آقا اجازه؟؟؟ بدجور دلم گرفته!!!

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب
از های و هوی مردم این شهر نانجیب
آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب
آقا اجازه باز به من طعنه می زنند
عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب
«شیرینی» وجود مرا «تلخ» می کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب................

