من از نوادگان اویسم که سالها پا میکشند از جریانم وصالها بال و پرم به درد پریدن نمیخورد بالا نمیبرند مرا این وبالها با احتمال آمدنت گریه میکنم یعقوب کردهاند مرا احتمالها پیراهنت کجاست که بینایمان کنی خیری ندیدهام از این دستمالها وقت رسیدن تو زمان رسیدن است خیلی نشستهاند به پای تو کالها دیشب تفالی زدهام راحتم نکرد ناراحتم به جان تو از دست فالها این گریههای نیمه شعبان چه فایده امسال نیز مثل تمامی سالها... شاعر: علی اکبر لطیفیان