سرداب یکی از کتاب‌هایی که به تازگی در نقد باورهای شیعه و از جمله اندیشۀ مهدویت توسط یکی از وهابیون معاصر نوشته شده است، کتاب اصول مذهب الشیعة الامامیة الاثنی عشریة؛ نوشتۀ دکتر ناصر القفاری است. این کتاب در میان وهابیون شهرت خاصی یافته و از این‌رو شایسته است به شبهات آن به دقت پاسخ داد شود. هدف اصلی نویسنده، القای وجود تناقض در روایات مربوط به مکان زندگی امام مهدی(عج) است؛ او روایات شیعه که به مکان‌های مختلفی برای زندگی زندگی امام زمان اشاره دارد را دال بر تناقض‌گویی شیعه می‌داند؛ به همین جهت اصل وجود امام عصر را انکار می‌کند. اختلاف روایات محل زندگی و انکار وجود امام زمان در ادامه خلاصه‌ای از شبهه ناصر القفاری را می‌خوانید: پاره‌ای از روایات کافی، شهری را که او در آن مخفی شده است، ذکر کرده‌اند: «صاحب این امر ناگریز غیبتی خواهد داشت و ناگریز در غیبتش کناره‌گیری خواهد داشت و "طیبه"، منزل خوبی است.» این روایت به این‌که او در مدینة منوره مخفی می‌شود، اشاره دارد؛و پاره‌ای از روایات می‌گویند او در برخی وادی‌های مکه پنهان شده است. در تفسیر عیاشی و غیر آن آمده است که اباجعفر گفت: برای صاحب این امر در برخی از این نواحی غیبتی خواهد بود و سپس با دست به منطقه «ذی‌طوی» اشاره کردند. لیکن احادیث آنها در ادعیه و زیاراتی که برای مشاهد ائمه است، اشاره می‌کند که او ساکن سرداب سامراست. امام مهدی(عج) به اقتضای این‌که بشر است، به مکانی برای زندگی نیاز دارد. به‌جز آن، این مکان می‌تواند در مقاطع مختلف زمانی، تغییر یابد؛ علی‌رغم آن‌چه گذشت، یکی از شیعیان معاصر واقعیت را انکار کرده و می‌گوید: «هیچ روایتی وجود ندارد و در هیچ کتابی از کتاب‌های شیعه نیامده است که مهدی در سرداب غایب شده است... و نیامده است که او هنگام ظهور از آن‌جا خارج می‌شود، بلکه خروج او از مکه است و میان رکن و مقام با او بیعت می‌شود» برخی از زیاراتشان نیز از حیرت آنها درباره مکان پنهان شدن او حکایت دارد. پس او را صدا می‌زنند و می‌گویند: «ای کاش می‌دانستم در کجا مسکن گزیده‌ای یا کدامین سرزمین تو را در آغوش کشیده. آیا در کوه رضوی هستی یا در ذی‌طوی یا جای دیگر؟»با وجود این، پاره‌ای دیگر از روایاتشان می‌گوید او مکان ثابتی ندارد، بلکه میان مردم زندگی می‌کند. «در مراسم حج شرکت می‌کند و مردم را می‌بیند، ولی آنها او را نمی‌بینند.» روایاتشان در مورد تعیین مکان او با یک‌دیگر این‌گونه اختلاف دارند و بر اساس اختلاف جناح‌های شیعی یا بر اساس اختلاف احوال و زمان‌ها، هر کس در این ‌باره رأیی را انتخاب می‌کند. تا زمانی که بازی فریب‌کاری و تزویر ادامه دارد، چنین اختلافی طبیعی‌ است؛ چرا که غایب آنها وجود خارجی ندارد.» بیشتر بخوانید آیا سرداب محل سکونت امام مهدی(عج) است؟ نحوه زندگی امام زمان علیه السلام مکان‌های مختلف زندگی امام زمان(ع) در طول تاریخ قفاری از این نکته بدیهی غفلت کرده است که اساساً خفای مکان زندگی یکی از لوازم غیبت است و به صورت طبیعی، مکان دقیق زندگی کسی که زندگی غایبانه دارد، مشخص نیست. در غیر این‌ صورت، بر فرض مشخص بودن مکان دقیق زندگی اصولاً غیبت مفهومی نخواهد داشت. روایاتی که متعرض محل زندگی امام مهدی(عج) در عصر غیبت شده‌اند، دو دسته‌اند. دسته‌ای‌ به مکان‌هایی خاص اشاره کرده‌ و دسته‌ای دیگر مکان آن حضرت را نامعلوم دانسته‌اند. در مورد روایاتی که محل سکونت امام مهدی(عج) را در دوران غیبت مکان‌های مختلفی چون مدینه، ذی‌طوی، رضوی و یا جاهای دیگر معرفی کرده‌اند، باید گفت میان این روایات هیچ تعارضی وجود ندارد؛ چرا که به مضمون همه آنها، بدون کم‌ترین اشکالی می‌توان ملتزم شد. در توضیح مطلب باید دانست اولاً امام مهدی(عج) به اقتضای این‌که بشر است، به مکانی برای زندگی نیاز دارد. به‌جز آن، این مکان می‌تواند در مقاطع مختلف زمانی، تغییر یابد؛ یعنی آن حضرت در طول هزار و چند صد سالی که از عمر شریفشان گذشته است، مکان‌های مختلفی را برای زندگی انتخاب کرده‌اند یا می‌کنند. گاهی در مدینه سکونت گزیده‌ و گاه در مکه منزل کرده‌اند. گاه در ذی‌طوی زندگی کرده و گاهی در کوه رضوی بوده‌اند. زمانی نیز مکان‌های دیگر را برای سکونت برگزیده‌اند، ‌چنان‌که محل تولد و بخش‌های آغازین حیات مبارکشان شهر سامرا بوده است. همان‌طور که در توقیع مورد اشاره آقای قفاری تصریح شده است، علت خفای مکان دقیق آن حضرت، ایمن ماندن ایشان از شناسایی است. روایاتی که متعرض محل زندگی امام مهدی(عج) در عصر غیبت شده‌اند، دو دسته‌اند. دسته‌ای‌ به مکان‌هایی خاص اشاره کرده‌ و دسته‌ای دیگر مکان آن حضرت را نامعلوم دانسته‌اند. برخی از این دو دسته روایت بدین قرارند: 1. روایاتی که از مکانی خاص یاد کرده‌اند الف) مدینه: از امام باقر و امام صادق (ع) چنین روایت شده است:لا بدّ لصاحب هذا الأمر من غیبة و لا بدّ فی غیبته من عزلة و نعم المنزل طیبة؛صاحب این امر ناگریز غیبتی خواهد داشت و ناگریز در غیبتش کناره‌گیری خواهد داشت و طیبه، منزل خوبی است.[1] امام صادق(عج) فرمود: برای صاحب این امر دو غیبت خواهد بود؛ یکی از آن دو، طولانی خواهد بود تا آن‌جا که برخی می‌گویند مُرد و تعدادی می‌گویند کشته شد. ب) کوه رضوی: «عبدالاعلی مولی آل سام می‌گوید: همراه امام صادق(عج) از منزل خارج شدم. چون به روحاء رسیدیم، آن حضرت گردن کشید و به کوه آن منطقه نگاه کرد و به من فرمود: این کوه را می‌بینی؟ به آن رضوی می‌گویند. از کوه‌های فارس بود که ما را دوست داشت. پس خداوند او را به سوی ما منتقل کرد. همانا در آن، هر درخت میوه‌داری است و آن‌جا محل امن خوبی برای شخص ترسان است ـ این جمله را دوبار تکرار فرمود ـ همانا برای صاحب این امر در آن دو غیبت خواهد بود؛ یکی، کوتاه و دیگری، طولانی»[2] ج) ناحیه ذی‌طوی: امام باقر(عج) فرمود: «یکون لصاحب هذا الأمر غیبة فی بعض هذه الشّعاب.» ثمّ أوما بیده إلی ناحیة ذی طوی؛ «برای صاحب این امر در این نواحی غیبتی خواهد بود.» سپس با دست به منطقه ذی‌طوی اشاره کردند.[3] 2. روایاتی که مکان حضرت را نامعلوم معرفی کرده‌اند الف) امام صادق(عج) فرمود: برای صاحب این امر دو غیبت خواهد بود؛ یکی از آن دو، طولانی خواهد بود تا آن‌جا که برخی می‌گویند مُرد و تعدادی می‌گویند کشته شد و بعضی می‌گویند رفت و بر اعتقاد به او از میان اصحابش جز تعداد اندکی باقی نخواهد ماند و بر جایگاهش هیچ‌کس از دوست و بیگانه آگاهی نمی‌یابد، مگر خدمت‌گزاری که به کارهای او می‌رسد.[4] ب) از آن حضرت در حدیث دیگری چنین نقل شده است:برای قائم دو غیبت خواهد بود؛ یکی، کوتاه و دیگری، طولانی. در غیبت اول، از مکان او جز شیعیان مخصوصش خبر ندارند و در غیبت دیگر، جز دوستان مخصوصش از مکان او مطلع نیستند.[5]* پی نوشت ها: [1]اصول کافی، ج1، ص 340؛ الغیبة شیخ طوسی، ص 162 [2]الغیبة شیخ طوسی، ص163، اثبات الهداة شیخ حر عاملی، ج3، ص 500 [3] تفسیر العیاشی ج2،ص 56؛ الغیبة نعمانی، ص 187 [4]بحار الأنوار، مجلسی، ج52، ص 153 [5] اثبات الهداة، ج3، ص 445 *این متن خلاصه‌ای است از مقاله "تأملی بر چند شبهۀ مهدوی" به قلم نصرت‌الله آیتی که در شماره 12 فصل‌نامه مشرق موعود منتشر شده است.
لینک ثابت
امام زمان(عج)؛ آرام و امنیت زمینیان وجود امام زمان(عج)، عامل امنیت اهل زمین است. خود ایشان فرمود: «إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ؛ من امان و مایه امنیت اهل زمین ام؛ همان گونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمان هستند». زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه تاریخ : سه شنبه 1397/05/23 امام زمان خداوند در آیه 65 سوره حج می فرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ؛ آیا ندیدی که خداوند، آنچه در زمین است و نیز کشتی هایی که به امر او در دیا می روند را برای شما رام کرده است و آسمان را نگاه داشته تا جز به فرمان او به زمین نیفتد؟ همانا خداوند نسبت به مردم رافت و رحمت دارد).(1) نکته ها 1.مراد از تسخیر موجودات برای انسان، آن است که همه آنها در مسیر کام گیری و منافع بشر قرار داده شده اند؛ مثل خورشید مسخر ماست، یعنی از او بهره مند می شویم. 2.تسخیر جهان هستی، به اراده خداست« أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ» 3.انسان شریف ترین مخلوق خداوند است و می تواند بر زمین و پدیده های آن غالب شود. (سَخَّرَ لَكُمْ) 4.سیر طبیعت، در مسیر اراده خداوند است. (تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ) 5.قوانین طبیعی، مانع اراده الهی نیست. (إِلَّا بِإِذْنِهِ) 6.وجود امام زمان(عج)، عامل امنیت اهل زمین است. خود ایشان فرمود: «إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ؛ من امان و مایه امنیت اهل زمین ام؛ همان گونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمان هستند».(2) 7.امام سجاد(ع) فرمود: «إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ وَ نَحنُ الَّذینَ بِنَا» (يُمْسِكُ اَلسَّمٰاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ) «وَ بِنَا يُمْسِكُ اَلْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا يُنَزِّلُ اَلْغَيْثَ وَ بِنَا يَنْشُرُ اَلرَّحْمَةَ وَ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ اَلْأَرْضِ وَ لَوْ لاَ مَا فِي اَلْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا» (ما امامان اهل زمین هستیم، هم چنان که ستارگان امان اهل آسمان اند و ما کسانی هستیم که خداوند به واسطه ما آسمان را نگاه داشته تا بر زمین نیفتد، مگر به اذن او و به خاطر ما زمین را نگاه داشته که اهلش را نلرزاند. به سبب ما باران را فرو فرستد و رحمت را منتشر کند و برکات زمین را خارج سازد و اگر ما روی زمین نبودیم، زمین اهلش را فرو می برد».(3) پی نوشت: 1.سوره حج، آیه 65 2.إعلام الوری بأعلام الهدی، ص453 3.کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص۲۰۷ *برگرفته از کتاب «پرتوی از آیه های مهدوی»، محسن قرائتی به کوشش حسن ملایی منبع: خبرگزاری شبستان
لینک ثابت
تاثیر ازدواج بر تقویت مهدی یاوران جامعه‌ای که در آن خانواده جایگاه نداشته باشد، به سمت ظهور حرکت نمی کند، زمینه‌سازان ظهور در خانواده‌ تربیت می شوند؛ راه تشکیل خانواده ازدواج است برای همین دشمن در این باره کارشکنی می کند، چون جبهه مهدی یاوران از این راه تقویت می شود. یکم ذی الحجه به تصریح تقویم قمری سالروز ازدواج آسمانی امیرالمومنین امام علی(ع) و حضرت زهرای مرضیه(س) است، ازدواجی که نتیجه آن شجره طیبه ای است که تاریخ را وامدار خود کرده، نشان این مدعا اثرگذاری فرهنگ عاشورا بر جهان و چشم انتظاری بشریت برای آمدن منجی آخرالزمان(عج) است. اگرچه این ازدواج آسمانی و برکات آن به مشیت و اراده الهی بوده است اما در هر عصر و زمانه ای می توان با الگوگیری از مولفه های این ازدواج، امروز و فردای خود و آیندگان را از برکاتی خاص بهره مند کرد. این مهم در عصر معروف به غیبت امام عصر(عج) که دست انسان از دامان امام معصوم(ع) کوتاه شده ضرورتی دوچندان دارد تا در سایه ازدواج های صحیح بتوان به زندگی های خانوادگی و تربیت فرزندان رنگ مهدویت و انتظار زد و در سایه تشکیل خانواده های مهدی باور و مهدی یاور بتوان سربازان و زمینه سازان ظهور حضرت حجت(عج) را تربیت کرده و تحویل جامعه داد. از این رو در بررسی کیفیت چنین ازدواج هایی با کارشناسان به گفت وگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد: حجت الاسلام مرتضی رجبی، کارشناس مهدوی با اشاره به آیه 21 سوره مبارکه روم گفت: خداوند در این آیه می فرماید: «و از جمله نشانه هاى او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و میان شما الفت و رحمت برقرار ساخت تا نسل بشر را تداوم بخشد. به یقین در آنچه یاد شد، براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است بر این که تدبیر امور انسان ها در اختیار خداوند است.» این نشان می دهد که انس میان زن و مرد به عنوان همسر، ودیعه الهی است. وی اضافه کرد: در آیات 2 و 3 سوره مبارکه طلاق آمده: «... مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً(2) وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ...(3)؛ هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند(2) و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد(3)» در موضوع ازدواج به این دلیل که انس، محبت و عشق در وجود همسران وجود دارد که موجب اتصال آنها به یکدیگر می شود، نمی شود ابعاد مادی و نیازهای دنیایی زناشویی را نادیده گرفت که براساس این آیه خداوند می فرماید: اگر دل در گرو من بسپاری و قدردان لطف من باشی؛ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ راه گریزی برای تو در زندگی قرار می دهم و تو را بطور ویژه روزی می دهم. رجبی در پاسخ به این سوال که اگر دو جوان به خاطر امام زمان(عج)، کمک به زمینه سازی ظهور و یاری حضرت(عج) و همچنین تربیت نسل مهدوی ازدواج کنند، چه ثمراتی خواهد داشت، تاکید کرد: مهمترین خواست امام زمان(عج) و مهمترین اتفاقی که بعد از ظهور حضرت(عج) می افتد، بسط عدالت است چنان که در روایت داریم: «یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً» ایشان ظهور می کنند تا عدالت را بگستراند و ظلم را که نقطه مقابل عدالت است، کنار بزنند. وی اضافه کرد: جالب است که در رابطه همسری نیز عدالت مطرح است و خداوند موضوع همسری را با عدالت در قرآن گره زده و می فرماید: «ازدواج، شرط عدالت می خواهد» بنابراین، کسی می تواند ازدواج کند که بتواند حق همسر را ادا کند. این یعنی وجه اشتراکی میان ازدواج و هدف امام زمان(عج) وجود دارد. کارشناس مهدوی تاکید کرد: یک زوج مهدوی که محور زندگی خود را تقوا قرار داده اند، همدیگر را موهبت الهی می دانند و حقوق یکدیگر را رعایت می کنند و تلاش دارند در جهت تحقق عدالت، نقش آفرینی کنند، عنصر جهاد برای رشد و تعالی آنها نمایان می شود و این عنصری است که از درون آن، ایثار، گذشت، تقدم دهی فرد مقابل، کنار رفتن منیت حاصل می شود و این زوج از باب تقوا و عدالت از «من» تبدیل به «ما» می شوند و در موضوع مجاهدت، حتی از ما نیز می گذرند و به مرحله گذشت به خاطر دیگران می رسند. تقویت جبهه مهدی یاوران با ازدواج های صحیح و بهنگام حجت الاسلام سیداحمد موسوی، مدیر گروه پژوهشی قرآن مرکز تخصصی مهدویت نیز با تاکید بر اینکه در فضای خانواده هم تولید نسل می شود و هم نسل سالم و تربیت شده شکل می گیرد، ابراز کرد: این برای دشمن قابل قبول نیست، چراکه جبهه یاری امام زمان(عج) از این راه تقویت می شود. وی اضافه کرد: جامعه‌ای که در آن خانواده جایگاه نداشته باشد، نمی تواند به سمت ظهور حرکت کند، چون نسل امروز و منتظر زمینه‌ساز ظهور باید در خانواده‌ تربیت شود؛ وقتی فضای خانواده سالم باشد هم تربیت فرزند آن سالم است هم همسایه‌داری او سالم و هم فضای علمی آن سالم باقی می ماند. موسوی ابراز کرد: سنگ بنای تشکیل خانواده ازدواج است، نمی توان 20 سال بعد از ازدواج را در نظر گرفت بلکه خانواده از همان روز اول با یک ازدواج سالم بنیان نهاده می شود. اگر ازدواج ها سالم شد می توان امیدوار بود که زن و شوهرهای سالم در جامعه داشته باشیم و وجود زن و شوهر سالم، پدر و مادرهای سالمی را به جامعه تحویل می دهد و توسط پدر و مادر سالم است که فرزند سالم و صالح و مهدی یاور تربیت می شود. زوجین باید والدین خوبی برای تربیت نسل منتظر باشند این گزارش می افزاید: حجت الاسلام علی صدوقی، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت درباره کارکردهای ازدواج در زمینه انتظار، گفت: بهترین تشبیه در امر ازدواج، تشبیه قرآن از زن و شوهر به «لباس» است؛ وظیفه لباس ایجاد امنیت و پوشاندن عیب ها و نقص های انسان است. اما لباسی که قرآن از آن سخن می گوید جنس متفاوتی دارد، چنان که می فرماید: «وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ»؛ بنابر این، همسران باتقوا می توانند مکمل هم باشند و یکدیگر را در جهت هدف غایی خلقت یعنی بندگی خدا رشد دهند. وی تاکید کرد: زن و مردی که با هم ازدواج می کنند باید پدر و مادر خوبی نیز برای تولید نسل منتظر باشند و برای این کار باید ساختار و مبانی تربیتی را بدانند و خود نیز بر اساس آن مبانی زندگی کنند و ساختار شخصیتی آنها بر این مبانی روشن شود. پدر و مادر باتقوا فرزند را امانت الهی می دانند صدوقی ابراز کرد: : اگر قرار باشد این سه هدف را در زندگی داشته باشیم باید تقوا در ما وجود داشته باشد چون پدر و مادری که تقوا را ملاک زندگی قرار داده اند به این باور می رسند که فرزند آنها امانت الهی است نه مملوک آنها و می دانند باید با این امانت به شکلی برخورد کرد که صاحب و مالک آن یعنی خداوند راضی باشد. این استاد اخلاق ادامه داد: ما در این مسیر به راهبر نیاز داریم و خداوند این راهبر را از طریق انسانی به نام امام معصوم در اختیار ما قرار داده است. امام عصر (ع) راهبر زندگی ما است و ما باید زندگی را با رضایت ایشان همراه کنیم. ایشان باید راه و رسم سکون و آرامش بنیادی را به ما بیاموزد، آن حضرت(عج) باید ملاک و معیارهای تکمیل و ارتقاء و اصلاح همسر را برای ما بیان کند، ایشان باید تربیت فرزند را آنچنان که با فطرت الهی همراه باشد و در مسیر عبودیت و بندگی قرار بگیرد به ما نشان دهد؛ این یعنی ایشان باید سکاندار زندگی ما باشند. وی در پایان یادآور شد: رهاورد این راهبری سبک زندگی منتظرانه است که لحظه به لحظه هم شخص آنها را به آرامش نزدیک می کند و هم افرادی را که در مجاورت و اطراف این زندگی هستند. بنابر آنچه گذشت، ازدواج به عنوان راه تشکیل خانواده می تواند کلید ورود به سبک زندگی مهدوی و فرصت ساز تربیت مهدی باوران و مهدی یاوران باشد به شرط آنکه انتخاب ها صحیح و آگاهانه و با معیارها دینی الهی باشد و در ادامه مسیر هم رضای خدای متعال و امام عصر(عج) بر افکار، گفتار و رفتار زوجین حاکم باشد ... ان شاءالله. منبع : خبرگزاری شبستان
لینک ثابت
مصداق‌تراشی برای علائم ظهور در گذر تاریخ یکی از مشکلاتی که جامعه اسلامی پیوسته با آن مواجه بوده است سوء استفاده از نشانه‌های ظهور و مصداق‌تراشی برای آنهاست با مطالعه تاریخ می‌توان به حجم وسیعی از این مصداق‌های دروغین دست یافت. ظهور یکی از مشکلاتی که جامعه اسلامی پیوسته با آن مواجه بوده است سوء استفاده از نشانه‌های ظهور و مصداق‌تراشی برای آنهاست با مطالعه تاریخ می توان به حجم وسیعی از این مصداق‌های دروغین دست یافت. توجه به این حجم وسیع از مصادیق دروغین که گذر زمان دروغ بودنشان را اشکارتر نمود می تواند تلنگری باشد برای این که به هوش باشیم و در دام فرصت‌طلبانی که با مصداق سازی برای نشانه های ظهور می کوشند به منافع و مطامع خود دست یابند گرفتار نشویم. دامنه آنـچه دربـاره مـصداق‌تراشی‌ و یا‌ اشتباه در تعیین مصادیق گفته‌ شده‌ بـه‌ حـوزه نشانه‌های ظهور‌ نیز‌ کشیده شده است و در‌ این‌ وادی نیز موارد متعددی را می‌توان سراغ گـرفت کـه برخی به اشتباه و از سر‌ جـهل‌ و بـرخی هدفمند و مـدیریت شـده بـه قصد‌ شیطنت‌ برای نشانه‌های‌ ظهور‌ تـعیین‌ مـصداق کرده‌اند و اساساً افراط‌ در تطبیق‌گرایی یکی از شایع‌ترین آسیب‌های اندیشه مهدویت است که بـاید نـسبت به آن حساس‌ بود‌ چرا که گـاهی فرو رفتن در‌ این‌ وادی آثـار‌ زیان‌بار‌ و غیرقابل جبرانی به‌ هـمراه‌ دارد. نشانه اول: پرچم‌های‌ سیاه درباره برافراشته شدن پرچم‌های سیاه از جانب‌ مشرق‌ روایات متعددی در مجامع روایی وجود دارد که البته عمده انها در مـنابع اهل‌سنت منعکس شده است و در منابع‌ شیعی‌ هم‌ تعداد انگشت شماری از آن وجود دارد به عنوان نمونه‌ می‌توان به این روایت از پیامبر گرامی اسلام اشاره کرد: «هنگامی که دیدید پرچم‌های سیاه از جانب خراسان‌ پدیـدار‌ شـد‌ به آن‌ها بپیوندید چرا که مهدی خلیفه خداوند در آن است‌.»[1] برافراشته شدن‌ پرچم‌ سیاه به‌ دستور‌ مستقیم‌ علی محمد باب بوده است و انتخاب‌ ملاحسین‌ بـشرویه کـه اصـالتاً اهل خراسان بود برای بـدست گـرفتن پرچـم می‌توانست تداعی‌ گر‌ همان خراسانی باشد که محل خروج‌ پرچم‌های سیاه است. قـضاوت دربـاره دیدگاه‌های مطرح شده‌ را‌ باید‌ به جای خود حوالت داد. با این‌ وجـود‌ آنـچه در اینجا‌ برای ما مهم است این اسـت کـه از ایـن پرچم‌های سیاه صرف‌ نظر‌ از این‌که اصالتاً مربوط به نهضت‌ ابومسلم خراسانی باشد یا‌ قـیامی‌ کـه نـزدیک به ظهور رخ‌ می‌دهد‌ در طول تاریخ سوء استفاده‌های مختلفی شده است و جریان‌های مختلفی تـلاش کـرده‌اند آن‌ را‌ بر خود تطبیق دهند برخی‌ از‌ این‌ جریان‌ها بدین قرارند‌: ابومسلم‌ خراسانی‌: اگر فرضیه مربوط بودن پیشگویی افراشته شدن پرچم‌های سیاه به آخرالزمان را بپذیریم استفاده ابومسلم خراسانی از پرچـم‌های سـیاه در قیام‌ خود‌ و ادعای‌ این‌که همو صاحب پرچم‌های سیاه است یکی از‌ موارد سوء استفاده از این پیشگویی خواهد در پاره‌ای از منابع تاریخی درباره تلاش ابومسلم برای انطباق افراشته شدن پرچم‌های‌ سیاه‌ بر‌ قـیام خـود چنین نـوشته‌اند: روایت شده ابومسلم گروهی را به‌ سوی نصر فرستاد و نامه‌ای برای نصر نوشته و او را به اطاعت خود فراخواند و گـفت این پرچم‌های سیاهی که‌ برافراشته‌ همان‌ پرچم‌هایی است که پیوسته پیـش‌بینی آن را شـنیده بـود... فرستادگان نزد‌ نصر‌ آمدند او گفت:... به خدا سوگند این‌ حقیقتی‌ اسـت‌ ‌ ‌کـه هرکس آن را انکار کند پشیمان می‌شود به خدا سوگند ما‌ پیوسته‌ پیش‌بینی‌ پرچم‌های سـیاه را مـی‌شنیدیم تـا این‌که آن را دیدیم و با آن ازموده شدیم.[2] بهائیت: یکی از‌ فتنه‌هایی‌ که ایران را در دستخوش حوادث و ناملایمات بسیاری کرد و و رگه‌هایی از پیامدهای‌ منفی‌ آن‌ هنوز نیز باقی مانده است فتنه بـابیت و در ادامـه آن فتنه بهائیت بود. این فتنه‌ که‌ از‌ در ابتدا بر اساس باورهای انحرافی آخرالزمانی شکل گرفته بود برای اثبات‌ خود‌ نیازمند دلایل مذهبی بود و به همین دلیل در جای جای نظام اعتقادی آن مـی‌توان مـستندات دینی‌ فراوانی‌ یافت که به صورت هدفمند و متناسب با اهداف این فرقه تاویل و تفسیر‌ شده‌اند‌. در این‌باره نمونه‌های متعددی قابل ذکر است‌ که‌ در‌ ادامه خواهد آمد، اما آنچه در اینجا‌ مـقصود‌ اسـت اشاره به بهره‌برداری این گروه از پرچم‌های سیاه است. از گزارش‌های تاریخی‌ چنین‌ برمی اید که برافراشته شدن‌ پرچم‌ سیاه به‌ دستور‌ مستقیم‌ علی محمد باب بوده است و انتخاب‌ ملاحسین‌ بـشرویه کـه اصـالتاً اهل خراسان بود برای بـدست گـرفتن پرچـم می‌توانست تداعی‌ گر‌ همان خراسانی باشد که محل خروج‌ پرچم‌های سیاه است. پس‌ از‌ افراشته شدن این پرچم درشهرهای‌ مختلف‌ مبلغین بـابی از مـردم مـی‌خواستند به سوی این پرچم حرکت کرده و به هـر‌ صـورت‌ ممکن خود را به آن‌ برسانند‌ ماجرای‌ برافراشته شدن پرچم‌های‌ سیاه‌ بهائیان توسط یکی از‌ نویسندگان‌ بهایی این چنین گزارش شـده اسـت: "جـناب قدوس به هیچ یک از اصحاب اجازه‌ نمی‌دادند‌ که در ساری بـمانند و به هر‌ یک‌ از اصحاب‌ امر‌ می‌کردند‌ که در ظل علم‌ سیاه جناب ملاحسین درآیند این علم سیاه همان‌ بود که حضرت رسول ص درباره آن‌ خطاب‌ به‌ مسلمین‌ فـرموده‌اند‌: هـر وقت دیدید‌ علم‌های‌ سیاه از طرف خراسان مرتفع شد بشتابید اگرچه با سینه روی برف هم شده بـروید تـا‌ در‌ ظـل‌ آن درایید زیرا علم سیاه که از‌ خراسان‌ برافراشته‌ می‌شود‌ مبشر‌ به‌ ظهور مـهدی اسـت .ایـن علم سیاه به امر حضرت باب به وسیله جناب ملا حسین به اسم قـدوس مـرتفع شـد."[3] البته روشن است که میان استناد بهائیان‌ به احادیث و روایات سود و استناد ابومسلم خـراسانی بـه همین احادیث تفاوت بسیاری وجود دارد اما هر دو در اصل مصداق تراشی و سوء استفاده از نـشانه‌های ظـهور بـا یکدیگر مشابهت دارند. بیشتر بخوانیم: نشانه‏‌های ظهور، مفاهیم و اصطلاحات تشخیص و تطبیق نشانه‌های ظهور نشانه دوم: خروج سفیانی یکی دیگر از نشانه‌های مهم ظهور که هم در احادیث شیعه از آن سخن‌ گفته‌ شده و هم در روایات اهل‌سنت‌، سـفیانی‌ اسـت. تفصیل جزئیات مربوط به این نشانه را باید در جای خود پی گرفت. آنچه در اینجا می‌اید اشاره‌ای است به کسانی که در‌ طول‌ تاریخ خود را سفیانی‌ خوانده‌اند‌. ابومحمد زیاد بن عبدالله: وی از نوادگان یـزید بـن معاویه بود. هنگامی که عبدالله بن علی عباسی برای تصفیه شام از امویان به این منطقه رفت ابومحمد زیاد‌ بن‌ عبدالله سفیانی به طمع حکومت و ادعای این‌که او سفیانی موعود اسـت و دولت امـوی را برمی گرداند از مردم بیعت گرفت.[4] یـکی از‌ حـوادثی‌ که‌ به حسب برخی روایات پیش از ظهور اتفاق می‌افتد قیام گروهی از اهل مشرق است. این گروه انگیزه‌های حقی دارنـد و قـیامشان‌ قـرین‌ پیروزی‌ خواهد بود ابـوحرب: یکی از شورش‌هایی که در اواخر حکومت معتصم(227ق) رخ داد قیام ابوحرب یمانی معروف به مـبرقع اسـت در نـام و نسب او ارتباطی باسفیانی‌ وجود‌ ندارد اما طبری می‌گوید: او ادعا می‌کرد اموی است و کسانی کـه دعـوتش را اجـابت کردند گفتند او سفیانی است.[5] نشانه سوم: قیام اهل مشرق یـکی از‌ حـوادثی‌ که‌ به حسب برخی روایات پیش از ظهور اتفاق می‌افتد قیام گروهی از اهل مشرق است. این گروه انگیزه‌های حقی دارنـد و قـیامشان‌ قـرین‌ پیروزی‌ خواهد بود، از امام باقر در این باره‌ چنین‌ روایت شـده است: گوئى مى‏‌بینم كه قومى در مشرق خروج كرده‌‏اند و خواستار حقّ‏ند ولى به ایشان داده نمى‏‌شود، باز‌ خواستار‌ آن‌ مى‌‏شوند و به آنـان داده نـمى‏‌شود، پس چـون چنین مى‏‌بینند شمشیرهاى‌ خود را بر گردن خویش مى‌‏افكنند (آماده كارزار مى‌‏شوند) پس آنـچه مـى‌‏طلبند به ایشان بدهند ولى ایشان از‌ پذیرفتن‌ آن‌ خوددارى مى‌‏كنند تا اینكه قیام نمایند و آن را به كسى باز‌ نـدهند‌ مـگر بـه صاحب شما، كشتگانشان شهیدند، بدانید اگر من خود آن را در مى‏‌یافتم حتماً خود‌ را‌ بـراى‌ صـاحب ایـن امر نگاه مى‏‌داشتم». در این باره که مقصود از اهل‌ مشرق‌ در‌ این روایت کیست قضاوت‌های مـتفاوتی شـده و ایـن روایات بر مصادیق متعددی تطبیق داده شده‌ است‌. در‌ ادامه به برخی از این مصادیق اشاره مـی‌شود: سـلسله صفویه: اولین تطبیق این روایت‌ از‌ سوی علامه مجلسی انجام پذیرفته است. ایشان بـر ایـن عـقیده بودند که روایت‌ مورد‌ نظر‌ ناظر به سلسله صفویه است وی در این باره چنین مـی‌نویسد: "بر صاحبان‌ بصیرت‌ ظاهر است که از جانب مشرق کسی‌ که‌ دین‌ حـق را طـلب نمود و مردم را به دین‌ حق‌ دعوت کرد و پادشـاهی یـافت، بـه غیر سلسله علیّه صفویّه ـ خلّد الله ملکهم ـ نـبود‌. و در‌ ایـن حیث شریف شیعیان خصوصا انصار و اعوان‌ این‌ دولت را توامان بشارت‌هاست که‌ بر‌ عاقل پوشـیده نـیست."[6] نهضت مشروطه: دومین مصداقی که بـرای روایت پیش گفته بـرشمرده‌ شـده‌ نهضت مشروطه است ناظم الاسـلام‌ کـرمانی‌ از‌ نویسندگان دوره مشروطه‌ در‌ این باره چنین نوشته‌ است‌: "یکی از علائم قریب به ظهور حـضرت صـاحب‌الامر مشروطه شدن ایران است، چـه در‌ اخـبار‌ لوازم مـشروطه را به طریق کـنایه‌ و اشـاره‌ بیان فرموده‌اند‌ و هم‌ کـیفیت‌ گـرفتن آن را... بالجمله‌ این علامت واقع شده، چه در سال ۱۳۲۶ که محمدعلی شاه مشروطه را بر داشت‌ و تـوپ‌ بـه مجلس بست پس از مدتی‌ مردم‌ در‌ مقام‌ اسـترداد‌ حـق برآمدند و از آذربایجان و جاهای دیگر نیز مطالبه کردند به آن‌ها‌ ندادند‌. پس‌ از چندی باز در مقام مـطالبه بـرآمدند‌. باز‌ به‌ آن‌ها‌ ندادند‌ تا‌ آنـکه اکـثر بـلدان بـلوا کـردند. در تبریز و اصفهان و رشـت و قـزوین مخالفت آغاز کردند.... اما لوازم مترتبه بر مشروطه در طی علائم ظهور خواهد آمد ان‌شاءالله تعالی."* ادامه دارد... پی نوشت‌ها: [1] مسند احمد‌ حـنبل‌، ج5، ص277 [2] أخبار الدولة العـباسیة ص286 – 288. [3] تـلخیص‌ تـاریخ نبیل ص346 [4]تاریخ طبری ج7ص444،445 [5]تاریخ طبری ج9ص116و118 [6]مهدیان‌ دروغین‌ ص158 *این متن خلاصه ای است از مقاله "تطبیق نشانه‌های ظهور در گذر تاریخ" به قلم نصرت الله آیتی که در شماره 38 مجله "مشرق موعود" منتشر شده است.
لینک ثابت
اگر دعا به طور کلی و نیز دعا برای امام زمان(عج) در موقعیت ممتاز و حالت مناسب روحی و جسمی و در مکان و زمان خاصی انجام شود، اجابت اش سریع تر و تحقق آثارش بیشتر می شود. دعا از آیات و روایات استفاده می شود که اگر دعا به طور کلی و نیز دعا برای امام زمان(عج) در موقعیت ممتاز و حالت مناسب روحی و جسمی و در مکان و زمان خاصی انجام شود، اجابت اش سریع تر و تحقق آثارش بیشتر می شود. در اینجا به بعضی از آن موقعیت های ویژه و ممتاز دعا برای آن حضرت اشاره می شود: 1.بعد از نمازهای واجب(1) 2.بعد از نماز ظهر(2) 3.بعد از نماز عصر(3) 4.بعد از نماز صبح(4) 5.بعد از هر دو رکعت از نمار شب(5) 6.در قنوت نماز(6) 7.در سجده شکر نماز(7) 8.هر صبح و شام(8) 9.روز پنج شنبه و شب و روز جمعه(9) 10.روزهای نوروز، عرفه، عید فطر و عید قربان(10) 11.ماه رمضان روزهای 8-13-18-21 و شب های 6-12 و 19(11) 12.روز دحو الارض و روز عاشورا(12) 13.شب و روز نیمه شعبان(13) 14.بعد از ذکر مصیبت امام حسین(ع) و بعد از زیارت امام زمان(14) 15.به هنگام گریه از ترس خداوند(15) 16.به هنگام نجات از غصه ها در سختی ها و مشکلات در نزد هر نعمت و وزوال آن(16) 17.بعد از هر نماز جعفر طیار)17) 18.در مسجد الحرام(19)، وادی عرفان(20)، سرداب مقدس سامرا، حرم امام حسین(ع)(21)، حرم امام رضا(ع)(22)، حرم تمامی ائمه اطهار(23) 19.در تمام مکان های منسوب به امام زمان(عج) (مثل مسجد جمکران) و ...(24) 20.مداومت چهل روزه بر دعا(25) تذکر این نکته لازم است که دعا برای امام زمان(عج) اگر به زبان عربی و همان دعاهای وارد شده از ناحیه ائمه اطهار(ع) باشد بهتر است ولی به هر زبان و لغت و لهجه ای و نیز به هرگونه دعایی اگرچه غیر وارد از ناحیه ائمه اطهار(ع) می توان برای آن حضرت دعا کرد، البته دعا با صدای بلند مخصوصا در مجالس عمومی سفارش شده است.(26) پی نوشت: 1.من لا یحضره الفقیه، ج1، ص327 2.بحارالانوار، ج86، ص77 و 62 3.فلاح السائل، ج199 4.بحارالانوار، ص86،ص77 5.جمال الصالحین، ص173 6.مهج الدعوات، ج51-49 7.کمال الدین،ج2،ص428 8.احتجاج،ج2،ص323 9.جمال الاسبوع، ص179 10.بحارالانوار، ج52،ص308 11.اقبال،ص133-164-128-141-164 12.اقبال، ص312، زادالمعاد ص 236 13.زادالمعاد، ص384 14.جمال الصالحین، ص369 15.دروس، ص155 16.وسایل الشیعه، ج4، ص1250 17.بحارالانوار، ج102، ص127 18.جمال الاسبوع، ص292 19.کمال الدین 20.زادالمعاد 21.کامل الزیارات، ص238-232-311-315 22.همان،ص238-232-311-315 23.همان، ص238-232-311-315 24.کمال الدین، ج2، ص440 25.زادالمعاد، ص277 26.بحارالانوار *برگرفته از «زبور نور(هزار و یک نکته از زندگانی امام مهدی عجل الله و فرجه)»
لینک ثابت
امیرالمومنین امام على (علیه السلام)  مى فرمايند: «تمام خير در اين روزگار است؛ در آن زمان قائم ما قيام مى كند و همه را بر (محور) يك مرام و يك عقيده گرد مى آورد (ثم يجمعهم على امر واحد)». آيا وقتى كه امام زمان(عج) ظهور مى كنند، تمام مردم مسلمان مى شوند؟ در پرسشی داریم: آيا وقتى كه امام زمان(عج) ظهور مى كنند، تمام مردم مسلمان مى شوند يا اين كه كافر و پيرو مذاهب و اديان ديگر هم وجود خواهد داشت؟ در دوران ظهور و روزگار دولت مهدوى، جهان بينى واحدى بر جهان حاكم و راه و روش و برنامه ها نيز يكى مى گردد و يكپارچگى واقعى در عقيده و مرام پديد مى آيد و مردمان همه يكدل و يك زبان به سوى سعادت و صلاح حركت مى كنند. ناسازگارى و دوگانگى در انديشه ها و عقيده ها نيست؛ چنان كه در راه و روش هاى اجتماعى نيز اختلاف و چندگانگى ديده نمى شود. امام صادق (علیه السلام)  به صراحت به اين مطلب اشاره فرموده است: «افوالله ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف و يكون الدين كله واحدا كما قال جل ذكره ان الدين عندالله الاسلام» ؛ «به خدا قسم!... ناهماهنگى و اختلاف مذاهب و اديان از بين مى رود و فقط يك دين در سراسر گيتى حكومت مى كند ؛ چنان كه خداى تبارك و تعالى فرموده است: به راستى دين در نزد خدا، اسلام است[1]» امام مهدى(عج) با اين اصل اساسى و زيربنايى (وحدت عقيده) در ساختن جامعه يگانه بشرى به توفيقى بزرگ و بى مانند دست مى يابد و همه علل و عوامل ناسازگارى و برخورد و اختلاف را نفى مى كند. راه و روش او، بر قانون جاودان حق و عدل و يكتا پرستى استوار و با فطرت و سرشت انسان ها، هماهنگ و سازگار مى باشد. او وحدتى واقعى را براساس اصول توحيد و ايدئولوژى اسلامى پى مى ريزد و همه انسان ها را در زير شعار يگانه و دين واحد گرد مى آورد[2] امام على (علیه السلام)  نيز مى فرمايند: «تمام خير در اين روزگار است؛ در آن زمان قائم ما قيام مى كند و همه را بر (محور) يك مرام و يك عقيده گرد مى آورد (ثم يجمعهم على امر واحد) [3]» با اين حال ممكن است گفته شود: براساس بعضى از آيات و روايات، يهود و نصارا از بين نمى روند و تا قيامت باقى هستند ؛ پس اين اسلام نمى تواند فراگير شود؟! در اين رابطه بايد گفت كه ما با سه دسته از آيات و روايات رو به رو هستيم؛ 1. دسته اول آيات و رواياتى است كه ظاهر آنها، وجود غيرمسلمانان در دوران حكومت حضرت(عج) است؛ مانند: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ... وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ»[4]؛ يهود گفته دست  خدا بسته است... (پس)كينه و دشمنى را تاقيامت ميان آنان افكنديم. مشابه اين آيه درباره مسيحيت نيز آمده است: «وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ[5]» در اين آيات، دشمنى و كينه توزى تا قيامت در بين يهود و نصارا مطرح شده و نيز برترى نصارا بر كفار تا قيامت آمده است[6] و مقتضاى ظاهر آيات اين است كه دين يهود و نصارا تا قيامت باقى خواهند ماند. از بعضى از روايات نيز همين مضمون استفاده مى شود.[7] به هر حال از ظاهر اينها به دست مى آيد كه يهود و نصارا نيز در عصر ظهور وجود دارند و تحت حكومت حضرت مهدى(عج) زندگى مى كنند. 2. دسته دوم رواياتى است كه اشاره دارد امام(عج) در همه جا دين اسلام را برپا خواهند كرد و همه مردم مسلمان خواهند شد. هيچ خانه اى در شهر و بيابان نمى ماند مگر اين كه توحيد در آن نفوذ مى كند. در اين زمينه به چند روايت اشاره مى شود: امام صادق (علیه السلام)  مى فرمايد: «وقتى قائم ما قيام كند. اهل هيچ دينى باقى نمى ماند مگر اين كه اظهار اسلام مى كنند و با ايمان مشهور و معروف مى گردند[8]» «تا هر كجا كه تاريكى شب وارد شود، دين اسلام نفوذ خواهد كرد (ليدخلن هذا الدين ما دخل عليه الليل) [9]» در آن عصر، شرك و كفر و پليدى رخت برمى بند و آموزه هاى متعالى اسلام به همه جاى جهان ابلاغ خواهد شد: «بى ترديد آيين محمد (صلی الله علیه وآله)  به هر نقطه اى كه شب و روز مى رسد، خواهد رسيد و ديگر اثرى از شرك روى زمين نمى ماند (ليبلغن دين محمد ما بلغ الليل و النهار) [10]» 3. بر اساس دسته سوم روايات، امام مهدى(عج) ابتدا همگان را به دين اسلام دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه همگان با رغبت و بصيرت، آن را بپذيرند و در صورت سرپيچى و باقى ماندن در كفر و ضلالت، برخورد شديدى با آنان مى كند. عبداللّه  بن بكير از امام موسى بن جعفر (علیه السلام)  در تفسير آيه «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً...»[11] فرمود: «آيه مذكور در شأن حضرت قائم نازل شده است. وقتى آن حضرت ظاهر شد، دين اسلام را بر يهود، نصارا، صائبين و كفار شرق و غرب عرضه مى دارد، پس هر كس با ميل و اختيار اسلام بياورد، به نماز و زكات و ساير واجبات امرش مى كند و هر كس از قبول اسلام امتناع ورزد، گردنش را مى زند تا اين كه در شرق و غرب زمين جز موحد و خداپرست كسى باقى نماند[12]» با توجه به اين دسته از احاديث، همه مردم جهان، اسلام را مى پذيرند و البته عموم آنان با علاقه و رغبت مسلمان مى شوند و منافقان و كافران نيز با الزام حكومتى، اسلام را مى پذيرند ؛ قرآن نيز به اين مطلب اشاره فرموده است: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ[13]» جمع بندى روايات اين چند دسته از روايات و آيات، مربوط به دوره ها و مراحل مختلف حكومت حضرت مهدى(عج) است: دسته اول اشاره به سيره و روش حضرت مهدى(عج) در ابتداى ظهور دارد و دسته ديگر، اشاره به دوره تحكيم و تثبيت حاكميت آن حضرت. توضيح اينكه امام (علیه السلام)  در ابتداى ظهور، تنها كافرانى را كه به ظلم و فساد در زمين مشغول اند، سركوب مى كند و يا ملزم به پذيرش اسلام و قوانين حيات بخش آن مى كند. امام با كافرانى كه از ظلم و جور و فساد به دوراند و پذيراى حكومت دادگستر ايشان هستند، همانند سيره پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  از سرمسالمت رفتار مى كند و از آنان جزيه (ماليات مخصوص) مى گيرد و به تدريج با برقرارى عدل و فراگيرى آن در سراسر زمين و از بين بردن باطل ها و بدعت ها و آشكار شدن نشانه ها و آيات حق، حجت هاى روشن الهى بر مردم، تمام مى شود و ديگر جاى هيچ عذرى براى كفر و شرك باقى نخواهد ماند و در آن دوره مردم مسلمان خواهند شد و كفر و شرك مصداق روشن ظلم و تجاوز از حق خواهد بود كه جايى در حكومت الهى مهدى(عج) ندارد و بايد از اساس حذف گردد. پی نوشت ها: [1]. بشارة الاسلام، ص 265 ؛ بحارالانوار، ج 53، ص 4. [2]. ر.ك: عصر زندگى، ص 111 و 112. [3]. الغيبة نعمانى، ص 206. [4]. مائده 5، آيه 64. [5]. همان، آيه 14. [6]. آل عمران3، آيه 55: «جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ». [7]. بحارالانوار، ج 52، ص 381. [8]. ارشاد مفيد، ح 2، ص 384 ؛ كشف الغمه، ح 2، ص 45. [9]. منتخب الاثر، ح 57، ص 212. [10]. تفسير عياشى، ج 2، ص 56 ؛ بحارالانوار، ج 51، ص 55، ح 41. [11]. آل عمران 3، آيه 83. [12]. بحارالانوار، ج 52، ص 340. [13]. توبه 9، آيه 33. منبع: "سرنوشت پیروان دیگر ادیان در دولت کریمه امام زمان (عج)"، حجت الاسلام رحیم کارگر، به نقل از سایت شبستان
لینک ثابت
با اینکه محبت همه ائمه علیهم السلام واجب است ولی دو ویژگی سبب محبت خاص شده است: چیره شدن دین و غالب گردیدن مسلمین بر کافرین به دست آن حضرت. اما اینکه ما شیعیان چگونه ارادتمان را به حضرت(عج)نشان دهیم ، طرق مختلفی دارد که به آنها اشاره می کنیم. بقیه الله ما شیعیان چگونه ارادتمان را به حضرت(عج)نشان دهیم ، طرق مختلفی دارد که در کتاب شریف مکیال المکارم فی الفوائد قائم(ع) به آنها اشاره شده است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم. حفظ شئونات اسلامی، تقوا و پرهیز از محرمات همانطور که خداوند فرموده "انَّ اکرمکم عندالله اتقاکم" چرا که حضرت(ع) برای احیای دین خدا و عمومیت تقوا در بین عموم مردم دنیا قیام خواهند نمود. برپا نمودن مجالسی که حضرت ولیعصر(عج) در آنجا یاد شود برپایی مجالسی که امام عصر(ع) در آن یاد شود و مناقب و فضایل آن حضرت ترویج و منتشر گردد، موجب ترویج دین خداوند و یاری نمودن نیکی، تقوی، تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است. امام صادق(ع) فرمودند: «یکدیگر را دیدار کنید، که در دیدارتان زنده شدن دل هایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما، شما را نسبت به یکدیگر ‌مهربان می‌سازد که اگر آنها را به کار گیرید رستگار شده و نجات یافته اید و هر گاه آنها را ترک گویید گمراه شده و هلاک می‌گردید، پس به آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می‌کنم.»(1) حضور یافتن و نشستن در این گونه مجالس از ارزش بالایی برخوردار است، چنان که حضرت امام رضا(ع) می‌فرماید: «هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می‌گردد دلش نخواهد مرد، روزی که دلها می‌میرند.»(2) برپا نمودن این مجالس در برخی زمان‌ها واجب است، مانند زمانی که مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوب؛ هر کس شعائر خداوند را بزرگ و ‌محترم دارد این کار نشانه تقوای دلها است.»(3) در کتاب مرآة الانوار از امیرالمؤمنین(ع) به طور مرسل روایت کرده که فرمود: «نحن الشعائر و الاصحاب؛ مائیم شعائر و اصحاب.» سرودن و شعر خواندن در فضایل آن بزرگوار در مجالس آن حضرت موجب یاری امام به شمار می‌آید. امام صادق(ع) در این باره فرموده اند: «من قال فینا بیت شعر، بنی الله تعالی له بیتا فی الجنه؛ هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت.»(4) رعایت ادب درباره امام معصوم رعایت ادب در یاد کردن امام معصوم بسیار زیاد سفارش شده است. تأکید شده مؤمن، باید با القاب شریف و مبارک حضرت را یاد کند. همچنین در زمینه برخاستن برای تعظیم شنیدن ‌نام مبارک حضرت، بالاخص اگر آن نام مبارک «قائم» باشد، سفارش شده است. سلام روزانه به امام زمان(عج) سلام روزانه به حضرت مخصوصاً در روزهای دوشنبه و پنج شنبه که اعمال عموم خلایق بر آن حضرت عرضه می‌شود، نیز توصیه شده است. رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند عزوجل به هیچ دوست خود که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته، نظر نیفکند مگر اینکه او در رفیق اعلی [دسته پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند] با ما باشد. »(5) در دعای بعد از زیارت آل یاسین خیرخواهی برای آن والا مقام را این گونه از خدا طلب می‌کنیم: «اَللَّهُم انصُرهُ وَ انتَصِر بِهِ لِدِینِکَ؛ خدایا! یاری نما او را و یاری کن به وسیله او دینت را. »(6) و باز هم در همین دعا می‌خوانیم: «اَللَّهم اَعِذهُ مِن شَرِّ کُلِّ باغٍ وَ طاغٍ وَ مِن شَرِّ جَمِیعِ ‌خَلقِکَ وَاحفَظهُ مِن بینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِهِ وَ عَن یَمِینِهِ وَ عَن شِمالِه؛ خدایا! پناه ده او را از شر هر متجاوز و سرکش و از شر همه خلق خود و نگهدار او را از پیش رو و از پشت سر و طرف راست و از طرف چپ. » (7) هدیه به حضرت مؤمن می‌تواند نمازی مخصوص، به عنوان هدیه به آن حضرت یا دیگر ائمه علیهم السلام به جا آورد و هیچ حدّ، وقت و شماره ای برای این نماز نیست و در واقع مؤمن به مقدار محبت و توانایی اش می‌تواند از این هدیه به محبوبش تقدیم کند. ابومحمد صمیری می‌گوید: ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلی به سندی که به ائمه علیهم السلام متصل است، حدیث کرد که فرمود: «هر کس ثواب نماز خود را برای رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و اوصیای بعد آن حضرت قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش می‌دهد که از شمارش آن نفس قطع می‌گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش ‌برآید به او گفته می‌شود: فلانی! هدیه تو به ما رسید، پس امروز پاداش و تلافی نیکی‌های تو است دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرمود و گوارایت باد آنچه را به آن رسیدی.»(8) همچنین وارده شده که مؤمن، بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش هدیه کند و هر سال به این عمل مداومت نماید و در این عمل شریف، غنی و فقیر، حقیر و شریف و مرد و زن یکسانند، الا این که ثروتمند به مقدار توانائیش تکلیف دارد و فقیر به مقدار استطاعت خود مکلف می‌گردد، خدای عزوجل فرموده: «لا یکلِّفُ الله نفسا إلّا وُسعَها؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی کند. » (9) زیارت امام حسین(ع) و گریه بر سیدالشهدا از نکات جالب توجه دیگر در ابراز محبت به آن بزرگوار، گریستن در مصیبت امام حسین(ع) و خواندن زیارت آن حضرت است(10) از اموری است که بدون تردید از عظیم ترین و مهمترین وسایل تقرب یافتن به حضرت است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس قبر پدرم [ابی عبدالله] را زیارت کند، همانا رسول خدا را صله نموده و پیوند ما را گرامی داشته و غیبتش حرام می‌گردد و بدنش بر آتش (دوزخ) حرام می‌شود.»(12)،(١1) پرداخت صدقه برای سلامتی حضرت، شناخت و معرفت به آن حضرت و آمادگی برای ظهور حضرت از دیگر مواردی است که مورد تأکید قرار گرفته است. (13)،(14) پی نوشت: 1-وسائل الشیعه، ج۱۱، باب ۲۳، حدیث۳، ص۵۶۷. 2-بحارالانوار، ج ۴۴، حدیث ۱، ص۲۸۲ 3-سوره حج /٣٢ 4-وسائل الشیعه، ج ۱۴، حدیث۱، ص۵۹۷ 5-مکیال المکارم، ج۲، ص۲۵۸ 6-مفاتیح الجنان 7-همان 8-مکیال المکارم، ج۲، ص۲۶۴ 9-سوره بقره/٢٥٦ 10-مکیال المکارم، ج۲، ص۴۱۲ 11-همان ،ص٤١٤ ١2-کامل الزیارات، باب ۴۶، ص۱۲۷ ١3-مکیال المکارم ،ج٢،بخش ٨ ١4-خورشید پنهان، رضا لکزایی صص٣٥-26
لینک ثابت
مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوءاستفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلب و ... بیالاید، یا از ساعت کاری کم بگذارد. مهدویت رزق حلال و درآمد مشروع، نعمتی الهی است و ثروت های به دست آمده از راه گناه و خلاف، حرام است و خوردن آن «حرام خواری» است و تاثیر سوء بر اخلاق و افکار خود انسان و نسل و فرزندان و خانواده او دارد و آخرت هم مورد مواخذه قرار خواهد گرفت. به همین جهت در دعای امام زمان(عج) آمده است: «وَطِهّر بُطونَنا من الحرامِ و الشُّبهه؛ شکم های ما را از حرام و لقمه های شبهه ناک پاک بدار». کسی که زندگی خود را از راه دزدی، قمار، کم فروشی، گران فروشی، احتکار، ربا، قاچاق، تصرف در اموال یتیمان، تعدی به حق شریک، اختلاس، رشوه و ... می گذراند، از دایره «زندگی اسلامی» بیرون است و مورد غضب پروردگار قرار می گیرد و خیری از زندگی و درآمدهای نامشروع نمی بیند. رسول خدا(ص) فرمودند: «هر کس یک لقمه از حرام بخورد، تا چهل روز نماز او قبول نمی شود»(1). و نیز فرمودند: «خداوند، جسد و بدنی را که از حرام تغذیه کرده باشد، بر بهشت حرام نموده است.»(2) و نیز از کلمات نورانی آن حضرت(ص) است: «مَن اکتَسَبَ مالاً مِن غَیرِ حِلِّه کانَ رادَّهُ الَی النّارِ؛ هر کس از راه غیر حلال، ثروت به دست آورد، او را به دوزخ بر می گرداند.» هم درآمد باید حلال و مشروع باشد، هم خرج کردن ها در راه خداپسند و جایز باشد، هم مدیون دیگران نباشد و حق افراد را نخورد، هم اگر به دارایی و درآمد او خمس و زکات تعلق گیرد، تکلیف الهی را عمل کند و خمس و زکات بدهد تا اعمال عبادی او دارای اشکال نشود و امام زمان(عج) را از خود ناراضی نکند. بعضی ها کسب و کار خوب و درآمد سرشاری دارند، ولی حساب سال ندارند و خمس نمی دهند. خمس دو بخش است، بخشی سهم سادات است و بخشی سهم امام(ع)، کسی که خمس نمی دهد، هم بدهکار سادات است و هم بدهکار امام(عج). در زمان غیبت صغری، گویا عده ای نسبت به پرداختنن خمس و سهم امام سهل انگاری داشتند. امام زمان(عج) طی نامه ای به تایب خاص خود محمد بن عثمان نوشتند: «... کسی حق ندارد در مال دیگری بدون اجازه تصرف کند، تا چه رسد به مال ما! هردکس چنین کند، چیزی را حلال شمرده که خدا حرام کرده و هرکس چیزی از مال ما را بخورد، گویا آتش خورده و دچار دوزخ خواهد شد...»(4) در احادیث دیگری از آن حضرت(عج) آمده که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را برای خودش حلال بداند، یا لعنت خدا و ملائکه و مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را به حرام بخورد. اینها نشان می دهد که یک مسلمان مکتبی باید در زندگی خود، انضباط اقتصادی، داشته باشد و از خط قرمز دین عبور نکند و هر مالی را از هر راهی که باشد به دست نیاورد. امروز، جاذبه های درآمدهای نامشروع و شغل های حرام بسیار است و خیلی ها گرفتار آن شده اند و به دست آوردن روزی حلال، بسیار دشوار خواهد بود. آنان که شیرینی مال دنیا فریب شان می دهد و در قید و بند حلال و حرام نیستند، برای روز قیامت چه پاسخی دارند؟ روزی که طبق روایات، در مورد اموال می پرسند و حلالش حساب دارد و حرامش عقاب «فی حَلالِها حِساب و فی حرامها عِقاب». مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوءاستفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلب و ... بیالاید، یا از ساعت کاری کم بگذارد، یا تخلف از قراردادهای مالی داشته باشد. خوشا به حال آنان که در آمد و کسب شان چنان است که اگر امام زمان(عج) ظهور کند، بتوانند او را به خانه و سر سفره خود دعوت کنند و از راه حلال پذیرایی کنند. گفتنی است که بانوان در خانواده ها، اگر اهل تجملات و تنوع طلبی باشند و به فرهنگ مصرفی روی آورند، این شیوه ناپسند در کشیده شدن مردان به درآمدهای غیرحلال و تامین آن خواسته ها از هر راه که باشد، موثر است. پس زنان هم باید بر این شیوه نادرست خط بطلان بکشند تا زندگی شان به حرام آلوده نشود. پی نوشت: 1.کنزالمّال.حدیث 9266 2.همان، حدیث 9261 3.المحاسن، ج2،ص445 4.کمال الدین و تمام النعمه، ص521 *برگرفته از کتاب «زندگی مهدوی(اخلاق و اوصاف منتظران)»، نوشته جواد محدثی
لینک ثابت
رجبعلی خیاط شیخ رجبعلی خیاط می فرماید: اغلب مردم اظهار می کنند که ما امام زمان عجل الله تعالی فرجه را از خود بیشتر دوست داریم حال آنکه اینطور نیست زیرا اگر او را بیشتر دوست داشته باشیم باید برای او کار کنیم نه برای خود. همه دعا کنید که خداوند موانع ظهور امام زمان صلوات الله علیه را برطرف کند و دل ما را با دل وجود مبارک یکی کند. *برگرفته از «زبور نور (هزار و یک نکته از زندگانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه)»
لینک ثابت
رهبری در کتاب «ما منتظریم؛ خورشید مهدویت در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی» آمده است: کار امام مانند کار پیغمبر(ص) به طور اصلی از دو بخش تشکیل می شود. یک بخش، بخش فکری، فرهنگی، آموزش، تعلیم، تربیت و این چیزهاست.(1) امام و زمامداری جامعه امام دارای دو مسئولیت است، یک مسئولیت تشریح مکتب است و یک مسئولیت، مسئولیت زمامداری جامعه است.(2) بخش دیگرش کار سیاسی است، فعالیت است، مبارزه است، حرکت است، انقلاب است که این جزء کارهای اصولی پیغمبر(ص) و امام است.(3) امام یکی از کارها و مشاغل و شئونش این است که اگر نظام سیاسی و اجتماعی اسلام بر سر کار هست، آن را حفظ کند و اگر نیست کوشش کند که آن را به وجود بیاورد.(4) امام حافظ مکتب و ایدئولوژی اسلام امام باید ایدئولوژی را، آن ایدئولوژی توحیدی را، تفکر اسلامی را در تداوم زمان حفظ کند...؛ امام است که می تواند ایدئولوژی را تبیین کند، تشریح کند، تطبیق با مسایل زمان کند. او را از انحراف ها و کجی ها حفظ کند. شما می دانید اگر خط امامت در تاریخ اسلام نبود، یعنی امامت شیعی، یقیناً اسلامی که ما امروز داشتیم، اسلامی بود که با اسلام واقعی، فرسنگ ها فاصله داشت. هیچ چیز از اسلام نمی ماند.(5) امیرالمومنین امام علی(ع) در دوران حضور؛ همان مرزبان بیدار و هماره هوشیاری است که وظیفه حراست از مرزهای مکتب را که وی حافظ کلیت آن است، شخصاً بر دوش گرفته است، اما در دوران غیبت به خصوص غیبت کبری وضع کاملا تفاوت می یابد.(6) تعیین امام به دست خداست امام، امام یعنی آن حاکم و پیشوایی که از طرف پروردگار در آن جامعه تعیین می شود... خود پیغمبر(ص) هم یک امام است؛ «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً»؛ خدای متعال به ابراهیم(ع) می گوید: من تو را امام قرار دادم.(7) یک وقت این امام را خدا با نام و نشان معین می کند، می گوید بعد از پیغمبر(ص) باید علی بن ابی طالب(ع) مثلا باشد. یک وقت امام را به نام، معین نمی کند. به نشان معین می کند مثل فرمایش امام(ع): «فَامَّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ، صَائِناً لِنَفسِهِ حَافِظاً لدینه مُخالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطیعاً لِامرِ مَولَاهُ فَللعَوَام ان یقَلدوُه»؛ امام معین کرد دیگر، این هم امام است. آن فقهی که جانشین امام منصوص است، خود امام است، منتهی امامی است که با نام معین نشده، با نشان معین شده، هر کسی که این نشان بر او تطبیق گردد، می شود امام.(8) پی نوشت : 1.قبسات النور، ص91 2.همان 3.همان 4.همان 5.همان ص92 6.پیام به کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 28/1/1372 7.ولایت و حکومت، ص71-70 8.ولایت و حکومت، ص
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران