image_pdfimage_print سيد عبد الرحيم خادم مسجد مقدس جمکران نقل مى کند: بعد از آنکه مسجد مخروبه شده بود تا آنکه حاجى عليقلى جمکرانى مريض شده بود به او گفتم نذر کن خدا شفا بدهد ترا قدرى تعمير اين مسجد کن تا آنکه شفا يافت به مقدار سيصد تومان خرج نمود، يک طرف مسجد را بساخت، اما گفت وقت زدن طاقهاى مسجد از مسجد بايد گوسفندى کشت، مى گويد رفتم وگوسفندى کشتم وگوشت او را به فقرا دادم ومحزون بودم از براى خرابى باقى مسجد تا که روزى در خواب ديدم که درب مسجد امام حسن جمعيت زيادى مى باشد وملا آقا رضا که خويش بود با ما او را ديدم وگفتم بيا برويم ميان حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) او به من گفت کجا برويم وحال آنکه حضرت حجه در اين جا مى باشد، اشاره نمود به سوى جلو جانب درب مسجد، ديدم که در جلو خان درب مسجد امام حسن سجاده افتاده وحضرت نماز کرده بود وتعقيب نماز مى خواندند چون که پيش حضرت را خواب ديده بودم ومنتظر فرصت بودم که عرض خود را بکنم آخر الامر حضرت از نظرم غائب شد ونشد که عرض خود را خدمت حضرت نمايم، از باب خرابى مسجد تا آنکه در اين دفعه پيش خود خيال نمودم که حال مثل آن روز نشود که من عرض خود نکرده غايب شوند لهذا افتاده به روى زانوى حضرت وعرض کردم که مسجد مقدس جمکران خراب شده چرا يک مرحمتى نمى فرمائيد که تعمير شود به يک مرتبه ديدم که من خودم وحضرت ميان مسجد مقدس جمکران مى باشم ديدم آب گل گرفته وقدرى آب به روى آن گلها ريخت وفرمودند وقتى که نماى مسجد را مى ساختيد من در اينجا بودم مى ديدم واز گوشت آن گوسفند به ما رسيد به يک مرتبه صبيه ام مرا از خواب بيدار کرد من به او دعوى کردم، عيالم گفت چرا دعوى مى کنى گفتم الحال خواب ديدم ونگذاشت که خواب خود را تمام ببينم.(4) سيد عبد الرحيم نقل کرد که بعد از آنکه حاجى عليقلى فوت شد، استاد رضاى نجار ابن حاجى اسماعيل نجار قمى حاجى مذکور را خواب ديده بود واين حقير مولف از استاد رضا سؤال کردم از کيفيت خوابى که ديده بود نقل کرد که در خواب ديدم يک باغ بسيار بزرگ را ودر ميان باغ قصرى عالى وبسيار بلندى بود وديدم حاجى على قلى را در بالاى آن قصر بود وسر خود را از ميان قصر بيرون آورده بود، به او گفتم کى اين باغ وقصر رابه تو داده، گفت صاحب الزمان تا سه مرتبه الى آخر، معلوم مى شود که حضرت حجه آن باغ وآن قصر را به او مرحمت کرده در عوض آن مقدارى که تعمير نموده بود، از اين مسجد شريف پس از خواب وهمچنين از خواب سابق معلوم مى شود وکشف از اين کند که عمل او مقبول حضرت حجه گرديده، هنيئا له بهذه الکرامه.(5) (4) کتاب انوار المشعشعين، صفحه 203. (5) کتاب انوار المشعشعين، صفحه 204.
لینک ثابت
image_pdfimage_print مدت زمان فتح دنیا توسط امام زمان(عج) این احتمال وجود دارد که هشت ماه یاد شده، مدت زمان فتح و تسلط بر دنیا نباشد، بلکه مدت زمانی باشد که امام دنیا را از شر دشمنان و منحرفان پاک می‌کنند؛ به این معنی که امام نخست کل دنیا را فتح خواهند کرد. ۰۰۰۲۶۴۲۱ اشاره برخوردهای آغازین امام مهدی(عج) با اهل کتاب چگونه است؟ عادلانه و همراه با رأفت و مدارا یا سهمگین و همراه خشونت؟ در قسمت نخست نوشتار حاضر ، بر مسالمت آمیز بودن رفتار امام مهدی(عج) با اهل کتاب ذکر شده است. بر اساس این، قرآن تنها شماری از اهل کتاب ـ که متعصبانه حق را انکار می کنند ـ در جریان فتح دنیا به دست سپاه امام مهدی(عج) کشته خواهند شد و اکثریت آنان راه رستگاری و فلاح را در پیش خواهند گرفت و در پایان، به بررسی روایاتی پرداخته شده است که از برخوردهای سپاه امام مهدی(عج) با اهل کتاب سخن به میان آورده اند. نتیجه کنکاش در روایات، این است که آنها نه تنها تعارضی با مدعای فوق ندارند، بلکه آن را تأیید نیز می کنند. مقدمه از دیرباز، اندیشه خرافی برخوردهای تند و خشونت بار سپاه امام مهدی (عج) با انسانهای عصر ظهور در اذهان بسیاری نفوذ کرده است و گاه این تصور به دور از واقعیت و تصویر تاریک از عصر پرفروغ ظهور، انسانهای نادان را به مرز بی رغبتی و احیاناً تنفر از درک آن روزگار پرشکوه کشانده است. براساس این دیدگاه، وقتی برخورد امام مهدی(عج) با مسلمانان و شیعیان چنین باشد، غیر مسلمانان جای خود دارند. فرورفتن در منجلاب فساد و تباهی و دوری از فضیلتها و آرمانهای اخلاقی، غیر مسلمانان را سزاوار برخوردی سهمگین و انتقامی سخت کرده است و سپاه مهدی موعود (عج) از سوی خداوند متعال مأمور گرفتن این انتقام است. اما میراث فرهنگی پیشوایان دینی (ع) سخنی جز این دارد و واقعیت را به گونهای دیگر ترسیم کرده است. مهدی (عج) نه مهدی مسلمانان که مهدی همه امتها است؛ ((السلام علی مهدی الامم)).۲ و عدالت او نه مخصوص مسلمانان که برای همگان است: ((یسع عدله البروالفاجر))۳٫ او مظهر رحمت واسعه الهی است: ((السلام علیکَ ایها الرَحمه الوَاسِعَه))۴ و رحمت الهی همگان را فراگرفته است. رحمتی وُسِعَت کل شی۵٫ او بهار مردمان است: ((السلام علی ربیعالانام))۶ و خرمی روزگاران: ((ونضره الایام))۷ و چونان بهار، خرمی و طراوتش را به همگان هدیه میکند. از عدالت مهدوی در ارتباط با معتقدان دیگر ادیان الهی در ابعاد مختلف میتوان سخن گفت. عدالت در دعوت (تبیین، دادن فرصت فکر و تصمیم گیری و…)، عدالت قضایی، عدالت اقتصادی و… از ابعاد مختلف برخوردهای عادلانه امام مهدی (عج) است و این مواجهه گاه از مرز عدالت خارج شده و به حوزه احسان وارد میشود. نزول عیسی از آسمان و شرکت دادن او در تشکیل حکومت عدل جهانی و نیز سپردن نقش محوری به ایشان در کشتن دجال و سفیانی ـ به عنوان دو جبهه از مهمترین جبهه های مخالف حکومت جهانی امام مهدی (عج) ـ و در نتیجه، شکل گرفتن احساس مشارکت و بلکه مالکیت نسبت به این حرکت جهانی در میان اهل کتاب، از اقدامات محسنانه امام مهدی (عج) خواهد بود. ما از میان ابعاد مختلف عدالت مهدوی در مواجهه با اهل کتاب، تنها به این سؤال پاسخ خواهیم داد که آیا آن حضرت در آغاز حرکت جهانی خویش با اهل کتاب برخوردی عادلانه، مسالمت آمیز و همراه با رأفت و رحمت خواهد داشت و یا این که بسیاری از آنان را از دم شمشیر خواهد گذراند؟ قراین کدام دیدگاه را تأیید میکنند و از روایات مربوط کدام نظریه را میتوان تایید کرد؟ نوشتار حاضر پاسخی کوتاه به سؤال فوق است. به اعتقاد ما، استفاده امام از حربه قتل، جنگ و خشونت در کمترین حد ممکن خواهد بود و درصد بسیار اندکی از اهل کتاب در رویارویی با امام، به قتل خواهند رسید. آن هم اهل کتابی که از لجاجت و عناد خود دست برنداشته و حق آشکار را انکار کنند. این دیدگاه را میتوان به وسیله قراین متعددی تأیید و تقویت کرد از جمله: ۱٫ مؤید اول: نرمش دولتها در برابر امام مهدی (عج) بیگمان، امام مهدی (عج) براساس موازین فقهی و اسلامی پیش از لشکرکشی و آغاز جهاد، اهل کتاب را به اسلام خوانده و اهداف خود از جهاد را به آنان اعلام خواهد فرمود. آن اهداف عبارتند از گسترش توحید، معنویت، عدالت… . رساندن این پیام به گوش جهانیان، با توجه به فنآوری موجود در امر اطلاع رسانی و ارتباطات امری ساده خواهد بود. با رسیدن پیام حضرت به گوش جهانیان، این پیام آسمانی در دل انسانهای خسته و مأیوس نور امیدی می تاباند و انسانهای تشنه معنویت و عدالت و خسته از پوچی و ظلم و فساد را به جنبش و تحرک وا میدارد و در درون کشورهای مسیحی و یهودی گروهها و جماعت های زیادی خود به خود و به صورت خودجوش شکل گرفته و خود را برای کمک به امام که در حال حرکت به سوی آنهاست آماده میکنند. امام صادق میفرماید: اذا خرج القائم خرج من هذالامر من کان یری انه من اهله و دخل فیه شبه عبده الشمس والقمر۸ چون قائم (عج) قیام کند، کسی که گمان میرفت اهل این امر باشد از آن خارج میشود. و در مقابل، افرادی که مانند خورشید و ماه پرستان هستند به آن می پیوندند. گرچه در این روایت تعبیر ((مثل خورشید و ماه پرستان)) آمده، ولی به قرینه صدر روایت منظور کسانی است که از آنها پیوستن به امام مهدی (عج) توقع نمی رفت و این تعبیر شامل تمامی غیر مسلمانان میشود. هم چنین بسیاری از اهل کتاب امروز جهان، به اسم، اهل کتابند و از نظر عمل و اعتقادات و اخلاقیات به ماه و خورشید پرستان بی شباهت نیستند. به هر حال ((با شکل گرفتن این گروهها و جماعتها، حکومتهای این مناطق هرچند هم که مصمم بر مقاومت و جنگ باشند، ناگزیر از نرمش و اقدام مسالمت آمیز خواهند بود؛ چرا که حاکم در چنین شرایطی مانند شخص غیرمسلحی است که هیچ توان و نیرویی ندارد. و تدریجاً دولتهای کافر درمی یابند که آینده جهان در دست امام مهدی (عج) خواهد بود و این حقیقتی است که گریزی از آن نیست یا اینکه دست کم حکومت امام مهدی (عج) هم چون دولت بزرگی خواهد بود که جبهه گیری و رویارویی با او بسیار مشکل خواهد بود. بنابراین بهترین روش، نزدیک شدن به او و داشتن برخوردی محترمانه است)).۹ با وجود چنین نرمشی از سوی دولتها، به یقین، جنگ و کشتار به پایینترین سطح ممکن خواهد رسید. ۲٫ مؤید دوم: یاری شدن امام مهدی (عج) به وسیله رعب در روایات فراوانی به این نکته اشاره شده است که امام مهدی (عج) با ایجاد رعب از سوی خداوند یاری میشود. (منصور بالرعب) برخی از آن روایات به این شرح اند: الف) امام باقر : … الرعب یسیر مسیره شهر امامه و خلفه و عن یمینه و عن شماله. … رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او، پشت سر او و از راست و چپ او حرکت میکند.۱۰ ب) امام باقر: … یسیرالرعب امامه شهراً و خلفه شهراً امدّه الله بخمس الاف من الملائکه مسومین۱۱ رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او و به فاصله یک ماه پشت سر او حرکت میکند. خداوند او را با پنج هزار فرشته نشانه دار کمک میکند. اثر آشکار این رعب و هراس تضعیف روحیه مخالفان امام مهدی (عج) و به حداقل رسیدن مقاومت آنها و در نتیجه، به حداقل رسیدن درگیری و تلفات خواهد بود. ۳ـ مؤید سوم: رفتار مسالمت آمیز امام مهدی (عج) با اهل کتاب روایات فراوانی به مسالمت آمیز بودن رفتار امام مهدی (عج) با اهل کتاب گواهی می دهد. پیش از آوردن آنها، تذکر دو نکته مفید به نظر میرسد: نکته اول سید محمد صدر پس از آوردن برخی از روایاتی که بر قتل مخالفان امام (عج) دلالت میکند می گوید: ممکن است این سؤال در ذهن خطور کند که ظاهر روایات یادشده این است که قتل زیاد مخصوص مسلمانان بوده و غیر مسلمانان را دربرنمیگیرد. به راستی دلیل این مسئله چیست؟ با آنکه میدانیم که کافر و مشرک از حق دورتر و نسبت به قتل از مسلمان منحرف سزاوارترند؟ ما میتوانیم به این سؤال دو پاسخ متفاوت بدهیم: الف) ما دلالت این روایات بر اختصاص کثرت قتل به مسلمانان را انکار میکنیم؛ زیرا این روایات دو دسته اند: دسته اول، روایاتی که مطلق اند و هیچ اشاره ای نسبت به اختصاص به مسلمانان در آن ها وجود ندارد، بلکه ظاهر آنها عام است و شامل همه مردم میشود. مانند این روایات: ((القائم یسیر بالقتل…))، ((لایستتیب احداً…))، ((ما هو الاالسیف…))، ((فلا یزال یقتل اعداء الله حتی یرضی الله عزوجل)) و امثال اینها. دسته دوم، اخباری که در آنها از برخی گروهها نام برده شده است. مانند: قریش، بتریه،۱۲ اهل سواد، عرب، فارس، ۷۰ قبیله از عرب. از این گروهها، بتریه طبق فرض، منحرف اند و مستحق قتل، ولی نسبت به دیگر گروهها اینها عناوینی هستند غیردینی که در هر کدام از آنها مسلمان ـ با مذاهب متفاوت ـ و غیر مسلمان ـ با دینهای متفاوت ـ به نسبتهایی یافت میشوند. آمدن اسامی این گروهها در برخی از اخبار به معنای عدم شمول قتل نسبت به دیگر گروهها نیست؛ زیرا قانون ((کلّم الناس علی قدر عقولهم؛ با مردم به اندازه عقلشان سخن بگو))، باعث شده است که پیشوایان اسلامی اسامی همه گروه هایی که مشمول حکم قتل اند را بیان نکنند؛ زیرا سطح فکری و فرهنگی مردم عصر صدور این روایات ظرفیت فراگیری آن را نداشته است. ب: ما اگر از پاسخ اول کوتاه بیاییم و بپذیریم که ظاهر روایات این است که کثرت قتل مخصوص مسلمانان است، این، امر بعید و دور از ذهنی نیست. بلکه میتواند مطابق با قواعد عمومی اسلامی و برنامههای کلی الهی باشد؛ زیرا ما پیشتر اشاره کردیم که تسلط امام مهدی (عج) بر غیر مسلمانان و کشورهای غیر اسلامی برنامه ویژه و مخصوصی دارد و ما روایاتی که این معنی را تأیید میکنند در آینده خواهیم آورد. آن برنامه مخصوص، تسلطی است که بیش تر آن جنبه مسالمت آمیز دارد. هم چنانکه مسلمانان و کشورهای اسلامی نیز برنامه ای ویژه به خود را دارند که آن برنامه، کثرت قتل آنها میباشد و روایات یادشده بر این مطلب دلالت داشتند. این کثرت قتل به منظور تسلط نیست؛ به خاطر پاک سازی جامعه از عناصر سوء است)).۱۳ در ادامه، سید محمد صدر علل مختلفی را برای تفاوت رفتار امام (عج) با مسلمانان و غیر مسلمانان بر می شمارد. یکی از مهمترین آن دلایل این است که: دلیل و حجت حقانیت دین اسلام برای مسلمانان در محدوده وسیعی آشکار و واضح است. به خلاف غیر مسلمانان که چنین وضوحی برای همه و در سطح واحدی فراهم نشده است. وجود این ویژگی در مسلمانان، اقتضا میکند که مسلمانان از بالاترین رتبههای ایمان و اخلاص برخودار باشند و بهترین نمونه و الگوی نظریه ای باشند که خود آن را طرح کرده اند. مسلمانانی که این گونه نباشند، به زودی یا در دراز مدت در امر رهبری و نیز اجرای تئوری عدالت کامل، در سرزمین خود و سراسر گیتی اخلال ایجاد میکنند و این با هدف بلند امام (عج) منافات دارد.۱۴ نکته دوم گرچه در این روایات، واژه اهل کتاب به کار نرفته است، ولی از سرزمینهایی چون روم نام برده شده است و از آنجا که بیش تر مردمان مغرب زمین اهل کتاب اند، شیوه رویارویی امام (عج) با مغرب زمین همان شیوه امام با اهل کتاب خواهد بود. به هرحال، برخی از روایاتی که بر مسالمت آمیز بودن رفتار امام مهدی (عج) با اهل کتاب دلالت میکنند به قرار ذیل است: الف) امام علی (ع) میفرماید: ثم یسیر و من معه من المسلمین لایمرون علی حصن ببلد الروم الا قالوا علیه لااله الاالله فتتساقط حیطانه ثم ینزل من القسطنطنیه فیکبرون تکبیرات فینشف خلیجها و یسقط سورها ثم یسیر الی رومیه فاذا نزل علیه کبرالمسلمون ثلاث تکبیرات فتکون کالرمله علی نشز.۱۵ سپس او و همراهانش حرکت میکنند. در کشور روم به دژی برنمی خورند؛ مگر اینکه با گفتن ذکر لااله اله الله دیوارهایش فرو می ریزد. سپس در قسطنطنیه (استامبول) فرود میآیند و با گفتن چند تکبیر رودخانه اش می خشکد و حصارهایش فرو می ریزد. آنها سپس به سمت رومیه حرکت میکنند و با گفتن سه تکبیر، آنجا چون شنزاری بر بلندی میشود. ب) امام باقر(ع): … و یبعث جنداً الی القسطنطنیه فاذا بلغوا الخلیج کتبوا علی اقدامهم شیئاً و مشوا علی الماء فاذا نظر الهیم الروم یمشون علی الماء قالوا هولاء اصحابه یمشون علی الماء فکیف هو؟ فعند ذلک یفتحون لهم ابواب المدینه فیحکمون فیها ما یشائون.۱۶ … و مهدی (عج) سپاهی را به سوی قسطنطنیه گسیل میدارد. چون به رودخانه رسیدند، بر پایشان چیزی نوشته و بر آب راه میروند. چون رومیان این صحنه را مشاهده کردند، می گویند اصحاب او بر آب راه میروند، پس خود او ـ امام مهدی (عج) ـ چگونه خواهد بود؟ در این هنگام، درهای شهر را بر آنان میگشایند و سپاه امام وارد شهر شده و هر چه اراده کند انجام میدهد. ج) امام علی(ع): … و یسیر المهدی حتی ینزل بیت المقدس و تنقل الیه الخزائن و تدخل العرب و العجم و اهل الحرب و الروم و غیرهم فی طاعته من غیر قتال۱۷ … مهدی (عج) حرکت کرده در بیت المقدس فرود میآید. تمام خزاین نزد او برده میشود و عرب، عجم، ستیزه جویان، رومیان و دیگران بی جنگ و درگیری اطاعت او را گردن می نهند. این مضمون ـ برخورد مسالمت آمیز با اهل کتاب ـ را میتوان با روایات دیگری نیز تأیید کرد از جمله: امام علی فرمود: … فیسیر المهدی (عج) بمن معه لایحدث فی بلد حادثه الا الامن و الامان والبشری.۱۸ … سپس مهدی و همراهانش حرکت میکنند. در هیچ شهری جز امن و دادن امان و بشارت اتفاقی رخ نمی دهد. ۴ـ مؤید چهارم: مدت زمان فتح دنیا چهارمین زاویه ای که میتوان از آن به مسئله رویارویی امام (عج) با اهل کتاب نگریست و می تواند قرینهای بر استفاده حداقل امام مهدی (عج) از حربه قتل باشد، مسئله مدت جنگ و نبرد امام (عج) برای فتح دنیاست. برخی از روایات این موضوع بدین قرارند: الف: عیسی الخشاب میگوید به امام حسین عرض کردم آیا شما صاحب این امر هستید؟ حضرت فرمودند: لا ولکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه المکنی بعمه یضع سیفه علی عاتقه ثمانیه اشهر۱۹ خیر، ولی صاحب این امر طردشده رانده شده ای است که کسی برای پدرش خونخواهی نکرده، او هم کنیه عموی خود است و شمشیر را هشت ماه بر دوش میگذارد. ب) امام باقر (ع): … و یضع السیف علی عاتقه ثمانیه اشهر یقتل هرجا… … شمشیر را برهنه کرده، هشت ماه بر دوش میگذارد و بسیار میکشد…۲۰ ما مدت حکومت امام مهدی (عج) را به هر میزان که بدانیم، براساس روایات یادشده هشت ماه آن که قاعدتاً هشت ماه آغازین ظهور است، مدت زمانی است که امام با مخالفان خود به جنگ و نبرد خواهد پرداخت. با توجه به دو نکته میتوان این احتمال را تقویت کرد که درگیریهای امام (عج) با غیر مسلمانان بسیار اندک خواهد بود و آنان در برابر امام مقاومت چندانی نخواهند کرد و امام با کم ترین درگیری، سرزمینهای آنان را فتح خواهد نمود. نکته اول: روایاتی که در آنها به نبرد امام با دیگر گروهها اشاره شده است، مانند درگیری با قریش، بنی شیبه، اهل بصره، اعراب و سفیانی در نقاط مختلف و… . برخی از این روایات از این قرارند: الف: امام باقر (ع): اذا بلغ السفیانی ان القائم قد توجه من ناحیه الکوفه یتجرد بخیله حتی یلقی القائم… فیقتتلون یومهم ذلک حتی ان الله تعالی یمنح القائم و اصحابه اکتافهم فیقتلونهم حتی یفنوهم… .۲۱ چون سفیانی مطلع میشود که قائم (عج) از جانب کوفه به سوی او رهسپار شده است او نیز همراه با سوارانش حرکت میکند تا اینکه با قائم (عج) روبه رو میشود… پس آن روز با یکدیگر میجنگند. سپس خداوند قائم (عج) و یارانش را بر آنها مسلط میکند تا اینکه آنها را کشته و از بین می برند. ب: امام صادق (ع): اذا قام القائم (عج) من آل محمد صلوات الله علیه اقام خمسمأه من قریش فضرب اعناقهم ثم اقام خمسمأه فضرب اعناقهم ثم خمسمأه اخری حتی یفعل ذلک ستّ مرات. قلت: و یبلغ عدد هولاء هذا؟ قال: نعم منهم و من موالیهم.۲۲ چون قائم آل محمد (عج) یام کرد پانصد نفر از قریش را گردن میزند. سپس پانصد نفر دیگر را گردن میزند و سپس پانصد نفر دیگر را و این کار را شش بار تکرار میکند. راوی میگوید: عرض کردم قریش این مقدار هستند؟ فرمود؟ آری از آن ها و از دوستانشان. اینها نمونههایی است از جنگها و درگیریهای امام مهدی(عج) با دشمنان به منظور پاک کردن دنیا از وجودشان. نکته دوم: اندک بودن مدت زمان هشت ماه برای فتح کل دنیا؛ با پیوست کردن این دو نکته، یعنی جنگها و درگیریهای حضرت با گروههای گوناگون در خاورمیانه از یکسو و اندک بودن مدت زمانی که حضرت طی آن بر تمام دنیا مسلط میشود، میتوان این احتمال را تقویت کرد که درگیریهای امام (عج) با اهل کتاب و دیگر ملتها بسیار اندک خواهد بود؛ چرا که جنگهای حضرت در خاورمیانه، طبیعتاً بخش عمده ای از هشت ماه را به خود اختصاص خواهد داد. بنابراین اگر فتح مغرب زمین و دیگر نقاط دنیا نیز همراه با جنگ و درگیری و قتل و کشتار باشد، فتح دنیا در هشت ماه امری بعید خواهد بود؛ به ویژه با توجه به وسعت فوق العاده مناطق مسکونی کره زمین. نکته قابل توجهی که مؤید مدعای ماست، این است که این احتمال وجود دارد که هشت ماه یاد شده، مدت زمان فتح و تسلط بر دنیا نباشد، بلکه مدت زمانی باشد که امام دنیا را از شر دشمنان و منحرفان پاک میکند؛ به این معنی که امام نخست کل دنیا را فتح خواهند کرد. طبیعتا پس از فتح دنیا انسانهای معاند و منحرفی نیز هستند که به دنبال ضربه زدن به نظام امام مهدی (عج) و مخالفت با اهداف و آرمانهای حضرت باشند و امام چاره ای جز درگیری با این گروه نخواهد داشت. سید محمد صدر معتقد است هشت ماه یادشده تنها زمان فتح دنیا نیست؛ بلکه مدت زمانی است که اولاً امام (عج) دنیا را فتح میکند و ثانیاً دنیا را از لوث وجود معاندان و منحرفان پاک میکند.۲۳ براساس این احتمال، فتح دنیا در مدتی بسیار کمتر از هشت ماه اتفاق خواهد افتاد و مدت زمان فتح مغرب زمین ـ سرزمین اهل کتاب ـ بسیار بسیار اندک خواهد بود. در نتیجه، قتل و درگیری به کمترین میزان خود خواهد بود. ۵ ـ مؤید پنجم: جنگها و مرگ فراگیر قرینه پنجمی را نیز میتوان بر مدعای برخورد مسالمت آمیز و به دور از جنگ و خون ریزی امام مهدی(عج) با اهل کتاب اقامه کرد. آن قرینه این است که براساس تعداد چشم گیری از روایات، پیش از ظهور، قتل و مرگ به شکل گستردهای بر بشریت سایه خواهد افکند و درصد بسیار بالایی از انسانها بر اثر جنگها و حوادث طبیعی از میان خواهند رفت. بی تردید وجود این دو عامل به ویژه عامل اول ـ جنگ و درگیری ـ توان نظامی و دفاعی بشریت را به شدت کاهش خواهد داد و کشورها را از نظر نظامی آسیب پذیر خواهد نمود. به یقین، بشریتی که امروزه به مرگبارترین سلاحهای کشتار جمعی مجهز است و برخی از نیروی اتمی در اختیارش برای متلاشی کردن کل کره زمین کفایت می کند، در صورت وقوع جنگی فراگیر، از توان نظامی خود تا حد ممکن استفاده خواهد کرد و بسیار طبیعی خواهد بود که در صورت وقوع چنین جنگی، نیروهای متخاصم و نیز توان نظامی و دفاعی آن ها به شکل وسیعی از میان برود. این جمله معروف که اگر جنگ جهانی سومی وجود داشته باشد جنگ جهانی چهارم با سنگ و چوب خواهد بود، به همین واقعیت اشاره دارد. با رخ دادن چنین جنگی و فرسایش توان نظامی کشورهای متخاصم، مقاومت در برابر سپاه امام مهدی(عج) به کمترین حد خود خواهد رسید و سپاه امام با کمترین جنگ و درگیری دنیا را فتح خواهد نمود. البته اصل وجود جنگ و مرگ، پیش از ظهور، مسائلی است که در روایات فراوانی به آن اشاره شده است، ولی به گستردگی و فراگیر بودن آن، تنها در چند روایت اشاره شده است و ما مدعی نیستیم که چنین جنگی با این گستردگی حتماً اتفاق خواهد افتاد. بی تردید، اثبات وقوع چنین حادثه هولناکی نیازمند بررسی روایات و اسناد و دلالت آنها از یک سو و بررسی سایر روایات موافق و مخالف و جمع بندی آنها از سوی دیگر، و نیز تحلیل شرایط جهانی است؛ ولی وجود این روایات در منابع دست اول و تعدد آنها این احتمال را تقویت میکند و همین برای ما به عنوان شاهد کفایت میکند. برخی از این روایات بدین قرارند: الف) امام علی (ع): لایخرج المهدی حتی یقتل ثلث و یموت ثلث و یبقی ثلث. مهدی (عج) ظهور نمیکند مگر هنگامی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم بمیرند و یک سوم باقی بمانند.۲۴ ب) شیخ صدوق به سند خود از سلیمان بن خالد از امام صادق روایت میکند: قدّام القائم موتان موت احمر و موت ابیض حتی یذهب من کل سبعه خمسه. الموت الاحمر السیف والموت الابیض الطاعون.۲۵ پیش از ظهور قائم (عج) دو مرگ وجود خواهد داشت: مرگ سرخ و مرگ سفید تا از هر هفت نفر پنج نفر بمیرند. مرگ سرخ مرگ با شمشیر است و مرگ سفید مرگ با طاعون. یادآوری این نکته لازم است که گرچه بشریت از نظر بهداشتی و مبارزه با بیماریهای گوناگون از جمله طاعون و وبا به پیشرفت چشم گیری دست یافته است و مرگ انسانها با طاعون با توجه به شرایط کنونی بعید به نظر میرسد، ولی این احتمال وجود دارد که شیوع طاعون پس از بروز جنگ های فراگیر باشد. با بروز چنین جنگهایی که با سلاحهای کشتار جمعی، بسیاری از انسانها کشته میشوند، هم توان مالی و اقتصادی کشورها از بین میرود و هم نیروی انسانی لازم برای مبارزه با بیماریها به شدت کاهش خواهد یافت؛ با این شرایط، مبارزه با بیماری فراگیر طاعون امری مشکل خواهد بود. بنابراین اگر در این روایات، از مرگ بسیاری از انسانها به وسیله طاعون سخن به میان آمده، میتوان برای آن وجه معقولی تصور کرد. احتمال یادشده را میتوان با توجه به این نکته تأیید کرد که در روایت بالا و روایات همانند، مرگ با شمشیر پیش از مرگ به سبب طاعون آورده شده است. آن چه گذشت، قراین و شواهد خارجی بر رویارویی مسالمت آمیز امام (عج) با اهل کتاب بود. اکنون نوبت آن رسیده است که به بررسی روایاتی بپردازیم که در آنها به مسئله قتل اهل کتاب توسط سپاه امام مهدی (عج) اشاره شده است. ما به منظور کامل شدن بحث و زدودن شبهه، دلالت روایات بر کشتار وسیع اهل کتاب توسط سپاه امام (عج) در اینجا مجموعه روایات را آورده و مضامین آنها را به کوتاهی بررسی خواهیم نمود. به تعبیر دیگر، هدف از آوردن این احادیث در این جا این است که اثبات کنیم از مجموعه روایاتی که بر قتل اهل کتاب توسط سپاه امام مهدی(عج) دلالت دارند، به هیچ وجه نمی توان کشته شدن بیشتر آنان را فهمید. بنابراین قراین و شواهدی که بر مسالمت آمیز بودن رویارویی امام (عج) با اهل کتاب اقامه شد، معارضی ندارند. روایات مجموعه این روایات را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: ۱٫ دسته اول روایتی که احتمالاً بر کشته شدن همه کافران و مشرکان به دست امام(عج) دلالت میکند: شیخ صدوق به سند خود از ابیبصیر از امام صادق در تفسیر آیه هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون (صف: ۹) او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند. نقل می کند: فاذا خرج القائم (عج) لم یبق کافر بالله العظیم و لامشرک بالامام الاکره خروجه حتی ان لو کان کافر او مشرک فی بطن صخره لقالت: یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی واقتله.۲۶ چون قائم (عج) قیام کرد، منکر خداوند و مشرک به امامی نمیماند، مگر اینکه از خروج او ناخشنود است. تا آنجا که اگر کافر یا مشرکی در دل صخره ای پنهان شده باشد، به صدا درآمده میگوید: ای مؤمن در دل من کافری است؛ مرا بشکن و او را بکش. این احتمال وجود دارد که مفاد این روایت عمومیت قتل نسبت به تمامی کفار و مشرکین باشد؛ چرا که نکره در سیاق نفی افاده عموم میکند (لم یبق کافر و لامشرک؛ هیچ کافر و مشرکی نمی ماند…) توجه به جمله ((اذا خرج القائم؛ چون قائم قیام کند)) این احتمال که قتل تمامی مشرکان و کفار مخصوص مکان یا زمان یا جنگ خاصی باشد را تضعیف میکند. به عبارت دیگر، براساس ظاهر روایت، وقتی امام قیام خود را آغاز کرد و خبر آن به گوش کفار و مشرکان رسید، همه آنها از این حادثه ناخرسند خواهند شد و همه آنها به دست امام کشته خواهند شد. اگر ما روایت بالا را به شکلی که گذشت معنی کنیم، بر قتل تمامی کفار و مشرکین دلالت دارد؛ ولی به نظر میرسد چنین معنایی از روایت فوق قابل استظهار نباشد؛ چرا که غایت بودن جمله ((حتی لوکان کافر او مشرک فی بطن صخره…)) از جمله قبل، وجه معقولی ندارد؛ یعنی این که بگوییم ((همه کفار و مشرکان از ظهور امام(عج) ناخشنود هستند تا اینکه اگر کافر یا مشرکی در جایی پنهان شود، آنجا میگوید کافر یا مشرکی زیر من پنهان شده)) معنای محصلی ندارد؛ چرا که پنهان شدن کفار و مشرکان و خبر دادن موجودات از آنها نمیتواند غایت ناخشنودی آنان باشد. بلکه ظاهراً حتی غایت از چیزی است که از سیاق جمله فهمیده میشود؛ یعنی همه کفار و مشرکان از ظهور امام ناخشنود میشوند، میان کفار و مشرکین و امام جنگ و درگیری رخ میدهد و آنها با یکدیگر می جنگند تا آن جا که اگر در دل سنگ هم پنهان شوند…)). و طبیعتاً آنانی که با سپاه امام به رویارویی برمیخیزند، همه اهل کتاب نیستند؛ بلکه بخشی از آنها هستند. بنابراین این روایت بر قتل همه اهل کتاب دلالت ندارد. ۲٫ دسته دوم روایاتی هستند که بر قتل اهل کتاب در زمان یا جنگ خاصی دلالت می کنند؛ از جمله: الف: امام علی (ع): … ثم یموت عیسی و یبقی المنتظر المهدی من آل محمد (ص) فیسیر فی الدنیا و سیفه علی عاتقه و یقتل الیهود والنصاری و اهل البدع۲۷ … سپس عیسی رحلت میکند و مهدی منتظر آل محمد (ص) باقی میماند. او در حالی که شمشیر بر دوش دارد، زمین را درمینوردد و یهود، نصارا و بدعت گزاران را میکشد. این روایت بر قتل آن گروه از اهل کتاب دلالت میکند که پس از مرگ عیسی بر دین خود باقی مانده اند؛ ولی اینکه این عده از اهل کتاب چند درصد از مجموع اهل کتاب پیش از ظهورند، همه، اکثریت یا اقلیت، معلوم نیست. چه بسا با توجه به قراین و شواهدی که در جای خود ذکر شده است،۲۸ بیشتر اهل کتاب اسلام آورده و تنها گروه اندکی باقی مانده و کشته شوند. بنابراین از این روایت نمی توان کمیت اهل کتابی را که به دست حضرت کشته میشوند به دست آورد. ب: امام علی (ع): … و یخرج عیسی فیلتقی الدجّال فیطعنه فیذوب کما یذوب الرصاص ولاتقبل الارض منهم احدا لایزال الحجر والشجر یقول: یا مومن تحتی کافر اقتله.۲۹ … و عیسی خروج میکند و با دجال روبه رو میشود. پس نیزهای به او میزند و او مانند سرب ذوب میشود. زمین هیچ یک از آنها را در خود نمی پذیرد. پیوسته سنگها و درختان می گویند: ای مؤمن کافری در زیر من پنهان شده است او را بکش. ج: امام باقر: … ثم ان الله تعالی یمنح القائم و اصحابه اکتافهم فیقتلونهم حتی یفنوهم حتی ان الرجل یختفی فی الشجره والحجره فتقول الشجره والحجره: یا مؤمن هذا رجل کافر فاقتله فیقتله.۳۰ … سپس خداوند قائم (عج) و یارانش را بر آنها مسلط میکند تا اینکه آنها را کشته و از بین میبرند. تا آن جا که اگر شخصی پشت درخت یا سنگی پنهان شود، درخت و سنگ میگویند: ای مومن، این مردی است کافر؛ او را بکش. پس او را میکشد. روایت ((ب)) مخصوص جنگ با سپاه دجال است. بنابراین دلالت بر کشته شدن کفار سپاه دجال میکند؛ نه مطلق کفار. روایت ((ج)) نیز به قرینه صدر روایت، بر قتل کفار در جنگ با سفیانی دلالت میکند: اذا بلغ السفیانی ان القائم قد توجه من ناحیه الکوفه یتجرد بخیله حتی یلقی القائم(عج)؛ … چون به سفیانی خبر میرسد که قائم (عج) از سمت کوفه به سوی او حرکت کرده، با سواران خود به سوی او حرکت میکند تا اینکه با قائم (عج) روبه رو میشود…)). بنابراین نهایت مدلول این دو روایت و امثال آن، قتال تمامی کفاری است که در سپاه دجال و سفیانی حضور دارند؛ ولی این مطلب را که این تعداد از کفار چند درصد از همه کفار هستند، از این روایات نمی توان به دست آورد. ۳٫ دسته سوم، روایاتی که نه بر شمول قتل دلالت دارند و نه قتل در زمان یا جنگ خاصی که ما بعضی از آنها را در این جا میآوریم: الف: امام باقر (ع): ولاتبقی ارض الا نودی فیها بشهاده ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمدا رسول الله و هو قوله: له اسلم من فی السموات و الارض طوعا و کرها و الیه ترجعون و لا یقبل صاحب هذالامر الجزیه کما قبلها رسول الله (ص) و هو قول الله و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کله لله.۳۱ جایی نمیماند مگر این که در آن به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر (ص) شهادت داده میشود و این همان سخن خداوند است که میفرماید: ((تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر فرمان او تسلیم اند و همه به سوی او بازگردانده میشوند.)) و صاحب این امر، آنچنان که رسول خدا (ص) جزیه می گرفت، جزیه قبول نمیکند و این همان سخن خداوند است که میفرماید: و با آنها پیکار کنید تا فتنه (شرک و سلب آزادی) برچیده شود و دین (پرستش) همه مخصوص خدا باشد. با توجه به اینکه در ذیل روایت به آیه شریفه ((و قاتلوهم)) … استناد شده است، بنابراین امام با اهل کتاب به جهاد خواهند پرداخت و طبیعی است که در این جهاد، گروهی از اهل کتاب کشته خواهند شد؛ ولی این که چه قدر از اهل کتاب به دست سپاه امام به قتل خواهند رسید، مسئلهای است که روایت نسبت به آن ساکت است. ب: امام کاظم در تفسیر آیه و له اسلم من فی السموات والارض طوعا و کرها؛ (آل عمران: ۸۳) ((و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر فرمان او تسلیم اند)). فرمود: انزلت فی القائم اذا خرج بالیهود والنصاری والصابئین والزنادقه و اهل الرده والکفار فی شرق الارض و غربها فعرض علیهم الاسلام فمن اسلم طوعاً امره بالصلاه والزکاه و ما یؤمر به المسلم و یجب لله علیه و من لم یسلم ضرب عنقه حتی لایبقی فی المشارق والمغارب احد الا وحد الله قلت له: جعلت فداک ان الخلق اکثر من ذلک. فقال: ان الله اذا اراد امرا قلل الکثیر و کثر القلیل.۳۲ این آیه درباره قائم (عج) نازل شده است. او چون بر یهود، نصاری، صابئان، ملحدان، مرتدان و کفار شرق و غرب زمین خروج کرد، اسلام را بر آنها عرضه میکند. پس کسی که از سر اختیار اسلام آورد، او را به نماز و زکات و واجبات الهی و آنچه که بر عهده مسلمان است دستور میدهد و کسی که اسلام نیاورد را گردن میزند. تا این که در شرق و غرب کسی نمیماند، مگر اینکه به یگانگی خداوند معتقد باشد. راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم مردمان بیش از این هستند که بتوان آنها را کشت. حضرت فرمود: چون خداوند اراده فرماید زیاد را کم و کم را زیاد میکند. گرچه در این روایت، قتل غیر مسلمانان مشروط به اسلام نیاوردن آنها شده و جمله شرطیه به خودی خود هیچ دلالتی بر تحقق شرط ندارد؛ لذا تحقق مشروط نیز قطعی نیست؛ ولی با توجه به علم امام (عج) به آینده، طبیعتاً اگر این شرط برآورده نمی شد و کسی نیز کشته نمی شد ـ یعنی همه مسلمان میشدند ـ امام جمله را به این شکل بیان نمی کرد؛ بلکه می فرمود همه مسلمان میشوند. بنابراین بیان مطلب به شکل قضیه شرطیه خالی از اشاره به وجود برخی از افرادی که اسلام را اختیار نکرده و کشته میشوند نیست. مؤید این مطلب فهم راوی حدیث است که او نیز از قضیه شرطیه تحقق شرط ـ عدم اسلام ـ و در نتیجه، تحقق مشروط قتل ـ را فهمیده است؛ لذا می پرسد که مردم بسیارند و قتل آنها ممکن نیست و حضرت نیز فهم او را رد نکرده و با این پاسخ که برای خداوند کم و زیاد تفاوتی ندارد فهم او را تأیید میکند. بنابراین دلالت روایت بر قتل برخی از اهل کتاب مسلم است، ولی کمیت اهل کتابی که کشته میشوند مسئلهای است که در این روایت به آن هیچ اشاره ای نشده است. چه بسا با توجه به قراین و شواهد گذشته، بیشتر اهل کتاب اسلام آورده و گروه اندکی کشته می شوند. پرسش: مدلول ذیل روایت بالا این است که بسیاری از اهل کتاب به دست حضرت کشته می شوند؛ زیرا راوی از سخن حضرت این گونه فهمیده که گروه زیادی به دست امام مهدی (عج) کشته خواهند شد و حضرت نیز این فهم را رد نمیکند و پاسخ میدهد خداوند اگر بخواهد کم را زیاد و زیاد را کم میکند که این پاسخ به گونهای پذیرفتن فهم راوی نیز هست. بنابراین از این روایت فهمیده میشود که امام مهدی(عج) در رویارویی با اهل کتاب، از حربه قتل و کشتار به گستردگی استفاده میکند و تعداد بسیاری از آنان را به قتل می رسانند. پاسخ یکم: در این روایت، از شش گروه نام برده شده است: یهود، نصاری، صابئین، ملحدین، مرتدین و کفار و مدلول روایت قتل بسیاری از مجموعه این شش گروه است؛ نه کشته شدن بسیاری از یهود و نصارا. بنابراین اگر ما از شواهد و قراین دریافتیم که شیوه امام(عج) در رویارویی با اهل کتاب برپایه گذشت و مداراست، در نتیجه، سهم اهل کتاب از این کشتار گسترده بسیار اندک خواهد بود. دوم: ((قتل کثیر)) غیر از ((قتل اکثر)) است؛ ممکن است امام(عج) از یک مجموعه صد میلیون نفری ۵۰ هزار معاند را به قتل برساند؛ ولی این گروه، بیش تر مجموعه صدمیلیونی نیستند. گرچه اگر بدون مقایسه در نظر گرفته شوند، گروه زیادی هستند. بنابراین ما این واقعیت را می پذیریم که ممکن است از اهل کتاب نیز گروه زیادی کشته شوند، ولی با توجه به قراینی که پیشتر برشمردیم، این گروه زیاد در مقایسه با جمعیت مجموعه اهل کتاب، درصد بسیار اندکی خواهند بود و قتل این تعداد از اهل کتاب به دلیل عناد و خصومتی که با حکومت جهانی امام(عج) دارند، بسیار طبیعی خواهد بود. جمع بندی: از مجموع روایاتی که متعرض مسئله قتل اهل کتاب شده است، در روایات دسته دوم و سوم، گرچه به مسئله قتل اشاره شده است، لیکن از میزان استفاده امام مهدی (عج) از این اهرم ذکری به میان نیامده است. بنابراین با توجه به قراینی که سابقاً برشمردیم ـ قراین اسلام اکثریت۳۳ و برخورد مسالمت آمیز امام با اهل کتاب ـ میتوان این احتمال را تقویت کرد که اهل کتابی که به دست امام (عج) کشته میشوند، در مقایسه با مجموعه جمعیت اهل کتاب بسیار اندک خواهند بود. در معنای روایت دسته اول، دو احتمال وجود داشت که براساس احتمال اصح، معنای روایت، عمومیت قتل کفار و مشرکین نبود؛ لیکن اگر ما مفاد این روایت را عمومیت قتل کفار و مشرکان بدانیم، این معنی به چند دلیل قابل اخذ نیست: ۱ـ روایات دسته دوم و سوم که براساس آنها، قتل کفار و مشرکین پس از اتمام حجت و عرضه اسلام خواهد بود. ۲ـ این اصل مسلم و قطعی عقلی و اسلامی که کشتن شخصی پیش از اتمام حجت و آشکار شدن حقیقت ممنوع است. بنابراین اگر در این روایت، سخن از قتل تمامی کفار به میان آمده است، منظور کفاری است که پس از اتمام حجت و آشکار شدن حقیقت، باز بر عقیده باطل خود اصرار بورزند. علاوه بر این که ظهور عبارت ((اذا قام القائم))۳۴ بر شروع قتل از همان آغاز ظهور نیز محل تأمل است؛ چرا که این واژه میتواند به این معنی باشد که این اتفاقات ـ ناخشنودی کفار از ظهور و قتل آنها ـ پس از قیام رخ خواهد داد؛ اما بلافاصله یا با تأخیر بودن این اتفاقات، مطلب دیگری است که از این واژه نمی توان استفاده کرد. آن چه گذشت، برخوردهای اولیه سپاه امام مهدی(عج) با اهل کتاب بود. تحقیق درباره سرنوشت اقلیت باقیمانده اهل کتاب را که نه اسلام آورده و نه در جریان فتح دنیا کشته میشوند در جای خود باید دنبال کرد. پی نوشت ها: ۱ . نوشتار حاضر قسمتی از پایان نامه نویسنده است که به عنوان دین در عصر ظهور برای مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در مقطع کارشناسی ارشد به رشته تحریر در آمده است. ۲ . مصباح کفعمی، زیاره المهدی(عج). ۳ . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۹۰٫ ۴ . مفاتیح الجنان، زیارت آل یس. ۵ . اعراف، ۱۵۶٫ ۶ . مفاتیح الجنان،زیارت آل یس. ۷ . همان. ۸ . محمد بن ابراهیم النعمانی، غیبت نعمانی، ص ۴۵۰٫ ۹ . محمد صدر، تاریخ ما بعدالظهور، ص ۳۷۸٫ ۱۰ . محمد بن ابراهیم النعمانی، غیبت نعمانی، ص ۳۳۷٫ ۱۱ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۵، ص ۲۵۱٫ ۱۲ . بتریه پیروان کثیرالنوای ابتر هستند. ر.ک: محمد بن عبدالکریم (شهرستانی)، الملل و النحل، ج ۱ (بیروت: دارالمعرفه، ۱۴۰۲) ص۱۶۱٫ ۱۳ . محمد صدر، تاریخ ما بعدالظهور، ص ۹۷٫ ۱۴ . همان، ص ۹۸٫ ۱۵ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ص ۱۲۴٫ ۱۶ . همان، ج ۳، ص ۳۱۷٫ ۱۷ . همان، ج ۳، ص ۱۱۹٫ ۱۸ . همان، ج ۳، ص ۹۶٫ ۱۹ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ص ۱۸۰٫ ۲۰ . همان، ص ۲۴۰٫ ۲۱ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ص ۳۱۶٫ ۲۲ . همان، ج ۳، ص ۳۱۴٫ ۲۳ . محمد صدر، تاریخ مابعدالظهور، ص ۴۱۰٫ ۲۴ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ص ۲۱٫ ۲۵ . همان، ج ۳، ص ۴۴۰٫ ۲۶ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۵، ص ۱۴۵٫ ۲۷ . همان، ج ۳، ص ۱۲۱٫ ۲۸ . ر.ک: فصلنامه انتظار شماره ۱۱ و ۱۲ مقاله: اهل کتاب در دولت مهدی(عج). ۲۹ . همان، ج ۳، ص ۱۲۲٫ ۳۰ . همان، ج ۳، ص ۳۱۶٫ ۳۱ . همان. ۳۲ . علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج ۵، ص ۶۰٫ ۳۳ . فصلنامه انتظار شماره ۱۱ و ۱۲ مقاله اهل کتاب در دولت مهدی (عج). ۳۴ ـ ص ۳۰٫ نصرت اله آیتی ماهنامه انتظار موعود – شماره ۱۳
لینک ثابت
کاری به کسی نداشته باش، فقط دریبل کن دنبال حمایت بودم، کسی که با من باشد، چون فکر می‌کردم که واقعاً دارم به سمت بهتر شدن حرکت می‌کنم و دارم به آدم بهتری تبدیل می‌شوم. می‌دانم که خیلی‌ها به من می خندیدند. آن‌ها فقط فردی را می‌خواستند که با آن توپ لعنتی دریبل کند. دهانت را ببند و فقط دریبل کن. کاری به کسی نداشته باش، فقط دریبل کن. اسلام، بیش از تمامی ادیان الهی در معرض تبلیغات رسانه‌ای و مواضع خصمانه غرب قرار گرفته است. با این حال، این دین به دلیل احترام به ارزش‌های انسانی و ارضای نیازهای روحی و فطری انسان همواره توانسته در ذهن و روح جستجوگران حقیقت واقعی نفوذ کند. گرایش زیاد برای ایمان به اسلام در میان پیروان ادیان دیگر در آمریکا و اروپا شاهدی بر همین موضوع است. رهبر انقلاب اخیرا طی نامه‌ای خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، پیشنهاد دادند تا این جوانان بدون در نظر گرفتن تصویری که از اسلام در رسانه‌های کشورهایشان عرضه می‌شود، خود با مراجعه به قرآن کریم به درکی مستقیم از اسلام واقعی برسند. فهرست زیر توضیحی مختصر و نمونه‌وار از موارد مربوط به برخی از کسانی می‌پردازد که با مطالعه و تحقیق مستقیم درباره اسلام از دین مسیحیت به اسلام روی آورده‌اند. لازم به ذکر است که این فهرست به هیچ عنوان جامع نیست. 1- کریم عبدالجبار (بازیکن لیگ حرفه ای آمریکا) 2- محمود عبدالرئوف (مربی بسکتبال در لیگ NBA) 3- طریق عبدالواحد ( بازیکن و مربی بسکتبال) 4- توماس جی آبرکرامبی (عکاس و خبرنگار نشنال جئوگرافیک) 5- اریک آبیدال (بازیکن سابق تیم فوتبال بارسلونا) 6- امینه اینلوز ( استاد دانشگاه آمریکا) 7- آندره کارسون (نماینده مجلس نمایندگان آمریکا) 8- محمد کنوت برنستروم(دیپلمات سوئدی) 9- عبدالرحمان غرین (پژوهشگر) 10- میشائیل ولف (شاعر و نویسنده آمریکایی) 1- کریم عبدالجبار (فردیناند لوییس آلسیندور جی.آر) افرادی که به اسلام گرویده اند بسکتبالیست مشهور تیم‌های "میلواکی باکس" و "لس‌آنجلس لیکرز" که در سن 24 سالگی از مسیحیت به دین اسلام گروید. نام وی پیش از آن‌که اسلام بیاورد "فردیناند لوئیس آلسیندور جی. آر" بود. وی اصالتاً آمریکایی است و در "منهتن" نیویورک متولد شد. کریم عبدالجبار از جمله کسانی است که تلاش زیادی برای شناخت اسلام از طریق منابع مستقیم کرده است. عبدالجبار برای شناخت بهتر اسلام به لیبی و عربستان سعودی سفر کرد تا بتواند زبان عربی را یاد بگیرد و درباره اسلام در مهد اصلی آن مطالعه کند.[1] کریم عبدالجبار بعد از حوادث حمله به دفتر نشریه شارلی‌ابدو در فرانسه و تبلیغات اسلام ستیزانه رسانه‌های غربی گفت که اسلام ارتباطی با قتل و ترور ندارد؛ وی همچنین در مقاله‌ای در مجله تایم نوشت امیدوار است روزی بیاید که همه بدانند کسانی که به اسم اسلام حملات تروریستی انجام می‌دهند آدم‌های جانی هستند که خودشان را به جای مسلمان جا می‌زنند. 2- محمود عبدالرئوف (کریس جکسون) افرادی که به اسلام گرویده اند داستان زندگی "کریس جکسون"[2] آمریکایی که بعداً نامش «محمد عبدالرئوف» شد سرشار از تحقیق برای شناخت حقیقت است. البته شغل آقای عبدالرئوف، ارتباط مستقیمی با تحقیق و پژوهش ندارد، اما نگاه متفاوت او به مسائل پیرامونش زمانی آشکار شد که به عنوان بازیکن حرفه‌ای بسکتبال قبل از خوانده شدن سرود ملی آمریکا از سر جایش بلند نمی‌شد. استدلال آقای عبدالرئوف این بود که نمی‌تواند به پرچمی احترام بگذارد که نماد نقض آزادی، بی‌عدالتی و کشتار مردم سرتا سرجهان است. [3] سفر محمد عبدالرئوف برای شناخت حقیقت زمانی آغاز شد که احساس کرد سبک زندگی متناسب با یک بسکتبالیست حرفه‌ای در NBA دیگر روح او را ارضا نمی‌کند. یک روز زمانی که هم‌تیمی‌هایش خوابیده بودند خواندن صفحه‌ای از کتاب "مالکوم ایکس (فعال سیاه‌پوست و مسلمان حقوق انسانی) برای اولین بار ایده سفر به مناطق فقیرنشین و ملاقات با فعالان مسلمان را به ذهن او آورد. وی به مناطق فقیرنشین واشنگتن، فیلادلفیا و هارلم سفر کرد. از آن به بعد، عبدالرئوف در هتل و در خانه همواره درباره وضعیت سیاهان در جامعه آمریکا، دلایل شانه خانه کردن بعضی از پدران از مسئولیت‌هایشان و این‌که چرا عده‌ای زندگی‌شان پشت میله های زندان می‌گذرد، صحبت می‌کرد. سفر او به مناطق فقیرنشین، سرآغاز شکل‌گیری ایده سفر به مکه در ذهن او بود. عبدالرئوف در وقت های آزادی که داشت تقریباً تمام کتاب‌های مالکوم ایکس را خواند و او را به عنوان دوست، راهنما و کسی برای خودش برگزید که می‌تواند به او اعتماد کند و او را بفهمد. وی کتابخانه بزرگی از کتاب‌ها و صحبت‌های مالکوم درست کرد. مدتی بعد او به همسرش گفت می‌خواهد به اسلام ایمان بیاورد. او یک معلم عربی استخدام کرد و برنامه فشرده‌ای برای یادگیری زبان عربی آغاز کرد. در مساجد شرکت می‌کرد و با رهبران اسلامی دیدار می‌کرد. می‌گفت که می‌خواهد به ایران سفر کند. سرانجام وی از مسیحیت به اسلام ایمان آورد. محمود عبدالرئوف درباره مسلمان شدنش و واکنش اطرافیان به آن می‌گوید: "دنبال حمایت بودم، کسی که با من باشد، چون فکر می‌کردم که واقعاً دارم به سمت بهتر شدن حرکت می‌کنم و دارم به آدم بهتری تبدیل می‌شوم. می‌دانم که خیلی‌ها به من می خندیدند. آن‌ها فقط فردی را می‌خواستند که با آن توپ لعنتی دریبل کند. دهانت را ببند و فقط دریبل کن. کاری به کسی نداشته باش، فقط دریبل کن." این بود که او احساس کرد که برده‌ای مدرن است و جمله‌ای از مالکوم که در ذهنش تکرار می‌شد این بود: "میهن‌پرستی نباید تو را آن‌قدر کور کند که نتوانی حقیقت را ببینی. غلط، غلط است، مهم نیست چه کسی آن را انجام می‌دهد یا آن را می‌گوید. هیچ‌کس نمی‌تواند به تو آزادی بدهد. هیچ‌کس نمی‌تواند به تو برابری، یا عدالت یا چیزهای دیگر بدهد. اگر شما انسان باشید، آن را به دست می‌آورید.[4] 3- طریق عبدالوحد (الیور مایکل ساینت جین) افرادی که به اسلام گرویده اند "طریق عبدالوحد"، بازیکن سابق و مربی حرفه‌ای بسکتبال در لیگ NBA آمریکا است. وی اصالتاً فرانسوی است و اولین تبعه این کشور است که توانست در لیگ NBA آمریکا بازی کند. در سال 1997، یعنی زمانی که 23 سال سن داشت به اسلام گروید و نامش را از " الیور مایکل ساینت جین" به طریق عبدالوحد تغییر داد. گرایش وی به اسلام چنانکه در کتابی به نام "دایره‌المعارف تاریخ مسلمانان آمریکا"[5] آمده پس از آن صورت گرفت که یک استاد هنر در دانشگاه ایالتی سن‌هوزه از وی خواست درباره اسلام تحقیق کند.[6] آقای عبدالوحد اولین کسی بودکه تلاش کرد با افتتاح شعبه یک شرکت پوشاک مربوط به مسلمانان آمریکا به نام "پوشاک دعوه"[7] پوشاک اسلامی را در فرانسه معرفی کند.[8] 4- "توماس جی آبرکرامبی"[9] افرادی که به اسلام گرویده اند از "جی آبرکرامبی" به عنوان عکاس و خبرنگار افسانه‌ای مجله نشنال جئوگرافیک یاد می‌شود که "در طول دوران نزدیک به 40 سال فعالیت حرفه‌ای در این مجله تقریباً به تمامی گوشه و کنار کره زمین، از شن‌های صحرای بزرگ آفریقا گرفته تا دشت‌های یخ‌پوش جنوبگان سفر کرده است."[10] وی اولین روزنامه‌نگار غربی بود که در سال 1966، زمانی که 33 سال سن داشت مراسم زیارت مسلمانان از کعبه را پوشش داد و آن را در مقاله‌ای با عنوان "در فراسوی شن‌زارهای مکه[11] شرح داد. "آبرکرامبی"، به نوشته روزنامه واشنگتن‌پست "چنان تحت تأثیر اسلام قرار گرفت که تمام قرآن را به زبان عربی خواند و دینش را (از مسیحیت) به اسلام تغییر داد. وی 4 سفر زیارتی به مکه داشت و در آن‌جا اولین عکس‌ها از این شهر را برای جهان غرب گرفت."[12] 5- اریک آبیدال افرادی که به اسلام گرویده اند اریک آبیدال بازیکن پرآوزاه فوتبال اهل فرانسه که سابقه قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا و جهان همراه با بارسلونا را دارد از جمله کسانی است که مذهبش را از مسیحیت به اسلام تغییر داد. بسیاری از رسانه‌های غربی علت اسلام آوردن وی را نتیجه ازدواج با یک زن مسلمان الجزایری ذکر کرده‌اند[13] اما خود وی در مصاحبه‌ای با با روزنامه "دوحه استادیوم" این موضوع را رد کرده و گفته است: " تغییر دینم به اسلام به خاطر ازدواج با یک زدن الجزایری نبود، بلکه داستانی قدیمی دارد. من همیشه آرزو داشتم که مسلمان باشم و اکنون آن را محقق کرده‌ام.[14] 6- "امینه اینلوز" افرادی که به اسلام گرویده اند "آمینه اینلوز" محقق، مترجم، استاد دانشگاه و سخنران اهل آمریکا است که از مسیحیت به اسلام ایمان آورد. وی چندین کتاب درباره مذهب شیعه نوشته است. خانم ایلنوز در جنوب ایالت کالیفرنیا متولد و بزرگ شد و از دوران دبیرستان به مطالعه درباره ادیان علاقه‌مند شد. وی پس از آشنایی اولیه با اسلام شروع به مطالعه چندین کتاب اسلامی از جمله کتاب قرآن کرد. وی تحصیلات خود را در دوره کارشناسی علوم کامپیوتر در دانشگاه برکلی شروع کرد اما برای دوره کارشناسی ارشد، مطالعات اسلامی را آغاز کرد. وی هم‌اکنون در حال اخذ مدرک دکتری در همین رشته است.[15] خانم اینلوز در مقاله‌ای به بررسی مشکلات زنان آمریکایی و کانادایی پس از ایمان آوردن به اسلام شیعی پرداخته و سپس از آن‌ها خواست درباره این‌که چرا به‌رغم این مشکلات تصمیم به ایمان آوردن به اسلام شیعی بکنند، توضیح دهند. افراد مورد مطالعه خانم اینلوز تحقیقات عقلانی و جستجوی معنویت را به عنوان مهم‌ترین عوامل روی آورد به اسلام شیعی ذکر کرده بودند.[16] 7- آندره کارسون افرادی که به اسلام گرویده اند وی نماینده ایالت ایندیانا در کنگره آمریکا است و دومین نماینده‌ای در کنگره محسوب می‌شود که مسلمان است. وی در دهه 1990 پس از خواندن زندگی نامه "مالکوم ایکس" و مطالعه قرآن به اسلام ایمان آورد. وی در سال 2012 در محفل مسلمانان آمریکای شمالی گفت که مدارس آمریکایی باید از مدارس اسلامی الگو بگیرند. این اظهارات وی به واکنش‌های گسترده در میان رسانه‌های آمریکایی منجر شد.[17] 8- محمد کنوت برنستروم افرادی که به اسلام گرویده اند دیپلمات سوئدی است که به عنوان سفیر این کشور در فرانسه، اسپانیا، آمریکا، برزیل، کلمبیا، ونزوئلا و مراکش خدمت کرد. وی در سال 1986، در سن 67 سالگی و بعد از پژوهش های فراوان به اسلام ایمان آورد. وی با عقیده لوتریانیسم (از شاخه‌های مسیحیت) متولد شد اما خیلی زود به کاتولیسیزم روی آورد. اما در سال 1964 بعد از آن‌که واتیکان حکمی مبنی بر این صادر کرد که زبان لاتین، دیگر تنها زبان عبادی نیست، از این مذهب هم زده شد. وی معتقد بود که این تصمیم به منزله تخریب مذهب است و به همین دلیل جستجو برای یافتن حقیقت را ادامه داد. زمانی که او در مراکش بود، فهمید که اسلام، دینی است که می‌تواند به نیازهای روحی او برای حقیقت پاسخ دهد. آقای برنستورم نویسنده تفسیری از قرآن به زبان سوئدی است که یکی از پرخواننده‌ترین تفسیرهای قرآن در میان مسلمانان و غیرمسلمانان سوئد به شمار می‌رود. 9- عبدالرحمان غرین افرادی که به اسلام گرویده اند با نام انتونی گالوین متولد شد اما پس از ایمان آوردم به اسلام در سن 28 سالگی نامش را به عبدالرحمان غرین تغییر داد. عبدالرحمن زمانی که در همراه خانواده‌اش به لندن سفر کرده و کار می‌کرد درباره جنبه‌های مختلف زندگی، اعم از معنویت، فلسفه و روان شناسی به تفکر می پرداخت. در همان زمان بود که نسخه‌ای از کتاب قرآن را به دست آورد و بعد از مطالعه آن متوجه شد که این کتاب وحی خداوند است. وی پس از اسلام آوردن تلاش کرد دیگران را هم به این دین ترغیب کند. 10- میشائیل ولف برخی افرادی که با شناخت بی‌واسطه از اسلام مسلمان شدند+تصاویر "میشائیل ولف، شاعر و نویسنده آمریکایی است که از مادری مسیحی و پدری یهودی زاده شد. وی در کتابی به نام "حج: روایت زیارت یک آمریکایی از مکه" به شرح تجربیات مذهبی وسیع خود پرداخته و سپس دلایل مسلمان شدنش را این‌طور شرح داده است: "بعد از 25 سال که به عنوان نویسنده در آمریکا گذرانده بودم، به دنبال چیزی بودم تا تعصبم را کم‌تر کنم. به دنبال واژه‌هایی جدید بودم که از خلال آن‌ها بنگرم. من به عنوان فردی دارای زمینه‌های پلورالیستی طبیعتاً تأکید زیادی روی موضوعات نژادپرستی و آزادی داشتم. سپس، در اوایل سن بیست سالگی، سه سال برای زندگی به آفریقا رفتم. طی این مدت که برایم بسیار سازنده بود، با سیاه پوستانی از قبایل مختلف شانه به شانه شده بودم، با عربها، بربرها و حتی اروپایی‌هایی که مسلمان بودند. این مردم، تا حد زیادی وسواس‌های جوامع غربی برای دیدن نژاد به عنوان یک طبقه اجتماعی را نداشتند. در تعاملات ما، رنگ به ندرت مطرح بود. ابتدا از من استقبال می‌شد و سپس درباره من بر اساس شایستگی‌هایم قضاوت می‌شد. اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها، حتی آن‌ها که خودشان را از علقه‌های نژادپرستی رها می‌دانند به طور خودکار مردم را بر اساس نژادشان طبقه‌بندی می‌کنند. مسلمان‌ها، آدم‌ها را بر اساس ایمان و اعمال‌شأن طبقه‌بندی می‌کنند. من این را متعالی و جلابخش یافتم. مالکوم ایکس، رستگاری جامعه‌اش را در همین می‌دید. او نوشت: "آمریکا باید اسلام را بشناسد، چون این تنها مذهبی است که جامعه را از مشکل نژادپرستی عاری می‌کند." من هم به دنبال راه فراری برای گریز از شرایط منزوی‌کننده یک فرهنگ ماده‌گرایانه بودم. می‌خواستم به یک بعد معنوی دسترسی داشته باشم، اما راه‌های متعارفی که به عنوان یک پسربچه با آن‌ها آشنا شه بودم بسته شده بودند. این‌ها شرایط زندگی من در سال‌های اولیه زندگی بود. هر چه اکنون بیش‌تر درباره آن می اندیشم، بیش‌تر به تجاربم از جوامع مسلمانان آفریقا رجوع می‌کنم. طی دو سفری که در سال‌‌های 1981 و 1985 به مراکش داشتم این احساس در من پدیدار شد که آفریقا ارتباط اندکی با زندگی متعادلی داشت که من در آن‌جا دیده بودم. آفریقا نه قاره‌ای بود که من به دنبالش بودم و نه یک سازمان. من در جستجوی چارچوبی بودم که بتوانم با آن زندگی کنم، فرهنگ واژرگانی از مفاهیم معنوی که قابل کاربرد در زندگی کنونی من بود. نمی‌خواستم در فرهنگک تجارت کنم، بلکه به دنیال دست‌یابی به معناهای جدید بودم. هر چه بیش‌تر با اسلام آشنا شدم، بیش‌تر متقاعد شدم که این دین همانی است که من به دنبال آن بودم." [18] [1] "Kareem Abdul-Jabbar” Link Chris Jackson [2] "" [3]The Story of Mahmoud Abdul-Rauf” Link [4] "The Conversion of Chris Jackson” Link [5] Encyclopedia of Muslim-American History [6] "Encyclopedia of Muslim-American History” Link [7] Dawah Wear [8] "Inventing the Muslim Cool: Islamic Youth Culture in Western Europe” Link [9] Thomas J. Aberrombie "" [10] Thomas J. Abercrombie; Photographer For National Geographic Magazine” Link Beyond the Sands of Mecca [11] [12]Thomas J. Abercrombie; Photographer For National Geographic Magazine” Link [13] "Eric Abidal: God helped me fight cancer” Link [14] "Eric Abidal confirms his Conversion to Islam” link [15] "Sister Amina Inloes” Link [16] "Conversion to Twelver Shi‘ism among American and Canadian women" Link [17] Rep. Andre Carson: Did He Say the Quran Should Be Taught in Public Schools? Nope Link [18] The Hadj: An American's Pilgrimage to Mecca Link بازدیدها: 4062 مرتبه
لینک ثابت
title به گزارش تبیان به نقل از حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ بدیهی است ظهور مصلح جهانى‏ براى ریشه‏ كن ساختن ظلم و ستم از كره زمین است،[1] لذا طبق روایات مختلفى كه در منابع اسلامى وارد شده مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور می‌ كند و به برنامه جهانى‏ شدن اسلام تحقق بخشد.[2] باید اذعان نمود ایمان به ظهور مصلح جهانى‏ جزئى از «عشق به آگاهى» و «عشق به زیبایى» و «عشق به نیكى» (سه بعد از ابعاد چهارگانه روح انسان) است.[3] که در کنار علاقه انسان به پیشرفت و تكامل، دانایى و زیبایى و نیكى و عدالت لیکن انتظار ظهور یك مصلح بزرگ جهانى‏ آخرین نقطه اوج است‏.[4] از این رو پیشگویی‌ هائى كه تقریبا در همه منابع مذهبى دنیا به ویژه اسلام با جزئیات دقیق در زمینه چنین ظهورى شده است؛[5] و همچنین روایات فراوانى که در آموزه های اسلامی درباره مشخصات جسمى و روحى مهدى موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نشانه‏هاى ظهور و كیفیت حكومت و انقلاب جهانى‏ او و سایر موضوعات مربوط به این قیام بزرگ بیان شده است[6] نشان می دهد حكومت جهانى در اختیار او قرار مى‏ گیرد.[7] در تبیین این مسأله باید گفت فشار جنگ ‌ها، فشار مظالم و بیدادگری ‌ها، فشار تبعیض‌ ها و بى‏ عدالتی‌ ها، توأم با ناكامى و سرخوردگى انسان‌ ها از قوانین فعلى براى از بین بردن یا كاستن این فشارها، سرانجام واكنش شدید خود را آشكار خواهد ساخت.[8] لذا تداوم این امر به ما مى گوید وضع كنونى جهان، آبستن انقلابى است.[9] حال آیا این انقلاب الزاماً به «حكومت واحد جهانى‏» مى‏ انجامد؟[10] بدیهی است با مراجعه به احادیث راویان مختلف، در منابع مشهور می توان دریافت سرانجام حكومت‏ جهانى‏ به دست با كفایت مهدى‏ علیه السلام برپا مى‏ شود؛[11] بنابراین چنین مقدرشده است كه تمدنى پى‏ ریزى شود كه تمام تمدن ‌هاى اطراف را در خود هضم كرده و تمام نقاط را به وسیله یك دكترین‏ به هم پیوند دهد[12] که در ادامه به مهمترین آن اشاره می شود. عقلانیت در حکومت جهانی مهدوی باید اذعان نمود هیچ عاقلى بى‏ هدف گام بر نمى‏ دارد، و هر حركتى كه در پرتو عقل‏ و علم انجام گیرد در مسیر هدفى قرار خواهد داشت.[13] لذا در عصر ظهور پرده‏ هاى غفلت كنار مى‏ رود، عقل‏ها بیدار مى‏ شوند و مردم آماده پذیرش حكومت الهى حضرت مهدى علیه السلام مى ‏گردند، که در آن شرایط براى فراهم شدن آمادگى بیشتر باید سنت‏هاى اسلامى را حفظ كنند و نسبت به ولایت وفادار باشند.[14] اینگونه است که در سایه حكومت مهدى‏ علیه السلام عقل‌ ها كامل مى‏ شود و ارزش‌ هاى انسانى زنده مى‏ گردد و انواع مواهب الهى در اختیار انسان ‌ها قرار مى‏ گیرد و عوامل ظلم و ستم برچیده مى‏ شود.[15] زیرا به بیان عقل بازگشت به عقب نه ممكن است و نه منطقى، و این بر خلاف سنت آفرینش و اصل تكامل در زندگى انسان ‌ها است؛[16] بنابراین، هیچ دلیلى وجود ندارد كه با جهش جامعه انسانى به سوى حق و عدالت، ترقى و پیشرفت جامعه متوقف گردد، و یا عقب‏ نشینى كند، عقب گرد و گذشته ‏گرائى با چنان پیشرفت و جهشى متناسب نیست.[17] هم چنین عقل‏ و خرد مى ‏گوید [18]كه نظام نوین زندگى و فرسوده پیشین ممكن نیست بلكه باید این طرح نو، در جهانى‏ نو، پیاده شود، و این تحول و نوسازى مانند تحولات و نوسازی‌ هاى مهم دیگر جهان با یك جهش و انقلاب صورت مى‏ گیرد، انقلابى عظیم و فوق العاده وسیع كه امواج آن‏ سراسر عالم هستى را مى‏ پوشاند.[19] عقلانیت ارتباطی در عصر پساظهور گفتنی است قیام یك مصلح بزرگ براى استقرار عدل و آزادى در سراسر جهان هیچ‏گاه سبب نمى‏ شود كه جنبش صنعتى و ماشینى در شكل سالم و مفیدش بر چیده یا متوقف شود.[20] بلکه یكى از پایه‏هاى استقرار حكومت واحد جهانى، نزدیكى و بهم پیوستگى دنیا از نظروسایل ارتباطى و پیوندهاى اجتماعى است و این موضوع بدون تكامل صنعتى ممكن نیست.[21] لذا وسایل اطلاعاتى آن قدر پیشرفته خواهد بود كه دنیا را همچون كف دست آشكار مى سازد؛ و به حكومت مركزى تسلط كامل بر اوضاع جهان مى ‏بخشد تا بموقع و بدون فوت وقت براى حل مشكلات جهانى بكوشد؛ و هر گونه فسادى را (عمدى و غیر عمد) در نطفه خفه سازد.[22] وسایل سریع السیرى كه با وسایل كنونى قابل مقایسه نیست، نه فقط براى دور زدن كره زمین در یك زمان كوتاه، بلكه براى مسافرت ‌هاى دور دست فضایى در اختیار آن حكومت قرار مى ‏گیرد.[23] علم محوری در حکومت جهانی مهدوی هیچ برنامه انقلابى بدون یك جهش فكرى و فرهنگى، پایا و پویا نخواهد بود و رشد و تكامل لازم را نخواهد یافت؛[24] لذا، بدون شك نخستین گام در تحقق بخشیدن به چنین هدفى، اقدام به یك انقلاب فرهنگى است كه افكار را از طرفى، در زمینه علوم و دانش ‌هایى كه مورد نیاز یك جامعه آباد و آزاد و سالم است (این از نظر مادى و روبنائى).[25] از سوى دیگر، در زمینه آگاهى به اصول یك زندگى صحیح‏ انسانى آمیخته با ایمان در جهت معنوى و زیر بنائى.[26] در حدیثى از امام صادق علیه السلام چنین مى‏ خوانیم:«علم و دانش بیست و هفت حرف (بیست و هفت شعبه و شاخه) است؛ تمام آنچه پیامبران الهى براى مردم آوردند دو حرف بیش نبود، و مردم تا كنون جز آن دو حرف را نشناخته ‏اند، اما هنگامى كه قائم ما قیام كند بیست و پنج حرف (بیست و پنج شاخه و شعبه) دیگر را آشكار مى‏‌سازد؛ و در میان مردم منتشر مى ‏سازد؛ و دو حرف را به آن ضمیمه مى‏ كند تا بیست و هفت حرف كامل و منتشر گردد.»[27] این حدیث به روشنى جهش فوق العاده علمى عصر انقلاب مهدى علیه السلام را مشخص مى‏ سازد كه تحولى به میزان بیش از 12 برابر! نسبت به تمام علوم و دانش‌ هایى كه در عصر همه پیامبران راستین به بشریت اعطا شد، پیش مى ‏آید؛ و درهاى همه رشته ‏ها و همه شاخه ‏هاى علوم مفید و سازنده به روى انسانها گشوده مى‏ شود، و راهى را كه بشر طى هزاران سال پیموده به میزان 12 برابر در دوران كوتاهى مى‏ پیماید؛ چه جهشى از این بالاتر و سریع‌تر! .[28] هم چنین از امام باقر علیه السلام نقل شده، که معنى حدیث فوق را تكمیل مى‏ كند، آنجا كه مى‏ گوید:«اذا قام قائمنا وضع یده على رءوس العباد، فجمع بها عقولهم و كملت بها احلامهم‏[29]؛ هنگامى كه قائم ما قیام كند، دستش را بر سر بندگان مى‏ گذارد و عقول آنها را با آن كامل و افكارشان را پرورش داده تكمیل مى‏ كند.»[30] در فراز دیگر راوى از امام صادق علیه السلام تفسیر یکی از آیات را سؤال کرد. حضرت در پاسخ فرمود: لوط آرزو مى‏ كرد كه یكى از یاران مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) در اختیار او باشد، سپس امام(علیه السلام) توضیح مى‏ دهد كه یکی از ویژگی های یاران مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) علم‏ و دانش است.[31] و به این گونه در پرتو ارشاد و هدایت مهدى علیه السلام و در زیر دست عنایت او مغزها در مسیر كمال به حركت در مى‏ آیند؛ و اندیشه‏ ها شكوفان مى ‏گردند، و تمام كوته ‏بینى‏ها و تنگ‏ن ظری‌ها و افكار پست و كوتاه كه سرچشمه بسیارى از تضادها و تزاحم ‌ها و برخوردهاى خشونت ‏آمیز اجتماعى است بر طرف مى‏ گردد.[32] از سوی دیگر مردمى بلند نظر، با افكارى باز، و سینه ‏هائى گشاده، و همتى والا، و بینشى وسیع، پرورش مى‏ یابند كه بسیارى از مشكلات اجتماعى را در روح خود حل مى ‏كنند و جهانى از صلح و صفا مى‏ سازند.[33] لذا وجود امام و علم‏ و عدالت جهان گستر اوست كه مایه حیات جامعه انسانى است.[34] پویایی فکری و فرهنگی در حکومت جهانی مهدوی باید توجه نمود كه شرط ظهور امام علیه السلام این است که مردم جهان از نظر رشد فكرى‏ و كمالات روحى به حدى برسند كه بتوانند ارزش وجود امام علیه السلام را درك نمایند و شایسته رهبرى او گردند،[35] در این صورت امام(عجل الله تعالى فرجه الشریف) بدون هیچ قید و شرطى ظهور نموده و از پس پرده غیبت بیرون مى ‏آید.[36] حال با این اوصاف باید اعتراف كرد كه بسیارى از مفاهیم نزد گروه كثیرى از مسلمانان چنان مسخ و واژگون شده كه مى ‏توان گفت هم‏ اكنون اسلام اصیل عصر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در میان بسیارى اصلا نایاب است!.[37] به عنوان نمونه سازنده ‏ترین مفاهیم همچون «زهد و پارسایى» و «صبر» و «انتظار» و «شهادت» و «شفاعت» و «عبادت» گاهى گرفتار تحریف و تفسیرهاى نادرست و وارونه می شود و بسیارى از قوانین اسلام با كلاه‌ هاى «شرعى» و «غیر شرعى» عملا به نابودى گرائیده، همچون حكم ربا كه تنها اسمى از آن بر جاى مانده است.[38] لیکن آن حضرت پس از ظهور همچون باغبان پرتوان و ماهرى، علف هرزه ‏هاى گوناگون را، هر چند چنان با نهال هاى اصلى پیچیده شده باشند كه جدا كردنشان محال به نظر برسد، از باغستان اسلام ریشه كن مى ‏سازد.[39]زنگار تفسیرهاى نادرست را مى ‏زداید؛ گرد و غبار نسیان و فراموشكارى را از آن پاك مى‏ كند؛ و دستهاى سوء استفاده كنندگان و منحرفان را از آن كوتاه مى‏ نماید.[40] یكى از رسالت هاى مهدى علیه السلام پیراستن اسلام از همین وصله‏ ها و پیرایه‏ ها و به تعبیر دیگر نوسازى و تجدید بناى كاخ شكوهمند آن است.[41] مسجد را كه روزى فعالترین كانون‌ هاى اسلام و مركز هرگونه حركت سیاسى و علمى و فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى بود و امروز در میان گروهى به شكل مركزى براى از كار افتاده‏ ها و بازنشسته‏ ها و بى‏ خانه‏ ها و لانه‏ ها، و بیكارها، و یا شكل یك سرگرمى، و حد اعلاء یك عادت در آمده، به شكل نخستینش بازمى‏ گرداند،جمود و سكوت جاى خود را به جنبش و حركت و فریاد مى ‏دهد،جهاد اسلامى را در تمام زمینه‏ ها زنده مى‏ كند، توحید اصیل اسلام را از هر گونه آلودگى به شرك رهایى مى‏بخشد و مفاهیم مسخ شده و واژگون شده را به صورت صحیح تفسیر مى‏ كند.[42] سلیقه ‏هاى شخصى را از اسلام كنار مى‏ زند و زنگ عادات و رسوم را از آن مى‏ زداید. اسلام را از شكل‌ هاى محدود قومى و محلى در مى ‏آورد و در شكل جهانى‏ اش آشكار مى‏ سازد.[43]مجموع این نوسازى و بازسازى آنچنان زیاد و دگرگون‏ كننده است كه در پاره ‏اى از روایات اسلامى از آن به‏ «دین جدید» تعبیر شده است.[44] در روایتى كه از امام صادق علیه السلام در كتاب‏ «اثبات الهداة» نقل شده، چنین مى‏ خوانیم:«هنگامى كه قائم خروج كند امر تازه، و روش تازه و داورى تازه‏اى با خود مى‏ آورد».[45] روشن است كه تازگى این برنامه ‏ها و روش‌ ها و داوری‌ ها نه به خاطر آن است كه مذهب جدیدى با خود مى‏ آورد، بلكه آنچنان اسلام را از میان انبوه خرافات، و تحریف‌ ها، و تفسیرهاى نادرست و تلقى ‏هاى غلط بیرون مى ‏آورد كه بنائى كاملا نو و جدید جلوه مى‏ كند.[46] همچنین تازگى كتاب نه مفهوم آن است كه یك كتاب آسمانى جدید بر او نازل مى‏شود چرا كه امام قائم است و حافظ دین، نه پیامبر و آورنده آئین و كتاب جدید؛ بلكه قرآن اصیل فراموش شده را چنان از زوایاى تحریف هاى معنوى، و تفسیرهاى نادرست بیرون مى‏ كشد كه مى‏ توان نام كتاب جدید بر آن گذاشت.[47] لذا در فراز دیگر وقتی از امام پرسیدند روش و سیره مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف در حکومت جهانی چگونه است؟ امام در پاسخ فرمود: «همان كارى را كه رسول خدا انجام داد، انجام مى‏ دهد؛ برنامه‏ هاى (نادرست) پیشین را ویران مى‏ سازد، همانگونه كه رسول خدا اعمال جاهلیت را ویران ساخت؛ و اسلام را نوسازى مى‏ كند.»[48] شکوه عدالت اجتماعی‏ در حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالى فرجه الشریف) بی تردید براى مبارزه با فساد و تجاوز و ستم، از یك سو تقویت پایه‏ هاى ایمان و اخلاق لازم است؛ و از سوى دیگر به وجود آمدن یك سیستم صحیح و نیرومند قضائى با هوشیارى كامل و احاطه وسیع.[49] شك نیست كه در عصر آن مصلح‏ بزرگ جهان، آموزش‌ هاى اخلاقى با وسایل ارتباط جمعى فوق العاده پیشرفته، آنچنان وسعت مى‏ گیرد كه اكثریت قاطع مردم جهان را براى یك زندگى صحیح انسانى و آمیخته با پاكى و عدالت‏ اجتماعى آماده سازد.[50]لیکن در هر اجتماع صالحى ممكن است کسانی پیدا شوند كه از آزادى خود سوء استفاده كنند و از آن براى وصول به مقاصد شومى بهره گیرند.[51] لذا باید یك دستگاه قضائى سالم و كاملاً آگاه و مسلط باشد كه حقوق مردم را به آنها برساند و ستمگر را بر سر جاى خود بنشاند.[52] با اجراى عدالت اجتماعى و تقسیم عادلانه ثروت، ریشه بسیارى از مفاسد اجتماعى كه از تنازع و كشمكش بر سر اندوختن ثروت‌ ها و استثمار طبقات ضعیف، و حیله و تزویر، و انواع تقلب‌ها، و دروغ و خیانت و جنایت به خاطر در آمد بیشتر از هر راه با هر وسیله، سرچشمه مى ‏گیرد، بر چیده مى ‏شود.[53] از سوی دیگر آموزش و تربیت صحیح اثر عمیقى در مبارزه با فساد و تجاوز و انحرافات اجتماعى و اخلاقى دارد،[54]هرگاه این وضع دگرگون گردد، در مدت كوتاهى بطور قطع قسمت مهمى از مفاسد اجتماعى فرو خواهد نشست؛ و این كار جز از یك حكومت صالح و سالم جهانى كه در مسیر منافع توده‏ هاى جهان و نه قدرت های استکباری براى ساختن جهانى آباد و آزاد و مملو از صلح و عدالت و ایمان، ساخته نیست.[55] از مجموع احادیث مربوط به دوران حكومت مهدى علیه السلام استفاده مى ‏شود كه آن حضرت در عصر انقلابش از مولفه های مذکور در تحقق عدالت اجتماعی بهره مى ‏گیرد آنچنان كه مسامحتاً می توان به آن جمله معروفى كه حكم ضرب المثل را دارد ملتزم شد که«زمانى فرا مى‏ رسد كه گرگ و میش در كنار هم آب مى‏ خورند!»[56] اگر چه این اشاره به برقرارى عدالت در جهان، و تغییر روش گرگ صفتان خونخوار می باشد كه باسازش با حكومت جبار قرن‌ ها به خوردن خون قشرهاى مستضعف جامعه انسانى ادامه مى‏ دادند، مى‏ باشد.[57] هم چنین در حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده كه آن قدر مردم غناى جسمى و روحى پیدا مى‏ كنند كه اموال اضافى مى ‏ماند و طالبى ندارد؛ یعنى مردم در یك نظام صحیح حكومت آنچنان تربیت مى ‏شوند كه اموال زائد بر نیاز خود را دردسرى براى خویش مى‏ بینند! و تمام شور و شرها و قال و غوغایى كه از این رهگذر پیدا مى‏ شود، فرو مى‏ نشیند![58] هم چنین در عصر پساظهور زندگى همه تأمین و از آینده نیز هیچ گونه نگرانى نخواهند داشت تا به خاطر تأمین آن تن به آلودگى‏ ها و مسابقه جمع ثروت بدهند.[59] و نیز در حدیث دیگرى ذکر شده است سطح افكار مردم در عصر حكومت او چنان بالا مى‏ رود كه به هیچ وجه با امروز قابل قیاس نیست، و طبعا تضادها و كشمكش ‌هائى كه مولود كوته ‏نظرى ‏ها وتنگ‏ چشمى‏ ها، و پائین بودن سطح افكار و خلاصه كردن شخصیت در میزان مال و ثروت است؛ برچیده خواهد شد.[60] باید دانست به خاطر مراقبت شدیدى كه در عصر حكومت آن حضرت ، اعمال مى‏گردد؛ حتى مجرمان در محیط خانه خود در امان نیستند، چرا كه ممكن است با وسائل پیشرفت ه‏اى تحت كنترل باشند و حتى مثلا امواج صوتى آنها بر روى دیوار قابل كنترل گردد؛ این خود اشاره دیگرى به وسعت ابعاد مبارزه با فساد در عصر حكومت او است.[61] لذا آنچنان امنیتى در سایه حكومت او جهان را فرا مى‏ گیرد كه طبق روایتى یك زن تنها مى‏ تواند از شرق جهان به غرب عالم برود بدون این كه كسى مزاحم او شود!.[62] وحدت دینی در سایۀ نفی پلورالیسم دینی[63] امروزى طرفداران «پلورالیسم‏» (تكثرگرایى یعنى راه به سوى خدا منحصر به یك راه نیست بلكه تمام راه‏ها به خدا مى‏ رسد) مى‏ گویند پیروان همه ادیان اهل نجات هستند یهود به جاى وهم خود نصارى به جاى خود.[64] در پاسخ باید گفت:این همان بحثى است كه صوفى ‏ها تحت عنوان «صلح كل» مطرح كرده و مى ‏گفتند حتى بت‏پرستى هم خداپرستى است.[65] یكى دیگر از این عناوین جدید «هرمونتیك» است كه همان تفسیرهاى مختلف است یعنى تفسیر به رأى و عمل به برداشت شخصى از آیه، و مى‏ گویند همه در دین خودشان آزاد هستند كه این‏ها را هم حق مى‏ دانند.[66] در حالی که باید اذعان نمود دین به خاطر ایجاد وحدت‏ عقیده، انسان‏ ها را از پراكندگى فكرى نجات داده، هدف ‏هاى مادى را تعدیل مى‏ كند و سرانجام، افراد یك جامعه را مانند اعضاى یك بدن، تحت فرمان یك روح، یك اراده و یك فكر قرار مى‏ دهد.[67] لذا روح توحید بر همه محتویات دعوت اسلام حكومت مى‏ كند، «و وحدت‏ دین‏ وحدت جامعه انسانى، وحدت نژادها و كشورها را» در پرتو ایدئولوژى واحد اسلامى در بر مى‏ گیرد.[68] شك نیست كه اختلافات مذهبى با یك نظام توحیدى در تمام زمینه ‏ها، سازگار نیست؛ زیرا همین اختلاف براى بر هم زدن هر نوع وحدت كافى است.[69]بعكس، یكى از عوامل مهم وحدت، وحدت دین و مذهب است كه مى‏ تواند مافوق همه اختلاف ‏ها باشد، و نژادها و زبان‏ ها و ملیت‌ ها و فرهنگ ‏هاى گوناگون را در خود گردآورى و از آنها جامعه واحدى‏ بسازد كه همگان در آن همچون برادران و خواهران باشند كه: «انما المؤمنون اخوه»[70] به همین دلیل، یكى از برنامه‏ هاى اساسى آن مصلح و انقلابى بزرگ، توحید صفوف در سایه توحید مذهب، است.[71] با توجه به این كه در دوران حكومت آن مصلح بزرگ، همه وسایل پیشرفته ارتباط جمعى، در اختیار او و پیروان رشید او است، و با توجه به این كه اسلام راستین با حذف پیرایه‏ ها كشش و جاذبه ‏اى فوق ‏العاده ‏اى دارد، بخوبى مى ‏توان پیش‏بینى كرد كه اسلام با تبلیغ منطقى و پیگیر، از طرف اكثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد؛ و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو، عملى مى‏ گردد.[72] اگر چه با این‌همه نمى‏توان گفت كه اقلیت‌ هاى كوچكى از پیروان ادیان آسمانى دیگر مطلقا وجود نخواهد داشت چرا كه انسان داراى آزادى اراده است و اجبارى در چنین نظام حكومتى در كار نیست؛ [73] لیکن آنها در قالب یک اقلیت سالم و با حفظ شرایط «اهل ذمه» مورد حمایت آن حكومت اسلامى خواهند بود.[74] سخن آخر در خاتمه باید گفت سرانجام این خواست‌ه اى واپس‏زده انسانى، در پرتو آگاهى روزافزون ملت‌ ها، چنان عقده اجتماعى تشكیل مى ‏دهد كه از نهان‌گاه ضمیر باطن جامعه، با یك جهش برق‏ آسا، خود را ظاهر خواهند ساخت و سازمان نظام كنونى جوامع انسانى را به هم مى‏ ریزند؛ و طرح نوینى ایجاد مى‏ كنند.[75]و این بارقه دیگرى است از آینده روشنى كه جامعه جهانى‏ در پیش دارد.[76] هم چنین به هنگام ظهور حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف رهبر حكومت جهانى‏، تمام حكومت ‌هاى ظلم و جور به حكم اجبار در برابر قدرت آن حضرت و حمایت هاى الهى او سر تسلیم فرود مى‏ آورند.[77] كم كم زمانى فرا مى ‏رسد كه‏ «وجود حكومت واحد جهانى» براى پایان دادن به مسابقه كمرشكن تسلیحاتى؛ براى پایان دادن به كشمكش هاى روزافزون قدرت هاى بزرگ؛ براى كنار زدن دنیا از لب پرتگاه جنگ؛[78] به‏ عنوان یك «ضرورت» و «یك واقعیت اجتناب‏ ناپذیر» احساس خواهد شد كه باید سرانجام این مرزهاى ساختگى و دردسرساز بر چیده شود و همه مردم جهان زیر یك پرچم و با یك قانون زندگى كنند!.[79] بی تردید طبق آنچه در روایات آمده، عمل آن حضرت سرمشق و الگویى است براى مردمى كه تحت پوشش حكومت او قرار دارند، یعنى براى همه مردم جهان.[80] پی نوشت ها: [1] پیدایش مذاهب ؛ ص124. [2] تفسیر نمونه ؛ ج‏7 ؛ ص373. [3] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص86. [4] مسئله انتظار ؛ ص12. [5] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص110. [6] همان ؛ ص155. [7] همان. [8] همان ؛ ص30. [9] همان. [10] همان؛ص 10. [11] پیام قرآن ؛ ج‏9 ؛ ص403. [12] اسرار عقب ماندگى شرق، ص: 43. [13] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص234. [14] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏5 ؛ ص539. [15] همان؛ ج‏5 ؛ ص531. [16] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص243. [17] همان. [18] معاد و جهان پس از مرگ ؛ ص299. [19] همان؛ص300. [20] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص243. [21] همان؛ص 244. [22] همان ؛ ص263. [23] همان. [24] همان ؛ ص260. [25] همان. [26] همان؛ ص275. [27] بحار الأنوار، ج 52، ص 336. [28] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص262. [29] بحار الأنوار، ج 52، ص 328. [30] حكومت جهانى مهدى (عج)، ص: 262. [31] گفتار معصومین(ع) ؛ ج‏1 ؛ ص203. [32] حكومت جهانى مهدى (عج)، ص: 262. [33] همان. [34] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج‏5 ؛ ص242. [35] پاسخ به پرسش‌هاى مذهبى ؛ ص210. [36] همان. [37] حكومت جهانى مهدى (عج)، ص: 283. [38] همان. [39] همان. [40] همان؛ص284. [41] همان. [42] همان. [43] همان. [44] همان؛ص285. [45] اثبات الهداة، ج 7، ص 83. [46] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص285. [47] همان. [48] همان؛286. [49] همان ؛ ص275. [50] همان. [51] همان. [52] همان؛ ص 276. [53] همان. [54] همان. [55] همان؛ص277. [56] همان. [57] همان؛ ص 278. [58] همان. [59] همان. [60] همان؛ص 279. [61] همان. [62] همان؛ص280. [63] Religious Pluralism. [64] كتاب النكاح ؛ ج‏4 ؛ ص130. [65] همان. [66] همان. [67] آفریدگار جهان ؛ ص28. [68] اسلام در یك نگاه ؛ ص62. [69] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص287. [70] همان. [71] همان. [72] همان. [73] همان؛ ص289. [74] همان؛ ص 290. [75] همان؛ ص 30. [76] همان؛ ص 32. [77] تفسیر نمونه ؛ ج‏15 ؛ ص189. [78] حكومت جهانى مهدى (عج) ؛ ص36. [79] همان؛ ص 37. [80] همان؛ ص281.
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران