در عصر روزی که با روز ظهور فاصله ی زیادی ندارد و آن روز مصادف شده با دحوالارض و روزی است که در احادیث ذکر شده به عنوان روز قیام آقا امام زمان عج .... و می توان گفت:: شاید این جمعه بیایید.... شاید »»» اللهم عجل الولیک الفرج صدای زمزمه های حضور را در میان بغض های هر شبم می شنوم. ولی تمام جمعه های خوب من تهی زآمدنت. غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت و نم نم سپید اشک روی گونه ام روان، آمد و برفت تو باز هم نیامدی . خسته ام! ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار و خسته از ستم،از گناه های شیعیان وباز هم... وجمعه جمعه ندبه ام وندبه ندبه اشک وآه وباز هم ...وبازهم...وباز هم نیامدی. بیا وبا دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن بیا وباز هم بپاش رنگ عشق رنگ آبی حقیقتی را به روی ای کاش های کاش من. دلم بسی گرفته است...بهر سالهای باتو بودن ونبودنت، از تو خواندن وندیدنت،از تو گفتن و... . خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماغندنی. سخت ومبهمی انتهای انتها. در جواب وحل تو وامانده ام.هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور. بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دلهای بی قرارمان شده است. امید روح خفته ام بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار. به بغض های بی امان به انتظارو انتظار وانتظار.
شاره: هزاره گرايى ميراث قديم اديان است كه امروزه در جوامع مسيحى بيش از ساير جوامع تجلى يافته است. در قسمت اول اين مقاله نويسنده به بررسى جريان منجى گرايى در آيين يهود و مسيحيت پرداخته و به تفصيل در مورد انتظار در مسيحيت و ريشه هاى هزاره گرايى مسيحى سخن گفت. اشاره: هزاره گرايى ميراث قديم اديان است كه امروزه در جوامع مسيحى بيش از ساير جوامع تجلى يافته است. در قسمت اول اين مقاله نويسنده به بررسى جريان منجى گرايى در آيين يهود و مسيحيت پرداخته و به تفصيل در مورد انتظار در مسيحيت و ريشه هاى هزاره گرايى مسيحى سخن گفت. در اين قسمت از مقاله نويسنده پس از اشاره مختصرى به برخى از رگه هاى هزاره گرايى در آيين اسلام به بررسى بازتابهاى عينى هزاره گرايى در اعصار جديد مى پردازد. هزاره گرايى در جهان اسلام پژوهشگران دريافته اند كه هزاره گرايى تقريبا در همه فرهنگهاى دينى و اجتماعى جهان يافت مى شود. برخى از مسلمانان نيز تصور كرده اند كه قرآن مجيد نيز در آيه اى از هزاره گرايى سخن گفته است: يدبر الامر من السماء ثم يعرج اليه فى يوم كان مقداره الف سنة مما تعدون (1) برخى از مفسران اين آيه را مربوط به روز قيامت مى دانند، در حالى كه روز قيامت از نظر قرآن پنجاه هزار سال است. (2) اينك به نشانه هاى از وجود هزاره گرايى در جوامع اسلامى اشاره مى كنيم: 1- مسلمانان از همان آغاز، پايان جهان و فرارسيدن روز داورى را نزديك مى دانستند. پس از چندى، برخى گفتند كه عمر جهان 6000 سال است و حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، در ميانه هزاره ششم برانگيخته شده و عمر اسلام 500 سال خواهد بود. پس از سپرى شدن آن مدت و پايان نيافتن جهان، گفته شد عمر جهان 7000 سال است و حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، در آغاز هزاره هفتم مبعوث شده و عمر اسلام 1000 سال خواهد بود. ارقام ديگرى نيز در زمانهاى گوناگون مطرح شده است. (3) برخى از عارفان فاصله ميان رحلت حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، تا 1000 سال پس از آن را «روز محمدى » ناميده اند. (4) 2- بابا طاهر عريان كه در حدود سال 1000 م. (برابر با 391 ق.) به دنيا آمده، مى گويد: مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم چو نقطه بر سر حرف آمدستم به هر الفى الف قدى بر آيه الف قدم كه در الف آمدستم 3- حكيم خاقانى شروانى مى گويد: گويند كه هر هزار سال از عالم آيد به وجود اهل وفايى محرم آمد زين پيش و ما نزاده ز عدم آيد پس از اين و ما فرو رفته به غم (5) 4- از اواخر قرن نهم هجرى اين باور ميان گروهى از مسلمانان پيدا شده بود كه بدن حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، تنها 1000 سال در قبر مى ماند و نشانه هاى قيامت و قيام حضرت مهدى، عليه السلام، و ظهور دجال در قرن دهم خواهد بود. جلال الدين سيوطى، دانشمند بزرگ مصر (متوفاى 930 ق.) كه شاهد گسترش اين گرايش بوده، نادرستى آن را در رساله اى به نام «الكشف عن مجاوزة هذه الامة الالف » اثبات كرده است (6) . 5- دروزيان لبنان معتقدند كه الحاكم بامرالله، بنيانگذار آن فرقه كه از پادشاهان فاطمى مصر بوده، در سال 411 ق. (1021 م.) بدون اينكه تكمه هاى لباسش باز شود، از ميان آنها بيرون آمده و به آسمان رفته است. آنان مى گويند وى 1000 سال پس از صعود خود، يعنى حدود بيست سال ديگر، به زمين باز خواهد گشت. 6- هنگامى كه سال 1000 ق. نزديك مى شد، مدعيان بى شمارى در كشورهاى اسلامى پيدا شدند. اكبر شاه از پادشاهان مسلمان هندوستان مدعى شد كه عمر اسلام از بعثت حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، تا هزار سال است. وى مى گفت: از آنجا كه بعثت سيزده سال پيش از هجرت بوده، سيزده سال قبل از سال 1000 پايان اسلام است و نوبت به آيين تازه اى مى رسد كه وى آن را اعلام مى كند. اكبر شاه به كمك يكى از دانشمندان عصر خود، با درهم آميختن چند دين، چيزى به نام «دين الهى » يا «آيين اكبرى » را پديد آورد و آن را بر مردم تحميل كرد. اين مكتب صلح كل (7) را تبليغ مى كرد و پس از درگذشت اكبر شاه، از رونق افتاد. 7- در سال 1260 ق. هنگامى كه 1000 سال از وفات حضرت امام حسن عسكرى، عليه السلام، گذشته بود، فردى به نام «سيد على محمد شيرازى » برخاست و مدعى شد كه باب حضرت امام زمان، عليه السلام، است. او پس از چندى خود را مهدى منتظر خواند و سرانجام ادعاى نبوت كرد. وى مى گفت از سال 260 ق. كه سال درگذشت امام يازدهم است، دوران فترت 1000 ساله اى آغاز شده و اكنون آن دوران پايان يافته و عصر جديدى فرا رسيده است. همچنين او وجود امام دوازدهم را انكار كرد و گفت خود وى امام دوازدهم است. عبارات عجيب و غريبى را نيز ساخت و آنها را به عنوان وحى به مردم نشان داد. اين فرد بابيگرى پديد آورد و فتنه هايى كرد كه در تاريخ ثبت شده است. علماى اسلام وى را دوبار محاكمه كردند. او در نخستين محاكمه، به علت احتمال جنون و نوشتن توبه نامه، تبرئه شد. وى توبه خود را شكست و باز هم آن نغمه ها را ساز كرد و به همين دليل در محاكمه مجدد به اعدام محكوم گرديد و در شهر تبريز به دار آويخته شد. بابيگرى بعدا به بهاييگرى تحول يافت. 8- در سال 1336 ش. كتابى به نام پيشگوييهاى علمى قرآن و اعلام شروع هزاره آخر دنيا نوشته شخصى به نام دكتر سيد صادق تقوى در تهران منتشر شد. در اين كتاب 200 صفحه اى مى خوانيم كه واپسين هزاره جهان در سال 1331 ق. برابر با 1291 ش. و 1912 م. آغاز شده است. ششصد و شصت و شش دومين عدد كتاب مكاشفه يوحنا، عدد666، معروف به «عدد وحش » است كه فكر بشر را به مدت تقريبا دو هزار سال مشغول كرده است: (8) ... و ديدم وحشى از دريا بالا مى آيد كه ده شاخ و هفت سر دارد و بر شاخهايش ده افسر و بر سرهايش نامهاى كفر است. و آن وحش را كه ديدم مانند پلنگ بود و پايهايش مثل پاى خرس و دهانش مثل دهان شير و اژدها قوت خويش و تخت خود و قوت عظيمى به وى داد. و يكى از سرهايش را ديدم كه تا به موت كشته شد و از آن زخم مهلك شفا يافت و تمامى جهان در پى اين وحش در حيرت افتادند. و آن اژدها را كه قدرت به وحش داده بود، پرستش كردند و وحش را سجده كرده، گفتند كه كيست مثل وحش و كيست كه با وى مى تواند جنگ كند. و به وى دهانى داده شد كه به كبر و كفر تكلم مى كند و قدرتى به او اعطا شد كه مدت چهل و دو ماه عمل كند. پس دهان خود را به كفر بر خدا گشود تا بر اسم او و خيمه او و سكنه آسمان كفر گويد. و به وى داده شد كه با مقدسين جنگ كند و بر ايشان غلبه يابد و تسلط بر هر قبيله و قوم و زبان و امت بدو عطا شد. و جميع ساكنان جهان، جز آنانى كه نامهاى ايشان در دفتر حيات بره اى كه از بناى عالم ذبح شده بود مكتوب است، او را خواهند پرستيد. اگر كسى گوش دارد بشنود. اگر كسى اسير نمايد به اسيرى رود و اگر كسى به شمشير قتل كند مى بايد او به شمشير كشته گردد.در اينجاست صبر و ايمان مقدسين. و ديدم وحش ديگرى را كه از زمين بالا مى آيد و دو شاخ مثل شاخهاى بره داشت و مانند اژدها تكلم مى نمود. و با تمام قدرت وحش نخست در حضور وى عمل مى كند و زمين و سكنه آن را بر اين وا مى دارد كه وحش نخست را كه از زخم مهلك شفا يافت بپرستيد. و معجزات عظيمه به عمل مى آورد تا آتش را نيز از آسمان در حضور مردم به زمين فرود آورد. و ساكنان زمين را گمراه مى كند به آن معجزاتى كه به وى داده شد كه آنها را در حضور وحش بنمايد و به ساكنان زمين مى گويد كه صورتى را از آن وحش كه بعد از خوردن زخم شمشير زيست نمود بسازند و به وى داده شد كه آن صورت وحش را روح بخشد تا كه صورت وحش سخن گويد و چنان كند كه هر كه صورت وحش را پرستش نكند، كشته گردد. و همه را از كبير و صغير و دولتمند و فقير و غلام و آزاد بر اين وا مى دارد كه بر دست راست يا بر پيشانى خود نشانى گذارند. و اينكه هيچ كس خريد و فروش نتواند كرد جز كسى كه نشان يعنى اسم يا عدد اسم وحش را داشته باشد. در اينجا حكمت است پس هر كه فهم دارد عدد وحش را بشمارد زيرا كه عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است. (9) مفسران مسيحى همواره براى شناسايى وحش كتاب مكاشفه تلاش كرده و افرادى را نشان داده اند كه نرون، قيصر آزاردهنده مسيحيان مناسبترين آنهاست. تركيب عبرى «نرون قسر» (يعنى «نرون قيصر») به حساب ابجد با666 برابر است. برخى از تفسيرهاى ديگر عدد666 در ادامه مقاله خواهد آمد. در همه پيشگوييهاى مربوط به آخرالزمان خبرهاى وحشتناك و نگران كننده اى وجود دارد. وصف اين فتنه ها در هوديت به گونه اى بود كه در گذشته برخى از بزرگان يهود از ترس مقدمات ظهور موعود آخرالزمان، دعا مى كردند خدا ظهور را در عصر آنان قرار ندهد! (10) درميسحيت گفته مى شود در آخرالزمان هنگامى كه شيطان آزادى مجدد به دست مى آورد، آشوب و ناامنى جهان را فرامى گيرد و ستمكارانى ظاهر مى شوند و جنگهاى خونينى در سراسر جهان درمى گيرد. مسلمانان نيز با استفاده از آيه شريفه: احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون (11) پيوسته نگران فتنه هاى آخرالزمان بوده اند و اصطلاح «فتنه » از آغاز اسلام در عرف مسلمانان بسيار رواج داشته است. در مجموعه هاى حديثى قديم جهان اسلام مانند صحيح بخارى كه در قرن سوم هجرى نوشته شده، بخشى به نام «كتاب الفتن » وجود دارد كه از آشوبهاى آخرالزمان سخن مى گويد. اين گونه احاديث «ملاحم » ناميده مى شوند. ملاحم جمع «ملحمة » به معناى جنگ است. هرمجدون (12) جايى به نام «هرمجدون » به عنوان ميدان جنگ آخرالزمان در كتاب مكاشفه 16:16 آمده است. هرمجدون براى مسيحيان بسيار اهميت پيدا كرده است و كارشناسان حدس مى زنند كه در سال 2000 بيش از ده ميليون گردشگر به مناسبت ورود به هزاره جديد از اين مكان ديدار كنند. دولت غاصب فلسطين نيز در آنجا پاركها و هتلهايى ساخته و شرايط را آماده كرده است. بازار گرم هزاره گرايى ميان مسيحيان ساده دل، مبالغ هنگفتى را نصيب صهيونسيتها مى كند. دجال (13) «دجال » در زبان عربى به معناى «آب طلا» است و به همين علت، افراد بسيار دروغگو كه باطل را حق جلوه مى دهند، «دجال » ناميده مى شوند. دجال ستمكارى است كه در آخرالزمان مردم را گمراه خواهد كرد و در هر سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام مطرح شده است. گاهى افرادى در هر سه جامعه دينى مى گويند: دجال تولد يافته و زنده است. براى مثال گفته مى شود: حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، وى را ديد و فرمود اين دجال است كه دنيا را پر از آشوب و فتنه مى كند. نگرانى مردم از دجال بدان اندازه بود كه خليفه دوم هنگام فتح شام، از علماى اهل كتاب درباره دجال پرسيد. نام دجال نزد افراد و جوامع دينى پيوسته مطرح بوده است و برخى از كتابها و فيلمها نام «دجال » را بر خود دارند. «دجال » لقب دغلبازى است كه نزد يهوديان «آرميلوس » و نزد مسلمانان «صائد بن صيد» ناميده مى شود. همچنين در اسلام فردى به نام «سفيانى » مطرح است و گاهى شخص او را نشان داده اند! برخى از فرقه هاى انجيلى (14) تشكيل دولت اسرائيل را نشانه ظهور عيسى مى دانند و معتقدند براى شتاب دادن به ظهور، بايد دست صهيونيستها را باز گذاشت. در مقابل اين فرقه ها فرقه هايى هستند كه با اين افكار مبارزه مى كنند، مانند Understanding (EMEU) Evangelicals for Middle East يعنى «پيروان انجيل براى فهم مساله خاورميانه » كه در سال 1986 م. بنيانگذارى شده است. نويسنده اى به نام دنالد واگنر كتابى را در ابطال آن افكار نوشته است. (15) در جستجوى دجال از گذشته هاى دور برخى از شخصيتهاى دينى و سياسى جوامع مسيحى، «دجال » معرفى شده اند; مخصوصا پاپها و پادشاهان اروپا هنگامى كه با يكديگر اختلاف پيدا مى كردند، اين عنوان را به يكديگر نسبت مى دادند. لوتر پس از آن كه در برابر كليساى كاتوليك قيام كرد و مورد تكفير پاپ قرار گرفت، دستگاه پاپى را «دجال » ناميد. اينك چند نمونه از نامزدهاى بى شمار عنوان «دجال » يا «وحش نشاندار666»، آتش افروز و دغلبازى كه مجروح مى شود، ولى از خطر مرگ مى رهد: - ناپلئون و هيتلر، به خاطر جنگ افروزى; - ميخائيل گورباچف، به خاطر نشان ماه گرفتگى كه بر پيشانى دارد; - هنرى كيسينجر، وزير خارجه اسبق امريكا كه يك صهيونيست فريبكار است; - رنالد ريگان، رئيس جمهور امريكا و طراح «جنگ ستارگان » كه نامهاى 6 حرفى او Reagan) (Ronald Wilson نشان دهنده رمز666 است; - صدام، به سبب گردنكشى و عدم توجه به خواست جامعه جهانى هنگام اشغال كويت; - پاپ ژان پل دوم، مخصوصا به خاطر زخمى شدن بر اثر سوء قصدى كه به جان وى شد و رفع خطر مرگ از او; همچنين برخى از تواناييهاى جديد بشر، مانند شكستن هسته اتم، تسخير فضا، اختراع ماهواره و طراحى شبكه هاى جهانى كامپيوتر نشانه يك تحول جهانى و ظهور دجال به شمار رفته است. گروهى نيز گفتند نشان «بار كد» بر بسته بندى اجناس همان «دجال » يا «وحش 666» است; زيرا در كتاب مكاشفه مى خوانيم كه آن وحش همه خريد و فروشها را در اختيار مى گيرد. به توصيه اين گروه، باركد را بايد نابود كرد. اينك عبارت كتاب مكاشفه يوحنا را مجددا مى آوريم: هيچ كس خريد و فروش نتواند كرد جز كسى كه نشان يعنى اسم يا عدد اسم وحش را داشته باشد. در اينجا حكمت است پس هر كه فهم دارد عدد وحش را بشمارد زيرا كه عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است (16) شور و هيجان سال 1000 و 2000 م. شور و هيجان انتظار بازگشت حضرت عيسى مسيح، عليه السلام، در حدود سال 1000 م. بالا گرفت. گروهى از مردم زندگى خود را تغيير داده، اموالشان را به فقرا بخشيدند. آنان از هر نظر آماده استقبال از حضرت عيسى، عليه السلام، بودند، ولى سال 1000 م. به آرامى گذشت. دوباره براى سال 1500 م. انتظارى پيش آمد. آن سال نيز بدون هيچ مساله اى پايان يافت. در آستانه سال 2000 م. نيز ديديم كه شور و التهاب و اشتياق در جوامع مسيحى چه غوغايى به پا كرده بود. مسيحيان منتظر، بويژه در ايالات متحده امريكا، فرقه هاى مذهبى عجيب و غريبى درست كرده و به رسوم و آيينهاى شگفت آورى روى آورده بودند. برخى از اين فرقه ها براى پيوستن به حضرت عيسى، عليه السلام، خودكشى كردند. فرقه هايى نيز از پيامهاى «بانوى فاتيما» در1917م. الهام گرفتند. رسانه ها نيز مسائل و بحرانهاى اين فرقه ها را گزارش مى كردند و طبعا براى فرارسيدن زمان نوميدى و سرخوردگى آنان پس از سال 2000، بايد منتظر اخبار اندوهبارى باشيم. مركز مطالعات هزاره اى (17) درايالات ماساچوست امريكا به پژوهش در اين امور پرداخته بود. سايت كامپيوترى اين مركز يك ساعت و تقويم الكترونيك كم شونده را به كار گرفته بود كه به سوى ساعت صفر ظهور، يعنى آغاز سال 2000، حركت كرد و نشان داد كه چند روز و چند ساعت و چند دقيقه و چند ثانيه تا آمدن حضرت عيسى مسيح، عليه السلام، باقى مانده است. مانند اين ساعتها و تقويمهاى كم شونده، به شكل تابلوهاى بزرگى، در برخى از چهار راههاى شهرهاى بزرگ در كشورهاى مسيحى نيز نصب شده بود. نتيجه بازى با اعداد 1000 و666 و پديد آمدن بحران براى شخص حسابگر و جامعه او سابقه اى دراز دارد. آيندگان بدون عبرت گرفتن از اشتباه گذشتگان، همان راه را با قدمهاى استوار مى گيرند و مى روند! چهار سال پيش، هنگامى كه روز6/6/1996 نزديك مى شد، به علت رديف شدن سه عدد6، گروه بزرگى از ساده دلان براى پديد آمدن تحول بزرگى در جهان، خود را آماده كرده بودند. برخى افراد نيز عدد666 در عدد3 ضرب كردند و در نتيجه، سال 1998 را سرنوشت ساز دانستند. سال 1999 نيز براى پيشگويان بسيار مهم است، مخصوصا به علت اينكه هرگاه 999 را وارونه كنيم،666 مى شود! اكنون نيز عدد 1000 را بر سال 2000 تطبيق مى دهند! اين بازيها و بحرانهاى مربوط به آن در جوامع مختلف ديده مى شود و نمونه اى از آن در آغاز سال 1400 ق. واقع شد. در آن زمان، كسانى با تسخير مسجدالحرام، ظهور موعود اسلام را اعلام كردند. درگيرى مسلحانه اين گروه با نيروهاى امنيتى دو هفته طول كشيد و خرابيهاى بسيارى در آن مكان بسيار مقدس پديد آمد. حضرات ائمه طاهرين، عليهم السلام، از اين حسابگريها نكوهش كرده و در مورد «وقت گذارى » براى روز رهايى، هشدار داده و فرموده اند: كذب الوقاتون. ما نيز به پيروى از رهبران الهى، موظفيم ساده دلان امت اسلام را آگاه كنيم و آنان را از گرفتار شدن به اين توهمات و افتادن در دام پيشگويان حرفه اى برحذر داريم. پى نوشتها: 1. «خدا امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى كند; سپس در روزى به سوى او بالا مى رود كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى شماريد.» (سوره سجده، آيه 5) 2. سوره معارج، آيه 4. 3. مدت عمر اسلام در برخى از كتابهاى تفسير (ذيل آيه سوره سجده) و در آغاز برخى از كتابهاى تاريخ اسلام مانند تاريخ طبرى مطرح شده است. 4. ابن خلدون، المقدمة، (بيروت: 1981)، ص 413. 5. ديوان خاقانى شروانى، به كوشش دكتر سيد ضياءالدين سجادى، (تهران: 1374)، ص 725. خاقانى در مجاورت مسيحيان مى زيسته و قصيده حبسيه وى كه گاهى «ترسائيه » نيز خوانده مى شود، نشان دهنده آگاهى ژرف وى از باورهاى مسيحيان است. 6. اين رساله در مجموعه اى به نام «الحاوى للفتاوى » به سال 1995 در مصر به چاپ رسيده است. 7. Pluralism 8. قرآن مجيد در سوره نمل، آيه 82 و83، هنگام بحث از رجعت، به «دابة الارض » اشاره مى كند. 9. مكاشفه يوحنا13:1-18 10. انتظار مسيحا در آيين يهود، ص 62. 11. «آيا مردم گمان مى كنند همين كه بگويند: ايمان آورديم، به حال خود رها مى شوند و آزمايش نخواهند شد.» (سوره عنكبوت، آيه 2) 12. Armageddon 13. Antichrist 14. Evangelicals 15. Donald E. Wagner, Anxious for Armageddon, (Herald press, 1995). 16. مكاشفه يوحنا13:17-18. 17. Center for Millennial Studie(CMS
یَا اَیها العَزیز مَسنا وَ اَهلَنا الضُّر... فَاَوف لَنا الکَیل (سوره یوسف، آیه ۸۸) پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز آخر کجا روم به کجا ایها العزیز رو از من شکسته مگردان که سالهاست رو کردهام به سوی شما ایها العزیز جان را گرفتهام به سردست و آمدم از کوره راههای بلا ایها العزیز وادی به وادی آمدهام از درت مران وا کن دری به روی گدا ایها العزیز چیزی که از بزرگی تو کم نمیشود این کاسه را... فاوف لنا... ایها العزیز خالیتر از دو چشم من اینجان نیمه جان محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز - ما- جان و مال باختگان را رها مکن بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز دستم تهی است... راه بیابان گرفتهام دست من و نگاه شما ایها العزیز شاعر:مریم سقلاطونی به امید ظهور یوسف فاطمه(عج) که صد البته نزدیک است
من از نوادگان اویسم که سالها پا میکشند از جریانم وصالها بال و پرم به درد پریدن نمیخورد بالا نمیبرند مرا این وبالها با احتمال آمدنت گریه میکنم یعقوب کردهاند مرا احتمالها پیراهنت کجاست که بینایمان کنی خیری ندیدهام از این دستمالها وقت رسیدن تو زمان رسیدن است خیلی نشستهاند به پای تو کالها دیشب تفالی زدهام راحتم نکرد ناراحتم به جان تو از دست فالها این گریههای نیمه شعبان چه فایده امسال نیز مثل تمامی سالها... شاعر: علی اکبر لطیفیان
ترجمه خطبه 138 نهج البلاغه - سخن امام از تحوّلات آینده خبر از ظهور و سیستم حكومتى حضرت مهدى علیه السّلام او (حضرت مهدى «عج») خواسته ها را تابع هدایت وحى مى كند، هنگامى كه مردم هدایت را تابع هوس هاى خویش قرار مى دهند، در حالى كه به نام تفسیر نظریّه هاى گوناگون خود را بر قرآن تحمیل مى كنند، او نظریّه ها و اندیشه ها را تابع قرآن مى سازد. (و از همین خطبه است) در آینده آتش جنگ میان شما افروخته مى گردد، و چنگ و دندان نشان مى دهد، با پستانهایى پر شیر، كه مكیدن آن شیرین، امّا پایانى تلخ و زهر آگین دارد، به سوى شما مى آید. آگاه باشید فردایى كه شما را از آن هیچ شناختى نیست، زمامدارى حاكمیّت پیدا مى كند كه غیر از خاندان حكومتهاى امروزى است (حضرت مهدى «عجل اللّه تعالى فرجه الشریف») عمّال و كارگزاران حكومتها را بر اعمال بدشان كیفر خواهد داد، زمین میوه هاى دل خود (معادن طلا و نقره) را براى او بیرون مى ریزد، و كلیدهایش را به او مى سپارد، او روش عادلانه در حكومت حق را به شما مى نمایاند، و كتاب خدا و سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را كه تا آن روز متروك ماندند، زنده مى كند.
چرا حضرت مهدي (عج) ظهور نمی کنند؟ پاسخ: برنامه حضرت مهدي(ع) با برنامه پیامبران و سایر پیشوایان یک تفاوت کلی دارد و آن این که برنامه وي قانونگذاري نیست، بلکه یک برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است. به این معنی که او مأموریت دارد تمام اصول تعالیم اسلام را در جهان پیاده کند و اصول عدالت و دادگري و حق و حقیقت را در میان جامعه بشري بگستراند. روشن است که پیاده شدن چنین برنامۀ انقلابی جهانی، که به وسیله آن اصول عدالت و دادگري و حقّ و حقیقت در میان همه مردم جهان گسترش یابد، به شرایط و مقدماتی نیاز دارد که تحقق آنها جز با مرور و تکامل همه جانبه اجتماع ممکن نیست; برخی از آن مقدمات عبارتند از: 1. آمادگی روحی در درجه نخست باید مردم جهان براي اجراي این اصول، تشنه و آماده گردند و تا زمانی که در هر نوع برنامه مادي و معنوي مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه « عرضه » ، مردم جهان تقاضایی نباشد و تقاضا نه تنها در نظام زندگی اقتصادي حکمفرماست، بلکه مشابه این نظام در عرضه برنامههاي معنوي و اصول اخلاقی و مکتبهاي سیاسی و انقلابی نیز حاکم میباشد و تا در اعماق دل مردم براي این نوع امور تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شکست رو به رو شده و کاري از پیش نخواهد رفت. امام باقر(ع) میفرماید: روزي که قائم آل محمد(ص) قیام کند، خدا دست خود را بر سر بندگان میگذارد، در پرتو آن » [1].« خردها را جمع میگرداند و شعور آنان به حد کمال میرسد البتّه گذشت زمان و شکست قوانین مادي و پدید آمدن بنبستهاي جهانی و کشیده شدن بشریت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت که اصول و قوانین مادي و سازمانهاي به اصطلاح بین المللی، نه تنها نمیتوانند مشکلات زندگی را حل کنند و عدالت را در جهان حکمفرما سازند، بلکه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را براي پذیرش یک انقلاب بنیادي مهیا و آماده میسازد و میدانیم که این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد تا تجربههاي تلخ زندگی ثابت کند که تمام نظامات مادي و سازمانهاي بشري در اجراي اصول عدالت و احقاق حق و برقراري امنیت و آرامش، عاجز و ناتوان میباشند و سرانجام باید بر اثر یأس و نومیدي، این تقاضا در مردم گیتی براي تحقّق چنان آرمان الهی پدید آید و زمینه براي عرضه یک انقلاب جهانی به وسیله یک مرد الهی و آسمانی، از هر نظر مساعد [ گردد.[ 2 2. تکامل علوم و فرهنگهاي انسانی از سوي دیگر براي برقرار ساختن یک حکومت جهانی بر اساس عدل و داد، نیاز فراوان به پیشرفت علوم و دانشها و فرهنگهاي اجتماعی و مردمی است که آن نیز بدون پیشرفت فکري و گذشت زمان، ممکن و میسر نمیگردد. برقراري حکومت جهانی که در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حکومت کند و همه مردم جهان از کلیه مزایاي فردي و اجتماعی اسلامی بهرهمند گردند بدون وجود یک فرهنگ پیشرفته در کلیه شؤون بشري امکان پذیر نیست و هرگز بدون یک فرهنگ کامل، جامه عمل به خود نمیپوشد. این نیز احتیاج به گذشت زمان دارد. 3. تکامل وسایل ارتباط جمعی از سوي دیگر، چنین حکومتی به وجود وسایل کامل ارتباط جمعی نیاز دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احکام و اصول انسانی را از طرق مختلف در مدت کوتاهی به مردم جهان اعلام کند. این امر نیز بدون تکامل صنایع انسانی و گذشت زمان محقق نمیشود. 4. پرورشنیروي انسانی از همه اینها گذشته ، پیشبرد چنین هدفی و پیریزي چنان انقلابی، به یک نیروي فعال و سازنده انسانی نیاز دارد که در واقع ارتش انقلاب جهانی را تشکیل میدهد. تشکیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین افراد پاکباخته و فداکاري، که در راه هدف و حقیقت از همه چیز بگذرند، به گذشت زمان نیاز دارد. اگر در برخی از روایات میخوانیم که فلسفۀ طولانی شدن غیبت امام زمان، همان امتحان و آزمایش مردم است، ممکن است ناظر به همین نکته باشد; زیرا امتحان و آزمایش در منطق اسلام به معنی آزمونهاي معمولی و کشف امور پنهانی نیست; بلکه مقصود از آن پرورش روحیات پاك [ و پدید آوردن حداکثر ورزیدگی در افراد میباشد.[ 3 مجموع این جهات چهارگانه[ 4] نیاز به این دارد که زمان قابل ملاحظهاي بگذرد و جهان از بسیاري جهات پیش برود; و آمادگی روحی و فکري براي پذیرش حکومت جهانی بر اساس حقّ و عدالت در مردم پدید آید; آنگاه این برنامه با وسایل و امکانات خاصی در سطح جهانی وسیله حضرت مهدي عجل اللّه تعالی فرجه الشریف پیاده گردد و این است گوشهاي از فلسفۀ غیبت طولانی امام(ع). . 25 ، کتاب العقل، ح 21 / 1] . کافی: 1 ] 2] . یکی از نشانههاي روشن قیام امام زمان که احادیث اسلامی همگی بر آن اتّفاق دارند این ] است که سراسر اجتماع بشري را جور و ستم و تعدي و بیدادگري فرا میگیرد و ابرهاي یأس و نومیدي زندگی جامعه انسانی را تیره میسازد و در حقیقت فشار ظلم و تعدي آن چنان بر دوش آنان سنگینی میکند که انسان را براي پذیرش انقلاب دیگر، انقلابی عمیق و بنیادي به دست توانا و نیرومند یک مرد الهی آماده میسازد. 3] . تمام آزمونهاي الهی که درباره پیامبران و اولیاي وي انجام میگیرد براي همین منظور است. ] وإِذ ابتَلى إِبراهیم ربّه » : اگر خدا ابراهیم را با تکالیف و وظایف سنگینی آزمود، چنان که میفرماید سوره بقره، آیه 124 ) براي همین هدف بوده است تا این رادمرد الهی به قدري ) « بِکَلماتٍ فَأَتَمّهنَّ در کوران حوادث قرار گیرد که در صلابت و استقامت به صورت فولاد آب دیده درآید. 4] . مجموع این جهات چهارگانه را میتوان در امور زیر خلاصه نمود: 1. تکامل روحی، 2. تکامل ] فرهنگی، 3. تکامل وسایل ارتباط جمعی، 4. تشکیل یک ارتش انقلاب جهانی از یک جمعیت پاکباخته و فداکار.
*زمینهسازی ظهور/ شهری که پایگاه یاران امام زمان(عج) است کشور ایران تا قبل از ظهور، چگونه باید باشد؟ ج:برای آنکه از وضع کشور در هنگام ظهور آگاه باشیم، باید شرایط ظهور امام زمان(عج) را بدانیم. برای ظهور امام زمان(عج) دو شرط اساسی لازم است: 1ـ پذیرش عمومی: یعنی مردم باید به حدی از دانایی برسند که هر چه امام زمان(عج) دستور داد، بدانند آن دستور کاملاً درست است و باید مو به مو آن را اجرا کنند؛ نباید از مسئولیت شانه خالی کنند و اجرای عدالت را فقط در مورد دیگران دوست داشته باشند و وقتی اجرای عدالت به ضرر خود آنان شد، از آن فرار کنند و تن به عدالت ندهند؛ باید به حدی برسند که بفهمند دین، معنویت و ارزشهای انسانی است که انسان را به سعادت میرساند، نه پیشرفت علم و صنعت و تنها امام است که نیازهای واقعی انسان را میداند و میتواند مردم را خوشبخت کند؛ فقط منتظر او باشند و از قدرتهای مادی چشم بپوشند. 2ـ یاران فداکار: علاوه بر قبول مردم که شرط پیروزی و به ثمر رسیدن یک قیام است، یاران فداکار و سختکوش نیز باید در انجام برنامههای امام، شبانهروز تلاش کنند و از هیچ اقدامی برای پیشرفت دستورهای امام کوتاهی نکنند، در خدمت به اسلام و مردم سر از پا نشناسند و کار کردن برای دیگران را با تمام جان و دل قبول کنند و به فکر مقام و رفاه خود نباشند. در روایات به وجود یاران ایرانی توجه زیادی شده و آمده است که بسیاری از شهرهای ایران محل یاران امام است که در زمان ظهور به یاری امام خواهند پرداخت، مخصوصاً در روایات، شهر مقدس قم، پایگاه یاران امام زمان(عج) معرفی شده است. با توجه به این دو شرط باید گفت، کشور ما برای ظهور امام زمان(عج) باید به گونهای باشد که همه مردم یا اکثر آنها واقعاً منتظر امام زمان(عج) باشند؛ انتظار واقعی، تنها با گفتار و دعا ایجاد نمیشود؛ منتظر واقعی را از عمل او میتوان شناخت که البته دعا نیز جزئی از عمل است، منتظر واقعی اولًا سعی میکند به امام زمان(عج) معرفت پیدا کند و ثانیاً در طریق طاعت و بندگی خدا قرار گیرد. تحقق این امر به موارد زیر است: بداند او چگونه امامی است و چه انتظاری دارد، برای این کار کتاب بخواند، در مجالس سخنرانی و غیره شرکت کند، سعی کند برای سلامتی امام همیشه دعا کند، برای او صدقه بدهد و اعمال مستحبی انجام دهد، پای بند مسائل دینی و واجبات و محرامات باشد، آنها را به دقت بیاموزد و عمل کند، واقعاً عدالت خواه باشد و راضی نباشد حق کسی ضایع شود، هر چند به ضرر خود او باشد. مطیع نایب امام زمان (ولیفقیه) باشد و در زمان غیبت امام، دستورهای او را مانند دستورهای خود امام بداند، از گناه، زشتی و ظلم کاملاً بپرهیزد و در کمک به مردم و جلب رضایت آنان بکوشد و وظایف دینی و اخلاقی خود را به طور کامل عمل کند. هر قدر تعداد چنین افرادی در ایران و جهان زیاد شود، میتوان گفت به ظهور نزدیکتر میشویم و زمینه آمدن امام زمان فراهمتر میشود، البته باید توجه داشت که در کنار کوششهای افراد صالح، عدهای افراد فاسد نیز گناه و تباهی را به حد اعلای آن میرسانند و سعی میکنند در جامعه هر چه بیشتر گناه و بیعدالتی را ترویج دهند؛ اما با تلاش منتظران، وجود چنین افرادی مانع ظهور نمیشود؛ اینها گرد و غباری هستند که با آمدن باران رحمت الهی از صحنه اجتماع زدوده میشوند، به شرط اینکه منتظران واقعی با امر به معروف و نهی از منکر بستر را برای ظهور حضرت فراهم آورند تا با اصلاح امور و اصلاح افراد جامعه شرایط ظهور تحقق یابد. *مردی از قم روایتی که میفرماید: مردی از قم مردم را به سوی خدا دعوت میکند، نسبت به چه کسی است؟ ج:در روایتی امام موسیبن جعفر(ع) میفرماید: شخصی از اهل قم مردم را به حق میخواند و در اطراف او کسانی جمع میشوند که چونان قطعههای آهن مقاوماند، از جنگ خسته نمیشوند و نمیترسند و هیچ باد سرکش تندی آنها را تکان نمیدهد و به خدا توکل میکنند و عاقبت از آن متقین است. با توجه داشت که تعیین فرد خاصی برای این روایت، احتیاج به دلایل محکمی دارد و به سادگی نمیتوان روایات را بر افراد و مصادیق خاص تطبیق کرد، اما به هر حال ممکن است انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی(ره) مورد روایت باشد، البته برخی، مصداق این روایت را امام خمینی(ره) میدانند و در این باره مطالبی نقل کردهاند. *دوره ظهور حضور ایرانیان در دوره ظهور چگونه است؟ ج: از روایات فهمیده میشود که تعدادی از سپاهیان حضرت مهدی(عج) ایرانی هستند و از آنان با تعبیرهای طرفداران سلمان فارسی، اهل ری، اهل مشرق زمین، اهل خراسان، گنجهای طالقان، یاران درفشهای سیاه، قمیها، سرخرویان، اهل فارس و غیره یاد شده است. امام باقر(ع) در این باره میفرماید: «نیروهایی با پرچمهای سیاه که از خراسان قیام کردهاند در کوفه فرود میآیند و هنگامی که حضرت مهدی در شهر مکه ظهور میکند با آن حضرت بیعت میکنند» و نیز فرمودند: «یاران حضرت قائم(عج) 313 نفرند و از فرزندان عجماند».
لسله حوادث و وقايع ماههاي اخير ذهن و زبان بسياري از مردم ساكن شرق و غرب جهان و به ويژه مسلمانان را متوجّه خود ساخته است. همه با نگراني اين وقايع را دنبال ميكنند و منتظرند تا سرانجام اين خيزشها را كه بخشهايي از «آفريقا» و «آسيا»، از «مصر» و «ليبي» تا «افغانستان» و «يمن» را در خود گرفته، معلوم شود. شيعيانِ منتظر نيز كه در كنار جملة تحليلهاي سياسي، اجتماعي مرسوم در افق دوردست چشم به واقعة شريف ظهور حضرت موعود، عليه السّلام، دارند، مشتاقانه سعي در كشف رابطة اين وقايع با حادثة شريف ظهور و تطبيق برخي نشانهها و علائم آخرالزّماني ياد شده در ميان منابع و روايات ميكنند. دانلود فایل صوتی سخنان استاد شفیعی سروستانی در ادامه ... پر واضح است كه آن واقعة عظيم كه به تحوّل بزرگ و چند وجهي فرهنگي و مادّي سراسر عالم ميانجامد و الزاماً تمامي اشكال و نظامهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي موجود و سيستمهاي كنترلي و حفاظتي آنها را كه از پس قرنها شكل گرفتهاند در هم ميريزد، بدون تمهيدات وسيع و زمينههاي چند وجهي و آمادگي و طلب مستضعفان حادث نميشود. نكتة مهم و اوّليه آن است كه اين حادثة شريف، امري است واقعي كه در همين جهان، براي اين مردم و با همراهي و طلب و تقاضا و استقبال آنان رخ ميدهد، گرچه در سير وقايع و پيشرفت و اكمال آن تا وقت ظهور كبرا و پس از آن تا تأسيس دولت كريمة امام مبين(ع) امدادهاي غيبي ياريرسان خواهند بود و از شروع قيام در روز عاشوراي سال ظهور نيروهاي آسماني حضرت صاحب الزّمان(ع) و همراهانش را در بر داشتن موانع مدد خواهند داد؛ ليكن در سالهاي قبل از ظهور آمادگي، استقبال و اهتمام مستضعفان براي دست يازيدن به دامان منجيّ موعود و فراهم آوردن شرايط و زمينهها، نقش تعيين كننده خواهند داشت و اگر جز اين بود، سالهاي غيبت اين همه به درازا نميكشيد. به عبارتي قرار نيست بدون طلب و تمنّا و حركت و خيزش مردم براي رفع ظلم و استقرار عدالت از خزانة غيب همه چيز را در سبد ريخته و به آنها پيشكش كنند. چنان كه، قرار نيست آن امام عزيز، بدون ياري دهنده و همراهي مردمي يك تنه از پس پردة غيبت بيرون جسته و پس از رودررويي با همة طواغيت و ظالمان زمان همة موانع را برطرف ساخته و مردم را بر سر سفره مهيّا فرا بخواند. قرار بر استقرار نظامي است جهاني كه تمامي قوانين فردي و اجتماعي تنظيم كنندة روابط اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي آن، به دليل آنكه از منشأ و مصدر وحياني برميآيد در كميّت، كيفيّت و نحوة اجرا با همة آنچه كه از گذشته تا به امروز ساري و جاري بوده، متفاوت بلكه در تقابل است. درك آن همه، قبول و پذيرش آنها و بالأخره اجرا و پاسداشت آنها نيازمند درجهاي از آگاهي، همعهدي و مجرياني است كه آن همه را در مقياس جهاني و در ميان همة ملل جاري خواهند ساخت. آنكه كامش در اثر بيماري تلخ است، عسل و انگبين را نيز تلخ ميفهمد. در تاريخ گذشتة امپراتوران رومي، حادثة قيام بردگان با فرماندهي، بردهاي نيرومند به نام «اسپارتاكوس» معروف است. آن قيام به پيروزي رسيد، امّا بردگان در خاطر و دوردست نگاه خود، تصويري جز نظام قيصران براي تنظيم مناسبات و نظام اجتماعي، سياسي نداشتند. آنها گمان ميبردند پس از حذف امپراتوري روم، از ميان بردگان شخصي چون اسپارتاكوس را به عنوان قيصر در رأس همان امپراتوري خواهند نشاند. نبايد فراموش كرد كه: قرار نيست بر پايههاي امپراتوران شيطان صفت و در ميان همان مناسبات جهاني طاغوتي منفور، دولت امام حق مستقر شود. اگر نيك بنگريد، ميبينيد كه از اين حيث و به خاطر بسياري كجفهميها و ندانمكاريها سخت نيازمند پرسش و مستحقّ سرزنش هستيم. شايد امدادي غيبي بزرگتر از اين نباشد كه مستضعفان دريابند از جادّة ليبرال سرمايهداري و ايدئولوژيهاي تجربه شدة غربي به شهر امن موعود نميتوان رسيد. بايد دريافت كه حيات حقيقي از ميان خاكستر اين جرثومة شيطاني سر بر ميكند. از همين جاست كه امام صادق(ع) فرمودند: «لكلّ اناس دولته يرقبونها ـ و دولتنا في آخر الدهر يظهر» (شيخ صدوق، الامالي، ص 396) در جايي ديگر امام فرمودند: «... تا كسي نگويد اگر ما هم به حكومت ميرسيديم، به عدالت رفتار ميكرديم.» (الغيبه شيخ طوسي، ص 472) بنابراين، دو شرط «آمادگي ياوراني جان بر كف» و «ارتقاي فهم مردم از شرايط امروز»، شرايطي را فراهم ميآورد تا «امام»، به اذن الله روي به مردم كنند. اين دو مطلب در باب «شرايط ظهور» بود. «شرايط ظهور» با «علائم ظهور» متفاوت است. «علائم ظهور» به قول استاد «مجتبي السّاده» در كتاب شش ماه پاياني صفحة 222، با شرايط ظهور متفاوت است. افزون بر يك هزار علامت براي واقعة شريف ظهور بيان شده است. علائم دلالت بر ظهور دارند. اين علائم كه طيّ قرنها و سالها رخ ميدهند. بسياري از آنها رخ دادهاند و بقيه نيز در شرف وقوع و هم اكنون نيز در حال وقوع هستند. اينها موقعيّت و شرايط ما را تعريف ميكنند و گاه مانند تابلوهاي راهنما در جادّهها خطرات را يادآور ميشوند و ميزان دوري و نزديكي ما را از مقصد و مبدأ مينمايند؛ ليكن «شرايط ظهور» سخني ديگر است تا شرايط فراهم نشود، ظهور هم واقع نميشود. اين در حالي است كه علائم پيش شرط ظهور نيستند. حتّي ممكن است بسياري از علائم حادث نشوند. شرايط در زمان ظهور فراهم ميآيد، به عاليترين مرتبة خود ميرسد و واقعه را به اذن الله محقّق ميسازند. چه بسا كه قبل از واقع شدن و پديداري بسياري از علائم بيان شده، شرايطي فراهم آيد و به صورت واقعي همة اجزا را در مناسبات سياسي و اجتماعي كنار هم قرار دهد و منجر به صدور حكم آسماني و مرتفع شدن پردههاي غيبت شود. از همين جاست كه عرض ميكنم، در عهدة ما تنها چشم داشتن به علائم، شمارش آنها، بازگو كردنشان نيست؛ بلكه در تكليف ما حركت در مسيري است كه «شرايط ظهور» را محقّق ميسازد. هر موقعيّت و شرايط علائمي دارد. چنان كه بيماري و سلامتي نيز علائمي مخصوص خود دارد. در زندگي واقعي ما هيچ گاه به طور عمدي تن به بيماري نميسپاريم و تنها علائم بيماري را رصد نميكنيم. در طيّ طريق معالجه، علائم بيماري جاي خود را به علائم سلامتي ميدهند، چنانچه دارو و درمان را رها كنيد، علائم بيماري شديدتر از قبل برميگردند و همة علائم و شرايط بهبودي را از بين ميبرند و به عكس. آنچه پيرامون ما و حتّي در ميان خانه و خانوادة ما ميگذرد به تصريح روايات در زمرة علائم و نشانههاي آخرالزّماني ذكر شدهاند. جملگي، علائم بيماري فراگير و مسري چند وجهي فرهنگي و مادّي هستند؛ ليكن به هيچ وجه علامت سلامت و فراهم كنندة شرايط لازم براي مرتفع شدن بيماريهاي فرهنگي و تمدّني ما نيستند. به عكس سير رو به قهقراي ما را مينمايانند. فراهم آمدن شرايط هم براي خودش علائمي دارد. اين روزها، شرق اسلامي در گرداب آشوبهاي سياسي، اجتماعي افتاده است. «مصر»، «تونس»، «ليبي»، «يمن»، «بحرين» و... روايات بسياري اين حوادث و آشوبها را با عنوان «فتنه»، در زمرة علائم و نشانهها ذكر كردهاند. در ميان اين آشوبها و فتنهها بسياري هلاك خواهند شد. رسول خدا(ص) از فتنههاي كمرشكن ياد ميكنند كه در ميان امّت ايشان رخ ميدهد و حتّي مؤمنان را نيز هلاك ميسازد. چنان كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «در ميان امّت من چهار فتنه برپا ميشود. در فتنة اوّل آنقدر بلاها كمرشكن باشد كه شخص مؤمن گويد: اين فتنه مرا هلاك ميسازد. در فتنة دوم شخصي با ايمان گويد: اين فتنه حتماً مرا نابود ميسازد، در فتنة سوم، هر وقت خيال كنند كه تمام شده، باز ميبينند كه ادامه مييابد و فتنة چهارم هنگامي روي دهد كه امّت يك روز با اين و يك روز با آن ميباشد.»
مي توان گفت اين سؤالي است كه افراد بسياري قادر به پاسخ دادن نيستند و يا اطلاعات دقيقي در اين رابطه ندارند. اين در حالي است كه اين تشكيلات و اعضاي آن، نقش مهمي در تاريخ داشته اند و شناخت اين تشكيلات، براي ما مسلمانان امري لازم و ضروري است.کلمه ماسون یعنی بنّا،فراماسون یعنی بنّاي آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است كه بر اركان دولت هاي جهان و اكثر وجوه زندگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جوامع، سلطه يافته است و بسيار هم آزادانه عمل مي كند. كسي كه عضو فراماسونري است، ماسون يا فراماسون ناميده مي شود. ساختماني كه مركز فعاليت ماسونهاست لژ نام دارد. يكي از بزرگترين اهداف گروه هاي ماسوني اين است كه زمينه را براي حكومت فردي از بين ماسون ها با عنوان نمادين ضدمسیح (دجال)، یا به تعبیر برخی گروههای ماسونی، فرعون جدید آماده کنند. فراماسونري جمعيتي سرّي است كه كسي به راحتي نمي تواند در حريم آن نفوذ كند و اگر هم راه يافت، مكلف است اسرار آن را مكتوم نگه دارد؛ اما با اين وجود، كساني توانستند به حريم آن نفوذ كنند و به اسناد و مدارك مهمي دست يابند و موفق به كشف و افشاي اسرار آنها شوند. همه ي اين افراد متفق الرأي هستند كه : (مسئله يك توطئه است كه اين توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقيت تمام ادامه دارد و هدف نهایی آن ایجاد یک حکومت جهانی شیطانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم ، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.) يك توضيح: در كشور هاي غربي گروه هاي مختلف مخفي و سري فعاليت مي كنند كه بعضا نامهای اغواگری چون (روشن فکران،روشن ضمیران) و... دارند. اکثر گروههای نامبرده، گروه هایی توطئه گر و پیرو اهداف شیطانی هستند که دست بسیاری از آن ها برای محققین رو شده است. اکثر این گروه ها با وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و اهداف یکسانی دارند. اسامی که به این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از: Theosophical society ,the committee of 300, illuminati , secret society, freemasonry. از این به بعد وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها سخن می گوییم، علاوه بر گروه فراماسونری به طورخاص،منظورمان اعضای گروههای دیگر نیز به طور عام می باشند. چرا که این گروهها همگی اهداف و عقاید مشترکی دارند. فراماسونري عمده ي تعليمات خود را از حكومت طاغوتي و شيطاني مصر باستان كسب كرده است، هر چند تعاليم اندكي نيز از بقيه ي حكومت هاي الحادي فراگرفته است. در هر صورت رد پاي حكومت طاغوتي فرعون هاي مصر باستان را مي توان در سراسر تعاليم ماسوني يافت....