فرهنگ انتظار، فرهنگ آماده سازی جامعه برای پذیرش آزادانه ی حاکمیت الهی است. و در این میان، استراتژی منتظران، نزدیک سازی آزادی به دین و یاری آخرین حجت حق است. فرزندان انتظار، آداب و وظایفی را دنبال می کنند، چون این خاصیت انتظار است که بر حالت و رفتار و عمل منتظر تاثیر می گذارد.

فرآوری: م احمدیزاده- بخش مهدویت تبیان
مهدی بیا

کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال  نیست. حضرت یعقوب علیه السلام منتظر یوسف  علیه السلام بود، ولی بیکار نبود. به فرزندانش گفت: بروید و به دنبال یوسف و برادرش بگردید و از روح خدا ناامید نشوید.(سوره یوسف ،آیه 87) نیز، همین تعبیر در مورد حضرت مهدی (عج) وارد شده است: «نْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ» منتظر فرج باشید و از روح خدا ناامید نشوید (بحار الانوار، ج52، ص123) بنابراین، فرزندان انتظار، آداب و وظایفی را دنبال می کنند; چون، این خاصیت انتظار است که بر حالت و رفتار و عمل منتظر تاثیر می گذارد. اینک، به تعدادی از این وظایف اشاره می شود.

یکم - اقبال 

حضرت یعقوب علیه السلام منتظر یوسف علیه السلام بود، ولی بیکار نبود. به فرزندان اش گفت: بروید و به دنبال یوسف و برادرش بگردید و از روح خدا نا امید نشوید

معنا و مفهوم اقبال، رو آوردن و دل دادن به محبوب است.آنان که به زندگی خود و دیگران توجه ویژه ای دارند، دست هدایت مهدی فاطمه علیها السلام را در هدایت خودشان و دیگران، به خوبی مشاهده می کنند و مساعدت های پیدا و پنهان محبوب را لمس، و حضور مهربان او را احساس می کنند. آنان، به او، رو می آورند و او را صدا می زنند و می خوانند: «انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله ...(مفاتیح الجنان، دعای توسل) . اقبال قلبی، از شناخت و احساس محبت مایه می گیرد. از این رو، مهم ترین وظیفه ای که هر شیعه ی منتظر بر عهده دارد، کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است . چگونه می شود آن مهربان غایب را دوست نداشت، در حالی که او، نسبت به ما، مهربان و سبب دفع بلاها و گرفتاری ها است «انا خاتم الاوصیاء و بی یرفع الله البلاء عن اهله وشیعته » خدا، به سبب من، از خاندان و شیعیانم بلا را دور می گرداند. (کمال الدین، ج 2، ص 441، ح 12; بحارالانوار، ج 52، ص 25 و 30). 

دوم- میثاق

 الذین یوفون بعهد الله ولا ینقضون المیثاق (سوره رعد،آیه19) فرزند انتظار، با توجه و اقبال قلبی، ارتباط میان خود و ولی و حجت حق را تحکیم می کند و تا جایی پیش می آید که نه تنها توقعی از او ندارد، بلکه متعهد می شود تمام دارایی هایش، خانواده اش، هستی اش و تمام آن چه را خدا به او عطا کرده، در راه محبوب به مصرف برساند و این میثاق، سرود دائمی او است که هر روز با ولی و امام زمان اش تجدید می کند: «وابذل مالی و اهلی و نفسی.. (مفاتیح الجنان، زیارت دوم صاحب الامر) او، می داند آن چه نزد ما می ماند، از بین رفتنی است و آن چه نزد «ولی» می ماند، ماندگار و جاویدان است، چون «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق» (سوره نحل، آیه 96) اگر مؤمنان به عهد و پیمان و میثاق با خدا پابند باشند، یقینا، زمان ظهور فرا خواهد رسید. بنابراین، تا استعداد حضور حضرت را پیدا نکنیم، از فیض دیدار خبری نیست. امام، منتظرآمادگی و تجدید عهد خالصانه ی  ما هستند که به همراه آن، سرور و بهجت و رضایت و انس هم خواهد آمد.

سوم – پناه

انسان منتظر، وقتی مسئولیت خود و رسالت سنگین اش را دریافت و به این نتیجه رسید که باید حرکت کند - چون، ماندن، گندیدن و پوسیدن است - با مانع ها و درگیری هایی روبه رو می شود. مانع ها و درگیری هایی که در همه جا خانه گرفته اند و وحشت و غربت و تنهایی را ایجاد می کنند. انسان، در این هنگام، ناچار باید به کسی پناه برد تا او را از این غربت و تنهایی نجات دهد. اینک، این سؤال در ذهن ایجاد می شود که «به چه کسی باید پناه برد؟ با چه کسی باید به گفت و گو نشست؟ به چه کسی باید دل گرم شد؟ در پاسخ، باید گفت، این انس و دل گرمی، جز به معصوم، و انتظار فرج او نیست. امام رضا علیه السلام فرمود: الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق (کافی، ج 1،ص200،باب نادر فی فضل الامام،ح1)  و این حقیقت، چه خوب در موج کلام مهربان امام سجاد علیه السلام آمده است. انتظار الفرج من اعظم الفرج (بحار الانوار ،ج2 ،ص122) ; انتظار فرج، از بزرگ ترین گشایش ها است.

چهارم- توسل

آنان که به زندگی خود و دیگران توجه ویژه ای دارند، دست هدایت مهدی فاطمه علیها السلام را در هدایت خودشان و دیگران، به خوبی مشاهده می کنند و مساعدت های پیدا و پنهان محبوب را لمس، و حضور مهربان او را احساس می کنند

فرزندان انتظار، فلسفه ی غیبت آن منجی غائب را درک کرده و آن را ناشی از فاصله ی فرهنگ این دوران از فرهنگ مهدویت و عدم آمادگی برای حضور آن امام همام می دانند. آنان، خوب می دانند فاصله ی آن چه باید باشند و آن چه هستند، به عمق یک عمر زندگی است که بدون راهنمایی از عالم وحیانی و توسل به ساحت مقدس یک وجود نورانی، میسر نیست. آنان دریافته اند که توسل، تقرب  است و وسیله ساختن برای رسیدن به محبوب و معبود: «وابتغوا الیه الوسیلة (سوره مایده،آیه 35) باید دانست که اهل بیت، وسیله ی تقرب انبیا هستند (بحارالانوار، ج91،ص27)  اساسا، عقل حکم می کند که برای رسیدن به هر مقصدی، به دنبال وسیله ای باید بود، اما هر وسیله ای برای مقصد خاصی ساخته شده است، امام، وسیله ی قرب «نحن الوسیلة الی الله » (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353) وسیله ی هدایت - واژه ی «النجم» در آیه ی «وبالنجم هم یهتدون» به ائمه علیهم السلام تفسیر شده است- وسیله ی رضا و رضوان –در دعای ندبه: «وجعلتهم الذرایع الیک والوسیلة الی رضوانک» (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353)  و راه رسیدن به بهشت موعود است (در دعا سید الساجدین در روز عرفه: «وجعلتهم الوسیله الیک والمسلک الی جنتک)

پنجم – آمادگی

آنان که انتظار محبوبی را داشته باشند، کوچک ترین نشانه ای از محبوب، در آنان تاثیر عمیقی می گذارد. او، با کسب تعلیمات نظامی و مهیا کردن تسلیحات مناسب، خود را برای یاری و نصرت امام غائب، آماده می کند. مرحوم کلینی (ره) از امام موسی کاظم علیه السلام نقل می کند: «... هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که منسوب به ما است، خداوند روزیش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش یاری اش کند( کافی، ج6،ص535،ح 1) البته، نحوه ی آمادگی و مهیا بودن، بستگی به شرایط زمان و مکان دارد. اگر در روایات، سخن از آماده کردن اسب و شمشیر، به میان آمده، به این معنا نیست که این ها، موضوعیت دارد، بلکه به عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی برای یاری آخرین حجت حق است. 

خلاصه سخن:

آنان که عظمت درونی خویش را یافته اند، آنان که ابراهیم گونه سرود «انی ذاهب الی ربی سیهدین» را سر می دهند، آنان که یافته اند حرکت و تلاش به هدایت می انجامد، کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال نیست. به طور کلی می توان گفت، فرهنگ انتظار، فرهنگ آماده سازی جامعه برای پذیرش آزادانه ی حاکمیت الهی است. و در این میان، استراتژی منتظران، نزدیک سازی آزادی به دین و یاری آخرین حجت حق است.


منبع:

- مجید حیدری نیک،نگاهی دوباره به انتظار، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) 1381

 - اسلام کوئست نت، کد مطلب در سایت fa15028
 


لینک ثابت

در این زمان که ظلم و فساد در جهان فراگیر شده و دنیا به سوی فاجعه پیش می رود، انسان ها به خصوص مسلمان ها و شیعیان امید به آینده درخشانی دارند و منتظر منجی و مصلح بزرگ جهان هستند، تا با کمک او ابرهای تیره و تار را کنار زده تا بشریت به آیندۀ وعده داده شده در قرآن کریم برسد، دنیایی پر از صلح و صفا و برادری و برابری در پرتو اطاعت از حق و پیروی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه.

فرآوری: م. احمدیزاده- بخش مهدویت تبیان
دولت مهدوی

آثار رحمت الهی

در سوره مبارکه اعراف آیه 96 می خوانیم: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند بركات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم. طبق روایات، وقتی حضرت ظهور کنند اکثریت مردم جهان ایمان می آورند، در روزگار حکومت آن حضرت، گرایش عمومی بشر به حق و عدل که جوهره اسلام ناب محمدی است، بزرگ ترین جلوه های دینداری را می آفریند، به گونه ای که تمام انسان ها تحت پرچم اسلام ناب که در دست آخرین حجت الهی است گرد می آیند. آن وقت است که این وعده قرآن عملی خواهد شد و آثار رحمت الهی تجلی خواهد یافت، به گونه ای که مسافری عراق تا شام را می پیماید در حالی که جز بر گیاه و سبزه قدم نمی گذارد. در حکومت های بشری بخش هایی از محیط زندگی آباد می شود که اعیان نشین است ولی در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امر تولید و توزیع ساماندهی می گردد و همه جا به نعمت و آبادانی می رسد. امام باقر علیه السلام در توصیف عصر ظهور می فرماید: «فلایبقی فی الارض خراب الا عُمَّر» در تمام زمین هیچ ویرانه ای نمی ماند جز این که آباد می گردد. (کمال الدین ج1- باب32 ح 16)

پیشرفت علم  در عصر ظهور

زمینی که ما در آن زندگی می کنیم امکانات فراوانی برای زندگی ما و نسل های آینده دارد، اما عدم آگاهی کافی به منابع موجود، و عدم وجود یک نظام صحیح برای تقسیم ثروت زمین سبب کمبودهایی شده است،

یکی از برنامه های فرهنگی حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه که خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خویش است، نهضت علمی و رشد دانش بشری به طور چشمگیر و بی سابقه است. امام باقر علیه السلام فرمودند:" در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به شما حکمت و دانش داده می شود تا آن جا که زن در درون خانه اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت می کند." (الغیبه نعمانی، ص239) این امر نشانگر آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهل بیت دارد زیرا که امر قضاوت امری دشوار و سنگین است. همچنین در حدیثی از امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم: علم و دانش بیست و هفت حرف [بیست و هفت شعبه و شاخه] است، تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناختند، اما هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را آشکار می سازد و در میان مردم منتشر می سازد و دو حرف را به آن ضمیمه می کند تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر گردد. (بحارالانوار، ج 52، ص336)

این حدیث به روشنی جهش فوق العادۀ علمی عصر انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را مشخص می سازد که تحولی به میزان بیش از 12برابر! نسبت به تمام علوم و دانشهایی که در عصر همه پیامبران به بشریت اعطا شد پیش می آید و این گونه در پرتو ارشاد و هدایت حضرت مغزها در مسیر کمال به حرکت در آیند و اندیشه ها شکوفا گردند و مردمی بلند نظر، با افکاری باز، و همتی والا و بینشی وسیع، پرورش می یابند که بسیاری از مشکلات اجتماعی را در روح خود حل می کنند و جهانی از صلح و صفا می سازند.

صنعت در پرتو دولت مهدوی

بر خلاف تصور گروهی که تشکیل حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه را مایه ارتجاع بشر به شیوه های زندگی بدوی معرفی می کنند، عصر نورانی حکومت حضرتش دوران شکوفایی بشر در صنعت، تکنولوژی و توسعه همه جانبه است. همچنان که خداوند در آیه 61 سوره هود می فرماید: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِیها» اوست كه شما را از زمین آفرید و آبادى آن را به شما واگذار نمود. انسان صالح به عنوان خلیفه خداوند مأمور آباد نمودن زمین، گسترش عدل، توزیع عادلانه امکانات، و ارائه خدمات و تسهیلات مساوی می باشد. در عصر ظهور در پیشرفت های صنعتی و تکنولوژیکی تحولی شگرف رخ خواهد داد، به گونه ای که بین آن حضرت و یارانش پیکی نخواهد بود، او سخن میگوید و آنان در هر کجا باشند وی را می بینند و صدایش را می شنوند. (الکافی، ج 8، ص240) امام صادق علیه السلام فرمودند: در زمان قائم مؤمن در حالی که در مشرق به سر می برد، برادر خود را در مغرب می بیند و آنکه در مغرب است برادر خویش را در مشرق می بیند." (بحارالانوار،52، 391) گرچه ممکن است این حدیث شریف اشاره به امر خارق العاده و کرامت امام باشد، اما با توجه به پیشرفت های صنعتی همان طور که بخشی از آن در اثر ماهواره ها و شبکه جهانی اینترنت عملی شده است می تواند از آثار و علایم ظهور آن حضرت باشد و بخش کامل تر آن در زمان ظهور و حکومت آن حضرت محقق گردد. 

پیشرفت عظیم اقتصادی و عدالت اجتماعی

انسان صالح به عنوان خلیفه خداوند مأمور آباد نمودن زمین، گسترش عدل، توزیع عادلانه امکانات، و ارائه خدمات و تسهیلات مساوی می باشد.

زمینی که ما در آن زندگی می کنیم امکانات فراوانی برای زندگی ما و نسل های آینده دارد، اما عدم آگاهی کافی به منابع موجود، و عدم وجود یک نظام صحیح برای تقسیم ثروت زمین سبب کمبودهایی شده است، اگر از منابع ثروت در جامعه به درستی استفاده شود و حکومت به همه قشرها توجه کرده و برای همه امکان بهره گیری از سرمایه ها را فراهم کند جامعه ای ساخته می شودکه امکان رشد معنوی هم در آن بیشتر می شود، در حکومت عدل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه که شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت، با اجرای عدالت و تقسیم صحیح ثروت حتی یک نفر نیازمند باقی نمی ماند.امام باقر علیه السلام فرمود: «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه میان مردم به مساوات رفتار می کند به گونه ای که دیگر کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد» (بحارالانوار،51، 390)
در حدیث جالب دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: هنگامی که قائم اهل بیت قیام کند، حکومت را بر اساس عدالت قرار می دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود و جاده ها در پرتو وجودش امن و امان می گردد، زمین برکاتش را خارج می سازد، و هر حقی به صاحبش می رسد و کسی نیازمندی را برای انفاق و صدقه نمی یابد زیرا همه مؤمنان بی نیاز و غنی خواهند شد. 

خلاصه سخن:

با این توصیفات به این نتیجه می رسیم که همه مشکلاتی که جامعه جهانی را فرا گرفته در اثر بی عدالتی و زورگویی حاکمان می باشد و بر عهده ماست که با تبلیغ دین اسلام و ایجاد وحدت بین مسلمین زمینه ظهور را فراهم نموده و قدمی مثبت در ایجاد امر ظهور برداریم. در این زمان که ظلم و فساد در جهان فراگیر شده و دنیا به سوی فاجعه پیش می رود، انسان ها به خصوص مسلمان ها و شیعیان امید به آینده درخشانی دارند و منتظر منجی و مصلح بزرگ جهان هستند، تا با کمک او ابرهای تیره و تار را کنار زده تا بشریت به آیندۀ وعده داده شده در قران کریم برسد.


منابع:
- امام مهدی موجود موعود، ایة الله جوادی آملی
- حکومت جهانی مهدی عج، ایة الله مکارم شیرازی


لینک ثابت

به راستی، چه ارتباطی میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت - که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگی آن دو سخن می گویند - وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز هست و هر کجا مهدی است، حسین علیهماالسلام نیز می باشد. ذکر و نام آن یکی، با یاد و نام دیگری قرین و عجین است. از امام زمان; سید الشهدا علیه السلام را می طلبند و از سید الشهداء امام زمان را.

سیدعلی درچه ای – بخش مهدویت تبیان
امام زمان، اینفوگرافی، امام حسین

برای بزرگ نمایی تصویر بر روی آن کلیک کنید.


 


لینک ثابت

پدر و مادرم فدایت یا اباعبدالله علیه‌السلام که در آن لحظات حساس شعار عزّت و شرافت را سر دادی و به همه آزادگان عالم آموختی. به گونه‌ای که امروزه پس از قرن‌ها منتظران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه با الگوگیری از قیام و شعارت، در برابر حکومت‌های ظالمانه به پا خواسته‌اند و مرگ را دراین مسیر، افتخار خود می‌دانند.

فرآوری: م احمدیزاده-بخش مهدویت تبیان
هیهات منا الذله،

برخی افراد در مدینه، زمانی که فهمیدند امام حسین علیه السلام زیر بار بیعت  نمی‌رود، از روی خیرخواهی به ایشان پیشنهاد سازش با یزید را دادند. یکی از این افراد «عُمر اَطرف» بود که علاقه فراوانی به امام حسین داشت و برای ایشان، احساس خطر می‌نمود. حضرت در پاسخ او فرمود: «پدرم از رسول خدا خبر کشته شدن خویش و هم‌چنین خبر کشته‌شدن مرا برای من نقل نمود و به من خبر داد که قبر من در نزدیکی قبر او قرار خواهد گرفت. آیا گمان می‌کنی من از چیزی که تو می‌دانی، بی‌اطلاع هستم؟ ولی به خدا قسم که من هیچ‌گاه به زیر بار ذلّت نخواهم رفت» (لهوف، سید بن طاووس، ص 15)

عزت حسینی

او می‌آید تا به همراه خود، قسط و عدل آورد و لازمه قسط و عدل او، عزّت او و عزت دولت و یاران او است. در دولت امام زمان اولیای خدا عزیز، و دشمنان او ذلیل هستند: «أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاء» کجاست عزت‌دهنده به دوستان خدا و ذلیل کننده دشمنان او؟!

هنگام ورود به کربلا امام حسین علیه السلام برای اصحاب  و اهل بیت خویش، خطبه‌ای ایراد نمود و در ضمن آن فرمود: «إِنِّی لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما» در نظر من، مرگ چیزی جز سعادت نیست و زندگی با ستمکاران، برای من خسته کننده و ملال آور است. (تحف العقول، ص 276) شهادت و مرگ سرخ، عزت می‌آفریند؛ لذا در روز عاشورا  امام حسین علیه السلام از کشته شدن و تکه تکه گشتن نمی‌هراسید و حتی از این‌که بدنش زیر سمّ اسبان، پاره‌پاره شود و بدون غسل و کفن، بر زمین گرم کربلا بماند، ابائی نداشت؛ چرا که در مکتب حسینی: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُل»؛ مرگ با عزت، بهتر است از زندگی همراه با ذلت و خواری. (بحارالانوار، ج 44، ص 139) امام حسین در روز عاشورا به صراحت فرمود: «لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِید» من هرگز دست ذلت به شما نمی‌دهم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم.( بحارالانوار، ج44، ص191) در روز عاشورا، آن هنگام که ابن‌زیاد پیشنهاد تسلیم شدن حضرت را مطرح کرد، امام ، خطاب به کوفیان فرمود: «أَلَا إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیَّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ القلة [السَّلَّةِ ] وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهَاتَ مِنّا الذّلّة یَأَبی اللَّهُ ذَلِکَ وَ رَسُولُهُ وَ جُدُودٌ طَابَتْ وَ حُجُورٌ طَهُرَت» آن زنا زاده پسر زنا زاده، مرا بین دو امر مخیر کرده است که یا جنگ را بپذیرم و یا ذلت را. ذلت از ما دور باد. کسی که در دامان پیامبر و علی و فاطمه پرورش یافته است، هرگز تن به ذلت و خواری نمی‌دهد. (لهوف، ص۹۷)

عزت مهدوی

عزّت و عزّت‌خواهی واقعی در دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، مصداق پیدا خواهد کرد و به دست او، وعده‌های الهی تحقق خواهد یافت. «بِهِ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج ‏۲، ص ۳۷۷) او می‌آید تا به همراه خود، قسط و عدل آورد و لازمه قسط و عدل او، عزّت او و عزت دولت و یاران  او است. در دولت امام زمان اولیای خدا عزیز، و دشمنان او ذلیل هستند: «أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاء» کجاست عزت‌دهنده به دوستان خدا و ذلیل کننده دشمنان او؟! (دعای ندبه) «وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّل » به واسطه شما خدا ما را از ذلت، رهایی داد. (زیارت جامعه کبیره)

عزت دولت مهدوی در قرآن

در تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم...» از معصومین روایت شده است: «این آیه درباره قائم و اصحاب اوست؛ همان کسانی که در راه خدا جهاد می‌کنند و از هیچ چیز پروا ندارند». امام علی در ذیل آیه «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین» می‌فرماید: «هم آل محمد یبعث اللّه مهدیهم بعد جهدهم، فیعزّهم و یذلُّ عَدوَّهم» ؛ «ایشان، خاندان پیامبرند که خداوند پس از سختی‌ها، مهدی ایشان را ظاهر می‌سازد و به آنان عزّت می‌بخشد و دشمنانشان را خوار می‌سازد». خداوند در سوره نور می‌فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً» خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کردند، وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین، جانشین خود قرار دهد، همان‌گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین خود قرار داد. و آن دینی که برایشان پسندیده، به سودشان مستقر می‌کند و ترسشان را به ایمنی مبدل گرداند. مرا عبادت می‌کنند و چیزی را با من شریک نمی‌گردانند.(سوره نور، 55) به راستی چه عزتی بالاتر از این که انسان مؤمن در دولت مهدوی در روی زمین، خلیفه خدا شود؛ دین خداوند بر همه زمین، چیره گردد؛ هیچ ترس و ناامنی  وجود نداشته باشد؛ انسان، فقط عبد خدا و مشغول به عبادت او باشد و غیری را در خدا شریک قرار ندهد؟!

عزت مهدوی در روایات

در روز عاشورا  امام حسین علیه السلام از کشته شدن و تکه تکه گشتن نمی‌هراسید و حتی از این‌که بدنش زیر سمّ اسبان، پاره‌پاره شود و بدون غسل و کفن، بر زمین گرم کربلا بماند، ابائی نداشت؛ چرا که در مکتب حسینی: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُل»؛ مرگ با عزت، بهتر است از زندگی همراه با ذلت و خواری.

در روایات وارده، تصریح شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه با طاغیان، دست بیعت نمی‌دهد و با حاکمان زر و زور و تزویر، سازش نخواهد کرد. امام کاظم علیه السلام در مورد قاطعیت امام زمان می‌فرماید: «الثَّانِی عَشَرَ مِنَّا یُسَهِّلُ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ کُلَّ عُسْرٍ وَ یُبِیرُ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ یُهْلِکُ عَلَی یَدِهِ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِید» خداوند برای دوازدهمین [امام] از خاندان ما، هر دشواری را آسان می ‌گرداند و به دست او هر جبّار سرسختی نابود می‌شود و هر شیطان سرکشی، هلاک می‌گردد. (کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص369) امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الرُّسُل... وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ الْمُصْطَفَی ص فَخُرُوجُهُ بِالسَّیْفِ وَ قَتْلُهُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ ص وَ الْجَبَّارِینَ وَ الطَّوَاغِیتَ وَ أَنَّهُ یُنْصَرُ بِالسَّیْفِ وَ الرُّعْبِ...» قائم آل محمد صلوات الله علیهم شباهت‌هایی با پنج تن از پیامبران دارد... اما شباهت او به جدّ خود، قیام با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و جباران و سرکشان است؛ او با [نیروی] شمشیر و [نیروی] ترساندن مدد می‌گیرد. (کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص327) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «بِهِ یُخْرِجُ ذُلَّ الرِّقِّ مِنْ أَعْنَاقِکُم» به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه بندهای بردگی از گردن شما گشوده می‌گردد. (بحارالانوار، ج51، ص75)

تجلی عزت در روز ظهور

اولین روز ظهور همراه با عزت‌خواهی است؛ چنان‌چه امیرالمؤمنین، علی علیه السلام می‌فرماید: «گویا می‌بینم فرزندم مهدی در ساعات اوّل ظهورش، سوار بر مرکب از ناحیه وادی‌السلام به طرف مسجد سهله- در حالی که نور از پیشانی مرکبِ سواری‌اش می‌درخشد ـ در حرکت است و این دعا را می‌خواند: «اللَّهُمَّ مُعِزَّ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَحِیدٍ وَ مُذِلَّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِید فَأَولیاؤُهُ بِعِزِّه یَتَعَزَّونَ» خداوندا تو عزت‌دهنده تمام مؤمنان بی‌یاور و خوارکننده تمام ستمگران سرکش هستی، عزت اولیای الهی از عزت او سرچشمه می گیرد. (بحارالانوار، ج52، ص391)
یکی از دعاهایی که در شب‌های ماه مبارک رمضان سفارش شده است، «دعای افتتاح» می‌باشد. این دعا را حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه به محمد بن عثمان بن سعید عمری، نائب دوم از نواب اربعه، تعلیم داده و او منتشر نموده است. در بخش‌هایی از این دعا می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَه»؛ خدایا! به تو امید داریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشی و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی. «اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِیزا» خدایا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را عزّت ده و ما را به ظهورش عزیز گردان. او را یاری کن و از یاری او ما را نیز بهره‌مند فرما و او را نصرتی با عزّت و کامل، عنایت کن. «وَ أَعِزَّ بِهِ ذِلَّتَنَا» ذلّت ما را در سایه قیام حضرتش، به عزّت تبدیل نما. «وَ أَعِنَّا عَلَی ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ» خدایا! ما را در این پیکار، یاری فرما تا از سوی تو زودتر به پیروزی رسیم و رنج و دشواری بر طرف گردد و از این پیروزی ما را عزّت دهی.
خلاصه سخن: در روایات وارده، تصریح شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه با طاغیان، دست بیعت نمی‌دهد و با حاکمان زر و زور و تزویر، سازش نخواهد کرد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به تاسی از امام حسین علیه السلام شعار هیهات منا الذله سر خواهد داد و به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه بندهای بردگی از گردن شما گشوده می‌گردد.


منبع:
کتاب از فرات تا فرات، عزت در آئینه عاشورا و انتظار، حجت الاسلام روح الله شاکری
شعار «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» الهام‌بخش قیام‌های شیعی است، رهروان ولایت


لینک ثابت

 

 


وقتی فریاد حسین بن علی علیهما السلام در طلب یاری بلند شد در مقابل مردم چند گروه شدند؛ عده قلیلی ندای امام را اجابت کرده و به یاری‌اش شتافتند، عد‌ه‌ای دعوت‌اش را رد کردند و عده‌ای با وجود آنکه از ماجرا خبر داشتند در مقابل آن بی‌تفاوت بودند و عده‌ای نیز کاملا در بی‌خبری به سر می‌بردند و از این واقعه اطلاعی نداشتند.

فرآوری: م . احمدیزاده- بخش مهدویت تبیان
فریاد حسین بن علی

به طور معمول بعد از شهادت  هر امامی، امامت به امام بعدی منتقل شده و پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به امام عصر عجل الله تعالی فرجه منتقل شد، یعنی همان لحظه‌ای که امام شهید می‌شوند همان لحظه امامت منتقل می‌شود، ما همانگونه که از شهادت امامی ناراحت هستیم به دنبال آن با ولی عصر عجل الله تعالی فرجه بیعت می کنیم. 
خداوند در عالم میثاق از همه افراد نسبت به محبت و اطاعت و فرمان برداری از امام زمانشان پیمان محکمی اخذ نموده و به عبارتی با آن ها قرار داد بسته است تا در دنیا به ولایت ائمه معصومین متعهد بمانند و از حمایت و یاری امام خود دست نکشند. امام صادق علیه السلام در این مورد می فرمایند: «خداوند احدی را خلق نکرد و رسولی نفرستاد مگر آن که آنها را به ولایت محمد و علی و جانشینانشان فرا می خواند و از آن ها بر این ولایت تعهد می گرفت» از همین روی در زیارت آل یاسین ضمن عرض ادب به محضر مقدس امام عصر با این سلام ایشان را مورد خطاب قرار می دهیم: "السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده" سلام بر تو این پیمان الهی که خداوند از مردم برای وفای به آن پیمان محکمی گرفت و بر آن تاکید نمود.

ما با عبودیت خدا در عالم هستی می‌توانیم به جایگاه رفیعی برسیم، اما غفلت ما را از آنها دور می‌کند، بنابراین بیشترین رنجش امام، معصیت ما و عدم حضور جدی در مدرسه خدا است

خود امام زمان نیز در ضمن نامه ای به شیخ مفید خویش را این چنین معرفی می فرمایند: «از طرف کسی که خداوند برای او از بندگانش پیمان گرفته است» بنابراین یکی از وظایف شیعیان تجدید عهد و پیمانی است که با امام خود دارند لذا به حضرت عرض می کنیم: «خدایا من در صبح امروز و تا روزی که زنده باشم عهد و پیمان و بیعت او را که به گردن دارم تجدید می نمایم و هرگز از آن برنمی گردم» (دعای عهد) پس شایسته است که انسان منتظر  عهد و پیمان خود را هر روز با امام زمان خود تجدید نماید تا ضمن برقراری ارتباط روحی با آن حضرت و اعلام آمادگی برای نصرت عهدی که با امامش دارد را فراموش نکند و افکار و عقاید و اعمال خود را طبق پیمانی که با آن حضرت دارد تنظیم نماید تا مبادا از حریم ولایت آن امام عزیز دور گردد.

میثاق با امام برای عبودیت

در عهد بستن زمان مطرح نیست همانگونه که افرادی چون«حر بن یزید ریاحی» با امام حسین علیه السلام دیر عهد بستند ولی بر عهدشان باقی ماندند. نخستین نکته درباره عهد این است که عهد ما برای عبودیت و بندگی باشد در عهدی که انسان می‌بندد در اصل باید خدا را پرستش کند و منتظر واقعی ولی عصر و زمینه‌ساز ظهور باشد و باید در مسیر درست عبودیت حرکت کند بنابراین میثاق ما یک محور عبودیت است. با امام زمانمان عهد می‌بندیم که شیطان را اطاعت نکنیم و خدا را پرستش کنیم این مسیر مستقیم عبودیت است، عبودیت و بندگی و خروج از مدرسه شیطان که اثر این عهد باعث خوشحالی امام می‌شود چرا که گناهان ما امام را بسیار غمزده می‌کند، ایشان بیش از خود ما به ما علاقه دارند و آنچه او را اذیت می‌کند، این است که ما براساس ظرفیت‌هایمان به سمتی برویم که جایگاه واقعی و والایمان نباشد خود را سرگرم چیزهایی کنیم که در عالم هستی جایگاهی ندارند چرا که ما با عبودیت  خدا در عالم هستی می‌توانیم به جایگاه رفیعی برسیم، اما غفلت ما را از آنها دور می‌کند، بنابراین بیشترین رنجش امام، معصیت ما و عدم حضور جدی در مدرسه خدا است، پس گام نخست دور شدن از مدرسه طاغوت و برنامه‌ریزی برای پرستش و گناه نکردن است.

وفای یاران

شیخ مفید نقل کرده است امام صادق علیه السلام فرمودند: پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله ۴۰ مرد نزد امیرالمومنین رفتند و گفتند: به خدا قسم هرگز از غیر تو اطاعت نخواهیم کرد و تو را یاری خواهیم نمود. آن حضرت فرمود چرا؟ گفتند: زیرا از رسول خدا درباره تو در روز غدیر خم چنین شنیدیم که باید تنها از تو اطاعت کرد. حضرت فرمود: صبح فردا به حالت آماده‌باش با سرهای تراشیده نزد من بیایید. فردای آن روز جز سه نفر [سلمان، مقداد و ابوذر] کسی حاضر نشد. بعدازظهر یکی از کسانی که روز قبل اعلام وفاداری کرده بود با سر نتراشیده خدمت آن حضرت رسید. حضرت دست‌ مبارک‌اش را بر سینه او زد و فرمود برگرد! من به شما نیازی ندارم. شما که در یک دستور کوچک [سر تراشیدن] از من اطاعت نکردید چگونه در کندن کوه‌های آهن مطیع من خواهید بود؟ (الاختصاص، ص ۶) اگر مردم عصر رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از امت‌های گذشته عبرت می‌گرفتند و بر ولایت امیرالمؤمنین و ائمه بعد از ایشان متعهد می‌ماندند به انحرافات و سختی‌های امت گذشته دچار نمی‌شدند.
اگر مردم خلافت پیامبر را از کانون الهی و حقیقی خود به مرکز نادانی و فساد نمی‌کشاندند، اگر امام خود را می‌شناختند و زندگی دنیوی و اخروی خود را با او منطبق می‌ساختند امروز شاهد این همه تفرقه و تشتت و مکاتب و مذاهب مختلف در عالم اسلام نبودیم بلکه به فرموده حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها: «به خدا قسم اگر حق را به اهل‌اش واگذار می‌کردند و عترت پیامبرش را تبعیت می‌نمودند حتی دو نفر هم درباره خدا با هم اختلاف نمی‌کردند» چنانچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در این‌باره فرموده‌اند:«لو اجتمع الناس علی حب علی بن أبی طالب (علیه السلام) لما خلق الله عز و جل النّار» اگر مردم بر محبت علی بن ابیطالب علیه السلام اجتماع می‌کردند، خداوند عزوجل جهنم را خلق نمی‌فرمود (رساله صحیفة المحبة،در كتابخانه آیة اللّه مرعشى به شماره ۸۰۸۴ موجود است،ج21 ص86) اینچنین است که نقش یاران و پیروان امام زمان در سرنوشت مادی و معنوی این دنیا و آینده‌ای که بعد از این دنیا در پیش دارند، بسیار تعیین‌کننده و حیاتی است که بارزترین شاهد و مثال آن واقعه کربلاست.

فقط عده قلیلی ثابت قدم اند

نقش یاران و پیروان امام زمان در سرنوشت مادی و معنوی این دنیا و آینده‌ای که بعد از این دنیا در پیش دارند، بسیار تعیین‌کننده و حیاتی است که بارزترین شاهد و مثال آن واقعه کربلاست.

وقتی فریاد حسین بن علی علیهما السلام در طلب یاری بلند شد در مقابل این استنصار او مردم چند گروه شدند؛ عده قلیلی ندای امام را اجابت کرده و به یاری‌اش شتافتند، عد‌ه‌ای دعوت‌اش را رد کرده و رودرروی او قرار گرفتند، عده‌ای با وجود آنکه از ماجرا خبر داشتند در مقابل آن بی‌تفاوت بودند و عده‌ای نیز کاملا در بی‌خبری بسر می‌بردند و از این واقعه اطلاعی نداشتند.
بجز گروه اول که به سبب تبعیت از امام خود به رستگاری رسیدند، بقیه مقصر و سزاوار عقوبت‌اند، حتی آن دسته که از امام زمان خود و از وضعیت او خبر نداشتند. امروز نیز وضعیت به همان منوال است. جز عده‌ قلیلی از شیعیان که ایمان به غیب دارند و ندای امام‌شان را اجابت نموده‌اند، سایر مردم دنیا، مسلمان یا غیرمسلمان یا رودرروی او ایستاده‌اند و با او دشمنی و علیه او مبارزه می‌کنند یا نسبت به او بی‌تفاوت‌اند و یا اصلا از او اطلاعی ندارند که همه اینها جز عده قلیل دسته اول در طولانی‌شدن دوران غیبت مسئول و مقصرند، زیرا همه افراد بشر در هر زمان و مکانی نسبت به امام خود تعهد دارند و با خدا در یاری‌کردن او قرارداد بسته‌اند، لذا تمامی اینان ولو فاسد و ظالم نباشند در وضعیت کنونی دنیا و ظلم و جور و فساد آن شریک هستند چرا که با سکوت خود به این وضعیت دامن می‌زنند. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ذیل آیه "وقفوهم انهم مسئولون" فرموده‌اند یعنی درباره ولایت علی بن ابیطالب از آنها سؤال می‌شود و مسلم است از هر کسی در رابطه با امام عصرش سوال خواهد شد.
خلاصه سخن: در واقعه عاشورا بجز یارانی که در کربلا به شهادت رسیدند، بقیه مقصر و سزاوار عقوبت‌اند، حتی آن دسته که از امام زمان خود و از وضعیت او خبر نداشتند. امروز نیز وضعیت به همان منوال است. جز عده‌ قلیلی از شیعیان سایر مردم دنیا، یا رودرروی امام زمان ایستاده‌اند یا نسبت به او بی‌تفاوت‌اند و یا اصلا از او اطلاعی ندارند که همه اینها در طولانی‌شدن دوران غیبت مسئول و مقصرند.


منبع:
یاران حسینی، منتظران مهدوی، حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی راستگو
فارس، حجت‌الاسلام کفیل، میثاق با ولی عصر(عج) عبودیت و بندگی است


لینک ثابت

یمانی شخصی است که در آخرالزمان خروج می کند. در اخبار آخرالزمان و علائم ظهور حضرت مهدی(عج) مکرر از آن نام برده شده است و در روایت منقول از امام باقر(علیه السلام) خطاب به شیعه چنین آمده که: سفیانی و خراسانی و یمانی همزمان خروج می کنند و پرچم او در میان پرچم هایی باشد که در آن زمان برافراشته می گردد. وی بیش از همه به راه حق هدایت می کند، زیرا وی به یار شما (بقیه الله) دعوت می نماید و چون خروج کند، بر هر مسلمانی است که به وی بپیوندد و برکسی جائز نباشد، از فرمان او سر بتابد و هر کس از اطاعت وی سرپیچی کند، اهل دوزخ است؛ چه او مردم را به راه حق و صراط مستقیم می خواند. (معارف و معاریف، ج 10، ص 617)

فرآوری: م. احمدیزاده- بخش مهدویت تبیان
یمانی

مدعی یمانی متولد بصره است!

در زمانه ای که در آن زندگی می کنیم ظاهرا قرار است هر کسی که قصد تقویت شهرت، قدرت و ثروت خویش را دارد از نردبام نشانه های آخر الزمانی بالا رود. و این بار ادعای سخیف یمانی بودن احمد اسماعیل بصری معروف به احمد الحسن. در این میانه خوشا به حال مومنانی که ایمان خود را در گنجینه محفوظی قرار داده تا از این آفات روزافزون مصون بمانند.

حجت الاسلام شهبازیان کارشناس بنیاد مهدویت در این باره می گوید: در دوره معاصر افرادی وجود دارند که تبلیغات زیادی می کنند و می گویند که من همان یمانی  ام. «احمد اسماعیل بصری» معروف به احمد الحسن، یکی از این افراد است. ادعای او این است که من یمانی هستم، پرچم مان هم پرچم هدایت است و برای ظهور زمینه سازی می کنیم. می گوییم: اول اینکه همان گونه که گفته شد کلیتی در مورد یمانی داریم اما روایات یمانی گویا نیست و اهل بیت علیهم السلام در شناخت یمانی به ما معیاری نداده اند که مشخصات یمانی چیست و ما باید از او تبعیت کنیم. ما امروز چنین دلیلی نداریم و خداوند هم تکلیف بمالایطاق نمی کند. مشکل ما با این مدعیان این است که شما چه دلیلی بر اثبات یمانی دارید؟ فردی ادعا کرده من یمانی ام، می گوییم دلیل بر عهده مُدعی است. شما مدعی هستید، دلیلت چیست؟ می گوید ما روایات یمانی را داریم. دقیقاً احمد الحسن این گونه می گوید، مگر ما روایات یمانی نداریم؟ بله، روایات یمانی داریم اما چه کسی گفته تو همان یمانی هستی؟ تو باید دلیل بیاوری. در روایت آمده است که «یمانی من الیمن» این روایت صریحاً می گوید: خروج یمانی از یمن خواهد بود؛ احمد الحسن که متولد عراق و بصره است، پس یمانی نیست.

ادعای عصمت

این یمانی باید قبل از قیام بیاید نه قبل از ظهور. و این علائم مربوط به خروج و قیام حضرت است. در حالی که هنوز حضرت، ظهور نکرده است

نکته دیگر اینکه احمد الحسن مدعی عصمت  است در حالی که ما دلیلی بر عصمت یمانی نداریم. اینکه روایت می گوید پرچم یمانی هدایتگر است مثل این روایت، در مورد سلمان و ابوذر و زراره هم آمده است. اینکه اهل بیت علیهم السلام فرموده اند از اینها تبعیت کنید یعنی اینها معصوم هستند؟ این چنین چیزی نیست. گفته اند که بین شما اینها بهتر هستند؛ مثل اینکه گفته می شود از بین مراجع فلانی اعلم است این به این معنی نیست که فلانی معصوم است. روایت نشانه های ظهور می گوید پرچم یمانی هدایتگر است؛ در صورتی که احمد الحسن می خواهد اثبات کند که یمانی معصوم است. به احمد الحسن می گوییم طبق اشتباهاتی که شما در روایت خوانی، در مباحث قرآنی و حدیثی داری تو صلاحیت نداری و هدایتگر نیستی. کسی که روایت جعلی بخواند کسی که روایت را تقطیع کند و قسمتی از روایت را باب میل خود بخواند کسی که معنای روایت را نفهمد و به دروغ به مردم ترجمه و معنای غلطی از روایت را انتقال دهد، یقینا نمی تواند هدایتگر باشد و صلاحیت هدایتگری ندارد پس اگر ما یمانی را به عنوان پرچم هدایتگر بپذیریم احمد الحسن، حیدر مشتت و کسانی که مدعی یمانی بودن هستند، اولین معیار را ندارند و آن هدایتگری است. اگر یمانی را با خصوصیات آن بپذیریم لوازم او با حق بودن، راست گو بودن و عالم بودن اوست اما زمانی که کتاب های مدعیان یمانی را مشاهده می کنیم می بینیم این خصوصیات را ندارند.

ادعای حکومت کردن بعد از حضرت

اجمالاً او فردی است که سواد حدیثی و حوزوی ندارد و لیسانس رشته مهندسی شهرسازی از دانشگاه عراق گرفته است. وی ادعا می کند وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه حکومت تشکیل داد و از دنیا رفت، من و یازده مهدی دیگر امامان بعد از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه خواهیم شد. احمد الحسن و حیدر مشتت با هم هماهنگ شده بودند که من می گویم یمانی هستم و تو نائب من هستی. بعد با هم اختلاف پیدا کرده، یکدیگر را لعن و نفرین کردند. سپس هر دو مدعی شدند که من یمانی هستم.

حجت الاسلام و المسلمین عبدالقادر همایون

در ابتدا نکته ای را عرض می کنم که اگر آن را خوب توضیح دهیم شاید تمام ادله احمد الحسن یکجا باطل گردد. ما در ادله مهدویت بین ظهور و قیام آن حضرت تفاوت نگذاشته ایم و این باعث انحرافاتی شده است. در ادبیات عامیانه ظهور و قیام حضرت یکی است اما حقیقت امر این است که بین ظهور و قیام تفاوت وجود دارد. در روایات عموماً هرجا صحبت از ظهور می شود، می گوید این امر ناگهانی است؛ «مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ» جز ناگهان بر شما روی نمی دهد، مانند قیامت است. و در روایت دیگر آمده است که احدی جز حق از آن یعنی ظهور حضرت آگاه نیست.
از طرف دیگر در روایاتی برای ظهور حضرت علامت می آورد، که این نشانه دادن ظهور و آن ناگهانی بودن در نگاه اول تناقض دارد. برای پیشگیری از این تناقض باید ما بین ظهور و قیام حضرت تفاوت قائل شویم، قیامی که در روایات با نام خروج از آن یاد شده است. اعتقاد مسلّم شیعه بر این است که باب نیابت خاص حضرت مسدود است. در اینجا انسداد نایب خاص حضرت خدشه دار شده و راه را باز می نماید تا افرادی مثل احمد الحسن بگویند که من   همان یمانی هستم، اما این یمانی باید قبل از قیام بیاید نه قبل از ظهور. و این علائم مربوط به خروج و قیام حضرت است. در حالی که هنوز حضرت، ظهور نکرده است احمد الحسن چگونه مدعی است که یکی از نشانه های قیام  حضرت است؟

تطبیق خود با روایات یمانی

اولین گام و یکی از مهم ترین مولفه ها اینان در بحث تبلیغ، رد و انکار علم رجال است زیرا می دانند که علم رجال همچون سدی محکم جلوی انحراف از روایات و احادیث است. مبلغان این جریان از   همان اول می گویند که ما چیزی به نام علم رجال نداریم و دیگر شما نمی توانی بگویی فلان حدیث فلان مشکل را دارد. یکی از ادله ای که اینها زیاد هم استفاده می کنند این است که ما در بحث مهدویت چندین روایت داریم که تاکنون کسی نظیر احمد الحسن آن ها را برای ما توضیح نداده است و احمد الحسن اولین شخص است که این مفاهیم را برای ما تبیین کرده، پس او بر حق است. و این یکی از مهم ترین دلایل آنان است. به طور کلی اینها روایات را یا جعل، یا تقطیع و یا تحریف می نمایند. مثلا ده روایت را نقل و از هر کدام یک کلمه گرفته و می گویند پس ثابت شد که احمد الحسن   همان یمانی موعود است.

پیشگویی بعد از واقعه!

یکی از مهم ترین مولفه ها اینان در بحث تبلیغ، رد و انکار علم رجال است زیرا می دانند که علم رجال همچون سدی محکم جلوی انحراف از روایات و احادیث است.

بحث دیگر اخبار غیبیه ای است که می گویند احمد الحسن پیش بینی کرده است. مثلا می گویند از سقوط صدام خبر داده است. در زمان حاضر دیگر خبر از غیب دادن مطلب حل شده ای است. گفته می شود شاه نعمت الله ولی در شهر کرمان پیشگویی هایی کرده که به واقعیت پیوسته است. ما تحقیق کردیم و دیدیم که وی حدود 100 پیشگویی انجام داده و از بین آنها فقط دو پیشگویی، آن هم به طور کلی نه در جزئیات به واقعیت پیوسته است که از این نمونه ها در طول تاریخ فراوان است.

ادعای دانستن محل قبر حضرت زهرا سلام الله علیها

مبلغان این جریان مدعی هستند احمد الحسن دارای کرامت است. یکی از کرامت های این فرد مدعی دانستن محل قبر حضرت زهرا سلام الله علیها است و می گوید که کنار قبر امام حسن مجتبی علیه السلام است. حدود سه سال پیش در خوزستان نیز مدعی وجود داشت که دقیقا همین ادعا را داشت ولی آدرس دیگری می داد. این چه کرامتی است که نتوانیم آن را ثابت کنیم و کرامات احمد الحسن همه از این دست و ثابت نشده است.

خلاصه سخن:

در زمانه ای که ما در آن زندگی می کنیم ظاهرا قرار است هر کسی که قصد تقویت شهرت، قدرت و ثروت خویش را دارد از نردبان نشانه های آخر الزمانی بالا رود. از طرفی فایل های مولتی مدیایی مانند "ظهور بسیار نزدیک است" و از سوی دیگر ادعای سخیف یمانی بودن احمد اسماعیل بصری معروف به احمد الحسن. در این میانه خوشا به حال مومنانی که ایمان خود را در گنجینه محفوظی قرار داده تا از این آفات روزافزون مصون بمانند.


منابع: 
خبرگزاری اهل بیت(ابنا)، روش های تبلیغی جریان مدعی یمانی چیست؟ 
احمد الحسن کیست؟ حجت الاسلام شهبازیان در مصاحبه با ابنا 
المهدیون، دو کلمه حرف حساب در نقد جریان مدعی یمانی


لینک ثابت


title

تبیان به نقل از گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، یکی از مسائل تصریح شده در روایات پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) و ائمه معصوم علیهم السلام آینده نگری درباره جهان است که حوزه های مختلف را شامل می شود.

حجت الاسلام رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی «مباحث مهدویت» درباره وضعیت حاکمان جهان در آینده نگری دینی نوشته است:

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در خطبه ای به سلمان فارسی راجع به علائم آخر الزمان فرمودند: «و دیدی که در آن زمان فرمانروایان، کفار را به نزدیکی و قرب خود فرا می خوانند و اهل خیر را خود دور می کنند و دیدی که حکام در آن زمان رشوه خوار شدند و دیدی که حکومت خرید و فروش شد.»( بحار الانوار، ج 13، ص 167؛ روضه کافی، ص 30)

امیرالمومنین علی(علیه السلام) نیز می فرمایند: «در آن زمان روسا ریاست را به کسی می دهند که سزاوار ریاست کردن نیست و در آن زمان ریاست را برای فخر کردن و ظلم کردن به دیگران طلب می نمایند.»( نوائب الدهور، ج 2، ص 55)

«در آن زمان نزدیک ترین مردم به فرمانروایان کسی است که وی را به خاطر دشنام گویی به مال اهل بیت (علیه السلام ) ستایش می نمایند و هر کس که ما را دوست بدارد او را دروغگو خطاب کرده شهادتش را نمی پذیرند.»( روضه کافی، ص 30)

«در آن زمان امیران می باشند اما امین ها  کم می شوند و در آن زمان حکومت را به کسانی می دهند که لایق آن نیستند.»( مهدی منتظر، ص 138؛ ارشادالقلوب، دیلمی باب اشراط الساعه، ص 85.)  


منبع: 
خبرگزاری شبستان :: Shabestan News


لینک ثابت

نقطه پیوند دو انقلاب حسینی و مهدوی را می بایست در اهداف مشترک آن ها یافت که همانا، سه هدف عمدة «آگاهی»، «آزادی» و «عدالت» هستند. تا نهایتا عصر ظهور، عصر تجلی جمال حقیقت هستی در آینه عالم امکان و نورافکنیِ ولی الله اعظم بر تمامی جهانیان می شود.

فرآوری: م. احمدیزاده - بخش مهدویت تبیان
قیام حسین

در حقیقت، تمام انقلاب هایی که بر اساس فطرت شکل گرفته اند، در پی تحقق و رسیدن به این سه هدف بوده اند؛ به این معنا که تمامی انقلاب ها در وهله نخست، بر مبنای کسب آگاهی و شناخت حقیقت و نیز وصول و دستیابی به آن شکل می گیرد. در مرتبه دوم، انقلابیون که غالباً با نظام های طاغوتی رو به رو هستند می کوشند تا خود را از سلطه کسانی که هیچگونه حقی در حاکمیت بر انسانها و جوامع ندارند، رهایی بخشند و در نهایت، برای تحقق عدالت در متن جامعه تلاش می کنند. عدالت، گمشده همیشگی انسانِ آرزومند کمال است که این کمال، به ویژه در حوزه مسایل اجتماعی، خواسته انسان و آرزوی دیرین اوست. نقطه پیوند انقلاب حسینی و انقلاب مهدوی را می بایست در سه مفهوم «آگاهی»، «آزادی» و «عدالت» جست.

آگاهی

آن زمانی که قرآن را تابع آراء و اندیشه های خود ساخته باشند فعالیت امام برای احیاء قرآن و آوردن آراء وافکار و اندیشه ها حول محور قرآن یک فعالیت اساسی است، حضرت قرآن فراموش شده و مهجور مانده را احیاء می کند

انقلاب حسینی به جهت احیای آگاهی و بصیرت هایی که از سوی خلفای جور ، سلب یا منحرف شده بود، به پا شد. عاشورا، تلاشی برای نجات و رهایی امت اسلام از حیرتِ گمراهی و جهلی بود که در طول نیم قرن بدان دچار شده بودند؛ چرا که پس از وفات پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله جامعه، به واسطه کنار گذاشتن ولایت و عمل نکردن به وصیت رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم دچار ارتجاع و بازگشت به دوران جهالت خود شده بود؛ همه اعتقادات پیشین خود را فراموش کرده بود؛ حقایق و محتوای اصلی اسلام را از یاد برده بود و به جای حق، به باطل گرایش یافته بود. در این شرایط بود که امام حسین علیه السلام قیام نمود تا ضمن تبیین حق از باطل، حقیقت را زنده و آگاهی جامعه را نسبت به آن تجدید نماید.
حکومتی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه براساس قرآن کریم بنا می دارد همه قوانین، نظامات، برنامه ها و فعالیت ها حول محور قرآن می باشد. برای تحقق این مهم امام به احیاء قرآن و هدایت آراء و اندیشه ها به سمت قرآن می پردازد.

امام علی علیه السلام در ارتباط با احیاء گری قرآن توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و نقشی که این احیاءگری در حکومت قرآنی جامعه عصر ظهور دارد، فرموده اند: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی» (نهج البلاغه، خطبه 138) امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه هواهای نفسانی را به متابعت هدایت الهی باز می گرداند، در روزگاری که هدایت الهی را به متابعت هواهای نفسانی درآورده باشند و آراء و اندیشه ها را تابع قرآن می گرداند. آن زمانی که قرآن را تابع آراء و اندیشه های خود ساخته باشند فعالیت امام برای احیاء قرآن و آوردن آراء وافکار و اندیشه ها حول محور قرآن یک فعالیت اساسی است، حضرت قرآن فراموش شده و مهجور مانده را احیاء می کند و قرآن، حیات خویش را در متن جامعه باز می یابد و همگان منطبق با آن فعالیت ها، برنامه های خود را تنظیم می کنند.

آزادی

دومین هدف قیام حسینی، آزادی انسان بود. لازم به تذکر است که انسان، دو نوع اسارت دارد: اسارت درون و اسارت بیرون. اسارت درونی انسان، در واقع، حالت سرسپردگی وی در مقابل تمایلات سیری ناپذیر نفس است. این اسارت، دو نوع ظهور خواهد داشت؛ گاه، به صورت استکبار و گاه، به صورت عصیان و گناه. انسانی که اسیر نفس است، انسانی عصیانگر خواهد بود و این عصیان و طغیان، وی را در اجتماع، به انسانی فاسد تبدیل خواهد کرد که اگر به قدرتی دست یابد، همة جامعه را به اسارت خواهد کشاند و آزادی مردمان را سلب خواهد کرد. از این رو می توان گفت که در حقیقت، اسارت باطنی، منشأ و مسبب اسارت ظاهری است و برای رهایی از اسارت ظاهری، می بایست ابتدا زمینه های اسارت باطنی را از میان برداشت. قیام امام حسین علیه السلام نیز در روز عاشورا، از یک سو به جهت زدودن رذائل اخلاقی و نفسانی از متن جامعه و از سوی دیگر، برای آزادی امت از اسارت حکومت یزید بود.

بدهکاری نمی ماند جز اینکه بدهی او پرداخت می شود . مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی ماند ،جز اینکه به صاحب حق باز گردانده می شود . کسی کشته نمی شود مگر اینکه دیه آن را می پردازد . و تنی به قتل نمی رسد مگر اینکه بدهیهای او را می پردازد

در دوران مهدی عجل الله تعالی فرجه عصر رنج هاى بیهوده و بیگارى ها و بردگى ها هم به پایان خواهد رسید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: به دست مهدی علیه السلام بندهای بردگی از گردن شما همه گشوده می گردد (بحار الانوار ج 51 ص57) انسانهای قرن ما، بردگانی به ظاهر آزادند. ذوق ، هنر ، اندیشه و ابتکارشان همه کانالیزه شده و هدایت شده است . مجموعه این بندها و شبکه های پیچیده بر سر راه انسان او را از گوهر اصلی و ماهیت انسانی خویش تهی ساخته است، آزاد شدن از این نوع بردگی ، به معنای آزادی همه استعدادها و خلاقیت ها و نیروهای نهفته انسانی است. و این آزادی است که در پرتو عدالت واقعی مهدوی علیه السلام تحقق می پذیرد، و ذلت و اسارت کلی انسان که در سایه نظام های ستم بنیاد بر بشریت تحمل شده بود ، ره نیستی در پیش می گیرد. (عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام ص55)

عدالت

سومین هدف قیام امام حسین علیه السلام که آرمان تمامی پیامبران و امامان نیز محسوب می شود، برقراری عدالت بوده است. تمامی انبیاء و اوصیای ایشان، مظهر والای عدالت بودند و در صورت دست یابی به قدرت، حکومت آنان نیز تجلی و مظهر عدالت خداوند بود. بر همین اساس، امام حسین علیه السلام نیز در پی ایجاد حکومتی عدالت محور، قیام کرد. 
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه هر نوع طبقه سازی و پدید آمدن برتری های طبقاتی را محو می کنند و عواملی که جامعه ها را به طبقات گوناگون اقتصادی (اشراف سرمایه داران و بینوایان) و سیاسی (طبقه حاکم و فرمانفرما و طبقه محکوم و فرمانبر) و نظامی (طبقه قدرتمند و مسلح به ابزار و طبقه فاقد ابزار نظامی) و فرهنگی (طبقه دانشمند و متفکر و شاعر و هنرمند و ... و طبقه بیسواد و ناآگاه و ... ) ، تقسیم می کند را از میان برمی دارند تا همه مردم بر اصل عدل و معیار و میزان عدالت در کنار هم و با حقوقی مساوی زندگی کنند. انسانها به شخصیت و ارزش واقعی خویش می رسند، و بند ذلت و بردگی از همه برداشته می شود.
آنچه از روایات بر می آید، این است که عدالت آن حضرت عمومی و شامل همه مردم است. امام علی علیه السلام می فرمایند: در توصیف عدالت فراگیر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه برده ای نمی ماند مگر اینکه [امام] او را می خرد و آزاد می کند و بدهکاری نمی ماند جز اینکه بدهی او پرداخت می شود . مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی ماند، جز اینکه به صاحب حق باز گردانده می شود. کسی کشته نمی شود مگر اینکه دیه آن را می پردازد . و تنی به قتل نمی رسد مگر اینکه بدهی های او را می پردازد و خانواده اش را چون دیگر افراد جامعه اداره می کند. (با این روشها) زمین را از داد آکنده گرداند، پس از آنکه از بیداد و ستم آکنده باشد. (بحارالانوار ج 52 ص 224و 225)

این سه هدف، در قیام مهدوی نیز دخیل خواهند بود. یعنی در وهله نخست بکوشند تا آگاهی را بر پایه معرفت دینی به درستی، تفسیر و تعبیر کنند. چرا که معرفت و آگاهی واقعی، همان «معرفت الله» است که ریشه در فطرت الهی دارد. در قدم دوم نیز می بایست از بندهای اسارت درونی و حاکمیت طاغوت، رهایی یافت؛ زیرا حاکمیت طاغوت، ضدّ حاکمیت حق است. هنگامی که انسان، رنگ خدایی گرفت و از هرگونه شرک، خالص شد، لاجرم، عدالت محور و عدالتخواه می شود. از این رو، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به دنبال تحقق عدالت است. عصر ظهور، عصر تجلی جمال حقیقت هستی در آینه عالم امکان و نورافکنیِ ولی الله اعظم بر تمامی جهانیان است.

خلاصه سخن:

منتظران نیز مانند انقلاب حسینی در وهله نخست بکوشند تا آگاهی را بر پایه معرفت دینی به درستی، تفسیر و تعبیر کنند. در قدم دوم نیز می بایست از بندهای اسارت درونی و حاکمیت طاغوت، رهایی یافت؛ زیرا حاکمیت طاغوت، ضدّ حاکمیت حق است. لاجرم، عدالت محور و عدالتخواه می شود. از این رو، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به دنبال تحقق عدالت است.


منبع: 
اهداف انقلاب حسینی و انقلاب مهدوی، سید معزالدین حسینی 
احیاء قرآن کریم برنامه دولت امام مهدی علیه السلام، سیدمحمدرضا علاءالدین 
نمای عدالت در حکومت مهدوی، به نقل از جهان


لینک ثابت

امنیت و آرامش کامل را به وجود خواهد آورد و بدینسان شب سرد، تاریک و ظلمانی انسانهای مظلوم را به پایان خواهد رساند و انتهای فصل سرما و یخبندان اخلاق و ارزشهای انسانی را اعلام خواهدکرد و این است معنای کلام الهی «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»

اعظم کارگر شریف- بخش مهدویت تبیان
عصر ظهور، امام زمان
یکی از وعده هایی که خداوند متعال در قران کریم به انسان داده است از بین رفتن حزن و ترس انسان است، انسانها همیشه به دنبال یک زندگی آرام هستند و امنیت و آسایش یکی از ارکان زندگی سالم و انسانی است، اما دنیا طلبی و خود خواهی بشر این آرامش را از او سلب کرده است، خداوند در قرآن کریم می فرماید «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون» كسانى كه گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس استقامت به خرج دادند، نه ترسى براى آنهاست و نه غمى دارند.(احقاف، آیه 13) این آیه به دو نکته اشاره دارد یکی توحید و یکتا پرستی و دیگر استقامت و صبر در این راه. آدمی که در راه توحید ایستادگی کرد هیچ غصه‌ای نخواهد داشت. این آدم به امنیت می‌رسد. حال این امنیت چه زمانی اجتماعی شده و همه جهان را فرا می گیرد؟ وقتی قرآن می فرماید استقامت در راه دین و توحید هیچ خوف و حزنی برای بشر باقی نمی گذارد مسلما اگر روزی تمام احکام و قوانین اسلام  به صورت کامل اجرا شود، امنیت کامل در سایه تقوا و اجرای عدالت ایجاد خواهد شد. واین امر قطعا در عصر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه محقق خواهد شد. تا حدی که مردم آرزو کنند ای کاش مردگانشان زنده بودند و همچون آنان از نعمت های الهی بر خوردار می گشتند.

تبدیل خوف به امنیت

وقتی قرآن می فرماید استقامت در راه دین و توحید هیچ خوف و حزنی برای بشر باقی نمی گذارد مسلما اگر روزی تمام احکام و قوانین اسلام  به صورت کامل اجرا شود، امنیت کامل در سایه تقوا و اجرای عدالت ایجاد خواهد شد

عدالت و امنیت از برترین و مقدم ترین نعمت ها و دستاوردهایی است که توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به بشریت هدیه خواهد شد، همان امنیت  فراگیری که خداوند وعده داده است. در سوره مبارکه نور می خوانیم « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏» خداوند به كسانى كه از شما ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه آنها را قطعا خلیفه روى زمین خواهد كرد، همانگونه كه پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید. همچنین «وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ‏» و دین و آئینى را كه براى آنها پسندیده، به طور ریشه‏دار و پا بر جا در صفحه زمین مستقر سازد. و نیز «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» و خوف و ترس آنها را، به امنیت و آرامش مبدل خواهد كرد. و باز در ادامه می خوانیم «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» و آن چنان مى‏شود كه تنها مرا مى‏پرستند و چیزى را شریك من قرار نخواهند داد. مسلم است بعد از این سیطره حكومت توحید و استقرار آئین الهى و از میان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنى و هر گونه شرك" كسانى كه بعد از آن كافر شوند فاسقان واقعى آنها هستند. «وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏» (سوره مبارکه نور، آیه 55) در این آیه تاکید بسیار بر تبدیل خوف و نگرانی مؤمنان به امنیت است که در سایه ی حکومت و خلافت صالحان  این امنیت مطلق برقرار می شود. 
از مجموع آیه چنین بر مى‏آید كه خداوند به گروهى از مسلمانان كه داراى این دو صفت هستند، "ایمان" و" عمل صالح" سه نوید داده است: 1- استخلاف و حكومت روى زمین. 2- نشر آئین حق به طور اساسى و ریشه‏دار در همه جا. 3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنى. نتیجه این امور آن خواهد شد كه با نهایت آزادى خدا را بپرستند و فرمان هاى او را گردن نهند و هیچ شریك و شبیهى براى او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند. روایاتی که در تفسیر این آیه شریفه وارد شده است، منظور از این آیه را عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه دانسته است. امام سجاد علیه السلام در باره این آیه فرمودند: این آیه در باره قائم، مهدی علیه السلام نازل شده است.(منتخب الاثر ص 63)

آرامش واقعی در عصر ظهور

آری در پرتو حکومت عدالت گستر مهدوی، جامعه عصر ظهور از نعمت امنیت و آسایش فکری بهره مند خواهد شد. در آن زمان امنیت از جمیع جهات در حد اعلا تأمین است: امنیت مالی، امنیت جانی، امنیت فکری و فرهنگی، امنیت اقتصادی، امنیت اعتقادی، امنیت اجتماعی، به طور کل آرامش بر جامعه حکم فرما خواهد بود. همچنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «امت من در زمان مهدی از چنان نعمتی برخوردار شوند که مانند آن را هرگز ندیده اند، آسمان پی در پی باران بارد و زمین با تمام توان، گیاهانش را برویاند» و نیز فرمودند: «امت او نزدش پناه جویند همچون زنبورهای عسل که نزد ملکه خود گرد آیند، زمین را از عدل و داد مالامال کند همانگونه که از جور وستم مالامال شده است، بگونه ای که مردم به (آرامش) جامعه نخستین خود باز گردند، نه خفته ای را بیدار کنند و نه خونی ریخته شود» (نسخه خطی ابن حماد ص 99، برگرفته از کتاب عصر ظهور علی کورانی)

بعد از این سیطره حكومت توحید و استقرار آئین الهى و از میان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنى و هر گونه شرك" كسانى كه بعد از آن كافر شوند فاسقان واقعى آنها هستند. «وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏»

این روایت و روایات بسیاری که در این مورد بیان شده تأیید می کنند که جامعه انسانی در عصر ظهور  حضرت مهدی(عج) جامعه ای در اوج امنیت و آرامش، با محبت و دوستی و بدون اختلاف و کشمکش است زیرا در سایه عدالت مهدوی دشمنی ها به دوستی، نزاع ها به صلح و کینه ها به محبت بدل می شود. صفا و مهر نه تنها میان بشر بلکه میان حیوانات نیز شایع می گردد. و این امنیت چنان فراگیر و با ثبات است که همه راه ها امن می شود.
هنگامی که از امام صادق علیه السلام سوال می شود: چرا آرزوی ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه را داشته باشیم؟ امام صادق علیه السلام در جواب می فرمایند: سبحان الله! آیا دوست نداری که امام، عدالت را در جهان بگستراند و امنیت را در راه ها برقرار سازد و با حکم منصفانه، با ستمدیده رفتار نماید و به او یاری رساند. (بحارالانوار /52/ باب 22 فضل انتظارالفرج)

خلاصه سخن: 

حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه با استقرار نظام عدالت گستر و ارزشمدار عصر ظهور، تمام وعده های داده شده در قرآن و احادیث را محقق خواهد کرد، دین خدا را بر کل جهان عرضه خواهد داشت زمام امور را به دست انسان های مظلوم و ستمدیده، خواهد سپرد و به انسانهای مؤمن و متقی، عزت خواهد داد، حزب الله، را به پیروزی خواهد رساند، اضطراب و نگرانی ر ا از تمام زوایای زندگی از بین خواهد برد. امنیت و آرامش کامل را به وجود خواهد آورد و بدینسان شب سرد، تاریک و ظلمانی انسانهای مظلوم را به پایان خواهد رساند وانتهای فصل سرما و یخبندان اخلاق و ارزشهای انسانی را اعلام خواهدکرد و این است معنای کلام الهی: وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً


لینک ثابت

عموم افراد در عصر ظهور در مراتب بالاى رشد و كمال قرار مى گیرند، اما اجر و پاداش انسانهایى كه در دوران قبل از ظهور زندگى مى كنند و دین خود را نگه داشته اند و تسلیم وسوسه هاى شیطان نشده اند، از مردمانى كه در دوران ظهور زندگى خواهند كرد و تحت حاكمیت عدل الهى روزگار سپرى می كنند، بیشتر و بالاتر است.

فرآوری: م احمدیزاده - بخش مهدویت تبیان
امام زمان ، بقیه الله

یکی از ره آوردهای دوران ظهور و حکومت عادلانه حضرت مهدی علیه السلام آزادی انسان ها از بردگی و ستمگری است، بشری که در طول تاریخ ستم ها و ظلم ها، آزادی واقعی او را سلب کرده و او را به بردگی و بندگی کشیده است در آن دوران به آزادی واقعی و مشروع و دلخواه خود خواهد رسید. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمود: «لیحل فیها ربقاً و یعتق رقّاً» مهدی بر سیره صالحان رفتار می کند، تا گره ها را بگشاید، و بردگان [و ملّت های اسیر و رنج دیده و ستم کشیده] را آزاد سازد. (نهج البلاغه، خطبه 150)

عوامل گناه برچیده می شود

مهم ترین عامل صدور گناه از انسان طمع و حرص او به اندوختن مال دنیا و احساس نیاز انسان به متاع دنیا است. وقتى انسان به قدر کفایت از مال و ثروت بهره مند گشته و عزت و آبروى اجتماعى بیابد و بینش او الاهى شود و دنیا و متاع آن برایش بى ارزش گردد و به یقین برسد که تمامى وعده هاى الاهى حق اند و - گرچه دیگران نخواهند و نپسندند و در سر راه تحقق آن مانع بتراشند - بالاخره محقق خواهند شد؛ اگر انسان به یقین برسد که معاد و حساب و کتابى در کار است و بهشت و آنچه در آن است قابل مقایسه با عمر دنیا و آنچه در آن است نبوده، دیگر انگیزه اى براى ارتکاب گناه باقى نمى ماند.

موانع بى شمارى مثل حکومت عدل فراگیر که رهایى از عدالت آن امکان ندارد، محیط امن و امان و سالم و عدم پذیرش فساد و تباهى و گناه از طرف عموم مردم، مانع صدور گناه خواهد بود، پس انگیزه، مفقود و مانع، موجود مى شود

به خصوص که بنابر برخى روایات و استدلالهای برخى محققان فرزانه، عمر ابلیس نیز با قیام حضرت مهدی علیه السلام تمام خواهد  شد و به استناد برخی روایات آن ملعون به دست نبى اکرم صلی الله علیه و آله در بیت المقدس ذبح خواهد شد و تسویلات و وسوسه ها و تزیین هاى او هم منقطع مى گردد. (طباطبائی، المیزان [عربى] ج 14، ذیل آی   36، سوره ى حجر، ص 160، 161، 175) از طرف دیگر، موانع بى شمارى مثل حکومت عدل فراگیر که رهایى از عدالت آن امکان ندارد، محیط امن و امان و سالم و عدم پذیرش فساد و تباهى و گناه از طرف عموم مردم، مانع صدور گناه خواهد بود، پس انگیزه، مفقود و مانع، موجود مى شود.

رشد و کمال انسان ها

عموم افراد در عصر ظهور در مراتب بالاى رشد و كمال قرار مى گیرند و زندگى اخلاقى و معنوى پیشه مى كنند اما اجر و پاداش انسانهایى كه در دوران قبل از ظهور زندگى مى كنند و دین خود را نگه داشته اند و تسلیم وسوسه هاى شیطان نشده اند ، از مردمانى كه در دوران ظهور زندگى خواهند كرد و تحت حاكمیت عدل الهى روزگار سپرى می كنند، بیشتر و بالاتر است. در روایتى از امام صادق ( علیه السلام) نقل شده است كه عبادت به همراه خوف و در دولت باطل ، مانند عبادت در حالت امن و دولت حق نیست . بدانید كه هر یك از شما كه نماز فریضه را فرادا و پنهان از دشمن و در وقت بخواند ( وقتى كه علنى و با جماعت امكان ندارد ) خدا ، براى او ثواب بیست و پنج نماز واجب بنویسد و كسى كه نماز مستحبى را در وقت اش به درستى بخواند ، خداوند براى او ثواب ده نماز مستحبى بنویسد و فردى كه كار نیك و حسنهاى انجام دهد خداوند ثواب بیست عمل حسنه براى او بنویسد و هر كس نیكوتر انجام دهد ، خداوند ثواب را مضاعف میكند . سپس حضرت در علت این پاداش میگوید : شما ، صابر همراه با امام و منتظر دولت حق هستید ، بر امام و بر جانهاى خود از شر حاكمان ظلم در هراسید ، حق شما در دست ظالمان است و شما را از آن منع می كنند ، و شما را در تنگى و طلب معاش قرار داده اند ، در حالى كه بر دین و عبادت و اطاعت از امام و ترس از دشمن خود صابر هستید . از این رو خداوند اعمال شما را چند برابر می كند. پس بر شما گوارا باد. سپس حضرت در پایان حدیث می فرمایند : به خدا سوگند ! هر یك از شما به این حال بمیرد ، نزد خداوند افضل است از بسیارى كه در بدر و احد حضور داشتند . ( بحار ، ج 52 ، ص 127 ح 20) و در روایات متعدد انسان منتظر مانند فردى شمرده شده است كه در ركاب پیامبر به شهادت رسیده است. (بحار ج 52 ، ص 126 ، ح 19)

آزمون و ابتلا ادامه دارد

از طرفى طبق روایتى ، شیطان كشته مى شود و مردم در زمان ظهور از شر وسوسه ها و فریبهاى او در امان خواهند ماند ، ولى باز هم انسان داراى حق انتخاب و اختیار است ، پس باز هم امكان خطا و اشتباه براى او هست . به عبارت دیگر ، نفس درونى و وسوسه هاى او ، آدمى را رها نمی كند . 

 دانش آموزى كه در مقطع دبستان امتحان می دهد، در حد و اندازه علمى و توان فكرى از او آزمون گرفته می شود و وقتى به مقطع راهنمایى و دبیرستان وارد می شود، با توجه به رشد علمى و فكرى امتحان سختترى را باید پشت سر بگذارد

همچنین چون دنیا محل ابتلا و امتحان است و مردم دوران ظهور نیز امتحان میشوند ، امتحان آنان در مقطعى دیگر و به صورت دیگر و شاید مشكلتر انجام شود . به عنوان مثال ، دانش آموزى كه در مقطع دبستان امتحان می دهد، در حد و اندازه علمى و توان فكرى از او آزمون گرفته می شود و وقتى به مقطع راهنمایى و دبیرستان وارد می شود، با توجه به رشد علمى و فكرى امتحان سختترى را باید پشت سر بگذارد. 
همین فرد، وقتى وارد دانشگاه شد ، باز باید امتحان بدهد و حتى ممكن است امتحان او به جاى ده سوال ، فقط یك سوال باشد و به او اجازه استفاده از كتب نیز داده شود ، ولى روشن است كه امتحان او ، بسیار سخت تر است و بخشش و ارفاق استاد نسبت به او كمتر میشود . اگر دانش آموز ابتدایى بشنود در دانشگاه چنین امتحانى میگیرند ، آن را شاید نوعى ظلم بداند و بگوید : چگونه است من كه مقدار علم كمترى دارم باید سوالات بیشترى را آن هم به صورت حفظى پاسخ دهم ، ولى دانشجو هم سوالات كمترى دارد و هم حق استفاده از كتاب براى او است . ولى فردى كه به همه دوره هاى تحصیلى اشراف دارد ، در مییابد كه كلام این دانش آموز صحیح نیست . 
دوران ظهور نیز چنین است . هر چند امتیازاتى بى نظیر و بى بدیل دارد ، ولى امتحانات خاص خود را نیز دارد . قرآن كریم در مورد زنان پیامبر میگوید : اى همسران پیامبر ! هر كدام از شما گناه آشكارى مرتكب شد ، عذاب او دو چندان است ( احزاب / 30 ) یعنى انتساب شما به پیامبر به شما ویژگى و امتیازى داده است كه اگر تقوا پیشه كنید، مانند دیگر زنان نیستید ( بلكه ممتازتر هستید ) و اگر خطایى مرتكب شوید نیز از دیگران بیشتر در عذاب هستید. (احزاب / 30 - 32) با توجه به دو نكته فوق روشن میشود كه خداوند در همه حال نسبت به بندگان عدالت را مراعات می كند .

خلاصه سخن: مهم ترین عامل صدور گناه از انسان طمع و حرص او به اندوختن مال دنیا و احساس نیاز انسان به متاع دنیا است. وقتى انسان به قدر کفایت از مال و ثروت بهره مند گشته و عزت و آبروى اجتماعى بیابد و بینش او الاهى شود و دنیا و متاع آن برایش بى ارزش گردد و به یقین برسد که تمامى وعده هاى الاهى حق اند، دیگر انگیزه اى براى ارتکاب گناه باقى نمى ماند.
 


منبع: 
حرف آخر، ره آورد حکومت امام زمان (عج) از دیدگاه امام علی (ع) چیست؟ 
اسلام کوئست، آیا بعد از ظهور امام زمان (عج) مردم با وجود آزادی گناه انجام نمی دهند؟ 
جنبش سایبری


لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران