پاسخ آیت ‌الله بهجت به پرسش‌هایی درباره امام زمان(عج)

آیت الله بهجت ره

آیت ‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به سۆالاتی در خصوص مسجد جمکران قم پاسخ گفته است که مطالب آن به اختصار برای علاقه‌مندان بیان می‌شود.

1- اگر کسی حاجت و یا مشکلی داشته باشد آیا صحیح است که به مسجد مقدس جمکران برود و در این مکان به امام زمان علیه‌السلام متوسل شود؟

- عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب(عج) سۆال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند، و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را نیز می‌شوند!

آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟!

 

2- آیا آن حضرت خودشان هم به مسجد مقدس جمکران تشریف می‌آورند؟!

- آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمود: به دل سوخته‌گان ما بگو برای ما دعا کنند! بعد یک مرتبه از نظر غایب شد! نه اینکه راه برود و کم کم از نظرم غایب شود! همین آقا، هفته قبل از آن هم حضرت را در خواب دیده بود.

یکی از سادات که عمامه هم ندارد و روضه می‌خواند و مساله می‌گوید، اخیرا هم نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و همان جا زندگی می‌کند، مکرر آن حضرت را دیده که پس از بیرون آمدن از مسجد جمکران غایب می‌شوند.

 

3- اگر خداوند توفیق داد و به مسجد مقدس جمکران رفتیم از خداوند و امام زمان(عج) چه بخواهیم؟ راهنمایی بفرمایید.

- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند که آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

 

4- این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) هستم، از حضرتعالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نایل شوم؟

- زیاد صلوات اهدای وجود مقدسش کنید، مقرون با دعای تعجیل فرجش «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» و زیاد به مسجد جمکران مشرف شوید با ادای نمازهایش.

 

5- اگر درباره مسجد مقدس جمکران نظری دارید بفرمایید؟

-ما معتقدیم که این مشاهد مبارک و مساجدی مانند جمکران، بی‌نیاز از معرفی‌اند و اگر کسی بگوید: رفتیم و چیزی در آنجا نیافتیم به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است؛ یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است به هر حال بهترین معرّف این مکان‌ها‌، خودشان هستند.

لینک ثابت

امام زمان در کلام آیت الله بهجت

امام زمان

اصلاح فعلی ما، در چیست؟ به بازگشت و توبه از كارهایی كه خودمان می‌دانیم، در داخل یا در خارج انجام می‌دهیم. در خلوت‌مان با خدا، در تضرّعات‌مان و توبه‌مان، در نمازهایمان و عبادات‌مان، دعاها خصوصاً دعای شریف «عظم البلاء و برج الخفاء» را بخوانیم و از خدا بخواهیم صاحب كار را برساند و با او باشیم. حالا اگر خداوند حضرت را رساند كه رساند و الا از كنار حضرت و از رضای او، دور نرویم. حضرت حرف‌هایی را كه ما به هم می‌زنیم، می‌شنوند و می‌دانند.

ایشان « عَیْنُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أُذُنُهُ السَّامِعَة »(1) می‌باشند. جلوتر از ما، حرف‌های ما را می‌شنوند، بلكه خودمان كه حرف می‌زنیم، این صدا از لب تا به گوش برسد، فاصله‌ای دارد، حضرت جلوتر از این فاصله، حرف خودمان را می‌شنود. آن وقت آیا ما می‌توانیم كاری كنیم كه حضرت متوجه نشود و نداند؟

نقل كرده‌اند، دو نفر بودائی بودند و با این كه در دین‌شان عقد ازدواجی وجود دارد، با هم وعدة فحشا كردند و گفتند، باید یك مكان خلوتی پیدا كنیم و یك خانه‌ای هم پیدا كردند. در این خانه هم یك اتاقی پیدا كردند كه اگر فرضاً كسی داخل خانه شود، نتواند داخل این اتاق بشود. یكی از آنان فهمید در این اتاق، بتی هست. جامه‌ای برداشت و روی آن انداخت كه مثلاً بُت قضایای آنان را نبیند، خدای دروغی نبیند كه دارند چه كار می‌كنند. آیا ما می‌توانیم از خدای حقیقی، كارهایمان را مخفی كنیم، به‌طوری كه كارهایمان را نبیند و نداند كه چه انجام دادیم؟

از خدا می‌خواهیم توسط انبیاء و اوصیائش و وصیّ حاضرش كه در پیش عارفان حاضر است، كه ما را از خدائی بودن و از خدائیان و از وسائط امداد خدا، منحرف نكند، بصیر و بینا بكند و خودشناس باشیم، خودی‌ها را بشناسیم، خدائی‌ها را بشناسیم، آن وقت خلاف اینها هم شناخته می‌شوند

گاهی می‌آیند به آدم می‌گویند: «چیزی نیست. یك نوشته‌ای را اجازه بده ما امضاء بكنیم. لازم نیست شما زحمت بكشید و امضا بكنید. همین كه شما اذن بدهید تا ما از جانب شما امضاء بكنیم، كافی است و كار تمام است. این هم فروش، آن هم بهایش، آن هم...»!

حالا چه كار بكنیم؟ خودمان از خودمان بترسیم تا چه رسد از دیگران!

از خدا می‌خواهیم توسط انبیاء و اوصیائش و وصیّ حاضرش كه در پیش عارفان حاضر است، كه ما را از خدائی بودن و از خدائیان و از وسائط امداد خدا، منحرف نكند، بصیر و بینا بكند و خودشناس باشیم، خودی‌ها را بشناسیم، خدائی‌ها را بشناسیم، آن وقت خلاف اینها هم شناخته می‌شوند.(2)

 

پی نوشت:

1. بخشی از زیارت مطلقة حضرت علی علیه السلام مفاتیح الجنان و بحارالانوار، ج 100،‌ ص 305. «چشم بینای خدا و گوش شنوای خدا هستند».

2. فیضی از ورای سكوت، ص 68.

لینک ثابت

داستان عجیب ملاقات شیخ حسن با امام زمان(عج)

امام زمان


داستان ذیل در مورد شخصی است که عاشق دختر همسایشان شده است. او برای رسیدن به عشقش هر کاری می کند ولی نهایتا متوسل به درگاه امام زمان(عج) می شود و آخرش را هم که معلوم است....اما نکاتی بسیار تامل برانگیز در این داستان وجود دارد. منجمله اینکه زیارت وجود مقدس حضرت می تواند نصیب هر کسی بشود (و این نیست که خاص عرفا یا خواص باشد) و ثانیا برای دیدار حضرت لازم نیست که حتما درخواست بسیار عارفانه ای داشته باشی. ظاهرا کیفیت درخواست مهم است نه نوع درخواست. اینکه هر چی می خواهی را خالصانه طلب کنی. در هر صورت این داستان را با دقت مطالعه کنید.

عالم ثقه شیخ باقر کاظمی مجاور در نجف حدیث کرد که در نجف اشرف مرد مومنی بود که او را شیخ محمد حسن سریره می نامیدند. او در سلک اهل علم و مرد با صداقتی بود. بیمار بود و در نهایت تنگدستی و فقر و احتیاج زندگی می کرد. حتی قوت و غذای یومیه خود را نداشت و بیشتر اوقات به خارج نجف در بیابان نزد اعراف اطراف نجف می رفت تا این که قُوت و آذوقه ای برای خود تهیه کند امّا آنچه به دست می آورد او را کفایت نمیکرد . با همین حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده اش خواستگاری کرده بود اما فامیل های آن زن به سبب فقر و تهیدستی شیخ به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت این ابتلا در همّ و غمّ شدید بود .

هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن مایوس شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه برود تا بلکه حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه را از ناحیه ای که نمی داند ببیند و مراد خود از او بگیرد .

شیخ باقر میگوید : شیخ محمد گفت : من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه ! هنگامی که شب آخر فرا رسید شب زمستانی و تاریکی بود و باد تندی می وزید و کمی هم باران می بارید و من هم در دکّه های درب ورودی مسجد کوفه یعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سینه ام می آمد به داخل مسجد بروم و با من هم چیزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و این وضعیت سینه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشیده و دنیا در چشمم تیره شده بود و با خود فکر می کردم که این 39 شب ا پایان گرفت و این آخرین شب است و من کسی را ندیدم و چیزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار این سختی عظیم هستم و این همه سختی و مشقت و ترس را در این چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن یاس و ناامیدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود .

از او سوال کردم از کدام قبیله هستی ؟ فرمود : از بعضی از آنها . من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد : نه !! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم . این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد . او از سخن من تبسّم کرد و فرمود : چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای ؟

در این اثناء که در اندیشه بودم و کسی در مسجد نبود آتشی روشن کردم تا قهوه ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم . زیرا عادت به آن داشتم و نمی توانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسیار کم بود . ناگهان شخصی را دیدم که از ناحیه در اول, به سوی من می آمد .

هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم این عرب بیابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در این شب تاریک بمانم و این امر هم بر اندوه من اضافه کرد. در این بین که من در اندیشه بودم او نزدیک من آمد و به من به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من در تعجب شدم از این که او اسم مرا می داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می روم .

از او سوال کردم از کدام قبیله هستی؟ فرمود: از بعضی از آنها. من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد: نه!! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم. این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد. او از سخن من تبسّم کرد و فرمود: چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای؟

من به او گفتم: برای چه سوال می کنی ؟ فرمود: ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی. من از حسن اخلاق و شیرینی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم میل به او پیدا کرد و او هر مقدار سخن می گفت محبت من به او زیادتر می گشت . برای او سیگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود : تو بکش من نمی کشم. در فنجان برای او قهوه ریختم و به او دادم او گرفت و کمی از آن نوشید و باقی را به من داد و فرمود : تو آن را بنوش. من آن گرفتم و نوشیدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشیده بود اما محبت من هر آن به او زیاد می شد. به او گفتم: ای برادر! خداوند تو را در این شب به سوی من فرستاده تا انیس من باشی.

مسلم

آیا با من نمی آیی که نزد قبر مسلم(علیه السلام) برویم و آنجا بنشینیم و با یکدیگر صحبت کنیم ؟ فرمود : با تو می آیم اما جریان خودت را بگو . به او گفتم. من واقع را برای شما می گویم . من در نهایت فقر و نیازمندی هستم از آن وقتی که خود را شناختم و با این فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سینه ام بیرون می آید و معالجه آن را نمی دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پیدا کرده ام و به سبب تنگدستی میسر نشده است که او را بگیرم. گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند: در حوایج خود قصد کن صاحب الزمان(عج) را ! و چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بیتوته نما که او را خواهی دید و حاجت تو را برآورده سازد و این آخرین شب از چهل شب است و من در این شب چیزی ندیدم و در این شب ها من تحمل مشقت های زیادی کردم و این سبب آمدن من و این خواسته ها و حوائج من می باشد .

هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود : سینه ات خوب شد . دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را آسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود

آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود: اما سینه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می گیری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می ماند تا از دنیا بروی و من هیچ توجه به این سخنان نداشتم . به او گفتم : به کنار قبر مسلم نمی روی ؟ فرمود: برخیز . برخاستم و متوجه جلوی خود بودم . هنگامی که وارد زمین مسجد شدم به من فرمود : آیا نماز تحیت مسجد نمی خوانی ؟ گفتم : چرا می خوانم . سپس او نزدیک شاخص که در مسجد است ایستاد و من هم پشت سر او به فاصله ایستادم و تکبیرة الاحرام گفته مشغول قرائت سوره فاتحه شدم .

من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می خواندم . او نیز فاتحه را قرائت می نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زیبایی نشنیده بودم . در آن هنگام با خود گفتم : شاید این شخص صاحب الزمان(عج) باشد و یاد سخنان او افتادم که دلالت بر آن میکرد . هنگامی که این مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود . ناگهان نور عظیمی او را احاطه کرد که دیگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی دیدم اما او همچنان نماز می خواند و من صدای او را می شنیدم . بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمیتوانستم نماز را قطع کنم . پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمین به بالا متوجه شد و من ندبه و گریه می کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می نمودم. به او گفتم : شما صادق الوعد هستید و مرا وعده دادید که با من نزد قبر مسلم برویم در آن هنگام که با آن نور تکلم می گفتم دیدم آن نور متوجه به حرم مسلم شد که من هم متابعت کردم . آن نور داخل حرم شد و در بالای قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گریه و ندبه می کردم تا فجر دمید و آن نور عروج کرد .

هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود : سینه ات خوب شد . دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را آسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود .

لینک ثابت
استعمار و آخرالزمان
چهارشنبه 08 مهر 1394 | yousofe-zahra

استعمار و آخرالزمان

آخرالزمان

در شمارة قبلی این مقالة كوتاه و گذرا به انگیزة بهره‌گیری استعمار از مباحث منجی‌گرایی و تسلط بر خاورمیانه را عرض كردیم؛ در این شماره به مباحث موعود‌گرایی از نگاه اوانجیلیست‌‌ها و مبلّغان انجیلی می‌پردازیم.

پس از تشكیل مذهب پروتستان و حاكمیت پیورتین‌ها در انگلستان، حركت جدیدی در میان این مذهب قدرت گرفت كه به «مبلّغان انجیلی» نامیده می‌شد.

تبلیغ كردن انجیل با روحیة جنگ‌های صلیبی از خصوصیات اوانجیلیست‌‌ها یا همان مبلّغان انجیلی می‌باشد؛ آن‌ها با تفسیر نادرست از مضامین كتاب مقدس (مجموعة عهد عتیق و عهد جدید) و بهره‌گیری از تفسیر‌های «سایروس اسكوفیلد» وضعیت سیاسی و فرهنگی دنیا را به سمت خواسته‌های دنیا طلبانة خود سوق می‌دهند.

هواداران نظریة پایان جهان به شیوة صهیونیسم مسیحی این باور را دارند كه جهان در آستانة پایان یافتن است و در نهایت، هزاره‌ای جدید شكل می‌گیرد كه پس از نابودی نیروی شر (مسلمانان) به وسیلة عیسی مسیح و نیروی خیر (مسیحیان نو تعمید یافته(1) و یهودیان صهیونیست)، بشر در صلح و آرامش زندگی خواهد كرد؛ مطابق اعتقادات مكتب یاد شده، باید حوادثی به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور كند و تلاش برای پدیداری شرایط ظهور از وظایف پیروان این مكتب است؛ تعدادی از این شرایط عبارتند از:

1-      حمایت و اعتقاد به برگزیدگی یهودیان و اسكان آنها در سرزمین موعود (فلسطین).

«واتر ریگانز» دبیر كل «سفارت بین‌المللی مسیحیان» ـ كه یكی از مدرن‌ترین و خطرناك‌ترین نهاد‌های صهیونیستی است ـ در تعریف اصطلاح صهیونیسم مسیحی می‌گوید:

«این واژه بر هر مسیحی ـ كه از اهداف صهیونیستی حكومت، ارتش، دولت و فرهنگ اسراییل حمایت می‌كند ـ اطلاق می‌شود».(2)

همچنین طبق گزاره‌های عهد عتیق، اعتقاد دارند كه یهودیان، مایة بركت روی زمین هستند، چرا كه «غیر یهودیان به نور شما (یهودیان) گردش خواهند كرد». (اشعیا 60:3)

از نظر صهیونیست مسیحی، بازگشت قوم اسراییل به سرزمین تاراج شده قدیم (فلسطین)، شاهدی بر نجات وعده داده شده بر جهانیان است ... . حمایت از اسراییل (پیدایش 12:3)، تأمین آسایش آن (اشعیا 40: 2 ـ 1) و دعا برای آرامش آن (اشعیا 62: 7 ـ 6) به معنای تلاش در راستای خواست خداست.(3)

گروهی از یهودیان ـ كه مسلحانه از دیوار شهر قدیمی، وارد میدان مسجد شده بودند ـ ماكتی از مسجد ساخته‌اند تا تمرین‌های لازم برای تخریب آن، انجام و زمان لازم برای هر اقدام، محاسبه شود

2-     یهودیان و مسیحیان، باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت‌المقدس را منهدم كنند.

گروهی از یهودیان ـ كه مسلحانه از دیوار شهر قدیمی، وارد میدان مسجد شده بودند ـ ماكتی از مسجد ساخته‌اند تا تمرین‌های لازم برای تخریب آن، انجام و زمان لازم برای هر اقدام، محاسبه شود.

یكی از تروریست‌های صهیونیست ـ كه «ایهود اتسیون» نام دارد ـ ادعا كرد: دولت اسراییل در پاكسازی اماكن اسلامی كوتاهی می‌نماید؛ بنابراین من باید دست به آن بزنم.(4)

از نظر تدبیر‌گرایان به طور خاص، همان اندازه كه صهیون، متعلق به صهیونیسم است، بیت المقدس نیز به اسراییل تعلق دارد.

«لیندزی» خاطرنشان می‌كند كه اهمیت اورشلیم در تاریخ فراتر از اهمیت وسعت و اقتصاد آن است؛ از اعصار گذشته، اورشلیم، مهم‌ترین شهر روی این سیاره بوده است ... پیشگویی راجع به اورشلیم، بیش از هر نقطة دیگری بر روی زمین، صورت گرفته است.(5)

حضرت مسیح

اوانجیلیست‌ها، غصب فلسطین یا همان به اصطلاح سرزمین موعود یهودیان را اولین گام در برگزیدگی یهود و تحقق ظهور مسیح می‌دانند، چنانچه «جان‌داری» چنین می‌گوید: پس، نخستین امری را كه خداوند ]حضرت عیسی[ انجام خواهد داد، پاك كردن سرزمین خود (سرزمینی كه به یهود تعلق دارد) از اهالی صور فلسطینیان و اهالی صیهون خواهد بود و به طور خلاصه از نیل تا فرات؛ این امر با قدرت مسیح و به نفع قوم او ـ كه بار دیگر در اثر نیكی وی، تثبیت می‌شوند ـ صورت می‌گیرد.(6)

این چنین مردم فلسطین (به خصوص در 1948ـ كه رژیم غاصب صهیونیستی با حمایت سازمان ملل و آمریكا پاگرفت ـ) گرفتار جاه طلبی سیاستمداران زراندوز و مفسران نادان انجیل و تورات شده، از كاشانة خود آواره گردیدند.

(لازم به یادآوری می‌باشد كه از سال 1967 بیش از صد تجاوز، علیه اماكن اسلامی در بیت‌المقدس صورت گرفته است).

3-     ساخت هیكل سلیمان به جای مسجد‌الاقصی و ذبح گوسالة سه ساله در معبد.

گریس هالسل ـ كه خود، زمانی از معتقدان به انجیلی‌ها بوده است ـ در كتاب تدارك جنگ بزرگ و یدالله این‌گونه می‌گوید:

راهنمای ما (از اوانجیلیست‌ها) در حالی‌كه به قبة الصخرة و مسجد‌الاقصی اشاره می‌كرد، گفت: هیكل سوم در آنجا بنا خواهد شد، همه چیز را برای ساخت هیكل، فراهم كرده‌ایم حتی مواد اولیه برای ساخت نیز آماده است».(7)

از نظر صهیونیست مسیحی، بازگشت قوم اسراییل به سرزمین تاراج شده قدیم (فلسطین)، شاهدی بر نجات وعده داده شده بر جهانیان است

كشیش «كلایدلات» نگهبان كلیسای نزول روح‌القدس، بخش‌هایی از كتاب مقدس را تفسیر می‌كند تا بگوید، ساخت هیكل سوم یهودیان، باید پیش از دومین ظهور مسیح صورت گیرد، وی مشغول ساخت گوسالة قرمزی است (البته این گوساله، تولید شده است و در اسراییل نگهداری می‌شود) كه با قربانی كردن آن، خاكستر تولید شده را هنگام خواندن نماز عشای ربانی در هیكل آینده استفاده كنند و برای این‌كه این مسئله به وقوع بپیوندد، باید بناهای اسلامی مانند قبة الصخره از بین بروند.(8)

در نهایت، این فرقه ـ كه به اعتقاد كشیش «ریاض گرگوری» (رئیس شورای كلیساهای خاورمیانه)، منحرف از ایمان حقیقی به مسیحیت و دفاع از برنامه‌های سیاسی و قومی خاص است ـ تمام این شرایط را بیان كرده، ارتباط به جنگ پایانی به نام «آرماگدون» می‌دهند تا مسیر ایجاد ژاندارمی به نام اسراییل با تسلط بر خاورمیانه برای زراندوزی بیشتر و تصاحب ذخایر انرژی این منطقه را هموار كنند؛ امید است با شناسایی بهتر این گروه، دشمن شناسی خویش را تقویت نموده، یاورانی خالص برای حضرت مهدی علیه السلام باشیم.

 

پی نوشت:

 1-  تعمید: مسیحیان، كسانی را كه به دین عیسوی در آیند، طبق مراسم مخصوص، غسل می‌دهند (فرهنگ معین)

 2-  صهیونیسم مسیحی، تدوین محمد قربانی، به نقل از اسقف ریاض گرگوری (رئیس شورای كلیساهای خاورمیانه)، نشر معارف.

 3- صهیونیسم مسیحی، استفان سایزر؛ ص45

 4-  ید الله، گریس‌هالسل؛ ص104، نشر هلال.

5-  صهیونیسم مسیحی،  سایزر؛ ص35.

 6- همان.

 7- همان؛ ص92.

 8-  همان، ص105.

لینک ثابت

فایده 40 بار رفتن به مسجد جمکران!

 


امروزه بحث پیرامون مهدویت و مسائل حاشیه ای در مورد آن فراوان است.یکی از این مسائل ، فوائد و فلسفه رفتن به مسجد جمکران و ادای نماز و دعا در این مکان می باشد. در این زمینه باید گفت که رفتن به جمکران و نماز و عبادت در آن جا سفارش شده و بزرگان و مۆمنان همواره به انجام دادن آن همت داشته‌اند.

 


جمکران
محل‌های منسوب به امام زمان

حضرت مهدی(عج) دستور خواندن دو رکعت نماز تحیت و دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) را به این ترتیب داده‌اند:

1- دو رکعت تحیت مسجد که در هر رکعت یک بار حمد و هفت بار توحید و ذکر رکوع و سجود را هفت بار بخواند.

2- دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) هنگام خواندن سوره حمد، آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را صد بار بگوید و بعد از آن حمد را تا آخر بخواند و رکعت دوم نیز همین‌طوری بخواند و ذکر رکوع و سجود را نیز هفت بار بگوید و چون نماز تمام شد، یک بار لااله‌الا‌الله و سپس تسبیح حضرت زهرا(س) را بخواند و بعد از آن سر به سجده بگذارد و صد مرتبه صلوات بفرستد.

محل‌های منتسب به امام زمان(عج) در کجا هستند؟

براساس روایات، برخی از مکان‌های مقدس برای دعا به امام زمان(عج) سفارش خاص شده است؛ از جمله:

1-  مسجدالحرام و صحرای عرفات در شهر مکه

2- حرم عسکریین و سرداب مقدس در شهر سامرا

3- محل‌های منسوب به حضرت در شهر کوفه از قبیل مسجد کوفه، مسجد سهله، مسجد صعصعه

4- حرم هر یک از امامان، مخصوصاً حرم امام حسین(علیه السلام) و حرم امام رضا(علیه السلام)

5-  مسجد مقدس جمکران در شهر قم

 

تاریخچه مسجد مقدس جمکران چیست؟

در کتاب «نجم‌الثاقب» محدث نوری، به طور مفصل تاریخچه مسجد مقدس جمکران آمده است، اما در این جا به صورت مختصر بیان می‌کنیم:

شیخ حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 273 هجری در خانه خود خوابیده بودم که ناگهان عده‌ای از مردم به در خانه من آمدند و در حالی که نیمی از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و خواسته امام مهدی(عج) را اجابت کن که تو را می‌خواند»، حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: ‌برخاستم و به در خانه آمدم، جماعتی از بزرگان را دیدم؛ سلام کردم، جواب دادند و آن‌گاه مرا آوردند تا جایگاهی که اکنون مسجد است. دیدم تختی گذاشته‌اند و فرشی بر آن پهن کرده‌اند و ...؛ جوانی سی‌ ساله بر آن بالش‌ها تکیه کرده و شخصی پیر در مقابل او نشسته و کتابی در دست گرفته و می‌خواند، آن پیرمرد حضرت خضر(علیه السلام) بود.

عدد چهل و چله‌گیری، ریشه مذهب دارد و تکرار چهل بار در بعضی از اعمال مستحب، وارد شده است. بعضی از علما و مۆمنان نیز در بعضی اماکن نظیر مسجد سهله و ... برای برآوردن حاجات خود چهل شب بیتوته می‌کنند؛ چنان که در امت‌های گذشته نیز حضرت موسی(علیه السلام) چهل شب در کوه طور به عبادت خداوند مشغول بوده است. البته دلیل روایی خاصی مبنی بر چهل بار رفتن به جمکران وجود ندارد، ‌ولی در مجموع رفتن به جمکران و نماز و عبادت در آن جا سفارش شده و بزرگان و مۆمنان همواره به انجام دادن آن همت داشته‌اند

آن پیرمرد مرا نشاند و امام(عج) به من فرمود: «برو و به حسن بن مسلم بگو که تو چند سال است که در این زمین می‌کاری و ما خراب می‌کنیم و پنج سال است که زراعت می‌کنی و امسال دوباره زراعت کردی، دیگر اجازه نداری که در این زمین زراعت کنی و باید هر نفعی که از این زمین برده‌ای، برگردانی تا در این مکان مسجد بنا کنند، به او بگو: حق تعالی این زمین را از میان زمین‌های دیگر برگزیده است و تو آن را همراه زمین خود گرفتی و حال آن که خداوند به سبب این عمل تو، دو پسر جوانت را از تو گرفت و تو بیدار نشدی»!.

حسن بن مثله گفت: ای مولای من، باید لیل و نشانی بر گفته شما داشته باشم تا مردم حرف مرا تصدیق کنند.

حضرت(عج) فرمود: «ما در این جا علامت‌گذاری می‌کنیم، تا تو را تصدیق کنند، تو نزد سید ابوالحسن برو و بگو تا حسن بن مسلم را حاضر کند و در‌آمد چند ساله این زمین را از او بگیرد و خرج بنای مسجد کند و مابقی مخارج مسجد را از «رهق» (یکی از روستاهای کاشان) بیاورد و مسجد را تمام کند».

 

کیفیت نماز مسجد جمکران چگونه است؟

حضرت(عج) دستور خواندن دو رکعت نماز تحیت و دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) را به این ترتیب داده‌اند:

1- دو رکعت تحیت مسجد که در هر رکعت یک بار حمد و هفت بار توحید و ذکر رکوع و سجود را هفت بار بخواند.

2- دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) هنگام خواندن سوره حمد، آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را صد بار بگوید و بعد از آن حمد را تا آخر بخواند و رکعت دوم نیز همین‌طوری بخواند و ذکر رکوع و سجود را نیز هفت بار بگوید و چون نماز تمام شد، یک بار لااله‌الا‌الله و سپس تسبیح حضرت زهرا(س) را بخواند و بعد از آن سر به سجده بگذارد و صد مرتبه صلوات بفرستد.

 

چرا مردم شب‌های چهارشنبه بیشتر به مسجد مقدس جمکران می‌روند؟

چون در حکایت حسن بن مثله جمکرانی و سفارش حضرت مهدی(عج) به وی برای تأسیس مسجد مقدس جمکران آمده است که امام زمان(عج) فرمودند:‌ «فردا شب (شب چهارشنبه) آن گوسفند را همین جا (مکان مسجد جمکران) بیاور و ذبح کن و روز چهارشنبه که هجدهم ماه رمضان است، گوشت آن را به بیماران انفاق کن که خداوند متعال، آن‌ها را شفا عنایت می‌کند».

جمکران

بنابراین این سخن و دستور امام(عج) به حسن بن مثله سبب شده تا مردم برای شب چهارشنبه ارزش خاصی قائل شوند و در این شب از شهرها دور و نزدیک به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند.

 

چهل بار رفتن به مسجد مقدس جمکران چه حسنی دارد؟

عدد چهل و چله‌گیری، ریشه مذهب دارد و تکرار چهل بار در بعضی از اعمال مستحب، وارد شده است. بعضی از علما و مۆمنان نیز در بعضی اماکن نظیر مسجد سهله و ... برای برآوردن حاجات خود چهل شب بیتوته می‌کنند؛ چنان که در امت‌های گذشته نیز حضرت موسی(علیه السلام) چهل شب در کوه طور به عبادت خداوند مشغول بوده است. البته دلیل روایی خاصی مبنی بر چهل بار رفتن به جمکران وجود ندارد، ‌ولی در مجموع رفتن به جمکران و نماز و عبادت در آن جا سفارش شده و بزرگان و مۆمنان همواره به انجام دادن آن همت داشته‌اند.

 

 

درباره چاه عریضه در مسجد جمکران توضیح دهید.

عریضه‌نویسی و به عبارتی عرض توسل و تقاضای حاجت از خداوند، از روایاتی سرچشمه گرفته که در این باره نقل شده است.

«برو و به حسن بن مسلم بگو که تو چند سال است که در این زمین می‌کاری و ما خراب می‌کنیم و پنج سال است که زراعت می‌کنی و امسال دوباره زراعت کردی، دیگر اجازه نداری که در این زمین زراعت کنی و باید هر نفعی که از این زمین برده‌ای، برگردانی تا در این مکان مسجد بنا کنند، به او بگو: حق تعالی این زمین را از میان زمین‌های دیگر برگزیده است و تو آن را همراه زمین خود گرفتی و حال آن که خداوند به سبب این عمل تو، دو پسر جوانت را از تو گرفت و تو بیدار نشدی»

در برخی کتاب‌ها، درباره عریضه به محضر مقدس ولی عصر(عج) متن عریضه و شیوه طرح آن، نکاتی آمده است. مرحوم محدث‌قمی می‌نویسد: «هر کس در ضریح ائمه(علیهم السلام) عریضه و کاغذی را ببندد و مهر کند و آن را در نهر یا چاه آب و یا برکه‌ای بیندازد و به نیت حضرت صاحب‌الزمان(عج) حاجت خود را ذکر کند، آن بزرگوار عهده‌دار برآوردن شدن حاجات وی می‌شود».

بر همین اساس، چاهی در مسجد مقدس جمکران وجود دارد. اما این چاه خصوصیتی ندارد و انسان می‌تواند برای توسل و عرض حاجت به محضر حضرت، در آن چاه یا چاه و نهر دیگری، عریضه خود را بیندازد، پس نباید تصور کرد که این چاه جزیی از مسجد جمکران به شمار می‌آید و به دستور حضرت حفر و به این منظور لحاظ شده است، حضرت(عج) نامه‌هایی را که در آن انداخته می‌شود، حتما می‌خواند، بلکه رفته رفته برای آسان شدن عریضه‌نویسی، چاهی در مسجد جمکران حفر شد.

 

چه کراماتی از مسجد جمکران دیده شده است؟

حضرت آیت‌الله فاضل فرمودند: «در دوران طلبگی، خیلی به مسجد جمکران می‌رفتم، شاید بیش‌تر از پانصد مرتبه باشد و کرامات زیادی در این مسجد مقدس دیده و شنیده‌ام».

برای نمونه شخصی در اثر عمل جراحی لال شده بود و دکترها جوابش کرده بودند، آقای علوی فرمود: «چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران برو، اگر شفایی هست در آن جاست»، او نیز تصمیم جدی می‌گیرد تا برای چهل هفته با هواپیما از مشهد مقدس به تهران رفته و شب چهارشنبه به مسجد جمکران بیاید، در هفته سی و هشتم در حال سجده، یک وقت می‌فهمد که همه جا نورانی شده است و آقایی وارد شد و مردم به دنبالش می‌گویند، حضرت حجت(عج) است، خیلی ناراحت می‌شود که نمی‌تواند سلام کند، لذا کنار رفته، ولی‌عصر(عج) نزدیک او می‌آید و می‌فرماید: «سلام کن»!

اشاره به زبان می‌کند که من لال هستم وگرنه بی‌ادب نیستم، حضرت(عج) بار دوم می‌فرماید: «سلام کن»! بلافاصله زبانش باز می‌شود و سلام می‌کند و به برکات مسجد جمکران، حضرت(عج) او را شفا می‌دهد.


لینک ثابت

آیا در زمان غیبت همه شیعیان دچار تردید مى‌شوند؟

امام زمان

 

در این جا سۆالى مطرح است و آن این که آیا به واسطه طولانى شدن غیبت امام عصر(علیه السلام) همه شیعیان دچار شکّ و تردید نسبت به آن حضرت مى شوند؟

در پاسخ این پرسش باید بگوییم: چنانکه از روایات پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) استفاده مى شود، چنین نیست که تمام شیعیان دچار شکّ و تردید شوند. زیرا شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد که معمولا در مسایل اعتقادى و ایمان به خدا و پیامبران الهى، گر چه در مواردى تعداد زیادى از دین و اعتقادات صحیح منحرف مى شدند، لکن چنین نیست که به طور کلّى در همه افراد، ارتداد حاصل شود و همگان به انحراف کشیده شوند; بلکه همیشه عدّه اى ـ اگر چه اندکى از آنها ـ بر دین و اعتقادات صحیح باقى مى مانند.

قرآن کریم این حقیقت را در ماجراى طالوت و جالوت بیان مى کند و مى فرماید:

(فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَر فمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنّی وَمَن لَمْ یَطْعَمهُ فَإنَّه مِنّی إِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرفَةً بِیدِهِ فَشرِبُوا مِنْهُ إِلاّ قَلیلا مِنْهُمْ فَلَمّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قالوا لاطَاقَةَ لَنا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظنُّونَ أَنَّهُم مُلاقُوا اللّهِ کَمْ مِن فِئَة قَلیلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرةً بِإذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابرِینَ * وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرنا عَلَى الْقَومِ الکَافِرِینَ * فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یَشَاءُ وَلَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُم بِبَعض لَفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلِکنَّ اللّهَ ذُوفَضْل عَلَى الْعالَمِینَ).(1)

«هنگامى که طالوت سپاهش را با خود برد، به آنان گفت: خداوند شما را به وسیله نهر آبى آزمایش مى کند; هر کس از آن بنوشد، از من نیست و هر کس جز یک پیمانه ننوشد، از من است که جز عدّه کمى همه از آن نهر نوشیدند. آن گاه افرادى که از بوته آزمایش به سلامتى بیرون آمدند، وقتى از نهر گذشتند از کمى افراد و نفرات خود ناراحت شدند و گفتند: «ما توانایى مقابله با نیروهاى جالوت را نداریم».

«از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «بهترین زمان قرب بندگان به خدا و بهترین زمان رضایت و خشنودى خداوند از آن ها، زمانى است که آن ها حجت خدا را در میان خود نیابند و مکان وى را ندانند و در عین حال، مى دانند که حجت و برهان خداوند باطل نمى شود. و زمین از حجت خالى نمى ماند)

آنان که مى دانند خدا را ملاقات خواهند کرد، با قدرت ایمان و تکیه بر یارى خداوند گفتند: «چه بسیار گروه هاى کوچکى که به فرمان و یارى خدا بر گروه هاى بزرگ و عظیمِ دشمن غلبه یافتند و پیروز گردیدند. زیرا خداوند با صبر پیشگان است».

سپس همان گروه اندک، امّا با ایمان، در مقابل سپاهیان انبوه جالوت به استقامت پرداختند و گفتند: «پروردگارا! پیمانه صبر و استقامت را بر ما فرو ریز و ما را در مقابل دشمن ثابت قدم دار و ما را بر کافران، ظفر و پیروزى عنایت فرما».

آن ها به فرمان خدا سپاه دشمن را به هزیمت و فرار واداشتند و داود، جالوت را کشت و خداوند، حکومت و دانش را به وى بخشید و آنچه خواست به او تعلیم داد. و اگر خدا بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر، دفع نمى کرد، زمین پر از تباهى و فساد مى شد، لکن خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان مى نماید».

با توجه به مفهوم آیات کریمه و روایات اهل بیت(علیهم السلام) جواب پرسش فوق بیشتر روشن مى شود. زیرا درست است که طولانى شدن غیبت، در روحیه و افکار و احیاناً اعتقادات مردم تأثیر مى گذارد، لکن موجب نمى شود که تمام معتقدین به امامت امام غایب(علیه السلام) در عقیده و اعتقاد خود سست شوند، بلکه مۆمنین و معتقدینى هم وجود دارند که امتداد غیبت، ذرّه اى در ایمان راسخ آنان خلل وارد نمى کند چنانکه احادیث فراوانى نیز مۆیّد این معناست که نمونه اى از آنها را ذکر مى کنیم:

چنین نیست که تمام شیعیان دچار شکّ و تردید شوند. زیرا شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد که معمولا در مسایل اعتقادى و ایمان به خدا و پیامبران الهى، گر چه در مواردى تعداد زیادى از دین و اعتقادات صحیح منحرف مى شدند، لکن چنین نیست که به طور کلّى در همه افراد، ارتداد حاصل شود و همگان به انحراف کشیده شوند; بلکه همیشه عدّه اى ـ اگر چه اندکى از آنها ـ بر دین و اعتقادات صحیح باقى مى مانند

عن أبی عبد اللّه(علیه السلام) قال: «أقرب ما یکون العباد من اللّه عزّوجلّ و أرضى ما یکون عنهم إذا افتقدوا حجّة اللّه عزّوجلّ، فلم یظهر لهم و لم یعلموا بمکانه، و هم فی ذلک یعلمون أنّه لم تبطل حجج اللّه ]عنهم و بیّناته [فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً، وإنّ أشدَّ ما یکون غضب اللّه تعالى على أعدائه إذا افتقدوا حجّة اللّه فلم یظهر لهم، و قد علم أنّ اولیائَه لایرتابون، ولو علم أنّهم یرتابون لما غیّب عنهم حجّته طرفة عین، ولایکون ذلک إلا على رأس شرار الناس».( 2 )

«از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «بهترین زمان قرب بندگان به خدا و بهترین زمان رضایت و خشنودى خداوند از آن ها، زمانى است که آن ها حجت خدا را در میان خود نیابند و مکان وى را ندانند و در عین حال، مى دانند که حجت و برهان خداوند باطل نمى شود. و زمین از حجت خالى نمى ماند). در این هنگام است که باید شما شیعیان هر صبح و شام، منتظر فرج امام (علیه السلام) باشید. شدیدترین زمان غضب خدا بر دشمنانش نیز، زمان غیبت حجت او است. خداوند مى داند که بندگان واقعى وى به جهت غیبت حُجّتش، دچار شکّ و تردید نمى شوند. زیرا اگر چنین بود، خدا لحظه اى حجت خود را از بندگانش غایب نمى فرمود و این امر (مسئله غیبت) نمى باشد مگر به خاطر شریرترین افراد مردم».

 

پی نوشت ها:

1 ـ سوره بقره، آیات 249 ـ 251.

2ـ کمال الدین، ص 337، ح 10.

لینک ثابت
دجّال در آخرالزمان!!
دوشنبه 19 مرداد 1394 | yousofe-zahra

دجّال در آخرالزمان!!

دجال
مقدمه

براساس روایات یکی از نشانه‌های ظهور خروج دجال است. که در باره آن آراء و احتمالات مختلفی بیان شده است در ذیل به بررسی این عنوان می‌پردازیم.

«دجّال» در زبان عربی به معنای «آب طلا» و طلا اندود کردن است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می‌دهند «دجّال» نامیده می‌شوند.(1)

از روایات استفاده می‌شود، دجّال ستمکاری است که در آخر الزمان، مردم را گمراه خواهد کرد. البته در آموزه‌های هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام از آن سخن به میان آمده است. افرادی در هر سه جامعه دینی می‌گویند: دجّال تولد یافته و زنده است.(2)

در برخی روایات از خروج «دجّال» به عنوان نشانة ظهور و در برخی دیگر، از آن، به عنوان یکی از «اَشْراطُ السَّاعَة» (نشانه‌های برپایی قیامت) یاد شده است. این نشانه، در کتاب‌های اهل سنّت بیشتر یکی از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است؛(3) ولی در منابع روایی شیعه، بیشتر از آن، به عنوان حادثه‌ای مهّم که مقارن ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  رخ خواهد داد، یاد شده است.(4)

دجال کیست؟

دربارة دجّال، چند احتمال وجود دارد:

احتمال اول: دجّال نام شخص معیّنی نیست و هر کس که با ادعاهای پوچ و بی‌‌‌اساس و با توسل به حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجّال است. اینکه در روایات، از «دجّال»‌ها‌ی فراوان سخن به میان آمده است، این احتمال را تقویت می‌کند. پیامبر اکرم- فرموده است: قیامت، برپا نمی‌شود، تا وقتی که مهدی از فرزندانم قیام کند. مهدی قیام نمی‌کند، تا وقتی که شصت دروغگو خروج کنند و هر کدام بگویند: من پیامبرم.(5) در روایات، از این «دجّال‌« ‌‌ها و دروغ‌گویان فراوان نام برده شده است؛ در بعضی دوازده، در برخی سی ‌و در برخی شصت و یا هفتاد دجال آمده است.(6) از میان ‌این دجال‌ها ‌فردی که در دروغگویی، حیله‌گری و مردم فریبی سرآمد همة دجالان و فتنه‌اش از همه بزرگ‌تر است، نشانة ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و یا برپایی قیامت است. بر این اساس، دو نوع دجّال هست: یکی همان دجّال حقیقی و واقعی است که پس از همة «دجّال»‌ها می‌‌آید و دیگر گروهی شیّاد و دروغگو که دست به فریب کاری و گمراهی مردم می‌زنند. پیامبر اکرم- می‌فرماید: «پیش از خروج دجّال، بیش از هفتاد دجّال خروج خواهد کرد.»(7) حقیقت داستان دجّال، بیانگر این واقعیت است که در آستانة هر انقلابی، افراد فریبکار و منافق که معتقد به نظام‌های پوشالی گذشته و حافظ ضد ارزش‌هایند، برای نگه‌داشتن فرهنگ و نظام جاهلی گذشته، همة تلاش خود را به کار می‌‌گیرند و با سوء استفاده از زمینه‌های فکری و اجتماعی و احساسات مردم، دست به تزویر و حیله‌گری می‌زنند.

اصل داستان «دجّال» در کتاب‌های مقدس مسیحیان نیز آمده است. در انجیل، واژة «دجّال» بارها به کار رفته و به کسانی که منکر حضرت مسیح علیهم السلام باشند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، «دجّال» گفته شده است: «دروغ‌گو کیست، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند»

در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  چنین خطری پیش‌‌بینی شده است. از آنجا که این انقلاب از همة انقلاب‌های تاریخ بزرگ‌تر و گسترده‌تر است، خطر فریبکاران دجّال صفت نیز به مراتب بیشتر و گسترده‌تر است. در آستانة ظهور، آنان همة تلاش خویش را به کار خواهند گرفت که مردم را فریب دهند و آنها را از نتیجة قیام حضرت، دلسرد و ناامید سازند و سرانجام از پیروزی حتمی آن جلوگیری کنند. البته در این احتمال می‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‌ها که صفات زشت در او بیشتر از همه وجود دارد، نشانه‌ ظهور باشد.

احتمال دوم: فردی معیّن و مشخص به نام «دجّال» در دورة غیبت ـ با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده است ـ خروج می‌کند و مردم را به انحراف می‌کشاند.

برخی با استناد به بعضی از روایات، او را زنده می‌دانند؛ برای مثال گفته می‌شود که او در زمان حضرت رسول اکرم-زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند.(8) برخی از کتاب‌ها و فیلم‌ها نام «دجّال» برخود دارند. «دجّال» لقب دغل‌بازی است که نزد یهودیان «آرمیلوس» و نزد مسلمانان «صائد‌‌بن‌صید» نامیده می‌شود.(9)

دجال شیطان تک چشم

اصل داستان «دجّال» در کتاب‌های مقدس مسیحیان نیز آمده است. در انجیل، واژة «دجّال» بارها به کار رفته و به کسانی که منکر حضرت مسیح علیهم السلام  باشند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، «دجّال» گفته شده است: «دروغ‌گو کیست، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند.»(10)

طرفداران احتمال دوم به روایتی استناد کرده‌اند که اصبغ بن نباته از حضرت علی علیهم السلام  پرسید: ای امیر مۆمنان! دجّال کیست؟ آن حضرت فرمود: «دجّال، صائد بن صائد (صید) است. بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و خوشبخت آن است که او را تکذیب کند... چشم راستش ممسوح [به هم چسبیده و حدقه ندارد] و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح می‌درخشد. در آن، نقطه عَلَقه‌ای [خون‌ بسته شده] است که با خون در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: «کافر» و هر خواننده و بی‌سواد آن را می‌خواند. در دریاها فرو می‌رود و آفتاب با او می‌گردد. مقابل او کوهی از دود و عقبش کوهی سپید است که مردم تصور می‌کنند طعام است. در زمان قحطی سختی خروج می‌کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر گام الاغش، یک میل [حدده 185 متر] است و زمین، منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود. بر آبی نگذرد؛ جز آنکه فرو رود. تا روز قیامت. به آوازی که همة جن و انس و شیاطین ـ در شرق و غرب ـ عالم آن را می‌شنوند، فریاد کند: ای دوستان من! نزد من آیید. منم آن که آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و رهبری نمود. منم پروردگار شما. دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود.

حقیقت داستان دجّال، بیانگر این واقعیت است که در آستانة هر انقلابی، افراد فریبکار و منافق که معتقد به نظام‌های پوشالی گذشته و حافظ ضد ارزش‌هایند، برای نگه‌داشتن فرهنگ و نظام جاهلی گذشته، همة تلاش خود را به کار می‌‌گیرند و با سوء استفاده از زمینه‌های فکری و اجتماعی و احساسات مردم، دست به تزویر و حیله‌گری می‌زنند

به راستی که پروردگار شما، نه یک چشم است و نه غذا می‌خورد، نه راه می‌رود و نه زوال دارد و خدا از این اوصاف برتر است. آگاه باشید! بیشتر پیروانش در آن روزگار، ناپاک زاد‌گان‌اند و صاحب پوستین‌های سبز. خداوند تعالی او را در شام بر سر گردنه‌ای که آن را افیق نامند به دست کسی که عیسی علیهم السلام  پشت سرش نماز می‌خواند، هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشید پس از آن، حادثه بزرگ و قیامت کبرا باشد.»(11)

احتمال سوم: مراد از «دجّال» همان سفیانی است که در کتاب‌های اهل سنّت بیشتر با عنوان «دجّال» و در کتاب‌های شیعی با عنوان سفیانی آمده است. البته این احتمال مردود است.(12)

احتمال چهارم: دجّال، کنایه از کفر جهانی و سیطرة فرهنگ مادی بر جهان است. برخی از اهل نظر، این احتمال را تقویت کرده و همة ویژگی‌هایی را که برای دجّال بیان شده، با ویژگی‌های استکبار جهانی برابر دانسته‌اند. «استکبار» به معنای واقعی، دجّال است که خود را قیّم[سرپرست] ملت‌ها می‌داند و با تکیه به ثروت انبوه و قدرت عظیم، در همه جای زمین دخالت می‌کند و همه را به زیر سلطه خویش می‌آورد.(13)

از نکات شگفت‌آور و تأمل برانگیز در انبوه روایات شیعه و سنّی، ارتباط تنگاتنگ بین دجّال و یهودیان است. در روایات، بیشتر پیروان دجال یهودی معرفی شده‌اند(14) در منابع اهل سنّت به صورت عمده، سخن از کشته شدن دجّال به دست حضرت عیسی علیهم السلام  است.(15)و(16)

 

پی نوشت:

1. ر.ک: لسان العرب، ج4، ص294.

2. ر.ک: کنزالعمال، ج12، ص323.

3. صحیح، مسلم، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة؛ سنن، ترمذی، ج4، ص507.

4. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج1، ص 250.

5. لاتقوم الساعة حتی یخرج المهدی من ولدی و لایخرج المهدی حتی یخرج ستون کذابا کلهم یقول انا نبی؛ الارشاد، ج2، ص371.

6. کنز العمال، ج14، ص200 -198.

7. همان، ج14، ص200.

8. الغیبة الطوسی، ص 113، ح 86.

9. هزاره‌گرایی‌در فلسفه تاریخ مسیحیت، ص26.

10. رساله یوحنا، باب2: 18 و 22.

11. همان، ص527.

12.الغیبة الطوسی، ص463.

13. تاریخ غیبت کبری، ص536ـ 532.

14. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج2، ص528.

15. تفسیر طبری، ج3، ص 290.

16. فرهنگ نامه مهدویت، ص 205 -201.

لینک ثابت

حضرت مهدی(عج) در چه سنی ظهور می کند؟

امام زمان


یکی از سۆالاتی که همیشه در حوزه مهدویت مطرح می شود و ابعاد گوناگونی هم دارد ،پرسش از سن حضرت ،چگونگی داشتن عمر طولانی ایشان و این است که ایشان در چه سنی ظهور می کنند ؟

ما در این مجال قصد داریم که سن حضرت در زمان ظهور را که در روایات شیعه و سنی آمده و محل مناقشه است مورد بررسی قرار دهیم .

بسیاری از ما تصور می کنیم چون ایشان دارای عمر طولانی هستند و مدت زمان زیادی از انظار غائب بوده اند ،حتما در چهره یک پیر مرد سالخورده با موهای سپید ظهور خواهند کرد ، اما روایات چیز دیگری به ما می گوید .

**علىّ بن أبى حمزه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «اگر قائم قیام کند حتما مردم او را انکار مى‏کنند، زیرا او به صورت جوانى برومند به سوى ایشان باز مى‏گردد، کسى بر عقیده خود نسبت به او پایدار نمى‏ماند مگر آن کس که خداوند در عالم ذرّ نخستین از او پیمان گرفته باشد».(الغیببة (للنعمانی )/ ترجمه غفارى، ص: 269)

**در روایت دیگرى غیر از این روایت چنین است که آن حضرت فرمود: «و از بزرگترین گرفتاریها آن است که صاحب موعود ایشان به چهره جوانى بر آنان خروج مى‏کند در حالى که آنان مى‏پندارند که او باید پیرمردى کهن سال باشد».

*** علىّ بن عمر بن علىّ بن الحسین علیهما السّلام از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «قائم فرزندان من برابر عمر حضرت ابراهیم که یک صد و بیست سال است عمر مى‏نماید و این، مدّتى است که او درک مى‏شود (یادش به فراموشى سپرده نمى‏شود) سپس در امتداد زمان به غیبتى طولانى دست مى‏زند (مدّتى طولانى غایب مى‏شود) و بعد به صورت جوان رشیدى سى و دو ساله آشکار مى‏گردد چندان که گروهى از مردم از او بازمى‏گردند. او زمین را همچنان که از ستمگرى و تجاوز پر شده است، لبریز از برابرى و دادگرى خواهد کرد».

همانا این فرمایش امام صادق علیه السّلام مایه عبرت و بازدارى خواهد بود از کورى و شک و دودلى، و بیدارکننده آن کس که فراموش کار و غافل است و راهنمائى است براى افراد سرسخت و سرگردان، آیا آنچه از مقدار عمر و حال قائم علیه السّلام که به هنگام ظهورش بدان حال است بیان شده و این نکته که به صورت جوانى ظهور خواهد کرد آیا همین مقدار براى صاحبان اندیشه کافى نیست؟ (الغیببة (للنعمانی )/ ترجمه غفارى، ص: 270)

(علامت او این است که او از حیث سن پیر است ولى در ظاهر جوان نشان داده مى شود به حدى که هر گاه کسى به او نظر مى افکند گمان مى کند که او سى ساله یا کمتر است و از جمله علامات او آن است که به مرور ایام و شب ها پیر نمى شوند تا آنکه مرگ او فرا رسد

شخص عاقلى را که داراى بینش است سزاوار نیست این مدّت به نظرش طولانى بیاید و خواستار پیش رسیدن و جلو افتادن امر خدا قبل از فرا رسیدن زمان آن باشد، بدون اینکه در وضع مردم تغییرى حاصل شده باشد، و نیز به خاطر داشتن وقتى که در خبر آمده که وى ظاهر نمى‏شود مگر پس از تمام شدن آن، همانا این گفته تنها براى آرامش خاطر بخشیدن به شیعیان و نزدیک نشان دادن آن است، زیرا ایشان خود فرموده‏اند: «ما زمانى را (براى ظهور) تعیین نمى‏کنیم و هر کس تعیین وقتى را از ما براى شما روایت کرد او را تصدیق نکنید و از اینکه او را دروغ زن بخوانید هراس نداشته باشید و بدان گفته عمل نکنید» وظیفه‏اى که مومنان دارند آن است که با تسلیم در برابر همه آنچه از امامان علیهم السّلام رسیده- و آنان بدان چه گفته‏اند خود آگاه‏ترند- بر طریق دین خدا و با اعتقاد به آن گام بردارند، زیرا کسى که به امر آنان تسلیم شود و یقین داشته باشد که همان حقّ است بدان وسیله رستگار خواهد شد، و دین او برایش در امن و سلامت خواهد ماند، و هر که به معارضه برخیزد و تردید و مخالفت نماید و بر خداى تعالى از خود نسبتى دهد و اختیارى کند، از نسبت ناصوابش جلوگیرى شود و اختیارش نابود گردد و مقصود و خواسته دلش از او دریغ شود و بدان چه دوست مى‏دارد دست نیابد و به حیرت و گمراهى و دودلى و سست رأیى و سرگردانى و در آمدن از مذهبى به مذهب دیگر و از گفتارى به گفتار دیگر گرفتار آید و ...( الغیببة (للنعمانی )/ ترجمه غفارى، ص: 271)

در روایت دیگرى غیر از این روایت چنین است که آن حضرت فرمود: «و از بزرگترین گرفتاریها آن است که صاحب موعود ایشان به چهره جوانى بر آنان خروج مى‏کند در حالى که آنان مى‏پندارند که او باید پیرمردى کهن سال باشد»

اختلاف روایات در تعیین سن ظهور حضرت (عج)

مطابق روایات شیعه و سنى امام زمان علیه السلام در حالى که ظاهر او جوان و به سن چهل سالگى است ظهور خواهند کرد. اینک به برخى از روایات اشاره مى کنیم :

2-     ابن صباغ مالکى به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که در حدیثى فرمودL(مهدى از اولاد من با سن چهل سال است …))( الفصول المهمة ، ص 217) .

2- شیخ صدوق رحمة الله علیه از اباصلت هروى نقل مى کند

که گفت : به امام رضا علیه السلام عرض کردم : قائم شما هنگام خروج چه علامتى دارد؟

حضرت فرمود : (علامت او این است که او از حیث سن پیر است ولى در ظاهر جوان نشان داده مى شود به حدى که هر گاه کسى به او نظر مى افکند گمان مى کند که او سى ساله یا کمتر است و از جمله علامات او آن است که به مرور ایام و شب ها پیر نمى شوند تا آنکه مرگ او فرا رسد))( کمال الدین ، ص 652 ، ح 12) .

نعمانى به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودL(اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد زیرا در حالى که جوان رشیدى است به سوى آنها باز مى گردد …))( الغیبة ، نعمانى ، ص 188) .

ممکن است روایاتى که اشاره به سن چهل سالگى دارد مقصود آن باشد که جسد و جسم او در حد کمال است ؛ زیرا بدن تا چهل سالگى به کمال رشد خود مى رسد. گر چه برخى روایات نیز به سن 18 سالگى و 51 سالگى اشاره کرده است ولى روایت اول از محمد بن حمیر نقل شده نه از یکى از معصومین علیهم السلام .

و روایت دوم گر چه از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده ولى از صحت سند برخوردار نیست خصوصا آنکه هر دو روایت با روایات مستفیضى که دلالت بر ظاهر چهل سالگى دارد مخالف است .

لینک ثابت

سرزمینهای درگیر در واقعه ظهور: قِنّسرین

آخرالزمان

یکی دیگر از شهرهای کور خمس «قنسرین» است که در منطقه شام قرار دارد و گفته شده که در کوهستان اطراف آن قبر صالح پیغمبر(علیه السلام) قرار دارد و در آن جای پای شتر (ناقه صالح) نیز موجود است و البته این را هم داریم که می گویند قبر صالح در یمن است.

در منابع آمده که مردم حمص در جنگ صفین، از معاویه در برابر حضرت علی(علیه السلام) حمایت کردند. آنها در جنگ صفین با شور جنگیدند، سپس مذهب تشیع را پذیرفتند.

در زمان جنگ های صلیبی این شهر متحمل ضررهای بسیاری شد و به ویرانه مبدل گردید.

 

موقعیت جغرافیایی

این استان در وسط سوریه واقع و مرکز آن شهر حمص است. رودخانه معروف«عاصی» که از لبنان سرچشمه می گیرد و به ترکیه می رود از این استان عبور می کند.

این استان با 41 هزار کیلومتر وسعت، بزرگترین استان سوریه از نظر مساحت می باشد و سومین استان سوریه از نظر جمعیت به حساب می آید. این استان از غرب با لبنان  و از شرق با عراق و اردن همسایه است. مقبره و مسجد خالد بن ولید در این شهر قرار دارد.

با توجه به روایات، وقتی سفیانی به مناطق پنج گانه تسلط می یابد، به جز تعداد کمی از خدا پرستان واقعی، بقیه مردم پیرو سفیانی می شوند. پس در روایات هم پیش بینی شده که مردم این منطقه دوباره به خاندان محمد(صلی الله علیه و آله) خیانت خواهند کرد

دین در قنسرین

هر چند اکثریت مردم این استان را اهل سنت تشکیل می دهند؛ اما تعداد قابل توجهی از پیروان مذاهب دیگر از جمله شیعیان، ارامنه و مسیحیان ارتدکس نیز در این استان و در کنار یکدیگر با صلح و دوستی زندگی می کنند.

 

اوضاع قنسرین در آخرالزمان

با توجه به این ویژگی های جغرافیایی، سفیانی به قدرتی عظیم دست یافته و بر مناطق خوش آب و هوا و دارای منابع آب و غذا مسلط می شود؛ اما با این وجود باز هم به دنبال نفوذ در مناطق دیگر خواهد بود.

با توجه به روایات، وقتی سفیانی به مناطق پنج گانه تسلط می یابد، به جز تعداد کمی از خدا پرستان واقعی، بقیه مردم پیرو سفیانی می شوند. پس در روایات هم پیش بینی شده که مردم این منطقه دوباره به خاندان محمد(صلی الله علیه و آله) خیانت خواهند کرد.

لینک ثابت

نکاتی جالب از اسماء و القاب متفاوت امام زمان (عج)

امام زمان

گاهى مشاهده مى‏شود که به وجود مبارک حضرت بقیة اللَّه اعظم- عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف- «قلب عالم امکان» گفته مى‏شود و گاهى هم اطلاق قطب مى‏کنند گر چه در این خصوص روایتى ظاهراً نقل نشده امّا در این خصوص مناظره‏اى از هشام بن حکم شاگرد برومند امام صادق علیه السلام با عالم بزرگ بصره عمرو بن عبید نقل شده است.

 

مناظره هشام بن حکم‏

هشام آن شاگرد زبر دست امام صادق علیه السلام با دلایل ساده اما مستحکم، عمرو بن عبید را که منکر وجود حجت خدا بود. قانع کرد که جهان بدون حجت خدا همچون بدن انسان است بدون قلب. خلاصه حکایت از این قرار است که هشام به عالم بصرى گفت:

آیا تو چشم دارى؟ جواب داد: بلى. هشام پرسید: چه فایده‏اى دارد؟ او فواید چشم را بیان کرد و به همین منوال سۆال از دست و پا و زبان و گوش و فواید آنها کرد و او جواب داد. در آخر پرسید: تو قلب هم دارى؟ « مراد از قلب نیروى عقل و فکر انسان است » جواب داد: بلى، هشام فرمود: قلب، چه فایده‏اى دارد؟ او گفت: اگر خطائى براى اعضا رخ دهد مثلًا شبحى را از دور مى‏نگریم و نمى‏دانیم که جماد است یا نبات یا حیوان و یا انسان، به قلب مراجعه مى‏کنیم و آن رفع شبهه مى‏کند مثلًا مى‏گوید: چون آن شبح حرکت مى‏کند جماد نیست و چون روى دو پا حرکت مى‏کند حیوان نیست و انسان است و نیز گوش صدائى را از پشت دیوار مى‏شنود و نمى‏فهمد که صاحب صدا کیست؟ نیروى عقل بلا فاصله مى‏گوید: این صداى فلان شخص مى‏باشد.

هشام فرمود: خداوند حکیمى که براى بدن یک انسان با داشتن چند عضو مختصر، امامى قرار داده که شبهات را براى آنها رفع نماید آیا مى توان گفت براى کاروان بشریت،با این همه اختلافات و سلیقه‏هاى متفاوت، امامى و راهنمائى معیّن ننموده است؟ عمرو بن عبید مات و مبهوت ماند و نتوانست چیزى بگوید.

امام صادق علیه السلام از این مناظره با خبر شد. روزى که عدّه‏اى از اصحاب در محضر حضرت بودند، فرمودند: اى هشام! مناظره خود را با عمرو بن عبید براى ما نقل کن. هشام براى رعایت ادب و حیاء ساکت شد (اشاره به این‏که در مجلسى که شما هستید، صحیح نیست من سخن بگویم) حضرت فرمود: وقتى چیزى را از شما مى‏خواهیم، انجام دهید.

هشام واقعه را نقل نمود « اصول كافى كتاب الحجة: ج 1، ص 170» امام فرمود: این استدلال را چه کسى به تو آموخته بود؟ عرض کرد: از شما یاد گرفتم. حضرت فرمود: به‏خدا قسم این دلیل، در صحف ابراهیم و موسى مذکور است.( دوازده گفتار درباره حضرت مهدى عج، ص: 35)

بنا بر این حکایت مى‏توان امام عصر را قلب و قطب، براى خلقت انسانها دانست و بلکه مى‏توان بر اساس بعضى از ادلّه لزوم حجّت- که در گفتار اوّل مورد بحث قرار گرفت- امام زمان را قلب و قطب عالم امکان دانست. در دعاى عدیله هنگام ذکر نام مقدس حضرت مهدى سلام اللَّه علیه مى‏فرماید: الّذی بِبَقائِهِ بَقِیَتِ الدُّنیا وَبِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى‏ وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْارْضُ وَالسّماء آن مهدى منتظرى که با ماندگارى او جهان مانده است و از برکت وجود او تمامى آفریدگان، روزى دریافت مى‏کنند و به‏وجود او زمین و آسمان استوار مانده

بنا بر این حکایت مى‏توان امام عصر را قلب و قطب، براى خلقت انسانها دانست و بلکه مى‏توان بر اساس بعضى از ادلّه لزوم حجّت- که در گفتار اوّل مورد بحث قرار گرفت- امام زمان را قلب و قطب عالم امکان دانست. در دعاى عدیله هنگام ذکر نام مقدس حضرت مهدى سلام اللَّه علیه مى‏فرماید: الّذی بِبَقائِهِ بَقِیَتِ الدُّنیا وَبِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى‏ وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْارْضُ وَالسّماء آن مهدى منتظرى که با ماندگارى او جهان مانده است و از برکت وجود او تمامى آفریدگان، روزى دریافت مى‏کنند و به‏وجود او زمین و آسمان استوار مانده.

ملاحظه مى‏کنید که این جملات و معانى، با کلمه قلب و قطب کاملًا سازگار است.

محدّث نورى در رابطه با کلمه (قطب)- که معمولًا عرفا از این اسم زیاد استفاده مى‏کنند- جمله‏اى را از عالم بزرگوار کفعمى نقل مى‏کند و مى‏فرماید: ایشان در ضمن دعاى ام داود که آمده: اللَّهمَ صَلِّ عَلَى الْابْدالِ والْاوتادِ مى‏فرماید: دنیا خالى نیست از یک قطب و چهار اوتاد و چهل ابدال و هفتاد نجیب و سیصد و شصت صالح که قطب حضرت مهدى علیه السلام‏ است. « نجم‏الثاقب، ص 46» . ملاحظه مى‏کنید که طبق این نقل، شخصیتى همچون کفعمى با آن عظمت و کمالات به حضرت مهدى اطلاق «قطب» نموده، بنابراین اگر حضرت را با نام (قلب و قطب) بنامیم و یا در اشعار خود بیاوریم، مانعى در کار نیست.

امام زمان
ابا صالح‏

ابا صالح یکى از کنیه‏هاى مشهور حضرت مهدى علیه السلام است، محدّث نورى رحمه الله نقل مى‏کند که در میان عرب از واژه ابا صالح زیاد استفاده مى‏شود، مخصوصاً در مقام‏ استغاثه جستن به صاحب الامر و روایتى را از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که هر گاه در راه گم شدى، ندا کن‏ (یا صالِحُ یا أبا صالِح ارْشُدُونا إلى‏ الطَّریقِ رَحِمَکمُ اللَّه).

شعراء این کنیه را در اشعار خود زیاد مى‏آورند و ما نیز در خاتمه این بحث با چند بیت شعر دست توسّل به ذیل عنایت حضرت بقیة اللَّه اعظم دراز مى‏کنیم، و در این ظلمات دنیا از او طلب ارشاد مى‏کنیم و ایشان را با کنیه ابا صالح صدا مى‏زنیم، امید است، مشمول عنایات ایشان قرار گیریم.(همان)

ابا صالح دلم سامان ندارد

مگر هجران تو پایان ندارد؟

ابا صالح بیا دردم دوا کن‏

مرا از دیدنت حاجت روا کن‏

ابا صالح مرا با رو سیاهى‏

به خود راهم بده با یک نگاهى‏

ابا صالح فقیرم من، فقیرم‏

بده دستى که دامانت بگیرم‏

ابا صالح تو خوبى من بدم، بد

مرا از درگهت ردّم مکن ردّ

ابا صالح چه خوش زیبنده باشد

که تو لعل لبت پر خنده باشد

ابا صالح عزیز آل یاسین‏

بیا در جمع ما امشب تو بنشین‏

قائم

شیخ صدوق در كتاب «علل الشرائع» از ابو حمزه ثمالى‏  روایت میكند كه گفت: از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام پرسیدم یا ابن رسول اللَّه! مگر شما ائمه همه قائم بحق نیستید؟ فرمود: بلى. عرضكردم: پس چرا فقط امام زمان «قائم» نامیده شده؟ فرمود: چون جدم امام حسین علیه السّلام شهید شد، فرشتگان بدرگاه الهى نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا قاتلین بهترین بندگانت، و زاده اشرف برگزیدگانت را بحال خود وامیگذارى؟

هشام فرمود: خداوند حکیمى که براى بدن یک انسان با داشتن چند عضو مختصر، امامى قرار داده که شبهات را براى آنها رفع نماید آیا مى توان گفت براى کاروان بشریت،با این همه اختلافات و سلیقه‏هاى متفاوت، امامى و راهنمائى معیّن ننموده است؟ عمرو بن عبید مات و مبهوت ماند و نتوانست چیزى بگوید

خداوند به آنها وحى فرستاد كه اى فرشتگان من آرام گیرید. به عزت و جلالم سوگند، از آنها انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آنگاه پروردگار عالم امامان اولاد امام حسین علیه السّلام را به آنها نشان داد و فرشتگان مسرور گشتند. یكى از آنها ایستاده بود و نماز میگذارد. خداوند فرمود: بِذلِكَ الْقائِمُ انْتَقِمُ مِنْهُم‏ ؛ باین قائم از آنها انتقام میگیرم. (مهدى موعود ( ترجمه بحار الأنوار)، متن، ص: 229)

 

مهدی

از امام محمد باقر نقل شده که فرمود : او را «مهدى» گویند، زیرا خداوند بامر پوشیده، هدایتش نموده. او تورات (حقیقى) و سایر كتب آسمانى را از غارى واقع در انطاكیه بیرون مى‏آورد، آنگاه با پیروان تورات طبق تورات و با اهل انجیل طبق انجیل و با اهل زبور طبق زبور و با مسلمانان مطابق قرآن حكومت میكند.(همان)

 

نهی از بکار بردن نام حضرت

صدوق در كتاب «توحید» از حضرت عبد العظیم حسنى از امام على النقى علیه السّلام نقل میكند كه فرمود: جایز نیست نام امام زمان برده شود تا گاهى كه ظهور كند و جهان را پر از عدل و داد نماید بعد از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد در كمال الدین از صفوان بن مهران  از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت نموده كه فرمود: مهدى از فرزندان من و فرزند پنجم امام هفتم است. او از نظرها غائب شود و جایز نیست كه او را بنام یاد كنید.

در آن كتاب از عبد اللَّه ابن ابى یعفور نیز این حدیث از امام ششم منقول است. هم در آن كتاب است كه چون در محضر امام موسى بن جعفر علیهما السّلام از امام زمان سخن به میان آمد فرمود: ولادت او بر مردم پوشیده میماند و جایز نیست او را بنام یاد كنند. تا موقعى كه خداوند او را ظاهر گرداند و بوسیله او زمین را از عدل و داد پر كند از آن پس كه پر از ظلم و ستم شده باشد.( مهدى موعود ( ترجمه بحار الأنوار)، متن، ص: 235)

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران