آقا اجازه ! دل زده ام از تمام شهر
بی تو دلم گرفته از این ازدحام شهر
آقا اجازه ! دست خودم نیست خسته ام
در درس عشق من صف آخر نشسته ام
در این کلاس ، عاطفه معنا نمی دهد
اینجا کسی به پای تو برپا نمی دهد
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید ؟
درس غریب غیبت کبری به سر رسید
آقا اجازه ! بغض گرفته گلویمان
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان
استاد عشق ! صاحب عالم ! گل بهشت!
باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت
یک روز میرسد که بگویند ز آسمان
آن مرد آمده است ، کجائید عاشقان ؟
آن مرد آمده است که باران عطا کند
تا این کویر غم زده را کربلا کند
آقا اجازه ! مادر پهلو شکسته ات
آیا شود که گوشه چشمی به ما کند ؟
اللهم عجل لولیک الفرج


لینک ثابت

گفتگو با آقا (عجّل الله تغالی فرجه الشریف)

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن،

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن.

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم،

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم.

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم،

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم.

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن،

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن.

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن،

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن.

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن،

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن.

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه،

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه.

گفتم رخت را از من واله مگردان،

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان.

گفتم به جان مادرت من را دعا کن،

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن.

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم،

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم.

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن،

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن.

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان،

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان.

گفتم که شام تار دلها را سحر کن،

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن.

گفتم که از هجران رویت بی قرارم،

گفتا که روز وصل را در انتظارم.



لینک ثابت

بشارت موعود در حديث قدسي

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم فرموده اند:

 «هنگامي كه به سير آسماني (معراج ) رفتم خداوند به من چنين وحي نمود و فرمود:

 اي محمد! چون به زمين نظر كردم تو را برگزيدم و ژيامبر نمودم. اسم تو از من

 ريشه گرفته است من محمودم وتو احمد.

 سپس در نظري دوباره علي را انتخاب كردم و او را وصي و جانشين و همسر دختر تو و پدر

 فرزندان و نسل تو قرار دادم.

 

اسم او نيز از اسم من مشتق شده است.

 

پس من علي الاعلي هستم و فاطمه و حسن و حسين را از نور شما دو نفر آفريدم.

 

سپس ولايت آنها را بر فرشتگان عرضه نمودم هر كس آن را بپذيرد از نزديكان من خواهد بود

 

و هر كس نپذيرد هر چند در عبادت بكوشداو را در بهشت جاي نخواهم داد.

 

آنگاه خداوند فرمود:' اي محمد! آيا مي خواهي آنان را ببيني؟

 

گفتم: آري

 

پس خداوند فرمود: سرت را بالا بگير و من چنين كردم.

 

آنگاه نور علي، فاطمه، حسن، حسين، علي بن حسين، محمد بن علي، جعفر بن

 

محمد، موسي بن جعفر، علي بن موسي، محمد بن علي، علي بن محمد، حسن بن

 

علي، و (م ح م د) فرزند حسن،يعني قائم (موعود) را در وسط آنان، همچون ستاره

 

اي درخشان ديدم . گفتم: خدايا! اينها چه كساني هستند؟

 

فرمود: اينها امامان هستند. و اين قائم كسي است كه حلال و حرام را آشكار مي سازد و با او

 

از دشمنانم انتقام مي گيرم و او آرامش اولياي من است و او كسي است كه دلهاي شيعيان تو

 

را شفا مي دهد...»(1)

 

-----------------------

1- كمال الدين، ج1، ص252


لینک ثابت

من مظلوم ترين فرد عالم هستم

حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد اسماعيل شرقي مي گويد: به عتبات عاليات مشرف شده بودم و در حرم مطهر حضرت سيد الشهداء عليه السلام مشغول زيارت بودم. چون دعاي زائرين در قسمت بالا سر حرم مطهر مستجاب است در انجا از خداوند خواستم مرا به محضر مبارك مولايم حضرت مهدي عليه السلام مشرف گرداند و ديدگانم را به جمال نوراني و بي مثال آن بزرگوار روشن نمايد.
همين طور كه مشغول زيارت و مشتاق ديدار مولايم بودم ناگهان خورشيد جهان تاب جمالش ظاهر شد، گرچه در ابتدا آن حضرت را نشناختم ولي به شدت مجذوب آن امام عزيز شدم. پس از سلام از ايشان سؤال كردم آقا جان شما كيستيد؟
آن حضرت فرمود: من مظلوم ترين فرد عالم هستم!.
من در آن لحظه متوجه نشدم و با خود گفتم شايد ايشان از علماي بزرگ نجف هستند و چون مردم به ايشان گرايش نكرده اند خود را مظلوم ترين فرد عالم مي دانند. در اين هنگام ناگهان متوجه شدم كه كسي در كنارم نيست.
اينجا بود كه يقين كردم آن شخص بزرگوار كسي جز يوسف گم گشته حضرت زهراعليهما السلام نبوده است و آن حضرت مظلوم ترين فرد عالم هستند
منتخب صحيفه مهديه، ص25


لینک ثابت

بیا ! بهار تمام قشنگی ها...

روزهایم دو دستی بر سر زدند و گفتند؛ دیدی چه شد؟؟ باز هم کسی نگفت بهار...
باز هم کسی بهاررا یاد نکرد! یکی نگفت با یک گل هم بهارمی شود...!
گفتم: حالا دیگر قصه ی غربت بهاررا همه می دانند، حتی شما...
گفتند: همین جاست قصه ی غربت بهار، غربت بهارهم غریب است!
داستان هایم همه تکراری شده اندبهارمن؛
خسته ام ، خسته ام از این تکرار، پاییز و زمستان و دوباره خزانی دیگر...
آنقدر از بهارمنوشته ام که دیگر کلماتم هم تمام شدند...کلمه هایم پاییزی شدند و برگ ریختند، برگ شدند و روی ورق هایم سنگینی کردند؛
اما با دل نوشته هایم،نیامدی... بهارم ،امیدم،...نیامدی
روزها راست می گویند، کسی نگفت سال هم که عوض شود، بهارکه نیامد. سال که عوض شد، روزها خزانی تر شدند.. کسی نگفت کدام نوروز بی بهاررا نوروز می گویند؟؟!
همین که سال عوض شد، روزهای تازه رسیده را هم رنگ زدم.رنگ غربت...رنگی که سال هاست به آن عادت کرده ام، بهارم... اما همین که رنگشان زدم، چشمانتقویم هم بارانی شد و بهانه گرفت و گفت سال هاست چشم به راه کسی ام که با رنگ سبز روی یکی از روزهایم بنویسد: روز آمدن بهار...!
و اینک مولای باران های بهاری،
بهارآدینه های یخ زده و بی حاصلم،
سالهاست که کنار هفت سین انتظارت نشسته ایم، اما خبری از بهارمان نیست..
روزها راست می گفتند.رنگ غربت تقویم را هرچه کردم، زدوده نشد.
باران امیدم، بهارناز نرگس هایم، تکرار دیگر تابی ندارد...!
بهاران به قربانت آقای باران...ما را با جمعه های نگرانمان تنها نگذار...!
بیا ! بهار تمام قشنگی ها...
٭٭٭ السّلام علی ربیعِ الانامِ و نضرة الایّام ٭٭٭


لینک ثابت

علامه ای که امام زمان را دید

صراط:  میرزای قمی نویسنده کتاب «قوانین الاصول» می‌گوید: من با علامه بحر‌العلوم با هم در درس استاد وحید بهبهانی شرکت می‌کردیم و در مباحثاتی که من با ایشان داشتم اغلب من تقریر کرده و درس را توضیح می‌دادم تا اینکه من به ایران آمدم و سید بحر‌العلوم در نجف ماند.
میرزای قمی سپس ادامه داد: بعدها وقتی شهرت علمی سید‌بحرالعلوم به من رسید تعجب می‌کردم که این نباید تا این حد از حیث علمی قوی شده باشد تا اینکه من برای زیارت عتبات عالیات وارد نجف اشرف شده و سید را ملاقات کردم، با اینکه میرزای قمی، خود از بزرگان به شمار می‌رفت، می‌گوید: من دیدم سید ‌بحر‌العلوم همانند دریای مواج و عمیقی از دانش‌هاست سپس از او پرسیدم: ما در یک درجه‌ای از علم بودیم لذا شما در این حد نبودی و چطور شد که به این معارف دست یافتی؟
 
سید رو به من کرد و گفت: میرزا این از اسرار است اما من آن را به تو می‌گویم به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی! علامه بحر‌العلوم ادامه داد: چگونه این طور نباشم در حالی که آقایم حجت‌بن ‌الحسن(ع) شبی مرا در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند


لینک ثابت

نامه‌ای به امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که زمین را از حجت خود خالی نمی کند

سلام ، سلام من به سلطانی که سالیانی است سلطنش به خاطر سیاهی دلهایی به سالی بعد افتاده است .

سلام ، سلام من به مولایی که بندگان همچون مَنَش ، عنان خودخواهی را به دست گرفته اند و زَرِ دل را با زَنگاری معاوضه می کنند وخبرندارند درکوچه ها ، دلبری به امید دلی نشسته است.

سلام ، سلام مولای من

بر اُوراق گنجانده تاریخ ورقهایی از آنانی ، که با صورت بی سیرتی صدای رهگذری که ندای آشنا را بر زبان داشت و نوای آشنا را به گوشهای دل نوا می داد نمی شنیدند ونمی دیدند که یوسف شدن در زیبایی صورت نیست ، بلکه زیبا شدن در یوسف سیرت بودن است  و ای آقای من بهانه ی دلم از نوایی است که باید یوسف شد ، و دید که کارد به استخوان اثر نمی کند.

آقای من ؛ هنوز نمی دانم  که جمعه ها بها هستند یا بهانه و هنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند یا نشانه وکُمِیتِ کمیلم که بر سبزه زارهای دل به تندی می تازد ، راه را گم کرده است یا نه آنکه شاه راه را می داند و به بیغوله می رود و هر جمعه که می گذرد سر در زندان می گذارم و در زندان دل خویش ، با زنده ای زمزمه می کنم .

ای آقای من و ای مولای ، زبان ، بهانه ای دوباره از امام زمان خویش دارد و ای شهسوار شبهای بدون سحر ، و ای مونس همدم یتیمان بدون پدر ، ای آقای من جاده ی سبز انتظار با استقبال دلهایی همراه است که کُمِیتِ کمیلشان لنگ می زند و نوای ندبه شان دلی را به چنگ نمی زند.

آقای من ، مهدی من ، دوست دارم در سرزمین دل خبر از آشنایی گیرم که با او آشتی کنم و بگویم که دگر گناه نمیکنم ، حرام را نگاه نمی کنم ، پا به هرجایگاه نمی کنم و پناه به هر پناهگاه نمی کنم .

ای آقای من و ای سیدِ من ، حق داری ، ادعای شیعه شیفتگی می زنیم و حرم ، و پاکی دل را که جای نامحرمان نیست به هر نامحرمی ، محرم می کنیم و با خبرداری ، خود را به بی خبری می زنیم ، و پاکی دل را که قدوم انتظار ، باید محرمش باشد به هر ناشایستی ، شایسته می پنداریم و با این حال ، باز می گوییم ؛ منتظرت هستیم  .

ای مولای من و ای سرور من ؛ انتظار ، واژه ای است که دل را به انقلاب وا می دارد ، که در برابر اهریمن ها و وسوسه های درونی به پا می خیزد و نشان می دهد انتظار ، واژه ای است پاک و مقدس و مدال و تاج و تختی بی مانند که فقط منتظر ، می تواند ازآن بهره ببرد .

ای مولای من ، می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی و باز دلت را اَلمِ می کنی و ما باز پاکی دل را به ناپاکان می سپاریم ، و به روی خود نمی آوریم که می بینی و می دانی احوالمان را ، و تو خود را مدهوش می کنی .

ای آقای و مولای من ، این  صخره های گناه ، دل را به سُخره می گیرند و شمیم انتظار را که جز بر منتظران ، شادابی و طراوتی ندارد ، به باد وزانی تشبیه می کند که از سرزمین خزان می وزد.

ای آقای من و ای مولای من ، جویبار اشک ، دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده ی دل غایبی ، بشکسته و به ناخدای دریا برسد و بگوید جویبار هم به دریا می ریزد ، و عطر یار را از سرزمین آشنایی به مشام جان برساند .

ای آقا و ای مولا ، خوب شدن و با تو بودن سرمایه می خواهد ، که سرزمین دل به دنبال آن  است  ، ولی هرکجا که می نگرد از عطشناکی خود به سرابی می رسد و باز تشنه تر از قبل به امیدی ، دوباره می گردد و اما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تو را در درون خود گنجانده است.

ای آقا و مولای من ، می دانم دیدن این چنین یوسفی ، دل یعقوبی را می خواهد که با نابینایی چشم ، با روشنی دلی ، پر نور بگردد و کنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور بر مشام آن پیر کنعان برساند و بگوید که انتظـار ، کلیدِ برگشت یوسف به شهر کنعان بُوَد.

ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از آشناترین ، آشنای هستی ، که در دل سیه و تاریک ما گم شده است ، دریابم و ندایی را که از آهنگ خوش ندبه ی جمعه ها ، با مضمونی با ذکر « یابن الحسن یابن الحسن » است به تو هدیه کنم .

ای آقا و مولای من ، چشمانم بهانه می گیرند ، که چقدر به جاده ی انتظار نگه کردیم و هر روز از نسیم دل خبر زآشنا گرفتیم و خیره شدیم ، باز هم جز آن نسیم که خبری  از انتظاری دوباره داشت ندیدیم .

ای آقای من ، ای مولای من و ای شادی دُوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد .

 

 منبع : سایت عصر انتظا


لینک ثابت

با منتظران با چه کسانی نشست و برخاست کنند...

 

"آیت الله ‌العظمی بهجت"


با کسی نشست و برخاست کنید همین که او را دیدید به یاد خدا  بیفتید،‌

به یاد طاعت خدا بیفتد،‌

نه با کسانی که در فکر معاصی هستند و انسان را از یاد خدا باز می دارند.


لینک ثابت


مادر منتظر

 

اتل متل يه مادر

چشاش بدر خشكيده

فرزند دلبندشو

بيست سال كه نديده

 

فرزند خوب و رعناش

رشيد بود و جوون بود

بين جووناي شهر

يه روزي قهرمون بود

 

يه روز فرزند نازش

اومد نشست كنارش

تموم حرفاشو زد

با چشاي قشنگش

 

ميخواست بره بجنگه

با دشمناي ايران

با دشمناي قرآن

دشمن دين وايمان

 

جوون بود و قهرمون

مي خواست كه پهلوون شه

عاشورايي بميره

تو جبهه غرق خون شه

 

اون مادر مهربون

راضي شد و غصه خورد

ياد فراق پسر

قلب اونو ميفشرد

 

آورد برا بدرقه

قرآن و يك كاسه آب

اما دل اون مادر

سوختش و گرديد كباب

يه روز يه ماه نه چند سال

عزيز اون نيومد

چشاش به در خشكيد و

نامه رسون نيومد

 

جوون خوب ونازش

حالا ديگه مفقوده

انگار كه سرو رعناش

از ابتدا نبوده

 

هر روز براش يه سال بود

با غصه مي كشيد آه

ميگفت مياد يه روزي

فرزند خوبم از راه

 

جمعه دلش ميگرفت

دعاي ندبه ميخوند

صداي گريه زاريش

دل سنگ و ميسوزوند

 

ميگفت عزيز مادر

بگو به من كجايي

خيلي قشنگ مي دونم

الآن پيش خدايي

 

اون مادر منتظر

يه سال كه رفت به مكه

گفت به خدا كو بچّم

مجنون يا تو فكه

 

رفت تو بقيع و داد زد

بچه من مفقوده

سرباز فرزندتون

بوده يا كه نبوده

اسير يا شهيده

جوونه يا پير شده

بچم و سالم ميخوام

اومدنش دير شده

 

صبرم ديگه تمومه

بسه برام جدايي

بچم و سالم ميخوام

عزيزكم كجايي

 

وقتي كه برگشت ايران

وقتي به خونه رسيد

از پسر عزيزش

خبرهايي ر وشنيد

 

فرزند خوب و رعناش

ديگه به خونه اومد

سالم و دست نخورده

از زير خاك در اومد

 

از عروج عزيزش

يه بيست سالي ميگذشت

اما جوون نازش

سالم به خونه برگشت

 

 يعني بدونه دنيا

كه ما حقيقت بوديم

بيغيرتا بدونن

ما اوج غيرت بودي


لینک ثابت


 

برخی وظایف منتظران در زمان غیبت


برخی تصور می كنند  انتظار یعنی دست رو دست گذاشتن و ایام را بدون تلاش سپری كردن تا این كه امام زمان علیه السلام ظهور نماید.

حال آن كه معنای انتظار، بسیار گسترده است و منتظر، وظایف بسیاری را باید ایفا نماید تا خود و جامعه را برای ظهور آقا آماده نماید و هرچقدر تلاش منتظران بیشتر شود، شرایط  ظهورامام غایبمان زودتر فراهم می شود. وظیفه ما فقط دعا كردن نیست، بلكه باید این دعا، با خود سازی و جامعه سازی همراه شود.

مرحوم سید محمد تقی موسوی اصفهانی در كتاب شریف مكیال المكارم به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره كرده است كه به اختصار به برخی از آنها اشاره خواهیم كرد.

 

1- دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

یكی ازوظایف مهم ما دعا برای امام زمان است، ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند و بر اساس روایاتی از امام صادق علیه السلام در دعایی كه آن حضرت به " زراره" تعلیم فرمودند، محور اصلی آن بر امام شناسی استوار است. ایشان به زراره می فرمایند:" ... اگر غیبت را درك كردی چنین دعا كن:

 

اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف نبیك، اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك،اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی."(1)

همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف

" اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن ..."

كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.
 

2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلام

بدیهی است كه یك عاشق دلباخته و یك منتظر حقیقی باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد. در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.

3- رعایت ادب در همه موارد

امامی كه واجب الاطاعة و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است.

4- عشق وعلاقه نسبت به حضرت

مرحوم سید عبدالكریم كفاش، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش ، حضرت از او می پرسند، سید عبدالكریم اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟!

پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم.

حضرت در پاسخ فرمودند:" اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی."(2)

5- علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده وآن را به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به این كه وجود مقدس خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

6- انتظار فرج

امام صادق علیه السلام فرمودند:" بخشی از معتقدات ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاكدامنی و خیرخواهی... و صبوری كردن درانتظار فرج است. "(3)

در بسیاری از روایات، پر فضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است.(4)

در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنان است كه در میان سپاه امام و یا درمیان خیمه حضرت به شهادت برسد.

در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.

7- اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت.

8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت، و شركت در مجالس امام شناسی.

9- صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

10- بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام .

اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود، در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به یوسف زهراست.

11- استغاثه بوجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف

در بعضی از روایات از آن بزرگوار به" غیاث المضطرالمستكین" تعبیر شده است. توسل واستغاثه براهل البیت علیهم السلام ، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.

مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه زهرا مظلومه سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند و ناله " یابن الحسن" سر می دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.

12- تجدید بیعت با امام علیه السلام

بر اساس پاره ای از روایات ، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است. ­(5)

و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده كه :

" هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم، نمی میرد مگر آن كه حضرت را ببیند و بشناسد. "(6)

13- اجتناب از محارم

كسی كه منتظر واقعی است، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و دوری دارد، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.

مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 ه.ق در كتاب شریف " تجرید الاعتقاد" می فرمایند:" وجوده لطف و عدمه منا".

وجود حضرت لطف، وعنایت برماست وغیبت ایشان به خاطراعمال و رفتار بد ماست.

گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است 

        گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت ؟  

 گفتا نشان چه پرسی؟ آن كوی، بی نشان است

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

" زمین خالی از حجت خدا نیست لكن خداوند متعال، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا ومحروم می نماید و این به خاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند."(7)

" ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست."(8)

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند:" فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نكرهه و لا نوثره منهم."(9)

پس محبوس نكرده ما را از دوستان مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان  به ما می رسد كه ناخوشایند است در حالی كه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم.

14- دوستی با صالحان

دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده شده است.

قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید:

" محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم."

محمد رسول خدا(صلی الله علیه و آله  و سلم) كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن ولی با یكدیگر بسیار مهربانند.

و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید:

" كونوا مع الصادقین"

همواره با افراد راستگو همنشین باشید . كه دراین آیه كریمه شریفه اشاره به دوستی با صالحان دارد.

15- برائت ازدشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام

امام هادی علیه السلام در زیارت شریف جامعه می فرمایند:

"برئت الی الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین. "(10)

بدرگاه خدای عزوجل ازدشمنان شما بیزارم همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان.

 


پی نوشتها:

1- منتخب الاثر،آیت الله صافی گلپایگانی، حدیث 1،ص 501 .

2- مشعل هدایت ،ج2، ص 129.

3- منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498 به نقل از بحار الانوار.

4- منتخب الاثر، صص 493 - 500.

5- مكیال المكارم.

6- بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39.

7- بحارالانوار ، ج 51، ص 113.

8- مشعل هدایت ، ج2، ص 126.

9- احتجاج طبرسی ، ص 322.

10- مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی (ره) ، زیارت جامعه كبیره.

منبع "سایت تبیان


لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران