امام زمان(عج)؛ آرام و امنیت زمینیان وجود امام زمان(عج)، عامل امنیت اهل زمین است. خود ایشان فرمود: «إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ؛ من امان و مایه امنیت اهل زمین ام؛ همان گونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمان هستند». زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه تاریخ : سه شنبه 1397/05/23 امام زمان خداوند در آیه 65 سوره حج می فرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ؛ آیا ندیدی که خداوند، آنچه در زمین است و نیز کشتی هایی که به امر او در دیا می روند را برای شما رام کرده است و آسمان را نگاه داشته تا جز به فرمان او به زمین نیفتد؟ همانا خداوند نسبت به مردم رافت و رحمت دارد).(1) نکته ها 1.مراد از تسخیر موجودات برای انسان، آن است که همه آنها در مسیر کام گیری و منافع بشر قرار داده شده اند؛ مثل خورشید مسخر ماست، یعنی از او بهره مند می شویم. 2.تسخیر جهان هستی، به اراده خداست« أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ» 3.انسان شریف ترین مخلوق خداوند است و می تواند بر زمین و پدیده های آن غالب شود. (سَخَّرَ لَكُمْ) 4.سیر طبیعت، در مسیر اراده خداوند است. (تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ) 5.قوانین طبیعی، مانع اراده الهی نیست. (إِلَّا بِإِذْنِهِ) 6.وجود امام زمان(عج)، عامل امنیت اهل زمین است. خود ایشان فرمود: «إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ؛ من امان و مایه امنیت اهل زمین ام؛ همان گونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمان هستند».(2) 7.امام سجاد(ع) فرمود: «إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ وَ نَحنُ الَّذینَ بِنَا» (يُمْسِكُ اَلسَّمٰاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ) «وَ بِنَا يُمْسِكُ اَلْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا يُنَزِّلُ اَلْغَيْثَ وَ بِنَا يَنْشُرُ اَلرَّحْمَةَ وَ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ اَلْأَرْضِ وَ لَوْ لاَ مَا فِي اَلْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا» (ما امامان اهل زمین هستیم، هم چنان که ستارگان امان اهل آسمان اند و ما کسانی هستیم که خداوند به واسطه ما آسمان را نگاه داشته تا بر زمین نیفتد، مگر به اذن او و به خاطر ما زمین را نگاه داشته که اهلش را نلرزاند. به سبب ما باران را فرو فرستد و رحمت را منتشر کند و برکات زمین را خارج سازد و اگر ما روی زمین نبودیم، زمین اهلش را فرو می برد».(3) پی نوشت: 1.سوره حج، آیه 65 2.إعلام الوری بأعلام الهدی، ص453 3.کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص۲۰۷ *برگرفته از کتاب «پرتوی از آیه های مهدوی»، محسن قرائتی به کوشش حسن ملایی منبع: خبرگزاری شبستان
لینک ثابت
تاثیر ازدواج بر تقویت مهدی یاوران جامعه‌ای که در آن خانواده جایگاه نداشته باشد، به سمت ظهور حرکت نمی کند، زمینه‌سازان ظهور در خانواده‌ تربیت می شوند؛ راه تشکیل خانواده ازدواج است برای همین دشمن در این باره کارشکنی می کند، چون جبهه مهدی یاوران از این راه تقویت می شود. یکم ذی الحجه به تصریح تقویم قمری سالروز ازدواج آسمانی امیرالمومنین امام علی(ع) و حضرت زهرای مرضیه(س) است، ازدواجی که نتیجه آن شجره طیبه ای است که تاریخ را وامدار خود کرده، نشان این مدعا اثرگذاری فرهنگ عاشورا بر جهان و چشم انتظاری بشریت برای آمدن منجی آخرالزمان(عج) است. اگرچه این ازدواج آسمانی و برکات آن به مشیت و اراده الهی بوده است اما در هر عصر و زمانه ای می توان با الگوگیری از مولفه های این ازدواج، امروز و فردای خود و آیندگان را از برکاتی خاص بهره مند کرد. این مهم در عصر معروف به غیبت امام عصر(عج) که دست انسان از دامان امام معصوم(ع) کوتاه شده ضرورتی دوچندان دارد تا در سایه ازدواج های صحیح بتوان به زندگی های خانوادگی و تربیت فرزندان رنگ مهدویت و انتظار زد و در سایه تشکیل خانواده های مهدی باور و مهدی یاور بتوان سربازان و زمینه سازان ظهور حضرت حجت(عج) را تربیت کرده و تحویل جامعه داد. از این رو در بررسی کیفیت چنین ازدواج هایی با کارشناسان به گفت وگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد: حجت الاسلام مرتضی رجبی، کارشناس مهدوی با اشاره به آیه 21 سوره مبارکه روم گفت: خداوند در این آیه می فرماید: «و از جمله نشانه هاى او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و میان شما الفت و رحمت برقرار ساخت تا نسل بشر را تداوم بخشد. به یقین در آنچه یاد شد، براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است بر این که تدبیر امور انسان ها در اختیار خداوند است.» این نشان می دهد که انس میان زن و مرد به عنوان همسر، ودیعه الهی است. وی اضافه کرد: در آیات 2 و 3 سوره مبارکه طلاق آمده: «... مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً(2) وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ...(3)؛ هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند(2) و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد(3)» در موضوع ازدواج به این دلیل که انس، محبت و عشق در وجود همسران وجود دارد که موجب اتصال آنها به یکدیگر می شود، نمی شود ابعاد مادی و نیازهای دنیایی زناشویی را نادیده گرفت که براساس این آیه خداوند می فرماید: اگر دل در گرو من بسپاری و قدردان لطف من باشی؛ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ راه گریزی برای تو در زندگی قرار می دهم و تو را بطور ویژه روزی می دهم. رجبی در پاسخ به این سوال که اگر دو جوان به خاطر امام زمان(عج)، کمک به زمینه سازی ظهور و یاری حضرت(عج) و همچنین تربیت نسل مهدوی ازدواج کنند، چه ثمراتی خواهد داشت، تاکید کرد: مهمترین خواست امام زمان(عج) و مهمترین اتفاقی که بعد از ظهور حضرت(عج) می افتد، بسط عدالت است چنان که در روایت داریم: «یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً» ایشان ظهور می کنند تا عدالت را بگستراند و ظلم را که نقطه مقابل عدالت است، کنار بزنند. وی اضافه کرد: جالب است که در رابطه همسری نیز عدالت مطرح است و خداوند موضوع همسری را با عدالت در قرآن گره زده و می فرماید: «ازدواج، شرط عدالت می خواهد» بنابراین، کسی می تواند ازدواج کند که بتواند حق همسر را ادا کند. این یعنی وجه اشتراکی میان ازدواج و هدف امام زمان(عج) وجود دارد. کارشناس مهدوی تاکید کرد: یک زوج مهدوی که محور زندگی خود را تقوا قرار داده اند، همدیگر را موهبت الهی می دانند و حقوق یکدیگر را رعایت می کنند و تلاش دارند در جهت تحقق عدالت، نقش آفرینی کنند، عنصر جهاد برای رشد و تعالی آنها نمایان می شود و این عنصری است که از درون آن، ایثار، گذشت، تقدم دهی فرد مقابل، کنار رفتن منیت حاصل می شود و این زوج از باب تقوا و عدالت از «من» تبدیل به «ما» می شوند و در موضوع مجاهدت، حتی از ما نیز می گذرند و به مرحله گذشت به خاطر دیگران می رسند. تقویت جبهه مهدی یاوران با ازدواج های صحیح و بهنگام حجت الاسلام سیداحمد موسوی، مدیر گروه پژوهشی قرآن مرکز تخصصی مهدویت نیز با تاکید بر اینکه در فضای خانواده هم تولید نسل می شود و هم نسل سالم و تربیت شده شکل می گیرد، ابراز کرد: این برای دشمن قابل قبول نیست، چراکه جبهه یاری امام زمان(عج) از این راه تقویت می شود. وی اضافه کرد: جامعه‌ای که در آن خانواده جایگاه نداشته باشد، نمی تواند به سمت ظهور حرکت کند، چون نسل امروز و منتظر زمینه‌ساز ظهور باید در خانواده‌ تربیت شود؛ وقتی فضای خانواده سالم باشد هم تربیت فرزند آن سالم است هم همسایه‌داری او سالم و هم فضای علمی آن سالم باقی می ماند. موسوی ابراز کرد: سنگ بنای تشکیل خانواده ازدواج است، نمی توان 20 سال بعد از ازدواج را در نظر گرفت بلکه خانواده از همان روز اول با یک ازدواج سالم بنیان نهاده می شود. اگر ازدواج ها سالم شد می توان امیدوار بود که زن و شوهرهای سالم در جامعه داشته باشیم و وجود زن و شوهر سالم، پدر و مادرهای سالمی را به جامعه تحویل می دهد و توسط پدر و مادر سالم است که فرزند سالم و صالح و مهدی یاور تربیت می شود. زوجین باید والدین خوبی برای تربیت نسل منتظر باشند این گزارش می افزاید: حجت الاسلام علی صدوقی، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت درباره کارکردهای ازدواج در زمینه انتظار، گفت: بهترین تشبیه در امر ازدواج، تشبیه قرآن از زن و شوهر به «لباس» است؛ وظیفه لباس ایجاد امنیت و پوشاندن عیب ها و نقص های انسان است. اما لباسی که قرآن از آن سخن می گوید جنس متفاوتی دارد، چنان که می فرماید: «وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ»؛ بنابر این، همسران باتقوا می توانند مکمل هم باشند و یکدیگر را در جهت هدف غایی خلقت یعنی بندگی خدا رشد دهند. وی تاکید کرد: زن و مردی که با هم ازدواج می کنند باید پدر و مادر خوبی نیز برای تولید نسل منتظر باشند و برای این کار باید ساختار و مبانی تربیتی را بدانند و خود نیز بر اساس آن مبانی زندگی کنند و ساختار شخصیتی آنها بر این مبانی روشن شود. پدر و مادر باتقوا فرزند را امانت الهی می دانند صدوقی ابراز کرد: : اگر قرار باشد این سه هدف را در زندگی داشته باشیم باید تقوا در ما وجود داشته باشد چون پدر و مادری که تقوا را ملاک زندگی قرار داده اند به این باور می رسند که فرزند آنها امانت الهی است نه مملوک آنها و می دانند باید با این امانت به شکلی برخورد کرد که صاحب و مالک آن یعنی خداوند راضی باشد. این استاد اخلاق ادامه داد: ما در این مسیر به راهبر نیاز داریم و خداوند این راهبر را از طریق انسانی به نام امام معصوم در اختیار ما قرار داده است. امام عصر (ع) راهبر زندگی ما است و ما باید زندگی را با رضایت ایشان همراه کنیم. ایشان باید راه و رسم سکون و آرامش بنیادی را به ما بیاموزد، آن حضرت(عج) باید ملاک و معیارهای تکمیل و ارتقاء و اصلاح همسر را برای ما بیان کند، ایشان باید تربیت فرزند را آنچنان که با فطرت الهی همراه باشد و در مسیر عبودیت و بندگی قرار بگیرد به ما نشان دهد؛ این یعنی ایشان باید سکاندار زندگی ما باشند. وی در پایان یادآور شد: رهاورد این راهبری سبک زندگی منتظرانه است که لحظه به لحظه هم شخص آنها را به آرامش نزدیک می کند و هم افرادی را که در مجاورت و اطراف این زندگی هستند. بنابر آنچه گذشت، ازدواج به عنوان راه تشکیل خانواده می تواند کلید ورود به سبک زندگی مهدوی و فرصت ساز تربیت مهدی باوران و مهدی یاوران باشد به شرط آنکه انتخاب ها صحیح و آگاهانه و با معیارها دینی الهی باشد و در ادامه مسیر هم رضای خدای متعال و امام عصر(عج) بر افکار، گفتار و رفتار زوجین حاکم باشد ... ان شاءالله. منبع : خبرگزاری شبستان
لینک ثابت
مصداق‌تراشی برای علائم ظهور در گذر تاریخ یکی از مشکلاتی که جامعه اسلامی پیوسته با آن مواجه بوده است سوء استفاده از نشانه‌های ظهور و مصداق‌تراشی برای آنهاست با مطالعه تاریخ می‌توان به حجم وسیعی از این مصداق‌های دروغین دست یافت. ظهور یکی از مشکلاتی که جامعه اسلامی پیوسته با آن مواجه بوده است سوء استفاده از نشانه‌های ظهور و مصداق‌تراشی برای آنهاست با مطالعه تاریخ می توان به حجم وسیعی از این مصداق‌های دروغین دست یافت. توجه به این حجم وسیع از مصادیق دروغین که گذر زمان دروغ بودنشان را اشکارتر نمود می تواند تلنگری باشد برای این که به هوش باشیم و در دام فرصت‌طلبانی که با مصداق سازی برای نشانه های ظهور می کوشند به منافع و مطامع خود دست یابند گرفتار نشویم. دامنه آنـچه دربـاره مـصداق‌تراشی‌ و یا‌ اشتباه در تعیین مصادیق گفته‌ شده‌ بـه‌ حـوزه نشانه‌های ظهور‌ نیز‌ کشیده شده است و در‌ این‌ وادی نیز موارد متعددی را می‌توان سراغ گـرفت کـه برخی به اشتباه و از سر‌ جـهل‌ و بـرخی هدفمند و مـدیریت شـده بـه قصد‌ شیطنت‌ برای نشانه‌های‌ ظهور‌ تـعیین‌ مـصداق کرده‌اند و اساساً افراط‌ در تطبیق‌گرایی یکی از شایع‌ترین آسیب‌های اندیشه مهدویت است که بـاید نـسبت به آن حساس‌ بود‌ چرا که گـاهی فرو رفتن در‌ این‌ وادی آثـار‌ زیان‌بار‌ و غیرقابل جبرانی به‌ هـمراه‌ دارد. نشانه اول: پرچم‌های‌ سیاه درباره برافراشته شدن پرچم‌های سیاه از جانب‌ مشرق‌ روایات متعددی در مجامع روایی وجود دارد که البته عمده انها در مـنابع اهل‌سنت منعکس شده است و در منابع‌ شیعی‌ هم‌ تعداد انگشت شماری از آن وجود دارد به عنوان نمونه‌ می‌توان به این روایت از پیامبر گرامی اسلام اشاره کرد: «هنگامی که دیدید پرچم‌های سیاه از جانب خراسان‌ پدیـدار‌ شـد‌ به آن‌ها بپیوندید چرا که مهدی خلیفه خداوند در آن است‌.»[1] برافراشته شدن‌ پرچم‌ سیاه به‌ دستور‌ مستقیم‌ علی محمد باب بوده است و انتخاب‌ ملاحسین‌ بـشرویه کـه اصـالتاً اهل خراسان بود برای بـدست گـرفتن پرچـم می‌توانست تداعی‌ گر‌ همان خراسانی باشد که محل خروج‌ پرچم‌های سیاه است. قـضاوت دربـاره دیدگاه‌های مطرح شده‌ را‌ باید‌ به جای خود حوالت داد. با این‌ وجـود‌ آنـچه در اینجا‌ برای ما مهم است این اسـت کـه از ایـن پرچم‌های سیاه صرف‌ نظر‌ از این‌که اصالتاً مربوط به نهضت‌ ابومسلم خراسانی باشد یا‌ قـیامی‌ کـه نـزدیک به ظهور رخ‌ می‌دهد‌ در طول تاریخ سوء استفاده‌های مختلفی شده است و جریان‌های مختلفی تـلاش کـرده‌اند آن‌ را‌ بر خود تطبیق دهند برخی‌ از‌ این‌ جریان‌ها بدین قرارند‌: ابومسلم‌ خراسانی‌: اگر فرضیه مربوط بودن پیشگویی افراشته شدن پرچم‌های سیاه به آخرالزمان را بپذیریم استفاده ابومسلم خراسانی از پرچـم‌های سـیاه در قیام‌ خود‌ و ادعای‌ این‌که همو صاحب پرچم‌های سیاه است یکی از‌ موارد سوء استفاده از این پیشگویی خواهد در پاره‌ای از منابع تاریخی درباره تلاش ابومسلم برای انطباق افراشته شدن پرچم‌های‌ سیاه‌ بر‌ قـیام خـود چنین نـوشته‌اند: روایت شده ابومسلم گروهی را به‌ سوی نصر فرستاد و نامه‌ای برای نصر نوشته و او را به اطاعت خود فراخواند و گـفت این پرچم‌های سیاهی که‌ برافراشته‌ همان‌ پرچم‌هایی است که پیوسته پیـش‌بینی آن را شـنیده بـود... فرستادگان نزد‌ نصر‌ آمدند او گفت:... به خدا سوگند این‌ حقیقتی‌ اسـت‌ ‌ ‌کـه هرکس آن را انکار کند پشیمان می‌شود به خدا سوگند ما‌ پیوسته‌ پیش‌بینی‌ پرچم‌های سـیاه را مـی‌شنیدیم تـا این‌که آن را دیدیم و با آن ازموده شدیم.[2] بهائیت: یکی از‌ فتنه‌هایی‌ که ایران را در دستخوش حوادث و ناملایمات بسیاری کرد و و رگه‌هایی از پیامدهای‌ منفی‌ آن‌ هنوز نیز باقی مانده است فتنه بـابیت و در ادامـه آن فتنه بهائیت بود. این فتنه‌ که‌ از‌ در ابتدا بر اساس باورهای انحرافی آخرالزمانی شکل گرفته بود برای اثبات‌ خود‌ نیازمند دلایل مذهبی بود و به همین دلیل در جای جای نظام اعتقادی آن مـی‌توان مـستندات دینی‌ فراوانی‌ یافت که به صورت هدفمند و متناسب با اهداف این فرقه تاویل و تفسیر‌ شده‌اند‌. در این‌باره نمونه‌های متعددی قابل ذکر است‌ که‌ در‌ ادامه خواهد آمد، اما آنچه در اینجا‌ مـقصود‌ اسـت اشاره به بهره‌برداری این گروه از پرچم‌های سیاه است. از گزارش‌های تاریخی‌ چنین‌ برمی اید که برافراشته شدن‌ پرچم‌ سیاه به‌ دستور‌ مستقیم‌ علی محمد باب بوده است و انتخاب‌ ملاحسین‌ بـشرویه کـه اصـالتاً اهل خراسان بود برای بـدست گـرفتن پرچـم می‌توانست تداعی‌ گر‌ همان خراسانی باشد که محل خروج‌ پرچم‌های سیاه است. پس‌ از‌ افراشته شدن این پرچم درشهرهای‌ مختلف‌ مبلغین بـابی از مـردم مـی‌خواستند به سوی این پرچم حرکت کرده و به هـر‌ صـورت‌ ممکن خود را به آن‌ برسانند‌ ماجرای‌ برافراشته شدن پرچم‌های‌ سیاه‌ بهائیان توسط یکی از‌ نویسندگان‌ بهایی این چنین گزارش شـده اسـت: "جـناب قدوس به هیچ یک از اصحاب اجازه‌ نمی‌دادند‌ که در ساری بـمانند و به هر‌ یک‌ از اصحاب‌ امر‌ می‌کردند‌ که در ظل علم‌ سیاه جناب ملاحسین درآیند این علم سیاه همان‌ بود که حضرت رسول ص درباره آن‌ خطاب‌ به‌ مسلمین‌ فـرموده‌اند‌: هـر وقت دیدید‌ علم‌های‌ سیاه از طرف خراسان مرتفع شد بشتابید اگرچه با سینه روی برف هم شده بـروید تـا‌ در‌ ظـل‌ آن درایید زیرا علم سیاه که از‌ خراسان‌ برافراشته‌ می‌شود‌ مبشر‌ به‌ ظهور مـهدی اسـت .ایـن علم سیاه به امر حضرت باب به وسیله جناب ملا حسین به اسم قـدوس مـرتفع شـد."[3] البته روشن است که میان استناد بهائیان‌ به احادیث و روایات سود و استناد ابومسلم خـراسانی بـه همین احادیث تفاوت بسیاری وجود دارد اما هر دو در اصل مصداق تراشی و سوء استفاده از نـشانه‌های ظـهور بـا یکدیگر مشابهت دارند. بیشتر بخوانیم: نشانه‏‌های ظهور، مفاهیم و اصطلاحات تشخیص و تطبیق نشانه‌های ظهور نشانه دوم: خروج سفیانی یکی دیگر از نشانه‌های مهم ظهور که هم در احادیث شیعه از آن سخن‌ گفته‌ شده و هم در روایات اهل‌سنت‌، سـفیانی‌ اسـت. تفصیل جزئیات مربوط به این نشانه را باید در جای خود پی گرفت. آنچه در اینجا می‌اید اشاره‌ای است به کسانی که در‌ طول‌ تاریخ خود را سفیانی‌ خوانده‌اند‌. ابومحمد زیاد بن عبدالله: وی از نوادگان یـزید بـن معاویه بود. هنگامی که عبدالله بن علی عباسی برای تصفیه شام از امویان به این منطقه رفت ابومحمد زیاد‌ بن‌ عبدالله سفیانی به طمع حکومت و ادعای این‌که او سفیانی موعود اسـت و دولت امـوی را برمی گرداند از مردم بیعت گرفت.[4] یـکی از‌ حـوادثی‌ که‌ به حسب برخی روایات پیش از ظهور اتفاق می‌افتد قیام گروهی از اهل مشرق است. این گروه انگیزه‌های حقی دارنـد و قـیامشان‌ قـرین‌ پیروزی‌ خواهد بود ابـوحرب: یکی از شورش‌هایی که در اواخر حکومت معتصم(227ق) رخ داد قیام ابوحرب یمانی معروف به مـبرقع اسـت در نـام و نسب او ارتباطی باسفیانی‌ وجود‌ ندارد اما طبری می‌گوید: او ادعا می‌کرد اموی است و کسانی کـه دعـوتش را اجـابت کردند گفتند او سفیانی است.[5] نشانه سوم: قیام اهل مشرق یـکی از‌ حـوادثی‌ که‌ به حسب برخی روایات پیش از ظهور اتفاق می‌افتد قیام گروهی از اهل مشرق است. این گروه انگیزه‌های حقی دارنـد و قـیامشان‌ قـرین‌ پیروزی‌ خواهد بود، از امام باقر در این باره‌ چنین‌ روایت شـده است: گوئى مى‏‌بینم كه قومى در مشرق خروج كرده‌‏اند و خواستار حقّ‏ند ولى به ایشان داده نمى‏‌شود، باز‌ خواستار‌ آن‌ مى‌‏شوند و به آنـان داده نـمى‏‌شود، پس چـون چنین مى‏‌بینند شمشیرهاى‌ خود را بر گردن خویش مى‌‏افكنند (آماده كارزار مى‌‏شوند) پس آنـچه مـى‌‏طلبند به ایشان بدهند ولى ایشان از‌ پذیرفتن‌ آن‌ خوددارى مى‌‏كنند تا اینكه قیام نمایند و آن را به كسى باز‌ نـدهند‌ مـگر بـه صاحب شما، كشتگانشان شهیدند، بدانید اگر من خود آن را در مى‏‌یافتم حتماً خود‌ را‌ بـراى‌ صـاحب ایـن امر نگاه مى‏‌داشتم». در این باره که مقصود از اهل‌ مشرق‌ در‌ این روایت کیست قضاوت‌های مـتفاوتی شـده و ایـن روایات بر مصادیق متعددی تطبیق داده شده‌ است‌. در‌ ادامه به برخی از این مصادیق اشاره مـی‌شود: سـلسله صفویه: اولین تطبیق این روایت‌ از‌ سوی علامه مجلسی انجام پذیرفته است. ایشان بـر ایـن عـقیده بودند که روایت‌ مورد‌ نظر‌ ناظر به سلسله صفویه است وی در این باره چنین مـی‌نویسد: "بر صاحبان‌ بصیرت‌ ظاهر است که از جانب مشرق کسی‌ که‌ دین‌ حـق را طـلب نمود و مردم را به دین‌ حق‌ دعوت کرد و پادشـاهی یـافت، بـه غیر سلسله علیّه صفویّه ـ خلّد الله ملکهم ـ نـبود‌. و در‌ ایـن حیث شریف شیعیان خصوصا انصار و اعوان‌ این‌ دولت را توامان بشارت‌هاست که‌ بر‌ عاقل پوشـیده نـیست."[6] نهضت مشروطه: دومین مصداقی که بـرای روایت پیش گفته بـرشمرده‌ شـده‌ نهضت مشروطه است ناظم الاسـلام‌ کـرمانی‌ از‌ نویسندگان دوره مشروطه‌ در‌ این باره چنین نوشته‌ است‌: "یکی از علائم قریب به ظهور حـضرت صـاحب‌الامر مشروطه شدن ایران است، چـه در‌ اخـبار‌ لوازم مـشروطه را به طریق کـنایه‌ و اشـاره‌ بیان فرموده‌اند‌ و هم‌ کـیفیت‌ گـرفتن آن را... بالجمله‌ این علامت واقع شده، چه در سال ۱۳۲۶ که محمدعلی شاه مشروطه را بر داشت‌ و تـوپ‌ بـه مجلس بست پس از مدتی‌ مردم‌ در‌ مقام‌ اسـترداد‌ حـق برآمدند و از آذربایجان و جاهای دیگر نیز مطالبه کردند به آن‌ها‌ ندادند‌. پس‌ از چندی باز در مقام مـطالبه بـرآمدند‌. باز‌ به‌ آن‌ها‌ ندادند‌ تا‌ آنـکه اکـثر بـلدان بـلوا کـردند. در تبریز و اصفهان و رشـت و قـزوین مخالفت آغاز کردند.... اما لوازم مترتبه بر مشروطه در طی علائم ظهور خواهد آمد ان‌شاءالله تعالی."* ادامه دارد... پی نوشت‌ها: [1] مسند احمد‌ حـنبل‌، ج5، ص277 [2] أخبار الدولة العـباسیة ص286 – 288. [3] تـلخیص‌ تـاریخ نبیل ص346 [4]تاریخ طبری ج7ص444،445 [5]تاریخ طبری ج9ص116و118 [6]مهدیان‌ دروغین‌ ص158 *این متن خلاصه ای است از مقاله "تطبیق نشانه‌های ظهور در گذر تاریخ" به قلم نصرت الله آیتی که در شماره 38 مجله "مشرق موعود" منتشر شده است.
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران