من روز و شب ظهور تو را، آه می کشم/ در آسمان عبور تو را آه می کشم
میپرسمت ز روز و بیابان و کوه و دشت/ من پاسخ ظهور تو را، آه می کشم
پیداتری از آن که ببینم تو را به چشم/ در محضرت، حضور تو را، آه می کشم
می خوانمت به نام و نمیدانمت هنوز/ من فرصت مرور تو را آه می کشم
گاهی غم فراق تو را گریه می کنم/ گاهی وصال دور تو را، آه می کشم
وقتی نمی رسم به خیال وصال تو/ من هم دل صبور تو را، آه می کشم
از این فصول پر ز حقارت دلم گرفت/ من فصل پر غرور تورا، آه می کشم
موعود عشق! مهر جهان تاب آخرین/ بر من بتاب ، نور تو را، آه می کشم(13)
***