اگر دعا به طور کلی و نیز دعا برای امام زمان(عج) در موقعیت ممتاز و حالت مناسب روحی و جسمی و در مکان و زمان خاصی انجام شود، اجابت اش سریع تر و تحقق آثارش بیشتر می شود. دعا از آیات و روایات استفاده می شود که اگر دعا به طور کلی و نیز دعا برای امام زمان(عج) در موقعیت ممتاز و حالت مناسب روحی و جسمی و در مکان و زمان خاصی انجام شود، اجابت اش سریع تر و تحقق آثارش بیشتر می شود. در اینجا به بعضی از آن موقعیت های ویژه و ممتاز دعا برای آن حضرت اشاره می شود: 1.بعد از نمازهای واجب(1) 2.بعد از نماز ظهر(2) 3.بعد از نماز عصر(3) 4.بعد از نماز صبح(4) 5.بعد از هر دو رکعت از نمار شب(5) 6.در قنوت نماز(6) 7.در سجده شکر نماز(7) 8.هر صبح و شام(8) 9.روز پنج شنبه و شب و روز جمعه(9) 10.روزهای نوروز، عرفه، عید فطر و عید قربان(10) 11.ماه رمضان روزهای 8-13-18-21 و شب های 6-12 و 19(11) 12.روز دحو الارض و روز عاشورا(12) 13.شب و روز نیمه شعبان(13) 14.بعد از ذکر مصیبت امام حسین(ع) و بعد از زیارت امام زمان(14) 15.به هنگام گریه از ترس خداوند(15) 16.به هنگام نجات از غصه ها در سختی ها و مشکلات در نزد هر نعمت و وزوال آن(16) 17.بعد از هر نماز جعفر طیار)17) 18.در مسجد الحرام(19)، وادی عرفان(20)، سرداب مقدس سامرا، حرم امام حسین(ع)(21)، حرم امام رضا(ع)(22)، حرم تمامی ائمه اطهار(23) 19.در تمام مکان های منسوب به امام زمان(عج) (مثل مسجد جمکران) و ...(24) 20.مداومت چهل روزه بر دعا(25) تذکر این نکته لازم است که دعا برای امام زمان(عج) اگر به زبان عربی و همان دعاهای وارد شده از ناحیه ائمه اطهار(ع) باشد بهتر است ولی به هر زبان و لغت و لهجه ای و نیز به هرگونه دعایی اگرچه غیر وارد از ناحیه ائمه اطهار(ع) می توان برای آن حضرت دعا کرد، البته دعا با صدای بلند مخصوصا در مجالس عمومی سفارش شده است.(26) پی نوشت: 1.من لا یحضره الفقیه، ج1، ص327 2.بحارالانوار، ج86، ص77 و 62 3.فلاح السائل، ج199 4.بحارالانوار، ص86،ص77 5.جمال الصالحین، ص173 6.مهج الدعوات، ج51-49 7.کمال الدین،ج2،ص428 8.احتجاج،ج2،ص323 9.جمال الاسبوع، ص179 10.بحارالانوار، ج52،ص308 11.اقبال،ص133-164-128-141-164 12.اقبال، ص312، زادالمعاد ص 236 13.زادالمعاد، ص384 14.جمال الصالحین، ص369 15.دروس، ص155 16.وسایل الشیعه، ج4، ص1250 17.بحارالانوار، ج102، ص127 18.جمال الاسبوع، ص292 19.کمال الدین 20.زادالمعاد 21.کامل الزیارات، ص238-232-311-315 22.همان،ص238-232-311-315 23.همان، ص238-232-311-315 24.کمال الدین، ج2، ص440 25.زادالمعاد، ص277 26.بحارالانوار *برگرفته از «زبور نور(هزار و یک نکته از زندگانی امام مهدی عجل الله و فرجه)»
لینک ثابت
امیرالمومنین امام على (علیه السلام)  مى فرمايند: «تمام خير در اين روزگار است؛ در آن زمان قائم ما قيام مى كند و همه را بر (محور) يك مرام و يك عقيده گرد مى آورد (ثم يجمعهم على امر واحد)». آيا وقتى كه امام زمان(عج) ظهور مى كنند، تمام مردم مسلمان مى شوند؟ در پرسشی داریم: آيا وقتى كه امام زمان(عج) ظهور مى كنند، تمام مردم مسلمان مى شوند يا اين كه كافر و پيرو مذاهب و اديان ديگر هم وجود خواهد داشت؟ در دوران ظهور و روزگار دولت مهدوى، جهان بينى واحدى بر جهان حاكم و راه و روش و برنامه ها نيز يكى مى گردد و يكپارچگى واقعى در عقيده و مرام پديد مى آيد و مردمان همه يكدل و يك زبان به سوى سعادت و صلاح حركت مى كنند. ناسازگارى و دوگانگى در انديشه ها و عقيده ها نيست؛ چنان كه در راه و روش هاى اجتماعى نيز اختلاف و چندگانگى ديده نمى شود. امام صادق (علیه السلام)  به صراحت به اين مطلب اشاره فرموده است: «افوالله ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف و يكون الدين كله واحدا كما قال جل ذكره ان الدين عندالله الاسلام» ؛ «به خدا قسم!... ناهماهنگى و اختلاف مذاهب و اديان از بين مى رود و فقط يك دين در سراسر گيتى حكومت مى كند ؛ چنان كه خداى تبارك و تعالى فرموده است: به راستى دين در نزد خدا، اسلام است[1]» امام مهدى(عج) با اين اصل اساسى و زيربنايى (وحدت عقيده) در ساختن جامعه يگانه بشرى به توفيقى بزرگ و بى مانند دست مى يابد و همه علل و عوامل ناسازگارى و برخورد و اختلاف را نفى مى كند. راه و روش او، بر قانون جاودان حق و عدل و يكتا پرستى استوار و با فطرت و سرشت انسان ها، هماهنگ و سازگار مى باشد. او وحدتى واقعى را براساس اصول توحيد و ايدئولوژى اسلامى پى مى ريزد و همه انسان ها را در زير شعار يگانه و دين واحد گرد مى آورد[2] امام على (علیه السلام)  نيز مى فرمايند: «تمام خير در اين روزگار است؛ در آن زمان قائم ما قيام مى كند و همه را بر (محور) يك مرام و يك عقيده گرد مى آورد (ثم يجمعهم على امر واحد) [3]» با اين حال ممكن است گفته شود: براساس بعضى از آيات و روايات، يهود و نصارا از بين نمى روند و تا قيامت باقى هستند ؛ پس اين اسلام نمى تواند فراگير شود؟! در اين رابطه بايد گفت كه ما با سه دسته از آيات و روايات رو به رو هستيم؛ 1. دسته اول آيات و رواياتى است كه ظاهر آنها، وجود غيرمسلمانان در دوران حكومت حضرت(عج) است؛ مانند: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ... وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ»[4]؛ يهود گفته دست  خدا بسته است... (پس)كينه و دشمنى را تاقيامت ميان آنان افكنديم. مشابه اين آيه درباره مسيحيت نيز آمده است: «وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ[5]» در اين آيات، دشمنى و كينه توزى تا قيامت در بين يهود و نصارا مطرح شده و نيز برترى نصارا بر كفار تا قيامت آمده است[6] و مقتضاى ظاهر آيات اين است كه دين يهود و نصارا تا قيامت باقى خواهند ماند. از بعضى از روايات نيز همين مضمون استفاده مى شود.[7] به هر حال از ظاهر اينها به دست مى آيد كه يهود و نصارا نيز در عصر ظهور وجود دارند و تحت حكومت حضرت مهدى(عج) زندگى مى كنند. 2. دسته دوم رواياتى است كه اشاره دارد امام(عج) در همه جا دين اسلام را برپا خواهند كرد و همه مردم مسلمان خواهند شد. هيچ خانه اى در شهر و بيابان نمى ماند مگر اين كه توحيد در آن نفوذ مى كند. در اين زمينه به چند روايت اشاره مى شود: امام صادق (علیه السلام)  مى فرمايد: «وقتى قائم ما قيام كند. اهل هيچ دينى باقى نمى ماند مگر اين كه اظهار اسلام مى كنند و با ايمان مشهور و معروف مى گردند[8]» «تا هر كجا كه تاريكى شب وارد شود، دين اسلام نفوذ خواهد كرد (ليدخلن هذا الدين ما دخل عليه الليل) [9]» در آن عصر، شرك و كفر و پليدى رخت برمى بند و آموزه هاى متعالى اسلام به همه جاى جهان ابلاغ خواهد شد: «بى ترديد آيين محمد (صلی الله علیه وآله)  به هر نقطه اى كه شب و روز مى رسد، خواهد رسيد و ديگر اثرى از شرك روى زمين نمى ماند (ليبلغن دين محمد ما بلغ الليل و النهار) [10]» 3. بر اساس دسته سوم روايات، امام مهدى(عج) ابتدا همگان را به دين اسلام دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه همگان با رغبت و بصيرت، آن را بپذيرند و در صورت سرپيچى و باقى ماندن در كفر و ضلالت، برخورد شديدى با آنان مى كند. عبداللّه  بن بكير از امام موسى بن جعفر (علیه السلام)  در تفسير آيه «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً...»[11] فرمود: «آيه مذكور در شأن حضرت قائم نازل شده است. وقتى آن حضرت ظاهر شد، دين اسلام را بر يهود، نصارا، صائبين و كفار شرق و غرب عرضه مى دارد، پس هر كس با ميل و اختيار اسلام بياورد، به نماز و زكات و ساير واجبات امرش مى كند و هر كس از قبول اسلام امتناع ورزد، گردنش را مى زند تا اين كه در شرق و غرب زمين جز موحد و خداپرست كسى باقى نماند[12]» با توجه به اين دسته از احاديث، همه مردم جهان، اسلام را مى پذيرند و البته عموم آنان با علاقه و رغبت مسلمان مى شوند و منافقان و كافران نيز با الزام حكومتى، اسلام را مى پذيرند ؛ قرآن نيز به اين مطلب اشاره فرموده است: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ[13]» جمع بندى روايات اين چند دسته از روايات و آيات، مربوط به دوره ها و مراحل مختلف حكومت حضرت مهدى(عج) است: دسته اول اشاره به سيره و روش حضرت مهدى(عج) در ابتداى ظهور دارد و دسته ديگر، اشاره به دوره تحكيم و تثبيت حاكميت آن حضرت. توضيح اينكه امام (علیه السلام)  در ابتداى ظهور، تنها كافرانى را كه به ظلم و فساد در زمين مشغول اند، سركوب مى كند و يا ملزم به پذيرش اسلام و قوانين حيات بخش آن مى كند. امام با كافرانى كه از ظلم و جور و فساد به دوراند و پذيراى حكومت دادگستر ايشان هستند، همانند سيره پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  از سرمسالمت رفتار مى كند و از آنان جزيه (ماليات مخصوص) مى گيرد و به تدريج با برقرارى عدل و فراگيرى آن در سراسر زمين و از بين بردن باطل ها و بدعت ها و آشكار شدن نشانه ها و آيات حق، حجت هاى روشن الهى بر مردم، تمام مى شود و ديگر جاى هيچ عذرى براى كفر و شرك باقى نخواهد ماند و در آن دوره مردم مسلمان خواهند شد و كفر و شرك مصداق روشن ظلم و تجاوز از حق خواهد بود كه جايى در حكومت الهى مهدى(عج) ندارد و بايد از اساس حذف گردد. پی نوشت ها: [1]. بشارة الاسلام، ص 265 ؛ بحارالانوار، ج 53، ص 4. [2]. ر.ك: عصر زندگى، ص 111 و 112. [3]. الغيبة نعمانى، ص 206. [4]. مائده 5، آيه 64. [5]. همان، آيه 14. [6]. آل عمران3، آيه 55: «جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ». [7]. بحارالانوار، ج 52، ص 381. [8]. ارشاد مفيد، ح 2، ص 384 ؛ كشف الغمه، ح 2، ص 45. [9]. منتخب الاثر، ح 57، ص 212. [10]. تفسير عياشى، ج 2، ص 56 ؛ بحارالانوار، ج 51، ص 55، ح 41. [11]. آل عمران 3، آيه 83. [12]. بحارالانوار، ج 52، ص 340. [13]. توبه 9، آيه 33. منبع: "سرنوشت پیروان دیگر ادیان در دولت کریمه امام زمان (عج)"، حجت الاسلام رحیم کارگر، به نقل از سایت شبستان
لینک ثابت
با اینکه محبت همه ائمه علیهم السلام واجب است ولی دو ویژگی سبب محبت خاص شده است: چیره شدن دین و غالب گردیدن مسلمین بر کافرین به دست آن حضرت. اما اینکه ما شیعیان چگونه ارادتمان را به حضرت(عج)نشان دهیم ، طرق مختلفی دارد که به آنها اشاره می کنیم. بقیه الله ما شیعیان چگونه ارادتمان را به حضرت(عج)نشان دهیم ، طرق مختلفی دارد که در کتاب شریف مکیال المکارم فی الفوائد قائم(ع) به آنها اشاره شده است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم. حفظ شئونات اسلامی، تقوا و پرهیز از محرمات همانطور که خداوند فرموده "انَّ اکرمکم عندالله اتقاکم" چرا که حضرت(ع) برای احیای دین خدا و عمومیت تقوا در بین عموم مردم دنیا قیام خواهند نمود. برپا نمودن مجالسی که حضرت ولیعصر(عج) در آنجا یاد شود برپایی مجالسی که امام عصر(ع) در آن یاد شود و مناقب و فضایل آن حضرت ترویج و منتشر گردد، موجب ترویج دین خداوند و یاری نمودن نیکی، تقوی، تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است. امام صادق(ع) فرمودند: «یکدیگر را دیدار کنید، که در دیدارتان زنده شدن دل هایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما، شما را نسبت به یکدیگر ‌مهربان می‌سازد که اگر آنها را به کار گیرید رستگار شده و نجات یافته اید و هر گاه آنها را ترک گویید گمراه شده و هلاک می‌گردید، پس به آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می‌کنم.»(1) حضور یافتن و نشستن در این گونه مجالس از ارزش بالایی برخوردار است، چنان که حضرت امام رضا(ع) می‌فرماید: «هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می‌گردد دلش نخواهد مرد، روزی که دلها می‌میرند.»(2) برپا نمودن این مجالس در برخی زمان‌ها واجب است، مانند زمانی که مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوب؛ هر کس شعائر خداوند را بزرگ و ‌محترم دارد این کار نشانه تقوای دلها است.»(3) در کتاب مرآة الانوار از امیرالمؤمنین(ع) به طور مرسل روایت کرده که فرمود: «نحن الشعائر و الاصحاب؛ مائیم شعائر و اصحاب.» سرودن و شعر خواندن در فضایل آن بزرگوار در مجالس آن حضرت موجب یاری امام به شمار می‌آید. امام صادق(ع) در این باره فرموده اند: «من قال فینا بیت شعر، بنی الله تعالی له بیتا فی الجنه؛ هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت.»(4) رعایت ادب درباره امام معصوم رعایت ادب در یاد کردن امام معصوم بسیار زیاد سفارش شده است. تأکید شده مؤمن، باید با القاب شریف و مبارک حضرت را یاد کند. همچنین در زمینه برخاستن برای تعظیم شنیدن ‌نام مبارک حضرت، بالاخص اگر آن نام مبارک «قائم» باشد، سفارش شده است. سلام روزانه به امام زمان(عج) سلام روزانه به حضرت مخصوصاً در روزهای دوشنبه و پنج شنبه که اعمال عموم خلایق بر آن حضرت عرضه می‌شود، نیز توصیه شده است. رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند عزوجل به هیچ دوست خود که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته، نظر نیفکند مگر اینکه او در رفیق اعلی [دسته پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند] با ما باشد. »(5) در دعای بعد از زیارت آل یاسین خیرخواهی برای آن والا مقام را این گونه از خدا طلب می‌کنیم: «اَللَّهُم انصُرهُ وَ انتَصِر بِهِ لِدِینِکَ؛ خدایا! یاری نما او را و یاری کن به وسیله او دینت را. »(6) و باز هم در همین دعا می‌خوانیم: «اَللَّهم اَعِذهُ مِن شَرِّ کُلِّ باغٍ وَ طاغٍ وَ مِن شَرِّ جَمِیعِ ‌خَلقِکَ وَاحفَظهُ مِن بینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِهِ وَ عَن یَمِینِهِ وَ عَن شِمالِه؛ خدایا! پناه ده او را از شر هر متجاوز و سرکش و از شر همه خلق خود و نگهدار او را از پیش رو و از پشت سر و طرف راست و از طرف چپ. » (7) هدیه به حضرت مؤمن می‌تواند نمازی مخصوص، به عنوان هدیه به آن حضرت یا دیگر ائمه علیهم السلام به جا آورد و هیچ حدّ، وقت و شماره ای برای این نماز نیست و در واقع مؤمن به مقدار محبت و توانایی اش می‌تواند از این هدیه به محبوبش تقدیم کند. ابومحمد صمیری می‌گوید: ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلی به سندی که به ائمه علیهم السلام متصل است، حدیث کرد که فرمود: «هر کس ثواب نماز خود را برای رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و اوصیای بعد آن حضرت قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش می‌دهد که از شمارش آن نفس قطع می‌گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش ‌برآید به او گفته می‌شود: فلانی! هدیه تو به ما رسید، پس امروز پاداش و تلافی نیکی‌های تو است دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرمود و گوارایت باد آنچه را به آن رسیدی.»(8) همچنین وارده شده که مؤمن، بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش هدیه کند و هر سال به این عمل مداومت نماید و در این عمل شریف، غنی و فقیر، حقیر و شریف و مرد و زن یکسانند، الا این که ثروتمند به مقدار توانائیش تکلیف دارد و فقیر به مقدار استطاعت خود مکلف می‌گردد، خدای عزوجل فرموده: «لا یکلِّفُ الله نفسا إلّا وُسعَها؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی کند. » (9) زیارت امام حسین(ع) و گریه بر سیدالشهدا از نکات جالب توجه دیگر در ابراز محبت به آن بزرگوار، گریستن در مصیبت امام حسین(ع) و خواندن زیارت آن حضرت است(10) از اموری است که بدون تردید از عظیم ترین و مهمترین وسایل تقرب یافتن به حضرت است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس قبر پدرم [ابی عبدالله] را زیارت کند، همانا رسول خدا را صله نموده و پیوند ما را گرامی داشته و غیبتش حرام می‌گردد و بدنش بر آتش (دوزخ) حرام می‌شود.»(12)،(١1) پرداخت صدقه برای سلامتی حضرت، شناخت و معرفت به آن حضرت و آمادگی برای ظهور حضرت از دیگر مواردی است که مورد تأکید قرار گرفته است. (13)،(14) پی نوشت: 1-وسائل الشیعه، ج۱۱، باب ۲۳، حدیث۳، ص۵۶۷. 2-بحارالانوار، ج ۴۴، حدیث ۱، ص۲۸۲ 3-سوره حج /٣٢ 4-وسائل الشیعه، ج ۱۴، حدیث۱، ص۵۹۷ 5-مکیال المکارم، ج۲، ص۲۵۸ 6-مفاتیح الجنان 7-همان 8-مکیال المکارم، ج۲، ص۲۶۴ 9-سوره بقره/٢٥٦ 10-مکیال المکارم، ج۲، ص۴۱۲ 11-همان ،ص٤١٤ ١2-کامل الزیارات، باب ۴۶، ص۱۲۷ ١3-مکیال المکارم ،ج٢،بخش ٨ ١4-خورشید پنهان، رضا لکزایی صص٣٥-26
لینک ثابت
مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوءاستفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلب و ... بیالاید، یا از ساعت کاری کم بگذارد. مهدویت رزق حلال و درآمد مشروع، نعمتی الهی است و ثروت های به دست آمده از راه گناه و خلاف، حرام است و خوردن آن «حرام خواری» است و تاثیر سوء بر اخلاق و افکار خود انسان و نسل و فرزندان و خانواده او دارد و آخرت هم مورد مواخذه قرار خواهد گرفت. به همین جهت در دعای امام زمان(عج) آمده است: «وَطِهّر بُطونَنا من الحرامِ و الشُّبهه؛ شکم های ما را از حرام و لقمه های شبهه ناک پاک بدار». کسی که زندگی خود را از راه دزدی، قمار، کم فروشی، گران فروشی، احتکار، ربا، قاچاق، تصرف در اموال یتیمان، تعدی به حق شریک، اختلاس، رشوه و ... می گذراند، از دایره «زندگی اسلامی» بیرون است و مورد غضب پروردگار قرار می گیرد و خیری از زندگی و درآمدهای نامشروع نمی بیند. رسول خدا(ص) فرمودند: «هر کس یک لقمه از حرام بخورد، تا چهل روز نماز او قبول نمی شود»(1). و نیز فرمودند: «خداوند، جسد و بدنی را که از حرام تغذیه کرده باشد، بر بهشت حرام نموده است.»(2) و نیز از کلمات نورانی آن حضرت(ص) است: «مَن اکتَسَبَ مالاً مِن غَیرِ حِلِّه کانَ رادَّهُ الَی النّارِ؛ هر کس از راه غیر حلال، ثروت به دست آورد، او را به دوزخ بر می گرداند.» هم درآمد باید حلال و مشروع باشد، هم خرج کردن ها در راه خداپسند و جایز باشد، هم مدیون دیگران نباشد و حق افراد را نخورد، هم اگر به دارایی و درآمد او خمس و زکات تعلق گیرد، تکلیف الهی را عمل کند و خمس و زکات بدهد تا اعمال عبادی او دارای اشکال نشود و امام زمان(عج) را از خود ناراضی نکند. بعضی ها کسب و کار خوب و درآمد سرشاری دارند، ولی حساب سال ندارند و خمس نمی دهند. خمس دو بخش است، بخشی سهم سادات است و بخشی سهم امام(ع)، کسی که خمس نمی دهد، هم بدهکار سادات است و هم بدهکار امام(عج). در زمان غیبت صغری، گویا عده ای نسبت به پرداختنن خمس و سهم امام سهل انگاری داشتند. امام زمان(عج) طی نامه ای به تایب خاص خود محمد بن عثمان نوشتند: «... کسی حق ندارد در مال دیگری بدون اجازه تصرف کند، تا چه رسد به مال ما! هردکس چنین کند، چیزی را حلال شمرده که خدا حرام کرده و هرکس چیزی از مال ما را بخورد، گویا آتش خورده و دچار دوزخ خواهد شد...»(4) در احادیث دیگری از آن حضرت(عج) آمده که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را برای خودش حلال بداند، یا لعنت خدا و ملائکه و مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را به حرام بخورد. اینها نشان می دهد که یک مسلمان مکتبی باید در زندگی خود، انضباط اقتصادی، داشته باشد و از خط قرمز دین عبور نکند و هر مالی را از هر راهی که باشد به دست نیاورد. امروز، جاذبه های درآمدهای نامشروع و شغل های حرام بسیار است و خیلی ها گرفتار آن شده اند و به دست آوردن روزی حلال، بسیار دشوار خواهد بود. آنان که شیرینی مال دنیا فریب شان می دهد و در قید و بند حلال و حرام نیستند، برای روز قیامت چه پاسخی دارند؟ روزی که طبق روایات، در مورد اموال می پرسند و حلالش حساب دارد و حرامش عقاب «فی حَلالِها حِساب و فی حرامها عِقاب». مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوءاستفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلب و ... بیالاید، یا از ساعت کاری کم بگذارد، یا تخلف از قراردادهای مالی داشته باشد. خوشا به حال آنان که در آمد و کسب شان چنان است که اگر امام زمان(عج) ظهور کند، بتوانند او را به خانه و سر سفره خود دعوت کنند و از راه حلال پذیرایی کنند. گفتنی است که بانوان در خانواده ها، اگر اهل تجملات و تنوع طلبی باشند و به فرهنگ مصرفی روی آورند، این شیوه ناپسند در کشیده شدن مردان به درآمدهای غیرحلال و تامین آن خواسته ها از هر راه که باشد، موثر است. پس زنان هم باید بر این شیوه نادرست خط بطلان بکشند تا زندگی شان به حرام آلوده نشود. پی نوشت: 1.کنزالمّال.حدیث 9266 2.همان، حدیث 9261 3.المحاسن، ج2،ص445 4.کمال الدین و تمام النعمه، ص521 *برگرفته از کتاب «زندگی مهدوی(اخلاق و اوصاف منتظران)»، نوشته جواد محدثی
لینک ثابت
رجبعلی خیاط شیخ رجبعلی خیاط می فرماید: اغلب مردم اظهار می کنند که ما امام زمان عجل الله تعالی فرجه را از خود بیشتر دوست داریم حال آنکه اینطور نیست زیرا اگر او را بیشتر دوست داشته باشیم باید برای او کار کنیم نه برای خود. همه دعا کنید که خداوند موانع ظهور امام زمان صلوات الله علیه را برطرف کند و دل ما را با دل وجود مبارک یکی کند. *برگرفته از «زبور نور (هزار و یک نکته از زندگانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه)»
لینک ثابت
رهبری در کتاب «ما منتظریم؛ خورشید مهدویت در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی» آمده است: کار امام مانند کار پیغمبر(ص) به طور اصلی از دو بخش تشکیل می شود. یک بخش، بخش فکری، فرهنگی، آموزش، تعلیم، تربیت و این چیزهاست.(1) امام و زمامداری جامعه امام دارای دو مسئولیت است، یک مسئولیت تشریح مکتب است و یک مسئولیت، مسئولیت زمامداری جامعه است.(2) بخش دیگرش کار سیاسی است، فعالیت است، مبارزه است، حرکت است، انقلاب است که این جزء کارهای اصولی پیغمبر(ص) و امام است.(3) امام یکی از کارها و مشاغل و شئونش این است که اگر نظام سیاسی و اجتماعی اسلام بر سر کار هست، آن را حفظ کند و اگر نیست کوشش کند که آن را به وجود بیاورد.(4) امام حافظ مکتب و ایدئولوژی اسلام امام باید ایدئولوژی را، آن ایدئولوژی توحیدی را، تفکر اسلامی را در تداوم زمان حفظ کند...؛ امام است که می تواند ایدئولوژی را تبیین کند، تشریح کند، تطبیق با مسایل زمان کند. او را از انحراف ها و کجی ها حفظ کند. شما می دانید اگر خط امامت در تاریخ اسلام نبود، یعنی امامت شیعی، یقیناً اسلامی که ما امروز داشتیم، اسلامی بود که با اسلام واقعی، فرسنگ ها فاصله داشت. هیچ چیز از اسلام نمی ماند.(5) امیرالمومنین امام علی(ع) در دوران حضور؛ همان مرزبان بیدار و هماره هوشیاری است که وظیفه حراست از مرزهای مکتب را که وی حافظ کلیت آن است، شخصاً بر دوش گرفته است، اما در دوران غیبت به خصوص غیبت کبری وضع کاملا تفاوت می یابد.(6) تعیین امام به دست خداست امام، امام یعنی آن حاکم و پیشوایی که از طرف پروردگار در آن جامعه تعیین می شود... خود پیغمبر(ص) هم یک امام است؛ «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً»؛ خدای متعال به ابراهیم(ع) می گوید: من تو را امام قرار دادم.(7) یک وقت این امام را خدا با نام و نشان معین می کند، می گوید بعد از پیغمبر(ص) باید علی بن ابی طالب(ع) مثلا باشد. یک وقت امام را به نام، معین نمی کند. به نشان معین می کند مثل فرمایش امام(ع): «فَامَّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ، صَائِناً لِنَفسِهِ حَافِظاً لدینه مُخالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطیعاً لِامرِ مَولَاهُ فَللعَوَام ان یقَلدوُه»؛ امام معین کرد دیگر، این هم امام است. آن فقهی که جانشین امام منصوص است، خود امام است، منتهی امامی است که با نام معین نشده، با نشان معین شده، هر کسی که این نشان بر او تطبیق گردد، می شود امام.(8) پی نوشت : 1.قبسات النور، ص91 2.همان 3.همان 4.همان 5.همان ص92 6.پیام به کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 28/1/1372 7.ولایت و حکومت، ص71-70 8.ولایت و حکومت، ص
لینک ثابت
حکومت مهدوی امام صادق(علیه السلام) فرمودند: در صاحب این امر که صاحب قیام باشد روش‌ها و سنت‌های انبیاء سلف وجود دارد. سنتی از حضرت موسی(علیه السلام) و حضرت عیسی(علیه السلام) و حضرت یوسف(علیه السلام) و حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) در وجود نازنین حضرت حجت وجود دارد. شباهت او به موسی ابن عمران، ترسان بودن امام است. امام زمان(عج) در یک زندگی همراه با خوف هستند. شباهت به جناب عيسی همانی است که راجع به عيسی می‌گويند. مسيحيت راجع به عيسی مي‌گويند که عيسی در حاليکه زنده است کشته شده است و به صليب آويخته شده است. در روايت آمده است غيبت امام آنقدر طول می‌کشد که شيعيان او يعنی پيروان او و متوليان ولايت او مردد می‌شوند و می‌گويند اگر امام زمان(عج) بود می‌آمد. عده‌ای پا را از این هم فراتر می‌گذارند و می‌گویند مهدی درگذشته است... سنت و روش و شباهت ایشان به جناب یوسف، پوشش او است که خداوند بین او و مردم حجابی را قرارداد که مردم او را می دیدند ولی او را نمی شناختند، همین خصلت در وجود امام زمان(عج) است. او را می‌بینیم ولی او را نمی‌شناسیم. سنت او از محمد(صلی الله و علیه وآله) آن است كه به روش هدايت او ، هدايت كرده و به سيره او عمل مى كند. امام، اسلام جدیدی را ایجاد می‌کند راوی می‌گوید: "از امام صادق (علیه السلام) در مورد روش حضرت مهدی سوال کردم که او چه روشی را در رهبری دارند. حضرت فرمود: همان کاری را می‌کندکه پیغمبر کرد. پیغمبر دوران قبل از خودش را باطل کرد که دوران قبل از خودش جاهلیت بود. امام هم دوران جاهلیت را باطل می‌کند و یک اسلام جدیدی را ایجاد می‌کند." از زمان غیبت تا زمان ظهور، اسلام چه استحاله‌ای پیدا می‌کند که وقتی روش امام ما، روش پیغمبر است می‌گویند دین جدید آورده است. پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) چه کاری کرده‌اند که ما در دوران غیبت آن را ترک می‌کنیم و امام زمان(عج) که می‌آیند همان را احیا می‌کنند و مردم می‌گویند این یک دین جدید است در حالیکه " امام صادق(علیه السلام) فرمودند: حلال حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) حلال است تا روز قیامت، حرام حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله)، حرام است تا روز قیامت" اخلاق‌مداری در سیره حکومتی امام زمان(ع) سیره پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) در رهبری امت، اخلاق است. شما در هیچ یک از سنوات بیست و سه ساله رسالت پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) حتی اقامه یک استدلال از ناحیه پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) را برای جمع کردن مردم نمی‌بینید. آنچه را که می‌بینید ارتکاب به رفتارهای اخلاقی است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: هر گاهی که امام زمان(عج) تشریف بیاورند سیره او سیره رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) است. یعنی اخلاق را احیا می‌‌کنند. وقتی اخلاق را احیا می‌کنند مردم می‌گویند یک دین جدید آورده است. چقدر پول، مشکل تو را حل می‌کند؟ رفتارهای اخلاقی دو ملاک دارد: 1. رفتارهای اخلاقی همواره مطابق با اطاعت خدا هستند. پیغمبر(صلی الله و علیه وآله) در اوایل بعثتشان سراغ قبیله‌ای به نام قبیله بنی عامر رفتند تا تبلیغ دین بکنند. رئیس قبیله گفت: چه می‌گویی؟ حرف تو چیست؟ فرمود: من فرستاده خدا هستم. گفت: چه کاری می‌خواهی بکنی؟ حضرت رسالتش را بیان کرد که هدف من توحید است. هدف من اجتناب از شرک و بت‌پرستی است. هدف من احیای اخلاق است و همه را بیان کرد. گفت: ما قبیله بنی عامر از نظر جمعیت زیاد و آدم‌های بسیار شجاعی هستیم. ما به تو کمک می‌‌کنیم. تو را بر تمام عرب مسلط می‌کنیم. اما شرط داریم. حضرت فرمود: شرطش چیست؟ گفت: بعد از اینکه تو مسلط شدی و عمرت پایان یافت، جانشینی و حکومت به ما برسد. حضرت فرمود: کار حکومت دست من نیست. گفت: دست کیست؟ فرمود: دست خدا است. گفت: خدا به چه کسی سپرده است؟ فرمود: به علی ابن ابی طالب. گفت: علی کیست؟ فرمود: پسر عموی من است. گفت: ما سینه‌هایمان ستبر بکنیم در مقابل دشمن، بعد هم حکومت را به علی بدهی؟ ما نیستیم. فرمود: نباشید. دیپلماسی امروز اگر بود چه می‌گفت؟ می‌گفت: تو قبول می‌کردی. وقتی که زمان مرگت فرا می‌رسید دبه می‌کردی. این دیپلماسی امروز است. ولی پیغمبر برای آمدن به دینش اینطور رفتار نکرد. 2. رفتارهای اخلاقی، ضامن حفظ کرامت انسان‌ها است. شخصی از ایران در مدینه شرفیاب محضر حضرت رضا شد. عده‌ای هم در جلسه بودند. گفت: من در شهرم پولدار هستم. الان پولم تمام شده است. حضرت فرمودند: بنشین. چون رفتار اخلاقی، حفظ کرامت انسانی است. خلوت شد و سه چهار نفر ماندند. حضرت فرمود: چقدر پول، مشکل تو را حل می‌کند؟ عرض کرد: دویست دینار مشکل من را حل می‌کند. حضرت به اندرونی رفتند. یک کیسه دویست دیناری را آوردند. لای در را باز کردند و به آن شخص دادند. بعد فرمودند: برو که دیگر چشمت به چشم من نیفتد. او رفت. آن دو سه نفری که آنجا بودند پرسیدند: چرا اینطور به او پول دادید؟ فرمود: نمی‌خواستم خِفّت خواستن را در چشم او ببینم. کسی که دستش را دراز می‌کند و می‌گوید به من کمک کن خودش را خفیف کرده است. هر کاری را خواستید انجام بدهید باید این دو خصیصه را داشته باشد. این همان چیزی است که امام زمان(عج) می‌خواهد انجام بدهد. یک روش مدیریتی است. ما به عنوان افرادی که منتظر ایشان هستیم باید باری از دوش او برداریم و غمی از دلش بزداییم و به سیره‌ای که می‌خواهد احیا کند، ملتزم باشیم.
لینک ثابت
زمانی که بر ما منت گذاشته و حضورت را به ما ارزانی داری، در سراسر دنیا خدا پرستش خواهد شد. در سال نو زمین دچار دگرگونی شده و آنچه از بذر گیاهان که در خود پنهان داشته بیرون می ریزد، اما باید بدانند منجمان و زمین شناسان که اشتباه می کنند، بلکه زمانی تحول رخ خواهد داد که تو بیایی چرا که زمین همه گنج ها و جواهرات خود را ظاهر نموده و تقدیم وجود با برکت تو می نماید و شما سخاوتمندانه آن را بین مردم تقسیم خواهی نمود. عید ما روزی است که تو بیایی ! أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً [1] آیا ندیده اید خداوند آنچه در آسمان ها و زمین است، مسخر شما کرده و نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور فراوان، بر شما ارزانی داشته است؟! نعمت پنهان، وجود امام غائب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. چنانچه نبود این نعمت باعث شده راه، تاریک و لغزان باشد و بشر دائماٌ در تنگناهای شک و تردید قرار گیرد. چرا که ایشان هادی راه و خورشید روشنگری اند! خورشیدی که باعث تحول عظیم و نو شدن تمام سالها خواهد شد. تغییر زمین ، تغییر زمان تحویل! تحول! سال نو! عید! آدمی همه این واژه ها را زمانی به کار می برد که دگرگونی عظیم و بنیادی را پیش رو داشته باشد. هنگامی که خورشید در نزدیکترین نقطه به زمین قرار می گیرد انقلاب رخ می دهد و زمانی که این ستاره پر تلألو در گردش خود در مدار زمین و استوای سماوی قرار گیرد، نقطه اعتدال به وجود آمده و آن زمان، زمان تحولی عظیم است که از آن پس اتفاقاتی نیکو رخ خواهد داد. درختان شکوفه کرده و زمین سر سبز شده و لبخند می زند و عید خواهد شد! می گویند عید روز فرخنده و مبارکی است که در آن اتفاق مهمی رخ خواهد داد. علم و دانش بشر در زمان ظهور تو چندین برابر خواهد شد، چراکه اکنون بشر از 27 قسم علم تنها به 2 قسم آن دست یافته است! و بعد ظهور است که تو آن را به مردم خواهی آموخت. چه مدینه فاضله ای خواهد شد. زمانی که عاقل ترین و خوش اخلاق ترین مردم در زمان ظهور تواند! خورشید پر فروغم! زمانی که تو در مدار زمین و استوای انسان قرار گیری تحولی عظیم رخ خواهد داد. نعمت پنهانم! می گویند عید روزی است که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف شود و به پیروزی و راحتی های نخستین برگردند. عید ما روزی است که تو بیایی! بشر به خوبی می داند روزی که بیایی، پاکی فطری نخستین، به روح و جهان باز می گردد و آلودگی های بر خلاف فطرت زدوده خواهد شد. [2] زمانی که بر ما منت گذاشته و حضورت را به ما ارزانی داری، در سراسر دنیا خدا پرستش خواهد شد.[3] در سال نو زمین دچار دگرگونی شده و آنچه از بذر گیاهان که در خود پنهان داشته بیرون می ریزد، اما باید بدانند منجمان و زمین شناسان که اشتباه می کنند، بلکه زمانی تحول رخ خواهد داد که تو بیایی چرا که زمین همه گنج ها و جواهرات خود را ظاهر نموده و تقدیم وجود با برکت تو می نماید و شما سخاوتمندانه آن را بین مردم تقسیم خواهی نمود.[4] آدمی در سال نو به ثبت مناظری می پردازد که گمان می کند بسیار زیبا هستند و رنگارنگی گلها و سرسبزی زمین بهترین منظره هاست، اما نمی داند زمان حضور و ظهور تو بهترین منظره ها را خواهد دید که تا به حال وجود نداشته چرا که در آن زمان حتی زمین های خشک و بی آب و علف به گلستان و سبزه زار تبدیل خواهد شد.[5] درختان در آن زمان عجیب خواهند بود چرا که فراوانی و برکت زیادی دارند و از هر درخت در هر فصلی از سال هر میوه ای که بخواهی می توانی بچینی.[6] بهشت را با خودخواهی آورد ! بیشتر بخوانیم: امام زمان(عج) در نوروز ظهور می کند؟! آخرین سحر سال چه کاری انجام دهیم؟ بهار واقعی در گرو ظهور امام زمان (عج) است تغییر مردم علم و دانش بشر در زمان ظهور تو چندین برابر خواهد شد، چراکه اکنون بشر از 27 قسم علم تنها به 2 قسم آن دست یافته است! و بعد ظهور است که تو آن را به مردم خواهی آموخت.[7] چه مدینه فاضله ای خواهد شد. زمانی که عاقل ترین و خوش اخلاق ترین مردم در زمان ظهور تواند![8] آدمی در آن زمان به خدا نزدیکتر خواهد شد. چرا که هدف از آفرینش هستی همین بوده؛ کمال و نزدیکی هرچه بیشتر انسان به کمال مطلق! چه زمانی خواهد بود؟! زمانی که یک زن در میان خانه اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم ) قضاوت کند! کاش انسان بداند خداوند به وسیله تو، آخرین سلاله نبوی، از مردم رفع گرفتاری می کند، دل های مردم را از عبادت و اطاعت پر خواهد کرد و عدالتت همه را فرا خواهد گرفت! خداوند به وسیله تو دروغ و دروغگویی را نابود می سازد. [9] ولی چه حیف اکثرهم لایعلمون. زمانی که بر ما منت گذاشته و حضورت را به ما ارزانی داری، در سراسر دنیا خدا پرستش خواهد شد. در سال نو زمین دچار دگرگونی شده و آنچه از بذر گیاهان که در خود پنهان داشته بیرون می ریزد، اما باید بدانند منجمان و زمین شناسان که اشتباه می کنند، بلکه زمانی تحول رخ خواهد داد که تو بیایی چرا که زمین همه گنج ها و جواهرات خود را ظاهر نموده و تقدیم وجود با برکت تو می نماید و شما سخاوتمندانه آن را بین مردم تقسیم خواهی نمود. چقدر شیرین است آن زمان که بشر آرزو می کند ای کاش درگذشتگان بودند تا این دوره ی زیبا و شکوهمند را می دیدند.[10] کینه ها از دل ها زدوده شود.[11] واقعاٌ عید نیست؟! زمانی که همه مردم بی نیاز شوند. وقتی تو بیایی انسان شمش های طلا را با خود حمل می کند که در راه خدا انفاق کند ولی نیازمندی نمی یابد که آن را قبول کند.[12] پس زمانی که خورشید پر فروغ تو در مدار انسان قرار گیرد و سایه لطف تو شامل زمینیان و افلاکیان شود عید است، روز فرخنده و پاکی! اللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ. پی نوشت: [1] . لقمان ، 20. [2] . مکارم شیرازی و نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 5، ص 131. [3] . قاضی شوشتری، احقاق الحق، ج13، ص 314. [4] . مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 68. [5] . سید ابن طاووس، الشریف بالمنن، ص 146 [6] . مجلسی، بحارالانوار، ج53ف 63. [7] . همان، ج 52، ص 336. [8] . همان. [9] . سید ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 56& غیبت شیخ طوسی، ص 114. [10] . ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج2، ص 61 [11] . سید مصطفی حسنی حسینی کاظمی، بشاره الاسلام، ص 236. [12] . محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج2، ص 136.
لینک ثابت
تحلیل و بررسى برخورد یهودیان با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) که در قرآن کریم نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است، بسیار درس آموز بوده و مى‌ تواند ما را با شیوه‌هاى تبلیغاتى آن‌ها که حتى امروز هم در بسیارى از رسانه‌هاى نوشتارى، دیدارى و شنیدارى وابسته به یهود، در برخورد با جهان اسلام مورد استفاده قرار مى‌ گیرد آشنا سازد. با توجه به آنچه گفته شد، در این مقاله پس از بررسى علت هجرت یهود به جزیرهالعرب و تحلیل این موضوع که یهودیان چگونه پس از سال‌ها انتظار بعثت بر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به انکار او پرداختند، شیوه‌هاى برخورد یهودیان جزیرهالعرب با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان تبیین شده است. منتظران فرج هجرت یهود به جزیره العرب درباره پیشینه و علت کوچ یهودیان به مناطقى از جزیرهالعرب نظرات گوناگونى وجود دارد. ابوالفرج اصفهانى که صفحاتى از کتاب الأغانى خود را به یهودیان و اشعار آنان اختصاص داده، معتقد است حضور یهود در حجاز به دوران حضرت موسى(ع) مربوط است. وى تفصیل این مطلب را این‌گونه آورده است که: ساکنان اولیه حجاز گروهى به نام عمالیق بودند که به مردم ستم مى‌ کردند. موسى(ع) لشکرى از بنى‌ اسرائیل را به جنگ آنان فرستاد و فرمود کسى از آنان را زنده نگذارید. لشکر بنى‌ اسرائیل به حجاز آمده با کشتن همه آنان به پیروزى رسیدند. در این میان تنها فرزند حاکم را به جهت زیبایى‌ اش نکشتند و با خود بردند. چون به شام بازگشتند، موسى(ع) وفات کرده بود و بنى‌ اسرائیل به این لشکریان اعتراض کردند که چرا یک نفر را زنده آورده و از فرمان سرپیچى کرده‌اید. لذا از ورود آنان به وطنشان جلوگیرى کردند. لشکریان که چنین دیدند گفتند به حجاز برمى‌ گردیم و در محل گروهى که با ایشان جنگیدیم سکونت مى‌ کنیم. پس به اطراف یثرب آمدند و در آنجا مسکن گزیدند. آن‌گاه که رومیان بر شام غلبه کرده، بنى‌ اسرائیل را قلع و قمع کردند، بنى‌ نضیر و بنى‌ قریظه و بنى‌ بهدل از شام گریخته، نزد دوستان هم‌کیش خود در حجاز آمدند و در آنجا ساکن شدند(۱) با آن که این داستان در منابع تا حدودى شهرت یافته(۲)سهیلى آن را نپذیرفته و آن را با عمر حضرت موسى(ع) نامتناسب مى‌ داند.(۳)یکى از نویسندگان معاصر نیز با اشاره به این گزارش مى‌ نویسد: تاریخ ورود اولین گروه از یهودیان به حجاز آمیخته با افسانه است. (۴) البته در این گزارش مطالبى هست که مى‌ تواند تردیدى ایجاد کند؛ این که پیامبر خدا بر کشتن همه افراد تأکید کند یا وقتى یک نفر زنده مى‌ ماند مؤمنان بنى‌ اسرائیل اعتراض مى‌ کنند؛ بى‌ شباهت به افسانه نیست. عامل دیگرى که براى مهاجرت یهودیان به جزیره عربى ذکر شده، غلبه رومیان به شام و ویرانى معبد و کشتار آنان است. این موضوع در بخش دوم گزارش ابوالفرج آمده ولى به زمان آن اشاره نشده است. بلاذرى و طبرى مى‌ گویند وقتى بخت النّصر به بیت‌المقدس حمله کرد بنى‌ اسرائیل به حجاز کوچ کرد برخى هم زمان حمله رومیان را سال هفتاد میلادى ذکر کرده‌اند. در منابع اسلامى علت دیگرى براى کوچ یهودیان ذکر شده و آن، آگاهى یهود از ظهور پیامبر آخرالزمان در این نقطه است. ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت مى‌ کند: یهود در کتاب‌هاى خود خوانده بودند که محل هجرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) میان دو کوه عیر و احد است. پس در جست‌وجوى این دو کوه راه افتادند تا این که آن‌ها را یافته در کنارش ساکن شدند.(۵) این روایت با توجه به آیه ۸۹ سوره بقره که مى‌ فرماید: یهودیان هنگام درگیرى با عرب وعده پیروزى خود به همراه پیامبر موعود را مى‌ دادند. مى‌ تواند دلیل قابل توجهى براى کوچ یهود به این منطقه باشد. علاوه بر این، آیات زیادى از قرآن به شناخت یهود نسبت به پیامبر اشاره دارد.(۶) انکار پس از انتظار یکى از اقدام‌هاى یهود پس از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، انکار گفته‌هاى پیشین خود مبنى بر پیشگویى ظهور پیامبر آخرالزمان بود. در این مطلب جاى تردید نیست که قوم یهود، مدتى طولانى پیش از ظهور اسلام، منتظر پیامبرى بودند که نشانه‌هاى آن مطابق فردى بود که در میان قریش به رسالت مبعوث شد لیکن جهودان به دلایلى او را پیامبر موعود خود ندانستند و گفتند کسى که ما مى‌ گفتیم، محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نیست. دلیل اصلى انکار، اسماعیلى بودن حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بود در حالى که یهودیان انتظار پیامبر از نسل اسحاق را داشتند. به دیگر سخن، آنان بر این گمان بودند که پیامبر موعود از بنى‌ اسرائیل خواهد بود در حالى که رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) از قوم عرب ظاهر شد. حسادت یهود ـ که در برخى آیات قرآن هم به آن اشاره شده ـ ناشى از همین موضوع و اصل نژادپرستى آنان است. مورخان هم گفته‌اند: وقتى بحیرا، راهب مسیحى، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را در کودکى شناخت، ابوطالب را از ادامه سفر به شام منع کرد و گفت: او را از یهود برحذر دار چون او عرب است و یهود مى‌ خواهد پیامبر موعود از بنى‌ اسرائیل باشد و به او حسادت مى‌ کند.(۷) گزارش‌هاى دیگرى از نقشه ترور پیامبر در کودکى یا نوجوانى به دست یهودیان هست که چندان نمى‌ توان به آن‌ها اعتماد کرد، چون در این روایت‌ها مطالبى هست که به افسانه بیشتر شباهت دارد.(۸) از انکار و مقابله یهودیان نسبت به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، پیش از هجرت گزارشى در دست نیست. به نظر مى‌ رسد تا زمانى که آن حضرت در مکه بوده و یهود مدینه رقیبى نداشتند رد و اثباتى از سوى آنان نسبت به رسالت ایشان وجود نداشته است. اما هنگامى که اسلام به مدینه آمد و یهودیان موقعیت خود را در خطر دیدند و از طرفى بناى پیروى از پیامبر خدا را نداشتند، دست به اقدام‌هاى تخریبى و سپس نظامى زدند. ابن‌اسحاق آغاز دشمنى اسلام از قبایل یهودى و یهودیان انصار را نام برده است.(۹) با آن که قوم یهود به خصوص علماى آنان، پیامبر آخرالزمان را همچون فرزندان خود مى‌ شناختند.(۱۰) و از صفات و نشانه‌هاى او آگاه بودند، آن حضرت را انکار کردند و گفتند او کسى نیست که ما در انتظارش بوده‌ایم. گزارش‌هاى زیر که در منابع تاریخى و تفسیرى آمده است نشان این مطلب است که جهودان تصمیم داشتند از پیروى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سر باز زنند و از طرفى گفته‌هاى قبلى خود را به گونه‌اى توجیه کنند: ۱٫ ابن اسحاق از صفیه دختر حُیى بن اخطب که پس از نبرد خیبر به اسارت در آمد و با پیامبر ازدواج کرد، روایت کرده است که: وقتى رسول خدا به مدینه هجرت کرد و در قبا مسکن گزید پدر و عمویم سپیده‌دم یک روز نزد آن حضرت رفتند و غروب روز بعد، با خستگى زیادى برگشتند. طبق معمول به سوى آنان دویدم ولى به من، که از فرزندان دیگر خود بیشتر دوستم مى‌ داشتند، توجهى نکردند، چون در اندوه بزرگى فرو رفته بودند. عمویم ابویاسر به پدرم گفت: آیا او [رسول خدا] همان است [که ما انتظارش را مى‌ کشیدیم]؟ پدرم گفت: آرى،‌ به خدا قسم. عمویم گفت آیا او را شناختى و تطبیق کردی؟ گفت: آرى، ابویاسر گفت پس چه خواهى کرد و در دلت چه مى‌ گذرد؟ پدرم گفت: به خدا قسم تا زنده باشم با او دشمنى خواهم کرد.(۱۱) ابن اسحاق در جاى دیگرى گفته است: حیى و برادرش ابویاسر حسودترین یهودیان نسبت به عرب بودند، چون خداوند پیامبر را از میان این گروه برگزید. این دو نفر تا آنجا که مى‌ توانستند براى دور کردن مردم از اسلام تلاش مى‌ کردند. آیه ۱۰۹ سوره بقره(۱۲)هم درباره آنان نازل شد.(۱۳) ۲٫ مورخان و مفسران به نقل از ابن عباس آورده‌اند که یهود، پیش از اسلام به اوس و خزرج مى‌ گفتند به واسطه پیامبر بر شما غلبه خواهیم کرد.(۱۴) اما پس از مبعوث شدن آن حضرت سخن خود را انکار کردند. معاذ بن جبل و بشر بن براء به آنان گفتند تقوا پیشه کنید و اسلام آورید چون خود شما در زمانى که ما مشرک بودیم محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را براى ما وصف مى‌ کردید و مى‌ گفتید مبعوث خواهد شد و به واسطه او بر ما پیروز خواهید شد. سلام بن مشکم یهودى گفت: کسى که از او سخن مى‌ گفتیم محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نیست و چیزى که براى ما شناخته شده باشد، نیاورده است.(۱۵) در اینجا آیه ۸۹ سوره بقره نازل شد که مى‌ فرماید: هنگامى که براى یهودیان کتابى از سوى خدا آمد، آنچه را نزد ایشان بود [پیشگویى‌ هاى تورات] تصدیق کرد. و خود آنان هم به واسطه پیامبر، بر کافران (اوس و خزرج) طلب پیروزى مى‌ کردند. اما به آنچه مى‌ شناختند کفر ورزیدند. پس لعنت خدا بر کافران باد.(۱۶) ۳٫ در گزارش دیگرى از برخى انصار نقل شده است که: آنچه باعث اسلام آوردن ما شد ـ علاوه بر هدایت و رحمت الهى ـ این بود که پیوسته میان ما که مشرک بودیم با یهود اهل کتاب نزاع وجود داشت. وقتى آنان ازما ناراحت مى‌ شدند مى‌ گفتند: به زودى پیامبرى مبعوث خواهد شد و ما همراه او با شما خواهیم جنگید و شما را چون قوم عاد و ارم خواهیم کشت. ما این سخن را فراوان از یهودیان مى‌ شنیدیم؛ اما همین که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برانگیخته شد و ما به او ایمان آوردیم، آنان کافر شدند. پس درباره ما و آنان آیه ۸۹ سوره بقره نازل شد.(۱۷) ۴٫ سلمه بن سلامه انصارى گوید: پیش از اسلام، در همسایگى ما، یکى از یهودیان زندگى مى‌ کرد. روزى در مقابل افراد قبیله ما ایستاد و از قیامت و برانگیخته شدن و محاسبه الهى و بهشت و جهنم سخن گفت. مخاطبان او که مشرک و بت‌پرست بودند و زندگى پس از مرگ را قبول نداشتند از گفته او تعجب کردند و پس از پرسش و پاسخ از او، گفتند نشانه حرف تو چیست؟ یهودى گفت: پیامبرى که در این سرزمین مبعوث مى‌ شود (و به سمت مکه اشاره کرد). گفتند کى مى‌ آید؟ او به من که کوچک‌تر از بقیه بودم اشاره کرد و گفت: اگر این زنده بماند او را درک خواهد کرد. سلمه گوید آن‌گاه که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مبعوث شد ما به او ایمان آوردیم و آن یهودى که هنوز زنده بود از روى کینه و حسد ایمان نیاورد. گفتیم واى بر تو! آیا تو نبودى که آن سخنان را مى‌ گفتی؟ گفت بله ولى این، کسى نیست که من مى‌ گفتم.(۱۸) ۵٫ درباره اسلام آوردن برخى از بنى قریظه گفته شده است: اندکى پیش از اسلام، شخصى به نام ابن هیبان از شام نزد این قبیله آمد. مقام او به اندازه‌اى بود که به واسطه او استقسا مى‌ کردند و باران مى‌ بارید. وى پیش از مرگ خود به یهودیان گفت: «آیا مى‌ دانید چرا از سرزمین حاصل‌خیز، به زمین خشک آمدم؟» گفتند خود آگاه‌تری. گفت: «به این جا آمدم تا ظهور پیامبرى را ببینم که زمانش نزدیک است و به این آبادى هجرت مى‌ کند. امید داشتم مبعوث شود و از او پیروى کنم. اکنون زمان او نزدیک است، مبادا دیگران در ایمان آوردن بر شما سبقت جویند…» هنگام نبرد بنى‌ قریظه، سه نفر از خاندان سعیه که کم‌سن بودند به دوستان خود گفتند: «به خدا قسم این همان پیامبر است که ابن‌هیبان مى‌ گفت.» یهودیان گفتند او نیست. این سه نفر گفتند: «چرا به خدا قسم هموست، با همان نشانه ها و صفات.» آن‌گاه از قلعه‌ها پایین آمده اسلام آوردند.(۱۹) علامه جعفر مرتضى با تردید در این خبر مى‌ نویسد: «ابن هیبان پیش از بعثت رسول اکرم یعنى حدود هجده سال پیش از نبرد بنى‌ قریظه برده است و اگر این روایت درست باشد،باید فرزندان سعیه در آن زمان دست کم ده سال داشته باشند تا به اهمیت کلام او پى ببرند. پس سن آنان در هنگام نبرد بنى قریضه نزدیک سى سال خواهد شد و حال آن که در روایت، نوجوان یاد شده‌اند.» ازاشکالى که این محقق کرده گریزى نیست مگر این که تعبیرهاى «فتیه، شباب و احداث» در این گزارش را بر سنین سى تا چهل درست بدانیم. پى‌ نوشت‌: ۱٫ الأغانى،‌ ج۲۲،‌ص۳۴۳٫ ۲٫ سفر خروج، ۱۷/۹؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۱۰۰؛ الأعلاق النفسیه، ص۶۴؛ وفاء الوفا، ج۱،‌ص۱۵۹٫ ۳٫ الروض الأنف، ج۴، ص۲۹۰٫ ۴٫ محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و الیهود، ص۶۰٫ ۵٫ الروضه من الکافى، ‌ص۳۰۹؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۱۰؛ در وفاءالوفا، ج۱، ص۱۵۷ و ۱۶۰ نیز گزارشى در این باره آمده است. ۶٫ براى نمونه ر.ک: بقره(۲) آیه ۱۴۶، انعام(۶) آیه ۲۰ و اعراف (۷) آیه ۱۵۷٫ ۷٫ الطبقات الکبرى، ج۱، ص۱۲۳٫ البته این در صورتى است که اصل داستان بحیرا را بپذیریم اما برخى از محققان، این داستان را نادرست مى‌ دانند. «نقد و بررسى منابع سیره نبوى، ص۳۱۳». ۸٫ الطبقات الکبرى، ج۱، ص۹۱و ۱۲۳٫ ۹٫ سیره ابن هشام، ج۱، ص۵۱۳٫ ۱۰٫ در دو آیه از قرآن این جمله تکرار شده است که «اهل کتاب، پیامبر را همچون فرزندان خود مى‌ شناسند» یعنى با توجه به پیشگویى‌ هاى کتب پیشین، خصوصیات آن حضرت براى آنان به خوبى روشن است «آیه ۱۴۶ بقره و ۲۰ انعام». ۱۱٫ سیره ابن هشام، ‌ج۱، ص۵۱۹٫ ۱۲٫ ودّ کثیر من أهل الکتب لو یردّونکم من بعد إیمانکم کفّاراً حسداً من عند أنفسهم من بعد ما تبین لهم الحقّ؛ بسیارى از اهل کتاب از روى حسادتى که دارند دوست دارند شما را از ایمان به کفر بازگردانند با آنکه حق برایشان روشن است. ۱۳٫ سیره ابن هشام، ج۱، ص۵۴۸؛ مجمع‌البیان، ص۳۵۳؛ التفسیر الکبیر، ج۱، ص۶۴۶٫ ۱۴٫ سیوطى نقل کرده که یهودیان این گونه دعا مى‌ کردند: خدایا تو را به حق محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) برى که به ما وعده داده‌اى در آخرالزمان براى ما بفرستى ما را بر این گروه پیروز کن «درالمنثور، ج۱، ص۱۹۶». ۱۵٫ همین شخص، بارها به رسالت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اعتراف کرده است، براى نمونه به المغازى، ج۱، ص۳۶۸ مراجعه شود. ۱۶٫ و لمّا جاء هم کتب من عند الله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون على الّذین کفروا فلمّا جاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنه الله على الکافرین. «سیره ابن هشام، ج۱، ص۵۴۷؛ التبیان، ج۱، ص۳۶۵؛ درالمنثور، ج۱، ص۱۹۶». ۱۷٫ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۱۱؛ جامع البیان، ج۱، ص۵۷۸٫ ۱۸٫ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۱۲؛ مسند احمد ج۳، ص۴۶۷؛ درالمنثور، ج۱، ص۱۹۷٫ ۱۹٫ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۱۳. منبع: ماهنامه موعود شماره ۶۸/مصطفى صادقى
لینک ثابت
مسجد جمکران در مورد مسجد سهله باید گفت: اگر چه مرسوم است که شیعیان در شب چهارشنبه به آن مسجد می‌روند، ولی در این زمینه، روایتی صریح در دسترس ما نیست. البته سید ابن طاووس چنین سفارش کرده‌اند: «چون خواستی به مسجد سهله وارد شوی، بهتر است که بین مغرب و عشای شب چهارشنبه جهت عبادت وارد مسجد شوی؛ زیرا این شب در بین شب‌های دیگر با فضیلت‌تر است».[۱] این احتمال قوی وجود دارد که این اندیشمند بزرگ، با فضیلت بودن شب چهارشنبه برای زیارت مسجد سهله را از روایتی استنباط کرده باشد که اکنون در دسترس ما نیست. اما در مورد مسجد جمکران باید گفت، با توجه به انتساب آن به حضرت ولی عصر(عج)، این مسجد شباهت‌هایی با مسجد سهله داشته و از این‌ رو مورد توجه شیعیان است. اگرچه این مسجد در طول سال مورد توجه مردم است، اما شب‌های چهارشنبه، جمعیت بیشتری برای عبادت به آن‌ جا می‌آیند که شاید یک دلیلش همان گزارشی باشد که سید بن طاوس در مورد فضیلت شب چهارشنبه بیان کرده است. دلیل دیگری که می‌توان در نظر گرفت، گزارشی است که در مورد ساخت مسجد جمکران وجود دارد: دستور امام غایب(عج) به حسن بن مُثله جمکرانی، برای ساختن مسجد مقدس جمکران که در شب سه شنبه هفدهم رمضان سال ۳۹۳ قمری صادر شد. در ضمن این دستور توصیه‌ای نیز وجود داشت: نکته‌ مهمی وجود دارد: «إنَّ فی قطیع جعفر الکاشانی الرّاعی معزا یجب أن تشتریه فإن أعطاک أهل القریة الثّمن تشتریه و إلاّ فتعطی من مالک و تجی ء به إلی هذا الموضع و تذبحه اللیلة الآتیة ثمّ تنفق یوم الأربعاء الثّامن عشر من شهر رمضان المبارک لحم ذلک المعز علی المرضی و من به علّة شدیدة فإنّ اللّه یشفی جمیعهم...»؛[۲] «یک بُز را از گله جعفر کاشانیِ چوپان باید با پول مردم این روستا بخر و اگر اهالی آن‌جا پول خرید این بُز را به تو دادند که چه بهتر، وگرنه از پول خودت آن‌را بخر و به همین مکان بیاور و در فردا شب(شب چهارشنبه) آن‌ را ذبح کن و گوشتش را در روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارک رمضان به بیماران و کسانی که درد شدیدی دارند انفاق نما و خداوند نیز همه آنان را شفا می‌دهد». شاید عنایت امام زمان(ع) به شب و روز چهارشنبه باعث شده است که مردم در این زمان بیشتر برای عبادت به این مسجد بیایند. پی نوشت: [۱]. ابن طاووس، على بن موسى‏، مصباح الزائر، ص ۱۰۵، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق. [۲]. مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ج‏ ۵۳، ص ۲۳۱ - ۲۳۲، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق‏.
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران