دو یوسف زمان و مردمانش

امام زمان
یوسف زمان ما ، مهدی آل فاطمه همانند یوسف یعقوب غیبتی در حضور دارد.یوسف مدتها با برادران خود زندگی کرده بود اما برادران او را نشناختند . مدت زمان غیبت همه چیز را از یاد برادران برد ، یوسف زهرا هم غایب است ولی در کنار ماست و در میان ما . چه تلخ و دردناک است که با بی تفاوتی از کنار مولا و محبوبمان بگذریم بدون اینکه بشناسیم او قطب عالم امکان و هستی است
.

ایشان نیز همانند یوسف در کودکی از کنار قوم خویش غایب شد . کودکی در غایت زیبایی . آن یوسف زیبا مورد حسادت برادران قرار گرفت و یوسف زهرا مورد حسادت مظلوم نمایان غاصب .

برادران یوسف خواهان مرگ او شدند اما دیگران او را بسیار دوست داشتند و عزیز مصرش کردند حضرت مهدی هم چه بسیار مورد جفای دوستان قرار خواهد گرفت همان افرادی که امروز منتظرش هستند اما طردش میکنند و نمی توانند تمام الگوی محبت و عشق را تحمل کنند اما چه بسیار افراد و نا آشنایان که مجذوب عشق او شده و باورش خواهند کرد .بیایید با خلوص دل همرنگ شویم و یک صدا فریاد کنیم یوسف زهرا بیا که صادقانه دوستت داریم و یعقوب وار منتظرت هستیم . همانند حضرت یعقوب شویم که عشق یوسف را و بازگشتش را باور داشت و اهمیتی به سرزنش کنندگان نمی کرد و درخت ناامیدی را از قلب های فرزندان نیز قطع می کرد.

ما همیشه درخواندن تاریخ گناه برادران یوسف را نمی بخشیم اما حداقل نیاز به آذوقه و مادیات موجب کشش برادران یوسف سوی او شد ولی گناه خویش را در تاریخ به راحتی می بخشیم که با اینهمه نیاز به سوی حضرتش ، دستی بسوی او دراز نمی کنیم تا پرده های محکم غیبت را کنار زنیم که جمال دلربایش همانند جمال یوسف عیان شود

ما همیشه درخواندن تاریخ گناه برادران یوسف را نمی بخشیم اما حداقل نیاز به آذوقه و مادیات موجب کشش برادران یوسف سوی او شد ولی گناه خویش را در تاریخ به راحتی می بخشیم که با اینهمه نیاز به سوی حضرتش ، دستی بسوی او دراز نمی کنیم تا پرده های محکم غیبت را کنار زنیم که جمال دلربایش همانند جمال یوسف عیان شود .

برادران یوسف فهمیدند که او تنها راه است و طولانی بودن مسیر را به جان خریدند  ما هم میدانیم که یوسف زهرا تنها راه است ولی در مسیر دل قرار نمی گیریم ، نباشد همانند برادران یوسف او را بخواهیم، بلکه بیایید یعقوب وار برای یوسف زهرا دلدادگی کنیم . از خدای متعال ظهورش را بخواهیم نه برای اینکه عدالت را به ارمغان بیاورد و ظلم را بر چیند و احیای دین کند ، بیاید برای اینکه دوستش داریم . دستها را به آسمان دل پل زنیم و بگوییم مهدی بیا چون دوستت داریم .

امام صادق در فرازی از دعای ندبه : « بِنَفسِی أنت مِن مُغیّب لَم یَخلُ مِنّا ، بنَفسی أنتَ مِن نازِحٍ ما نَزَحَ عنّا »

بحار الانوار ، ج 36 ،ص296


لینک ثابت

 چه کسانی در برابر امام زمان(علیه‌السلام) می‌ایستند؟

 


بیشترین مخالفت ‌ها با امام زمان(علیه السلام)، از سوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی است که در هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آن هستند.
آخرالزمان

دنیاخواهی و اسیر دنیا بودن یکی از عوامل جداکننده حقیقت طلبان از باطل جویان است. از آنجا که حکومت حضرت مهدی(عج) عالم ‌گیر است و منفعت طلبان به عدالت سوق داده می شوند و بر آمال دنیا خواهی شان تازیانه عدالت و حقیقت نواخته خواهد شد؛ بنابراین بیشترین مخالفت ‌ها از سوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی است که در هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آنند. پس مبارزه شان جدی ‌تر و کراهت و ناپسندی شان از آن حادثه و از آن واقعه، بیشتر و جدی ‌تر است.

 

دنیاخواهان در مقابل امام مهدی(عج)

عدم فهم جایگاه امام و ولایت

این افراد که دلبسته دنیایند و برای رسیدن به آن همواره در تلاش و کوشش، نسبت به جایگاه امام و ولایت نه تنها هیچ شناختی ندارند؛ بلکه از درک و فهم آن نیز عاجزند. در زیارت حضرت امیر(علیه السلام) می خوانیم: "خدایا شکرت که مرا بر این زیارت موفق ساختی ... در حالی که اهل دنیا و آنانی که آیات خدا را به تمسخر گرفته و فریفته دنیا شدند، از زیارت او سر باز زدند. شکر تو را که مرا معرفتی دادی که اهل دنیا جاهل آنند و به دیگران روی آوردند."(1)

ترجیح دنیا به آخرت

خداوند از این ویژگی آنان چنین سخن می گوید: "ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ"؛ این به خاطر آن است که زندگی دنیا(و پست را) بر آخرت ترجیح دادند و خداوند افراد بی ‏ایمان (لجوج) را هدایت نمی‏ کند."(2)

کفر به آیات الهی

در آیه دیگری درباره این ویژگی آنان می خوانیم: "(در آن روز به آن ها می‏ گوید:) ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می ‏کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟ آن ها می ‏گویند: "بر ضد خودمان گواهی می ‏دهیم، (آری) ما بد کردیم" و زندگی (پر زرق و برق) دنیا آن ها را فریب داد و به زیان خود گواهی می‌دهند که کافر بودند."(3)

فریفته دنیا شدن

از دیگر ویژگی های آنان این است که دنیا آن ها را فریفته و اسیر خود کرده است: "همان ها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت. امروز ما آن ها را فراموش می‏ کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند."(4)

این افراد که خود را برتر از دیگران و به خصوص مۆمنان می پندارند، همواره به تمسخر آنان می پردازند. قرآن در این باره می فرماید: "زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است) مسخره می ‏کنند، درحالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند (چرا که ارزش های حقیقی در آنجا آشکار می‏ شود و صورت عینی به خود می‏ گیرد) و خداوند هرکس را بخواهد، بدون حساب روزی می‏ دهد

دل بسته دنیا و ماندن در آن

آیه دیگری از این صفت آنان چنین نام برده است: "و آن ها را حریص‏ ترین مردم ـ حتی حریص تر از مشرکان ـ بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آن ها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود؛ درحالی که این عمر طولانی او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آن ها بیناست."(5)

 

سیره رفتاری اسیران دنیا در دوران غیبت

سستی و تنبلی

نیم نگاهی به این آیه شریفه که می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده‏ اید، چرا هنگامی که به شما گفته می ‏شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می ‏کنید (و سستی به خرج می ‏دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده ‏اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست"(6) بیانگر آن است که این افراد در امور معنوی و تکالیف خود سست و کسل اند؛ زیرا تمام همت و عشق شان رسیدن بیشتر به دنیاست.

تمسخر مۆمنین

این افراد که خود را برتر از دیگران و به خصوص مۆمنان می پندارند، همواره به تمسخر آنان می پردازند. قرآن در این باره می‌فرماید: "زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است) مسخره می ‏کنند، در حالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند (چرا که ارزش های حقیقی در آنجا آشکار می‌شود و صورت عینی به خود می‏ گیرد) و خداوند هر کس را بخواهد، بدون حساب روزی می‏ دهد."(7)

رویگردانی از راه خدا و تحریف

از آنجا که افق دید دلبستگان دنیا تنها همین دنیای فانی را می بیند، می کوشند که دیگران را نیز با خود همسو کنند و آن ها را از انجام تکالیف خود باز دارند تا بیشتر از دنیا بهره گیرند یا آنان را بیشتر استثمار کنند. قرآن در توصیف آنان می فرماید: "همان ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می ‏دهند و (مردم را) از راه خدا باز می‏ دارند و می ‏خواهند راه حق را منحرف سازند، آن ها در گمراهی دوری هستند."(8)

دنیا پرستی

متظاهر به انتظار امام

امام صادق(علیه السلام) در سخنی حال و روز این افراد متظاهر کوفی صفت را این گونه بیان می کند: "مردم درباره ما سه گروهند: گروهی ما را دوست دارند، سخن ما را‌ می ‌گویند و منتظر فرج ما هستند، ولی عمل ما را انجام نمی ‌دهند؛ اینان اهل دوزخند. گروه دوم نیز ما را دوست دارند، سخن ما را‌ می ‌گویند، منتظر فرج ما هم هستند، عمل ما را انجام‌ می ‌دهند، اما برای رسیدن به دنیا و دریدن مردمان. اینان نیز جایگاهشان دوزخ است و گروه سوم ما را دوست دارند، سخن ما را گفته، منتظر فرج ما هستند و عمل‌ می‌کنند (برای خدا) اینان از ما و ما از آنانیم."(9)

از دیگر صفات و ویژگی های آنان می توان به مواردی همچون عدم یاری راه حق، عدم ادای حقوق الهی چون زکات و خمس، عدم زمینه سازی همراهی و یاری بیشتر افراد به خاطر ثروت اندوزی شان، عدم اطاعت و همراهی و گاه نفرت از نواب عام امام نیز همراهی با دشمنان دین و ولایت نام برد.

ای کسانی که ایمان آورده ‏اید، چرا هنگامی که به شما گفته می ‏شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می ‏کنید (و سستی به خرج می ‏دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده ‏اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.

 

شیوه مبارزاتی در دوران ظهور

پذیرفتن دیگران به جای ائمه(علیه السلام)

امام حسن مجتبی(علیه السلام) در پاسخ حسن بصری که در نامه ای به حضرت از حیرت و سردرگمی امت نوشته و از حضرت خواسته بود به او آنچه از خدا آموخته، بیاموزد؛ نوشت: "بله چنان که نوشتی ما اهل بیتیم. نزد خدا و پیامبر(ص)، اما پیش تو و اصحابت. اگر چنان که گفتی بود، دیگران را بر ما مقدم نمی داشتید. به جانم سوگند خداوند شما را در قرآن چنین مثال زده: "أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنی‏ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ" ؛ "این درباره شما و اصحاب توست".(10)

از دیگر ویژگی های آنان این است که دنیا آن ها را فریفته و اسیر خود کرده است: "همان ها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت. امروز ما آن ها را فراموش می‏ کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند

انکار ولایت

امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه "فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ"؛ "امروز ما آن ها را فراموش می ‏کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند"(11) به شیوه مبارزاتی این افراد اشاره کرده و به جابر فرمود: "قسم به خدا آیات ما را انکار کردند. ای جابر! چه می گویی درباره آنانی که سنت و راه ما را نابود کرده و دشمنان ما را اطاعت نموده و حرمت ما را هتک کردند. به ما ظلم روا داشته و حق ما را غصب نمودند. سنت و روش ظالمان را به پا داشته و راه و مسیر فاسقان را پیمودند."(12)

رویارویی و مبارزه با امام

در احادیث کربلا افرادی چون شبث بن ربعی، حماد بن ابجر، یزید بن حارث، قیس بن الاشعث، عمرو بن حجاج زیدی و ... تمام گفته ‌ها و نوشته های خود برای امام و عهد و سوگندها را فراموش کرده و در مقابل سخن و احتجاج امام حسین علیه‌السلام نامه را انکار کردند. اینان به خیال پست و مقام و مسئولیت آمده بودند؛ بنابراین به خیل نامه ‌نگاران پیوستند و روزی با آمدن ابن زیاد، از این فرقه برون آمده و خرقه و لباس جنگ با امام حسین(علیه السلام) را به تن کردند. اینان بندگان دنیا بودند و هر کس که ذره ‌ای از آن را داشت یا به آن ها وعده آن را‌ می ‌داد، بندگی‌ می ‌نمودند.

یاری نکردن و سستی در کار‌ها

خداوند در قرآن می فرماید: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلیلٌ"؛ "ای کسانی که ایمان آورده ‏اید، چرا هنگامی که به شما گفته می ‏شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می ‏کنید (و سستی به خرج می‌‏دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده ‏اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست."(13)

 

پی نوشت ها :‌

1. بحارالانوار، ج97، ص336.

2. نحل، 107.

3. انعام،130.

4. اعراف، 51.

5. بقره، 96.

6. توبه، 38.

7. بقره، 212.

8. ابراهیم، 3.

9. تحف‌العقول، ص513.

10. بحارالأنوار، ج10، ص136 .

11. اعراف، 51.

12. بحارالأنوار، ج26، ص12 .

13. توبه، 38. 


لینک ثابت

اگر شیعه راست می گوید، امام زمان کجاست؟

 


انتقاد کنندگان می‌گویند: عادتاً بسیار بعید به نظر می‌رسد که «مهدی» از روزی که ولادت یافته تا به حال که مدت زیادی می‌گذرد، در پنهان به سر برد و هیچ کس از پیروان و خویشاوندانش جای او را ندانسته و خبری از او به دست نیاورند..


امام زمان

این انتقاد نادرست بوده و از چندین جهت مورد اشکال است:

1- عده‌ای از دوستان و پیروان مورد اعتماد «حسن بن علی» که مدت‌ها محرم راز و واسطه بین او و شیعیان بوده‌اند، همواره «مهدی» را ملاقات نموده و احکام و مسایل چندی از او نقل کرده‌اند و حقوق مالی اسلامی را از شیعیان گرفته و به وی تحویل می‌داده‌اند. از جمله «عثمان بن سعید سمان عمری» و پسرش «محمد بن عثمان» که هردو از موثق ترین افراد وی بودند و نیز «بنی سعید» و «بنی مهزیار» در اهواز و «بنی الرکولی» در کوفه و «بنی نوبخت» در بغداد و عده‌ای از اهل «قزوین» و «قم» و سایر مراکز که همگی نزد «امامیه» و «زیدیه» معروف و مشهورند و اکثر اهل تسنن آنان را می شناسند و تمامشان مردمان عاقل، امین، فهمیده، دانشمند و مورد اعتماد شیعه و غیر شیعه بوده‌اند.

2- مدت‌ها قبل از اینکه «مهدی» متولد شود، پیغمبر و همه امامان قبل از او خبر داده بودند که «مهدی» قبل از اینکه ظاهر شده و قیام کند، حتماً باید دو «غیبت» را سپری کند، غیبت اول، کوتاه و غیبت دوم، بسیار طولانی خواهد بود. در غیبت اول، دوستان خصوصیش، اخبار و مکانش را به دیگران خواهند گفت، ولی در غیبت دوم، هیچگونه اطلاعی از اخبارش نخواهند داشت و تنها مکانش را عده‌ای از دوستان مۆمن و با تقوا که همواره در خدمت او بوده و کارهایش را انجام می‌دهند، خواهند دانست.(1)

در قرآن کریم، قصه فرار «موسی» از وطنش و پنهان شدن وی از ترس رژیم «فرعون» را بیان می‌کند. و نیز در قرآن چنین آمده که در آن مدت طولانی، هیچ فردی از وضع شخصی و مکان پنهان شدنش آگاهی پیدا نکرد

این اخبار در کتاب‌های شیعیان که قبل از تولد «حسن بن علی» و پدر و جدش نوشته شده، موجود است. و ما دیدیم که تحقق این دو غیبت، چگونه صدق این اخبار و صحت عقیده «امامیه» را آشکار ساخت.

3- به چه دلیل می‌توان ادعا کرد هر فردی که به خاطر امری از امور دینی و غیر آن از انظار مردم پنهان شود، حتماً باید عده‌ای از خویشان و یا دوستان نزدیکش، از مکان و احوالش آگاهی داشته باشند بلکه افراد زیادی بوده‌اند که از انظار پنهان شده و هیچ خبری از آنان در هنگام غیبتشان به دست نیامده است و ما تعدادی از این افراد را در اینجا ذکر می‌کنیم:

در قرآن کریم، قصه فرار «موسی» از وطنش و پنهان شدن وی از ترس رژیم «فرعون» را بیان می‌کند. و نیز در قرآن چنین آمده که در آن مدت طولانی، هیچ فردی از وضع شخصی و مکان پنهان شدنش آگاهی پیدا نکرد، مگر زمانی که به پیغمبری مبعوث شده بود و برای دعوت قومش به مصر بازگشت نمود

اول: تمام تاریخ نویسان اسلامی و غیر اسلامی از پیروان ادیان آسمانی نقل کرده‌اند که یکی از پیغمبران به نام «حضرت خضر علیه السلام» مدت‌ها قبل از «موسی بن عمران علیه السلام» پنهان شده و تا این زمان به زندگی خود ادامه می‌دهد و احدی نتوانسته محل سکونت وی را کشف کرده و یا از کسانی که با او دوستی و معاشرت دارند خبری به دست آورد. تنها قرآن قصه کوتاهی از او با «موسی بن عمران» نقل کرده است.

و پاره ای از مردم می‌گویند: بعضی از «پارسایان و مردان با خدا» او را دیده ولی نشناخته اند و پس از اینکه از او جدا شده‌اند به ذهنشان رسیده که آن شخص «حضرت خضر» بوده است.(2)

دوّم: در قرآن کریم، قصه فرار «موسی» از وطنش و پنهان شدن وی از ترس رژیم «فرعون» را بیان می‌کند. و نیز در قرآن چنین آمده که در آن مدت طولانی، هیچ فردی از وضع شخصی و مکان پنهان شدنش آگاهی پیدا نکرد، مگر زمانی که به پیغمبری مبعوث شده بود و برای دعوت قومش به مصر بازگشت نمود.

کهف

سوم: قصه «اصحاب کهف» است که تا اندازه‌ای شرح فرار آنان از قومشان و رفتنشان به غاری که در دور دست واقع شده بود، در قرآن کریم ذکر شده و در آن، چنین بیان گردیده که آنان همراه «سگی» به طرف «غار» رفته و داخل آن شدند، ولی آن سگ در مقابل غار، سر خود را بر روی دو دستش گذاشت و همگی مدت «309» سال در آن غار ماندند و مانند شخصی که در خواب معمولی فرو رفته باشد.

جای تردید نیست که چنین قصه‌ای «عادتاً و عرفاً» محال می‌نماید.و اگر صریحاً در قرآن ذکر نگردیده بود، حتماً مخالفان ما آن را انکار می‌کردند، همانگونه که «مادیین و طبیعیین» آن را محال می‌دانند.

چهارم: قصه حیرت آور دیگر، سرگذشت «صاحب الاغ» است که در قرآن و سایر کتب آسمانی ذکر شده(3) و یهود و نصارا او را پیغمبر می‌دانند. خلاصه این قصه بدین گونه می‌باشد که «او از شهری گذشت و دید که آن شهر خراب و ویران گردیده، با خود گفت خداوند چگونه مردمی را که مدت‌ها است مرده‌اند و اثری از آنان باقی نمانده، زنده می‌گرداند؟!

در قرآن کریم، قصه فرار «موسی» از وطنش و پنهان شدن وی از ترس رژیم «فرعون» را بیان می‌کند. و نیز در قرآن چنین آمده که در آن مدت طولانی، هیچ فردی از وضع شخصی و مکان پنهان شدنش آگاهی پیدا نکرد

خداوند برای اینکه ثابت کند چگونه آنان را زنده خواهد نمود، او را میراند و پس از صد سال زنده کرد، در حالی که خوراکی های همراه وی، تازه مانده و هیچ تغییری نکرده بود و «الاغ» او نیز، در حال چریدن بسر می‌برد(4) و به همان حالی که از اول بود باقیمانده و ابداً تغییری در او به وجود نیامده بود.

خداوند به وی گفت: به «غذایت» نگاه کن که ابداً تغییری نکرده و به استخوان های بدن‌های انسان‌های مرده نیز بنگر که چگونه ما ذرّات آن را از زیر خاک بیرون آورده و به یکدیگر وصل نموده و گوشت، روی آنها می-رویانیم و آنها را به صورت اولیه در می‌آوریم. «عزیر» هنگامی که جریان زنده شدن «مردگان» را دید، گفت: «حال دانستم که خداوند بر هر کاری تواناست».

همانگونه که گفتیم:

این قصه در قرآن کریم ذکر شده و اهل کتاب نیز آن را نقل کرده و به آن اعتقاد دارند. بدون تردید این قصه نیز با جریان عادی و متعارف هیچ توافقی ندارد و به همین خاطر همه «مادیین» و «طبیعیین» و «مدعیان فلسفه» آن را شدیداً انکار می‌کنند و حال اینکه ادعای «امامیه» درباره «غیبت مهدی»، به عقل و عادت نزدیکتر است تا قصه‌های یاد شده. نظیر این قصه‌ها در کتاب‌های تاریخ ادیان بسیار ذکر گردیده است.

 

پی نوشت ها:

1. ر.ک: بحارالانوار، ج 51، چاپ تهران. بشارةالاسلام. غیبت نعمانی و غیبت طوسی.

2. در این باره و در مورد قصه های بعدی، به کتاب‌های تاریخ اسلام، مانند: تاریخ طبری، ابن اثیر، بحارالانوار، ج 5 و غیر آنها رجوع شود.

3. قرآن از «صاحب الاغ» تنها به «آن کسی که بر قریه ویران شده‌ای گذشت» یاد کرده و در تاریخ نام او مختلف آمده است. بعضی از آنان نام او را «عزیر» و بعضی دیگر «ارمیا» ذکر کرده‌اند. و هر دو اسم در اخبار مذهبی نیز نقل شده است. و اختلاف‌های دیگری در خصوصیات این قصه وجود دارد. (ر.ک: بحار، ج10، 7 و 14 و... طبری، ج 1 و تفسیر آیه 259 از سوره بقره).

4. در اینکه آیا خداوند، حمار عُزیر را نیز مانند خود عُزیر قبض روح کرد و یا نه، در تاریخ، به اختلاف نقل شده، پاره‌ای اول و برخی دوم را نقل کرده‌اند، ولی ظاهر قرآن کریم چندان توافقی با نقل اول ندارد. (رجوع شود به تفسیر آیه 259 از سوره بقره).


 


منبع:

سایت شعائر بر گرفته از ده انتقاد و پاسخ پیرامون غیبت امام مهدی؛ ترجمه كتاب «المسائل العشر فی الغیبة»، شیخ مفید (رحمة الله علیه)


لینک ثابت

امام رضا علیه السلام پیوسته بر دعا کردن برای امام مهدی علیه السلام دستور می دادند و به ما یاد می دهند چگونه دعا کنیم...

 
امام زمان

دوران امام رضا علیه السلام دورانی بود که به خاطر شرایط خاصی که پیش آمده بود بعضی ها فکر می کردند قضیه قیام نهایی آل پیغمبر صلی الله علیه و آله به دست امام رضا علیه السلام واقع می شود؛ و این به خاطر درخشش ویژه ای بود که امام رضا  علیه السلام در بین شیعیان و غیرشیعیان داشتند و بسیار مطرح، معروف، مشهور و محترم بودند. پیش از آن حضرت، جوّ باز و آزادی برای بحث گسترده نبود، ولی در زمان آن حضرت این فضا ایجاد شده بود. برجستگی های علمی، بحث و گفتگو و نیز عنوان ولایتعهدی ایشان، چنین شبهه ای به وجود آورده بود که بعضی ها به ایشان "قیام کننده" می گفتند. در بعضی از روایات آمده که ایشان در پاسخ به کسانی که می پرسیدند: آیا شما هم قائم هستید؟ می فرمودند: ما همگی قیام کننده هستیم، اما آن کسی که منظور تو است، کس دیگری است و ما هم منتظر او هستیم.

دعای رضویه

چون دعا یک رشته ی دو سره است و یک سرش ما هستیم، با وجود این که کوچک هستیم ولی آن سرش قویّ مطلق است و همه به او نیازمندند. بنابر این دعای ما برای امام زمان علیه السلام مفید است. برای خود ما هم مفید است. برای شستشوی دلمان و برای پیوند برقرار کردنمان با امام زمان علیه السلام مفید است.

رابطه متقابل ما و امام زمان علیه السلام خیلی جالب است و دیدگاه هایی نسبت به مسائل اسلام از دید آن بزرگوار، به انسان می دهد. "دعای رضویه" دعای شریفی که مضامین بسیار سنگین، بحثهای طولانی ولایی و نیز مباحثی در مورد رابطه ما با امام زمان علیه السلام دارد که البته این نوشتار گنجایش شرح دعای رضویه را ندارد و فقط به اهمیت دعا برای امام زمان علیه السلام و رابطه متقابل ما و ایشان خیلی جالب اشاره دارد. ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، این دعا را از قول امام رضا علیه السلام آورده است.
یونس بن عبدالرحمان که از افراد مورد اعتماد اهل بیت علیهم السلام بوده، روایت کرده که حضرت امام رضا علیه السلام پیوسته بر دعا کردن برای امام مهدی علیه السلام دستور می دادند و امر فرمودند به دعا برای حضرت صاحب الامر، امام زمان علیه السلام. یونس بن عبدالرحمن خدمت امام رضا علیه السلام می رسد و می پرسد: ما برای آن بزرگوار چه کنیم و چه دعایی بخوانیم که خود نیز در زمره اصحاب او مطرح شویم؟ حضرت رضا علیه السلام این دعا را تعلیم فرمودند:«اللّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّكَ وَ خَلِیفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ وَ لِسانِكَ المُعَبِّرِ عَنْكَ النّاطِقِ بِحِكْمَتِكَ وَ عَینِكَ النّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ وَ شاهِدِكَ عَلى عِبادِكَ ...».(مفاتیح الجنان ص 992)
حضرت می فرمایند: اینگونه بگو «اللّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّكَ ...» خدایا دفاع کن از  ولیّ خودت، یک معنی دفاع "دفع کردن" است؛ یعنی به طور مطلق دفاع کن.

مطمئن ترین راه ارتباط با امام غائب

به طور کل ائمه معصومین علیهم السلام اهتمام زیادی به دعا نسبت به حضرت مهدی صلوات الله علیه داشتند به گونه ای که این مهم را از وظایف اساسی مسلمانان و مؤمنان دانسته اند. از امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام دعاهایی بسیار بلیغ نسبت به امام مهدی علیه السلام نقل شده است.
اصلاً یکی از رابطه هایی که ما با امام زمان علیه السلام داریم و سازنده شخصیت ماست این است که ما برای آن وجود شریف دعا کنیم. ما چیزی نداریم که به او بدهیم، ولی از خدا می خواهیم، او که به آن بزرگوار افاضه دارد، به دعای ما هم داشته باشد. به قول خودمان، خدا به دنبال بهانه می گردد که به ائمه علیهم السلام یک چیزی بدهد، به پیغمبرش صلی الله علیه و آله یک چیزی بدهد. اصلا خودش در قرآن فرموده: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیما»؛ خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود مى فرستند، شما هم اى كسانى كه ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور كه باید تسلیم شوید.(احزاب /56)

آیا دعای ما نفعی برای حجت خدا دارد

مقام پیامبر صلی الله علیه و آله آن قدر والا است كه آفریدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى كه تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود مى فرستند، اكنون كه چنین است شما نیز با این پیام جهان هستى هماهنگ شوید: "اى كسانى كه ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام بگوئید و در برابر فرمان او تسلیم باشید." لذا چنین نیست که چون ما کوچکیم دعا کردن ما برای آن بزرگواران بی خاصیت باشد، خیر؛ چون آن طرف بزرگ است و همه فقیر او هستند، دعای ما مؤثر است. اولیاء فقرشان به خدا، بیشتر از ماست. چون ما درکمان کم است از عالم و آدم. احساس فقر هم نمی کنیم، و چون احساس استغنا می کنیم، به طغیان می افتیم. آنها که به طغیان نمی افتند به این دلیل است که فقر بیشتری را حس می کنند و خود را نیازمند به خدا می دانند. کمال معرفت ائمه علیهم السلام در این است که فقر خودشان را به درگاه خدا خوب حس کرده اند.

در همان زمانی هم که ائمه علیهم السلام حضور داشتند، همه شیعیان توفیق نداشتند که بروند و امام را از نزدیک زیارت کنند؛ بنابراین از این جهت، ما خیلی فرقی با آنها نداریم؛ مهم این است که غافل از آن حضرت نباشیم. اگر ما در غفلت نباشیم، در واقع مشکلات غیبت برای ما کم می شود و اگر قرار به بهره مندی از امام باشد، یک رابطه دو طرفه در دعا وجود دارد، که در هر دو طرف رابطه، خدا حاضر و ناظر است

لذا چون دعا یک رشته ی دو سره است و یک سرش ما هستیم، با وجود این که کوچک هستیم ولی آن سرش قویّ مطلق است و همه به او نیازمندند. بنابراین دعای ما برای امام زمان علیه السلام مفید است. برای خود ما هم مفید است. برای شستشوی دلمان و برای پیوند برقرار کردن ما با امام زمانمان هم مفید است. پس باید گفت درست است که ما در دوران حضور ظاهری و مشهود امام قرار نداریم، اما وقتی دعا می کنیم و به ایشان سلام می دهیم و پیوسته به یاد حضرت هستیم، امام برای ما حاضر است.

 

دعا، دفاع از حجت خداست

در همان زمانی هم که ائمه علیهم السلام حضور داشتند، همه شیعیان توفیق نداشتند که بروند و امام را از نزدیک زیارت کنند؛ بنابراین از این جهت، ما خیلی فرقی با آنها نداریم؛ مهم این است که غافل از آن حضرت نباشیم. اگر ما در غفلت نباشیم، در واقع مشکلات غیبت برای ما کم می شود و اگر قرار به بهره مندی از امام باشد، یک رابطه دو طرفه در دعا وجود دارد، که در هر دو طرف رابطه، خدا حاضر و ناظر است. وقتی ما برای آن بزرگوار دعا می کنیم، آن بزرگوار نیز برای ما دعا می کند. دعا غیبت را تبدیل به حضور می کند. ما با دعا در حق امام زمان علیه السلام خودمان را وارد جنود خدا کرده ایم که محافظ این بزرگوار است.
لذا امام رضا علیه السلام به ما یاد می دهند چگونه دعا کنیم. و آنقدر مضامین این دعا عالیست که باعث کسب معرفت و شناخت امام می شود.


لینک ثابت

حاکمی که با وجود قدرت داشتن، آن قدر عظیمتر از دنیاست، که هیچ چیزی نمی تواند، او را از فکر محبوب خود، و فکر بندگان خدا جدا کند، کیست؟


حکومت مهدوی

آیاتی از قرآن عزیز، بشارت به حکومت مؤمنان صالح بر روی زمین می دهد؛ که بهترین مصداق کامل آن، حکومت حضرت مهدی علیه السّلام، بعد از ظهور شریفشان است؛ در این مقاله به بیان معنای ظاهری (تفسیر) و باطنی (تأویل) برخی از این آیات می پردازیم.

طعم شیرین صلح و راستی در سراسر جهان

«وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون * إِنَّ فی هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین*»(1) : قطعاً، بعد از ذکر (تورات) در «زبور» نوشتیم (قطعی کردیم) که یقیناً، بندگان شایسته ام وارث [حکومت] زمین خواهند شد. در این، ابلاغ روشنی است برای گروه عبادت کنندگان.

زمین برای او [قائم] جمع می شود و گنجهای آن برای او آشکار می گردد. حکومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند به دست او دینش را بر همه دینها غلبه خواهد بخشید، هر چند مشرکان ناخشنود باشند. هیچ ویرانه ای باقی نمی ماند جز اینکه آباد می شود و حضرت عیسی علیه السلام فرود می آید و پشت سر او به نماز می ایستد ...

این آیه دلالت می کند که روزی خواهد رسید که صلح و راستی، بر سراسر جهان سایه افکنده و ظلم و بیداد از روی زمین برچیده خواهد شد. چون در زمان هیچ یک از انبیا و امامان قبلی، چنین اتفاقی نیفتاده، بنابراین باید این امر در آینده، اتفاق بیافتد. برای اینکه بدانیم این وعده، چه وقت و توسّط چه کسی تحقق خواهد یافت، باید به "ثقل اصغر" به یادگار مانده از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله مراجعه نماییم.
شکافنده ی علوم، پنجمین گوهر نایاب علیه السّلام فرمودند: «اینان، اصحاب مهدی در آخرالزمانند.»(2) 
طبق نقل شیعه و اهل سنت، از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خدا، آن روز را طولانی می کند تا مردی صالح از اهل بیت مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کند.»(3) بنابراین، اگر روایت امام باقر علیه السلام و روایتهای متعدد دیگری، از این دست را کنار هم بگذاریم، متوجه خواهیم شد که کل زمین طعم شیرین حاکمیت معصوم را با ظهور امام مهدی علیه السلام خواهد چشید؛ چیزی که تا به امروز، تنها گاهی و برای قسمتی از زمین محقق شده است.

غلبه دین خاتم بر همه ادیان

«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (4): او، کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه ی آیین ها، غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
وعده ی غالب شدن دین اسلام، بر همه ی آیین ها، تاکنون تحقق نیافته و آیین های دیگری با پیروان فراوان وجود دارند که هنوز نه تنها مغلوب دین حق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نشده اند؛ بلکه سعی می کنند تا اسلام مظلوم را، از بین ببرند. ولی چون وعده ی الهی حق است و راست؛ پس باید روزی تحقق پیدا کند.
نه تنها شواهد تاریخی عدم تحقق این مسأله، ما را مطمئن می سازد که روزی این وعده عملی می شود، بلکه روایات زیبایی بر این مسأله مهر تأیید زده و زمان این وعده را معرفی می نمایند. پیشوای پنجم ما، امام باقر علیه السلام فرمودند: «... زمین برای او [قائم] جمع می شود و گنج های آن برای او آشکار می گردد. حکومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند به دست او دینش را بر همه دینها غلبه خواهد بخشید، هر چند مشرکان ناخشنود باشند. هیچ ویرانه ای باقی نمی ماند جز اینکه آباد می شود و حضرت عیسی علیه السلام فرود می آید و پشت سر او به نماز می ایستد ...» (5)
همچنین صادق آل طه علیه السّلام فرمودند: «به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نخواهد شد تا آنکه قائم خروج کند.» (6)

حاکم قدرتمند به فکر خدا و خلق

«الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاة وَ آتَوُا الزَّكاة وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَة الْأُمُور»(7): همان کسانی که هرگاه در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه کارها از آن خداست.
حاکمی که هنگام تسلّط پیدا کردن و حاکمیت، به فکر اقامه نماز، پرداخت زکات، امر به معروف و نهی از منکر است؛ کیست؟ حاکمی که با وجود قدرت داشتن، آن قدر عظیمتر از دنیاست، که هیچ چیزی نمی تواند، او را از فکر محبوب خود (نماز) و فکر عیال الله و بندگان خدا (زکات) جدا کند.
مولای ما، امام باقر علیه السّلام فرمودند: «این آیه، برای آل محمد است و (خداوند) مهدی و اصحابش را فرمانروای مشارق و مغارب زمین می گرداند و به دست او و یارانش، دین را غالب کرده و بدعتها و باطلها را می میراند.» (8)

امنیت کامل و دین حق در سایه حاکمیت صالحان

روزی خواهد رسید که صلح و راستی، بر سراسر جهان سایه افکنده و ظلم و بیداد از روی زمین برچیده خواهد شد. چون در زمان هیچ یک از انبیا و امامان قبلی، چنین اتفاقی نیفتاده، بنابراین باید این امر در آینده، اتفاق بیافتد. برای اینکه بدانیم این وعده، چه وقت و توسّط چه کسی تحقق خواهد یافت، باید به "ثقل اصغر" به یادگار مانده از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله مراجعه نماییم

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئًا وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.»(9)
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید.

همچنین دین و آیینی را برای آنان پسندیده، پا بر جا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می کند. آن چنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

خداوند در این آیه جامعه ای را به مؤمنان وعده داده است که سه ویژگی مهم را داراست:
1. حاکمیتی در اختیار مؤمنان؛
2. استقرار دین اسلام و چیرگی این دین، بر همه ی ادیان؛
3. امنیت کامل مؤمنان و عدم ترس آنان.
چنین جامعه ای در گذشته ی تاریخ اسلام، تحقق نیافته است و چون مضمون آیه، وعده ی خداست، پس باید در آینده ی جهان، پدیدار گردد. (10)
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه می فرماید: «حق مطلب این است که این آیه جز با جامعه ای که با ظهور امام مهدی علیه السّلام تشکیل می شود، با هیچ جامعه دیگری قابل انطباق نیست.» (11)
بنابراین با مراجعه به آیات قرآن و کلام معصومین علیهم السلام در می یابیم که تحقق حاکمیت صالحان و وعده غالب شدن دین اسلام که تاکنون به وقوع نپیوسته است، در زمان حکومت امام عصر علیه السلام تحقق خواهد یافت.
به امید آن روز صالح باشیم و مؤمن!

پی نوشت:

1 . انبیا: ۱05 ۱۰۶.
2. ترجمه مجمع البیان، طبرسی، ج۱۶، ص۱۷۲.
3 . همان.
4 . توبه /۳۳.
5 . کمال الدین، صدوق، ج 1، باب 32، ح 16، ص 331.
6 . نورالثقلین، حویزی، ج2، ص 211.
7 . حج / 41.
8 . نورالثقلین، حویزی، ج۳، ص۵۰۶؛ بحارالأنوار، مجلسی، ج۲۴، ص۱۶۵ و 166.
9 . نور / 55.
10 . نگین آفرینش، ج 1، تآلیف بالا دستیان و دیگران، ص 71
11 . تفسیر المیزان، ج15، ص156.


لینک ثابت

آیا امکان دارد منجی وعده داده شده در اسلام، همان حضرت مسیح علیه السلام باشد؟ این سؤال به خاطر وجود حدیثی جعلی (1) مطرح شده و دلیل دیگری جز این حدیث در میان احادیث مهدوی وجود ندارد. با بیان مسأله ای صریح در میان منابع اسلامی، امکان منطبق دانستن دو منجی اسلامی و مسیحی را منتفی می نماییم.

 
منجی موعود

این دو از هم جدا نمی شوند تا روز قیامت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «من، در میان شما، دو چیز گرانبها باقی می گذارم؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید، گمراه نمی شوید: کتاب خداوند (قرآن) و عترت و خاندان من، این دو از هم جدا نمی شوند تا در روز قیامت بر من در حوض وارد شوند.» (2) بنابراین باقی مانده از عترت پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی امام مهدی علیه السلام در میان ما وجود دارند.
طبق برخی از آیات قرآن کریم مانند: آیه چهارم سوره قدر و آیه هفتم سوره رعد و روایات متعدد، زمین هیچ گاه از حجت خالی نیست و در هر زمان یك نفر از اولیاى الهی، امامِ زمانِ خود و حجّت و خلیفه الهی در روى زمین است. محمد بن فضیل از امام رضا علیه السلام پرسید: «آیا می شود زمین بدون امام باشد؟ امام فرمودند: نه، در این صورت اهل خود را فرو می برد.» (3)
علاوه بر آن احادیث زیادی داریم که تعداد جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دوازده نفر می شمارد و اسامی آنها را ذکر می کند و آخرین آن ها را امام مهدی علیه السلام معرفی می کند. به طور مثال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «جانشینان بعد از من به تعداد سرپرستان بنی اسرائیل، دوازده نفر می باشند سپس دستش را بر پشت امام حسین علیه السلام گذاشتند و فرمودند نه نفر از نسل او (امام حسین علیه السلام) و نهمین آنها مهدی است که زمین را از عدل و داد پر می کند همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد ...»  (4)

علاوه بر روایات متواتر در مورد امام مهدی علیه السلام در منابع اسلامی، در انجیل (کتاب مقدس مسیحیان) نیز بشارتهایی آمده است. در انجیل و ملحقات آن، 80 بار کلمه «پسر انسان» آمده است که فقط 30 مورد آن، با حضرت عیسی مسیح علیه السلام قابل تطبیق است؛ امّا 50 مورد دیگر، از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر الزمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد

شخصیت انکارناپذیر جهان اسلام

اعتقاد به ظهور مصلح آخرالزمان که نامش «مهدی» و از اولاد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مورد اتفاق همه فرَق اسلامی است، در حالیکه بنا بر آیات قرآن  (5) خداوند حضرت عیسی علیه السلام را به سوی خود بالا برد.
برخی از علما، تعداد آیاتی را که درباره امام مهدی علیه السلام تفسیر (معنای ظاهر آیه) و تأویل (معنای باطن آیه) شده است، حدود دویست آیه دانسته اند. (6) علامه مجلسی، بیشتر آنها را در «بحارالأنوار» گرد آورده است. (7) آیة الله صافی گلپایگانی در مقدمه کتاب «منتخب الأثر» می نویسد: «بر هر کسی که توجه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارتهای نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور مهدی علیه السلام به تواتر رسیده است.» ایشان در این کتاب مجموع احادیث مربوط به امام مهدی علیه السلام را که در کتابهای مختلف و معتبر شیعه و اهل سنت ذکر شده، ۶۳۳۸ روایت بدون حذف احادیث تکراری می داند.»
به اندازه ای احادیث دوازدهمین جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (امام مهدی علیه السلام) که جهان را پر از عدل و داد می کند، در میان مردم جا افتاده بود که افرادی برای افزایش موقعیت در میان مردم لقب مهدی را به کار می بردند.
به عنوان نمونه، منصور عباسی، خلیفه دوم عباسی، لقب مهدی را بر فرزندش محمد که ولیعهدش بود گذاشت تا شأن او را در میان مردم بالا ببرد. مهدی عباسی خلیفه سوم عباسی از سال 158 تا 169 ق همزمان با امامت امام کاظم علیه السلام حکومت کرد. «خاندان عباسی و پیروان آنان، طبق روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدى موعود كه تار و مار كننده كلیه حكومتهاى خودكامه است، از نسل حضرت عسكرى علیه السلام خواهد بود، به همین جهت پیوسته مراقب وضع زندگی او بودند تا بلكه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود كنند، همچون تلاش بیهوده فرعونیان براى نابودى موسی!» (8)  لذا خانه امام حسن عسکری علیه السلام را تحت نظر داشتند تا جلوی ولادت امام دوازدهم را بگیرند اما اراده الهی بر این تعلق گرفت که ولادت امام پنهانی صورت گیرد و جانشان حفظ شود.

به اندازه ای احادیث دوازدهمین جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (امام مهدی علیه السلام) که جهان را پر از عدل و داد می کند، در میان مردم جا افتاده بود که افرادی برای افزایش موقعیت در میان مردم لقب مهدی را به کار می بردند.

بشارت انجیل بر موعود اسلام

علاوه بر روایات متواتر در مورد امام مهدی علیه السلام در منابع اسلامی، در انجیل (کتاب مقدس مسیحیان) نیز بشارتهایی آمده است. در انجیل و ملحقات آن، 80 بار کلمه «پسر انسان» آمده است که فقط 30 مورد آن، با حضرت عیسی مسیح علیه السلام قابل تطبیق است؛ امّا 50 مورد دیگر، از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر الزمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد. (9) به طور مثال در انجیل لوقا آمده است: «و کمرهای خود را ببندید، چراغهای خود را افروخته بدارید. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می آید .» (10)
بنابراین با وجود آیات قرآن کریم و احادیث متعدد، موعود وعده داده شده در اسلام امام مهدی علیه السلام می باشد. در انجیل نیز به منجی دیگری غیر از حضرت عیسی علیه السلام، اشاره شده است.

پی نوشت:

 1. حدیث ابن ماجه که به سندش به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت داده که فرمودند: «و مهدی جز عیسی بن مریم نیست.» (ابن ماجه، سنن، ج ۲، ص ۱۳۴۰، ح ۴۰۳۹)
2 . انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج۲۷ ، ص ۳۳.
3 . صفار، بصائر الدرجات، ج 1، ص 488.
4 . خزاز رازى، كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص 47.
 5. نساء / 157 و 158.
6 . میرزا مهدی صادقی، تاریخ زندگانی حضرت مهدی علیه السلام، ص۷۴.
7 . علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، صص۱۸ ۶۴.
8 . مهدی پیشوایی، سیمای پیشوایان در آینه تاریخ، ص 179.
 9. سید اسدالله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، به نقل از: قاموس کتاب مقدس، مستر هاکس آمریکایی.
 10. انجیل لوقا، باب ۱۲.


لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران