فراوانی رحلت علما در آخرالزمان

چند روز پیش بود که باز هم رسانه ها خبر فوت عالمی بزرگ را اعلام کردند و زمین از وجود مومنی دیگر خالی شد. رحلت علما و دانشمندان دینی موضوعی است که در احادیث آخرالزمانی پیش بینی شده است.



امیر مومنان، حضرت علی(ع) می فرمایند:
«و آن هنگامی است که مرگ فقهای راستین را یکی پس از دیگری برباید و امت محمد (ص) نماز را ترک گویند.»(1)

رسول خدا(ص) در این مورد فرمودند:
«هنگامی که دانشمندان شما کم شوند، قاریان شما از بین بروند، شما از دادن زکات ابا کنید، گناهان را علنی انجام دهید، صداهای شما در مساجد بلند شود، ... دانش را زیر پای خود بیفکنید، گفتارتان دروغ باشد، شیرینی مجالستان غیبت باشد، درآمدتان از طریق حرام به دست آید ... در چنین زمانی لعنت بر شما نازل می شود، ترس در میان شما انداخته می شود و نیروی شما بر علیه همدیگر به کارگرفته می شود.»(2)

ایشان هم چنین می فرمایند:
«خداوند علم و دانشی که به شما داده از شما سلب نمی کند، بلکه از طریق رحلت علمای ربانی این علم از میان شما رخت بر می بندد و گروهی نادان برای شما می ماند، از آنها فتوا می پرسید و آنها با رای خود برای شما فتوا می دهند، خود گمراه شده، شما را نیز گمراه می کنند.»(3)

و «هنگامی که فرج نزدیک باشد، مرگ بهترین امت را برمی گزیند، آن سان که شما خرماهای رطب را از یک طبق خرما بر می گزینید.»(4)

هم چنین امام علی(ع) در مورد کمی فقیه هدایتگر و فراوانی فقیه خائن می فرمایند:
«هنگامی که فقهای هدایتگر کم شوند و فقیهان گمراه و خیانت پیشه فراوان باشند و شاعران بسیار شوند.»(5)

آنچه باید باشد
در تمام طول تاریخ بر اساس تاکید تعالیم اسلام و رسولان و ائمه(ع)، علما از جایگاه ویژه ای برخوردار و مورد احترام مردم بوده اند تا آنجا که وارثان انبیا  (6) معرفی شده اند و امام علی(ع) در فواید معاشرت با علما می فرمایند: «با علما معاشرت كن تا علمت زياد، ادبت نيكو و جانت پاك شود.»؛ و حتی قلم علما از خون شهدا بالاتر دانسته شده است.»(7)

اما منظور اسلام از عالم، عالم حقیقی است نه هر کسی که خود را عالم معرفی می کند زیرا به قول امام علی(ع) «چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.»(8)

فقدان عالم، نقصان در زمین و شکاف در دین
امام صادق(ع) در تفسیر آیه «أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها...»(9)؛ آیا ندیدید كه ما پیوسته به سراغ زمین می‌آئیم و از اطراف آن كم می‌كنیم، فرمودند: «ننقُضها بذِهابِ علماءِها و فقهاءِها و خیارِها»؛ این نقصان به واسطه علماء، فقها و اخیار است.(10)

هم چنین امام علی(ع) فرمودند:  هنگامی كه دانشمندی می‌میرد، چنان شكافی در اسلام پدید می‌آید كه جز جانشینش آن را پر نمی‌سازد.(11)

پی نوشت:
1.       الامام المهدی صفحه 219، بحارالانوار جلد 52 صفحه 258، الزام الناصب صفحه 194 و بشاره الاسلام صفحه 75 و 133
2.       الزام الناصب صفحه 180، بحارالانوار جلد 52 صفحه 263، بشاره الاسلام صفحه 23 و الامام المهدی صفحه 217
3.       تحف العقول صفحه 23 و نورالابصار صفحه 35
4.       نهج الفصاحه جلد 1 صفحه 36
5.       منتخب الاثر صفحه 425، بحارالانوار جلد 51 صفحه 70 و بشاره الاسلام صفحه 5
6.       بحار الانوار، ج 1، ص 164، علامه مجلسی، چ بیروت، 1403 ق
7.       غررالحکم و درر الکلم،ص430
8.       نهج البلاغه،ص755
9.       رعد، 41.
10.   تفسیر برهان، ج 2، ص 301.
11.    الارشاد، ج 1، ص 230، شیخ مفید (ره)، چ اول، 1413 ق، ناشر: المؤتمر العالمی للألفیه الشیخ المفید.


لینک ثابت

 

بسیاری از مردم حاضرند تقریباً هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسئله قدمتی به درازای هبوط آدم(ع) در زمین دارد. وقتی روایت‌ها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
اصحاب معصومان(ع) نیز از این قاعده مستثنا نبودند. بارها از معصومان(ع) در مورد زمان خروج قائم(ع)پرسیدند؛ امّا آنان از مشخّص نمودن آن نهی نمودند و زمان ظهور را همانند علم به زمان قیامت در انحصار خدا معرفی کردند. معصومان(ع) اغلب با آنها در مورد ظهور و زمانی که مستضعفان پیروز و حکومت الهی بر همه چیز حاکم خواهد شد، صحبت کرده‌اند.

بسیاری از مردم حاضرند تقریباً هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسئله قدمتی به درازای هبوط آدم(ع) در زمین دارد. وقتی روایت‌ها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
اصحاب معصومان(ع) نیز از این قاعده مستثنا نبودند. بارها از معصومان(ع) در مورد زمان خروج قائم(ع)پرسیدند؛ امّا آنان از مشخّص نمودن آن نهی نمودند و زمان ظهور را همانند علم به زمان قیامت در انحصار خدا معرفی کردند. معصومان(ع) اغلب با آنها در مورد ظهور و زمانی که مستضعفان پیروز و حکومت الهی بر همه چیز حاکم خواهد شد، صحبت کرده‌اند.
شاید بهترین روایتی که به طور مفصّل به احوالات آخرالزّمان می‌پردازد، حدیث نبوی(ص) است که ابن عبّاس نقل کرده است و آن ماجرای گفت‌وگوی سلمان و پیامبر(ص) است.
گفت‌وگوهای اصحاب با معصومان(ع) قرن‌ها پیش رخ داده است. مسلّماً حضرت مهدی(ع) نمی‌توانست در طول عمر آن اصحاب ظهور کند؛ آنها سال‌های زیادی را به انتظار گذراندند و همگی مردند؛ در حالی که هنوز در انتظار ظهور او بودند.
زمانی که آنها زنده بودند، به طور جدّی بارها و بارها وعده ظهور او را تبلیغ کردند و مشتاقانه آرزوی ظهور او را داشتند. یکی از روایت‌های نقل شده به وسیله یکی از این افراد از امام جواد(ع) هشداری برای مردمان آخرالزّمان است که در طول زمان باقی مانده و اکنون نیز خوانده می‌شود. ایشان از برخی شکّاکان و منکران سخن به میان آوردند که او را انکار و یادش را به سخره می‌گیرند:
«... او زمانی قیام می‌کند که در میان مردم یادش از بین رفته و بیشتر افرادی که قائل به امامت او هستند، مرتد می‌شوند ... غیبتش طولانی می‌شود و مخلصان، در انتظار ظهور او می‌مانند و شکّاکان او را انکار می‌کنند و منکران یاد او را مسخره می‌کنند. هر کس که وقتی را مشخّص می‌کند، دروغ می‌گوید و هر کس که عجله کند، هلاک می‌شود و هر کس تسلیم خداوند باشد، نجات می‌یابد.»1
ابوالجارود گوید: امام باقر(ع) به من فرمودند:
«ای ابوالجارود! چون فلک دوّار بچرخد و مردم بگویند: قائم مرده یا هلاک شده و در کدامین وادی سلوک می‌کند؟ و طالب بگوید: کجا قائمی وجود دارد و استخوان‌های او نیز پوسیده است، در این هنگام بدو امیدوار باشید و چون دعوت او را شنیدید، نزد او بروید؛ گرچه به صورت سینه‌خیز و بر روی برف باشید.»2
امّا «خدا هرگز خلف وعده نمی‌کند».3
وقتی که او بیاید، آن زمان پایانی برای دنیای آلوده به گناه و پایان جهانی است که در آن انسان خطاکار حکومت می‌کند.

پیش‌گویی‌هایی بشری در مورد آخرالزّمان
زمانی که اصحاب از معصومان(ع) در خصوص زمان ظهور و قیامت پرسیدند، ایشان صرفاً از نشانه‌های آن یاد کردند.
از روایات چنین بر می‌آید که وقتی از رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در مورد زمان خروج حضرت مهدی(ع) پرسیده‌اند، آن بزرگواران با قاطعیّت و با صراحت تمام علم به زمان ظهور را همچون علم به قیامت، منحصر به خداوند متعال دانسته‌اند و از خودشان نیز نفی کرده‌اند.
کمیت از امام باقر(ع) در مورد همین قضیّه پرسید، امام(ع) فرمودند:
«از پیامبر(ص) در همین مورد سؤال شد، ایشان فرمودند: مَثل ظهور مهدی(عج)، همچون برپایی قیامت است، کسی جز خدا از وقت آن آگاه نیست.»4
حتّی سخنانی بدین مضمون را به حضرت عیسی(ع) در گفت‌وگو با حواریونش نسبت می‌دهند.
هنگامی که شاگردان عیسی(ع) از او در خصوص زمان رسیدن آخرالزّمان پرسیدند، او نیز آنها را صرفاً از نشانه‌های آخرالزّمان آگاه کرد و در خصوص زمان آن گفت: «هیچ کس آن روز و ساعت را نمی‌داند، جز پدر؛ حتّی فرشتگان آسمان و پسر نیز از آن آگاه نیستند.»5
امّا به رغم گفته‌های این بزرگواران، انسان‌ها از پیش‌گویی‌های بیباکانه منصرف نشدند. در این خصوص می‌توان به نمونه‌های زیادی اشاره کرد، از جمله شاه‌ نعمت‌ الله ‌ولی، نوستر آداموس و اخیراً کتاب ریموند هاندلی به نام «پایان دنیا در سال 2012 م.» اشاره و مراجعه کرد.
از آنجا که بحث در خصوص سال 2012 م. است، کتاب اخیر و پیش‌گویی‌های مشابه آن برای سال 2012 م.را بررسی خواهیم کرد.
این کتاب به استناد 149 پیش‌گویی مختلف از آخرالزّمان بین 44 سال قبل از میلاد و 2008 م. نوشته شده است.
پیش‌بینی پایان جهان در سال 2008 م. متوقّف نشد. در حقیقت، حرکت بهمن پیش‌گویی‌ها شتاب گرفته است. بسیاری از پیش‌گویی‌ها حتّی در روز خاص تمرکز کرده‌اند: 21 دسامبر 2012 م.
این روز یکی از جذّاب‌ترین روزهای تاریخ نامیده شده است. گرایش کسانی که به این تاریخ اشاره کرده‌اند، به طور گسترده‌ای متفاوت است. برخی از آنها مذهبی و برخی سکولار می‌باشند. همگی متّفق القول می‌گویند:
این حوادث منجر به کشتار نهایی شده و وحشتی انسان ساخته، جهان را فرا می‌گیرد.
امّا آیا این حوادث اتّفاق خواهد افتاد؟ اعتقاد مسلمانان به حقیقت قرآن و سنّت برای امنیّت و آرامش روح و ذهنشان بسیار حیاتی است. فریب‌دهندگان بسیاری در جهان وجود دارند، قرآن می‌فرماید: «شیطان هر آینه در زمین (باطل را) در نظرشان زینت می‌دهد (آنان را خواهد فریفت) و همگی‌شان را به هلاکت می‌برد.»6 به این دلیل، معصومان(ع) به ما هشدار دادند که: «آگاه و هوشیار باشید».
بسیاری از مردم تفسیر خاصّ خود را در مورد آینده تحمیل می‌کنند؛ امّا تنها راهنما باید قرآن و عترت باشد. این تفاسیر در حاشیه پیش‌گویی‌های آخرالزّمانی معصومان(ع) است و ممکن است ناظر به حقیقت امر نباشد. بنابراین لازم است در خصوص تحریفاتی که مردم در پیش‌گویی‌های آخرالزّمانی انجام می‌دهند، هوشیار باشیم.
در حالی که می‌توان به مرور زمان یک ایده بهتر از زمان اجمالی ظهور ارائه داد و می‌بینیم پیش‌گویی‌هایی در اطراف ما برآورده شده‌اند؛ امّا با این حال صفحات تاریخ مملوّ از تاریخ‌های اشتباهی است که برخی در آن، انتظار فرا رسیدن آخرالزّمان را داشتند.
مارک هیچکاک در کتاب «2012 کتاب مقدّس و پایانی جهان» در صفحه 102 می‌گوید:
قدیمی‌ترین پیش‌بینی باقی مانده از پایان قریب‌الوقوع جهان، یک تخته گِلی آشوری است که حاکی است، زمین ما در آخرالزّمان نابود خواهد شد. علائم حرکت سریع جهان به سمت نابودی عبارت است از: رواج رشوه‌خواری و فساد.
جالب است که برخی از مسلمانان نیز فریب این تاریخ‌سازی را خورده‌اند و اعتقاد دارند که ظهور در سال 2012 م. رخ خواهد داد.
امّا عاقلانه است که به جای توجّه به این پیامبرانِ خود خوانده، به قرآن و عترت مراجعه کنیم. این پیامبران خود خوانده چه می‌کنند؟
هیچکاک در خصوص تفسیر به رأی‌کنندگان در خصوص 2012 م.
می‌گوید:
تا زمانی که متون مقدّس از نظریّه 2012 آنها پشتیبانی می‌کند، آن را طرف مشورت و قابل اعتماد در نظر می‌گیرند؛ امّا هنگامی که آن را در تضاد با باورهایشان می‌بینند، آن را رد می‌کنند و در برخی موارد حتّی به سخره می‌گیرند. (ص 92).

پیش‌بینی 21 دسامبر 2012 م.
چرا بسیاری، 21 دسامبر 2012 م. را به عنوان روز فاجعه انتخاب کرده‌اند؟ به طوری کلّی این موضوع ریشه در محاسبات تقویم‌های قوم مایای باستان دارد.
مردم مایا در «آمریکای مرکزی» زندگی می‌کردند، اوج تمدّن آنها از 250 قبل از میلاد تا 900 م. بود. کشیشان مایایی سیستم تقویمی مرتبط با مشاهدات نجومی را ابداع کرده بودند که برخی بر این باورند، از تقویمی بوده که امروزه استفاده می‌کنیم، دقیق‌تر است. آنها تلسکوپ نداشتند و با استفاده از چشم غیر مسلّح به مطالعه آسمان می‌پرداختند.

تقویم آنها چه بود؟
مایا بر اساس مطالعاتی در نجوم، یک سیستم تقویم ابداع کرده بودند که مطابق آن، تاریخ جهان کنونی در تاریخ 11 آگوست 3114 پیش از میلاد شروع شده است. با استفاده از سیستم تقویم قمری، مایا زمان را در 20 واحد اندازه‌گیری می‌کرد. بیست کین (روز) یک یونال (ماه) و 18 یونال یک تون (سال) و 20 تون یک کاتون (20 سال) و 20 کاتون یک بکتون (400 سال) را تشکیل می‌داد.
آنها برای مشخّص کردن یک تاریخ خاص، آن را بر اساس اینکه چقدر از آغاز خلقت فاصله دارد، ثبت می‌کردند ... اهمّیت تقویم مایا در این است که به نظر می‌رسد 13 باکتون را به عنوان زمان پایان عمر جهان حاضر پیش‌بینی کرده است. این تقویم به طور ناگهانی با پایان بکتون سیزدهم به پایان می‌رسد.
با توجّه به مبدأ این تقویم (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) و ترجمه تاریخ تقویم مایا به سیستم تقویم میلادی کنونی بکتون سیزدهم در 21 دسامبر 2012 م. به پایان می‌رسد.7 این تاریخ برابر با 5126 است که انتهای آن 21 دسامبر 2012 و مصادف با زمان انقلاب زمستانی است.
وسواس مایا در خصوص زمان را می‌توان در این واقعیّت دریافت که آنها 20 تقویم مختلف را ابداع کرده‌اند. مایا متّکی به سه سیستم متفاوت تاریخ‌نگاری که عبارتند از سیستم شمارش بلند یا شمارش طویل (Long Count)، تزولکین (Tezolkin) و هاب (Haab) یا تقویم مردمی بوده است که بیشتر شبیه به تاریخ 2012 م. می‌باشد... سومین سیستم شمارش مایا، سیستم شمارش طویل است. این سیستم مخصوص ثبت چرخه‌های زمانی جهان ‌است که مرتّب تکرار می‌شوند.
این تقویم به پنج واحد تقسیم می‌شود که قبل و بعد از تاریخ پیدایش اسطوره‌ای مایا را شامل می‌شود و به اعتقاد آنها از 11 آگوست 3114 قبل از میلاد می‌باشد... سال 2012 م. سالی است که چرخه بزرگ پنجم قرار است به پایان برسد. کلّ یک دوره تقویم طولانی مایاها 5125 سال است و مایاها هر دوره این تقویم را یک عمر جهان نامیده‌اند و کلّ جهان را در قالب 5 دوره تقسیم کرده‌اند. خاستگاه اعتقاد به پایان دنیا در سال 2012 م. همین است.8

این باورها منشأ خدایی ندارد
مایاها مفاهیم مذهبی و کیهان شناختی مربوط به تقویم خود را از کجا دریافته‌اند؟ در این آیین چنین مفاهیمی مطمئنّاً از جانب خدا نیامده است؛ زیرا مایاها قربانی‌کردن انسان را به عنوان بخشی از مراسم مذهبی خود انجام می‌دهند. اغلب از کودکان برای این آیین استفاده می‌کنند که در آن کشیش مایا قفسه سینه کودکی را که هنوز زنده است، شکافته و قلب او را به عنوان قربانی به خدایان در می‌آورد. در واقع، در جشن آغاز یک سال جدید، مایا قلب قربانی را پاره پاره می‌کرد.
هیچکاک می‌نویسد:
بخش عمده‌ای از عبادت وحشیانه مایاها، از جمله قربانی، زمانی قابل توجیه است که بدانیم این کار به واسطه قدرت واقعی خدایان سنگی آنها انجام می‌یافته است.

مایاهای مدرن به چه چیزی اعتقاد دارند؟
در حالی که بسیاری از غربی‌ها در 21 دسامبر 2012 م. به عنوان تاریخ این فاجعه بی‌نظیر توقّف کرده‌اند، مایاهای مدرن به طور کلّی بدین صورت به موضوع نگاه نمی‌کنند. دون آلخاندرو، یکی از رهبران کنونی مایا، نظر خود را در خصوص معنا و مفهوم این زمان ارائه داده است. او در جملاتی زمان تغییر مثبت را معرفی می‌کند:
با توجّه به سیستم شمارش بلند یا شمارش طویل تقویم مایا، ما در انتهای بکتون هستیم و ... در نتیجه در حال نزدیک شدن به سال صفر ... جهان تغییر یافته است و ما وارد دوران تفاهم و هم‌زیستی هماهنگ شده‌ایم که در آن عدالت اجتماعی و برابری برای همه وجود دارد.
این یک شیوه جدید زندگی است. با یک نظم نوین اجتماعی زمانی برای آزادی رسیده است که در آن ما می‌توانیم بدون محدودیّت و بدون مرز، مانند ابرها حرکت کنیم. ما مانند پرندگان، بدون نیاز به گذرنامه سفر خواهیم کرد. مانند رودخانه‌ها که همه به یک مقصد در حال حرکت هستند ... »9
یکی دیگر از رهبران، بنیتو رامیرز مندوتا، ‌این دیدگاه را ارائه می‌دهد:
همان‌طور که بزرگان گفته‌اند، همه چیز به سمت تغییر می‌رود. جهان در آن تاریخ به یاد ماندنی تغییر خواهد کرد. فرزندان ما جهان‌بینی متفاوت خواهند داشت، زمان تمام خواهد شد و موجودات دیگری ساکن زمین خواهند شد ... .
صلح جهانی و هماهنگی در سال 2012 م. به صورت توأمان نخواهد آمد؛ امّا سرانجام خواهد آمد و خواهیم دید. هر دو این پیش‌گویی‌ها شامل برخی از عناصر حقیقت است؛ امّا شایان ذکر است که این مایاها دیدگاه‌های فاجعه‌باری را که بسیاری از مردم درباره سال 2012 م. دارند، ‌ندارند.
هاندلی با اشاره به افسانه مایایی می‌گوید:
به نظر می‌رسد که اگر 21 دسامبر 2021 م. پیش‌گویی تکان‌دهنده مایا برای پایان جهان بود، آن را به عنوان بخش مهمّی از میراث فرهنگی و مذهبی آن تمدّن، حتّی برای امروز حفظ می‌کردند؛ امّا ظاهراً این مورد محلّی از اعراب ندارد. بسیاری از مایاهای مدرن چنین تفسیری از سیستم تقویم و اعتقاد خود را قبول نمی‌کنند؛ امّا از غربی‌ها، به دلیل اینکه به سبب دیدگاه‌ها و مقاصد خود، تفسیر خود را بر آنها تحمیل می‌کنند، شکایت دارند.
به این ترتیب می‌بینیم که این ایده که تقویم مایاها پایان جهان را در سال 2012 م. پیش‌بینی کرده، به سادگی فاقد اعتبار است. این مطالب معنایی ندارند و تنها به این دلیل است که دنیای ما چنان شکل غمگنانه‌ای دارد که ناچار برخی به چنین چیزهایی توجّه کرده‌اند.

پیش‌بینی‌های دیگر
پیش‌گویان پر مدّعا، داستان‌های ترسناک دیگری از فجایعی که بنا بر ادّعای آنها در سال 2012 م. رخ خواهد داد، بافته‌اند.
خشک‌سالی در سراسر جهان، سیل، طوفان، سونامی، زلزله و فوران‌های آتش‌فشانی ناشی از طوفان‌های خورشیدی، ترک‌های تشکیل شده در میدان مغناطیسی زمین و انقراض توده‌ای در زمستان هسته‌ای، قحطی، بیماری‌های انسانی، جنگ، تحوّلات ناگهانی و عمده اقتصادی، فوران‌های عظیم خورشیدی، واژگونی قطبی و ... این همه پیش‌بینی شده است که در سال 2012 م.
رخ می‌دهد.10
بله، برخی از این چیزها در حال حاضر در نقاط مختلف زمین رخ می‌دهند. در روایت‌های آخرالزّمان اسلام و آنچه که به مسیح(ع) در کتاب مقدّس نسبت داده شده است، پیش‌بینی می‌کنند که برخی از این فجایع قبل از ظهور پایان روزگار، در محدوده جهانی رخ خواهد داد! امّا آیا سال 2012 م. برای فرا رسیدن این حوادث وحشتناک کمی زود نیست؟
بله، برخی از این تهدیدات بسیار واقعی هستند. یکی از سناریوها که به نظر می‌رسد به احتمال زیاد اتّفاق می‌افتد، فوران یک سوپر آتش‌فشان است. «انجمن زمین‌شناسی لندن» اعلام کرده است که فوران یک سوپر آتش‌فشان دیر یا زود این سیّاره را لرزانده و تمدّن بشری را تهدید می‌کند.
دهانه غول پیکر «پارک ملّی یلوستون» از این لحاظ قابل شناسایی است. فوران 5 ریشتری «کوه سنت هلن» در سال 1980 م. لبه آتش‌فشان را منفجر کرد، جنگل‌های اطراف را به وسعت چند مایل نابود کرد، 3 میلیارد دلار خسارت به بار آورد و 57 نفر را کشت. سازمان زمین‌شناسی ایالات متّحده آن را به عنوان بدترین فاجعه آتش‌فشانی ثبت شده در تاریخ ایالات متّحده توصیف کرد. فوران فوق العادّه در یلوستون هزار بار قوی‌تر خواهد بود.
امّا یلوستون تنها دهانه ماگمایی در ایالات متّحده نمی‌باشد. حدّاقل یک مورد دیگر در «لانگ ولی» در «کالیفرنیا» در نزدیکی «پارک ملّی یوسمیت» و پیست اسکی «دریاچه ماموت» وجود دارد. دیگر موارد ممکن در «ژاپن»، «نیوزیلند»، «آند» و «اندونزی» قرار دارد. از میان این دهانه‌ها یلوستون اغلب مورد مطالعه قرار گرفته است ... قابل ذکر است که این منطقه به طور مداوم تحت فعّالیت‌های لرزه‌ای قرار دارد و قطعاً در برخی نقاط فوران خواهد کرد.
دامنه چنین فاجعه‌ای فراتر از تصوّر است. آیا در سال 2012 م. اتّفاق می‌افتد؟ ما نمی‌دانیم. هیچ چیزی به احتمال اتّفاق افتادن آن در سال 2012 م. اشاره نمی‌کند. این اتّفاق می‌تواند در سال جاری یا در سال 2013 م. یا سال‌های پس از آن رخ دهد یا ممکن است هرگز رخ ندهد.
با این حال، با مراجعه به روایت‌های آخرالزّمانی اسلام و متون مقدّس مسیحیّت می‌بینیم صاعقه، قحطی، ویرانی، آتش‌سوزی، طوفان، خرابی، رخ دادن حوادثی در خورشید و ماه و ستارگان، زلزله، قذف و فوران‌های آتش‌فشانی، قبل از ظهور وجود خواهد داشت.
امام جواد(ع) فرمودند:
«قائم(ع) قیام نخواهد کرد؛ مگر به دنبال خوف و هراس جدّی، زلزله‌ها، فتنه‌ها، بلایا و طاعونی که (مردم) بدان مبتلا شده باشند و شمشیر برّان (جنگ نمایان) میان اعراب و اختلاف زیاد مردم و تفرقه مذهبی آنها و تعدّد ادیان و مذاهب و تغییر و تحوّل آنها و ...»11
حضرت علی(ع) فرمودند: «مهدی قیام نخواهد کرد تا اینکه یک سوم مردم کشته شوند، یک سوم بمیرند و یک سوم باقی بمانند.»12
«کوه‌ها از هیبت حضور خداوند تمام جهان، مانند موم ذوب می‌شوند.»13
«ای خداوند! آسمان را بشکاف و فرود بیا! کوه‌ها را لمس کن تا از آنها دود برخیزد.»14


سیاره X
یکی دیگر از بلایای طبیعی پیش‌گویی شده آخرالزّمانی، سناریوی برخورد یا نزدیک شدن یک سیاره دیگر با زمین است. گوی اسرارآمیزی که ظاهراً ما را تهدید می‌کند، به نام سیاره X یا سیاره نیبیرو معروف است و برخی انتظار دارند که در 12 دسامبر 2012 م. به زمین برسد.
امّا شواهد این اتّفاق چیست؟ هیچ شواهد علمی برای کمک به این ایده وجود ندارد. تمام ماجرا به زنی به نام نانسی و موجوداتی ماورایی به نام «زتا» بر می‌گردد.
زتا و نانسی لیدر چه کسانی هستند؟ داستان از این قرار است:
نانسی تنها نُه ساله بود که آن اتّفاق رخ داد. چیزی شبیه به نور درخشان از آسمان آمد و در زمینی نزدیک خانه‌اش سقوط کرد. پدر و مادر او برای خرید بیرون رفته بودند. بنابراین نانسی به تنهایی به تحقیق در مورد این رویداد عجیب و غریب پرداخت. زمانی که او به نزدیکی محلّ سقوط رسید، از آنچه به نظر می‌رسد یک سفینه فضایی معلّق در هوا بالاتر از سطح زمین بود، وحشت‌زده شد. هنگامی که در سفینه باز شد، نانسی غش کرد.
وقتی به هوش آمد، در داخل سفینه بود و موجودات عجیب و غریب معلّق در هوا، در اطراف او حرکت می‌کردند. همان‌طور که سعی کرد صحبت کند، یکی از زتاها به او گفت تا بی‌حرکت دراز بماند. یک بازوی مکانیکی بزرگ با یک وسیله کوچک در انتهای آن شروع به حرکت کرد و به سر او نزدیک و نزدیک‌تر شد، دستگاه پوست سر او را لمس کرد و او را در بیهوشی فرو برد.
وقتی بیدار شد، داخل خانه‌اش بود. یکی از آن موجودات ماورایی او را به آرامی در بستر خود قرار داد و سپس با او سخن گفت: نانسی، نترس. شما از میان همه مردم سیاره زمین انتخاب شده‌اید تا صدای ما در زمین باشید. ما در مورد آنچه که در سیاره شما اتّفاق می‌افتد، بسیار نگران هستیم. این دستگاه که در سر تو قرار داده‌ایم، ما را قادر به برقراری ارتباط و ارسال پیام به ساکنان جهان خواهد کرد.
یا این داستان ساختگی است یا وی با اجنّه برخورد داشته است.
گاورت شیلینگ، نویسنده بین المللی و نامدار در عرصه نجوم است. او و دانشمندان برجسته دیگری طرح سیّاره ایکس / نیبیرو را افشا و خنثی‌سازی کرده‌اند. شیلینگ در کتاب «شکار سیّاره ایکس» ص 115 این توضیحات قانع کننده را در مورد سیّاره ایکس ارائه می‌دهد:
این بدان معنی است که مطالب زیادی برای افشاگران، باستان‌شناسان و ستاره‌شناسانی که نگاهی عمیق و تردیدآمیز به موج چرند و پرندها در مورد نیبیرو دارند و با دقّت علمی اشتباهات موجود در این افسانه کیهانی را تبیین می‌کنند، وجود دارد. آنها حجم کار خود را در چند سال آینده کاهش خواهند داد.
و در تاریخ 22 دسامبر 2012 م. یک شبه داستان جعلی برای توجیه ناکامی خود ترتیب خواهند داد و بازی دوباره و دوباره شروع خواهد شد. از آنجا که مهم نیست که چه تعداد اجرام آسمانی جدید در منظومه شمسی یافت شده است، همیشه نیاز به یک سیّاره مرموز X وجود دارد.

چه چیز را باید انتظار داشت؟
بله، 21 دسامبر 2012 م. خواهد آمد و خواهد رفت، 22 دسامبر خواهد رسید و زمین ادامه حیات خواهد داد و نظریّه‌های جدیدی در مورد تاریخ دقیق پایان جهان داده خواهد شد.
متأسّفانه، بسیاری این غیرواقع‌ها و دیگر پیش‌بینی‌های شکست خورده را به عنوان بهانه‌ای برای ردّ پیش‌بینی‌های روایت‌های آخرالزّمانی ما استفاده می‌کنند. بدون شک حتّی شاهد افزایش تمسخرکنندگان ظهور خواهیم بود؛ همان‌گونه که قبلاً ذکر شد؛ امّا مطمئنّاً پیش‌گویی‌های واقعی روایت‌های آخرالزّمانی ما مانند پیش‌بینی‌های نادرست و مخدّر 2012 م. نیست. آنچه خداوند وعده داده، قطعاً خواهد آمد. فقط نمی‌دانیم دقیقاً چه زمانی؟ پس چه باید کرد؟
هنگامی که دعبل خزاعی اشعار معروف خود را در حضور امام رضا(ع) خواند، امام در ضمن سخنان خویش به وی فرمودند:
«مَثل او مَثل روز قیامت است که وقت قیامت را جز خدا آشکار نکند، قیامت از جهت سختی‌ها در آسمان‌ها و زمین گران است و آن به شما نیاید، مگر ناگهانی.»15
بنابراین در تمام زمان غیبت و در هر حالی که احتمال ظهور می‌رود، واجب است انسان آماده یاری‌رسانی باشد و به امام توجّه داشته و منتظر ظهور او باشد.
گفتار منسوب به عیسی مسیح(ع) نیز در این باره کاملاً واضح و آشکار است:
«پس شما نیز آماده باشید؛ زیرا پسر انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظار آن را ندارید.»16

پی‌نوشت‌ها:
1. بحارالأنوار، ج 51، ص 158؛ شیخ صدوق، کمال الدّین و تمام النّعمه، ص 378.
2. کمال الدّین و تمام النّعمه، ج 1، ص 596، ح 5.
3. سوره ابراهیم، آیه 47.
4. بحارالأنوار، ج 51، ص 154.
5. متی، 36: 24.
6. سوره حجر، آیه 39.
7. هاندلی، صص 7 ـ 8.
8. هیچکاک، صص 32 ـ 33.
9. به نقل از جان میجر جنکینز، داستان 2012، 2009، ص 369.
10. جان کلیز، آخرالزّمان 2012، 2010، ص 1.
11. السّاده، مجتبی، شش ماه پایان، ص 288.
12. صدر، سیّد صدرالّدین، المهدی، ص 198؛ سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ص 564.
13. مزمور، 5: 97.
14. همان، 5: 144.
15. عیون اخبار الرّضا(ع)، ج 1، ص 297، ح 35؛ بحارالأنوار، ج 49، ص 237، ح 6.
16. متی، 44: 24.


لینک ثابت

 

 

به باور مسیحیان انجیلی که پیگیر اخبار آخرالزمان هستند، از نظر انجیل، 21 نشانه حتمی برای آخرالزمان وجود دارد که یکی از آنها تجدید قوای پرشیا(ایران) و تبدیل شدن آن به یکی از چند قدرت برتر جهانی است. درک این معنا که ایران سلاح اتمی ندارد، برای صهیونیسم مسیحی بسیار سخت است. براساس این دیدگاه، ایران مشغول یارگیری در دنیای اسلام است. طرح بحث آزادی فلسطین از سوی ایران و مبارزه تمام عیار با اسرائیل، توهم اتمی بودن ایران را تقویت می کند

یک. راهبرد انتظار

انگاره انتظار برای ظهور منجی بین همه انسانها و ادیان، بویژه مسیحیت، یهودیت و اسلام مشترک است. نکته قابل تأکید، توجه به دو واژه «انتظار فعال» و«انتظار منفعل» است. منتظران فعال، کسانی هستند که با باور به ظهور منجی امکانات خویش را برای تحقق پایان تاریخ بسیج می کنند. انفعال منتظران نیز بمعنای سلب مسئولیت از خود است وآنان هرگونه اقدام پیش از ظهور را محکوم می کنند. نگاه به کارکردهای صهیونیسم مسیحی، از انتظار فعال هرچند سلبی در روش، حکایت می کند.

برای مشاهده انتظار فعال صهیونیسم مسیحی کافی است در یکی از جستجوگرهای اینترنتی، کلماتی چون «پیشگویی های انجیل»، «آنتی کرایست»، «نازارین» و «آخرالزمان» را جستجو کنیم تا ببینیم چندین هزار مقاله و پایگاه پیش روی ما در فضای سایبر قرار خواهد گرفت.

برای مثال، سایت آرماگدون نیوز(1) (اخبار آرماگدون) هر روز دهها صفحه مطلب به صورت خبر در مورد آخرالزمان عرضه می کند که کاملا اخبار غریبه است. تیمی در این سایت، وظیفه دارد با رصد وقایع مختلف جهان، آنها را به وقایع آخرالزمان ربط دهد. برای نمونه اگر در زمان خاصی در کشوری خورشید با کیفیت خاصی گرفت یا باران سیاه رنگی بارید، تیم یادشده با مراجعه به انجیل، این حوادث را به مثابه خبر آخرالزمانی در سایت منعکس می کنند. سایت آرماگدون آلرت(2)(هشدار آخرالزمان) به مراتب، افراطی تر از سایت قبلی است. این سایت بگونه ای اخبار خود را درج می کند که گویا فردا، آخرالزمان است و زمان ظهور مسیح فرا رسیده است.

پیش از حمله آمریکا به عراق، صهیونیستهای مسیحی با انتشار دهها مقاله، این جنگ را یکی از نشانه های آخرالزمان دانستند. استدلالشان نیز این بود که عراق، محل جغرافیایی بابل باستانی است و یکی از پیشگویی های انجیل در مورد آخرالزمان می گوید بابل از نو پدید می آید و به دلیل گناهانش نابود می شود و حمله آمریکا نیز نابودی همان بابل ثانی است. حتی به دلایل طنزآلودی استدلال می کردند و می گفتند که در عراق روزنامه ای به نام «بابل» منتشر می شود که پسر بزرگ صدام سردبیر آن است یا در عراق سیگاری وجود دارد که نامش «بابل» است.

شبکه های ماهواره ای متعددی نیز برنامه های مذهبی جنبش صهیونیسم مسیحی را شبانه روزی پخش می کنند. تمام برنامه های شبکه TBN که متعلق به کلیسای اونجلیست هاست، بر محوریت آخرالزمان تعریف شده است. شخصی به نام هایلینزی که از چهل سال پیش بر مبنای پیشگویی های کتاب مقدس، اخبار آخرالزمان را پخش و بررسی می کند در این شبکه، سخنرانی هفتگی دارد. این شخص در یکی از سخنرانیهای تازه اش به صراحت، از نبرد دنیای مسیحیت با اسلام و فرا رسیدن آخرالزمان به میان آورد.(3)

القای تفکر آخرالزمانی در افکار عمومی مسیحیان و یهودیان و آمادگی آنان برای جنگ با مسلمانان در جنگ جهانی آرماگدون، رقابت تسلیحاتی را تشدید کرده و بازار تولید و مصرف تجهیزات نظامی را رونق داده است.

دو. عملیاتی سازی مقدمات ظهور

اول. حادثه سپتامبر 2001

نومحافظه کاران حاکم بر امریکا که باورهای صهیونیستی داشتند پس از حمله تروریستی به برجهای دوقلوی نیویورک در 11 سپتامبر 2001، برای یافتن مقصر، اذهان عمومی را به سمت خارج از امریکا و کشورهای اسلامی هدایت کردند. این در حالی است که باید دریابیم متهم کردن مسلمانان برای چه گروهی سودمند است. می دانیم که اسرائیل برای تحقق رویای سرزمین موعود از نیل تا فرات با مانع سختی روبروست که همان مسلمانان و کشورهای اسلامی هستند.

از آنجا که اسرائیل به تنهایی قدرت رویارویی با کشورهای اسلامی را ندارد، تلاش می کند با درگیر کردن امریکا با مسلمانان، از توان نظامی و اقتصادی امریکا برای شکست دادن دشمنانش استفاده کند. در این میان شواهدی نشان دهنده دستان نامرئی صهیونیستها در رویداد 11 سپتامبر است مانند به تعویق افتادن سفر شارون به امریکا و حاضر نشدن چهار هزار صهیونیست در ساختمان دوقلوی تجارت جهانی(4) واژه «انتقام» برای اسرائیل همانقدر مقدس است که واژه «دفاع» برای مسلمانان. به این ترتیب، می توان میان «بیگانه ستیزی» و«دفاع از حقوق بشر با مداخله نظامی» (یعنی دفاع از حقوق بیگانگان) در امریکا جمع کرد.

خویشتن داری غیر معمول امریکایی ها در این رویداد، تاکید جرج بوش، رئیس جمهور امریکا بر اینکه باید «منافع ملی امریکا، منافع جهانی تلقی شود»(5)(یعنی همه جهانیان از آن دفاع کنند) و درخواست کالین پاول، وزیرامور خارجه وقت امریکا، برای تشکیل ائتلاف بین المللی با شرکت کشورهای اسلامی و غیراسلامی در روند مبارزه با تروریسم جهانی نشان دهنده اراده امریکا برای دفاع همه جانبه از کیان رژیم صهیونیستی است. در این صورت با مشغول کردن افکار جهانی به مبارزه با تروریسم مورد نظر امریکا اسرائیل توانست با آزادی کامل و خارج شدن از تیتر اول جهان، به شهرک سازی و کشتار فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی ادامه دهد.

دوم. طرح خاورمیانه بزرگ

طراحی حوادث 11سپتامبر به دست صهیونیستها برای عملیاتی سازی «طرح خاورمیانه بزرگ» بود که پیش از آن برای ایجاد سرزمین موعود اسرائیلی و فراهم کردن مقدمات ظهور مسیح ترسیم کرده بودند.

با توجه به تاثیر فزاینده لابی صهیونیستی بر سیاستهای کلان ایالات متحده امریکا بنظر می رسد«طرح خاورمیانه بزرگ» بیش از آنکه صرفا امریکایی باشد طرحی امریکایی- صهیونیستی است. توجه ویژه یهود به خاورمیانه برای رسیدن به سرزمین موعود سبب شده است اسرائیل طرحهای گوناگونی را برای نفوذ بیشتر در منطقه طراحی کند. آخرین و خطرناک ترین طرحی که شیمون پرز، نخست وزیر اسبق اسرائیل در اوایل دهه 90م. ارائه کرد، «خاورمیانه جدید» بود. پرز در کتاب خاورمیانه جدید(6) که در سال 1993م. منتشر شد، با تاکید بر ایجاد منطقه تجاری مشترک در خاورمیانه همراه با صلح و امنیت فراگیر، اسرائیل را بخشی از این منطقه دانست و آن را تنها دولت مسلط بر مقدرات منطقه قلمداد کرد. پرز در فصلنامه الشرق الاوسط (مارس 1995م) نیز از اهداف نهایی اسرائیل برای این طرح پرده برداشت و اعلام کرد هدف آینده اسرائیل، پیوستن به جامعه کشورهای عربی است.(7)

مجید سفتاج(8) نیز معتقد است بحث «خاورمیانه بزرگ» و ایجاد تغییرات در منطقه کاملا به نفع صهیونیسم است و مقامهای اسرائیل سالها پیش آن را اعلان کرده بودند. آریل شارون، نخست وزیر سابق رژیم صهیونسیتی یکی از کسانی است که ابتدا از«طرح صهیونیسم برای خاورمیانه جدید» سخن گفت. در آن زمان، از«خاورمیانه بزرگ» نام برده نمی شد، چون بخشی از جمهوریهای تازه استقلال یافته شوروی، هنوز بخشی از شوروی بزرگ بودند و بصورت مستقل نمی توانستند با اسرائیل قرارداد داشته باشند. امروزه با عقد قراردادهای مهم اقتصادی و نظامی کشورهای تازه استقلال یافته شوروی با اسرائیل، می توان پیش بینی کرد که طرح اسرائیلی «خاورمیانه بزرگ» در حال عملیاتی شدن است.

باید دانست عنوان «خاورمیانه بزرگ» از پروتکل های صهیونیستها گرفته شده است. رژیم صهیونیستی معتقد است برای رسیدن به آرزوی «ارض موعود» از نیل تا فرات، بخشی از شمال افریقا شامل مصر و سودان تا خلیج فارس و یمن از سوی دیگر عراق و بخشی از ایران تا شیراز و بخشی از کشورهای آسیای میانه باید در حیطه قدرت و نفوذ صهیونیسم قرار بگیرد.

اسرائیل به دلیل جمعیتی نمی تواند در منطقه حضور فیزیکی داشته باشد ولی تلاش می کند با برقراری روابط اقتصادی در منطقه یا عقد قراردادهای نظامی و امنیتی مشترک با برخی کشورها همچون ترکیه، جمهوری آذربایجان و ازبکستان در منطقه نفوذ کند.(9)
در پی اظهارات مقامهای رژیم صهیونیستی درباره «خاورمیانه جدید» برای نخستین بار روزنامه واشنگتن پست در شماره مورخ 2004/2/9 خود، مطالبی را در زمینه طرح «خاورمیانه بزرگ» چاپ کرد که رئیس جمهور امریکا با عنوانی متفاوت، ولی با همان محتوا بیان کرده بود.

مسئولان عالی رتبه کاخ سفید و وزارت امورخارجه امریکا در پی عملیاتی کردن این طرح، با هم پیمانان اروپایی خود درباره چگونگی ترسیم طرح مذاکره کردند تا آن را به هشت کشور صنعتی بزرگ، سازمان پیمان آتلانیتک شمالی[ناتو] و اتحادیه اروپایی ارائه کنند. این طرح، نسخه بدل معاهده هلسینکی (1975م) است که 35 کشور از جمله ایالات متحده امریکا، اتحادجماهیر شوروی و بیشتر کشورهای اروپایی آن را امضا کرده بودند.«جورج بوش در دیدار با گرهارد شرودر در تاریخ 2004/2/28 اعلام کرد که فترت پس از سقوط طالبان، نمونه ای از تغییرسیاسی است و امکان تکرار این تجربه در کشورهای دیگر با ایجاد نهادهای دموکراتیک وجود دارد. بوش اظهار داشت که این تجربه، میراثی است که می توان ازخلال آن به ریشه کنی خشونت، وحشت و ترور در خاورمیانه نایل شد».(10)

مفهوم «خاورمیانه بزرگ» برای نخستین بار در اجلاس سازمان جهانی اقتصاد(WEO) که در ژانویه 2004 در شهر کوهستانی سوئیس بنام داووس(11) برگزار گردید، توضیح داده شد. در آنجا، دیک چنی، معاون رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، یک استراتژی پیش رو برای آزادی را مطرح ساخت که امریکا را متعهد به حمایت از کسانی می کند که در راه اصلاحات در «خاورمیانه بزرگ» فعالیت می کنند و فداکاری به خرج می دهند.(12) وی در این اجلاس برای مجموعه ای از نخبگان جهان سخن می گفت که عمدتا غیر امریکایی بودند و مقامهای دولتی و تجاری فرانسوی و آلمانی هم در میان آنها حضور داشتند. او در ادامه صحبتهای خود گفت که دولت بوش اصرار دارد «دموکراسی را در سراسر خاورمیانه و فراسوی آن ارتقا بخشد»(13) اساس این طرح بر آزادی و دموکراسی بنا نهاده شده و این همان چیزی است که منافع امریکا را با براندازی تنها چالش فراروی آن در خاورمیانه یعنی جنبشهای اسلام گرا بوسیله تاسیس حکومتهای دموکراتیک از نوع امریکایی حفظ می کند.

امریکا در ژوئن 2004، سند راهنمای «طرح خاورمیانه بزرگ» را به صورت رسمی در جریان گردهمایی سران گروه هشت در سی آیلند جرجیا(35) منتشر کرد، پیش از آنکه کشورهای عرب از محتوای آن مطلع شوند، البته با همه پنهان کاریهای اولیه، محتوای طرح در ماه فوریه 2004، یعنی چند ماه قبل از گردهمایی یادشده، در روزنامه عرب زبان «الحیات» منتشر شده بود. بوش یک ماه پیش از آن نیز در جریان یک سخنرانی پیشنهاد کرده بود که تا یک دهه آینده منطقه تجارت آزاد میان ایالات متحده امریکا و خاورمیانه ایجاد شود.

پیروز مجتهدزاده(14) با اشاره به خاستگاه این طرح، براین باور است که امریکا یک سلسله مفاهیم از جمله«خاورمیانه بزرگ» را از طریق محافل دانشگاهی برای توجیه و از بین بردن موانع موجود بر سر راه تحقق یافتن «نظام نوین جهانی» مطرح می کند. بنظر وی، اصطلاحات جعلی «نظام نوین جهانی» و بحث «برخورد تمدنها» نیز از مواردی بودند که برای توجیه عملیات توجیه ناپذیر در شرایط عادی مطرح شدند.(15) توجیه افکار عمومی درباره توسعه طلبی و امپریالیسم فرانو، به تعریف مشروع اقدامات سیاسی نیاز دارد و این «غیری»(16) که امریکا پس از فروپاشی جبهه کمونیسم بدان تمسک جسته، همان «اسلام گرایی»(17) در خاورمیانه است. امریکا همه اقدامات خود را با هدف از بین بردن خشونت و ترور ناشی از اسلام و مسلمانان در منطقه توجیه می کند و با استفاده از باورهای دینی مردم امریکا اقدام خود را «رسالت الهی» می داند که خداوند بر عهده مردم امریکا نهاده است تا مردم دنیا را از قید استبداد و دیکتاتوری برهانند و به آزادی کامل برسانند.

1. نگاهی گذرا به محتوای طرح «خاورمیانه بزرگ»(18)

در مقدمه طرح «خاورمیانه بزرگ» با اشاره به دو معضل اساسی در کشورهای منطقه خاورمیانه و بیان آمارهای متعدد نشان دهنده عقب ماندگی ساکنان آن، نسخه درمان آنها تنها پناه بردن به دامان غرب معرفی می شود.

متن طرح به نقل از روزنامه الحیات به اختصار چنین است:
این طرح، راهکار مهم، مناسب و فرصت استثنایی برای جامعه جهانی است تا در پرتو آن نسبت به رفع دو نقیصه مهم در کشورهای خاورمیانه شامل آگاهی در مورد ضرورت نهادینه شدن مفهوم آزادی و ایجاد بستر مناسب برای مشارکت زنان در توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اقدامهای بایسته صورت گیرد تا زمانی که سیاست دور کردن مردم ار فعالیتهای سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه رو به افزایش باشد و کانونهای قدرت تنها در دایره بسته باقی بمانند، فعالیتهای تروریستی میزان جرایم و مهاجرتهای غیرقانونی به کشورهای غربی روند صعودی خواهد داشت.

2. راه برون رفت از بحران «خاورمیانه بزرگ»

از منظر این طرح، تنها گزینه برون رفت از دایره بسته فقر و عقب ماندگی، اجرای اصلاحات در همه زمینه ها و اجرای نتایج تحقیقات کارشناسان و دانشگاهیان بوسیله حکومتهای عرب است. در این بین، طرح مشارکت اقتصادی کشورهای حوزه دریای مدیترانه، طرح مشارکت کشورهای خاورمیانه و امریکا با هدف اجرای اصلاحات بنیادین و کوششهایی که برای بازسازی افغانستان و عراق می شود، همگی بخشی از سیاستهای کلان هشت کشور صنعتی جهان برای خروج کشورهای خاورمیانه از وضعیت نابسامان است.

سرنگون شدن دو رژیم دیکتاتور در افغانستان و عراق، فرصت استثنایی برای کشورهای صنعتی غربی بوجود آورد تا رهبری جریان اصلاحات را در کشورهای خاورمیانه بدست گیرند. کشورهای صنعتی غرب با در دستور کار قرار دادن برنامه توسعه انسانی سازمان ملل متحد باید برای اجرای اصلاحات در خاورمیانه فعالیت جدی و موثری داشته باشند. حمایت از نهادینه شدن اصول دموکراسی، روی کار آمدن حکومتهای منتخب مردمی، بسترسازی برای گسترش دانش و فن آوری در جوامع خاورمیانه و ایجاد فرصتهای مناسب اقتصادی که منافع دراز مدت این کشورها را تامین کند، بخشی از اقدامهای کشورهای صنعتی غربی در این منطقه مهم جهان را تشکیل می دهد.

براساس طرح «خاورمیانه بزرگ» کشورهای عرب از نظر آزادیهای اجتماعی، بویژه آزادی بیان در همسنجی با دیگر کشورهای جهان در پایین ترین جایگاه قرار دارند. هشت کشور صنعتی جهان برای اجرای تغییرات بنیادین در جوامع عرب باید نهادینه شدن دموکراسی و ضرورت اجرای بنیان های دموکراسی را در کشورهای عرب در نظر بگیرند. کشورهای پیشرفته غربی برای برگزاری انتخابات آزاد می توانند آموزه ها و تجربه های خود را در زمینه برگزاری انتخابات سالم و به دور از تقلب در اختیار این کشورها بگذارند. افزون براین، با توجه به حضور کم رنگ زنان در مجالس نمایندگان این کشورها باید مراکز غیردولتی با هدف آشنا کردن زنان دانشگاهی برای استیفای حقوق سیاسی و اجتماعی شان تاسیس شود.

شاید در نگاه نخست، این طرح را دخالت در امور داخلی کشورها بپنداریم و عملیاتی سازی آن را با حمله امریکا به افغانستان، عراق و کمک به اسرائیل در حمله به لبنان، جنون سیاسی بدانیم. با این حال، وقتی با عینک آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی به وقایع بنگریم، همه این کارها توجیه پذیر و معقول می نماید. طرح «خاورمیانه بزرگ» با پاک سازی منطقه خاورمیانه از اسلام سیاسی به بهانه مبارزه با تروریسم و محوریت بخشیدن به اسرائیل در این منطقه، با واسطه سازی موعودگرایی و آماده ساختن مقدمات ظهور مسیح صورت می گیرد.

سوم. ایران اتمی

به باور مسیحیان انجیلی که پیگیر اخبار آخرالزمان هستند، از نظر انجیل، 21 نشانه حتمی برای آخرالزمان وجود دارد که یکی از آنها تجدید قوای پرشیا(ایران) و تبدیل شدن آن به یکی از چند قدرت برتر جهانی است. درک این معنا که ایران سلاح اتمی ندارد، برای صهیونیسم مسیحی بسیار سخت است؛ چرا که بر مبنای نگاه آخرالزمانی ایران باید اکنون این سلاح را داشته باشد. نبود ایران هسته ای، الگوی آخرالزمانی آنها را خدشه دار می کند. آنان معتقدند 12لشکر از 12 منطقه دنیا متحد می شود و زیر نظر حکومت پرشیا که قویترین حکومت است، به سمت آرماگدون حمله می کنند و جنگ جهانی سوم موسوم به آرماگدون شکل می گیرد.(19)

براساس این دیدگاه، ایران مشغول یارگیری در دنیای اسلام است. طرح بحث آزادی فلسطین از سوی ایران و مبارزه تمام عیار با اسرائیل، توهم اتمی بودن ایران را تقویت می کند. با تلاش جنبش صهیونیسم مسیحی، ارتباط کشورهای اسلامی با حوادث 11سپتامبر به ورای پیشگویی های کتاب مقدس سرایت کرد. برخی تعبیرهای نوستراداموس در مورد کشورهای اسلامی مصداق یافت. تعبیرThe king of Terror «سلطان وحشت» در مورد اسامه بن لادن تفسیر شد، به این صورت که پادشاه ترس از آسمان می آید و وحشت را با خود می آورد. او از آسمان سخن می گوید، ولی در زمین، بذر مرگ می پاشد.(20)

بن لادن در کنار ایجاد چهره ای دگم و خشن از اسلام که انسان غربی از آن نفرت دارد، شخصی است که پرچم مخالفت با شیعه را نیز یدک می کشد. غرب با انتخاب او به مثابه طرف حساب خود، دلایل مختلفی را دنبال می کند که نشان دادن اسلام به صورت دین تروریست پرور و ایجاد اختلاف بین شیعی و سنی در جهان اسلام از آن جمله است.

3. چشم انداز جنبش صهیونیسم مسیحی

پیش تر اشاره شد که واقع گرایی انتقادی با قوه خلاقیت سیاست پروژه در هم می آمیزد و به تجرید و انتزاع دست می زند و ما را در آینده پژوهی این جنبش کمک می کند.

اسطوره ها در دو صورت کارایی خود را از دست می دهند. نخست، در صورتی که واسطه ها قدرت توجیه خود را درباره اعمال سیاسی قدرتها از دست بدهند و این کار با عیان شدن روابط زیرین قدرت صورت می پذیرد. دوم، در صورتی که موانع پیش روی به اندازه ای جدی باشند که با وجود نیرومندی ساختارها و قدرت توجیه گری واسطه ها، نتوانند به اهداف خویش دست یابند. به نظر نگارنده، هر دو صورت برای آینده این جنبش صهیونیسم مسیحی قابل ترسیم است. برای نمونه، امروزه مبلغان این جنبش در بعد واسطه ها(آموزه های دینی) عقب نشینی کرده اند، بگونه ای که حتی پیامبری حضرت موسی(ع) نزول وحی در کوه سینا و نیز معجزات ایشان را نوعی روان پریشی آن حضرت می پندارند.

بنی شانون، محقق اسرائیلی، مدعی است موسی بر فراز کوه سینا تحت تاثیر مواد مخدر قوی بود و بر اثر آن ادعا کرد که ده فرمان را از طرف خداوند دریافت کرده است. به تعبیر او،«چنین موادی که سبب تغییر و تحول در ذهن انسان می شوند، در آن دوران جزو لاینفک آداب بنی اسرائیل بودند». به گفته وی، «موسی بر کوه سینا یا تحت تاثیر وقایع ماورایی بوده است که من به آن عقیده ندارم یا این موضوع، یک افسانه است که به این هم اعتقاد ندارم یا اینکه موسی و بنی اسرائیل همگی تحت تاثیر مواد روانگردان بوده اند. البته نظر آخر بسیار محتمل تر از دو نظر قبل است. به احتمال زیاد، موسی هنگامی هم که درخت مشتعل را دیده، از مواد مخدر استفاده کرده است»(21)

عبارتهای بالا، کم رنگ شدن آموزه دینی یهود در جنبش صهیونیسم مسیحی و ضعف توجیه پذیری کارکردهای سیاسی این جنبش را نشان می دهد.

صورت دوم ناکارآمدی جنبش، یعنی برخوردن به موانع جدی در راه رسیدن به اهداف هژمونیک گرایانه، در چشم انداز این جنبش پررنگ تر و بااهمیت تر باشد. جدی ترین مانع پیش روی مسیحیان صهیونیست، رشد بیداری اسلامی بویژه اسلام سیاسی در جهان اسلام در خاورمیانه است. اسلام سیاسی که کانونی ترین عنصر آن، مهدوی گرایی اسلامی است، این حرکت را به انتظاری فعال و مثبت واداشته است که برای پاک سازی درونی و بیرونی منتظران و نگاه دکترینال به مقوله منجی عمل می کند.
در ادامه، نگاهی به ماهیت اسلام سیاسی، ما را در ترسیم چشم انداز منجی گرایان یاری خواهد کرد.

4. احیای اسلام سیاسی

شاید مهمترین جلوه انتظار موعود را در بعد عمل مسلمانان، ورود اسلام به عرصه سیاسی و خلق پدیده ای بنام اسلام سیاسی بتوان دانست. اسلام سیاسی بگونه ای موفق عمل کرد که توانست توجه ویژه سیاست مداران و صاحبان اندیشه غربی را بخود جلب کند. فولر در کتاب آینده اسلام سیاسی(22) فصلی را به کاربست اسلام سیاسی اختصاص داده است. وی در این کتاب اسلام سیاسی را از رابطه صرفا فردی انسان با خدا فراتر و شکل گیری آن را پاسخ به نیاز جامعه اسلامی می شمارد.

به باور وی، امروزه جنبشهای اسلامی در دنیای اسلام با نیازی عمومی روبرو می شوند که پس از گذشت چندین دهه از عمل گرایی، احساس میشود و هنوز هم به فرجام خود نرسیده است. کاهش نقش اسلام سیاسی در صورت وقوع، معلول دو علت است: ضعف یا نبود شرایطی که به اسلام گرایی کمک کرده است تا وارد زندگی سیاسی شود؛ ظهور نیرو یا ایدئولوژی دیگری که تلاش کند برخورد موثرتری با این نیاز داشته باشد. به باور فولر، ظهور اسلام سیاسی پدیده ای فوق العاده است. امروزه برای اولین بار احیای اسلامی در صحنه مدرن سیاست، یعنی عرصه دموکراسی سازی و جهانی سازی اجرا شده است.

اسلام به خودی خود، ایدئولوژی سیاسی نیست، بلکه یک دین است. با این حال اسلام گرایی برخی ابعاد ایدئولوژی سیاسی را دارد و این ایدئولوژی اشکال گوناگونی بخود می گیرد. اسلام گرایی شامل مجموعه ای از کارکردهای کاملا متفاوت سیاسی، اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی- حتی طبقاتی- می شود. اسلام گرایی معرف انواع مختلف جنبشهایی است که عموما از اسلام الهام گرفته اند. امروزه جنبشهای اسلام گرا صرفا آخرین موج جنبشهای سیاسی و اجتماعی در تاریخ اسلام هستند که در شرایط خاص تاریخی از ایمان و فرهنگ ریشه گرفته اند. برخی گونه های کنونی اسلام گرایی در ادامه مسیر خود، محبوبیت و اهمیتشان را از دست خواهند داد که نشانه های آن را در برخی جنبشهای حاشیه ای و افراطی تر می بینیم.

با این حال، پدیده اسلام گرایی هرگز به طور کلی ناپدید نخواهد شد، چون رسالت آن برای مسلمانان زمان مند نیست. بنابراین اسلام سیاسی تکامل و تغییر خواهد یافت، تقسیم و یکپارچه خواهد شد و در محبوبیتش فزونی یا کاهش رخ خواهد داد، ولی ناپدید نخواهد شد. فولر با مطرح کردن رشد فزاینده اسلام سیاسی، مهمترین جلوه راهبردی آن را که به تعبیر او از تعالیم اسلام و به تعبیر دقیق تر از فرهنگ مهدی گرایی در بین مسلمانان برمی خیزد، مطرح کردن «امت» به جای«ملت» می داند که به امام و اتصال آن به منبع وحی باور دارد. امت، فراتر از مرزها به حکومتی جهانی می اندیشد که در رأس آن، یک امام است امامی که در منابع اسلامی، ظهور او به مسلمانان وعده داده شده است و همگان در انتظارش به سر می برند.(23)

5. امت در مقابل هویت ملی

اسلام از همان آغاز، این ایده برجسته و مترقی را مطرح کرد که قبیله گرایی و پیوندهای خونی، مبنای سالمی برای ایجاد دولتها، روش حکومت داری یا سیاست ورزی نیست.

بنابراین، «امت» را به مثابه یک ایدئال فراتر از دولت- ملت بنیان نهاد. وحدت معنوی امت هدفی ثابت و دایمی است حتی اگر هرگز بطور کامل در قالب سیاسی آن تحقق نیابد. برخلاف دولت- ملت، خداوند مفهوم «امت» را تقدیس کرده است. این تمایز وفاداری به دولت- ملت را نفی نمی کند، بلکه به معنای وفادار نبودن به دولتی است که رژیم سرکوب گر آن را اداره می کند.

در دوره ای که جهان اسلام دچار آشوب باشد، اسلام گرایان در زمینه پیشبرد مفهوم امت بحث از نهادهای بالقوه آن توسعه ارزشهای مشترک مسلمانان و ظاهر شدن در قالب رسولان هماهنگی بین جنبشهای اسلام گرا، بسیار فعال می شوند. اخوان المسلمین، سازمان اسلام گرای بین المللی است که در سرتاسر جهان عرب نمایندگی دارد و با شبکه جنوب آسیایی جماعت اسلامی نیز روابط صمیمانه برقرار کرده است. اسلام گرایان از هر برنامه ای برای ایجاد بازارهای منطقه ای مشترک، پیمانهای دفاعی یا دیگر سیاستهای هماهنگی بین دولتهای اسلامی- دست کم به مثابه یک آرمان- حمایت می کنند. در این میان در حوزه امنیتی استثنا قایل می شوند: از نظر اسلام گرایان، میان وزرای کشور عربی و مسئولان امنیتی هماهنگی و برنامه ریزی وجود دارد و دیگران چیزی بیش از تقویت کننده قدرت سرکوب گر دولت اتوریته برای آزار مخالفان نیستند.

امروزه اسلام گرایان، واژه «امت» را در همه جا از طریق حلقه های فراملی خود و از همه مهمتر با یاری ابزارهای الکترونیکی جدید نهادینه می کنند. در نتیجه، اسلام، کمتر عرب محور می شود؛ زیرا بخشهای غیر عرب دنیای اسلام مانند پاکستانیها، مالزیاییها، ترکهاو اندونزیایی ها که مدت زمان زیادی از جدایی شان نمی گذرد، همگی برای تقویت تفکر جدید همکاری می کنند. بجز آن، مهاجرت مسلمانان نیز سبب گسترش تماس مسلمانان با یکدیگر می شود و آگاهی جدیدی نسبت به مسائل عمومی و دیدگاههای فرامحلی ایجاد می کند. در حقیقت، اسلام گرایان جوامع ایدئولوژیک جدیدی را ایجاد می کنند که به مفاهیم یک امت زنده با ارزشهای مشترک و جهان شمول اسلامی متعهد باشد.(24) مهمترین مصداقهای اسلامی سیاسی را که در قالب زمینه سازان ظهور منجی عمل می کنند، می توان چنین برشمرد:

1. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در عصر افول معنویت؛
2. پیروزی ایران در جنگ هشت ساله تحمیلی به یاری فرهنگ انتظار و شهادت؛
3. انتفاضه مسجد الاقصی و مبارزه پنجاه ساله اسلام گرایان فلسطینی با اسرائیل؛
4. مقاومت اسلامی حزب الله در برابر توسعه طلبی های اسرائیل؛
5. مقاومت مردم عراق و افغانستان در برابر اشغالگران مسیحیان صهیونیست؛
6. مطرح کردن خاورمیانه اسلامی به جای خاورمیانه اسرائیلی؛
7. تقویت سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورهای اسلامی در برابر دشمن، مانند تجهیز ایران به فن آوری هسته ای با اعتمادسازی کامل برای غنی سازی صلح آمیز اورانیوم؛
8. حاصل شدن اجماع کشورهای اسلامی (امت اسلامی) در عرصه بین المللی در دفاع از ایران اتمی، محکومیت اشغال افغانستان و عراق به دست امریکا و متحدانش و تظاهرات مستمر علیه جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و لبنان.

جمع بندی

در این فصل، منجی گرایی به مثابه برجسته ترین واسطه و نمود بیرونی جنبش صهیونیسم مسیحی مطرح شد که واسطه های دیگر را می توان به نوعی بدان بازگرداند. نگاه ما به منجی گرایی با توجه به بنیادهای سیاسی پس این آموزه، دکترینال است که به باور و عمل، چشم دارد. تبیین انواع مثبت و منفی راهبرد انتظار موعود و تعیین نوع منفی آن برای جنبش صهیونیسم مسیحی از نکات قابل تامل در این فصل بود.

براساس مطالعه جریان شناسانه، در ترسیم چشم انداز این جنبش و ناتوانی اش در دستیابی به اهداف سیاسی به دو صورت می توان بحث کرد:

1. ناتوانی واسطه ها در توجیه عملیات سیاسی این جنبش: تحریف و گسترش بی باوری به آموزه های دینی در درون صهیونیستهای مسیحی را می توان نشانه آن دانست.

2. ناتوانی جنبش در برخورد با موانع جدی پیش روی با وجود نیرومندی توجیه کنندگی واسطه ها: بیداری اسلامی، بویژه اسلام سیاسی در جهان از جمله این موانع بشمار می آید.

پی نوشت ها :

1. - Armageddon News.
2. - Armageddon Alert.
3. - ر.ک: شاه حسینی، «تصویر منجی در رسانه های غرب».
4. - سعید آجرلو، «سایه صهیونیستها بر آورهای نیویورک، (روی خط اینترنت) قابل دسترس در آدرس:www.e-resaneh.com/persian/siyasisee/Archive/saye sehyounnist.htm.
5. - ر.ک: فرخ ادامه طلب،«خشونتهای پست مدرن: انفجارهای 11 سپتامبر از نگاهی دیگر»،(روی خط اینترنت) قابل دسترس در آدرس:www.e-resaneh.com/persian/siyasee/khoshoonartayepost modern.Htm.
6. - Shimon peres,The New Middle East,NY Henry Holt and Company,lst ed. 1993h.
7. - ر.ک: محمدالداعور، «مشورع امریکی یرسم خریطه جدیده للمنطقه: الشرق الوسط الکبیر او الجدید» الجزیره، عدد 72، 25 محرم 1425.www.al-jazirah.com.
8. - کارشناس خاورمیانه و سرپرست علمی دایره المعارف فلسطین.
9. - ر.ک: پیروزمجتهد زاده، «طرح خاورمیانه بزرگ و تحقق نظام تک قطبی امریکا در جهان»، خراسان،6/7/1378.
10. - محمدالداعور، «مشروع امریکی یرسم خریطه جدید، للمنطقه:الشرق الاوسط الکبیر اوالجدید»، همان.
11. - Davos.
12. -Cheney,http://www.theglpbalist.com/DBWeb/Storyld.aspx?Storyld=3754.
13. -CheneyspeechinDavos, http://www.whitehouse.gov/news/reeases/2004/01/20040124-1.html.
14. - Sea Islan,Georgia.
15. - استاد دانشگاه و رئیس بنیاد یوروسیویک انگلیس.
16. - ر.ک: پیروز مجتهدزاده، «طرح خاورمیانه بزرگ و تحقق نظام تک قطبی امریکا در جهان».
17. - Other.
18. - Islamism.
19. - برای مطالعه بیشتر، ر.ک:http://www.whitehouse.gov/news/reeases/2004/01/20040124-1.html.«نص مشروع»(الشرق الاوسط الکبیر)، دارالحیاه، 1322004.http://www.daralhayat.com.ایرنا، جمعه15 اسفند 1382، برابر با 5 مارس 2004.
20. - علی حبیبی،«تصویر منجی در رسانه های غربی»،(روی خط اینترنیت)، منتشر شده در تاریخ 12/9/1386، قابل دسترس در:http://sayehsareshgh.blogfa.com/post-8.aspx.
21. - Nostradamus Qutrains, Century x.Qutrain72:The year 1999 seventh mounth.From the sky will come great king of Terror.To bring back to life the freat king of the Mongols.Before and after Mars to reign by food luck.
22. - «موسی تحت تاثیر مواد روان گردان بود» (روی خط اینترنت)منتشرشده در تاریخ1386/12/16، قابل دسترس در آدرس:http://mouood.org/content/view/648/2.
23. - raham E.Fuller, the Future of political Islam,USA, palfrave Macmillan,2003,chapter2,p13.
24. - Ibid,p.17.
25. - Ibid,p.19.

منبع : بنیادهای سیاسی جنبش صهیونیسم مسیحی و انگاره موعود گرایی/ محسن قنبری آلانق

 


لینک ثابت

 

اگر به آنچه گذشت تماميت طلبى غرب، نظريه جهانى سازى، انديشه «پايان تاريخ فوكوياما» و «جنگ تمدن ها» را بيافزاييم، خواهيم ديد كه انديشه انتظار يكى از موضوعات چالش خيز ميان جهان اسلام، به ويژه ايران و جهان غرب است.

 

شوق آتشين باز آمدن يا آمدن منجى موعود، قرن ها است بشر وامانده از عدالت، معنويت و آزادى را بى قرار ساخته است. هرچند افق نگاه مردمان، گونه هاى مختلفى به انتظار بخشيده است۱، اما اين واژه در معناى عام خود يكى از مشتركات بشر وانسان معاصر به حساب مى آيد. در اين ميان، اديان ابراهيمى به اين مسأله اهميتى ويژه مى دهند; چرا كه ظهور موعود در هر يك از اين اديان به مفهوم تشكيل حكومت و سرورى بر ديگران است. باتوجه به شرايط كنونى، آنچه دغدغه اين نوشتار را فراهم ساخته است، نگاهى كوتاه به بازخوانى انديشه موعود در جهان مسيحيت است. اين مسأله از آن جا مهم و در خور اعتنا است كه هم اينك بخشى از جهان مسيحيت با تكيه بر وعده هاى توراتى انجيلى و فن آورى موجود در دنياى غرب به گونه اى خاص به تأويل و تفسير آخرالزمان و انديشه انتظار مى پردازد و با ارائه نگاهى جنگ طلبانه، تمامى اهرم هاى خود را براى تحميل نظريه خويش به كار مى برد. از اين رو، با گذرى كوتاه بر انديشه بازگشت مسيح، تلاش خواهيم نمود تا از زاويه اى ديگر به اين ماجرا بنگريم.


مسيحيان و بازگشت مسيح

انديشه بازگشت عيسى(عليه السلام) يكى از باورهاى غالب جامعه مسيحيت است. اين شوق و انتظار، در بخش هاى قديمى تر عهد جديد مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونيكيان به خوبى منعكس گشته است. اما در رساله هاى بعدى مانند رساله هاى پولس به تيموتاؤس و تيطس، همچنين رساله هاى پطرس به بعد اجتماعى مسيحيت توجه شده است. اين مسأله از آن جا ناشى مى شد كه عيسويان با گذشت زمان پى بردند كه بازگشت مسيح(عليه السلام)برخلاف تصور آنان نزديك نيست.۲ هرچند اقليتى از آنان بر اين عقيده باقى ماندند كه عيسى به زودى خواهد آمد و حكومت هزارساله خود را تشكيل خواهد داد; حاكميتى كه به روز داورى پايان خواهد يافت. از همين رو، از دير باز گروه هاى كوچكى به نام هزاره گرا در مسيحيت پديد آمده اند كه تمام سعى و تلاش خود را صرف آمادگى براى ظهور دوباره عيسى در آخرالزمان مى كنند.۳ البته، وجود آياتى در انجيل اين حالت انتظار را تشديد مى كند و با اشاره به عدم تعيين وقت ظهور، آن را ناگهانى معرفى مى كنند. به عنوان مثال، در انجيل متّا از زبان عيسى اين گونه نقل شده است: «شما نمى توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد; زيرا اين فقط در يد قدرت خداست. هيچ بشرى از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهى ندارد حتى فرشتگان، تنها خدا آگاه است.»۴ يا آن كه در انجيل لوقا به نقل از مسيح چنين آمده است: «هميشه آماده باشيد; زيرا كه من زمانى مى آيم كه شما گمان نمى بريد.»۵

روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لاى انجيل به چشم مى خورد: «كمرهاى خود را بسته و چراغ هاى خود را افروخته بداريد، بايد مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت كند. تا هر وقت آيد و در را بكوبد، بى درنگ در را براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامانى كه آقاى ايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد; زيرا در ساعتى كه شما گمان نمى بريد پسر انسان مى آيد.»۶

مسيحيت ضمن تأكيد بر غيرمنتظره بودن بازگشت عيسى، هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومتى الهى در راستاى حكومت الهى آسمان ها ارزيابى مى كند.۷ علاوه بر اين، ظهور مسيح يگانه راه حل براى ادامه حيات و زندگانى برشمرده مى شود۸ و عيسى منجى انسان ها و پادشاهِ پادشاهان معرفى مى گردد.۹وى براساس سخنان دانيال نبى، نظام اجتماعى، اقتصادى، سياسى، تربيتى و مذهبى جهان را عوض خواهد كرد و جهانى بر مبناى راه و روش خدا بنا مى كند.۱۰

مسيحيان همچنين علاماتى براى ظهور عيسى بن مريم قايل مى باشند: «عنقريب بعد از آن آزمايش سخت، روزگاران خورشيد تيره و تار مى گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرت هاى آسمانى نيز به لرزه درخواهند آمد و سپس آثار و علايم ظهور آن مرد آسمانى آشكار خواهد شد و سپس تمامى قبايل زمين نگران و غمگين مى گردند و آن گاه عيسى از ابرهاى آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد.»۱۱

در انجيل مرقس نيز ضمن تأكيد بر همين مضامين، به جمع آورى ياران توسط مسيح اشاره شده است: «سپس عيسى با شكوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگان تحت امر خود را به اطراف و اكناف عالم روانه خواهد كرد و منتخبان خود را از چهارگوشه جهان از بالاترين نقطه آسمان تا پايين ترين نقطه زمين جمع خواهد كرد.»۱۲ روايات اسلامى نيز بر آمدن مسيح(عليه السلام)صحه مى گذارند. از جمله آن كه، پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمودند: «سوگند به آن كه جانم به دست او است، به طور يقين عيسى بن مريم به عنوان داورى عادل و پيشوايى دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد.»۱۳

مفسران در تفسير آيه ۱۵۹ سوره نساء، آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخر الزمان مرتبط مى دانند و اين آيه را در همين رابطه ارزيابى مى كند.۱۴ به هر حال، مسأله فرود آمدن مسيح و بازگشت وى در آخرالزمان، از موضوعات مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است. البته، اسلام در اين رابطه منجى موعود را مهدى(عليه السلام)معرفى نموده، او را پيشواى آخرالزمان تلقى مى كند: «چگونه خواهيد بود، آن گاه كه عيسى بن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشواى شما از خود شما باشد.»۱۵ يا آن كه در روايتى ديگر از امام باقر(عليه السلام)نقل شده است: «پيش از قيامت(عيسى) به دنيا فرود مى آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحى نمى ماند مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدى نماز مى گذارد.»۱۶

بى گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است كه روايات اسلامى و اعتقادات مسيحى در رابطه با مسأله ظهور بسيار به هم نزديك هستند. مقايسه خبرهاى رسيده از روايات اسلامى در رابطه با پيشرفت غيرقابل تصور علوم در زمان ظهور۱۷، ايجاد رفاه اجتماعى۱۸، علايم ظهور۱۹ و ساير موارد با آنچه آمد به روشنى اين مدعا را ثابت مى كند.

اين مسأله به خودى خود مى تواند زمينه هاى گفت وگو و هم انديشى بين انتظار اسلامى و مسيحى را فراهم آورد. ناگفته نماند كه حتى در برخى از انجيل هاى مورد پذيرش گروهى از پروتستان ها، به روشنى از ظهور نجات دهنده اى صحبت به ميان مى آيد كه از فرزندان پيامبر عربى است: مسيح در وصاياى خود به شمعون پطرس مى فرمايد: «اى شمعون! خداى من فرمود، تو را وصيت مى كنم به سيد انبيا، كه بزرگ فرزندان آدم و پيغمبران امى عربى است. او بيايد، ساعتى كه فرج قوى گردد و نبوت بسيار شود و مانند سيل جهان را پركند.»۲۰

بازگشت مسيح از زاويه اى ديگر

هزاره گرايى در ميان مسيحيت همواره وجود داشته است. اين انديشه اگرچه در طول تاريخ داراى فراز و نشيب هاى فراوانى بوده است، اما هم اينك با گذر از قرن بيستم و ورود به قرن بيست و يكم، اميدهاى تازه اى را پديد آورده است. با نگاهى به پايگاه هاى اينترنتى و حجم گسترده اطلاعات آن ها، شور انتظار به راحتى محسوس است.۲۱ اين مسأله به تنهايى خطرخيز نيست، اما اگر اين مطلب را در كنار وقوع انقلاب اسلامى، ادعاى زمينه سازى ظهور، كه به وسيله برخى روايات نيز تأييد مى شود،۲۲ نگاه هژمونيك و جهان شمول اسلام۲۳ جذابيت هاى ذاتى شيعه و محتواى غنى آن را در نظر بگيريم، مسأله پيچيده تر خواهد شد.

حال، اگر به آنچه گذشت تماميت طلبى غرب، نظريه جهانى سازى، انديشه «پايان تاريخ فوكوياما» و «جنگ تمدن ها» را بيافزاييم، خواهيم ديد كه انديشه انتظار يكى از موضوعات چالش خيز ميان جهان اسلام، به ويژه ايران و جهان غرب است. ساخت فيلم هاى روز استقلال، آرماگدون و ماتريس در پايان دهه نود و نوستراداموس در دهه هشتاد، نمادى از همين تقابل است; تقابلى كه با گذشت زمان، روز به روز جدى تر مى شود.

 

منتظران هارمجدون (آرماگدون)۲۴

يكى از موضوعاتى كه همواره در انديشه انتظار مسيحيت و اسلام به عنوان چالش مطرح بوده، نبرد آخرالزمان است. با نگاهى به تاريخ اروپا و امريكا در مقاطعى حساس، رهبران آنان با اشاراتى كوتاه و بسيار مبهم مطالبى را بيان مى داشتند كه بيان گر انديشه هاى درونى حاكم بر آنان بوده است.

ناپلئون وقتى به دشت جرزال ميان جليله و سامريه در حوالى كرانه غربى رود اردن رسيد، گفت: «اين، ميدان بزرگ ترين نبرد جهان است.»۲۵ وى اين مطلب را براساس آموزه هاى انجيلى ابراز داشت. اما به نظر نمى رسد هيچ پژوهشگر مسلمانى اين گفتار وى را، كه در تاريخ ثبت شده است، مورد توجه، تجزيه و تحليل قرار داده باشد.

بيش از صد سال بعد، هنگامى كه فرانسه توانست با سوء استفاده از ضعف امپراطورى عثمانى، سوريه و لبنان را اشغال كند، ژنرال گورو فرمانده فرانسوى و فاتح دمشق، در حالى كه پاى خود را با تنفر و تكبر تمام بر مزار صلاح الدين ايوبى گذاشته بود، اظهار داشت: «هان اى صلاح الدين ما بازگشتيم!» اين رفتار متفرعنانه مخصوص اين فرمانده فرانسوى نبود. آلن بى، ژنرال انگليسى نيز كه خود در جنگى ديگر در زمان جنگ جهانى اول در هارمجدون پيروزى ارزشمندى را به دست آورده بود، هنگام ورود به قدس، سرمست از پيروزى خويش در برابر كنيسه قيامت ابراز داشت: «امروز جنگ هاى صليبى به پايان رسيد.» اين حادثه براى يهوديان از چنان اهميتى برخوردار بود كه اسرائيل زانگوئيل آن را «جنگ هشتم صليبى» ناميد.۲۶
در ادامه، خط سير اين انديشه را در رفتار جنگ جويانه آيزنهاور رئيس جمهور امريكا، در دهه پنجاه پى مى گيريم. وى اعلام كرد: «بزرگ ترين جنگى كه در پيش داريم، جنگى است براى تسخير افكار انسان ها.»۲۷ اما وى ابراز نداشت كه سخن وى در واقع روشى براى تحقق نظريه حمبس برونهام، در كتاب «مبارزه براى جهان» است كه نوشته بود: «هدف ما ايجاد دولت جهانى امريكايى است، به گونه اى كه با دولت هاى جهان به رقابت برخيزد.»۲۸

نبردهاى مجدون همزمان با بازگشت مسيح روى خواهد داد. براساس تأويل هاى گروهى از كشيشيان پروتستان، در اين جنگ از سلاح هاى هسته اى استفاده خواهد شد:۳۰ «اى پسر انسان نظر خود را بر جوج، كه از زمين مأجوج و رئيس روش و ماشك و توبال است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند «يهوه» چنين مى فرمايد «اينك من اى جوج رئيس روش و ماشك و تو بال بر ضد تو هستم و تو را برگرانيده قلاب خود بر چانه ات مى گذارم و تو را با تمامى لشكرت بيرون مى آورم. اسبان و سواران، كه جميع ايشان با اسلحه تمام آراسته، جمعيت عظيمى با پسرهاو مجنّ ها و همگى اين ها شمشير به دست گرفته.

 

فارس و كوش و فوط با ايشان و جميع ايشان با سپر و خود، جومرو تمامى افواجش و خاندان توجَرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قوم هاى بسيارى همراه تو. پس مستعد شو و تو تمامى جمعيت كه نزد تو جمع شده اند، خويشتن را مهيا سازيد و تو مستحفظ ايشان باشد. پس از روزهاى بسيار از تو تفقد خواهد شد و در سال هاى آخر به زمينى، كه از شمشير استرداد شده است، خواهى آمد كه از ميان قوم هاى بسيار بر كوه هاى اسرائيل، كه به خرابه هاى دائمى تسليم شده بود، جمع شده است و آن از ميان قوم ها بيرون آورده شده و تمامى اهلش به امنيت ساكن مى باشند.»۳۱

علاوه بر اين آيات، كه به چگونگى تشكيل سپاهيان مهاجم و پايان خوش جنگ مى پردازد، برخى ديگر جنبه هاى دهشت بار نبرد را روشن مى سازند: «خداوند يهوه مى گويد: در آن روز، يعنى در روزى كه جوج به زمين اسرائيل برمى آيد، همانا حدّت خشم من به بينيم خواهد برآمد... هر آينه در آن روز تزلزل عظيمى در زمين اسرائيل خواهد شد و ماهيان دريا و مرغان هوا و حيوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمين مى خزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند و به حضور من خواهند لرزيد و كوه ها سرنگون خواهد شد و صخره ها خواهد افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد گرديد.»۳۲ در كتاب زكرياى نبى، به چگونگى كشته شدن جنگاوران مهاجم اشاره شده است: «گوشت ايشان در حالتى كه بر پاى هاى خود ايستاده اند، كاهيده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد و زبان ايشان در دهانشان كاهيده خواهد شد.»۳۳

شدت حادثه و تعداد كشتگان در اين نبرد عظيم، چنان زياد است كه در مكاشفه يوحنا از آن به عنوان ضيافت خداوند براى پرندگان ياد مى شود: «و ديدم فرشته اى را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز مى كنند ندا كرده، مى گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد. تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبان و سواران آن ها و گوشت همگان را چه آزاد، چه غلام و چه صغير و چه كبير.»۳۴

اين روايات عهد عتيق و انجيل، شباهت بسيارى با واقعه و نبرد قرقيسيا۳۵ در روايات شيعى دارد. براى مثال، از امام صادق(عليه السلام) در همين زمينه نقل شده است: «ان لله مائدة بقرقيسيا يطلع مطلع من الماء...»۳۶ «همانا براى خداوند در قرقيسيا سفره اى است كه سروش آسمانى از آن خبر مى دهد، پس ندا مى دهد اى پرندگان و اى درندگان زمين! براى سير گشتن ازگوشت ستمكاران شتاب كنيد.» امام باقر(عليه السلام) نيز ضمن تأكيد بر شدت واقعه مى فرمايند: «همانا واقعه اى براى فرزندان عباس و مروانى در قرقيسيا روى خواهد داد كه نوجوان را پير مى كند و خداوند هرگونه يارى را از آنان دريغ داشته، به پرندگان آسمان و درندگان زمين الهام مى كند تا از گوشت ستمگران سير شوند.»۳۷

 

براساس تحليل هاى معتقدان نبرد آخرالزمان، ۳۲ جمعيت جهان طى وقايع و حوادث ظهور از بين خواهند رفت. «خداوند مى گويد: "در تمامى زمين دو حصه منقطع شده، خواهند مُرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از ميان آتش خواهم گذرانيد و ايشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفا ساختن طلا ايشان را مصفا خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ايشان را اجابت نموده، خواهم گفت: ايشان قوم من هستند و ايشان خواهند گفت كه يهوه خداى ما مى باشد."۳۸ اين نگاه نيز با روايات اسلامى مطابقت دارد; چرا كه از اميرمؤمنان(عليه السلام) در اين باره نقل شده است: «لا يخرج المهدى حتى يقتل ثلث و يموت ثلث و يبقى ثلث.»; مهدى زمانى خروج خواهد نمود كه۳۱ كشته مى شوند، ۳۱ مى ميرند و۳۱ باقى مى مانند.۳۹ روايتى ديگر از امام صادق(عليه السلام)نيز بر همين مضامين تأكيد دارد.۴۰
مجموع اين روايات توراتى و انجيلى، دستاويزى قابل اعتنا به دست هزاره گرايان مسيحى و پيروان تندرو مشيت الهى داده است. البته، لازم به يادآورى است كه پيروان اين نظريه حتى به متحدان يهودى خود نيز رحم نمى كنند و ضمن آن كه معتقدند ميليون ها نفر از يهوديان در اين جنگ كشته مى شوند. آينده عده باقى مانده را نيز چنين ترسيم مى كنند: «پس از نبردهاى مجدون، تنها صد و چهل و چهار هزار نفر يهودى زنده خواهند ماند; و همه آنان اعم از مرد، زن و كودك، در برابر مسيح سجده خواهند كرد و به عنوان مسيحيان نوآيين، خود به تبليغ كلام مسيح خواهند پرداخت.»۴۱

با وجود اصرار معتقدان به نبرد آخرالزمان بر واژه هاى مجدون، اين كلمه تنها يك بار در انجيل مطرح شده است.۴۲ با اين حال، اين تفسير جنگ طلبانه در جوامع مسيحى به شدت بازتاب يافته است، به گونه اى كه در سال ۱۹۸۵ م. اين گونه تفسيرها، كه در قالب برنامه هاى تلويزيونى ارائه مى شد، تنها در امريكا حدود شصت ميليون مخاطب را به خود جذب نموده بود.

همچنين فروش كتاب، «مرحوم سياره بزرگ زمين» كه در همين رابطه نوشته شده بود، به مرز هجده ميليون نسخه رسيد و در سراسر دهه هفتاد پرفروش ترين كتاب پس از انجيل به شمار مى رفت.۴۳
هم اكنون امريكاييان به بيش از هزار و چهارصد ايستگاه راديويى، كه برنامه هاى مذهبى پخش مى كنند، گوش فرا مى دهند۴۴ و هشتاد هزار كشيش بنيادگراى پروتستان روزانه از چهارصد ايستگاه راديويى به تبليغ مرام و مكتب خويش مى پردازند. اكثريت آن ها را هواخواهان مشيت الهى (نبرد پيروزمند مسيحيان در آخرالزمان) تشكيل مى دهند.۴۵ اين مبلغان جنگ، كه بيش تر درباره حمايت خداوند از مسيحيان و عظمت و آينده درخشان ايشان سخن مى گويند، با استفاده از شبكه هاى تلويزيونى خويش هم اكنون حدود شصت كشور را تحت پوشش برنامه هاى خود قرار داده اند.

لازم به يادآورى است كه يكى از ايستگاه هاى تلويزيونى مروج اين نوع ديدگاه در جنوب لبنان حضور فعال دارد. يكى ديگر از فعاليت هاى درخور توجه اين گروه تربيت يك صد هزار كشيش متعصب و مدافع مسيحيت جنگ طلب مى باشد، كه عمده فعاليت خود را در امريكا متمركز نموده اند. جالب است بدانيم مفسران و نظريه پردازان اين نظريه تا پيش از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى واژگانى همچون روش، ماشك، توبال، فارس، جومر و توجرمه را، كه به زعم اينان حريفان اصلى نبرد مجدون را تشكيل مى دهند، به ترتيب بر روسيه، مسكو، توبولسك (يكى از شهرهاى شوروى سابق(، ايران، شمال افريقا يا كشورهاى اروپاى شرقى و قزاق هاى جنوب روسيه تطبيق مى كردند.۴۶

اين گروه نسبتاً قدرتمند علاوه بر آن كه، روابط خويش را با اسرائيل مستحكم مى سازند و تشكيل رژيم صهيونيستى را مقدمه ظهور مسيح ارزيابى مى كنند، در عين حال با توجه به اعتقادات خويش، با جريان صلح يا سازش خاورميانه مخالفت مى كنند. جرى فال ول، كه يكى از كشيشان معروف و از رهبران اين گروه هاى افراطى مى باشد، درباره روند صلح خاورميانه و پيمان كمپ ديويد مى گويد: «به رغم انتظارهاى خوش بينانه و دور از واقع بينى دولت ما، اين قرارداد پيمان پايدارى نخواهد بود. ما از صميم قلب براى صلح در اورشليم دعا مى كنيم، ما به يقين بالاترين احترام ها را براى نخست وزير اسرائيل و رياست جمهورى مصر قايل هستيم... اما شما و ما مى دانيم تا روزى كه خداوندگار ما عيسى بر روى تخت داوود در اورشليم (قدس) جلوس نكنند، صلحى در خاورميانه برقرار نخواهد شد.»۴۷
متأسفانه بايد اظهار داشت اين ديدگاه افراطى تنها به پژوهشگران راست مسيحى و برخى كشيشان محدود نمى شود، بلكه رسوبات اين طرز تلقى در يكى از مهم ترين نظريات سياسى راهبردى، يعنى نظريه جنگ تمدن ها و در پيوند با اهداف درازمدت قدرت هاى بزرگ به خوبى قابل مشاهده است. نظريه جنگ تمدن ها، كه استخوان بندى سياست خارجى و دفاعى امريكا را شكل داده است، در رابطه با آينده جوامع بشرى به ويژه دو تمدن اسلام و غرب، نگاهى نزديك به مشيت طلبان مسيحى داشته و ابراز مى دارد: «تقابل اصلى جوامع بشرى برخورد فرهنگ اسلامى و فرهنگ غربى است.»۴۸

حاصل سخن

با جمع بندى آنچه گذشت، مى توان اين حقيقت را دريافت كه در صحنه انتظار موعود رقبايى سرسخت و پركار حضور دارند; انديشه هايى كه با ارائه تفاسير خويش در تلاش هستند تا موجوديت ساير نگرش ها را به خطر اندازند. اين مسأله زمانى جدى تلقى مى شود كه بدانيم هويت شيعه پيوندى حياتى با انديشه انتظار داشته و در ارتباط با اين مفهوم قوام مى يابد. ازاين رو، مى توان با اطمينان اظهار داشت كه بار گران تبيين انديشه مهدويت بيش از هرجا بر دوش شيعه دوازده امامى سنگينى مى كند. حال، اگر اين واقعيت را با وقوع انقلاب اسلامى و داعيه دارى زمينه سازى ظهور حضرت حجت (عج) ملاحظه نماييم، عمق مسأله بيش از پيش آشكار خواهد شد.

بى گمان فرا رسيدن هزاره سوم فرصتى كم نظير و طلايى را فراروى مبلغان واقعى منجى آخرالزمان قرار داده است. استفاده هدفدار و روشمند از اين موقعيت ممتاز با توجه به غنا وگيرايى انديشه انتظار در شيعه، مى تواند راه را بر انديشه هاى رقيب بسته يا دست كم آنان را بى رقيب رها نكند. در برابر بى توجهى به فرصت هاى پيش آمده راه نفوذ و هجوم ديگرى را براى دشمنان فراهم خواهد ساخت; دشمنانى كه با انديشه انتظار نيز برخوردى ابزارى خواهند داشت.

پى نوشت‌ها

۱ ر.ك به: على موحديان، گونه شناسى موعود در اديان مختلف، مجله هفت آسمان، ش ۱۲و ۱۳
۲ حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، چ اول، تهران، طه، سمت، مركز جهانى علوم اسلامى، ص ۱۷۰
۳ ر.ك به: حسين توفقى، هزاره گرايى در فلسفه تاريخ مسيحيت، مجله موعود، شماره ۱۷، ص ۱۴ـ۲۰
۴ انجيل متا، باب ۲۴: ۳۶
۵ لوقا، باب ۱۲:۴۰
۶ لوقا، باب ۱۲: ۳۵ـ۴۰
۷ انجيل متا، باب ۶:۱۰
۸ همان، باب ۲۴:۲
۹ مكاشفه، باب ۱۷: ۱۴ و باب ۱۹: ۱۶
۱۰ دانيال، باب ۲: ۴۴ـ۴۵
۱۱ انجيل متا، باب ۲۴: ۲۹ـ۳۰
۱۲ مرقس، باب ۱۳: ۲۴ـ۲۷، همچنين متا، باب ۲۴: ۳۱
۱۳ على كورانى عاملى، عصر ظهور، ص ۳۴۱ به نقل از ابن حماد، الفتن (خطى)، ص ۱۶۲
۱۴ ر.ك به:مجمع البيان، ج ۳، ص ۲۱۲ / تفسير نمونه، ج ۴، ص ۲۰۴ / الميزان (عربى(، ج ۵، ص ۱۴۳ / همچنين در ربطه با آيات عروج و تصليب عيسى(عليه السلام): آل عمران: ۵۵ / نساء: ۱۵۷ـ۱۵۸
۱۵ نبى اسلام(صلى الله عليه وآله)، بحارالانوار، ج ۱۴ ،ص ۳۴۴;محمدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، ج ۴، ص ۱۴۳ / مسلم بن الحجاج النيابورى، صحيح مسلم، ج ۱، ص ۹۴
۱۶ بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۴۹; محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بيروت، الوفاء، ج ۵۱، ص ۷۱، ۷۷، ۸۴
۱۷ حديث از امام صادق(عليه السلام)، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶; همچنين على كورانى العاملى، عصر الظهور )عربى)، ص ۳۲۷
۱۸ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۶۸، همان، ج ۵۲، ص ۳۵۱
۱۹ نك:محمدرى شهرى،ميزان الحكمه،دارالحديث،ج۱،ص۱۷۷
۲۰ همشهرى، ۲۶/۱۰/۷۴، به نقل از مصلح جهانى به نقل از: آرمان شهر در اديان، محمدعلى بزنونى، پگاه، ش ۲۴ ،ص ۲
۲۱ ر.ك: سيد احمدرضا يكانى فرد، آخرالزمان، منجى گرايى در اينترنت، مجله موعود، ش ۳۱، ص ۶۴
۲۲ ر.ك به: على كورانى العاملى، عصر ظهور، ص ۲۹۹ به بعد.
۲۳ الاسلام يعلو ولا يعلى عليه; پيامبراكرم، شيخ حر العاملى، وسايل الشيعه، قم. آل البيت لاحياء التراث، ج ۲۶، ص ۱۴
۲۴ ر.ك: آيا واقعه ارماگدون پايان جهان است؟، جرولدانست، فاطمه شفيعى سروستانى و فرشاد زاهد، موعود، ش ۳۲، ص ۲۰
۲۵ تدارك جنگ بزرگ، گريس هال سل، ترجمه خسرو اسدى، ص ۵۰
۲۶ نك: نقد و نگرش بر تلمود، ظفرالاسلام خان،محمدرضا رحمتى، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، ص ۷۱
۲۷ احمد رزاقى، تبليغات دينى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ص ۲۰ و ۲۱
۲۸ احمد رزاقى، تبليغات دينى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، ص ۲۰ و ۲۱
۲۹ گريس هال سل، پيشين، ص ۷۴
۳۰ گريس هال سل، پيشين، ص ۷۴
۳۱ عهد عتيق، حزقيال نبى، باب ۳۸، آيات ۲ـ۸
۳۲ همان، باب ۳۸، آيات ۱۸ـ۲۰
۳۳ كتاب زكريا، باب ۱۴، آيه ۱۲
۳۴ مكاشفه يوحنا، باب ۱۹: ۱۷ـ۱۸
۳۵ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۶
۳۶ محمدبن ابراهيم النعمانى، الغيبه، تهران بى نا، ۱۳۹۷ هـ. ق، ج ۶۴ ص ۲۷۸
۳۷ النعمانى، همان، ص ۳۰۳، ح ۱۲
۳۸ زكريا، باب ۱۳: ۸ـ۹
۳۹ ميزان الحكمه، ج ۱، ص ۱۸۵ به نقل از كنزالعمال
۴۰ همان، به نقل از بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۱۳
۴۱ تدارك جنگ بزرگ، ص ۵۴
۴۲ مكاشفه يوحنا، باب ۱۶: ۱۶
۴۳ تدارك جنگ بزرگ، ص ۱۹
۴۴ ر.ك به: زندگى در عيش، مردن درخوشى، نيل پستمن، ترجمه دكتر صادق طباطبايى، فصل هفتم، ص ۲۱۹
۴۵ تدارك جنگ بزرگ، پيشين، ص ۲۶
۴۶ تدارك جنگ بزرگ، پيشين، ص ۲۶
۴۷ همان، ص ۵۹
۴۸ هويت، ص ۲۶

منبع : فصلنامه معرفت/على اقليدى نژاد

ا


لینک ثابت

مختصر اثبات الرجعه از محمد بن مسلم آورده است كه مردى از ابوعبدالله(عليه السلام)پرسيد : قائم كى ظهور مى كند ؟ فرمود : وقتى گمراهى و ستم زياد شود و هدايت اندك باشد ; اصلاح و رستگارى كم باشد و مردان با مردان و زنان با زنان آميزش جنسى كنند . فقيهان دنيا دوست شوند و بيشتر مردم به شعر و شاعرى روى بياورند . گروهى از بدعت گذاران مسخ شوند و به صورت ميمون و خوك درآيند . سفيانى بيايد ، سپس دجال خروج كند و در فريبكارى و گمراهى زياده روى نمايد .



در آن وقت ، در شب بيست و سوم ماه رمضان ، نام قائم(عليه السلام) را از آسمان ندا مى دهند و روز عاشورا قيام مى كند . گويا مى بينم كه بين ركن و مقام ايستاده ، جبرئيل مقابلش ندا مى دهد : براى خدا بيعت كنيد ، كه شيعيان رو به قائم مى آورند .

اثبات الهداه  از الغيبه فضل بن شاذان آورده است : شيعيان از نقاط مختلف زمين ، به قائم رو مى آورند و زمين برايشان درهم نورديده مى شود تا با قائم بيعت كنند ، سپس به كوفه مى رود و در نجف اقامت مى كند ، بعد از آنجا سپاهيانى به شهرها روانه مى كند ، تا كارگزاران دجال را برانند . در پايان ، زمين را از عدل و داد پُر مى كند ، چنان كه از ستم و بيداد پُر شده بود .

راوى پرسيد : آيا كسى از اهالى مكه مى داند كه قائم از كجا مى آيد ؟ فرمود : نه ، ناگهان و يكباره بين ركن و مقام ظاهر مى شود !

مقصود از دجال در اين حديث ، دجال معهود نيست ، بلكه حاكمى است كه در زمان ظهور فرمانروايى مى كند ; چنانكه حديث منفردى كشته شدن سفيانى را پيش از ظهور مهدى(عليه السلام) مى داند ، كه مخالف احاديث بسيارى است و به نظر مى رسد در ترتيب آن اشكال وجود داشته باشد .

نعمانى  از اصبغ بن نباته آورده است كه شنيدم على(عليه السلام) فرمود : سال هاى پيش از ظهور قائم ، سال هاى خدعه و فريب هست ! راستگويان تكذيب مى شوند ، دروغگويان تصديق مى گردند و نيرنگ بازان ارج و قُرب دارند ! ( در حديثى آمده است ) : در آن زمان « رويبضه » سخن مى گويد . راوى پرسيد : رويبضه كيست و نيرنگ بازان كيانند ؟ فرمود : آيا در قرآن نخوانده اى « وهو شديد المحال ; قدرتى بى انتها دارد » ( رعد/13 ) مقصود مكر و ترفند است . . .

كفاية الاثر  از علقمه بن قيس آورده است كه امير مؤمنان(عليه السلام) روى منبر كوفه ، خطبه لؤلؤه را فرمود و در پايان گفت : بدانيد كه به زودى رحلت مى كنم و به عالم غيب مى روم . در انتظار فتنه اموى مملكت كسرى باشيد كه تمام احكامى كه خدا زنده گردانده ، مى ميرند و هر چه ميرانده ، زنده مى شوند ! عبادتگاه خود را منزل خويش گيريد و بر بلاهاى بزرگ صبر پيشه كنيد كه ماندگار خواهند بود . بسيار به ياد خدا باشيد ، كه ياد و نامش بزرگ است ، اگر بدانيد !

امام افزود : شهرى بين دجله و دجيله و فرات ساخته مى شود كه بدان « زورا » مى گويند ; خواهيد ديد كه با گچ و آجر مخلوط به طلا و نقره و لاجورد آبديده و مرمر ساخته مى شود ، نيز با درهايى از عاج و آبنوس ; خيمه ها و گنبدها و نشانه هايى دارد و بناها با چوپ ساج و عرعر و صنوبر ، بالا مى رود ، نيز قصرهايى خواهد داشت كه 24 حاكم از فرزندان شيطان به شمار سال هاى حكومت « كديد » ، يكى از حاكمان اين سلسله ، بر آن شهر حكم خواهند راند ، از جمله : سفاح ، مقلاص ، جموع ، خدوع ، مظفر ، مؤنث ، نظار ، كبش ، مهتور ، عشار ، مصطلم ، مستصعب ، علام ، رهبانى ، حليع، سيار ، مسرف ، كديد ، اكتسب ، مترف ، اكلب ، وشيم ، ظلام و عيوق . گنبد خاكى رنگ ساخته مى شود كه خطوط قرمز دارد .

پس از آن ، قائم ظهور مى كند ، كه از نور صورتش جهان روشن مى شود . مانند ماه بين ستارگان درخشان است . ظهورش ده نشانه دارد : نخست ظهور ستاره دنباله دار . . . در آن وقت هرج و مرج و فتنه به پا مى شود .

علامات نشانه حاصلخيزى است . اين علامت تا آن علامت ، شگفت آفرين است . وقتى علامت هاى دهگانه ظاهر شد ، ماه تابان ، مهدى ، ظاهر مى شود و كلمه اخلاص خداوند بر پايه يكتاپرستى كامل مى گردد . . .

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ، پيمانى با من بسته است كه كارها ، به دست دوازده امام كه نه تن از نسل حسين هستند ، خواهد افتاد . پيامبر فرمود : وقتى براى معراج ، به آسمان بُرده شدم، به پايه عرش نگاه كردم ، روى آن نوشته شده بود : « لا إله إلا الله ، محمد رسول الله. محمد را با على يارى و پشتيبانى كردم » . دوازده نور ديدم ، پرسيدم : خدايا ! اينها نور چه كسانى است ؟ ندا آمد : اى محمد ! اينها نور امامان ، از نسل تواند . پرسيدم : اى رسول الله ! آيا نام آنان را به من نمى فرمايى ؟ نام ائمه(عليهم السلام) را فرمود و افزود : قائم از فرزندان حسين است . همنام و شبيه ترين افراد به من است ، كه زمين را از عدل و داد پر مى كند ، چنان كه از بيداد و ستم آكنده شده بود .


كافى  از حمران آورده است كه خدمت ابوعبدالله(عليه السلام) ، از خلفاى عباسى و وضع ناگوار شيعه صحبت شد ، فرمود : همراه ابوجعفر منصور بودم ; او بر اسبش سوار بود ; سوارانى ، در پيش رو و پشت سرش ، در موكبش بودند . من سوار بر الاغى كنارش بودم . به من گفت : ابوعبدالله ! حق آن بود كه به خاطر اين توان و عزت و افتخارى كه خدا به ما عطا كرده ، خوشحال باشى و به مردم نگويى كه شما و اهل بيت براى خلافت سزاوارتريد ، و چشم طمع به آن داريد !

امام در پاسخ به منصور مى گويد : هر كسى چنين سخنى از من ، براى شما نقل كرده ، دروغ گفته است ! منصور گفت : قَسَم مى خورى ؟ گفتم : مردم ساحرند ، يعنى دوست دارند ذهنت را نسبت به ما خراب كنند ! به حرفشان گوش مده ، ما به تو نيازمندتريم ، تا تو به ما !

منصور گفت: يادت هست روزى از تو پرسيدم كه آيا ما حكومت خواهيم كرد؟ گفتى: آرى ، دورانى طولانى و سخت ، و همچنان فرصت حكومت داريد و دنيا رو به شما مى آورد ، تا در ماه و شهرى با حرمت ، خونى از ما اهل بيت بريزيد ؟

امام مى افزايد : وقتى فهميدم سخنم را به ياد دارد ، به او گفتم : شايد خيالت آلوده شود اگر بگويم منظورم تو نبودى . اين حديثى بود كه روايت كردم . شايد شخص ديگرى از خاندان خونريز باشد . منصور ساكت شد . وقتى به خانه ام برگشتم ، يكى از دوستان آمد و گفت : شما را در موكب و كاروان منصور ديدم ، كه سوار بر الاغ بودى اما منصور سوار بر اسب ! گويا بر شما برترى داشت و با شما مانند يك زيردست سخن مى گفت ! با خود گفتم : امام ، حجت خدا بر خلايق و شايسته حكومت است و بايد به او اقتدا شود ، اما منصور حاكم شده ، و ستم مى كند ، پيامبرزادگان را مى كشد و روى زمين خون مى ريزد ، ولى خدا دوست ندارد ! منصور همراه موكبش بود اما شما سوار بر الاغ ! به همين خاطر ]در حقانيت شما[ شك كردم ، آن قدر كه ترسيدم دين و جانم از دست برود!

امام به او فرمود : اگر فرشتگانى كه در اطرافم بودند را مى ديدى ، منصور و هر چه دارد را حقير مى ديدى !

دوست شيعى مان گفت : اكنون دلم آرام شد ! تا كى اينها حكومت مى كنند و چه وقت از دستشان راحت مى شويم ؟

امام فرمود : نمى دانى هر چيزى مدتى دارد ؟ گفت : بله ! امام فرمود : اگر دانستنش به حالت سودى دارد ، بگويم كه وقتى موقع از بين رفتن حكومت شان شود ، در كمتر از يك چشم بر هم زدن نابود مى شوند . اگر بدانى نزد خدا چه حال و روز بدى دارند ، بيش از پيش با آنها دشمن خواهى شد ! اگر تو يا همه زمينيان بخواهند كه بنى عباس بيش از اين گناه بكنند ، نمى توانند !]گناهى نمانده كه انجام نداده باشند[ . مراقب باش شيطان فريبت ندهد ! عزت از آنِ خدا و رسول و مؤمنان است ، اما منافقان نمى دانند . مى دانى هر كس در انتظار حكومت و فَرَج ما باشد و بر اذيت و آزار دشمنان ، صبر كند ، فرداى قيامت جزء ماست ؟ روزگارى را مى بينى كه حق ، مُرده و حق خواهان از بين رفته اند ، ستم همه جا را فرا گرفته و قرآن كنار گذاشته شده است ، احكامى كه در آن نيست ، به آن منصوب شده و تفسير به رأى مى شود ، همچنين مى بينى كه مانند آب كه راهش را كج مى كند ، دين دچار كجروى و تحريف شده است و باطل گرايان بر حقجويان چيره اند . شر ، ظاهر و آشكار است و از آن نهى نمى شود و ايرادى متوجه افراد شرور نيست !

همچنين مى بينى كه فسق و فجور آشكار شده ، و مردان با مردان و زنان با زنان آميزش جنسى مى كنند . مؤمن ساكت مى شود و سخنش پذيرفته نمى شود اما فاسق دروغ مى گويد ، ولى كسى وى را تكذيب نمى كند ! كوچك ، بزرگ را تحقير مى كند و پيوندهاى خويشاوندى بُريده مى شود . . .

دلائل الامامه از سلمان فارسى آورده است : امير مؤمنان در مدينه برايمان خطبه خواند و از نزديك بودن فتنه خبر داد، سپس قيام قائم ، از فرزندانش ، را برشمرد كه زمين را از عدل پُر مى كند ، چنان كه از ستم آكنده شده بود .

سلمان مى افزايد : پس از آن به تنهايى خدمت امام آمدم و پرسيدم : قائم كى ظهور مى كند ؟ آه سردى كشيد و فرمود: وقتى حكومت به دست كودكان بيفتد ; حق خداى رحمان پايمال شود ; قرآن را با طَرَب و آواز بخوانند . . . نشانه هاى عصر ستم و زمان ظهور را امام برشمرد .

وقتى قرآن به آواز خوانده شود ، و حاكمان عباسى كوردل ، كشته شوند . . . بصره ويران شود ، آن وقت قائم كه از نسل حسين است ، ظهور مى كند . بحار5 52/27


لینک ثابت


تمام منابع مسلمانان تصريح دارند كه پيغمبر به امتش خبر داده است كه در آخر الزمان با يهود جنگ خواهند كرد . به دليل تشابه محتوا و تعابير روايات، اين نبرد در آخر الزمان است و تفاسير آيه « بعثنا عليكم عباداً لنا أولى بأس شديد » مى گويد كه جهادگران، امام مهدى و يارانش هستند .



عبد الرزاق  از ابن عمر آورده است كه رسول خدا فرمود : يهود با شما مى جنگند و بر آنان چيره مى شويد . اگر يهودى پشت سنگى پنهان شده باشد ، سنگ به سخن مى آيد و مى گويد : اى مسلمان ! يك يهودى پشت من پنهان شده ، او را بگير و بكُش !

روايت ديگرى به نقل از عبدالله بن عمرو مى گويد : وقتى عيسى بن مريم(عليه السلام) از آسمان فرو مى آيد و دجال او را مى بيند ، مانند پيه آب مى شود . عيسى(عليه السلام)دجال را مى كشد و يهود از پيرامون دجال پراكنده مى شوند ; حتى اگر يك يهودى پشت سنگى پنهان شده باشد ، سنگ مى گويد : اى بنده مسلمان ! يك يهودى اين جاست . بيا و او را بكُش !

بخارى از عبدالله بن عمر آورده است كه رسول الله فرمود : با يهود خواهيد جنگيد و اگر يكى از آنان پشت سنگى پنهان شده باشد ، مى گويد : اى عبدالله ! اين يهودى پشت من است ، او را بكُش !
ابو هريره از پيغمبر روايت كرده است : قيامت برپا نمى شود مگر پس از آن كه با يهود بجنگيد . اگر يك يهودى پشت سنگى باشد ، سنگ مى گويد : اى مسلمان ! اين يهودى پشت من پنهان شده ، او را بكُش !

مجمع الزوائد آورده است كه رسول خدا فرمود : با مشركان مى جنگيد و بازماندگان شما كنار نهر اردن با دجال مى جنگند . شما شرقى و آنان غربى هستند .

منابع مى گويد : مهدى(عليه السلام) تابوت السكينه ( صندوق آرامش بخش )(1) و اسفارى از تورات را مى آورد و توسط آنها با يهوديان بحث مى كند . اگر اين روايت درست باشد ، زمان آن پس از پيروزى بر يهود و ورود امام به قدس است . در فصل اصحاب امام به نقل از تفسير عياشى  گذشت كه امام باقر(عليه السلام) پس از تلاوت آيه « بعثنا عليكم عباداً لنا أولى بأس شديد » فرمود : اينها قائم و يارانش هستند كه بسيار نيرومندند .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ صندوق عهدى كه خدا به نشانه حكومت «طالوت» فرستاد و موجب آرامش يهود شد. ر.ك : بقره/247 ـ 248 .

از احاديث مربوط به جنگ عيسى(عليه السلام) با دجال فهميده مى شود كه بيشترين پيروان دجال ، از يهوديان هستند . مسند احمد  از جابر بن عبدالله به نقل از پيامبر در حديث طولانى آورده است كه در قدرت دجال زياده گويى و مبالغه شده است اما در همان جا درباره يهود آمده بود : عيسى بن مريم از آسمان فرود مى آيد و سحرگاه مى گويد : اى مردم ! چرا با دجال دروغگوى پليد نمى جنگيد ؟! مى گويند : اين مرد جن زده شده ! راه خود را مى گيرند و مى روند .

در آن موقع نماز برپا مى شود و به عيسى بن مريم(عليه السلام) گفته مى شود : اى روح الله ! پيش نماز باش . مى فرمايد : امام تان بايد پيش نماز شود و برايتان نماز بگزارد . بعد از نماز صبح نزد عيسى(عليه السلام) مى روند . وقتى دجال دروغگو را ببيند ، ( دجال ) مانند نمك در آب، از بين مى رود . عيسى به سوى دجال مى رود و او را مى كشد . اگر يك يهودى پشت درخت يا سنگى پنهان شده باشد ، مى گويد : اى روح الله ! اينجا يهودى است . هر كسى را كه از دجال پيروى كند ، مى كشد .

عبد الرزاق  در حديثى طولانى درباره دجال مى گويد : در مناطق قبل از شام حكمرانى مى كند ، سپس به طرف كوه هاى شام مى آيد و آن جا را محاصره مى نمايد . در آن وقت ، مسلمانانى كه مانده اند ، بر قله كوهى از كوه هاى شام پناه مى گيرند . دجال آنها را محاصره كرده ، خود در دامنه كوه است اما بلا و گرفتارى طول مى كشد . . . آن گاه تاريكى آنان را فرا مى گيرد ، به طورى كه آدمى كف دستش را نمى بيند . در اين وقت عيسى بن مريم مى آيد و چشمان شان را بينا مى كند .

ميان مسلمانان مردى كه لباس جنگى پوشيده ، مى پرسد : بنده خدا ! تو كيستى ؟ مى فرمايد : من عبد الله و رسول خدا و روح و كلمة الله ، عيسى بن مريم هستم . يكى از اين سه راه را انتخاب كنيد : خدا از آسمان بر دجال و سپاهش عذابى فرستد ، يا زمين آنها را فرو ببرد ، يا سلاح شما را بر آنان مسلط سازد و نگذارد با سلاح شان به شما آسيبى برسانند . مى گويند : اى پيامبر خدا ! راه آخر بيشتر دل ما را شاد مى كند . پس در آن هنگام ، يهودى به سبب ترس نمى تواند شمشير را با دستش بلند كند ، حتى اگر بلند قد و تنومند و پُر خور باشد . مردم به طرف يهود مى روند و بر آنها چيره مى شوند . وقتى دجال عيسى بن مريم(عليه السلام) را ببيند ، مانند سرب آب مى شود . عيسى به سويش مى رود و پس از دستگيرى ، او را مى كشد !

ابن حماد  از حذيفة بن يمان از پيامبر حديثى آورده كه داراى مبالغه درباره دجال بوده و مى گويد : در آن اوضاع ، عيسى بن مريم در « ايليا » ( قدس ) فرو مى آيد . در آنجا گروهى از مسلمانان به همراه خليفه خود هستند. پس از آن كه مؤذن براى نماز صبح فرا مى خواند، وجود مردى قوى بنيه اى را به مردم خبر مى دهد كه عيسى بن مريم است .

عيسى از آسمان فرود مى آيد و مردم به او خوش آمد مى گويند و چون حديث رسول الله(صلى الله عليه وآله) با آمدن عيسى(عليه السلام) محقق شده ، خوشحال مى شوند . به مؤذن مى گويد كه اقامه نماز را بگو ; مردم به او مى گويند : پيشنماز ما باش ، عيسى مى گويد : نزد امامتان برويد تا برايتان نماز بگزارد . او پيشوايى نيكوست .

امام برايشان نماز مى گذارد و عيسى همراهشان نماز مى خواند . بعد امام مى رود و مردم را به پيروى از عيسى فرمان مى دهد . عيسى همراه مردم روانه مى شود تا اين كه دجال ايشان را مى بيند و مانند نمك در آب ، از بين مى رود . عيسى به سويش مى رود و به اذن خدا ، او و هر كسى از پيروانش را كه بخواهد ، مى كشد .

دشمنان پراكنده مى شوند و زير سنگ ها و درختان پنهان مى شوند اما سنگ و درخت مى گويد : اى عبدالله ! اى مسلمان ! بيا اين يهودى را كه پشت من مخفى شده بكش ! به جز گياه ديوخار كه گياه يهود است و اگر يهودى زير آن پنهان شود ، به كسى نمى گويد !

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود : اين حديث را براى آن به شما گفتم كه بينديشيد و آگاه شويد و به آن عمل كنيد و براى نسل بعد از خود نقل كنيد و براى همديگر تعريف نماييد كه اين فتنه ، بدترين فتنه است . پس از آن تا زمانى كه خدا بخواهد ، همراه عيسى بن مريم زندگى خواهيد كرد .

ابن حماد از عبد الله بن عمرو عاص آورده است كه رسول خدا فرمود : خبر خروج دجال ، به كسانى كه قسطنطنيه را فتح كرده اند ، مى رسد ، پس به سوى او مى آيند تا در بيت المقدس به او مى رسند ! آن جا را هشت هزاز زن و دوازده هزار جنگجو محاصره كرده اند كه بهترين بازماندگان و صالح ترين انسان ها هستند . ابرى مه آلود بر سرشان سايه افكنده است ، هنگام صبح ، مِهْ برطرف مى شود و مى بينند كه عيسى بن مريم آنجاست . وقتى كه امام مى خواهد نماز بگزارد ، عيسى بن مريم مى آيد و پشت سر امام نماز مى خواند و به آنان احترام مى گذارد . بعد سوى دجال كه آخرين نَفَس هايش را مى كشد ، مى رود و ضربه اى به او مى زند و كشته مى شود . در اين وقت زمين به سخن مى آيد و هر سنگ و درخت و شيئى خواهد گفت : اى مسلمان ! اين يهودى پشت من پنهان شده ، او را بكُش ; جز گياه ديوخار كه درختى يهودى است !

از مشهورترين احاديث منابع سنى ، روايت مُسْلم و ديگران از پيامبر است كه مى فرمايد : قيامت برپا نمى شود مگر پس از آن كه مسلمانان با يهود بجنگند و آنها را بكشند . اگر يهودى پشت سنگ يا درختى پنهان شده باشد ، مى گويد : اى مسلمان ! اين يهودى پشت من پنهان شده است. بيا او را بكُش ; مگر گياه ديوخار كه درخت يهود است .

هفتاد هزار يهودى اصفهانى كه ردا پوشيده اند ، پيرو دجال اند .

عبدالرزاق  از يحيى بن ابى كثير آن را روايت كرده و مى گويد : بيشتر پيروان دجال ، از يهوديان اصفهان هستند .


لینک ثابت

وجود مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ، اروحناله الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهی با آن امام منصور برای گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکی از آرزوهای بزرگ خود می دانند، (2) تا جایی که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتی می دهند...

 

وجود مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ، اروحناله الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهی با آن امام منصور برای گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکی از آرزوهای بزرگ خود می دانند، (2) تا جایی که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتی می دهند:

«اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد» (3)

خداوند پاداش ما را در عزای مصیبت حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانی که به همراه ولی اش امام مهدی از آل محمد: به خونخواهی او برمی خیزند قرار دهد.

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدی(ع) برای شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتی که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة الله الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطی جدایی ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزای سرور آزادگان به بخشی از معارف ارزشمندی که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدی(ع) رسیده است اشاره کنیم:

1. نسب مهدی(ع)

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روایتهای متعددی به این موضوع که حضرت مهدی(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده اند که از جمله آنها روایتی است که در زیر آمده است:

«دخلت علی جدی رسول الله (ص) فاجلسنی علی فخذه و قال لی: ان الله اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فی الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوی خود نشانده و فرمود: ای حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

این موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیاری ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهی را برطرف می سازد.

«دخلت علی النبی (ص)فاذاالحسین علی فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت سیدابن سیدانت، امام ابن امام، نت حجة ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالی که حسین را بر زانوی خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه می زند و می فرماید: تو آقایی فرزند آقایی ، تو امامی فرزند امامی، تو حجتی فرزند حجتی ، تو پدر حجتهای نه گانه ای، از نسل تو نهمین حجت و قیام کننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت گستری مهدی(ع)

عدالت و تشکیل جامعه ای بر اساس عدل از آرمانهای همیشگی بشر بوده و در طول هزاران سالی که از زندگی انسان بر کره خاک می گذرد و صدها و هزاران نفر در پی تحقق این آرمان، بشریت خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده اند، اما جز در مقاطع کوتاهی از زندگی بشر و آن هم در سرزمینهای محدود هرگز این آرمان بدرستی تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویی دست نیافتنی برای انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایی که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکی از بزرگترین رسالتهای امام مهدی(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعی را تنها در سایه حکومت او امکان پذیر دانسته اند.

از جمله این روایتها روایتی است که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

«لولم یبق من الدنیاالا یوم واحد، لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله (ص) یقول » (6)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانی می گرداند که مردی از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامی اسلامی (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان می کنند:

«... و جعل من صلب الحسین(ع) ائمة یقومون بامری ...التاسع منهم قائم اهل بیتی، مهدی امتی، اشبه الناس بی فی، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما.» (7)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانی قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا می دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدی امتم می باشد. او شبیه ترین مردمان است به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم ، ظاهر می شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار می سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز می کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

3. صابران در غیبت مهدی(ع)

یکی از ارکان انتظار فرج صبر و پایداری است و انسان منتظر در واقع کسی است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل می کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمی دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت بسیاری برای صبرپیشگان در زمان غیبت بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه ادای تکلیف الهی است در بیان مقام منتظرانی که صبر و شکیبایی پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایداری می ورزند می فرماید:

«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، و آخرهم التاسع من ولدی، و هوالقائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها، و یظهر به دین الحق علی الدین کله، ولو کره المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متی هذاالوعد ان کنتم صادقین »،اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهدبالسیف بین یدی رسول الله (ص)» (8)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدی وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده می کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه می دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. برای او غیبتی است که گروهی در آن از دین خدا بر می گردند و گروهی دیگر بر دین خود ثابت می مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها می گویند:

«پس این وعده چه شد اگر راست می گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسی است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهای بی شماری در روایات ما که برای منتظران فرج بر شمرده اند به اعتبار همین صبر و شکیبایی و تحمل مشکلاتی است که منتظران واقعی فرج بر خود هموار می کنند. چنانکه در روایتی که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

«...فلا یستفرنک الشیطان، فان العزة لله ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی ، یری من الاذی والخوف، هو غدا فی زمرتنا...» (9)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمی دانند ، آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعی آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که می بیند شکیبایی ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

4. خصال مهدی(ع)

حضرت مهدی(ع) عصار و فشرده عالم هستی (10) و وارث همه انبیاء اولیاء الهی است، و خداوند متعال همه خصال نیکویی را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایی دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهای بسیاری وارد شده که از جمله آنها می توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

«فی القائم منا سنن من الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من موسی و سنة من عیسی ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسی: فالخوف والغیبة; و اما من عیسی: فاختلاف الناس فیه، واما من ایوب: فالفرج بعدالبلوی; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف.» (11)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایی از پیامبران الهی وجود دارد; سنتی از نوح ، سنتی از ابراهیم ، سنتی از عیسی ، سنتی از ایوب: و سنتی از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده ماندن ولادت و کناره گیری از مردم ، از موسی، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسی اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .

پی نوشتها:

1. ر. ک: قمی ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعای ندبه ، اصل عبارتی که در دعای مزبور آمده چنین است:
«این الطالب بدم المقتول بکربلاء»
2. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشی از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد:»
3. همان جا
4. القندوزی، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة الحیدریة، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص 659 ، ح 688 .
5. حسینی ترمذی ، محمد صالح ، مناقب مرتضوی ، ص 139 ، به نقل از: قرشی،علی اکبر، اتفاق در مهدی موعود7، ص 35
6.الشیخ الصدوق،ابوجعفرمحمدبن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق، ج 1 ، ص 317 ، ح 4; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح 693 .
7. همان ، ج 1، ص 257 ، به نقل از: حکیمی، محمد ، عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، 1374 ، صص 36-35.
8 . همان ، ج 1، ص 317 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، صص 666- 655، ح 703.
9. الکلینی ، محمدبن یعقوب، الکافی ، ج 8 ، ص 37، به نقل از حکیمی،محمد، همان، ص 293 .
10. در برخی از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدی(ع) تفسیر شده است.
11. علم الیقین ، ج 2 ، ص 793 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص 669- 668، ح 710 .


لینک ثابت

درسال‏ هزار و ۲۸۰ به قصد حجّ بیت اللّه‏ الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاجى صفر على تاجر تبریزى منزل کردم، چون قافله‏ اى براى حجّ نیافتم متحیّر مانده بودم، تا اینکه . . .

حکایت سیّد احمد رشتى و تشرّفش خدمت امام زمان(ع) از حکایات معروف و مورد اطمینان علماء مى‏باشد و مرحوم شیخ عبّاس قمى‏ قدس سره نیز آن را در مفاتیح‏ الجنان نقل نموده، و ما در اینجا این تشرّف را از کتاب عبقرىّ الحسان آورده ‏ایم که در آنجا بعد از ذکر تعداد زیادى از راویان موثّق این حکایت را از قول خود سیّد احمد رشتى به این صورت بیان مى‏کند:

سیّدگفت: من‏ درسال‏ هزار و 280 به قصد حجّ بیت اللّه‏ الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاجى صفر على تاجر تبریزى منزل کردم، چون قافله‏ اى براى حجّ نیافتم متحیّر مانده بودم، تا اینکه حاجى جبّار جلو دار سده ى اصفهانى بار برداشت به قصد طبروزن من نیز از او حیوانى کرایه کردم و با او همراه شدم، چون به منزل اوّل رسیدیم سه نفر دیگر با ما همراه شدند، و آنها عبارت بودند از:

حاجى ملاّباقر تبریزى حجّه فروش، حاجى سیّدحسن تاجر تبریزى و حاجى على نامى که خدمت مى‏کرد، پس به اتّفاق روانه شدیم تا رسیدیم به ارزنةالرّوم و از آنجا به طربوزن، در یکى از منازل بین این دو شهر حاجى جبّار جلودار نزد ما آمد و گفت: این منزلى که فردا در پیش داریم بسیار مخوف و وحشتناک است، امشب کمى زودتر بار کُنید تا همراه قافله‏ هاى دیگر باشید، پس ما تقریباً دو ساعت و نیم یا سه ساعت به صبح مانده به اتّفاق حرکت کردیم، به اندازه نیم تا سه ربع فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که هوا تاریک شد و برف سنگینى شروع به باریدن کرد و به همین علّت هر کدام از رفقا سر خود را پوشانیدند و مرکب خود را تند راندند، من نیز هرچه کردم که با آنها بروم ممکن نشد، تا اینکه آنها رفتند و من تنها ماندم و آنها را گُم کردم، از اسب خود پیاده شدم و در کنار جاده نشستم، بسیار مضطرب و نگران بودم، چون قریب 600 تومان براى مخارجم همراه داشتم، بعد از تأمّل و تفکّر زیاد تصمیم گرفتم که در همین مکان بمانم تا صبح شود و سپس یا به منزل قبلى برگردم و یا از آنجا چند محافظ اجیر کنم و به قافله ملحق شوم.

در این فکر بودم که ناگاه دیدم در مقابلم باغى است و در آن باغ باغبانى بیلى در دست دارد که با آن به درختان مى‏زند تا برف هاى درختان بریزد، سپس او پیش آمد و با کمى فاصله ایستاد و به من فرمود:

تو کیستى؟ عرض کردم: رفقایم رفته‏ اند و من مانده‏ ام و راه را گم کرده‏ ام،
به زبان فارسى به من فرمود: نافله (نمازشب) بخوان تا راه را پیدا کنى، من مشغول خواندن نافله شدم، پس از فارغ شدن از نافله و تهجّد بار دیگر آمد و فرمود: نرفتى؟


گفتم: واللّه راه را نمى‏دانم، فرمود: جامعه بخوان تا راه را پیدا کنى، (سیّد احمد رشتى گوید من زیارت جامعه را حفظ نبودم و هنوز هم حفظ نیستم) امّا با دستور ایشان از جاى برخاستم و تمام جامعه را از حفظ خواندم، وقتى تمام شد بار دیگر آمد و فرمود: نرفتى؟

من بى‏ اختیار شروع کردم به گریه کردن و گفتم آرى هنوز نرفته ‏ام، راه را بلد نیستم، فرمود: عاشورا را بخوان. (و من زیارت عاشورا را نیز حفظ نبودم و تاکنون نیز حفظ نیستم) امّا بلند شدم و از حفظ مشغول خواندن زیارت عاشورا و علقمه شدم، بار دیگر آمد و فرمود: نرفتى، هستى،
گفتم: نه نرفتم، تا اینکه صبح شد، فرمود: اکنون تو را به قافله مى‏رسانم، و سپس رفت و اُلاغى آورد و سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و فرمود: پشت سر من بر اُلاغ من سوار شو (و عنان اسبت را بگیر تا همراه ما بیاید)

من سوار شدم و عنان اسبم را کشیدم امّا اسب حرکت نمى‏ کرد، فرمود عنان را به من بده، سپس بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را با دست راست گرفت، اسب کاملاً رام شد و حرکت کرد، همانطور که سوار بر اُلاغ بودیم دستش را به زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى‏ خوانید؟، نافله نافله نافله، و سه مرتبه این سخن را تکرار فرمود.

و بار دیگر فرمود: شما چرا عاشورا نمى‏خوانید؟ عاشورا عاشورا عاشورا و این سخن را نیز سه مرتبه تکرار فرمود، و بعد از آن فرمود: شما چرا جامعه نمى‏خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه


ناگاه برگشت و فرمود: این هم رفقایت، دیدم آنها بر لب نهر آبى فرود آمده بودند و مشغول وضو ساختن براى نماز صبح بودند، من از اُلاغ پائین آمدم و خواستم سوار بر اسب شوم نتوانستم، پس آن جناب پیاده شد و مرا بر اسب سوار نمود و سر اسب را به طرف رفقایم (و پشت به خودش) برگردانید، من در این حال به فکر افتادم که این شخص چه کسى بود که به زبان فارسى صحبت مى‏کرد؟ درحالى که در این نواحى زبانى جُز ترکى و مذهبى جز مسیحى غالباً وجود ندارد، و چگونه با این سرعت مرا به رفقایم رسانید؟ پس چون برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم احدى را ندیدم و اثرى از او پیدا نبود.


لینک ثابت

 

مدتی است که به گوش می رسد، دیگر نماز جماعت در نمازخانه ی ادارات و مراکز برگزار نمی شود، علت را جویا شدیم و فهمیدیم که امام جماعت و آن مراکز، بر سر قیمت توافقشان نشده و امام جماعت دیگر نمی آید.



این روزها جوانانی را می بینی که تا دیر وقت به عزاداری برای امام حسین(ع) می پردازند و وقتی به خانه می آیند از شدت خستگی نماز صبحشان قضا می شود.

جالب است بدانید که برخی از خانم ها در شب عروسی خود و یا اطرافیانشان، برای اینکه هزینه ی زیادی صرف آرایششان کرده اند، دیگر نمی توانند وضو بگیرند و در آن شب از نماز خبری نیست.

رسول اکرم(ص)  در وصف اوضاع نماز و نمازگزاران آخرالزمانی می فرمایند:
«نمازها تباه می شود و مردم به دنبال شهوت ها رفته از هوای نفس پیروی می کنند.»(1)
امام علی (ع) نیز در این مورد می فرمایند:
«در مورد نماز صبح سستی می کنند.»(2)
«نماز را ضایع می کنند.»(3)

جماعت بی جماعت
هم چنین امام علی(ع) در مورد نماز جماعت در مساجد در روزهای آخرالزمان می فرمایند:
«برای نزاع و جدال، نمازها از مساجد برچیده شود.»(4)

و امام صادق(ع) در این مورد می فرمایند:
«نماز (جماعت) با اجرت خوانده می شود و اذان با اجرت گفته می شود.»(5)
نماز برای ریا
روزی مردی مشغول نماز خواندن با سوز و آه بود، همان لحظه شخصی وارد اتاق می شود و می گوید به به چه نمازی، مرد همان دم برمی گردد و می گوید: تازه روزه هم هستم؛ شاید در نگاه اول این گونه حکایات به نظر خنده دار بیاید اما شاید حکایت برخی از مردم زمانه ما باشد.

امام علی(ع) در مورد ریا در نماز می فرمایند:
«نماز را برای ریا و تظاهر می خوانند.»(6)
«نمازگزار برای مردم نماز می گزارد. (نه برای خدا).»(7)


آنچه باید باشد
نماز در اسلام به عنوان ستون دین(8) نشانه ایمان (9) نور مؤمن(10) و پرچم اسلام(11)شناخته و نخستین حکمی است که خداوند بر بندگانش واجب کرده است.(12) و به قول رسول خدا(ص) نماز سفره ی گسترده ی در زمین است که خداوند آن را روزی پنج مرتبه بر اهل رحمتش گوارا نموده است.(13)

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:هرگاه کسی به نماز بایستد، رحمت الهی از آسمان بر او نازل می شود و فرشتگان، اطراف او را احاطه می کنند؛ فرشته ای می گوید: اگر این نمازگزار ارزش نماز را می دانست، هیچ گاه از
نماز منصرف نمی شد.(14)

نماز جماعت
در روایات، نماز جماعت بیست و پنج برابر نماز فرادا(15) ارزش دارد و برای آن آداب و ثواب های دنیوی و اخروی بسیاری برشمرده اند.

از پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: هر کس نماز صبح را به جماعت به جا آورد سپس تا طلوع خورشيد به ذکر خداوند بي‌نياز و بلندمرتبه بپردازد در بهشت هفتاد درجه خواهد داشت و مابين هر درجه‌اي به اندازه‌اي است که اسب دونده عالي و خوش تربيت هفتاد سال بتازد و کسي که نماز ظهر را به جماعت بخواند در بهشت جاويد، پنجاه درجه خواهد داشت و فاصله بين درجات او به اندازه تاختن پنجاه ساله اسب عالي خواهد بود و هر کس نماز عصر را به جماعت بخواند ثواب آزادکردن هشت نفر از فرزندان اسماعيل را خواهد داشت که هر يک از آن‌ها صاحب خانه‌اي باشند و کسي که نماز مغرب را به جماعت بخواند گويا يک حج و يک عمره مقبول به جا آورده است و هر کس نماز عشاء را به جماعت بخواهد مانند اين است که شب قدر را شب زنده‌داري نموده است.‌‌(16)


ریا مبطل نماز
همان طور که می دانید ریا از رذایل اخلاقی است و این ویژگی در نماز هم می تواند وجود داشته باشد. در شرع اسلام ریا یکی از مواردی است که باعث باطل شدن نماز می گردد و نماز ریاکار مورد قبول نمی باشد.


پی نوشت:
1.       الزام الناصب ص182؛ روزگار رهایی 794
2.       همان، ص21؛ روزگار رهایی743
3.       روزگار رهایی770؛ سوره مریم آیه59
4.       بحارالانوار،ج52،ص259و 264؛ روزگار رهایی ص802
5.       بحارالانوار، ج52، ص259؛ روزگار رهایی ص809
6.       بحارالانوارج52، ص258؛ به نقل از روزگار رهایی810
7.       الملاحم و الفتن، ص64؛ به نقل از روزگار رهایی،ص922
8.       ميزان الحكمه، ج5 ص370.
9.       شهاب الاخبار، ص59.
10.   شهاب الاخبار، ص50.
11.   كنز العمال، ج7 ص279.
12.   کنز العمال، ج 7، ح 1885
13.   مستدرك الوسائل، ج1 ص170.
14.   اصول کافی، ج 3، ص 265
15.   وسائل الشیعة، ج 5، ص 374
16.   امالي، شيخ صدوق، ص 41؛ بحار، ج 85، ص 436.

 


لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران