوم امت بحث از نهادهای بالقوه آن توسعه ارزشهای مشترک مسلمانان و ظاهر شدن در قالب رسولان هماهنگی بین جنبشهای اسلام گرا، بسیار فعال می شوند. اخوان المسلمین، سازمان اسلام گرای بین المللی است که در سرتاسر جهان عرب نمایندگی دارد و با شبکه جنوب آسیایی جماعت اسلامی نیز روابط صمیمانه برقرار کرده است. اسلام گرایان از هر برنامه ای برای ایجاد بازارهای منطقه ای مشترک، پیمانهای دفاعی یا دیگر سیاستهای هماهنگی بین دولتهای اسلامی- دست کم به مثابه یک آرمان- حمایت می کنند. در این میان در حوزه امنیتی استثنا قایل می شوند: از نظر اسلام گرایان، میان وزرای کشور عربی و مسئولان امنیتی هماهنگی و برنامه ریزی وجود دارد و دیگران چیزی بیش از تقویت کننده قدرت سرکوب گر دولت اتوریته برای آزار مخالفان نیستند.

امروزه اسلام گرایان، واژه «امت» را در همه جا از طریق حلقه های فراملی خود و از همه مهمتر با یاری ابزارهای الکترونیکی جدید نهادینه می کنند. در نتیجه، اسلام، کمتر عرب محور می شود؛ زیرا بخشهای غیر عرب دنیای اسلام مانند پاکستانیها، مالزیاییها، ترکهاو اندونزیایی ها که مدت زمان زیادی از جدایی شان نمی گذرد، همگی برای تقویت تفکر جدید همکاری می کنند. بجز آن، مهاجرت مسلمانان نیز سبب گسترش تماس مسلمانان با یکدیگر می شود و آگاهی جدیدی نسبت به مسائل عمومی و دیدگاههای فرامحلی ایجاد می کند. در حقیقت، اسلام گرایان جوامع ایدئولوژیک جدیدی را ایجاد می کنند که به مفاهیم یک امت زنده با ارزشهای مشترک و جهان شمول اسلامی متعهد باشد.(24) مهمترین مصداقهای اسلامی سیاسی را که در قالب زمینه سازان ظهور منجی عمل می کنند، می توان چنین برشمرد:

1. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در عصر افول معنویت؛
2. پیروزی ایران در جنگ هشت ساله تحمیلی به یاری فرهنگ انتظار و شهادت؛
3. انتفاضه مسجد الاقصی و مبارزه پنجاه ساله اسلام گرایان فلسطینی با اسرائیل؛
4. مقاومت اسلامی حزب الله در برابر توسعه طلبی های اسرائیل؛
5. مقاومت مردم عراق و افغانستان در برابر اشغالگران مسیحیان صهیونیست؛
6. مطرح کردن خاورمیانه اسلامی به جای خاورمیانه اسرائیلی؛
7. تقویت سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورهای اسلامی در برابر دشمن، مانند تجهیز ایران به فن آوری هسته ای با اعتمادسازی کامل برای غنی سازی صلح آمیز اورانیوم؛
8. حاصل شدن اجماع کشورهای اسلامی (امت اسلامی) در عرصه بین المللی در دفاع از ایران اتمی، محکومیت اشغال افغانستان و عراق به دست امریکا و متحدانش و تظاهرات مستمر علیه جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و لبنان.

جمع بندی

در این فصل، منجی گرایی به مثابه برجسته ترین واسطه و نمود بیرونی جنبش صهیونیسم مسیحی مطرح شد که واسطه های دیگر را می توان به نوعی بدان بازگرداند. نگاه ما به منجی گرایی با توجه به بنیادهای سیاسی پس این آموزه، دکترینال است که به باور و عمل، چشم دارد. تبیین انواع مثبت و منفی راهبرد انتظار موعود و تعیین نوع منفی آن برای جنبش صهیونیسم مسیحی از نکات قابل تامل در این فصل بود.

براساس مطالعه جریان شناسانه، در ترسیم چشم انداز این جنبش و ناتوانی اش در دستیابی به اهداف سیاسی به دو صورت می توان بحث کرد:

1. ناتوانی واسطه ها در توجیه عملیات سیاسی این جنبش: تحریف و گسترش بی باوری به آموزه های دینی در درون صهیونیستهای مسیحی را می توان نشانه آن دانست.

2. ناتوانی جنبش در برخورد با موانع جدی پیش روی با وجود نیرومندی توجیه کنندگی واسطه ها: بیداری اسلامی، بویژه اسلام سیاسی در جهان از جمله این موانع بشمار می آید.

پی نوشت ها :

1. - Armageddon News.
2. - Armageddon Alert.
3. - ر.ک: شاه حسینی، «تصویر منجی در رسانه های غرب».
4. - سعید آجرلو، «سایه صهیونیستها بر آورهای نیویورک، (روی خط اینترنت) قابل دسترس در آدرس:www.e-resaneh.com/persian/siyasisee/Archive/saye sehyounnist.htm.
5. - ر.ک: فرخ ادامه طلب،«خشونتهای پست مدرن: انفجارهای 11 سپتامبر از نگاهی دیگر»،(روی خط اینترنت) قابل دسترس در آدرس:www.e-resaneh.com/persian/siyasee/khoshoonartayepost modern.Htm.
6. - Shimon peres,The New Middle East,NY Henry Holt and Company,lst ed. 1993h.
7. - ر.ک: محمدالداعور، «مشورع امریکی یرسم خریطه جدیده للمنطقه: الشرق الوسط الکبیر او الجدید» الجزیره، عدد 72، 25 محرم 1425.www.al-jazirah.com.
8. - کارشناس خاورمیانه و سرپرست علمی دایره المعارف فلسطین.
9. - ر.ک: پیروزمجتهد زاده، «طرح خاورمیانه بزرگ و تحقق نظام تک قطبی امریکا در جهان»، خراسان،6/7/1378.
10. - محمدالداعور، «مشروع امریکی یرسم خریطه جدید، للمنطقه:الشرق الاوسط الکبیر اوالجدید»، همان.
11. - Davos.
12. -Cheney,http://www.theglpbalist.com/DBWeb/Storyld.aspx?Storyld=3754.
13. -CheneyspeechinDavos, http://www.whitehouse.gov/news/reeases/2004/01/20040124-1.html.
14. - Sea Islan,Georgia.
15. - استاد دانشگاه و رئیس بنیاد یوروسیویک انگلیس.
16. - ر.ک: پیروز مجتهدزاده، «طرح خاورمیانه بزرگ و تحقق نظام تک قطبی امریکا در جهان».
17. - Other.
18. - Islamism.
19. - برای مطالعه بیشتر، ر.ک:http://www.whitehouse.gov/news/reeases/2004/01/20040124-1.html.«نص مشروع»(الشرق الاوسط الکبیر)، دارالحیاه، 1322004.http://www.daralhayat.com.ایرنا، جمعه15 اسفند 1382، برابر با 5 مارس 2004.
20. - علی حبیبی،«تصویر منجی در رسانه های غربی»،(روی خط اینترنیت)، منتشر شده در تاریخ 12/9/1386، قابل دسترس در:http://sayehsareshgh.blogfa.com/post-8.aspx.
21. - Nostradamus Qutrains, Century x.Qutrain72:The year 1999 seventh mounth.From the sky will come great king of Terror.To bring back to life the freat king of the Mongols.Before and after Mars to reign by food luck.
22. - «موسی تحت تاثیر مواد روان گردان بود» (روی خط اینترنت)منتشرشده در تاریخ1386/12/16، قابل دسترس در آدرس:http://mouood.org/content/view/648/2.
23. - raham E.Fuller, the Future of political Islam,USA, palfrave Macmillan,2003,chapter2,p13.
24. - Ibid,p.17.
25. - Ibid,p.19.

منبع : بنیادهای سیاسی جنبش صهیونیسم مسیحی و انگاره موعود گرایی/ محسن قنبری آلانق

 

لینک ثابت

 

اگر به آنچه گذشت تماميت طلبى غرب، نظريه جهانى سازى، انديشه «پايان تاريخ فوكوياما» و «جنگ تمدن ها» را بيافزاييم، خواهيم ديد كه انديشه انتظار يكى از موضوعات چالش خيز ميان جهان اسلام، به ويژه ايران و جهان غرب است.

 

شوق آتشين باز آمدن يا آمدن منجى موعود، قرن ها است بشر وامانده از عدالت، معنويت و آزادى را بى قرار ساخته است. هرچند افق نگاه مردمان، گونه هاى مختلفى به انتظار بخشيده است۱، اما اين واژه در معناى عام خود يكى از مشتركات بشر وانسان معاصر به حساب مى آيد. در اين ميان، اديان ابراهيمى به اين مسأله اهميتى ويژه مى دهند; چرا كه ظهور موعود در هر يك از اين اديان به مفهوم تشكيل حكومت و سرورى بر ديگران است. باتوجه به شرايط كنونى، آنچه دغدغه اين نوشتار را فراهم ساخته است، نگاهى كوتاه به بازخوانى انديشه موعود در جهان مسيحيت است. اين مسأله از آن جا مهم و در خور اعتنا است كه هم اينك بخشى از جهان مسيحيت با تكيه بر وعده هاى توراتى انجيلى و فن آورى موجود در دنياى غرب به گونه اى خاص به تأويل و تفسير آخرالزمان و انديشه انتظار مى پردازد و با ارائه نگاهى جنگ طلبانه، تمامى اهرم هاى خود را براى تحميل نظريه خويش به كار مى برد. از اين رو، با گذرى كوتاه بر انديشه بازگشت مسيح، تلاش خواهيم نمود تا از زاويه اى ديگر به اين ماجرا بنگريم.


مسيحيان و بازگشت مسيح

انديشه بازگشت عيسى(عليه السلام) يكى از باورهاى غالب جامعه مسيحيت است. اين شوق و انتظار، در بخش هاى قديمى تر عهد جديد مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونيكيان به خوبى منعكس گشته است. اما در رساله هاى بعدى مانند رساله هاى پولس به تيموتاؤس و تيطس، همچنين رساله هاى پطرس به بعد اجتماعى مسيحيت توجه شده است. اين مسأله از آن جا ناشى مى شد كه عيسويان با گذشت زمان پى بردند كه بازگشت مسيح(عليه السلام)برخلاف تصور آنان نزديك نيست.۲ هرچند اقليتى از آنان بر اين عقيده باقى ماندند كه عيسى به زودى خواهد آمد و حكومت هزارساله خود را تشكيل خواهد داد; حاكميتى كه به روز داورى پايان خواهد يافت. از همين رو، از دير باز گروه هاى كوچكى به نام هزاره گرا در مسيحيت پديد آمده اند كه تمام سعى و تلاش خود را صرف آمادگى براى ظهور دوباره عيسى در آخرالزمان مى كنند.۳ البته، وجود آياتى در انجيل اين حالت انتظار را تشديد مى كند و با اشاره به عدم تعيين وقت ظهور، آن را ناگهانى معرفى مى كنند. به عنوان مثال، در انجيل متّا از زبان عيسى اين گونه نقل شده است: «شما نمى توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد; زيرا اين فقط در يد قدرت خداست. هيچ بشرى از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهى ندارد حتى فرشتگان، تنها خدا آگاه است.»۴ يا آن كه در انجيل لوقا به نقل از مسيح چنين آمده است: «هميشه آماده باشيد; زيرا كه من زمانى مى آيم كه شما گمان نمى بريد.»۵

روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لاى انجيل به چشم مى خورد: «كمرهاى خود را بسته و چراغ هاى خود را افروخته بداريد، بايد مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت كند. تا هر وقت آيد و در را بكوبد، بى درنگ در را براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامانى كه آقاى ايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد; زيرا در ساعتى كه شما گمان نمى بريد پسر انسان مى آيد.»۶

مسيحيت ضمن تأكيد بر غيرمنتظره بودن بازگشت عيسى، هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومتى الهى در راستاى حكومت الهى آسمان ها ارزيابى مى كند.۷ علاوه بر اين، ظهور مسيح يگانه راه حل براى ادامه حيات و زندگانى برشمرده مى شود۸ و عيسى منجى انسان ها و پادشاهِ پادشاهان معرفى مى گردد.۹وى براساس سخنان دانيال نبى، نظام اجتماعى، اقتصادى، سياسى، تربيتى و مذهبى جهان را عوض خواهد كرد و جهانى بر مبناى راه و روش خدا بنا مى كند.۱۰

مسيحيان همچنين علاماتى براى ظهور عيسى بن مريم قايل مى باشند: «عنقريب بعد از آن آزمايش سخت، روزگاران خورشيد تيره و تار مى گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرت هاى آسمانى نيز به لرزه درخواهند آمد و سپس آثار و علايم ظهور آن مرد آسمانى آشكار خواهد شد و سپس تمامى قبايل زمين نگران و غمگين مى گردند و آن گاه عيسى از ابرهاى آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد.»۱۱

در انجيل مرقس نيز ضمن تأكيد بر همين مضامين، به جمع آورى ياران توسط مسيح اشاره شده است: «سپس عيسى با شكوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگان تحت امر خود را به اطراف و اكناف عالم روانه خواهد كرد و منتخبان خود را از چهارگوشه جهان از بالاترين نقطه آسمان تا پايين ترين نقطه زمين جمع خواهد كرد.»۱۲ روايات اسلامى نيز بر آمدن مسيح(عليه السلام)صحه مى گذارند. از جمله آن كه، پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمودند: «سوگند به آن كه جانم به دست او است، به طور يقين عيسى بن مريم به عنوان داورى عادل و پيشوايى دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد.»۱۳

مفسران در تفسير آيه ۱۵۹ سوره نساء، آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخر الزمان مرتبط مى دانند و اين آيه را در همين رابطه ارزيابى مى كند.۱۴ به هر حال، مسأله فرود آمدن مسيح و بازگشت وى در آخرالزمان، از موضوعات مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است. البته، اسلام در اين رابطه منجى موعود را مهدى(عليه السلام)معرفى نموده، او را پيشواى آخرالزمان تلقى مى كند: «چگونه خواهيد بود، آن گاه كه عيسى بن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشواى شما از خود شما باشد.»۱۵ يا آن كه در روايتى ديگر از امام باقر(عليه السلام)نقل شده است: «پيش از قيامت(عيسى) به دنيا فرود مى آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحى نمى ماند مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدى نماز مى گذارد.»۱۶

بى گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است كه روايات اسلامى و اعتقادات مسيحى در رابطه با مسأله ظهور بسيار به هم نزديك هستند. مقايسه خبرهاى رسيده از روايات اسلامى در رابطه با پيشرفت غيرقابل تصور علوم در زمان ظهور۱۷، ايجاد رفاه اجتماعى۱۸، علايم ظهور۱۹ و ساير موارد با آنچه آمد به روشنى اين مدعا را ثابت مى كند.

اين مسأله به خودى خود مى تواند زمينه هاى گفت وگو و هم انديشى بين انتظار اسلامى و مسيحى را فراهم آورد. ناگفته نماند كه حتى در برخى از انجيل هاى مورد پذيرش گروهى از پروتستان ها، به روشنى از ظهور نجات دهنده اى صحبت به ميان مى آيد كه از فرزندان پيامبر عربى است: مسيح در وصاياى خود به شمعون پطرس مى فرمايد: «اى شمعون! خداى من فرمود، تو را وصيت مى كنم به سيد انبيا، كه بزرگ فرزندان آدم و پيغمبران امى عربى است. او بيايد، ساعتى كه فرج قوى گردد و نبوت بسيار شود و مانند سيل جهان را پركند.»۲۰

بازگشت مسيح از زاويه اى ديگر

هزاره گرايى در ميان مسيحيت همواره وجود داشته است. اين انديشه اگرچه در طول تاريخ داراى فراز و نشيب هاى فراوانى بوده است، اما هم اينك با گذر از قرن بيستم و ورود به قرن بيست و يكم، اميدهاى تازه اى را پديد آورده است. با نگاهى به پايگاه هاى اينترنتى و حجم گسترده اطلاعات آن ها، شور انتظار به راحتى محسوس است.۲۱ اين مسأله به تنهايى خطرخيز نيست، اما اگر اين مطلب را در كنار وقوع انقلاب اسلامى، ادعاى زمينه سازى ظهور، كه به وسيله برخى روايات نيز تأييد مى شود،۲۲ نگاه هژمونيك و جهان شمول اسلام۲۳ جذابيت هاى ذاتى شيعه و محتواى غنى آن را در نظر بگيريم، مسأله پيچيده تر خواهد شد.

حال، اگر به آنچه گذشت تماميت طلبى غرب، نظريه جهانى سازى، انديشه «پايان تاريخ فوكوياما» و «جنگ تمدن ها» را بيافزاييم، خواهيم ديد كه انديشه انتظار يكى از موضوعات چالش خيز ميان جهان اسلام، به ويژه ايران و جهان غرب است. ساخت فيلم هاى روز استقلال، آرماگدون و ماتريس در پايان دهه نود و نوستراداموس در دهه هشتاد، نمادى از همين تقابل است; تقابلى كه با گذشت زمان، روز به روز جدى تر مى شود.

 

منتظران هارمجدون (آرماگدون)۲۴

يكى از موضوعاتى كه همواره در انديشه انتظار مسيحيت و اسلام به عنوان چالش مطرح بوده، نبرد آخرالزمان است. با نگاهى به تاريخ اروپا و امريكا در مقاطعى حساس، رهبران آنان با اشاراتى كوتاه و بسيار مبهم مطالبى را بيان مى داشتند كه بيان گر انديشه هاى درونى حاكم بر آنان بوده است.

ناپلئون وقتى به دشت جرزال ميان جليله و سامريه در حوالى كرانه غربى رود اردن رسيد، گفت: «اين، ميدان بزرگ ترين نبرد جهان است.»۲۵ وى اين مطلب را براساس آموزه هاى انجيلى ابراز داشت. اما به نظر نمى رسد هيچ پژوهشگر مسلمانى اين گفتار وى را، كه در تاريخ ثبت شده است، مورد توجه، تجزيه و تحليل قرار داده باشد.

بيش از صد سال بعد، هنگامى كه فرانسه توانست با سوء استفاده از ضعف امپراطورى عثمانى، سوريه و لبنان را اشغال كند، ژنرال گورو فرمانده فرانسوى و فاتح دمشق، در حالى كه پاى خود را با تنفر و تكبر تمام بر مزار صلاح الدين ايوبى گذاشته بود، اظهار داشت: «هان اى صلاح الدين ما بازگشتيم!» اين رفتار متفرعنانه مخصوص اين فرمانده فرانسوى نبود. آلن بى، ژنرال انگليسى نيز كه خود در جنگى ديگر در زمان جنگ جهانى اول در هارمجدون پيروزى ارزشمندى را به دست آورده بود، هنگام ورود به قدس، سرمست از پيروزى خويش در برابر كنيسه قيامت ابراز داشت: «امروز جنگ هاى صليبى به پايان رسيد.» اين حادثه براى يهوديان از چنان اهميتى برخوردار بود كه اسرائيل زانگوئيل آن را «جنگ هشتم صليبى» ناميد.۲۶
در ادامه، خط سير اين انديشه را در رفتار جنگ جويانه آيزنهاور رئيس جمهور امريكا، در دهه پنجاه پى مى گيريم. وى اعلام كرد: «بزرگ ترين جنگى كه در پيش داريم، جنگى است براى تسخير افكار انسان ها.»۲۷ اما وى ابراز نداشت كه سخن وى در واقع روشى براى تحقق نظريه حمبس برونهام، در كتاب «مبارزه براى جهان» است كه نوشته بود: «هدف ما ايجاد دولت جهانى امريكايى است، به گونه اى كه با دولت هاى جهان به رقابت برخيزد.»۲۸

نبردهاى مجدون همزمان با بازگشت مسيح روى خواهد داد. براساس تأويل هاى گروهى از كشيشيان پروتستان، در اين جنگ از سلاح هاى هسته اى استفاده خواهد شد:۳۰ «اى پسر انسان نظر خود را بر جوج، كه از زمين مأجوج و رئيس روش و ماشك و توبال است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند «يهوه» چنين مى فرمايد «اينك من اى جوج رئيس روش و ماشك و تو بال بر ضد تو هستم و تو را برگرانيده قلاب خود بر چانه ات مى گذارم و تو را با تمامى لشكرت بيرون مى آورم. اسبان و سواران، كه جميع ايشان با اسلحه تمام آراسته، جمعيت عظيمى با پسرهاو مجنّ ها و همگى اين ها شمشير به دست گرفته.

 

فارس و كوش و فوط با ايشان و جميع ايشان با سپر و خود، جومرو تمامى افواجش و خاندان توجَرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قوم هاى بسيارى همراه تو. پس مستعد شو و تو تمامى جمعيت كه نزد تو جمع شده اند، خويشتن را مهيا سازيد و تو مستحفظ ايشان باشد. پس از روزهاى بسيار از تو تفقد خواهد شد و در سال هاى آخر به زمينى، كه از شمشير استرداد شده است، خواهى آمد كه از ميان قوم هاى بسيار بر كوه هاى اسرائيل، كه به خرابه هاى دائمى تسليم شده بود، جمع شده است و آن از ميان قوم ها بيرون آورده شده و تمامى اهلش به امنيت ساكن مى باشند.»۳۱

علاوه بر اين آيات، كه به چگونگى تشكيل سپاهيان مهاجم و پايان خوش جنگ مى پردازد، برخى ديگر جنبه هاى دهشت بار نبرد را روشن مى سازند: «خداوند يهوه مى گويد: در آن روز، يعنى در روزى كه جوج به زمين اسرائيل برمى آيد، همانا حدّت خشم من به بينيم خواهد برآمد... هر آينه در آن روز تزلزل عظيمى در زمين اسرائيل خواهد شد و ماهيان دريا و مرغان هوا و حيوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمين مى خزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند و به حضور من خواهند لرزيد و كوه ها سرنگون خواهد شد و صخره ها خواهد افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد گرديد.»۳۲ در كتاب زكرياى نبى، به چگونگى كشته شدن جنگاوران مهاجم اشاره شده است: «گوشت ايشان در حالتى كه بر پاى هاى خود ايستاده اند، كاهيده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد و زبان ايشان در دهانشان كاهيده خواهد شد.»۳۳

شدت حادثه و تعداد كشتگان در اين نبرد عظيم، چنان زياد است كه در مكاشفه يوحنا از آن به عنوان ضيافت خداوند براى پرندگان ياد مى شود: «و ديدم فرشته اى را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز مى كنند ندا كرده، مى گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد. تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبان و سواران آن ها و گوشت همگان را چه آزاد، چه غلام و چه صغير و چه كبير.»۳۴

اين روايات عهد عتيق و انجيل، شباهت بسيارى با واقعه و نبرد قرقيسيا۳۵ در روايات شيعى دارد. براى مثال، از امام صادق(عليه السلام) در همين زمينه نقل شده است: «ان لله مائدة بقرقيسيا يطلع مطلع من الماء...»۳۶ «همانا براى خداوند در قرقيسيا سفره اى است كه سروش آسمانى از آن خبر مى دهد، پس ندا مى دهد اى پرندگان و اى درندگان زمين! براى سير گشتن ازگوشت ستمكاران شتاب كنيد.» امام باقر(عليه السلام) نيز ضمن تأكيد بر شدت واقعه مى فرمايند: «همانا واقعه اى براى فرزندان عباس و مروانى در قرقيسيا روى خواهد داد كه نوجوان را پير مى كند و خداوند هرگونه يارى را از آنان دريغ داشته، به پرندگان آسمان و درندگان زمين الهام مى كند تا از گوشت ستمگران سير شوند.»۳۷

 

براساس تحليل هاى معتقدان نبرد آخرالزمان، ۳۲ جمعيت جهان طى وقايع و حوادث ظهور از بين خواهند رفت. «خداوند مى گويد: "در تمامى زمين دو حصه منقطع شده، خواهند مُرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفا ساختن طلا ايشان را مصفا خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ايشان را اجابت نموده، خواهم گفت: ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت كه يهوه خداى ما مى باشد."۳۸ اين نگاه نيز با روايات اسلامى مطابقت دارد; چرا كه از اميرمؤمنان(عليه السلام) در اين باره نقل شده است: «لا يخرج المهدى حتى يقتل ثلث و يموت ثلث و يبقى ثلث.»; مهدى زمانى خروج خواهد نمود كه۳۱ كشته مى شوند، ۳۱ مى ميرند و۳۱ باقى مى مانند.۳۹ روايتى ديگر از امام صادق(عليه السلام)نيز بر همين مضامين تأكيد دارد.۴۰
مجموع اين روايات توراتى و انجيلى، دستاويزى قابل اعتنا به دست هزاره گرايان مسيحى و پيروان تندرو مشيت الهى داده است. البته، لازم به يادآورى است كه پيروان اين نظريه حتى به متحدان يهودى خود نيز رحم نمى كنند و ضمن آن كه معتقدند ميليون ها نفر از يهوديان در اين جنگ كشته مى شوند. آينده عده باقى مانده را نيز چنين ترسيم مى كنند: «پس از نبردهاى مجدون، تنها صد و چهل و چهار هزار نفر يهودى زنده خواهند ماند; و همه آنان اعم از مرد، زن و كودك، در برابر مسيح سجده خواهند كرد و به عنوان مسيحيان نوآيين، خود به تبليغ كلام مسيح خواهند پرداخت.»۴۱

با وجود اصرار معتقدان به نبرد آخرالزمان بر واژه هاى مجدون، اين كلمه تنها يك بار در انجيل مطرح شده است.۴۲ با اين حال، اين تفسير جنگ طلبانه در جوامع مسيحى به شدت بازتاب يافته است، به گونه اى كه در سال ۱۹۸۵ م. اين گونه تفسيرها، كه در قالب برنامه هاى تلويزيونى ارائه مى شد، تنها در امريكا حدود شصت ميليون مخاطب را به خود جذب نموده بود.

همچنين فروش كتاب، «مرحوم سياره بزرگ زمين» كه در همين رابطه نوشته شده بود، به مرز هجده ميليون نسخه رسيد و در سراسر دهه هفتاد پرفروش ترين كتاب پس از انجيل به شمار مى رفت.۴۳
هم اكنون امريكاييان به بيش از هزار و چهارصد ايستگاه راديويى، كه برنامه هاى مذهبى پخش مى كنند، گوش فرا مى دهند۴۴ و هشتاد هزار كشيش بنيادگراى پروتستان روزانه از چهارصد ايستگاه راديويى به تبليغ مرام و مكتب خويش مى پردازند. اكثريت آن ها را هواخواهان مشيت الهى (نبرد پيروزمند مسيحيان در آخرالزمان) تشكيل مى دهند.۴۵ اين مبلغان جنگ، كه بيش تر درباره حمايت خداوند از مسيحيان و عظمت و آينده درخشان ايشان سخن مى گويند، با استفاده از شبكه هاى تلويزيونى خويش هم اكنون حدود شصت كشور را تحت پوشش برنامه هاى خود قرار داده اند.

لازم به يادآورى است كه يكى از ايستگاه هاى تلويزيونى مروج اين نوع ديدگاه در جنوب لبنان حضور فعال دارد. يكى ديگر از فعاليت هاى درخور توجه اين گروه تربيت يك صد هزار كشيش متعصب و مدافع مسيحيت جنگ طلب مى باشد، كه عمده فعاليت خود را در امريكا متمركز نموده اند. جالب است بدانيم مفسران و نظريه پردازان اين نظريه تا پيش از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى واژگانى همچون روش، ماشك، توبال، فارس، جومر و توجرمه را، كه به زعم اينان حريفان اصلى نبرد مجدون را تشكيل مى دهند، به ترتيب بر روسيه، مسكو، توبولسك (يكى از شهرهاى شوروى سابق(، ايران، شمال افريقا يا كشورهاى اروپاى شرقى و قزاق هاى جنوب روسيه تطبيق مى كردند.۴۶

اين گروه نسبتاً قدرتمند علاوه بر آن كه، روابط خويش را با اسرائيل مستحكم مى سازند و تشكيل رژيم صهيونيستى را مقدمه ظهور مسيح ارزيابى مى كنند، در عين حال با توجه به اعتقادات خويش، با جريان صلح يا سازش خاورميانه مخالفت مى كنند. جرى فال ول، كه يكى از كشيشان معروف و از رهبران اين گروه هاى افراطى مى باشد، درباره روند صلح خاورميانه و پيمان كمپ ديويد مى گويد: «به رغم انتظارهاى خوش بينانه و دور از واقع بينى دولت ما، اين قرارداد پيمان پايدارى نخواهد بود. ما از صميم قلب براى صلح در اورشليم دعا مى كنيم، ما به يقين بالاترين احترام ها را براى نخست وزير اسرائيل و رياست جمهورى مصر قايل هستيم... اما شما و ما مى دانيم تا روزى كه خداوندگار ما عيسى بر روى تخت داوود در اورشليم (قدس) جلوس نكنند، صلحى در خاورميانه برقرار نخواهد شد.»۴۷
متأسفانه بايد اظهار داشت اين ديدگاه افراطى تنها به پژوهشگران راست مسيحى و برخى كشيشان محدود نمى شود، بلكه رسوبات اين طرز تلقى در يكى از مهم ترين نظريات سياسى راهبردى، يعنى نظريه جنگ تمدن ها و در پيوند با اهداف درازمدت قدرت هاى بزرگ به خوبى قابل مشاهده است. نظريه جنگ تمدن ها، كه استخوان بندى سياست خارجى و دفاعى امريكا را شكل داده است، در رابطه با آينده جوامع بشرى به ويژه دو تمدن اسلام و غرب، نگاهى نزديك به مشيت طلبان مسيحى داشته و ابراز مى دارد: «تقابل اصلى جوامع بشرى برخورد فرهنگ اسلامى و فرهنگ غربى است.»۴۸

حاصل سخن

با جمع بندى آنچه گذشت، مى توان اين حقيقت را دريافت كه در صحنه انتظار موعود رقبايى سرسخت و پركار حضور دارند; انديشه هايى كه با ارائه تفاسير خويش در تلاش هستند تا موجوديت ساير نگرش ها را به خطر اندازند. اين مسأله زمانى جدى تلقى مى شود كه بدانيم هويت شيعه پيوندى حياتى با انديشه انتظار داشته و در ارتباط با اين مفهوم قوام مى يابد. ازاين رو، مى توان با اطمينان اظهار داشت كه بار گران تبيين انديشه مهدويت بيش از هرجا بر دوش شيعه دوازده امامى سنگينى مى كند. حال، اگر اين واقعيت را با وقوع انقلاب اسلامى و داعيه دارى زمينه سازى ظهور حضرت حجت (عج) ملاحظه نماييم، عمق مسأله بيش از پيش آشكار خواهد شد.

بى گمان فرا رسيدن هزاره سوم فرصتى كم نظير و طلايى را فراروى مبلغان واقعى منجى آخرالزمان قرار داده است. استفاده هدفدار و روشمند از اين موقعيت ممتاز با توجه به غنا وگيرايى انديشه انتظار در شيعه، مى تواند راه را بر انديشه هاى رقيب بسته يا دست كم آنان را بى رقيب رها نكند. در برابر بى توجهى به فرصت هاى پيش آمده راه نفوذ و هجوم ديگرى را براى دشمنان فراهم خواهد ساخت; دشمنانى كه با انديشه انتظار نيز برخوردى ابزارى خواهند داشت.

پى نوشت‌ها

۱ ر.ك به: على موحديان، گونه شناسى موعود در اديان مختلف، مجله هفت آسمان، ش ۱۲و ۱۳
۲ حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، چ اول، تهران، طه، سمت، مركز جهانى علوم اسلامى، ص ۱۷۰
۳ ر.ك به: حسين توفقى، هزاره گرايى در فلسفه تاريخ مسيحيت، مجله موعود، شماره ۱۷، ص ۱۴ـ۲۰
۴ انجيل متا، باب ۲۴: ۳۶
۵ لوقا، باب ۱۲:۴۰
۶ لوقا، باب ۱۲: ۳۵ـ۴۰
۷ انجيل متا، باب ۶:۱۰
۸ همان، باب ۲۴:۲
۹ مكاشفه، باب ۱۷: ۱۴ و باب ۱۹: ۱۶
۱۰ دانيال، باب ۲: ۴۴ـ۴۵
۱۱ انجيل متا، باب ۲۴: ۲۹ـ۳۰
۱۲ مرقس، باب ۱۳: ۲۴ـ۲۷، همچنين متا، باب ۲۴: ۳۱
۱۳ على كورانى عاملى، عصر ظهور، ص ۳۴۱ به نقل از ابن حماد، الفتن (خطى)، ص ۱۶۲
۱۴ ر.ك به:مجمع البيان، ج ۳، ص ۲۱۲ / تفسير نمونه، ج ۴، ص ۲۰۴ / الميزان (عربى(، ج ۵، ص ۱۴۳ / همچنين در ربطه با آيات عروج و تصليب عيسى(عليه السلام): آل عمران: ۵۵ / نساء: ۱۵۷ـ۱۵۸
۱۵ نبى اسلام(صلى الله عليه وآله)، بحارالانوار، ج ۱۴ ،ص ۳۴۴;محمدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، ج ۴، ص ۱۴۳ / مسلم بن الحجاج النيابورى، صحيح مسلم، ج ۱، ص ۹۴
۱۶ بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۴۹; محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بيروت، الوفاء، ج ۵۱، ص ۷۱، ۷۷، ۸۴
۱۷ حديث از امام صادق(عليه السلام)، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶; همچنين على كورانى العاملى، عصر الظهور )عربى)، ص ۳۲۷
۱۸ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۸، همان، ج ۵۲، ص ۳۵۱
۱۹ نك:محمدرى شهرى،ميزان الحكمه،دارالحديث،ج۱،ص۱۷۷
۲۰ همشهرى، ۲۶/۱۰/۷۴، به نقل از مصلح جهانى به نقل از: آرمان شهر در اديان، محمدعلى بزنونى، پگاه، ش ۲۴ ،ص ۲
۲۱ ر.ك: سيد احمدرضا يكانى فرد، آخرالزمان، منجى گرايى در اينترنت، مجله موعود، ش ۳۱، ص ۶۴
۲۲ ر.ك به: على كورانى العاملى، عصر ظهور، ص ۲۹۹ به بعد.
۲۳ الاسلام يعلو ولا يعلى عليه; پيامبراكرم، شيخ حر العاملى، وسايل الشيعه، قم. آل البيت لاحياء التراث، ج ۲۶، ص ۱۴
۲۴ ر.ك: آيا واقعه ارماگدون پايان جهان است؟، جرولدانست، فاطمه شفيعى سروستانى و فرشاد زاهد، موعود، ش ۳۲، ص ۲۰
۲۵ تدارك جنگ بزرگ، گريس هال سل، ترجمه خسرو اسدى، ص ۵۰
۲۶ نك: نقد و نگرش بر تلمود، ظفرالاسلام خان،محمدرضا رحمتى، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، ص ۷۱
۲۷ احمد رزاقى، تبليغات دينى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ص ۲۰ و ۲۱
۲۸ احمد رزاقى، تبليغات دينى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ص ۲۰ و ۲۱
۲۹ گريس هال سل، پيشين، ص ۷۴
۳۰ گريس هال سل، پيشين، ص ۷۴
۳۱ عهد عتيق، حزقيال نبى، باب ۳۸، آيات ۲ـ۸
۳۲ همان، باب ۳۸، آيات ۱۸ـ۲۰
۳۳ كتاب زكريا، باب ۱۴، آيه ۱۲
۳۴ مكاشفه يوحنا، باب ۱۹: ۱۷ـ۱۸
۳۵ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۶
۳۶ محمدبن ابراهيم النعمانى، الغيبه، تهران بى نا، ۱۳۹۷ هـ. ق، ج ۶۴ ص ۲۷۸
۳۷ النعمانى، همان، ص ۳۰۳، ح ۱۲
۳۸ زكريا، باب ۱۳: ۸ـ۹
۳۹ ميزان الحكمه، ج ۱، ص ۱۸۵ به نقل از كنزالعمال
۴۰ همان، به نقل از بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۱۳
۴۱ تدارك جنگ بزرگ، ص ۵۴
۴۲ مكاشفه يوحنا، باب ۱۶: ۱۶
۴۳ تدارك جنگ بزرگ، ص ۱۹
۴۴ ر.ك به: زندگى در عيش، مردن درخوشى، نيل پستمن، ترجمه دكتر صادق طباطبايى، فصل هفتم، ص ۲۱۹
۴۵ تدارك جنگ بزرگ، پيشين، ص ۲۶
۴۶ تدارك جنگ بزرگ، پيشين، ص ۲۶
۴۷ همان، ص ۵۹
۴۸ هويت، ص ۲۶

منبع : فصلنامه معرفت/على اقليدى نژاد

ا

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران