سردرد ملکه
جمعه 22 اردیبهشت 1396 | yousofe-zahra
سردرد ملکه سید جمال الدین حجازی سردرد ملکه شدید شده بود وهر چه از شب می گذشت بر شدتش افزون می گشت. ملکه آن شب را بادرد و نج سپری کرد و ناله زد واشک ریخت. بالاخره صبح سه شنبه،اشعه خورشید تاریکی شب را دریدو صفحه زمین را روشن ساخت امابانو هر دو چشمش را از دست داد وبر اثر یک بیماری مرموز بکلی نابیناشد. بانو سخت متاثر گردید، دیگرهیچ چیز را نمی دید. از غم کوری،سردرد را فراموش کرد . نمی دانست آیا دیدگانش قابل معالجه هست ودرمان می پذیرد یا خیر؟ سید محمد سعید افندی که خوداز استادان و سخنوران عامه درنجف به شمار می رفت و درمدرسه ای نزدیک باب وادی السلام تدریس می نمود، گوید: شوهر این زن ملا امین ، در کتابخانه حمیدی بامن همکاری داشت. او روز سه شنبه نزد من آمد و با افسردگی وپریشانی، حادثه نابینا شدن همسرش را برایم شرح داد و گفت:دیشب بعد از یک سردرد شدید وطولانی هر دو چشم ملکه کور شده وهیچ کس و هیچ چیز را نمی بیند. من از این پیش آمد اظهار تاثر کردم وگفتم: «اگر شفای همسرت رامی خواهی امشب او را در حرم مطهرحضرت مرتضی علی علیه السلام ببر و به حضرتش توسل جسته ، شفای وی را طلب کن و آن بزرگوار را در درگاه الهی واسطه قرار بده شاید خداوندبه برکت امیرالمؤمنین علیه السلام شفایش بخشد.» شب چهارشنبه فرارسید، ملکه همچنان دردمند و مضطرب بود، باآنکه می خواستند او را به حرم شریف مولا برده و متوسل شوند،اما از شدت درد و ناراحتی، چنان بیتاب و ناآرام بود که از تشرف وزیارت منصرف گردیدند. پاسی از شب گذشت ، هنوز زن بیچاره ناله می کرد و درد می کشید .بی قراری او ، آرامش دیگران را نیزبر هم زده بود . همه متاثر و ناراحت بودند. اواخر شب ، اندکی آرام گرفت وساعتی به خواب رفت. اما چیزی نگذشت که از خواب پرید و اظهارخرسندی نمود. خواب عجیبی دیده بود. او با خوشحالی و انبساط خاطر،رؤیای نویدبخش و اعجازآمیزش راتعریف کرد و گفت: در خواب دیدم، شوهرم با خانمی به نام زینب، مرا برای رفتن به حرم حضرت امیر علیه السلام و زیارت مرقدمطهر آن بزرگوار کمک نمودند.همراه آن دو حرکت کردم تا مشرف شوم و توسل بجویم. در راه ، مسجدبزرگ و با عظمتی دیدیم که مملو ازجمعیت بود. تصمیم گرفتیم به آن مسجد برویم و ببینیم چه خبر است. وقتی وارد مسجد شدم ، صدای مردی را شنیدم که از میان انبوه جمعیت مرا شناخت و خطاب به من فرمود: «مترس و نگران نباش ، ان شاءالله هر دو دیده ات شفا می یابد.» من که نابینا بودم و هیچ کس رانمی دیدم، بعد از شنیدن این صدا،پرسیدم: «شما کیستید؟ خدا دروجودتان برکت افزاید.» ایشان فرمودند: «اناالمهدی، من صاحب الزمان ، مهدی هستم » ملکه رؤیای مسرت بخش خود رابدینگونه ادامه داد و گفت : «در این هنگام با خوشحالی از خواب پریدم واحساس کردم نشاط روحی و لذت خاصی وجودم را فرا گرفته است.سپس بی صبرانه در انتظار طلوع خورشید نشستم تا برای زیارت وتوسل شرفیاب شوم.» خورشید بامداد چهارشنبه ازافق سرزد و برای آن بانوی دردمندو نابینا، گرمی، شادی ونشاط زایدالوصفی به ارمغان آورد. آن روز، سوم ماه ربیع الاول سال یکهزارو سیصد و هفده هجری بودکه ملکه با شوهرش همراه عده زیادی از زنان به راه افتادند. اما قبل از زیارت مرقد امیرمؤمنان علیه السلام به طرف خارج شهرحرکت کردند تا به جایگاهی که مقام حضرت مهدی علیه السلام گفته می شودمشرف شوند و توسل جویند. آنها دسته جمعی شهر را پشت سرنهادند و راهی مقام صاحب الزمان علیه السلام شدند. این مقام که داخل وادی السلام است، بیرون نجف قرارگرفته و صحن و گنبدی دارد ومحرابی که به حضرت مهدی علیه السلام منسوب است. وقتی به مقام رسیدند، ملکه به تنهایی وارد شد، میان محراب نشست و با حال عجیبی به توسل ودعا پرداخت. او سخت منقلب بود. از سوز دل ناله می کرد، مثل ابربهار اشک می ریخت ، با صدای بلندگریه می کرد، آنقدر گریست و زاری نمود که بی حال بر زمین افتاد و ازهوش رفت. زنان همراهش که از دور مراقب وی بودند و وضعش را نظاره می کردند، دورش را گرفتند و منتظرماندند تا به حال طبیعی برگردد.ناگهان ملکه به هوش آمد و اطرافش را نگریست. او شفا یافته بود و همه جا را می دید. زنهای عرب ، بامشاهده این کرامت هلهله کنان غریوشادی سردادند. ملکه گفت: «وقتی از حال رفتم وبیهوش افتادم ، دو مرد بزرگوار رادیدم که نزد من آمدند یکی از آن دو ،سن بیشتری داشت. آن آقایی که سنش زیادتر بود،جلو قرار داشت و آن دیگری که جوان بود پشت سر او ایستاده بود.او که سن بیشتری داشت، رو به من نمود و فرمود: «نترس ، بیم نداشته باش »از ایشان پرسیدم:«شماکیستید؟» فرمودند : «من علی بن ابی طالب هستم و این شخصی که پشت سرم ایستاده ، فرزندم مهدی است.» سپس حضرت علی علیه السلام بانویی را که آنجانشسته بود، به نام خواندند وفرمودند : «ای خدیجه ، برخیز ودستت را بر دو چشم این زن بیچاره بکش.» آن بانو به فرمان امام بی درنگ برخاست نزد من آمد، دستش راروی دیدگانم کشید که ناگهان به هوش آمدم وحال طبیعی ام رابازیافتم . وقتی به خود آمدم متوجه شدم،شفا پیدا کرده ام و دیدگانم پر نور وسالم و از سابق بیناتر شده اند و همه جا را بهتر از اول می بینیم . آنگاه دیدم زنها دورم را گرفته و هلهله کنان ، فریادی شادی برآوردند.» ملکه ، شفا پیدا کرد او با توسل به امام عصر مورد لطف حضرت بقیة الله علیه السلام قرار گرفت ، و از کوری نجات یافت. پس از ظهور این کرامت ، ملکه باشوهر و زنان همراهش در حالی که آهنگ درود بر محمد و آل محمدصلی الله علیه وآله وسلم سر می
لینک ثابت
به هر اندازه که چهره کوفه از صدر اسلام تاکنون تیره و تار بوده به همان اندازه کوفه عصر ظهور، دارای سیمای روشن و نورانی است و تمجیدهای فراوانی از کوفه و ساکنان آن در عصر ظهور شده است. کوفه زمان عاشورا با کوفه زمان ظهور، تفاوت های اساسی دارد و مردم آن از وفادارترین، صالح ترین و ولایی ترین امت ها خواهند بود. امام زمان(عج) به آنها اعتماد کرده و مقر حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد و آنجا پایتخت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دنیا خواهد بود و ارزش های دینی از کوفه به همه جای عالم گسترش خواهد یافت؛ تعهد و وفاداری آنان در عصر ظهور، اثبات شده و بهترین یار و یاور امام مهدی(عج) خواهند بود. فرهنگ حاکم بر کوفه آن عصر، فرهنگ قرآنی و ولایی ناب خواهد بود، برعکس دوران عاشورا که فرهنگ منحط اموی و جاهلی بر آن حاکم بود. امیرالمؤمنین(ع) در یک پیش‌بینی و خبر غیبی می‌فرمایند: «گویی هم‌اکنون به شیعیانمان در مسجد کوفه می‌نگرم که خیمه‌ها زده‌اند و قرآن را بدان گونه که نازل شده به مردم می‌آموزند. بدانید که قائم(عج) ما چون قیام کند آن مسجد را بازسازی و قبله آن را استوار خواهد کرد.» (الغیبة، نعمانی، ص451). دگرگونی های فرهنگی در کوفه طوری است که همه مومنان از اقصي نقاط جهان به آنجا مي آيند؛ چنان كه حديث شريف مي فرمايد: «هنگامي كه قائم(ع) وارد كوفه شود، هيچ مؤمني نمي ماند، جز اينكه در آنجا باشد و يا به سوي آن عزيمت نمايد».(شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 455)
لینک ثابت
روایتی از پیامبر اکرم (ص) دجال به شرترین چیز تفسیر شده است: « الدجال فانه شر غایب ینتظر؛ یعنی دجال شرترین و بدترین غایبی است که انتظار خروج او می رود. واقعیت این است که تاکنون هیچ کس نتوانسته دقیقا بگوید که آیا دجال یک شخص واقعی است یا یک جریان است یا یک گرفتاری و مشکل فرهنگی است یا یک پدیده و شی ء؟! این درحالی است که در منابع شیعی کمترین اشاره ای به دجال شده و نقش سفیانی در جریانات آخرالزمانی پر رنگ مطرح گشته است. بر عکس بحث دجال در منابع اهل سنت به طور گسترده طرح شده است. در هر صورت در روایتی از پیامبر اکرم (ص) دجال به شرترین چیز تفسیر شده است: « الدجال فانه شر غایب ینتظر » ( بحار الانوار ُ ج۷۷ ُ ص۷۸) یعنی دجال شر ترین و بدترین غایبی است که انتظار خروج او می رود یا دجال بدترین و پلیدترین گرفتاری است که برای انسان ها به وجود می آید! پس اصل وجود دجال پذیرفته شده است اما درباره چیستی و کیستی آن نمی توان به نظر قطعی و صائب دست یافت.
لینک ثابت
رهپویان غم مخور ،ایام هجران روبه پایان می رود --- این خمـــــاری از ســــر ما میــگساران می رود پـــرده از روی مـــــاه خویــش بالا می زند --- غمزه را سر می دهد ، غم از دل وجان می رود همان طوری که از عنوان بحث مشخص شده انتظار بر این است که در ابتدای کلام معنای انتظار روشن شود . معنای انتظار : انتظار در واقع به یک حالت روحی و یک جوشش درونی اطلاق می شود که به سبب آن تاثیراتی در اعمال و رفتارانسان رخ می دهد. اگر بخواهیم عامیانه تر صحبت کنیم ، انتظار یعنی آماده و مهیا شدن برای یک رویداد می باشد. در زندگی معمولی ما انسانها زمانی که مطلع شویم که مهمانی برایم درراه است، صاحبخانه و میزبان چه کاری انجام میدهد، اگر قلبا ً خوشحال از آمدن این مهمان نباشد، و در رفتار و کردارهم هیچ گونه حرکتی که نمایان گر آماده سازی محیط برای این مهمان وجود نداشته باشد ،دیگران و خود مهمان می گویند ، که اصلا ًکسی منتظر ما نیست . چرا که انتظار یک سری لوازم دارد که با آن لوازم مشخص و تعریف می شود و صرف مطلع شدن از آمدن آن مهمان را انتظار نمی گویند بلکه این با خبر بودن از ورود کسی فقط اطلاع و آگاهی از یک پیش آمد است که هیچ گونه انطباقی با انتظار ندارد . منتظر کیست ؟ دراین اینجا بحث ما درواقع یک بحث لغوی نیست بلکه به دنبال این موضوع هستیم که با رویکرد قرآنی و پشتوانه روایی و عقلی به دنبال این جواب باشیم که آیا منتظر واقعی ولیعصر (عجل الله تعالی فرج الشریف )چه ویژگی های باید داشته باشد. ویژگی اول : ایمان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ الْعَصْرِ (1)إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ (2) به نام خداوند بخشنده مهربان به عصر سوگند، (1)كه انسانها همه در زیانند (2) با توجه به سوره مبارکه عصر خداوند تبارک و تعالی می فرمایند که تمام انسانها در خسران و زیان هستند، و این خسران و زیان درکلام به شکل عام وارد شده به طوری که تمام افراد را شامل میشود . درادامه آیه یک استثنای وجود دارد که به دنبال این استثنای موجود در کلام افرادی از این خسران و زیان خارج می شوند. (إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا: مگر كسانى كه ایمان آورده ) درواقع این سوال پیش می آید که به چه چیزی ایمان آورده اند که باعث دوری این افراد از خسران و زیان شده است ؟ " آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه. خلاصه این مطلب اینکه ایمان به هر انچه خدا وند تبارک و تعالی و رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وال و سلم ) بیان نموده یکی از لوازم ویژگیهای لاینفک منتظران واقعی ظهور می باشد چرا که در غیر این صورت اطاعت و پیروی نکردن از خدا و رسول مصداق این آیه شریفه می باشد که ِ[ وَ مَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، فاسقند.] (سوره مبارکه مائده آیه 47) با توجه به معنا و تفسیر این آیه شریفه مصادیق این آیه را نمی توان از جمله منتظران ظهور برشمرد .ویژگی دوم :تقوا و عمل صالح وَ عَمِلُوا الصَّالِحات : یکی از وظایف مهم منتظران ظهور پیروی از آیات کلام الله مجید و قدم گذاشتن در مسیر عمل صالح که از تاکیدات کلام الله مجید است می باشد .مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ هر كس كار شایسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حیاتى پاك زنده مى‏داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهیم داد. (سوره مبارکه نحل آیه 97)من سرّه أن یکون من أصحاب القائم، فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده، کان له من الاجر مثل اجر من أدرکه، فجدوا وانتظروا هنیئاً لکم ایتها العصابة المرحومةهر که دوست دارد از یاران قائم باشد باید انتظار کشد و از گناه پرهیز کند و بر اخلاقى نیکو باشد در حالى که منتظر است. پس اگر چنین کسى پیش از قیام قائم درگذرد، او را پاداشى باشد مثل پاداش کسى که قائم را درک کرده باشد. پس کوشش کنید و انتظار کشیده که گوارایتان باد اى گروه مورد رحمت.غیبت نعمانی ، ص 200 ح 16 ؛ اثبات الهداة، ج 3 ص 536 ، ح 488 ؛ بحار الانوار ، ج 52، ص 140، ح 50ویژگی سوم :صبر وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ و یكدیگر را به حق سفارش كرده و یكدیگر را به شكیبایى و استقامت توصیه نموده‏اند! (3)یکی دیگر از ویژگی های منتظران ظهور، داشتن صبر در مسیر انتظار است. این نکته حائز اهمیت است که صابران در راه خدا تسلیم محض فرمان الهی هستند و به هر اندازه که امر الهی در ظهور فرج طولانی شود، باز در این مسیر صبر برای رضای خدا را سر لوحه خود قرار می دهند و ذره ایی از انتظار خود کوتاه نمی آیند و منتظر روز آمدن حضرت می باشند . در پایا ن عرض می کنم منتظر واقعی دارای ملاک و ویژگی های متعددبیشتر می باشد که هم در روایات و هم در کتب معتبر به آن اشاره شده است که به علت رویکرد قرانی مطالب و اختصار در نوشتار از ذکر آنها خوداری کردم لذا از دوستان و سروران خودم تقضی می کنم برای غنای این مبحث و پر ثمر شدن بهتر آن ،مباحث روایی که در این خصوص وارد شده را در قسمت نظرات به سلیقه خودشان وارد کنند بدیهی است که پیگری شما دوستان در این خصوص باعث پر ثمر شدن مباحث می شود .
لینک ثابت
مهدویت مقدمه دین اسلام مسأله مهدویت را تنها یک ایده و تفکر خیالی که بشارت قیام رهبری مبهم در آینده نامعلوم جهت رهایی بشریت از ظلم و جور را می دهد مطرح نساخته است. بلکه آن را به عنوان یک موضوع اعتقادی که دارای نشانه و علائم روشن و پا برجای است مطرح نموده است.[1] این اعتقاد در دل و جان و وجدان امت اسلامی و همچنین در زندگی سیاسی و مبارزاتی آنها وجود دارد. «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ؛[قصص/5-6]و مى‏خواستیم بر كسانى كه در آن سرزمین ناتوان شمرده مى‏شدند- یعنى فرزندان اسرائیل- منت نهیم و آنان را پیشوایان كنیم و آنان را وارثان سازیم و آنان را در آن سرزمین جاى و توان دهیم و به فرعون و هامان- وزیر او- و سپاهیانشان از سوى آنان- بنى اسرائیل- آنچه را كه از آن مى‏ترسیدند بنماییم». آیات فوق، تنها سخن از یك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائیل نیست، بلكه بیانگر یك قانون كلى است، براى همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعیتها، آیه مى‏گوید:«ما اراده داریم كه بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حكومت روى زمین قرار دهیم».[2] این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر كفر. این بشارتى است براى همه انسانهاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور. نمونه‏اى از تحقق این مشیت الهى، حكومت بنى اسرائیل و زوال حكومت فرعونیان بود. و نمونه كاملترش حكومت پیامبر اسلام ص و یارانش بعد از ظهور اسلام بود، حكومت پا برهنه‏ها و تهى‏دستان با ایمان و مظلومان پاكدل كه پیوسته از سوى فراعنه زمان خود مورد تحقیر و استهزاء بودند، و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند. سرانجام خدا به دست همین گروه دروازه قصرهاى كسراها و قیصرها را گشود و آنها را از تخت قدرت بزیر آورد و بینى مستكبران را به خاك مالید. و نمونه گسترده ‏تر آن ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمین بوسیله مهدى (ارواحنا له الفداء) است.[3] و در حدیثى از امام زین العابدین على بن الحسین (علیه السلام) مى‏ خوانیم:« وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ الْأَبْرَارَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ مُوسَى وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ عَدُوَّنَا وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ فِرْعَوْنَ وَ أَشْیَاعِه‏؛[4] سوگند به كسى كه محمد ص را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد كه نیكان از ما اهل البیت و پیروان آنها بمنزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آنها بمنزله فرعون و پیروان او مى‏باشند» (سرانجام ما پیروز مى‏شویم و آنها نابود مى‏شوند و حكومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود)البته حكومت جهانى مهدى (علیه السلام) در آخر كار هرگز مانع از حكومتهاى اسلامى در مقیاسهاى محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشیت الهى در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزى نصیبشان مى‏شود. مهدی منتظر(علیه السلام) واقعیتی غیر قابل انکار اگر انسان اهل تحقیق و بررسی متون و منابع اسلامی باشد به واقع به اصل مهدویت و لزوم و ضرورت آن اعتراف خواهد نمود. روایات بی شماری که در خصوص اصل مهدویت و وجود امام منتظر(علیه السلام) در منابع فریقین نقل شده، وجود هر گونه شک و شبهه ای را در این خصوص منتفی می نماید، مرجع بزرگ اسلام آیه الله شهید صدر در خصوص انکار ناپذر بودن اصل مهدویت می نویسد: «اندیشه اعتقاد به امام مهدی(علیه السلام) به عنوان رهبری که جهان چشم انتظار اوست تا دنیا را به جایگاه بهتر رهنمود سازد، به طور کلی در احادیث پیامبر اعظم(صلی الله علیه و اله) و به ویژه در احادیث ائمه اطهار(علیهم السلام) وجود دارد این روایات در منابع روایی به حدی بر آن تأکید شده که شک و تردید به آن راه پیدا نمی کند. در باره امام مهدی(علیه السلام) چهار صد روایت از طریق اهل سنت نقل شده به طوری که مجموع روایات نقل شده در این باره از طریق شیعه و سنی به بیش از شش هزار روایت می رسد این عدد و رقم در نوع خود بی نظیر است؛ چرا که در بسیاری از امور واضح و بدیهی دین اسلام که معمولاً قطعی و خالی از شک و تردید است به این صورت جمع آوری نشده است.» [5] نظر علمای اهل سنت در خصوص امام مهدی(علیه السلام) 1-حافظ بن عسقلانی می نویسد: «احادیث متواتر تأکید دارد که حضرت مهدی(علیه السلام) از میان مسلمانان بر انگیخته می شود. حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام) نیز در آن زمان فرود می آید پشت سر وی نماز خواهد خواند». [6] 2-قاضی شوکانی در خصوص امام مهدی(علیه السلام) می نویسد: «احادیث مرتبط با مهدی(علیه السلام) بدون هیچ گونه شک و شبهه ای، متواتر است بلکه وصف تواتر بر تمام اصطلاحات نگاشته شده در علم اصول بر کمتر از این هم صدق پیدا می کند پس چگونه می توان فراوانی حدیث در مورد ایشان را متواتر ندانست.»[7] 3-این حجر هیثمی می نویسد: «اخبار و احادیثی که در مورد ظهور مهدی نقل شده است زیاد است و حد تواتر رسیده است».[8] سخن آخر: فراوانی روایاتی که در خصوص ظهور امام مهدی(علیه السلام) در منابع اهل سنت و تشیع وجود دارد جای هر گونه شک و شبهه های در خصوص ظهور امام مهدی(علیه السلام) بر طرف می نماید. و نوید حکومت صالحان را به بشریت نوید می دهد. «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛[انبیاء/105] و هر آینه در زبور- كتاب داوود- پس از ذكر- تورات، یا پس از یاد این امت در زبور- نوشتیم كه زمین را بندگان نیك و شایسته من به میراث مى‏برند.» پی نوشت ها: [1]. همراه با مهدی منتظر، بررسی تطبیقی مهدویت در اندیشه شیعه و سنی: ص 15. [2]. ر.ک: سوره قصص، آیه 5. [3]. تفسیر نمونه، ج‏16، ص18. [4]. مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص95. [5]. بحث حول المهدی: ص64و 63. [6]. فتح الباری: ج5، ص 362. [7]. ابراز الوهم المکنون: ص4. [8]. الصواعق المحرقه: ج2، ص 211.
لینک ثابت
امام زمان به گزارش تبیان به نقل از حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از امام صادق(ع) نقل شده است : «هنگامی که خداوند تعالی به قائم اذن خروج دهد، بر فراز منبر رفته مردمان را به خود دعوت می‌نماید. ایشان آنان را به خدا قسم داده و به حق خود و اینکه در میان آنان بر اساس سنت و کردار رسول خدا(ص) رفتار نماید، فرا می‌خواند. پس خداوند جل جلاله جبرئیل(ع) را می‌فرستد تا آنکه نزد او رسیده بر حطیم فرود می‌آید و می‌گوید: به چه چیزی دعوت می‌کنی؟ قائم(ع) نیز به او خبر می‌دهد، پس جبرئیل می‌گوید: من اولین کسی هستم که با تو بیعت می‌کند، دست بگشا، و دست امام را مسح می‌کند. سیصد و بیش از ده مرد هم آمده و بیعت می‌کنند. ایشان در مکه می‌ماند تا آنکه ده هزار تن یاران کامل شوند و آنگاه رهسپار مدینه می‌شود.» (ارشاد/363) همچنین تفسیر عیاشی از امام صادق(ع) روایت می کند: «همانا نخستین کسی که با قائم(ع) بیعت می‌کند جبرئیل است که به صورت پرنده‌ای سفید نزد او فرود آمده بیعت می‌کند. آنگاه یک پا را بر بیت‌الحرام و دیگری را بر بیت‌المقدس گذارده با صدایی رسا که همه خلایق آن را می‌شنوند ندا می‌دهد: أَتَی أَمْرُاللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ، امر خدا فرا رسید پس در آن شتاب نکنید.»
لینک ثابت
«قرقسيا» كه در برخى نسخه‌ها «قريه‌ى سبا» ، ضبط شده است، نام شهرى است كه در سوريه واقع شده و اكنون در نزديكى مرز عراق و سوريه است. (۱) برخى نيز آن‌را معرّب «گرگ سياه» دانسته‌اند. در علائم ظهور مربوط به خروج سفيانى گفته شده است، او، به محلّى به اين نام وارد مى‌شود و رخدادى بزرگ براى او در آن‌جا اتّفاق مى‌افتد. (۲) امام على عليه‌السّلام مى‌فرمايد: «سفيانى، در شام بر دشمنان پيروز مى‌شود. بعد از آن، بين او و دشمنان ديگرى در «قرقسيا»، جنگى روى مى‌دهد كه پرندگان آسمان و درندگان زمين، از باقي مانده‌هاى كشته‌ها، سير مى‌شوند.» (۳) هم‌چنين «قرقسيا» را محلّى در كنار نهر فرات دانسته‌اند. (۴ بنابراين، به نظر مى‌رسد نام «قرقسيا» تنها اسم محلّى است كه برخى از علائم ظهور در آن اتّفاق مى‌افتد و در كتاب‌ها، بيش از اين اشاره نشده است. ۱) . سيد محمد كاظم قزوينى، امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص454 ۲) . همان، ص 251. ۳) . حسين كريم شاهى بيدگلى، فرهنگ موعود، ص 188 ۴) . بحار الأنوار، ج 13. مهدى موعود، ترجمه‌ى على دوانى، ص983.
لینک ثابت
روایتی از پیامبر اکرم (ص) دجال به شرترین چیز تفسیر شده است: « الدجال فانه شر غایب ینتظر؛ یعنی دجال شرترین و بدترین غایبی است که انتظار خروج او می رود. واقعیت این است که تاکنون هیچ کس نتوانسته دقیقا بگوید که آیا دجال یک شخص واقعی است یا یک جریان است یا یک گرفتاری و مشکل فرهنگی است یا یک پدیده و شی ء؟! این درحالی است که در منابع شیعی کمترین اشاره ای به دجال شده و نقش سفیانی در جریانات آخرالزمانی پر رنگ مطرح گشته است. بر عکس بحث دجال در منابع اهل سنت به طور گسترده طرح شده است. در هر صورت در روایتی از پیامبر اکرم (ص) دجال به شرترین چیز تفسیر شده است: « الدجال فانه شر غایب ینتظر » ( بحار الانوار ُ ج۷۷ ُ ص۷۸) یعنی دجال شر ترین و بدترین غایبی است که انتظار خروج او می رود یا دجال بدترین و پلیدترین گرفتاری است که برای انسان ها به وجود می آید! پس اصل وجود دجال پذیرفته شده است اما درباره چیستی و کیستی آن نمی توان به نظر قطعی و صائب دست یافت.
لینک ثابت
ظهور حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشریف به عنوان بزرگ ترین و باشکوه ترین واقعه جهانی، داراى نشانه‏هایى است. این نشانه ها در امیدبخشی و ایجاد آمادگی عمومی برای استقبال از ظهور حضرت مهدی علیه السلام نقش بسزایی دارند. "دجال" نیز یکی از نشانه‌های غیرحتمی است که در روایات فراوانی به ویژه در کتب اهل سنت، از آن سخن به میان آمده است. مهدیه سعیدی نشاط – بخش مهدویت تبیان دجال، ظهور دجال، تولد دجال، تطبیق دجال دجّال در لغت «دجال» در لغت به معنی «کذاب» یعنی فردی بسیار دروغگو، است. در احادیث زیادی از «دجال»( 234411) نام برده شده است و او کسی است که در آخرالزمان ظاهر می‌شود و ادعای خدایی دارد و به خاطر زیادی دروغ و فریب به او «دجال» گفته می‌شود. (ر.ک. لسان العرب، ج‏11، ص: 237) در یهودیت، مسیحیت و اسلام از «دجّال» سخن به میان آمده است. در انجیل این واژه بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسیح علیه السلام باشند و یا «پدر و پسر» را انكار كنند، به عنوان «دجّال» یاد شده است: «دروغگو كیست؛ جز آن‏كه مسیح بودن عیسى را انكار كند. آن دجّال است كه پسر و پدر را انكار كند» (رساله یوحنا، باب 2، آیه 22) دجال در روایات اسلامی در روایات اهل سنت صفات مختلفی برای دجال نقل شده است از جمله اینکه؛ دجال(103192) کافر است، ادعای خدایی می کند، بین دو چشم او نوشته شده "کافر"، پیامبر از فتنه او به خدا پناه برده است، طول عمرش دراز است، همراه او آب و آتش است، کور را بینا می کند و مرده را زنده می کند و به آسمان فرمان می دهد ببار پس می‌بارد، مردم برای خوردن از طعامی که به همراه دارد از او تبعیت می کنند با اینکه شهادت می دهند کافر است، هرکس او را انکار کند بهشت بر او واجب می شود و عاقبت به دست حضرت مسیح کشته می‌شود. (ر.ک. الفتن ابن حماد، صص 355 تا383) در برخی روایات نیز از وجود چندین «دجّال» صحبت شده است و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت شده است: «یكون قبل خروج الدجال‏ نیف على سبعین‏ دجالا» پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد. (كنز العمال، ج 14، ص200 و الفتن ابن حماد، ص 357) در روایات شیعه نیز به فتنه دجال اشاره شده است؛ امام باقر علیه السّلام فرمود: «مَنْ قَرَأَ وَ أَكْثَرَ مِنْ قِرَاءَةِ الْقَارِعَةِ آمَنَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجَّالِ أَنْ یُؤْمِنَ بِهِ ...» هر كه سوره قارعه را بسیار تلاوت كند خداى گرامى و بزرگ او را از فتنه دجّال و ایمان آوردن به او ... در امان دارد. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 125) در روایت دیگری خروج دجال، یکی از ده علامتی معرفی شده است که قبل از قیامت واقع می شود. (الخصال، ج‏2، ص: 449) طبق روایتی از رسول خدا دجال، یکی از بدترین افراد بین اولین تا آخرین خلق خداوند است؛ نامش در امت های گذشته آمده است ولی در آخرالزمان بیرون می‌آید. «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ شَرُّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ اثْنَا عَشَرَ....وَ الدَّجَّالَ اسْمُهُ فِی الْأَوَّلِینَ وَ یَخْرُجُ فِی الْآخِرِین‏...» (الخصال، ج‏2، ص 458) اینکه سفیانی و دجال کیست نمی دانیم ولی به نظر می رسد دجال با آمریکا و صهیونیست ها تطبیق دارد و سفیانی منطبق با عرب است چرا که خیلی روایت داریم و تطبیق می کنند با همین آل سعود، تکفیری ها، داعش و... که ابزار دست دجال هستند و خودشان را مسلمان می دانند.» در روایتی از امام صادق علیه السّلام درباره چهارده معصوم پرسش شد که چه کسانی هستند؛ ایشان فرمود: محمّد و علىّ و فاطمه و حسن و حسین و ائمّه از فرزندان حسین و آخرین آنها قائمى است كه پس از غیبتش قیام كند و دجّال‏ را بكشد و زمین را از هر جور و ظلمى پاك سازد. (كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 335، باب33، ح7) احتمالات درباره دجال در میان علماى شیعه و همین‏طور علماى اهل سنت دو دیدگاه درباره «دجّال» وجود دارد: برخى عقیده دارند، كه دجال شخص خاصى است درحالى‏كه برخی معتقدند هركس یا هر جریان انحرافى(43859) كه موجب گمراهى مردم شود؛ می تواند دجال باشد. آیت الله مکارم شیرازی حفظه الله با بیان دلایلی دجال را شخص نمی‌دانند. نظر ایشان بر این است که: «همانگونه كه از ریشه لغت دجّال از یك سو و از منابع حدیث از سوى دیگر استفاده مى‏شود، دجّال منحصر به یك فرد نیست بلكه عنوانى است كلّى براى افراد پرتزویر و حیله‏گر؛ و پرمكر و فریب و حقّه باز كه براى كشیدن توده‏هاى مردم به دنبال خود از هر وسیله‏ای استفاده مى‏كنند،....البتّه هیچ مانعى ندارد كه یك دجّال بزرگ در رأس همه آنها باشد. و امّا نشانه‏هایى كه در بعضى از روایات براى او ذكر شده بى‏شباهت به تعبیرات سمبولیك و اشاره و كنایه نیست...بعید نیست دجّال با آن صفاتى كه گفته شد اشاره به فریبكاران و رهبران مادّى ستمگر در دنیاى ماشینى باشد.» (حكومت جهانى مهدى علیه السلام، صص171تا178 ) اما آیت الله نجم الدین طبسی حفظه الله دجال را شخص خاصی می دانند که البته جریانی را به دنبال دارد، ایشان معتقدند: «تعابیرى كه درباره دجّال در روایات آمده با جریان بودن او سازگار نیست، مثلا در روایات آمده است كه امام زمان علیه السّلام یا عیسى ابن مریم دجّال را به قتل مى‏رساند... كه با شخص خاص بودن وى سازگارى دارد. از دیدگاه ما نیز دجّال شخص خاصى است، البته جریان سیاسى و فرهنگى بودن او را نفى نمى‏كنیم؛ ولى معتقدیم دجّال فردى است كه جریانى را نیز به همراه دارد» (تا ظهور، ج‏2، ص: 372) در جمع‏بندى این دیدگاه‏ ها مى‏توان گفت با توجه به این‏كه در روایات از دجال ‏هاى متعدد سخن به میان آمده، هر شخص یا جریانى كه موجب گمراهى مردم گردد، دجال شمرده مى ‏شود؛ اما در میان این دجالان، شخص فریبنده و حیله‏گرى وجود دارد كه سرآمد همه دجالان و فتنه‏گران است و این دجال از نشانه ‏هاى ظهور حضرت به شمار مى‏آید. (مهدویت پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 185) رابطه دجال با آمریکا و صهیونیسم در حال حاضر تكبر، خودكامگى، ظلم، جنایت و جنگ طلبی، به وضوح در فرهنگ و تمدن غربى، سیاست و حتی تكنولوژى آمریكا و یهودیت صهیونیستى(137413) آشكار گشته است. جریانى فاسد و مفسد كه از همه امكانات خود براى سلطه كامل بر زمین، فریب انسان ها و مبارزه با حق بهره مى برد. طبق آنچه گذشت؛ دجال می تواند جریانی استعماری و فریبنده باشد علیه جوامع اسلامی، گرچه رهبری چنین جریانی به دست شخص یا اشخاصی حقیقی است که شاید شناسایی ایشان به سادگی ممکن نباشد. شهید سیّد محمّد صدر در كتاب «تاریخ ما بعد الظهور» فرهنگ و تمدن مادی غرب را که با دو ابزار دانش و نظامى‏گرى به جوامع اسلامى یورش می‌برد را "دجال" معرفی می‌کند چراکه بسیاری به امید رسیدن به ثروت و امكانات مادى به عظمت و چیرگى او ایمان آورده و در دام وسوسه‏هایش گرفتار شده اند. (ر.ک. تاریخ پس از ظهور، ص: 127) احتمالی بودن تطبیق این دو جریان و عدم تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست ها را بر دجال و آل سعود و داعش را بر سفیانی زمان ظهور؛ آشکار می کند. چراکه این احتمال وجود دارد که دجال و سفیانی آستانه ظهور از میان این دو جریان جنایتکار امروزی سربرآورند استاد محمّد طىّ نیز دجّال را قدرتى جهانى می داند و معتقد است: «امكانات مادّى گسترده‏اى كه الآن در اختیار آمریكا قرار دارد، مى‏تواند معجزات و خوارق عاداتى كه در روایات دجال به آن اشاره شده است را عملى سازد. این‏كه در روایات مى‏خوانیم كسى را مى‏كشد و دوباره زنده مى‏كند ممكن است اشاره به سقوط یك نظام سیاسى و احیاى دوباره آن باشد.» (ر.ک. علائم ظهور، علی‌ اصغر رضوانی، ص64 و 65 به نقل از المهدى المنتظر بین الدین و الفكر البشرى، ص 177) بنابراین بعید نیست که دجّال، سمبلی باشد از دشمنی تمدّن و جهان‏بینى مادیگرای غربی به سرکردگی آمریکا و صهیونیست هایی که در پی نابودی دین حق و سلطه کامل بر جهان هستند. تطبیق آمریکا و صهیونست بر دجال در کلام آیت الله امامی کاشانی (حفظه الله) آیت‌الله امامی کاشانی(حفظه الله) در خطبه دوم نمازجمعه ۲۶ آذر ۱۳۹۵، در بخشی از سخنان خود به وضع جهان اسلام و منطقه اشاره کرده و گفتند: «بی سر و سامانی دنیا از دو نقطه دجال و سفیانی شروع می شود... اینکه سفیانی و دجال کیست نمی دانیم ولی به نظر می رسد دجال با آمریکا و صهیونیست ها تطبیق دارد و سفیانی منطبق با عرب است چرا که خیلی روایت داریم و تطبیق می کنند با همین آل سعود، تکفیری ها، داعش و... که ابزار دست دجال هستند و خودشان را مسلمان می دانند.» (سایت شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) در بیانات ایشان توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد؛ اول: با توجه به روایاتی که تعدد دجال و سفیانی را نشان می‌دهد مانند روایتی که فرمود: «یكون قبل خروج الدجال‏ نیف على سبعین‏ دجالا؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد» (كنز العمال، ج 14، ص200. و الفتن ابن حماد، ص: 357) و بیان ایشان که فرمودند: «جهان اسلام را دو گروه یعنی پیروان دجال و پیروان سفیانی به هم می ریزند و اوضاعی که امروز داریم چنین است، وضع ما این است که می بینید.» سخن آیت الله امامی کاشانی مربوط به زمان کنونی ماست نه آستانه ظهور؛ بنابراین نمی توان گفت که ایشان در پی تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست با دجالی که در آستانه ظهور خروج کرده و به دست حضرت مهدی علیه السلام نابود خواهد شد؛ هستند. دوم: از آنجاکه آیت الله امامی کاشانی در سخنان خود تصریح می کنند: «اینکه سفیانی و دجال کیست نمی دانیم» و اینکه فرمودند: «به نظر می رسد...»؛ احتمالی بودن تطبیق این دو جریان و عدم تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست ها را بر دجال و آل سعود و داعش را بر سفیانی زمان ظهور؛ آشکار می کند. چراکه این احتمال وجود دارد که دجال و سفیانی آستانه ظهور از میان این دو جریان جنایتکار امروزی سربرآورند و ممکن است طی سالیان دراز دوجریان حاضر متحول و یا نابود شوند و در آستانه ظهور سفیانی و دجالی دیگری در مقابل امام زمان علیه‌ السلام خروج کنند که در واقع آنها مد نظر روایات بوده اند. خلاصه سخن: درباره اینکه دجال شخص باشد دو نظریه وجود دارد. در جمع‏بندى این دیدگاه‏ ها مى‏توان گفت هر شخص یا جریانى كه موجب گمراهى مردم گردد، دجال شمرده مى ‏شود. با توجه به روایاتی که تعدد دجال و سفیانی را نشان می‌دهد، از بیانات آیت الله امامی کاشانی که دجال را به آمریکا و صهیونیست تطبیق دادند، استفاده می شود که سخن ایشان مربوط به زمان کنونی ماست نه آستانه ظهور؛ بنابراین نمی توان گفت که ایشان در پی تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست با دجالی که در آستانه ظهور خروج کرده و به دست حضرت مهدی علیه السلام نابود خواهد شد؛ هستند.
لینک ثابت
نقش مردم در انقلاب جهانی!
پنج‌شنبه 19 اسفند 1395 | yousofe-zahra
لزوم تشکیل حکومت از نگاه هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. اصلی که در حکومت جهانی حضرت نیز محقق است. طیبه نوحی – بخش مهدویت تبیان امام زمان، صاحب الزمان آیا وقت آن نشده راه بر ستیزه جویان و نابخردان که هر آن بشر را به سیاه چال های نادانی سوق می دهند، بسته شود؟همان ها که از جهل بشر سوء استفاده نموده و پیوسته راه بر تعالی او می بندند و بر اندیشه او ارجی نمی نهند. ادیان جدید، رقیب و ساختگی بر سر راه او می گمارند. لزوم حکومت همه می دانند که آنچه بیش از همه باعث رشد انسان شده و چون چراغی راهگشا در برابر سیلاب این حوادث، هادی و روشنگر وی است، حکومت می باشد. لزوم تشکیل حکومت در نظر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. تنها کسانی که سود و منفعت خود را در هرج و مرج می دانند از نظم و قانون حاکم بر جامعه بشری نگران و هراسناک خواهند شد.. حکمت ضرورت حکومت و وجود رهبری سیاسی تامین حداقل نیاز و حقوق مردم است که برای این هدف تشکیل حکومت به هر شکل آن اجتناب ناپذیر است. اینکه هر حکومتی دارای سه رکن اصلی رهبری، ایدئولوژی و مردم است کاملا مبرهن می نماید. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قائده مستثنا نبوده است. راز ماندگاری در تاریخ و بارور شدن این است که اصل و ریشه، طیب و پاکیزه باشد. چنانچه خداوند می فرمایند: أَلَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ ﴿ابراهیم، آیه ۲۴﴾ آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ریشه‏ اش استوار و شاخه‏ اش در آسمان است. نهالی که در سرزمین مناسبی غرس شود رشد خواهد نمود. نهال حکومت جهانی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در سرزمین اسلام قرار گرفته است. چرا که انقلاب اسلامی هویت اسلامی بود و در آن از هیچ ایدئولوژی غربی استفاده نشده بود . اینکه هر حکومتی دارای سه رکن اصلی رهبری، ایدئولوژی و مردم است کاملا مبرهن می نماید. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قائده مستثنا نبوده است زمینه سازی حکومت توسط مردم یکی از اساسی ترین موارد تاکید شده در اصل حکومت و هر انقلابی مردم هستند. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. اصلی که در حکومت جهانی حضرت نیز محقق است. خداوند می فرمایید: إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ 11 رعد .این امر به عنوان اصلی است که شاید کمتر کسی آن را نمی پذیرد . مقاتل بن سلیمان شاگرد مکتب تفسیری ابن عباس تاکید می کند که کفار مکه یکی از نمونه های بارزی بودند که شامل این سنت الهی شدند. (مقاتل بن سلیمان/ ج 2/ 370) ظهور حکومت حضرت نیز بر این اصل استوار است و نقش مردم در زمینه سازی و پیشبرد این امر و همچنین در هنگام ظهور ضرورتی اجتناب ناپذیر است. سزاوار است مردم بر این امر کوشیده و آگاهان نا آگاهان را بیدار نمایند چرا که ایشان در بستر سازی و فراهم نمودن زمینه های ظهور نقش اساسی ایفا می کنند . اگر چه برخی به اشتباه معتقدند مردم، هم اکنون وظیفه ای نداشته و بعد از برقراری حکومت مصلح کل، باید نقش خود را ایفا کنند. به صراحت می توان گفت طبق آیه ی 11 سوره رعد اگر خودشان نخواهند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اگرچه؛ نقش آنان را بعد از حکومت نیز نادیده نخواهیم گرفت. بنابراین اگرچه در کنار زمینه ها ، فراهم آمدن شرایط ظهور نیز دارای اهمیت است اما چه بسا شرایط پدید آمده در جهان معاصر منتظر حلقه ی آخرین این زنجیر یعنی دگرگونی مردم باشند. همه می دانند که آنچه بیش از همه باعث رشد انسان شده و چون چراغی راهگشا در برابر سیلاب این حوادث، هادی و روشنگر وی است، حکومت می باشد ایجاد همبستگی و یکپارچگی بین انسان ها و افکار و آمال و دیدگاه های آنان شاید امروزه از مسائل دست نیافتنی محسوب شود. اما با ظهور یگانه منجی قطب عالم امکان و با بالارفتن بینش و از بین رفتن منیّت ها و خودخواهی ها اتحاد شگرفی در میان انسان ها رخ خواهد داد. امام باقر علیه السلام می فرمایند: تمام جهان، ملت واحد می شوند و آن ملت اسلام است و هر چه معبود غیر خدا در زمین باشد به آتش فرود آمده از آسمان خواهند سوخت (منخب الاثر / ص 308) خلاصه سخن : لزوم تشکیل حکومت در نظر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. یکی از اساسی ترین موارد تاکید شده در اصل حکومت و هر انقلابی مردم هستند. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. ظهور حکومت حضرت نیز بر این اصل استوار است و نقش مردم در زمینه سازی و پیشبرد این امر و همچنین در هنگام ظهور ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران