منتظران امام زمان از دعاهای منسوب به امام عصر(عج)، دعای معروف «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» است که به زیبایی هر چه تمام و در فرازهایی کوتاه، وظایف منتظران از اقشار و صنوف مختلف را بیان کرده و راه و رسم زندگی به سبک انتظار را نشان می دهد. از این رو، در سلسله مطالبی شرح فرازهای نورانی و ژرف این دعا مرور می شود: امام مهدی(عج) در ادامه این دعای شریف بیان می کنند: «وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ؛ بر جوانان بازگشت و توبه تفضل نما». یکی از حساس ترین دوره های زندگی انسان، جوانی است که در سرنوشت و آینده آدمی و حرکت در مسیر سعادت یا انحراف و شقاوت وی نقشی مهم دارد، از این رو، جوان بیش از دیگران در معرض وسوسه ها و دام های شیطان قرار دارد. از این رو، در آموزه های دینی روایی هم توصیه های بسیاری درباره غنیمت دانستن این دوران و سرمایه گذاری در آن برای بهره داری در دیگر ایام عمر شده است. چنان که پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «بهترین جوانان شما آنانند كه رفتارشان مثل رفتار پیرمردان، پخته و سنجیده باشد و بدترین پیران، كسانى اند كه چون جوانان شما رفتار كنند.»(1) و از امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) است که در وصیّت به فرزندش امام حسن علیه‏السلام فرمودند: «دل جوان، مانند زمین كشت‏ناشده است. آنچه در آن افكنده شود، مى‏پذیرد. از این رو، پیش از آن‏كه دلت سخت گردد و خِرَدَت سرگرم شود ، به تربیت تو همت گماشتم».(2) آیت الله العظمی جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)، موجود موعود» می نویسد: «جوانان از سویی سرمایه های اساسی هر اجتماع و از طرفی آینده سازان آن هستند و در اندیشه دینی از اهمیت والایی برخوردارند. این اهمیت و جایگاه خاص اقتضا می كند از آنان در برابر آفات روحی و دام وساوس شیطانی با حساسیتی ویژه محافظت شود. طبیعت پرانرژی جوان كه بهترین ابزار صعود او به درجات والای مادی و معنوی است اگر به فرمان عقل درنیاید، خود سرچشمه فسادگری می شود كه نیروی جوانی را به بیراهه می برد و ضایع می كند. ارتباط دائمی با خدای بزرگ و مراقبت همیشگی، بهترین راه صیانت از نعمت جوانی است. آنچه در این فقرات دعا وصف جوانان منتظر خوانده شده ابزار والای صیانت از این نعمت بزرگ الهی است. انابه روی گرداندن از غیر خدا و توجّه تامّ به خدای سبحان است. جوانان منتظر باید با تهذیب و تزكیه نفس، ساحت اندیشه و انگیزه شان را از هر چه غیر خداست منزّه كنند و با اِعراض از هر مقصد و مقصودی جز خدا،‌ چهرة جان خویش را به سوی خدای بزرگ معطوف دارند و برای او خالص شوند. طبیعت پرشور جوان، احتمال راهزنی شیطان و افتادن به دام گناه را در این دوران افزایش می دهد، از این رو، بایسته است كه جوانان منتظر نظارت دائم و مراقبت مستمر بر اعمال و افكار خویش داشته باشند و اگر خدای نخواسته بر اثر غفلت، گناهی مرتكب شدند، با توبه و بازگشت به سوی خدا جان خویش را به دریای بی كران رحمت الهی سپرده و به آب توبه شست و شو دهند و خویش را از دام تلبیسات ابلیس برهانند. گفتنی است انابه و توبه برای هر كس و در هر جایگاه سنی و اجتماعی ضروری است؛ اما شرایط دوران جوانی بیشتر مقتضی آن است.»(3) همچنین و بنابر آموزه های دینی جوانی بهترین موسم برای یادگیری و بهره مندی از آموخته ها است لذا نسبت به یادگیری و علم آموزی در جوانی روایات تاکیداتی دارند؛ از امام صادق(ع) است که فرمود: «دوست ندارم جوانان شما را جز در دو حالت ببینم: دانشمند یا دانشجو. اگر (جوانی) چنین نکند، کوتاهی کرده و اگر کوتاهی کرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه کرده است و اگر گناه کند، سوگند به آنکه محمد(ص) را به حق برانگیخت، دوزخ جایگاه او خواهد شد.»(4) ایشان همچنین بر عبادت جوانان تاکید کرده و فرمودند: «به راستی که دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند، جوان کم سال و خوش سیمایی است که جوانی و زیبایی اش را در راه فرمانبری از خداوند بزرگ قرار داده است. آنکه خداوند بزرگ به وی نزد فرشتگان افتخار می کند و می فرماید این بنده حقیقی من است.»(5) بنابر آنچه بیان شد جوانان جامعه منتظر و زمینه ساز که آرزوی ظهور و درک دولت کریمه مهدوی را در سر می پروراند باید با درایت و درک موقعیت و حساسیت شرایط خود و نیز عبودیت و تلاش در کسب علم و دانش، رضایت امام عصر(عج) را فراهم کنند و در صورت اشتباه و خطا با توبه و انابه به مسیر حق باز گردند و از همراهی با منتظران باز نمانند. چراکه دعای امام عصر(عج) نشان از اهمیت نقش جوانان در جامعه منتظر و توبه و انابه و بازگشت آنها به مسیر در صورت اشتباه دارد. پی نوشت : 1-مشكاه الانوار، ص180؛ 2-نهج البلاغة ، از نامه 31؛ 3-امام مهدی موجود موعود(عج)، ص 210؛ 4-امالی طوسی، ص 303، ح 604؛ 5- اعلام الدین، ص 120. *گروه ادعیه و زیارات مهدوی مرکز تخصصی مهدویت
لینک ثابت
مهدویت و حضرت زهرا حجت الاسلام «محمد صرفی» در گفت وگو با خبرنگار گروه مهدویت و غدیر خبرگزاری شبستان که به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرای مرضیه(س) انجام شد، در پاسخ به این سوال که «چرا در روایات امام زمان(عج)، مهدی فاطمه(س) خطاب می شود؟»، اظهار کرد: در روایات مختلف حضرت مهدی(عج) به عنوان فرزند امام حسین(ع) یا دیگر ائمه اطهار(ع) معرفی شده است اما ویژگی و نسب خاص ایشان در روایات، «مهدی فاطمه(س)» است. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت اضافه کرد: یکی از دلایل این نوع نام بردن، آن است که بنابر توافق تمام مذاهب اسلامی، حضرت مهدی(عج) از نسل حضرت زهرا(س) است و تمام مذاهب اسلامی معتقدند که مهدیِ برپا کننده عدل و قسط در جهان، فرزند فاطمه(س) است که این روایت به ایشان تعلق دارد: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملأت ظلماً و جوراً؛ زمین را از قسط و عدل پر می کند چنانکه از ظلم و چور پر شده باشد» صرفی تصریح کرد: در روایتی مورد قبول تمام مذاهب اسلامی آمده: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه؛ مهدی(عج) از نسل فاطمه زهراست» اما این چه سری است که نام حضرت مهدی(عج) با نام حضرت زهرا(س) گره خورده است؟ وی با اشاره به شباهت های موجود میان حضرت زهرا (س) و امام مهدی(عج)، بیان کرد: حضرت زهرا(س) بقیه النبوه است، زمانی که ایشان خطبه فدکیه را ایراد کردند، امیرالمومنین امام علی(ع) ایشان را اینگونه خطاب کردند: «یا ابنه الصفوه و بقیه النبوه؛ ای دختر برگزیده و باقیمانده رسالت» و امام زمان (عج) نیز بقیه الله و بقیه النبوه است. این کارشناس مهدوی در ادامه ابراز کرد: حکیمه خاتون نقل می کند: در شب تولد حضرت مهدی(عج) خدمت امام عسکری(ع) رسیدم و زمانی که امام مهدی(عج) را تقدیم ایشان کردم، حضرت(ع) خطاب به کودک فرمودند: «سخن بگو ای حجت الله و بقیه الانبیاء» و امام زمان (عج) با شهادتین سخن گفتند و حتی قبل از تولدشان نیز امام عسکری(ع) به عمه خود خطاب کردند که سوره قدر را بخوان و زمانی که ایشان این سوره را می خواند، فرزند داخل شکم مادر با ایشان همراهی کرد که حکیم خاتون تعجب کرد و امام عسکری(ع) به عمه خود فرمود: نترس، از قدرت الهی تعجب می کنی! حجت الاسلام صرفی ادامه داد: زمانی که زنان قریش و مکه حضرت خدیجه (س) را تنها گذاشته بودند، پیامبر(ص) وارد منزل می شود و مشاهده می کند که حضرت خدیجه(س) در حال سخن گفتن است و سوال می کند با چه کسی صحبت می کنی و ایشان می گوید: این طفل داخل شکم ام با من صحبت می کند و من را دعوت به صبر کردن می نماید. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) هر دو از نوری واحد هستند، تصریح کرد: در روایتی داریم که روزی زمین و آسمان تاریک شدند و فرشته ها به خداوند شکایت کردند و خدا کلمه ای فرمود و پس از آن روحی آفریده شد و سپس خداوند کلمه دیگری خلق کرد که از آن نوری ساطع شد و خداوند آن کلمه را با آن نور آمیخت و در پی آن زمین و آسمان نورانی شد و آن نور فاطمه زهرا(س) بود به همین دلیل نیز ایشان را زهرا می نامند. وی تاکید کرد: مهدی(عج) نیز نور است چنان که در روایت داریم: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ اَلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهٰا وَ اِسْتَغْنَى اَلْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ اَلشَّمْسِ وَ ذَهَبَتِ اَلظُّلْمَةُ؛ همانا چون قائم ما قیام كند زمین به نور پروردگارش روشن شود، و مردم از نور خورشید بى‌نیاز گردند، و تاریكى یكسره از میان برود». حجت الاسلام صرفی اضافه کرد: شفاعت هر دو بزرگوار در روز قیامت نیز ویژگی مشترک آنان است که براساس روایات، هر دو آنان در روز قیامت شفیع مردم خواهند بود. این کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) مظلوم هستند، تصریح کرد: در زیارتنامه حضرت زهرا(س) به مظلومیت ایشان تاکید شده است و پیرامون امام زمان (عج) نیز در روایت داریم: «صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ؛ صاحب این امر ، همان رانده شده دور شده یگانه و تنها است.» وی با بیان اینکه مهمترین شباهت این دو بزرگوار آن است که بیعت هیچ فردی بر گردن آنان نیست، افزود: حضرت زهرا(س) هیچگاه تقیه نکرد و تمام مصائب را به دوش کشید تا جامعه را به مسیر اصلی اش بازگرداند و اساسا دلیل غیبت امام زمان (عج) نیز همین است تا بیعت هیچ فردی بر گردن ایشان نباشد لذا شاید اینکه ایشان را مهدی فاطمه(س) می نامند از سر همین شباهت باشد. صرفی با بیان اینکه دوری از مردم، ویژگی مشترک این دو بزرگوار است، گفت: بعد از آن تلاشی که حضرت زهرا(س) برای هدایت مردم و برگرداندن ولایت به امیرالمومنین علی(ع) کرد، و مورد بی مهری و ستم قرار گرفت، از مردم فاصله گرفت و در خانه مشغول عزاداری و گریه بر فقدان پدر شد، امّا این بار هم مورد بی لطفی واقع شد و مردم مدینه به ایشان بی مهری کردند و نزد امام علی(ع) و گفتند: زهرا به واسطۀ کثرت گریه‌اش ما را اذیّت می‌کند. لذا امام(ع)، بیت الاحزانی در بقیع برای حضرت زهرا(س) ایجاد کرد و حضرت زهرا(س) از مدینه خارج می شد و به سوی قبر شهدا می‌رفت، پس از گریه به مدینه باز می گشت. این کارشناس مهدوی اضافه کرد: امام مهدی (عج) نیز از هنگام ولادت، از مردم و به ویژه ستمگران، مخفی بودند و در آغاز ولادت، فقط بعضی از شیعیان خاص موفق به دیدار آن حضرت(عج) شدند، در زمان غیبت صغری امکان ملاقات شیعیان بسیار محدودتر شد و در زمان غیبت کبری به اوج خود رسید و این مصیبت بسیار بزرگ برای مردم زمانه است که به طور مثال هرساله امام زمان (عج) در موسم حج حضور دارند اما حجاج ایشان را نمی شناسند. وی با بیان اینکه مبارزه با انحراف و بدعت دیگر ویژگی مشترک این دو معصوم(ع) است، تاکید کرد: فاطمه زهرا سلام الله علیها نخستین شهیده دفاع از ولایت، به جرم مبارزه با بدعت در دین پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند و حضرت مهدی (عج) هم با بدعت ها و انحرافات مبارزه می کند و فرایض الهی و سنن نبوی را احیا خواهد کرد. حجت الاسلام صرفی ادامه داد: در دعای ندبه می خوانیم: «أین المؤمل لإحیاء الکتاب و حدوده؟ أین محیی معالم الدین و أهله؟ أین المدّخر لتجدید فرائض و السنن؛ کجا است آرزو کشیده برای زنده کردن قرآن و حدودش؟ کجا است زنده کننده آثار دین و اهل دین؟ کجا است آن ذخیره الهی برای تجدید واجبات و سنت های اسلام.» کارشناس مرکز تخصصی مهدویت بیان کرد: اهداف مهدوی همان اهداف فاطمی است و سلوک امام زمان (عج) همان سلوک حضرت زهرا(س) است و اصلا مهدوی باوری بدون شناخت فاطمه(س) مقدور نیست. وی با بیان اینکه حضرت زهرا(س) منتظر مهدی(عج) بوده است، تصریح کرد: جابر می گوید: پس از ولادت امام حسین(ع) برای عرض تبریک خدمت حضرت زهرا(س) رسیدم و دیدم لوحی از جنس زمرد در دست دارند که نوشته هایی از جنس نور بر آن درج شده است، از ایشان جویا شدم پدر و مادرم به فدای شما، این لوح چیست و حضرت(س) فرمودند: زمانی که خداوند حسین(ع) را به ما هدیه دادند، این لوح را به عنوان چشم روشنی به پیامبر(ص) هدیه کرد و پیامبر(ص) آن را به من هدیه داد تا بشارتی برای من باشد و خوشحال شوم؛ یکی از اسامی ذکر شده در این لوح نام مبارک حضرت بقیه الله الاعظم(عج) است. صرفی در پایان خاطرنشان کرد: حضرت زهرا(س) بارها با نام و یاد امام زمان(عج) تسلی یافته و شاد شده اند، به طور مثال در آخرین لحظات عمر پیامبر(ص) حضرت زهرا(س) بر بالین ایشان گریه می کردند و پیامبر(ص) چشمان خود را باز کرده و علت را جویا می شوند؛ حضرت زهرا(س) عرضه می دارند: برای بقای این دین بعد از شما نارحت هستم و پیامبر(ص) در آن لحظه، ایشان را با وجود امام زمان(عج) بشارت می دهند. پایان پیام/376 کلید ‫واژه‌ها: حجت الاسلام صرفی | سبک زندگی فاطمی (س) | فاطمیه | شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) | امام زمان(عج) | منتظران ظهور
لینک ثابت
مجمع جهانی حضرت علی‌اصغر (ع) در پی شهادت «زکریا» کودک شیعه عربستانی به دست یکی از وهابیون در شهر مدینه بیانیه‌ای صادر کرد که در ادامه می‌آید: بسم الله الرحمن الرحیم و مَن قُتِلَ مَظلوماً فَقَد جَعَلنَا لِوَلِیّهِ سُلطَاناً بار دیگر دست حرمله بن کاهل اسدی لعنت الله علیه از آستین وهابیت بیرون آمد و با ذبـح کودکی بیگناه در مدینه النبی (ص)، پیام حقد و کینه یزیدیان عصر را به حسینیان آزاده در جهان رساند. پیامی که همچون تیر سه شعبه حرمله، نه تنها به دنبال دریدن گلوی حق‌خواهی کودکان است، بلـکه قلب مادرانی که در دامان خود سربازان ظهور را پرورش می‌دهند، نشانه گرفته است. ای فرزندان بنی‌امیه! مسلمانان و آزادگان جهان پیام کودک‌کشی شما را دریافت کردند، اما اصرار و ابرام شما بر سبوعیت و وحشی‌گری، چشم متعجبان را به اندازه طول تاریخ باز نگه داشته است. از آنجایی که خون شهید شیرخوار کربلا، هنوز در جوش و خروش خونخواهی است، امروز زکریای شهید، با خون خود، برائت از سردمداران کودک‌کش وهابیت را در گوش جهانیان فریاد می‌کند. مجمع جهانی حضرت علی‌اصغر (ع) از تـمامی نخبگان منابر شـیعه، مسئولیـن رسانه‌های دیداری، شنیداری و خبری، تمامی آزادگان جهان و تمامی مادرانی که کودکان خود را برای سربازی منجی عالم بشریت، در دامان خود می‌پرورانند، درخواسـت می‌کند، با فریاد خود مانع از پایمال شدن خـون این کودک بی‌گناه شوند. باشد که با این خروش خون‌خواهی، زمینه‌ساز برچیدن بساط ظلم و کفر، و مرهمی بر قلب زخم خورده منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم اروحنا له الفداء باشیم.
لینک ثابت
امام زمان- جمکران از دعاهای منسوب به امام عصر(عج)، دعای معروف «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» است که به زیبایی هر چه تمام و در فرازهایی کوتاه، وظایف منتظران از اقشار و صنوف مختلف را بیان کرده و راه و رسم زندگی به سبک انتظار را نشان می دهد. از این رو، در سلسله مطالبی شرح فرازهای نورانی و ژرف این دعا مرور می شود: حضرت حجت(عج) در ادامه فرازهای نورانی این دعا بیان می کنند: «وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّة؛ بر زنان شرم و عفت عنایت كن». زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، نقشی مهم و بی بدیل در فلاح و صلاح آن دارند لذا بتبع، سبکی که آنها برای زندگی برمی گزینند و ارزش هایی که به تناسب آنها فکر و عمل می کنند، نیز در حرکت جامعه به سوی سعادت یا شقاوت تاثیرگذار است. در این میان زنان برای آنکه نقش مادری و همسری را در جامعه به درستی ایفا کنند باید به سلاح هایی مجهز شوند که از مهمترین آنها «حیا و عفاف» است. در آیات قرآن بر این خصیصه تاکید و برکات و آثار فراوانی برای آن ذکر شده است. چنان که خدای متعال در آیه 25 سوره مبارکه قصص به وقار و حیای دختران شعیب اشاره می کند و می فرماید: «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا... (موسی هنوز لب از دعا نبسته بود که دید) یکی از آن دو دختر که با کمال (و قار و) حیا راه می‌رفت، باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت می‌کند تا در عوض سقایت و سیراب کردن گوسفندان ما به تو پاداشی دهد...». علاوه بر این، در آموزه های روایی نسبت به این صفت توصیه و اشاره بسیار است، امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است (پس شخص با ایمان با حیاء در بهشت است).» (1) همچنین از آن حضرت(ع) است که: «حیاء و ایمان در یك رشته و همدوش همند چون یكى از آن دو رفت دیگرى هم می رود.» (2) در این میان زنان به دلیل نقش مهمی که در سلامت جامعه دارند، آراستگی شان به صفت حیاء از اهمیت بیشتری برخوردار است چنان که امام صادق(ع) فرمودند: «اگر چه تفاوتی بین زن و مرد در مزین شدن به آن نیست اما بر زنان نیكوتر است.»(3) حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)؛ موجود موعود» و در شرح این فراز از دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» می نویسد: «زن ها بخشی مهم از جامعه اسلامی اند از آن رو كه سهمی درخور از آرامش و امنیت روانی جامعه وامدار نقش بی نظیر زنان است؛ نیز صلاح نسل امروز و سداد نسل فردا در گرو صلاح و سداد آنها است. آفت بزرگی كه می تواند مانع كاركرد اساسی و ثمربخش این بخش از اجتماع شود و آنان را كه قادرند عامل سعادت فرد و جامعه باشند به ابزار انحطاط خویش و جامعه شان بدل كند، همانا فقدان صفت هایی است كه امام عصر (عج) آنها را بایسته زنان امّت مهدوی می داند و آراستگی به آن صفات را از درگاه عزّ ربوبی برایشان درخواست می كند: أ.حیاء: حیا به معنای مراقبت از نفس در برابر هر نوع آلودگی و زشتی و عیب است. بانوان منتظر، امانتداران مظهریت اسمای جمالی خداوندند. آنان باید این امانت الهی را پاس دارند و خویش را در برابر وسوسه های شیاطین ظاهری و باطنی كه می كوشند تا با شكستن حریم شرع، عقل و اخلاق، این امانت بزرگ الهی را ضایع كنند، حفظ و مراقبت كنند تا به دام شیطان نیفتند، كه هر سخن یا عمل بر خلاف موازین آموزه های ناب قرآن و عترت، به منقصت، كدورت و تاریكی جان انسان می انجامد و از دام های شیطان به شمار می آید: و علی النساء بالحیاء. ب. عفت: بانوان منتظرِ آخرین حجت خداوند (عج) پاسدار حریم عفت اند. حفظ عفت، یعنی نگهداشتن نفس از تمایلات و شهوات نفسانی، فضیلت والای بانوان اهل انتظار است. بسا كه جاهلیت مدرن روزگار ما تمایلات و هواهای نفسانی را دامن بزنند و شهوات را برای انسان زینت دهند؛ اما بر بانوان منتظر شایسته است كه با نگهبانی از حریم عفت خویش زمینه اعتلای روح خویش را فراهم آورند و از پیروی وسوسه های نفسانی و شیطانی احتراز كنند و هیچ زینتی را برون از حوزه جانشان و هیچ افتخاری را برتر از حفظ گوهر الهی وجودشان نشناسند: و العفة. بنابر آنچه بیان شد زنان در جامعه منتظر و زمینه ساز وظایفی دارند که غفلت از آنها هم خودشان و هم مسیر انتظار را دچار آسیب های جبران ناپذیر خواهد کرد. زنان باید بدانند وقتی حریم عفاف را مراعات نمی کنند و حجاب خود را درست نمی کنند، جوانان را به دنبال گناه می کشند. بی حجابان، «حشره مزاحمت» جمع می کنند، ولی افراد با حجاب در دژ و حصار عفاف و حیا و حجاب، مصون از تعرض نگاه های هوس آلودند. این که حضرت فاطمه(س) در پاسخ سوال حضرت رسول خدا(ص) که پرسیدند: «چه چیز برای زن بهتر است؟»، عرض کردند: «اَن لا تَری رَجلا و لا یَراهُ رَجُل»(4) تاکیدی بر حاکم سازی حیا و عفاف بر روابط زن و مرد است. نه اینکه زن اصلا از خانه بیرون نیاید بلکه تا می شود این دیدارها کاهش یابد، چون زمینه ساز وسوسه های شیطانی است. قرآن می فرماید: «زنان در سخن گفتن با مردان نامحرم، نرم و با ناز و کرشمه سخن نگویند، چون دل های بیمار را به طمع می افکند.»(5) از این رو، هر نوع شوخی و مزاح و اختلاط با نامحرم و رفتارهای جلب کننده نظرها و آرایش و عطر و کفش و لباس تحریک آمیز، حرام و ممنوع است. اگر به سلامت جامعه می اندیشیم این حریم ها را هم باید مراعات کنیم. از بانوانی که چشم انتظار آمدن امام زمان(عج) هستند، انتظار می رود الگوی نجابت و حیا و پاکی باشند و از آنان که خود را شیعه زهرا(س) و امت محمد(ص) می دانند، انتظار است حجاب و عفاف را رعایت کنند وگرنه رضای خدا و رسول و امام زمان(عج) را نمی توانند کسب کنند. پی نوشت: 1-الكافی، ج2، ص106، باب الحیاء؛ 2- الكافی، ج2، ص106؛ 3- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 193؛ 4-بحارالانوار؛ 5-احزاب، آیه 32. *منابع: 1-پایگاه اطلاع رسانی مرکز تخصصی مهدویت(گروه ادعیه و زیارات) 2-کتاب «زندگی مهدوی؛ اخلاق و اوصاف منتظران»، نوشته جواد محدثی
لینک ثابت
یا اباصالح المهدی یا اباصالح المهدی اغلب اخباری که از زندگانی اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) در منابر و رسانه‌های جمعی در معرض شیعیان قرار می‌گیرد به صورت گزینشی است؛ طوری که گاهی ممکن است مهم‌ترین مسائل به حاشیه برده شوند. به عنوان نمونه مهم‌ترین چالش مسلمانان و به ویژه شیعیان در عصر امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) مسأله مهدویت و مدعیان دروغین مهدویت بود که توسط بنی‌العباس به اوج خود رسید. این فتنه به قدری شدید بود که در حدیث مشهور به لوح جابر که جابر بن عبدالله آن را به نقل از صحیفه حضرت فاطمه(س) برای امام صادق(ع) بیان کرد، از این فتنه با عنوان «فتنه کور» یاد شده است: «وَ بَعْدَهُ‏ مُوسَى‏ فِتْنَةٌ عَمْیَاءُ حِنْدِسٌ، پس از او موسى است که (در زمان او) فتنه‎ای کور و گیج‌‏کننده فرا گیرد»؛ زیرا با اندک مطالعه‌ای می‌توان دریافت فتنه‌ای کورتر و گیج‌کننده‌تر از مهدیان دروغین در این عصر نبود. در این عصر بود که عباسیان با شعار «الرضا من آل‌الرسول» دست به قیام زدند و به دروغ مهدی موعود را از نسل عباس عموی پیامبر(ص) معرفی کردند. از این منظر تلاش‌ امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) یک بار قابل مطالعه خواهد بود؛ طرح دعای ندبه از سوی امام صادق(ع) در این عصر حاکی از اهمیت این موضوع بود. از این رو ائمه(ع) در قالب ادعیه، روایات و یا بیان احادیث مهدوی، در ذیل برخی آیات قرآن به تبیین مهدویت پرداختند. موضوعات این روایات بطور کلی شامل بیان مفاهیم آخرالزمانی، تبیین رفتاری شیعیان در قبال مسائل آخرالزمانی، ویژگی‌های عصر ظهور و دوران پس از استقرار حکومت امام عصر(عج) در پهنه عالم بود. فتنه‌ای که در عصر امام کاظم(ع) قلب‌های مردم را به لرزه در آورد در یکی از این روایات، امام کاظم علیه‌السلام خطاب به یکی از یاران خویش فرازهای قابل تأملی را درباره ویژگی‌های یاران قائم(عج) بیان فرمود که با استفاده از این فرازها می‌توان به تبیین مناسبی درباره بایسته‌های رفتاری یک شیعه دست یافت. ایشان در این روایت فرمود: اى ابن بکیر، من چیزى به تو می‌گویم که پدرانم آن را مى‌‏گفتند، اگر در بین شما به تعداد افراد جنگ بدر بودند قائم ما قیام مى‌کرد. اى بنده خدا، ما مردم را بررسى می‌کنیم و می‌دانیم مردم چه هستند، بعضى از آنها در دوستى با ما راستگو هستند و جانشان را براى ما نثار مى‏‌کنند و بعضى از آنها حقیقتى را که بر زبانشان جارى می‌کنند‌‏، در قلبشان وجود ندارد و بعضى از آنان همچون چشمى براى دشمنان ما بر علیه ما هستند؛ کلام ما را مى‌‏شنوند و اگر در چیز اندکى از دنیا طمع پیدا کنند از دشمن بر ما دشمن‌تر می‌شو‌‏ند، چگونه آنان خوشى و شادى را می‌بینند در حالى که چنین صفتى دارند؟ إِنَّا نُدَاوِی النَّاسَ وَ نَعْلَمُ مَا هُمْ فَمِنْهُمْ مَنْ یُصَدِّقُنَا الْمَوَدَّةَ وَ یَبْذُلُ مُهْجَتَهُ لَنَا وَ مِنْهُمْ مَنْ لَیْسَ فِی قَلْبِهِ حَقِیقَةُ مَا یُظْهِرُ بِلِسَانِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ هُوَ عَیْنٌ لِعَدُوِّنَا عَلَیْنَا یَسْمَعُ حَدِیثَنَا وَ إِنْ أَطْمَعُ فِی شَیْ‏ءٍ قَلِیلٍ مِنَ الدُّنْیَا کَانَ أَشَدَّ عَلَیْنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ کَیْفَ یَرَوْنَ هَؤُلَاءِ السُّرُورَ وَ هَذِهِ صِفَتُهُم‏. ویژگی‌های شیعیان آخرالزمان در بیان امام کاظم(ع) در این روایت شریف افراد در قبال اهل‌بیت(ع) به دو دسته تقسیم‌بندی شده‌اند: مؤمنان و تصدیق‌کنندگان عترت(ع)، دشمنان و منافقان نسبت به عترت(ع). امام کاظم(ع) درباره دسته اول یعنی مؤمنان و تصدیق‌کنندگان عترت(ع)، به دو ویژگی اشاره فرمودند: 1ـ در اظهار مودت ما صادقند 2ـ برای ما بذل جان می‌کنند. مودت حبّی همراه با تبعیت است مودت نسبت به عترت(ع) همان دعوتی است که خداوند در آیه23 سوره شوری خطاب به پیامبر(ص) فرمود که به مردم بگو: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏؛ بگو: «به ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر مودت درباره خویشاوندان.» تفاوت مودت با محبت در این است که در مودت حبّی همراه با تبعیت نهفته است در حالی که در محبت ممکن است دوست داشتن باشد، اما با عمل به دستورات عترت(ع) و سنت همراه نباشد. مثل برخی کسانی که دم از محبت عترت(ع) می‌زنند، اما تقید کمی نسبت به احکام شرعی دارند. بذل جان اولین شرط ورود به کاروان اباعبدالله(ع) ویژگی دیگری که امام کاظم(ع) نسبت به مؤمنان به عترت(ع) نسبت دادند، بذل جان در راه اهل‌بیت(ع) است. برای درک عظمت این صفت می‌توان یاران اباعبدالله(ع) را مثال زد چرا که اولین شرط ورود به کاروان اباعبدالله(ع) همین خصلت بود آنجا که امام(ع) در ابتدای قیام فرمود: «هرکس قصد دارد جان خود را در راه ما بدهد و در لقای خداوند وطن گزیند، با ما همراه شود؛ مَنْ‏ کَانَ‏ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا». از این جهت در سجده شکر زیارت عاشورا اصحاب امام حسین(ع) را افرادی می‌خوانیم که جانشان را فدای امام حسین(ع) کردند؛ آنجا که پس از درخواست از خداوند مبنی بر ثبات قدم همراه با امام حسین(ع) و اصحاب بزرگوار ایشان، در وصف ایشان می‌خوانیم: «الَّذِینَ‏ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْن‏؛ کسانی که جان خویش را تقدیم امام حسین(ع) کردند». از جمع‌بندی این بخش از روایت به این نتیجه می‌رسیم که امام کاظم(ع) دو خصلت مهم به شیعیان خویش آموختند که در پرتو آن می‌توانند سایر صفات منتظران واقعی را در خود نهادینه کنند.
لینک ثابت
دعا فرج از مردمی كه نه در سلك علما هستند و نه در زمره دانشجویان، با ظرافتی خاص به «مستمعین» یاد شده است، تا بفهمانند اگر كسی از دو گروه مذكور نیست برای سعادتمندی راهی جز گوش سپردن و متابعت از راه شناسان ندارد. از دعاهای منسوب به امام عصر(عج)، دعای معروف «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» است که به زیبایی هر چه تمام و در فرازهایی کوتاه، وظایف منتظران از اقشار و صنوف مختلف را بیان کرده و راه و رسم زندگی به سبک انتظار را نشان می دهد. از این رو، در سلسله مطالبی شرح فرازهای نورانی و ژرف این دعا مرور می شود: امام عصر(عج) در ادامه این دعای شریف بیان می کنند: «و علی المستمعین بالإتّباع و الموعظه؛ بر شنوندگان پیروی و پند گیری تفضل نما» آیت الله العظمی جوادی آملی در شرح این فراز به نكاتی اشاره دارد: «از مردمی كه نه در سلك علما هستند و نه در زمره دانشجویان، با ظرافتی خاص به «مستمعین» یاد شده است، تا بفهمانند اگر كسی از دو گروه مذكور نیست برای سعادتمندی راهی جز گوش سپردن و متابعت از راه شناسان ندارد. وظیفه خطیر و راه منحصر هدایت این گروه در دو عنوان كلی بدین شكل بیان شده است: اتّباع اقتضای معنای متابعت، حركت همراه با میل و اراده در پشت سر كسی یا چیزی است؛ خواه در عمل تابع او گردد یا در فكر و نظر، بنابراین، نخستین وصف از ویژگی های انتظار راستین اهل استماع آن است كه با میل و رغبت در پی دین شناسان و عالمان ربّانی كه مقصد و مقصود اوامر معصوم (ع) را می شناسند حركت كنند و از مسیر نورانی قرآن و عترت منحرف نشوند: و علی المستمعین بالاتّباع. موعظه واژه موعظه به منای ارشاد به حق از راه تذكره های مفید و اثرگذار است؛ لیكن به قرینه مقام و نیز قرائن لفظی چون «مستمعین» و «اتباع» چنین فهمیده می شود كه موعظه در اینجا به معنای «اتعاظ» یعنی پندپذیری و قبول ارشاد است. بر این اساس منتظرانِ مستمع باید قلب خویش را بر سخنان حكیمانه عالمان ربّانی كه برگرفته از معارف ناب قرآن و عترت است بگشایند: و الموعظة.»[1] اصل (اتباع) كسی را تعقیب و دنبال نمودن است و نیز این كلمه در (پیروی از) دین و عقل و عمل (فردی) نیز به كار برده می شود. مفسرین در قرآن (اتباع) را به همین دو معنی ترجمه و تفسیر کرده اند: به معنای تعقیب و دنبال نمودن در قرآن این چنین آمده: «فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ ...» (سوره طه آیه 78﴾ یعنی : پس فرعون با لشكریانش آنها را دنبال وتعقیب كرد. ومانند آیه: «فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِینَ» (سوره شعراء، آیه60) یعنی: پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقیب و دنبال كردند . و به معنای دوم یعنی (پیروی نمودن از فردی) آمده همانند: «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ». پی نوشت: 1- امام مهدی موجود موعود، ص208.
لینک ثابت
خط قرمز منتظران واقعی
سه‌شنبه 16 بهمن 1397 | yousofe-zahra
منتظران ظهور امام صادق(ع) می فرمایند: «فریب نماز و روزه اشخاص را نخورید، چراکه شخص چه بسا به نماز و روزه حریص و به آنها عادت کرده باشد که اگر ترک کند، دچار وحشت شود. لیکن آنان را با راستگویی و امانت داری امتحان کنید.» منتظران امام عصر(عج) و آنها که در انتظار آمدن مصلحی جهانی اند که بیاید و شب تار ظلم و ستم و بی عدالتی را به صبح روشن عدالت تبدیل کند قطعاً باید خود نیز صالح بوده و در تلاش باشند تا به صفات صالحان آراسته شوند و از رذیلت هایی که آنها را از صفوف مهدی باوران و مهدی یاوران جدا می کند، بپرهیزند و در ترک آنها برآیند. یکی از این رذیلت ها که در نهی و مذمت و ترک آن به کرّات در آیات و روایات توصیه شده «دروغ» است، چنان که در روایت از امام عسکری(ع) است که فرمودند: «تمام پلیدى ها در اتاقى قرار داده شده و کلید آن اتاق، دروغ است»1 لذا بنابر تصریح آموزه های دینی، دروغ از گناهان کبیره است که ایمان را نابود می کند. از بعضى از روایات استفاده مى شود که دروغ کلید گناهان است. در حدیثى از امام باقر (علیه السلام) مى خوانیم: «اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشّرِّ اَقْفالا وَجَعَلَ مفاتیحَ تِلْکَ الاَْقْفالِ اَلشَّرابَ، وَ الْکِذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ؛ خداوند متعال براى شرّ قفل هایى قرار داده است، و کلید آن قفل ها شراب است (چرا که مانع اصلى زشتى ها عقل است و شراب عقل را از کار مى اندازد) و دروغ از شراب هم بدتر است».2 علاوه بر این، امیرالمومنین امام علی(ع) در حدیثی شریف فرمودند: «بدترین سخن، دروغ است».3 ایشان همچنین در مذمت دوستی با دروغگویان فرمودند: «از دوستى با دروغگو بپرهیز که مانند سراب است، دور را در نظر تو نزدیک، و نزدیک را دور مى سازد (و تو را گمراه مى کند)».4 این روایات و تاکیدی که بر زشتی و آثار سوء دروغگویی شده، ثابت می کند یکی از اصلی ترین فضایل اخلاقی که منتظران امام عصر(عج) به عنوان منجی موعود(عج) باید خود را به آن آراسته کنند، صدق و راستگویی و پرهیز از دروغگویی است، چنان که امام صادق(ع) می فرمایند: «فریب نماز و روزه اشخاص را نخورید، چراکه شخص چه بسا به نماز و روزه حریص و به آنها عادت کرده باشد که اگر ترک کند، دچار وحشت شود. لیکن آنان را با راستگویی و امانت داری امتحان کنید.»5 حجت الاسلام «مرتضی آقاتهرانی» در سخنانی با عنوان «دروغ، خط قرمز مومن»، اظهار کرد: صدق دارای مراتب است، گاهی فرد دارای صدق است، گاهی صدوق است و گاه صدّیق، یعنی در گفتار او به قدری صدق حاکم است و راستی اش تا جایی شدت دارد که هر چه دقت کنی، او راست گفته است؛ اینطور انسان ها بسیار عادل اند. چون عدالت یعنی قرار دادن شیء در جای خودش است لذا فرد صدیق اگر تعریف می کند به اندازه است نه کم و نه زیاد. این دقت را باید بچه مسلمان ها داشته باشند وگرنه بتدریج کاذب و خدای ناکرده کذاب می شویم. استاد اخلاق ادامه داد: از محضر امام صادق(ع) پرسیدند: ممکن است مومن دهانش به شراب آلوده شود؟ حضرت(ع) فرمودند: «بعید نیست»، پرسیدند: ممکن است دامن اش به فحشاء آلوده شود؟ ایشان پاسخ دادند: «بعید نیست» پرسیدند: ممکن است مومن دروغ بگوید؟ امام(ع) فرمودند: «هرگز، دروغ می گوید فقط کسی که ایمان ندارد». وی تصرح کرد: ما ابزاری برای سنجش ایمان افراد نداریم اما از نشانه ها می توان به وجود و میزان ایمان در افراد پی برد، مثل زمانی که پزشک با نشانه ها به بیماری پی می برد و آن را تشخیص می دهد. آقاتهرانی صداقت و راستگویی را از نشانه های ایمان برشمرد و گفت: نباید حتی در شوخی دروغ بگویید، چنان که در روایت است «بنده ای طعم ایمان را نمی چشد مگر دروغ را ترک کند چه به شوخی و چه جدی»؛ وقتی راست می گوییم باید دست و پا و زبان مان هم راست بگویند، وقتی در زبان می گوییم شیعه و محب امام حسین(ع) هستم به راستی و در قلب و زبان و عمل هم باید چنین باشیم. وی با بیان اینکه بنابر روایت «مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان اش در امان باشند»، ابراز کرد: دست و زبان ما هم باید مسلمانی را نشان بدهد؛ خُلف وعده دروغ است اینکه شخصی می گوید 8 می آیم 8 و نیم می رسد، اینکه به ولی فقیه اعتماد می دهیم و بعد کار خودمان را می کنیم و ... دروغ است. حجت الاسلام آقاتهرانی با بیان اینکه دروغ نشانه عدم ایمان است، خاطرنشان کرد: دروغگویی و خلف وعده در تاریخ اسلام بسیار است چنان که پنجم شوال سال 60 هجری (25 روز پس از ورود مسلم بن عقیل(ع) به کوفه) حدود 18 هزار نفر از مسلمان (اعم از شیعه و اهل سنت) با نماینده امام حسین(ع) بیعت کردند و 12 هزار نامه از کوفه به سوی سیدالشهداء(ع) فرستادند اما بعد زیرش زدند و عاشورا رقم خورد؛ البته این خُلف وعده ها سابقه داشت چنان که در غدیر با پیامبر(ص) بیعت کردند و بعد از رحلت نبوی، امیرالمومنین(ع) را تنها گذاشتند.6 بنابر آنچه بیان شد دروغگویی از آفاتی است که اگر به سبک زندگی منتظرانه بخورد از نشاط و اثرگذاری اش کاسته و روح انتظار را تضعیف می کند. چراکه اساساً در پرتوی ایمان است که می توان منتظر بود و مسیر را برای ظهور و روی کار آمدن آن دولت موعود فراهم کرد وگرنه با از بین ایمان در پی دروغ و دروغگویی، دیگر انتظار و زمینه سازی برای ظهور معنی نخواهد داشت. پی نوشت: 1-بحارالانوار، جلد 169، صفحه 263؛ 2.اصول کافى، جلد 3، صفحه 339؛ 3- نهج البلاغه، خطبه 84؛ 4- نهج البلاغه، کلمات قصار، کلمه 38؛ 5-اصول کافی، ج2، صص104 و 105؛ 6- http://ganjineh.valiasr-aj.com/audio/view/7055
لینک ثابت
یا صاحب الزمان حجت الاسلام «محمدجواد مروجی طبسی» درباره رویکرد و اهدافی که در نگارش کتاب «بامداد بشریت» دنبال کرده است، اظهار کرد: عرضه معارف اسلامی و اطلاع رسانی درباره مسائل مختلف مهدوی در یک تالیف، از مهمترین اهدافی است که در تدوین و تالیف این کتاب که مشتمل بر نزدیک به 50 پرسش و پاسخ درباره امام مهدی(عج) و مهدویت است، دنبال می شود. پژوهشگر و مولف مهدوی درباره ضرورت پاسخ به پرسش های مهدوی تصریح کرد: از صدر اسلام و زمان پیامبر اکرم(ص) برای انتقال فرهنگ جلسات پرسش و پاسخ برقرار بوده و حتی پیروان دیگر ادیان به محضر حضرت رسول(ص) و نیز ائمه علیهم السلام برای پرسش و پاسخ و دریافت جواب سوالات شان می رسیدند. وی اضافه کرد: برای مثال مرحوم طبرسی در کتاب خود به نام «الاحتجاج» که بالغ بر 800 تا 900 صفحه است، تمام گفت وگوهای معصومان(ع) را جمع کرده و نیز مرحوم علامه مجلسی بخش وسیعی از گفتگوهای معصومان(ع) را جمع آوری کرده که این نشان می دهد گفت وگو و پرسش و پاسخ جایگاه ویژه ای نه فقط در اسلام بلکه در دیگر ادیان دارد. مروجی طبسی تاکید کرد: از همین رو احساس کردم که باید بخشی از فعالیت های فرهنگی خود را بر محور گفت وگو و پاسخ به سوالات دینی متمرکز کنم لذا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در این عرصه ورود کردم که کتاب «بامداد بشریت» از خروجی های آن است؛ البته در هر شماره از نشر بنابر درخواست ها بخش هایی به کتاب افزوده شده تا به پرسش های بیشتری در حوزه مهدویت پاسخ داده شود. این پژوهشگر و مولف مهدوی درباره رمز موفقیت کتاب «بامداد بشریت» ابراز کرد: این کتاب تا کنون 12 مرتبه منتشر شده است و به نظر می رسد علت استقبال به ویژه از سوی جوانان از آن به دلیل گفت وگو محوری است و اینکه سعی کرده به سوالات در ابعاد مختلف مسئله مهدویت پاسخ دهد. وی در پایان خاطرنشان کرد: این کتاب به یک موضوع خاص اختصاص ندارد بلکه به جمیع مباحث مهدوی همچون ظهور، غیبت، ولادت، محل حکومت و ... امام زمان(عج) پرداخته و همین باعث می شود مخاطب بیشتری را به خود جلب کند چون دیگر لازم نیست برای دیگر مسائل وقت و هزینه برای کتابی دیگر صرف شود. منبع : خبرگزاری شبستان
لینک ثابت
یا مهدی ادرکنی یک کارشناس مهدوی با بیان اینکه شناخت امام مرز حیات و ممات است، گفت: امیرالمومنین(ع) در خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه می فرمایند: «کسی داخل آتش نمی شود مگر کسی که ائمه معصوم(ع) و امام زمان خود را منکر شود» و انکار زمانی است که انسان امام را نشناخته باشد. دعای غیبت که معروف به دعای معرفت است، به دو گونه کوتاه و طولانی بیان شده است که بخش کوتاه آن از امام صادق(ع) در کتاب «کافی» شیخ کلینی، «غیبت» نعمانی و «کمال الدین» شیخ صدوق آمده است اما بخش طویل آن به واسطه عثمان بن سعید از امام زمان(عج) نقل شده است و در «کمال الدین» شیخ صدوق، «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و «جمال الاسبوع» سیدبن طاووس بیان شده و در فضایل آن آمده است که در روز جمعه اگر انسان فرصت قرائت هیچ دعایی را نیافت، نسبت به خواندن این دعا اهتمام داشته باشد. با توجه به این توصیه و تاکید و به منظور بررسی فرازهای این دعا سلسله گفتگوهایی را با حجت الاسلام «عباس رمضانعلی زاده»، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت داشته ایم که در ادامه بخش دوم آن تقدیم حضورتان می شود: حجت الاسلام «عباس رمضانعلی زاده»، در تشریح فراز دیگری از دعای غیبت اظهار کرد: در فراز دوم این دعا می خوانیم: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ‏؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت» این یعنی بعد از شناخت خداوند، شناخت پیامبر (ص) بر هر مومنی واجب است. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه هدف از خلقت انسان، عبادت خداوند است، تصریح کرد: رحمانیت خداوند اقتضا می کند از باب قاعده لطف برای هدایت انسان ها، پیامبر(ص) را معرفی نماید و در این فراز نیز انسان از خداوند می خواهد که رسول را به ما معرفی کند و در ادامه نیز گفته می شود که اگر ایشان را نشناسیم، قادر به شناخت حجت خدا نخواهیم بود. رمضانعلی زاده با بیان اینکه جایگاه و معصومیت پیامبر(ص) به گونه ای است که معرفیش باید توسط خداوند صورت گیرد و از انسان برنمی آید، افزود: اگر فردی پیامبر(ص) را از مجرای صحیح نشناسد، شناخت امامان و حجت الهی را از مجرای صحیح دنبال نمی کند چنان که در صدر اسلام مسلمانان به چنین بلای بزرگی مبتلا شدند و به طور مثال معصوم بودن پیامبر(ص) را زیرسوال بردند و عصمت مطلق را از ایشان زایل کردند. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه لازم است، مسلمانان پیامبر(ص) را واسطه خالق و مخلوق بدانند، گفت: تمام مخلوقات هستی به خاطر پیامبر(ص) خلق شده است «یـا أَحْمَدُ! لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ؛ ای احمد اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم». رمضانعلی زاده با اشاره به اینکه پیامبر(ص) از نظر خلقت و خُلق، برترین مخلوقات است، بیان کرد: از همسر پیامبر(ص) سوال شد که خُلق ایشان چگونه است و او پاسخ داد: «خُلقُهُ القُرآن؛ اخلاق پیغمبر، قرآن بود» یعنی ایشان قرآن مجسم است و پیامبر(ص) با همین اخلاق مردم را به اسلام جذب کردند چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ؛ و اگر بد خلق و سختدل بودی حتما از دورت پراکنده می شدند». وی با اشاره به فراز دیگری از دعای غیبت ابراز کرد: در فراز بعدی می خوانیم: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد» یعنی یکی از معرفت های واجب، معرفت نسبت به امام است که در روایتی از امام حسین(ع) پیرامون معرفت نسبت به خداوند داریم: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُهُ؛ معرفت خدا عبارت است از اینکه اهل هر زمان امامی را كه اطاعتش بر آنان واجب است، بشناسد» یعنی امام آیینه تمام نمای خداوند است. وی در پاسخ به این سوال که اگر فردی امام را نشناسد چه می شود؟، افزود: شناخت امام، مرز حیات و ممات است یعنی اگر امام را شناختیم، حیات است و اگر نشناختیم، ممات. رمضانعلی زاده با اشاره به تبعات عدم شناخت امام گفت: یکی از تبعات عدم شناخت امام، مردن به مرگ جاهلی است چنان که در روایت است: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهل مرده است» و دومین عقوبت آن، مردن به دین یهود و نصاراست که فخر رازی از علمای بزرگ اهل تسنن در کتاب خود می نویسد که پیامبر(ص) فرمود: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، اگر بخواهد یهودی از دنیا می رود و اگر بخواهد نصرانی از دنیا می رود.» یعنی حق ندارد مسلمان بمیرد. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت ادامه داد: سومین عارضه سوء عدم شناخت امام، هلاکت واقعی است، امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره می فرماید: «وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک؛ آنكه به سوى شما آمد نجات یافت و هر كه نیامد هلاك شد» و چهارمین عارضه، عدم عبور از پل صراط است که پیامبر(ص) می فرماید: «لا یجوز أحدٌ الصراط إلّا من كَتَبَ له علیٌّ الجواز؛ ... ﺍﺣﺪﻯ ﺍﺯ ﺻﺮﺍﻁ نمی گذرد ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻋﻠﻰ(ع) ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ». وی با بیان اینکه پنجمین عارضه نشناختن امام، گمراهی و ضلالت در دین است، افزود: در دعای غیبت می خوانیم: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد». رمضانعلی زاده ادامه داد: در آیه 85 سوره مبارکه طه آمده است: «وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ؛ و سامری آنان را گمراه کرد» بنی اسرائیل هارون را که جانشین موسی (ع) بود، نشناختند و توسط طاغوت که همان سامری بود، گمراه شدند و در صدر اسلام نیز همین بلا نصیب مسلمانان شد و پس از رحلت پیامبر(ص)، امت امام زمان خود را نشناختند و دچار گمراهی و مبتلا به مصائب بسیار شدند. این کارشناس مرکز تخصصی مهدویت تصریح کرد: ششمین عارضه، دخول در آتش جهنم است که امیرالمومنین(ع) در خطبه 150 نهج البلاغه می فرمایند: «کسی داخل آتش نمی شود مگر کسی که ائمه معصوم(ع) و امام زمان خود را منکر شود» و انکار زمانی رخ می دهد که انسان امام را نشناخته باشد. وی اضافه کرد: امیرالمومنین(ع) فرمودند: «اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولَ بِالرِّسَالَه وَ أُولِی الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ؛ بشناسید خدا را به خدا، و رسول را به رسالت، و صاحب امر را به امر به معروف و عدالت و نیكویى نمودن» بنابر این، وظیفه منتظران در عصر غیبت این است که امام را بشناسند. رمضانعلی زاده در پایان این بخش از سخنان خود خاطرنشان کرد: ابونصر نقل می کند که امام عصر(عج) از من سوال کردند: «من را می شناسی» پاسخ دادم بله شما فرزند امام عسکری(ع) و امام من هستید و ایشان پاسخ دادند نه این شناخت را نمی خواهم و فرمودند: «من خاتم اوصیاء پیامبر(ص) هستم و خداوند به واسطه من بلا را از اهل و شیعه من برطرف می کند» یعنی باید رسالت و جایگاه امام را بشناسیم و صرف شناخت شناسنامه ای کافی نیست. منبع: خبرگزاری شبستان
لینک ثابت
اخلاق در آستانه ظهور
سه‌شنبه 16 بهمن 1397 | yousofe-zahra
یا مهدی بنابر تصریح روایات، جهان در آستانه ظهور امام مهدی(عج) از نظر اخلاقی دستخوش تغییراتی می شود که بشر را دچار جاهلیت مدرن می کند، شبیه به همان جاهلیتی که پیامبر(ص) با آن مواجه شدند. از احادیث استفاده می شود که حضرت مهدی (عج) مثل پیامبر بزرگوار اسلام(ص) در برابر جاهلیت قرار می گیرد که همین «جاهلیت مدرن» است. اکنون بر اساس روایات، وضعیت امنیت اخلاقی جامعه را در آستانه ظهور به تصویر می کشیم. البته ناگفته نماند تصویری که پیش رو دارید، مربوط به همه جهان نیست؛ چون اگر همه جهان به این وضعیت مبتلا شوند، حضرت(عج) یار و یاوری برای قیام نخواهد داشت و اصولاً شرایط آماده نخواهد شد. طبیعتاً یک الگوی مناسب از «جامعه مهدوی» باید به مردم دنیا نشان داده شود تا زمینه ظهور فراهم باشد. پوشش نامناسب همیشه گناهان بزرگ یکباره از انسان سر نمی زند بلکه شیطان آرام آرام و مرحله به مرحله نقشه های تباه گرانه خود را اجرا می کند. نوع پوشش، یکی از آن موارد است. شاید برخی از جوانان به این نکته توجه نداشته باشند که نوع پوشش آنها ، تأثیر فراوانی بر جنس مخالف دارد. اهل بیت(ع) وضعیت پوشش در آستانه ظهور را این چنین معرفی کرده اند: «مردان خود را با طلا می آرایند و لباس های ابریشمی می پوشند[1] زن ها لباس مردانه می پوشند و پوشش حیا از آنها گرفته می شود [2] و با لباس های مردانه جلوه گری می کنند[3] و مردان و زنان همانند می گردند.[4] لباس هایی در جامعه عرضه می شود که وقتی زنان آن را می پوشند، در عین پوشش، برهنه اند. و اراذل و اوباش بر مردم شریف و آزاده برتری می یابند.[5] زنان زینت های خود را آشکار می سازند، از دین بیرون می روند، به فتنه ها می گرایند، به سوی شهوت ها و لذت ها می شتابند، محرمات الهی را حلال می شمارند و سرانجام در جهنم جاویدان اند.[6] نکات قابل توجه این است که در اسلام «پوشش» برای حفظ حیا است. برخی گمان می کنند همین که زن بدن خود را پوشانید، کفایت می کند و به همین دلیل، از هدف اصلی «حجاب» دور می شوند، در حالی که حجاب، مقدمه عفت است. پوششی که نتواند عفت زن را تأمین کند و حیای او را نشان دهد، نظر اسلام را تأمین نکرده است. روایات بالا نیز اشاره به همین مطلب داشتند که: زن ها، لباس مردانه می پوشند و پوشش حیا از آنها گرفته می شود. آری، وقتی که حیا و عفت از جامعه زدوده شد، طبیعی است که اراذل و اوباش بر مردم شریف برتری یابند و وقتی که افراد جامعه به سمت و سوی شهوت رانی کشیده شوند، محرمات الهی را حلال می شمارند. فساد و فسق علنی گناه و مخالفت با دستورهای الهی، بد است؛ چه مخفیانه باشد و چه علنی. اما گناه کوچکی که علنی انجام شوند، از برخی گناهانی که بزرگ ترند و در نهان انجام می شنود، بدتر است. شکستن حرمت دستورها و اوامر الهی و بی اعتنایی به فرموده پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) خطر بزرگی است که باعث بی تفاوتی مردم جامعه به احکام اسلامی می شود و خود، زمینه انجام گناهان بزرگ تر را فراهم می آورد و باعث می شود که به مرور زمان مردم گناهان علنی انجام شده را گناه تلقی نکنند و کسی نیز جرئت اعتراض پیدا نکند. اهل بیت نور، از جمله امیرالمومنین امام علی(ع) در این باره می فرمایند: «تظهر الملاهی و یمرّ بها فلا یجتریء أحد علی منعها؛[7] آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشکارا می گردد و مردم از آنها عبور می کنند و کسی جرئت نمی کند که از آن جلوگیری کند». پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «و یتجاهر الناس بالمنکرات ... فینفق المال للغناء؛[8] مردم در آن زمان، به طور آشکار منکرات را انجام می دهند ... و مال و ثروت را در راه غنا و آوازخوانی ها مصرف می کنند». امیرالمومنین امام علی(ع) نیز ضمن توصیف آن دوره، بیان می دارد که جوانان خوانندگی آمیخته با غنا و نوازندگی و شرب خمر را کاری بجا و حلال می دانند.[9] امام صادق(ع) اوضاع را همین گونه می بیند و می فرماید: «و الخمور تشرب علانیة و یجتمع علیها من لا یخاف الله و یدعی الیها؛[10] و مشروبات الکلی به صورت علنی مصرف می شود و کسانی که از خدا نمی ترسند، به دور هم جمع می شوند و شراب می نوشند و به آن دعوت می کنند». رسول گرامی اسلام(ص) نیز از توجیه عمل خلاف خبر می دهد و می فرماید: «لیشربنَّ الخمر أناس من أمتی یسمونها بغیر اسمها و یضرب علی رؤوسهم بالمعازف؛[11] جمعی از امت من مسکرات را می نوشند، اما آنها را به اسم های دیگر نام می برند و بر بالای سر آنها ساز و آواز و نوازندگی نواخته می شود». امام صادق(ع) همچنین از خوردن شراب به بهانه اینکه خواص دارویی دارد، خبر می دهد: «و رأیت الخمر یتداوی بها و توصف للمریض و یستشفی بها؛[12] خمر، جنبه دارویی پیدا می کند، برای بیماران توصیه می شود و بیماران به قصد درمان و بهبودی می خورند». بدیهی است در جامعه ای که از یک سو، جوانانش موسیقی های شیطانی را می پسندند و شراب می خورند[13] و از سویی دیگر، گناهان خود را علنی کرده و از قبح آن کاسته اند و برای جلوگیری از اعتراض ای احتمالی، انواع توجیه و دروغ را نیز به کار برده­اند، «امر به معروف و نهی از منکر» جایگاه والایی نخواهد داشت. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اذا کثر الجور والفساد و ظهر المنکر و أمرت أمتی به و نهی عن المعروف و ینکرون الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر؛[14] زمانی خواهد آمد که جور و فساد فزونی یابد و گناهان و زشتی ها علنی شود و برخی از امت من به آن منکرات، امر و از معروف، نهی و امر به معروف و نهی از منکر را انکار کنند» و به تعبیر امیرالمومنین امام علی(ع): «یصبح الآمر بالمعروف ذلیلاً و الفاسق فیما لا یحب الله محموداً؛[15] آمران به معروف در بین مردم، ذلیل و خوار خواهند بود و فاسقان و گمراهان مورد ستایش و احترام». با نگاهی به روایات مربوط به پیش از ظهور، درمی یابیم که مهم ترین دلایل گسترش این گونه مفاسد، سه چیز معرفی شده است: 1. ترک امر به معروف و نهی از منکر و معرفی منکر به جای معروف و معروف به جای منکر؛[16] 2. اجرا نشدن حدود شرعی در گناهان جنسی که خود باعث متزلزل شدن نظام خانواده و ازدیاد طلاق می­شود؛[17] 3. بی توجهی به روزی حلال، درآمدهای نامشروع و توجه بیش از اندازه به شکم­پرستی[18]. پی نوشت: 1. وسائل الشیعه، حر عاملی، موسسه آل البیت لاحیاء التراث ، قم ، چ2، 1414ق، ج15، ص 349. 2 . الزام الناصب، ج2، ص 120؛ بحارالانوار، ج 52، ص264. 3. بحارالانوار، ج 52، ص 262. 4. منتخب الاثر، لطف الله صافی گلپایگانی، چ3، مکتبة الصدر، تهران، ص 292. 5. همان، ص 426. 6. همان. 7 . منتخب الاثر، ص 430؛ بحارالانوار، ج 52، ص258. 8. بحارالانوار، ج 52، ص 264. 9. منتخب الاثر ، ص 437. 10. بشارة الاسلام ، ص 25؛ الکافی، ج8، ص 38. 11. المحلی، ابن حزم، دارالفکر، تحقیق شیخ احمد محمد شاکر، ج9، ص 57؛ سبل السلام، محمد بن اسماعیل کحلانی، شرکت مصطفی البابی الحلبی، چ4، 1379ق، ج4، ص 34. 12. الکافی، شیخ کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج8، ص 41. 13 . الزام الناصب، فی اثبات الحجه الغائب، علی یزدی حائری، ج2، ص 162. 14. همان، ج1، ص 187. 15. منتخب الاثر، ص293 و 428؛ بحارالانوار، ج52، ص 256. 16. نگرشی بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدی(عج)، علی اکبر عارف، دارالنور، چ1، 1381ش، ص115. 17. منتخب الاثر، ص 433. 18. بحارالانوار، ج 52، ص 260. *برگرفته از دانشنامه امام مهدی(عج)
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران