موعود آخر الزمان از ديدگاه مسيحيت با نظر به كتب مقدسه اديان و مذاهب مختلف جهان، به اين حقيقت مي‌توان دست يافت كه اعتقاد به مصلحي كه در آخر الزمان ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد نمايد، يك اعتقاد – عمومي و جهاني است و همه پيامبران از طرف خداوند به امت خود مژده ظهور مصلحي غيبي را داده‌اند از اين جهت پيروان اين اديان در انتظار آن مصلح به سر برده و آرزوي ظهور او را دارند. بسم الله الرحمن الرحيم با نظر به كتب مقدسه اديان و مذاهب مختلف جهان، به اين حقيقت مي‌توان دست يافت كه اعتقاد به مصلحي كه در آخر الزمان ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد نمايد، يك اعتقاد – عمومي و جهاني است و همه پيامبران از طرف خداوند به امت خود مژده ظهور مصلحي غيبي را داده‌اند از اين جهت پيروان اين اديان در انتظار آن مصلح به سر برده و آرزوي ظهور او را دارند. وجود مصلح جهاني از اعتقادات چهار دين بزرگ جهان يعني اسلام و مسيحيت و يهود و زرتشت است و اختصاص به اسلام ندارد و اديان ديگر نيز به مصلح و منجي اعتقاد دارند و در سرتاسر كتب مقدسه از صلح و امنيت و حكومت ديني بر جهان، در آخر الزمان خبر داده شده است. در اينجا ما به بررسي دين مسيحيت پيرامون مصلح آخر الزمان مي‌پردازيم از اينرو كلماتي از كتاب مقدس كه صفات و خصوصيات مصلح جهاني را بيان كرده و نشان دهنده اعتقاد آنان به مصلح و منجي است نقل مي‌نماييم. مسيحيان معتقد به (بازگشت مسيح)(1) هستند. در مسيحيت، در عهد جديد نجات دهندگي به حضرت عيسي نسبت داده شده است، زيرا او مأمور شده است كه امت خويش را از گناه نجات بخشد. مسيحيان با تعابير زيادي از آمدن مصلح جهاني خبر داده‌اند، گاهي از آن به (ملكوت خدا) تعبير مي‌كنند. از الفاظي همچون شيلو، روح راستين، پسر انسان نيز بارها در آيات انجيل براي بيان دوره آخر الزمان استفاده گرديده است. در انجيل متّي باب 24 آيه 27 آمده است: (همچنانكه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي‌شود، ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد شد، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديدار گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه برابرهاي آسمان با قوّت و جلال مي‌آيد. اما از آن روز و ساعت هيچكس اطلاع ندارد حتي ملائكه آسمان. بنابراين شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گناه نبريد پسر انسان مي‌آيد.) همچنين در انجيل متّي، باب 31 آن حضرت را به نام فرزند انسان خوانده و مي‌فرمايد: (و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جميع ملائكه مقدمسه بر كرسي بزرگي قرار خواهد گرفت و همگي قبائل نزد وي جمع خواهند گشت و آنها را از يكديگر جدا خواهد نمود، چنانكه شباني ميش‌ها را از بزها جدا بنمايد (2)، آنگاه ملك به اصحاب يمين خواهد گفت: أي بركت يافتگان خدا بياييد و آن مملكت را كه از ابتداي عالم براي شما مهيا شده بود تصرف نماييد.)(3) همچنين در انجيل مرقس باب 13، شماره 26 مي‌گويد: (آنگاه پسر انسان را ببينيد كه با قوّت و جلال عظيم برابرها مي‌آيد و در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاي زمين تا اقصاي فلك فراهم خواهد آورد. ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچكس اطلاع ندارد، نه فرشتگان و نه پسر، پس بر حذر باشيد و بيدار شده و دعا كنيد، زيرا نميدانيد كه آنوقت كي ميشود(4)، پس بيدار باشيد زيرا نميدانيد كه در چه وقت صاحبخانه مي‌آيد، در سام، يا نصف شب يا با بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده و شما را خفته يابد. اما آنچه به شما مي‌گويم و به همه مي‌گويم اينكه بيدرا باشيد.) (5) همچنين در انجيل لوقا باب 12 شماره 35 و 36 مي‌گويد: (كمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افراشته بداريد….. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد…. پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نمي‌بريد پسر انسان مي‌آيد.) همچنين در انجيل لوقا باب 21 آمده: (زلزله‌هاي عظيم در جايها و قحطيها و وباها پديد مي‌آيد و چيزهاي هولناك و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد… اورشليم پايمال امتها خواهد شد تا زمانهاي امتها به انجام رسد و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين تنگي و حيرت از براي امتها روي خواهد نمود… و دلهاي مردمان ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر مي‌شود و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد كه برابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم مي‌آيد.) (فرزند انسان) كيست؟ بر خلاف آنچه گروهي از علماء و مفسرين انجيل پنداشته‌اند فرزند انسان كه در آيات فوق زمامدار و حامل لواء سلطنت جهاني در آينده معرفي شده است حضرت مسيح نيست. زيرا چنانچه از عبارات فوق معلوم ميشود، بشارت دهنده خود حضرت مسيح است و از شخصي بشارت مي‌دهد كه در آينده جميع ملل نزد او گرد مي‌آيند. از جملات (او خواهد آمد) و (قرار خواهد گرفت)، (نزد او جمع خواهند گشت) و امثال آن، بدست مي‌آيد كه شخص مورد بشارتِ حضرت مسيح، در عصر وي نبوده، بلكه بعداً خواهد آمد. از اندك تأملي در بشارت فوق ميتوان نتيجه گرفت كه مقصود از فرزند انسان فردي است كه بزرگترين نمونه انسانيت و شاخصترين مولود عالم انساني، حضرت وليعصر عليه السلام مي‌باشد كه تمام امم نزدش گرد مي‌آيند و زمام امور اجتماع را در دست خود خواهند گرفت و جمالاً بدون داوري و قضاوت مذهبي ميتوان اين برداشت را نمود كه مسيح عليه السلام درباره فردي غير از خود سخن مي‌گويد كه او همان مصلح و منجي آخر الزمان است. در انجيل يوحنّا باب 14 شماره 16 آمده: (من از پسر خواهم خواست و تسلي دهنده ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند يعني روح راستي، كه جهان نمي‌تواند او را قبول كند، زيرا كه او را نمي‌بيند و نمي‌شناسد، اما شما او را مي‌بينيد زيرا كه با شما مي‌ماند و در ميان شما خواهد بود.) و در انجيل يوحنّا باب 15 شماره 27 مي‌گويد: (ليكن چون تسلي دهنده كه او از جانب پدر نزد شما آيد يعني روح راستي كه از پدر صادر مي‌گردد او بر من شهادت خواهد داد و شما نيز شهادت خواهيد داد.) و در انجيل يوحنّا باب 16 شماره 7 آمده: (راست مي‌گويم كه رفتن من براي شما مفيد است زيرا اگر نروم تسلي دهنده نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما مي‌فرستم و چون او آيد جهان را بر گناه و عدالت داوري و ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زيرا كه به من ايمان نمي‌آوريد و اما بر عدالت، از آن سبب كه نزد پدر خود مي‌روم و ديگر مرا نخواهيد ديد و اما بر داوري، از آن رو كه بر رئيس اين جهان حكم شده است و بسيار چيزهاي ديگر نيز دارم به شما بگويم ليكن آلان طاقت تحمل آنها را نداريد و ليكن چون او يعني روح راستي آيد شما را به جمع راستيها هدايت خواهد كرد. زيرا كه او از خود تكلّم نمي‌كند بلكه به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زيرا كه از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد، هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است. از اين جهت گفتم كه از آنچه آنِ من است مي‌گيرد و به شما خبر خواهد داد.) و در انجيل متّي بشارت 48 آمده: (هر كس كه غالب آيد وي را بر قبائل اقتدار خواهم داد كه بر آنها به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد به نوعي كه من از پدر خود يافته‌ام و من او را ستاره سحري خواهم داد. هر كس كه گوش دارد بشنود كه روح به كليساها چه مي‌گويد، آنكس كه گوش دارد بشنود كه روح به كليساها چه مي‌گويد.) حضرت عيسي در آيات فوق از چه كسي بشارت مي‌دهد؟ اگر چه عده‌اي از مسيحيان اصرار و پافشاري دارند كه مورد بشارت در اين قيام جهاني خود حضرت مسيح عليه‌السلام است كه در آخر الزمان از آسمان فرود آيد و زمام امور بشريت را در دست گيرد ولي چنانچه قبلاً بيان شد و آيات فوق نيز گواهي مي‌دهد مورد بشارت بطور قطع خود حضرت عيسي نيست بلكه منظور پرچمدار انقلاب و عدل جهاني حضرت مهدي عليه‌ السلام است كه به قدرت و نصرت الهي بر جهان حكومت خواهد كرد. برداشتهايي از كتاب مقدس انجيل: از گفته‌هاي كتاب مقدس استفاده مي‌شود كه: انجيل متّي باب 24، آيه 27: 1- شخصي براي اصلاح جامعه بشري و تشكيل حكومت جهاني به نام روح راستي يا تسلي دهنده يا روح خدا و يا پسر انسان خواهد آمد و مسيحيت انتظار او را دارد. انجيل لوقا، باب 21: 2- قبل از آمدن او جنگهاي عالمگير، خصوصاً در منطقه فلسطين روي مي‌دهد كه همه را به وحشت مي‌اندازد كه چنان مصيبت بزرگي در عالم واقع نشده. آيه 21 انجيل مرقس، باب 13: 3- همه ملتهاي جهان و تمام مردم دنيا از او پيروي مي‌كنند و زير نفوذ او خواهند بود و او بر جهان حكومت خواهد كرد او رئيس جهان خواهد بود. و از آيه 16 انجيل يوحنّا، باب 14 استفاده مي‌شود كه: 4- جهان فعلي به خاطر عدم رشد فكري و يا جهل و ناداني نمي‌تواند او را قبول كنند و وجودش را احساس نمايد. 5- او در عين آنكه هميشه با مردم جهان خواهد بود، مردم جهان او را نمي‌بينند و اگر ببينند نمي‌شناسند. يعني ممكن است در بين مردم زندگي كند ولي او را نشناسند و ندانند كه او روزي قيام خواهد كرد و تشكيل حكومت جهاني خواهد داد. و با توجه به باب 21 از انجيل لوقا استفاده مي‌شود كه: 6 – قبل از آمدن او دنيا پر از ظلم و جور مي‌شود و سراسر جهان را ستمگران احاطه مي‌كنند. 7 – او مردم را به عدالت ملزم مي‌كند و خودش به عدالت داوري مي‌نمايد. 8 – او ظلم و ستم را از روي زمين محو مي‌كند و نمي‌گذارد احدي به كسي ظلم كند و اثري از ستمگران روي زمين باقي نمي‌ماند. همچنين از آيه 7 انجيل يوحنّا باب 16 استفاده مي‌شود كه: 9 – او از خود تكلم نمي‌كند بلكه آنچه از خداوند و پيامبران شنيده است خواهد گفت. 10- وقتي او بيايد مردم دنيا را به همه راستيها هدايت خواهد نمود. 11- او مردم دنيا را از امور آينده، با خبر خواهد كرد، زيرا به جميع علوم اولين و آخرين احاطه دارد. 12- او حضرت عيسي را جلال خواهد داد و او را از تمام اتهاماتي كه دشمنان او يا دوستان نادانش به او بسته‌اند نجات مي‌دهد. 13- به پيامبري حضرت عيسي عليه‌السلام شهادت مي‌دهد. 14- مردم مسيحي قبل از ديگران به حقانيت او شهادت مي‌دهند .(6) از آيه 26 انجيل مرقس باب 13 استفاده مي‌شود كه 15- همه بايد منتظر او باشند زيرا وقت ظهورش مشخص نيست حتي ملائكه آسمانها هم نمي‌دانند و بالاخره جز خداوند كسي از آمدنش اطلاع ندارد، بنابراين همه بايد بيدار باشند و آمدنش را انتظار داشته باشند. 16- همه چيز در اختيار او قرار گرفت و او برابرهاي آسمان با قوّت و جلال خواهد آمد. 17- آمدن او داراي علائمي است و در آن زمان علامت پسر انسان در آسمان هم پديدار مي‌گردد.
لینک ثابت

بحث «انتظار»، مقوله‌ای عمومی است و همه اقشار یك جامعه را شامل می‌شود؛ امّا در میان همه گروه‌های سنّی در یك جامعه، انتظار با جوان تناسب بیشتری دارد. دلایل زیادی بر تناسب انتظار با جوان وجود دارد؛ از همین روست که حتّی می‌توان گفت: تناسب انتظار با جوان بیش از دیگران است. چند نمونه از این دلایل را مرور می‌کنیم: آینده‌گرایی، آرمان‌گرایی و جامعه‌گرایی جوان جوان، نگاه به آینده دارد و به شدّت آینده‌گراست؛ از همین‌رو با مهدويّت که مربوط به آینده است، راحت‌تر ارتباط بر قرار می‌کند؛ امّا باید این آینده را به روشنی برای او ترسیم کنیم. اگر مهدويّت را به عنوان آینده‌ای روشن و دل‌خواهِ جوان به او معرفی نکنیم، او آینده‌ای تخيّلی برای خود درست خواهد کرد و قشنگ‌ترین تخيّلاتش را همین آینده خودساخته، تشکیل خواهد داد و آنگاه می‌دانید چه اتّفاقی می‌افتد؟ هر نوع زندگی که داشته باشد و دست به هر نوع زندگی‌ای که می‌زند، احساس شکست می‌کند. اگر آینده‌گرایی جوان را با مهدويّت پیوند نزنیم، او آینده‌ای خیالی برای دنیای خود تصوّر خواهد کرد و هیچ وقت هم به آن نخواهد رسید. می‌دانید انتظار فرج با سلمان فارسی چه کرد؟ وقتی پیامبر(ص) به او وعده رجعتش در حکومت حضرت مهدی(عج) را داد، از شدّت شوق گریه کرد و گفت: وقتی از نزد رسول خدا(ص) بلند شدم، دیگر از آن روز به بعد برایم فرقی نمی‌کرد که چه وقت از دنیا بروم. (فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللهِ وَ مَا يُبَالِی سَلْمَانُ مَتَی لَقِيَ الْمَوْتَ أَوْ لَقِيَه‏.)1 جوان، آینده‌گراست و باید آینده‌گرایی جوان با چنین آینده روشنی پر شود. جوان، آرمان‌گرا نیز هست و اگر آرمان خوبی نداشته باشد، دنبال آرمان‌های کاذب خواهد رفت. بنابراین اگر آرمان جامعه مهدوی به جوان خوب معرفی شود، به دلیل تناسب و علاقه‌ای که به آرمان دارد، به سرعت جذب آنها خواهد شد. جوان به شدّت جامعه‌گراست و با افزایش سن، کم‌کم، فردگرا می‌شود. باید قبل از آن، جامعه مهدوی را به عنوان آرمانش به او معرفی کنیم. عناصر پنجگانه انتظار از سوی دیگر، برای انتظار و منتظر بودن می‌توان از پنج عنصر سخن گفت: 1. اعتراض به وضع موجود، 2. تصوّر وضع مطلوب، 3. تصدیق وضع مطلوب، 4. تمنّای وضع مطلوب، 5. عمل برای تحقّق وضع مطلوب. و به عبارت دیگر منتظر کسی است که این پنج عنصر در او وجود داشته باشد؛ گرچه تبیین این پنج عنصر و سخن گفتن از نقش هر کدام از این عناصر در شکل‌گیری انتظار فرج، در این مختصر نمی‌گنجد؛ امّا اجمالی از نقش این عناصر، با اندک تأمّلی روشن می‌شود و بنابراین همین معنا و تصوّر اوّلیه‌ای که با این تأمّل کوتاه در ذهن پدید می‌آید، کمک می‌کند تا در این مجال مختصر، به تناسبی که هر کدام از این عناصر با جوان دارد، اشاره کنیم: تناسب جوان با عناصر انتظار 1. جوان سنّت‌گریز است و این خصلت را خداوند در وجود او گذاشته است. اینکه مُدهای جدید لباس، توسط جوان‌ها اجرا می‌شود، به دلیل همین سنّت‌گریزی است و اگر جوان را به دلیل سنّت‌گریزی سرزنش کنی و اذيّت شود، سنّت‌شکن هم خواهد شد. جوان دوست دارد به وضع موجود اعتراض کند و باید پاسخ این اعتراض به وضع موجود را در جامعه مهدوی بیابد؛ وگرنه خراب می‌شود؛ 2. تصوّر وضع مطلوب و تخيّل، کار جوان است. جوانان بهتر از هر کس می‌توانند با استفاده از قدرت تصوّرسازی خود، وضع مطلوب را برای خود تصویر کنند. چرا خداوند جوان‌ها را این‌قدر خیال‌پرداز آفریده و آغاز دین‌داری و رسیدن به سنّ تکلیف را در سنّی قرار داده است که قدرت خیال‌پردازی، بسیار قوی است؟ چرا خدواند در آغاز دین‌داری، به جای خیال‌پردازی عقل و دقّت بیشتری به جوان‌ها عطا نفرموده است؛ بلکه خیال‌پردازی به آنها داده است؟ چون جوان قبل از هر چیز باید بتواند آن وضع مطلوب را تصوّر کند. خداوند هم قدرت تخيّل را به جوان داده است تا این اتّفاق بیافتد. اگر نتواند وضع مطلوب را تصوّر کند، نسبت به آن میلی پیدا نکرده و برای رسیدن به آن اقدامی نخواهد کرد؛ قدرت خیال‌پردازی، لازمه آغاز دین‌داری است؛ 3. روح بلند جوان، اموری را تصدیق می‌کند که دیگران نمی‌توانند باور کنند. در جریان انقلاب، بسیاری باور نمی‌کردند حضرت امام(ره) پیروز شود؛ ولی جوان‌ها همه باور داشتند. جوان، راحت‌تر به تصوّر وضع مطلوب می‌رسد و در نتیجه راحت‌تر هم وضع مطلوب را تصدیق و باور می‌کند. به عبارتی، تصدیق وضع مطلوب هم بیش از هر کسی، مال جوان‌هاست؛ 4. تمنّا و آرزو کردن نیز بیش از هر گروه سنّی با جوانان تناسب دارد. در سنین جوانی یکی از علمای «قم» به بنده می‌فرمودند: قدر جوانی خودتان را بدانید. من الآن تمام همّتم این است که خودم را سالم از قبر عبور دهم و به محضر خدا برسم. تقاضای گسترده، تمنّاهای بزرگ، جامع‌نگری‌ها و آرمان‌گرایی‌ها، همه‌اش مال دوران جوانی است؛ جوانان قدرش را بدانند و البتّه فکر نکنند كه اینها برای آنها فضیلتی است. همه جوان‌ها این خصلت‌ها را دارند؛ دچار غرور نشوید؛ ولی سعی کنید این روحیات را حفظ کنید، نکند روزی به جایی برسید که بگویید: خدایا مهم‌ترین درخواست من این است که فشار قبر سراغ من نیاید. آدم کمی پا به سن بگذارد، به اینجا می‌رسد. تمنّاهای بلند مال جوانی است، آن هم تمنّاهایی که سود آن برای دیگران است. مثل تمنّای مسلمان شدن و نمازخوان شدن تمام اروپایی‌ها، ژاپنی‌ها و ... که یکی از تمنّاهای هر منتظر واقعی است؛ 5. عمل بر اساس جامعه مهدوی و زمینه‌سازی برای تحقّق آن، جرئت می‌خواهد. امام باقر(ع) به جابر می‌فرماید: «اگر همه مردم شهر، جمع شوند و بگویند: تو آدم بدی هستی و تو از این حرف ناراحت شوی یا اینکه بگویند: تو آدم خوبی هستی و تو از این سخن خوشحال شوی، تو از دوستان ما نیستی.»2 البتّه مراد این نیست که کارهای ناپسند انجام داده و برخلاف هنجارهای اجتماعی رفتار کنیم و بعد از آن، از اعتراض مردم هم ناراحت نشویم. نه بلکه مراد این است که اگر وظیفه‌ات را انجام می‌دهی؛ امّا کسی تحویلت نمی‌گیرد، نباید به تو بَر بخورد. تا این حد باید مستقل باشی! جامعه مهدوی چنین استقلالی را می‌خواهد. منتظر کسی است که می‌تواند بر اساس این استقلال، عمل کند و این استقلال و جرئت، با روحیه جوان خیلی تناسب دارد. یک مثال کاربردی برای مطلب اخیر: آیا از خواندن قرآن لذّت می‌برید؟ آیا از مدح اهل‌بیت(ع) و ذکر فضایلشان لذّت می‌برید؟ اگر جوابتان مثبت است و اگر مجلس عروسی جای لذّت بردن و شاد بودن است، پس چرا عروسی‌هایتان را بدون قرآن و مدح اهل‌‌بیت(ع) برگزار می‌کنید؟ محکم جلوی همه بایستید و بگویید هر کس از چیزی لذّت می‌برد، ما هم از قرآن و مدح اهل ‌بیت(ع) لذّت می‌بریم و شاد می‌شویم و می‌خواهیم عروسی خودمان را با اینها برگزار کنیم و از این لذایذ و شادی‌ها در شب عروسی بی‌بهره نمانیم. آن وقت یکی از کارت‌های دعوت چنین عروسی را خطاب به آقا امام زمان(عج) بنویسید و بگویید: آقا! ما آدرسی نداشتیم که این کارت را برایتان ارسال کنیم؛ ولی دوست داریم شما هم تشریف بیاورید. بعد هم کارت دعوت را به عنوان یادگاری پیش خودتان نگه دارید. مولایمان علی(ع) می فرمایند : «یاران اصلی قائم (عج) همگی جوان هستند و سالخورده در میان آنان اندک است، به سان سرمه در چشم یا نمک در طعام ، باز هم کمتر.»1 در حدیثی دیگر آمده است که سيّد هاشمی که از فرزندان امام حسن(ع) است و با دوازده هزار سوار به حضرت مهدی(عج) می‌پیوندد، جوان است.2 امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: «در حالی که جوانان شیعه، در پشت بام‌ها خوابیده‌اند، ناگهان آنها را گروه گروه در یک شب و بدون وعده قبلی نزد حضرت می‌آورند. آنگاه همگی صبحگاه نزد حضرت گرد می‌آیند.»3 جالب است بدانید که در حدیثی از امام حسن(ع) روایت شده است: «... خداوند عمر حضرت مهدی(عج) را در روزگار غیبت طولانی می‌گرداند. پس از آن با قدرت بی‌پایانش او را با چهره جوانی کمتر از چهل سال ظاهر می کند.» پی‌نوشت‌ها: 1. بحارالانوار، ج 25، ص 6. 2. همان. 1. بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۳۳ 2. ملاحم ابن طاووس، ص ۷۷. 3. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۸. 4. کمال الدّین ، ج ۱ ، ص ۳۱۵.


لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران