«قرقسيا» كه در برخى نسخه‌ها «قريه‌ى سبا» ، ضبط شده است، نام شهرى است كه در سوريه واقع شده و اكنون در نزديكى مرز عراق و سوريه است. (۱) برخى نيز آن‌را معرّب «گرگ سياه» دانسته‌اند. در علائم ظهور مربوط به خروج سفيانى گفته شده است، او، به محلّى به اين نام وارد مى‌شود و رخدادى بزرگ براى او در آن‌جا اتّفاق مى‌افتد. (۲) امام على عليه‌السّلام مى‌فرمايد: «سفيانى، در شام بر دشمنان پيروز مى‌شود. بعد از آن، بين او و دشمنان ديگرى در «قرقسيا»، جنگى روى مى‌دهد كه پرندگان آسمان و درندگان زمين، از باقي مانده‌هاى كشته‌ها، سير مى‌شوند.» (۳) هم‌چنين «قرقسيا» را محلّى در كنار نهر فرات دانسته‌اند. (۴ بنابراين، به نظر مى‌رسد نام «قرقسيا» تنها اسم محلّى است كه برخى از علائم ظهور در آن اتّفاق مى‌افتد و در كتاب‌ها، بيش از اين اشاره نشده است. ۱) . سيد محمد كاظم قزوينى، امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص454 ۲) . همان، ص 251. ۳) . حسين كريم شاهى بيدگلى، فرهنگ موعود، ص 188 ۴) . بحار الأنوار، ج 13. مهدى موعود، ترجمه‌ى على دوانى، ص983.
لینک ثابت
روایتی از پیامبر اکرم (ص) دجال به شرترین چیز تفسیر شده است: « الدجال فانه شر غایب ینتظر؛ یعنی دجال شرترین و بدترین غایبی است که انتظار خروج او می رود. واقعیت این است که تاکنون هیچ کس نتوانسته دقیقا بگوید که آیا دجال یک شخص واقعی است یا یک جریان است یا یک گرفتاری و مشکل فرهنگی است یا یک پدیده و شی ء؟! این درحالی است که در منابع شیعی کمترین اشاره ای به دجال شده و نقش سفیانی در جریانات آخرالزمانی پر رنگ مطرح گشته است. بر عکس بحث دجال در منابع اهل سنت به طور گسترده طرح شده است. در هر صورت در روایتی از پیامبر اکرم (ص) دجال به شرترین چیز تفسیر شده است: « الدجال فانه شر غایب ینتظر » ( بحار الانوار ُ ج۷۷ ُ ص۷۸) یعنی دجال شر ترین و بدترین غایبی است که انتظار خروج او می رود یا دجال بدترین و پلیدترین گرفتاری است که برای انسان ها به وجود می آید! پس اصل وجود دجال پذیرفته شده است اما درباره چیستی و کیستی آن نمی توان به نظر قطعی و صائب دست یافت.
لینک ثابت
ظهور حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشریف به عنوان بزرگ ترین و باشکوه ترین واقعه جهانی، داراى نشانه‏هایى است. این نشانه ها در امیدبخشی و ایجاد آمادگی عمومی برای استقبال از ظهور حضرت مهدی علیه السلام نقش بسزایی دارند. "دجال" نیز یکی از نشانه‌های غیرحتمی است که در روایات فراوانی به ویژه در کتب اهل سنت، از آن سخن به میان آمده است. مهدیه سعیدی نشاط – بخش مهدویت تبیان دجال، ظهور دجال، تولد دجال، تطبیق دجال دجّال در لغت «دجال» در لغت به معنی «کذاب» یعنی فردی بسیار دروغگو، است. در احادیث زیادی از «دجال»( 234411) نام برده شده است و او کسی است که در آخرالزمان ظاهر می‌شود و ادعای خدایی دارد و به خاطر زیادی دروغ و فریب به او «دجال» گفته می‌شود. (ر.ک. لسان العرب، ج‏11، ص: 237) در یهودیت، مسیحیت و اسلام از «دجّال» سخن به میان آمده است. در انجیل این واژه بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسیح علیه السلام باشند و یا «پدر و پسر» را انكار كنند، به عنوان «دجّال» یاد شده است: «دروغگو كیست؛ جز آن‏كه مسیح بودن عیسى را انكار كند. آن دجّال است كه پسر و پدر را انكار كند» (رساله یوحنا، باب 2، آیه 22) دجال در روایات اسلامی در روایات اهل سنت صفات مختلفی برای دجال نقل شده است از جمله اینکه؛ دجال(103192) کافر است، ادعای خدایی می کند، بین دو چشم او نوشته شده "کافر"، پیامبر از فتنه او به خدا پناه برده است، طول عمرش دراز است، همراه او آب و آتش است، کور را بینا می کند و مرده را زنده می کند و به آسمان فرمان می دهد ببار پس می‌بارد، مردم برای خوردن از طعامی که به همراه دارد از او تبعیت می کنند با اینکه شهادت می دهند کافر است، هرکس او را انکار کند بهشت بر او واجب می شود و عاقبت به دست حضرت مسیح کشته می‌شود. (ر.ک. الفتن ابن حماد، صص 355 تا383) در برخی روایات نیز از وجود چندین «دجّال» صحبت شده است و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله روایت شده است: «یكون قبل خروج الدجال‏ نیف على سبعین‏ دجالا» پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد. (كنز العمال، ج 14، ص200 و الفتن ابن حماد، ص 357) در روایات شیعه نیز به فتنه دجال اشاره شده است؛ امام باقر علیه السّلام فرمود: «مَنْ قَرَأَ وَ أَكْثَرَ مِنْ قِرَاءَةِ الْقَارِعَةِ آمَنَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجَّالِ أَنْ یُؤْمِنَ بِهِ ...» هر كه سوره قارعه را بسیار تلاوت كند خداى گرامى و بزرگ او را از فتنه دجّال و ایمان آوردن به او ... در امان دارد. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 125) در روایت دیگری خروج دجال، یکی از ده علامتی معرفی شده است که قبل از قیامت واقع می شود. (الخصال، ج‏2، ص: 449) طبق روایتی از رسول خدا دجال، یکی از بدترین افراد بین اولین تا آخرین خلق خداوند است؛ نامش در امت های گذشته آمده است ولی در آخرالزمان بیرون می‌آید. «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ شَرُّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ اثْنَا عَشَرَ....وَ الدَّجَّالَ اسْمُهُ فِی الْأَوَّلِینَ وَ یَخْرُجُ فِی الْآخِرِین‏...» (الخصال، ج‏2، ص 458) اینکه سفیانی و دجال کیست نمی دانیم ولی به نظر می رسد دجال با آمریکا و صهیونیست ها تطبیق دارد و سفیانی منطبق با عرب است چرا که خیلی روایت داریم و تطبیق می کنند با همین آل سعود، تکفیری ها، داعش و... که ابزار دست دجال هستند و خودشان را مسلمان می دانند.» در روایتی از امام صادق علیه السّلام درباره چهارده معصوم پرسش شد که چه کسانی هستند؛ ایشان فرمود: محمّد و علىّ و فاطمه و حسن و حسین و ائمّه از فرزندان حسین و آخرین آنها قائمى است كه پس از غیبتش قیام كند و دجّال‏ را بكشد و زمین را از هر جور و ظلمى پاك سازد. (كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 335، باب33، ح7) احتمالات درباره دجال در میان علماى شیعه و همین‏طور علماى اهل سنت دو دیدگاه درباره «دجّال» وجود دارد: برخى عقیده دارند، كه دجال شخص خاصى است درحالى‏كه برخی معتقدند هركس یا هر جریان انحرافى(43859) كه موجب گمراهى مردم شود؛ می تواند دجال باشد. آیت الله مکارم شیرازی حفظه الله با بیان دلایلی دجال را شخص نمی‌دانند. نظر ایشان بر این است که: «همانگونه كه از ریشه لغت دجّال از یك سو و از منابع حدیث از سوى دیگر استفاده مى‏شود، دجّال منحصر به یك فرد نیست بلكه عنوانى است كلّى براى افراد پرتزویر و حیله‏گر؛ و پرمكر و فریب و حقّه باز كه براى كشیدن توده‏هاى مردم به دنبال خود از هر وسیله‏ای استفاده مى‏كنند،....البتّه هیچ مانعى ندارد كه یك دجّال بزرگ در رأس همه آنها باشد. و امّا نشانه‏هایى كه در بعضى از روایات براى او ذكر شده بى‏شباهت به تعبیرات سمبولیك و اشاره و كنایه نیست...بعید نیست دجّال با آن صفاتى كه گفته شد اشاره به فریبكاران و رهبران مادّى ستمگر در دنیاى ماشینى باشد.» (حكومت جهانى مهدى علیه السلام، صص171تا178 ) اما آیت الله نجم الدین طبسی حفظه الله دجال را شخص خاصی می دانند که البته جریانی را به دنبال دارد، ایشان معتقدند: «تعابیرى كه درباره دجّال در روایات آمده با جریان بودن او سازگار نیست، مثلا در روایات آمده است كه امام زمان علیه السّلام یا عیسى ابن مریم دجّال را به قتل مى‏رساند... كه با شخص خاص بودن وى سازگارى دارد. از دیدگاه ما نیز دجّال شخص خاصى است، البته جریان سیاسى و فرهنگى بودن او را نفى نمى‏كنیم؛ ولى معتقدیم دجّال فردى است كه جریانى را نیز به همراه دارد» (تا ظهور، ج‏2، ص: 372) در جمع‏بندى این دیدگاه‏ ها مى‏توان گفت با توجه به این‏كه در روایات از دجال ‏هاى متعدد سخن به میان آمده، هر شخص یا جریانى كه موجب گمراهى مردم گردد، دجال شمرده مى ‏شود؛ اما در میان این دجالان، شخص فریبنده و حیله‏گرى وجود دارد كه سرآمد همه دجالان و فتنه‏گران است و این دجال از نشانه ‏هاى ظهور حضرت به شمار مى‏آید. (مهدویت پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 185) رابطه دجال با آمریکا و صهیونیسم در حال حاضر تكبر، خودكامگى، ظلم، جنایت و جنگ طلبی، به وضوح در فرهنگ و تمدن غربى، سیاست و حتی تكنولوژى آمریكا و یهودیت صهیونیستى(137413) آشكار گشته است. جریانى فاسد و مفسد كه از همه امكانات خود براى سلطه كامل بر زمین، فریب انسان ها و مبارزه با حق بهره مى برد. طبق آنچه گذشت؛ دجال می تواند جریانی استعماری و فریبنده باشد علیه جوامع اسلامی، گرچه رهبری چنین جریانی به دست شخص یا اشخاصی حقیقی است که شاید شناسایی ایشان به سادگی ممکن نباشد. شهید سیّد محمّد صدر در كتاب «تاریخ ما بعد الظهور» فرهنگ و تمدن مادی غرب را که با دو ابزار دانش و نظامى‏گرى به جوامع اسلامى یورش می‌برد را "دجال" معرفی می‌کند چراکه بسیاری به امید رسیدن به ثروت و امكانات مادى به عظمت و چیرگى او ایمان آورده و در دام وسوسه‏هایش گرفتار شده اند. (ر.ک. تاریخ پس از ظهور، ص: 127) احتمالی بودن تطبیق این دو جریان و عدم تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست ها را بر دجال و آل سعود و داعش را بر سفیانی زمان ظهور؛ آشکار می کند. چراکه این احتمال وجود دارد که دجال و سفیانی آستانه ظهور از میان این دو جریان جنایتکار امروزی سربرآورند استاد محمّد طىّ نیز دجّال را قدرتى جهانى می داند و معتقد است: «امكانات مادّى گسترده‏اى كه الآن در اختیار آمریكا قرار دارد، مى‏تواند معجزات و خوارق عاداتى كه در روایات دجال به آن اشاره شده است را عملى سازد. این‏كه در روایات مى‏خوانیم كسى را مى‏كشد و دوباره زنده مى‏كند ممكن است اشاره به سقوط یك نظام سیاسى و احیاى دوباره آن باشد.» (ر.ک. علائم ظهور، علی‌ اصغر رضوانی، ص64 و 65 به نقل از المهدى المنتظر بین الدین و الفكر البشرى، ص 177) بنابراین بعید نیست که دجّال، سمبلی باشد از دشمنی تمدّن و جهان‏بینى مادیگرای غربی به سرکردگی آمریکا و صهیونیست هایی که در پی نابودی دین حق و سلطه کامل بر جهان هستند. تطبیق آمریکا و صهیونست بر دجال در کلام آیت الله امامی کاشانی (حفظه الله) آیت‌الله امامی کاشانی(حفظه الله) در خطبه دوم نمازجمعه ۲۶ آذر ۱۳۹۵، در بخشی از سخنان خود به وضع جهان اسلام و منطقه اشاره کرده و گفتند: «بی سر و سامانی دنیا از دو نقطه دجال و سفیانی شروع می شود... اینکه سفیانی و دجال کیست نمی دانیم ولی به نظر می رسد دجال با آمریکا و صهیونیست ها تطبیق دارد و سفیانی منطبق با عرب است چرا که خیلی روایت داریم و تطبیق می کنند با همین آل سعود، تکفیری ها، داعش و... که ابزار دست دجال هستند و خودشان را مسلمان می دانند.» (سایت شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) در بیانات ایشان توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد؛ اول: با توجه به روایاتی که تعدد دجال و سفیانی را نشان می‌دهد مانند روایتی که فرمود: «یكون قبل خروج الدجال‏ نیف على سبعین‏ دجالا؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد» (كنز العمال، ج 14، ص200. و الفتن ابن حماد، ص: 357) و بیان ایشان که فرمودند: «جهان اسلام را دو گروه یعنی پیروان دجال و پیروان سفیانی به هم می ریزند و اوضاعی که امروز داریم چنین است، وضع ما این است که می بینید.» سخن آیت الله امامی کاشانی مربوط به زمان کنونی ماست نه آستانه ظهور؛ بنابراین نمی توان گفت که ایشان در پی تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست با دجالی که در آستانه ظهور خروج کرده و به دست حضرت مهدی علیه السلام نابود خواهد شد؛ هستند. دوم: از آنجاکه آیت الله امامی کاشانی در سخنان خود تصریح می کنند: «اینکه سفیانی و دجال کیست نمی دانیم» و اینکه فرمودند: «به نظر می رسد...»؛ احتمالی بودن تطبیق این دو جریان و عدم تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست ها را بر دجال و آل سعود و داعش را بر سفیانی زمان ظهور؛ آشکار می کند. چراکه این احتمال وجود دارد که دجال و سفیانی آستانه ظهور از میان این دو جریان جنایتکار امروزی سربرآورند و ممکن است طی سالیان دراز دوجریان حاضر متحول و یا نابود شوند و در آستانه ظهور سفیانی و دجالی دیگری در مقابل امام زمان علیه‌ السلام خروج کنند که در واقع آنها مد نظر روایات بوده اند. خلاصه سخن: درباره اینکه دجال شخص باشد دو نظریه وجود دارد. در جمع‏بندى این دیدگاه‏ ها مى‏توان گفت هر شخص یا جریانى كه موجب گمراهى مردم گردد، دجال شمرده مى ‏شود. با توجه به روایاتی که تعدد دجال و سفیانی را نشان می‌دهد، از بیانات آیت الله امامی کاشانی که دجال را به آمریکا و صهیونیست تطبیق دادند، استفاده می شود که سخن ایشان مربوط به زمان کنونی ماست نه آستانه ظهور؛ بنابراین نمی توان گفت که ایشان در پی تطبیق قطعی آمریکا و صهیونیست با دجالی که در آستانه ظهور خروج کرده و به دست حضرت مهدی علیه السلام نابود خواهد شد؛ هستند.
لینک ثابت
لزوم تشکیل حکومت از نگاه هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. اصلی که در حکومت جهانی حضرت نیز محقق است. طیبه نوحی – بخش مهدویت تبیان امام زمان، صاحب الزمان آیا وقت آن نشده راه بر ستیزه جویان و نابخردان که هر آن بشر را به سیاه چال های نادانی سوق می دهند، بسته شود؟همان ها که از جهل بشر سوء استفاده نموده و پیوسته راه بر تعالی او می بندند و بر اندیشه او ارجی نمی نهند. ادیان جدید، رقیب و ساختگی بر سر راه او می گمارند. لزوم حکومت همه می دانند که آنچه بیش از همه باعث رشد انسان شده و چون چراغی راهگشا در برابر سیلاب این حوادث، هادی و روشنگر وی است، حکومت می باشد. لزوم تشکیل حکومت در نظر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. تنها کسانی که سود و منفعت خود را در هرج و مرج می دانند از نظم و قانون حاکم بر جامعه بشری نگران و هراسناک خواهند شد.. حکمت ضرورت حکومت و وجود رهبری سیاسی تامین حداقل نیاز و حقوق مردم است که برای این هدف تشکیل حکومت به هر شکل آن اجتناب ناپذیر است. اینکه هر حکومتی دارای سه رکن اصلی رهبری، ایدئولوژی و مردم است کاملا مبرهن می نماید. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قائده مستثنا نبوده است. راز ماندگاری در تاریخ و بارور شدن این است که اصل و ریشه، طیب و پاکیزه باشد. چنانچه خداوند می فرمایند: أَلَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ ﴿ابراهیم، آیه ۲۴﴾ آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ریشه‏ اش استوار و شاخه‏ اش در آسمان است. نهالی که در سرزمین مناسبی غرس شود رشد خواهد نمود. نهال حکومت جهانی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در سرزمین اسلام قرار گرفته است. چرا که انقلاب اسلامی هویت اسلامی بود و در آن از هیچ ایدئولوژی غربی استفاده نشده بود . اینکه هر حکومتی دارای سه رکن اصلی رهبری، ایدئولوژی و مردم است کاملا مبرهن می نماید. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قائده مستثنا نبوده است زمینه سازی حکومت توسط مردم یکی از اساسی ترین موارد تاکید شده در اصل حکومت و هر انقلابی مردم هستند. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. اصلی که در حکومت جهانی حضرت نیز محقق است. خداوند می فرمایید: إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ 11 رعد .این امر به عنوان اصلی است که شاید کمتر کسی آن را نمی پذیرد . مقاتل بن سلیمان شاگرد مکتب تفسیری ابن عباس تاکید می کند که کفار مکه یکی از نمونه های بارزی بودند که شامل این سنت الهی شدند. (مقاتل بن سلیمان/ ج 2/ 370) ظهور حکومت حضرت نیز بر این اصل استوار است و نقش مردم در زمینه سازی و پیشبرد این امر و همچنین در هنگام ظهور ضرورتی اجتناب ناپذیر است. سزاوار است مردم بر این امر کوشیده و آگاهان نا آگاهان را بیدار نمایند چرا که ایشان در بستر سازی و فراهم نمودن زمینه های ظهور نقش اساسی ایفا می کنند . اگر چه برخی به اشتباه معتقدند مردم، هم اکنون وظیفه ای نداشته و بعد از برقراری حکومت مصلح کل، باید نقش خود را ایفا کنند. به صراحت می توان گفت طبق آیه ی 11 سوره رعد اگر خودشان نخواهند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اگرچه؛ نقش آنان را بعد از حکومت نیز نادیده نخواهیم گرفت. بنابراین اگرچه در کنار زمینه ها ، فراهم آمدن شرایط ظهور نیز دارای اهمیت است اما چه بسا شرایط پدید آمده در جهان معاصر منتظر حلقه ی آخرین این زنجیر یعنی دگرگونی مردم باشند. همه می دانند که آنچه بیش از همه باعث رشد انسان شده و چون چراغی راهگشا در برابر سیلاب این حوادث، هادی و روشنگر وی است، حکومت می باشد ایجاد همبستگی و یکپارچگی بین انسان ها و افکار و آمال و دیدگاه های آنان شاید امروزه از مسائل دست نیافتنی محسوب شود. اما با ظهور یگانه منجی قطب عالم امکان و با بالارفتن بینش و از بین رفتن منیّت ها و خودخواهی ها اتحاد شگرفی در میان انسان ها رخ خواهد داد. امام باقر علیه السلام می فرمایند: تمام جهان، ملت واحد می شوند و آن ملت اسلام است و هر چه معبود غیر خدا در زمین باشد به آتش فرود آمده از آسمان خواهند سوخت (منخب الاثر / ص 308) خلاصه سخن : لزوم تشکیل حکومت در نظر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست. یکی از اساسی ترین موارد تاکید شده در اصل حکومت و هر انقلابی مردم هستند. رشد و آگاهی و حضور همیشگی مردم را نمی توان در به وجود آمدن هر انقلابی نادیده گرفت. ظهور حکومت حضرت نیز بر این اصل استوار است و نقش مردم در زمینه سازی و پیشبرد این امر و همچنین در هنگام ظهور ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
لینک ثابت
ظهور حضرت مهدی(عج) ظهور حکومت عدل الهی، ظهور رحمت، رأفت، امنیت، آسایش، صمیمیت و ... است و حکومت الهی جز اجرای فرامین او و هدایت به صراط مستقیم چیزی دیگر نیست،آنچه که برای شیعیان حضرت مطرح است اینست که بعد از نشانه های مذکور قبل از دوره ظهور حضرت که اتفاقات ناگوار و ناخوشایندی چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی افراد رخ میدهد آیا بعد از ظهور ودر دوره حکومت حضرت برنامه ایی برای جبران این اتفاقات و ظلم و ستم ها وجود دارد آیا برای شیعیان راستین که در آن دوران طاقت فرسای قبل از ظهور حل خواهد شد و اگر می شود به چه شکل .... فرآوری : م. احمدیزاده ظهور، ظهور امام زمان، امام مهدی از جمله اقداماتی که به امام زمان (عج) در هنگام ظهور آن حضرت نسبت داده شده است، و برخی روایات هم به آن اشاره دارد، تخریب برخی مساجد و اماکن متبرکه است در روایات متعدد مشاهده میشود آنچه که تحت عنوان وقایع پس از ظهور و دوره حکومت عدلل از آن یاد میشود که از جمله آن همین تخریب مساجد و اماکن متبرکه است صحت داشته و جزو برنامه ههای آنحضرت است اما چرا ؟ ابوبصیر می‌گوید: امام باقر(ع) فرمود: هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران می‌سازد و همچنین مسجدی که مشرف بر دیگران باشد نمی‌گذارد، مگر اینکه حالت اشراف آن را برداشته و با حالت سادگی می‌گذارد و دیگر مسجدی که در مسیر جاده‌ها قرار گیرد از بین میبرد پس در نتیجه یکی از ذلایل این اقدام حضرت را میتوان ایرادات فیزیکی و شرعی وارد بر این اماکن مثل قبله اشتباه این مساجد که سوی اصلی نمازگزاران را تعیین میکرده و یا اشراف آن بر منازل و یا اماکن دیگر بوده و یا در مسیر حرکت دیگران بودن با توجه به اینکه محل عبادت نباید غصبی یا محل تردد باشد چرا که این امر هم تمرکز بنده را نسبت به خدای متعال کم میکند وهم بلحاظ شرعی نماز مکان غصبی صحیح نمیباشد. امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد دین و مذهب همواره انسان ها را از سطحی نگری و تجمل گرایی زاید منع کرده است. در طول تاریخ اسلام به واسطه تسلط حکومت های نالایق که برداشت صحیحی از تعالیم اسلام نداشتند، مظاهر فرهنگ تمدن اسلامی به اشکال مختلف مورد تغییر قرار گرفت و ظاهر تجمل گرایی به مؤسسات دینی نیز سرایت نموده است. مساجدی که در صدر اسلام محل دعوت به دین و ارشاد و هدایت بود و حتی تصمیمات حکومتی مهم؛ نظیر امر به جهاد با مشرکان در آن جا تصمیم گیری می شد. و در واقع محل عروج انسان به شمار می رفت، در آخر زمان بعضی از این مساجد اهمیت خود را از دست داده و به جای تعلیم و ارشاد دینی در آنها، به گسترش کمی و تزیین آنها پرداخته می شود، در حالی که خالی از مؤمنان است؛ به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: زمانی بر امت من خواهد رسید .... که مساجدشان در ظاهر آباد است، در حالی که از هدایت تهی و ویران می باشد... امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد. دیگر این که امور اصلاحی امام فراگیر است و شامل تمام حوزه های دین می شود. لذا وقتی سخن از خراب کردن مسجد به میان می آید از حیز انتفاع انداختن آن نیست، بلکه از روایات دیگر به همین مضمون استفاده می شود که حضرت در کیفیت بنای مساجد به شکلی که برای مردم مزاحمت ایجاد کرده، نظر دارد و برطرف کردن این اشکال نسبت به اماکن دینی از وظایف حکومت دینی است که امام در رأس آن قرار دارد. این امر نه تنها مذموم نیست، بلکه این پیام را برای انسان ها به همراه دارد که دین حتی در مقدس ترین مقوله ها ضامن حقوق آنها می باشد. همچنین حضرت علی(علیه السلام) از نماز گزاردن در پنج مسجد در کوفه نهی می نمود؛ مسجد اشعث بن قیس کندی، مسجد جریر بن عبدالله بجلی، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم. چهار مسجد از این مساجد را امام باقر (علیه السلام) به مساجد ملعونه تعبیر نموده اند که ممکن است در زمان حضرت قائم وجود داشته باشند و توسط ایشان تخریب شوند. حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر( ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود. حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود در مورد تخریب مسجد الحرام، کعبه، و مسجد النبی نیز روایات حاکی از ویران کردن آنها و از حیز انتفاع ساقط کردن نیست، بلکه آنچه در روایات بدان تصریح شده است، خراب کردن و بنای مجدد آنها است که این امر دلایل خاص خود را دارد. برای مثال خانه کعبه در طول دوره های مختلف تاکنون دچار دگرگونی شده است و بنا به روایتی پیامبر اکرم (ص) قصد اصلاح آن را داشت، لکن شرایط اجتماعی مانع از این امر بودحضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. امام زمان نیز مانند پیامبر(ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود. بر اساس آنچه گفته شد، روشن می شود که تخریب مساجد و یا ویران کردن برخی مساجد و بازسازی آنها در عصر مهدی منتظر(عج) امری دور از انتظار و عجیب نخواهد بود. برخی از مساجد به دلیل عدم رعایت اصول شرعی بنا شده اند و نیز برخی از آنها تغییر ماهیت داده و پایگاهی برای مبارزه با دین شده اند که بر اساس روایات یاد شده تخریب می شوند. همچنین برخی مساجد به دلایل تغییراتی که در طول زمان در حدود آن ایجاد شده، تخریب و بر اساس اولیه خود بازسازی خواهند شد. منابع: سایت جنبش سایبری 313 سایت مشرق
لینک ثابت

 

وجود 313 نفر تنها شرط ظهور امام مهدی نیست تا گفته شود با تکمیل شدن این تعداد چرا ظهور نمی کند، بلکه شرایط دیگری نیز وجود دارد که برخی از آن در روایات بیان شده است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش مهدویت تبیان
یاران امام زمان

روایات متعدد از ائمه ی اطهار علیهم السلام به ما رسیده است که یاران حضرت مهدی 313 نفر به تعداد یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ بدر هستند. (منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الفصل السابع، الباب الخامس، بیست و پنج روایت را با این مضمون گردآوری کرده است) و در منابع روایی اهل سنت نیز همین تعداد به عنوان یاران حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است. (مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، ص 119)

حال سوال این است که: اگر 313 یار امام مهدی (علیه السلام) کامل شود، آن حضرت ظهور خواهند کرد؟!

در تحلیل پاسخ به این سوال می توان گفت که:

مفضّل می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا وقتى براى آن (ظهور امام زمان) تعیین نشده است؟! فرمود: اى مفضل! نه من وقتى بر آن معیّن می کنم و نه وقتى براى آن تعیین شده است! هر کس براى ظهور مهدى ما وقت تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و (به ناحق) ادعا کرده که توانسته است بر اسرار خدا آگاهى یابد!

1- گرچه نمی توانیم ادعا کنیم که در زمانی، این تعداد افرادی که هر کدام باید بخش مهمی از جامعه اسلامی زمان ظهور را مدیریت کنند، وجود داشته اما امام غایب (علیه السلام) ظهور نکرده اند، اما با این وجود، شرط تکمیل تعداد 313 نفر انسان لایق در سپاه امام زمان (عج)، شرط لازم است نه کافی؛ یعنی این طور نیست که با تکمیل این تعداد، آن حضرت ظهور کند، بلکه برای تحقق قیام امام مهدی غیر از این شرط، شرایط دیگری نیز وجود دارد که با تکمیل این تعداد و تحقق تمام شرایط دیگر، آن حضرت ظهور و قیام خواهد نمود. به بیان دیگر، علاوه بر جمع تعداد 313 نفر افراد لایق، شرایط دیگری نیز برای ظهور امام زمان (عج) وجود دارد؛ مانند مرکزیت شهر مقدس قم در نشر دین و آماده شدن جامعه جهانی.
در روایت آمده است امام صادق (علیه السلام) نام کوفه را برد و فرمود: به زودى کوفه از مؤمنان تهى می شود و دانش از او نهان گردد، چنانچه مار در سوراخش پنهان شود. سپس دانش در شهرى پدیدار می شود که آن را قم می گویند. آن جا معدن علم و فضل می گردد، تا آنجا که در روى زمین هیچ نادانى نسبت به دین نماند و حتی دخترکان پرده نشین نیز از دین آگاه شوند، این (مرکزیت قم) نزدیک به ظهور قائم ما باشد، و خدا قم و مردمش را مقام حجت سازد، و اگر آن نباشد زمین اهلش را فرو برد و حجتى در زمین نماند، و دانش از آن به همه بلاد منتشر گردد، در مشرق و مغرب و حجت خدا بر مردم تمام شود. تا کسى در روى زمین نماند که علم و دین بدو نرسد، سپس قائم ظهور کند و سبب انتقام و خشم خدائى بر بنده ها شود؛ زیرا خدا از بنده ها انتقام نگیرد، مگر پس از این که حجت را انکار کنند.   [1]
حضرت عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنىّ می گوید: به حضرت جواد (علیه السلام) گفتم: مولاى من! آرزویم این است که شما آن قائمى از بیت محمّد باشید که زمین را پر از قسط و عدل می کند، همچنان که آکنده از ظلم و جور شده است! حضرت فرمود: هر کدام از ما قائم به امر خداوند و هادى به دین او است، امّا قائمى که خداوند توسّط او زمین را از لوث وجود اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید کسى است که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان پنهان و بردن نامش حرام است. او همنام و هم کنیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است؛ او کسى است که زمین برایش در پیچیده شود و هر مشکلى برایش هموار گردد؛ اصحاب او به تعداد اهل بدر سی صد و سیزده نفر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند، و این همان فرمایش خداوند است که: «هر جا که باشید خدا همه شما را فراهم آورد، که خدا بر هر چیزى توانا است» [2] پس هنگامى که این تعداد افراد مخلص گرد آیند خداوند متعال امر خود را ظاهر سازد و چون عقد- که آن ده هزار مرد باشد- براى او کامل شود، به اذن و فرمان خداى تعالى قیام کند، و آن قدر دشمنان خدا را بکشد تا خداوند خشنود شود. عبد العظیم گفت: به آن حضرت عرض کردم: سرور من! چگونه می فهمد خداوند متعال خشنود گردید؟ فرمود: خداوند در قلب او رحمت می افکند.[3]
همچنین مفضّل بن عمر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هنگامى که به امام اجازه (ظهور) داده می شود، خدا را به نام عبرانیش می خواند سی صد و سیزده نفر یاران آن حضرت براى او گرد آورده می شوند و همچون پاره پاره ابر پائیزى اند، آنان پرچم دارانند؛ بعضى از ایشان شبانه از بسترش ناپدید می گردد و بامداد در مکّه است، و پاره اى از ایشان در روز دیده می شود که در میان ابر مى رود و نام خودش و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش شناخته شده است، عرض کردم: فدایت گردم کدام یک از ایشان از نظر ایمان برتر است؟ فرمود: همان که در روز میان ابر می رود. و ایشانند آن ناپدیدشوندگان و این آیه در مورد آنان نازل شده است: «هر کجا باشید خداوند شما را جملگى مى آورد».[4]، [5]

حضرت عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنىّ می گوید: به حضرت جواد (علیه السلام) گفتم: مولاى من! آرزویم این است که شما آن قائمى از بیت محمّد باشید که زمین را پر از قسط و عدل می کند، همچنان که آکنده از ظلم و جور شده است! حضرت فرمود: هر کدام از ما قائم به امر خداوند و هادى به دین او است، امّا قائمى که خداوند توسّط او زمین را از لوث وجود اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید کسى است که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان پنهان و بردن نامش حرام است. او همنام و هم کنیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است

2- برای ظهور امام زمان (عج) شرایطی وجود دارد که دانش واقعی آن نزد خداوند است.
مفضّل می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا وقتى براى آن (ظهور امام زمان) تعیین نشده است؟! فرمود: اى مفضل! نه من وقتى بر آن معیّن می کنم و نه وقتى براى آن تعیین شده است! هر کس براى ظهور مهدى ما وقت تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و (به ناحق) ادعا کرده که توانسته است بر اسرار خدا آگاهى یابد! در صورتى که خداوند هر سرّى دارد براى این مخلوق که از خدا و اولیای خدا برگشته اند واقع شده است، هر خیرى خدا داشته باشد اختصاص به بندگانش دارد که باید به آن برسند؛ زیرا که خدا همه وقت با بندگانش است. آن اسرار که به آنها می دهد براى این است که بر آنها حجت باشد.
مفضل گفت: در وقت ظهورش چگونه است؟ فرمود: اى مفضل! او در وضع شبهه ناکى آشکار می شود، تا این که امرش روشن شود و نامش بالا رود و کارش آشکار گردد، و نام و کنیه و نسبش برده شود، و آوازه او در زبان پیروان حق و باطل و موافقان و مخالفان زیاد برده می شود؛ تا این که به واسطه شناختن او حجت بر مردم تمام شود. [6]
بنابر این، وجود 313 نفر تنها شرط ظهور امام مهدی نیست تا گفته شود با تکمیل شدن این تعداد چرا ظهور نمی کند، بلکه شرایط دیگری نیز وجود دارد که برخی از آن در روایات بیان شد و برخی نیز بیان نشد و علمش نزد خداوند است که با تحقق تمام شرایط امام ظهور خواهد کرد.

پی نوشتها:
 [1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار (آسمان و جهان)، ترجمه، کمره اى، محمد باقر، ج 4، ص 184 و 185، تهران، اسلامیه، چاپ اول، 1351ش .
[2]. بقره، 148.
[3]. طبرسی، احتجاج، ترجمه، جعفرى ، بهراد، ج 2، ص 523 و 524، تهران ، اسلامیه ، چاپ اول، 1381ش .
[4]. «اَیْنَ ما تَکُونُوا یَاْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً». بقره، 148.
[5]. نعمانى، محمد بن ابراهیم، غیبت نعمانى، ترجمه، غفارى، محمد جواد، ص 434، تهران، نشر صدوق، چاپ دوم، 1376ش، 1418ق .
[6]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار (مهدى موعود)، ترجمه، دوانى ، على، ج 13، ص 1146 ٓ 1148، تهران، دار الکتب الاسلامیه ، چاپ بیست و هشتم، 1378ش .



منابع:
سایت اسلام کوئیست
سایت حرف آخر
بحارالانوار ج 13 و ج 4

 

 


لینک ثابت

 

برخى از دانشمندان، يکى از علايم ظهور حضرت مهدى عليه السلام را وقوع معرکه جنگى در منطقه اى به نام هرمجدّون وبه تعبير روايات قرقيسيا مى دانند. اين قضيه حتّى در کتب اهل کتاب نيز به ان اشاره شده است.(5)

اهل کتاب از يهود ونصارا اين معرکه جنگى را بس عظيم وخطرناک مى دانند که در پايان تاريخ بشر اتفاق خواهد افتاد.

(هرمجدون) کلمه اى است مشتق از (هَرْ) به معناى کوه، و(مجدّو) که اسم وادى يا کوه کوچکى در شمال فلسطين است. اهل کتاب را گمان بر اين است که مساحت معرکه اين جنگ از منطقه (مجدّو) در شمال فلسطين تا (ايدوم) در جنوب امتداد دارد که حدود دويست ميل است.(6)

انان معتقدند که در اين جنگ لشکرى با حدود 400 مليون نفر شرکت خواهند داشت.(7) لشکرى که از عراق، ايران، ليبى، سودان وقفقاز در جنوب روسيه تشکيل شده است.(8)

دکتر عبد الکريم زبيدى مى گويد: (… اين حادثه همان حادثه بزرگى است که قبل از ظهور امام مهدى عليه السلام تحقق خواهد يافت، ودر روايات از ان به معرکه (قرقيسيا) ياد شده است. در ان واقعه ميليون ها لشکر از امريکا، اروپا، روسيه، ترکيه، مصر ودولت هاى مغرب عربى، ولشکريانى از شهرهاى شام يعنى سوريه، اردن، لبنان، فلسطين واسرائيل شرکت خواهند داشت. همگى در منطقه اى به نام قرقيسيا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت، وسفيانى در اين هنگام خروج خواهد کرد…).(9)

کلينى به سند خود از امام باقر عليه السلام نقل کرده که به ميسّر فرمود: اى ميسّر! چه مقدار بين شما وقرقيسيا فاصله است؟) عرض کرد: نزديک شاطئ الفرات است. حضرت فرمود: (اما انّه سيکون بها وقعة لم يکن مثلها منذ خلق اللَّه تبارک وتعالى السموات والارض ولا يکون مثلها ما دامت السموات والارض. مادبة للطير تشبع منها سباع الارض وطيور السماء…)؛(10) (اگاه باش که در ان مکان واقعه اى اتفاق خواهد افتاد که نظير ان از زمان خلقت اسمان ها وزمين از جانب خداوند تبارک وتعالى اتفاق نيفتاده است ونخواهد افتاد. انجا محلّ پذيرايى پرندگان خواهد بود. درندگان زمين وپرندگان اسمان از ان سير خواهند شد).

از مجموعه روايات در اين باب به خوبى استفاده مى شود که در اين جنگ فرمانده عملياتى اين جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصى به نام سفيانى است. او کسى است که به کمک مراکز جاسوسى يهود وامريکا در ميان مردم تفرقه انداخته ومردم را بر ضدّ شيعيان اهل بيت تحريک خواهد کرد، ونيز بعد از پناه بردن امام زمان عليه السلام به کعبه با عده اى از ياران خود درصدد مقابله با حضرت برآمده که خود او با لشکريانش درمنطقه اى به نام بيدا به زمين فرو خواهند رفت.

در همين جنگ است که بنيه يهود از هم پاشيده شده وبسيارى از انها نابود خواهند شد.

بخارى به سندش از رسول خدا صلى الله عليه واله نقل کرده که فرمود: (قيامت برپا نمى شود تا انکه شما با يهود بجنگيد، در ان هنگام به حدّى از انان کشته خواهد شد که حتّى سنگى که يک يهودى در ان پناه گرفته مى گويد: اى مسلمان! اين يهودى است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان).(11)

 

(5) رؤياى يوحنّا، 16-13/16؛ سفر زکريا، 5-1/14؛ کتاب مقدس، ص 843.

(6) شبکه معلومات، ص 4.

(7) همان، ص 2.

(8) مجله الفکر الجديد، شماره 15و16.

(9) همان.

(10) کافى، ج 8، ص 245، ح 451.

(11) صحيح بخارى، ج 3، ص 232.

 


لینک ثابت

 

نائب ایرانی امام زمان(عج) !

میلاد امام زمان (عج)

زمانی كه محمد بن عثمان این جمله را گفت حضار همه متعجب بودند، چرا كه هیچ كدام حتی فكر نمی كردند كه از میان این همه یار نزدیك حسین بن روح-یك ایرانی تبار- برای این مقام برگزیده شود.

«اگر حادثه رحلت من به وقوع پیوست، جانشین من حسین بن روح نوبختی است. من مأمور شده ام او را به جای خود تعیین كنم؛ پس شما هم به او مراجعه كنید و در كارهای خود به او اعتماد نمایید.»(1)

 

غیر منتظره

زمانی كه محمد بن عثمان این جمله را گفت حضار همه متعجب بودند، چرا كه هیچ كدام حتی فكر نمی كردند كه از میان این همه یار نزدیك حسین بن روح-یك ایرانی تبار-برای این مقام برگزیده شود.

ولی در واقع همین غیر منتظره بودن در اذهان یكی از  مهمترین دلایل انتصاب او بود. چرا كه اگر افراد دیگری غیر از ایشان، به نیابت منصوب می گشت، ممكن بود دشمنان و بعضی از ناآگاهان تصور كنند كه این انتخاب، به خاطر روابط نزدیك محمد بن عثمان با آن فرد است و نتیجه بگیرند كه نظر شخصی محمدبن عثمان است، نه نظر امام زمان(عج). چون آگاهان و روشنفكران اجتماعی آن زمان، واگذاری به ایشان را بعید می دانستند، ایجاد چنین شبهه ای برطرف شد و معلوم شد كه انتخاب او به اذن و رضایت امام زمان(عج) صورت پذیرفته است.

از ابو سهل نوبختی سۆال كردند: « چطور شد كه امر نیابت به شیخ ابوالقاسم روح نوبختی واگذار گردید، ولی به تو واگذار نشد؟ و او پاسخ داد: آنان- ائمه علیهم السلام- بهتر از هر كس می دانند چه كسی را به این مقام برگزینند. من آدمی هستم كه با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان مناظره می كنم. اگر آنچه ابوالقاسم(ابن روح) درباره امام می داند، می دانستم، شاید در بحث هایم با دشمنان و جدال با آنها می كوشیدم تا دلایل بنیادینی را بر وجود امام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را آشكار سازم. اما اگر ابوالقاسم امام را در زیر جامه خود پنهان داشته باشد، بدنش را با قیچی قطعه قطعه كنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد كرد.» (2)

زمانی كه محمد بن عثمان این جمله را گفت حضار همه متعجب بودند، چرا كه هیچ كدام حتی فكر نمی كردند كه از میان این همه یار نزدیك حسین بن روح-یك ایرانی تبار- برای این مقام برگزیده شود

از این حدیث اراده او در مخفی كردن مسائل مربوط به امام غایب(عج) و درجه ایمان او در مقابل شكنجه دشمن و استقامت او در برابر مصائب و ناملایمات روشن می گردد كه این یكی از عوامل انتخاب او به شمار می رود.

وفاداری و هوشیاری، صبر و بردباری و در یك كلمه «اخلاص» او از دیگر عوامل جانشینی وی بود. از این گذشته بر طبق گواهی مورخین و محدثین، خردمندترین شخص زمان خویش در نزد دوست و دشمن بود و بر اوضاع سیاسی-اجتماعی زمان خویش شناخت كامل داشت(3).

یكی از روشهای او در معاشرت با مخالفین، «تقیه» بود كه به وسیله آن قلبهای مخالفان را نیز به سمت خود جلب می كرد. حتی در بعضی از احادیث می بینیم وقتی كه مخالفین جهت بحث با او می رفتند، اگر عده آنها ده نفر بود، موقع رفتن نُه نفر او را لعن می كردند و یك نفر درباره او تردید داشت ولی وقتی با او مواجه می شدند و حسین بن روح با آنها صحبت می كرد به گونه ای صحبت می كرد كه نُه نفر از آنها به خاطر دوست داشتن حسین بن روح به سوی خدا مجذوب می شدند و تنها یك نفر تردید می كرد.

نمونه های بسیاری از استفاده از تقیه را كه عاقلانه ترین شیوه در آن دوره بود بیان شده است كه توانست به وسیله استفاده از آن مصالح شیعیان را به خوبی حفظ نماید.


 

 

 


منبع:

1- الغیبه، ص 342. بحارالانوار، ج51، ص 355

2- الغیبه، ص 391، حدیث 358. بحار الانوار، ج 51، ص 359.

3- الغیبه، ص 384

مریم محبی

با اقتباس از كتاب پژوهشی پیرامون زندگانی نواب خاص امام زمان(عج)

 


لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران