علامه ای که امام زمان را دید

صراط:  میرزای قمی نویسنده کتاب «قوانین الاصول» می‌گوید: من با علامه بحر‌العلوم با هم در درس استاد وحید بهبهانی شرکت می‌کردیم و در مباحثاتی که من با ایشان داشتم اغلب من تقریر کرده و درس را توضیح می‌دادم تا اینکه من به ایران آمدم و سید بحر‌العلوم در نجف ماند.
میرزای قمی سپس ادامه داد: بعدها وقتی شهرت علمی سید‌بحرالعلوم به من رسید تعجب می‌کردم که این نباید تا این حد از حیث علمی قوی شده باشد تا اینکه من برای زیارت عتبات عالیات وارد نجف اشرف شده و سید را ملاقات کردم، با اینکه میرزای قمی، خود از بزرگان به شمار می‌رفت، می‌گوید: من دیدم سید ‌بحر‌العلوم همانند دریای مواج و عمیقی از دانش‌هاست سپس از او پرسیدم: ما در یک درجه‌ای از علم بودیم لذا شما در این حد نبودی و چطور شد که به این معارف دست یافتی؟
 
سید رو به من کرد و گفت: میرزا این از اسرار است اما من آن را به تو می‌گویم به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی! علامه بحر‌العلوم ادامه داد: چگونه این طور نباشم در حالی که آقایم حجت‌بن ‌الحسن(ع) شبی مرا در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند

لینک ثابت

نامه‌ای به امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که زمین را از حجت خود خالی نمی کند

سلام ، سلام من به سلطانی که سالیانی است سلطنش به خاطر سیاهی دلهایی به سالی بعد افتاده است .

سلام ، سلام من به مولایی که بندگان همچون مَنَش ، عنان خودخواهی را به دست گرفته اند و زَرِ دل را با زَنگاری معاوضه می کنند وخبرندارند درکوچه ها ، دلبری به امید دلی نشسته است.

سلام ، سلام مولای من

بر اُوراق گنجانده تاریخ ورقهایی از آنانی ، که با صورت بی سیرتی صدای رهگذری که ندای آشنا را بر زبان داشت و نوای آشنا را به گوشهای دل نوا می داد نمی شنیدند ونمی دیدند که یوسف شدن در زیبایی صورت نیست ، بلکه زیبا شدن در یوسف سیرت بودن است  و ای آقای من بهانه ی دلم از نوایی است که باید یوسف شد ، و دید که کارد به استخوان اثر نمی کند.

آقای من ؛ هنوز نمی دانم  که جمعه ها بها هستند یا بهانه و هنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند یا نشانه وکُمِیتِ کمیلم که بر سبزه زارهای دل به تندی می تازد ، راه را گم کرده است یا نه آنکه شاه راه را می داند و به بیغوله می رود و هر جمعه که می گذرد سر در زندان می گذارم و در زندان دل خویش ، با زنده ای زمزمه می کنم .

ای آقای من و ای مولای ، زبان ، بهانه ای دوباره از امام زمان خویش دارد و ای شهسوار شبهای بدون سحر ، و ای مونس همدم یتیمان بدون پدر ، ای آقای من جاده ی سبز انتظار با استقبال دلهایی همراه است که کُمِیتِ کمیلشان لنگ می زند و نوای ندبه شان دلی را به چنگ نمی زند.

آقای من ، مهدی من ، دوست دارم در سرزمین دل خبر از آشنایی گیرم که با او آشتی کنم و بگویم که دگر گناه نمیکنم ، حرام را نگاه نمی کنم ، پا به هرجایگاه نمی کنم و پناه به هر پناهگاه نمی کنم .

ای آقای من و ای سیدِ من ، حق داری ، ادعای شیعه شیفتگی می زنیم و حرم ، و پاکی دل را که جای نامحرمان نیست به هر نامحرمی ، محرم می کنیم و با خبرداری ، خود را به بی خبری می زنیم ، و پاکی دل را که قدوم انتظار ، باید محرمش باشد به هر ناشایستی ، شایسته می پنداریم و با این حال ، باز می گوییم ؛ منتظرت هستیم  .

ای مولای من و ای سرور من ؛ انتظار ، واژه ای است که دل را به انقلاب وا می دارد ، که در برابر اهریمن ها و وسوسه های درونی به پا می خیزد و نشان می دهد انتظار ، واژه ای است پاک و مقدس و مدال و تاج و تختی بی مانند که فقط منتظر ، می تواند ازآن بهره ببرد .

ای مولای من ، می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی و باز دلت را اَلمِ می کنی و ما باز پاکی دل را به ناپاکان می سپاریم ، و به روی خود نمی آوریم که می بینی و می دانی احوالمان را ، و تو خود را مدهوش می کنی .

ای آقای و مولای من ، این  صخره های گناه ، دل را به سُخره می گیرند و شمیم انتظار را که جز بر منتظران ، شادابی و طراوتی ندارد ، به باد وزانی تشبیه می کند که از سرزمین خزان می وزد.

ای آقای من و ای مولای من ، جویبار اشک ، دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده ی دل غایبی ، بشکسته و به ناخدای دریا برسد و بگوید جویبار هم به دریا می ریزد ، و عطر یار را از سرزمین آشنایی به مشام جان برساند .

ای آقا و ای مولا ، خوب شدن و با تو بودن سرمایه می خواهد ، که سرزمین دل به دنبال آن  است  ، ولی هرکجا که می نگرد از عطشناکی خود به سرابی می رسد و باز تشنه تر از قبل به امیدی ، دوباره می گردد و اما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تو را در درون خود گنجانده است.

ای آقا و مولای من ، می دانم دیدن این چنین یوسفی ، دل یعقوبی را می خواهد که با نابینایی چشم ، با روشنی دلی ، پر نور بگردد و کنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور بر مشام آن پیر کنعان برساند و بگوید که انتظـار ، کلیدِ برگشت یوسف به شهر کنعان بُوَد.

ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از آشناترین ، آشنای هستی ، که در دل سیه و تاریک ما گم شده است ، دریابم و ندایی را که از آهنگ خوش ندبه ی جمعه ها ، با مضمونی با ذکر « یابن الحسن یابن الحسن » است به تو هدیه کنم .

ای آقا و مولای من ، چشمانم بهانه می گیرند ، که چقدر به جاده ی انتظار نگه کردیم و هر روز از نسیم دل خبر زآشنا گرفتیم و خیره شدیم ، باز هم جز آن نسیم که خبری  از انتظاری دوباره داشت ندیدیم .

ای آقای من ، ای مولای من و ای شادی دُوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد .

 

 منبع : سایت عصر انتظا

لینک ثابت

با منتظران با چه کسانی نشست و برخاست کنند...

 

"آیت الله ‌العظمی بهجت"


با کسی نشست و برخاست کنید همین که او را دیدید به یاد خدا  بیفتید،‌

به یاد طاعت خدا بیفتد،‌

نه با کسانی که در فکر معاصی هستند و انسان را از یاد خدا باز می دارند.

لینک ثابت
اتل متل عشق وخون
پنج‌شنبه 22 خرداد 1393 | yousofe-zahra


مادر منتظر

 

اتل متل يه مادر

چشاش بدر خشكيده

فرزند دلبندشو

بيست سال كه نديده

 

فرزند خوب و رعناش

رشيد بود و جوون بود

بين جووناي شهر

يه روزي قهرمون بود

 

يه روز فرزند نازش

اومد نشست كنارش

تموم حرفاشو زد

با چشاي قشنگش

 

ميخواست بره بجنگه

با دشمناي ايران

با دشمناي قرآن

دشمن دين وايمان

 

جوون بود و قهرمون

مي خواست كه پهلوون شه

عاشورايي بميره

تو جبهه غرق خون شه

 

اون مادر مهربون

راضي شد و غصه خورد

ياد فراق پسر

قلب اونو ميفشرد

 

آورد برا بدرقه

قرآن و يك كاسه آب

اما دل اون مادر

سوختش و گرديد كباب

يه روز يه ماه نه چند سال

عزيز اون نيومد

چشاش به در خشكيد و

نامه رسون نيومد

 

جوون خوب ونازش

حالا ديگه مفقوده

انگار كه سرو رعناش

از ابتدا نبوده

 

هر روز براش يه سال بود

با غصه مي كشيد آه

ميگفت مياد يه روزي

فرزند خوبم از راه

 

جمعه دلش ميگرفت

دعاي ندبه ميخوند

صداي گريه زاريش

دل سنگ و ميسوزوند

 

ميگفت عزيز مادر

بگو به من كجايي

خيلي قشنگ مي دونم

الآن پيش خدايي

 

اون مادر منتظر

يه سال كه رفت به مكه

گفت به خدا كو بچّم

مجنون يا تو فكه

 

رفت تو بقيع و داد زد

بچه من مفقوده

سرباز فرزندتون

بوده يا كه نبوده

اسير يا شهيده

جوونه يا پير شده

بچم و سالم ميخوام

اومدنش دير شده

 

صبرم ديگه تمومه

بسه برام جدايي

بچم و سالم ميخوام

عزيزكم كجايي

 

وقتي كه برگشت ايران

وقتي به خونه رسيد

از پسر عزيزش

خبرهايي ر وشنيد

 

فرزند خوب و رعناش

ديگه به خونه اومد

سالم و دست نخورده

از زير خاك در اومد

 

از عروج عزيزش

يه بيست سالي ميگذشت

اما جوون نازش

سالم به خونه برگشت

 

 يعني بدونه دنيا

كه ما حقيقت بوديم

بيغيرتا بدونن

ما اوج غيرت بودي

لینک ثابت
وظایف منتظران
پنج‌شنبه 22 خرداد 1393 | yousofe-zahra


 

برخی وظایف منتظران در زمان غیبت


برخی تصور می كنند  انتظار یعنی دست رو دست گذاشتن و ایام را بدون تلاش سپری كردن تا این كه امام زمان علیه السلام ظهور نماید.

حال آن كه معنای انتظار، بسیار گسترده است و منتظر، وظایف بسیاری را باید ایفا نماید تا خود و جامعه را برای ظهور آقا آماده نماید و هرچقدر تلاش منتظران بیشتر شود، شرایط  ظهورامام غایبمان زودتر فراهم می شود. وظیفه ما فقط دعا كردن نیست، بلكه باید این دعا، با خود سازی و جامعه سازی همراه شود.

مرحوم سید محمد تقی موسوی اصفهانی در كتاب شریف مكیال المكارم به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره كرده است كه به اختصار به برخی از آنها اشاره خواهیم كرد.

 

1- دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

یكی ازوظایف مهم ما دعا برای امام زمان است، ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند و بر اساس روایاتی از امام صادق علیه السلام در دعایی كه آن حضرت به " زراره" تعلیم فرمودند، محور اصلی آن بر امام شناسی استوار است. ایشان به زراره می فرمایند:" ... اگر غیبت را درك كردی چنین دعا كن:

 

اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف نبیك، اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك،اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی."(1)

همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف

" اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن ..."

كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.
 

2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلام

بدیهی است كه یك عاشق دلباخته و یك منتظر حقیقی باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد. در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.

3- رعایت ادب در همه موارد

امامی كه واجب الاطاعة و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است.

4- عشق وعلاقه نسبت به حضرت

مرحوم سید عبدالكریم كفاش، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش ، حضرت از او می پرسند، سید عبدالكریم اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟!

پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم.

حضرت در پاسخ فرمودند:" اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی."(2)

5- علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده وآن را به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به این كه وجود مقدس خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

6- انتظار فرج

امام صادق علیه السلام فرمودند:" بخشی از معتقدات ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاكدامنی و خیرخواهی... و صبوری كردن درانتظار فرج است. "(3)

در بسیاری از روایات، پر فضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است.(4)

در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنان است كه در میان سپاه امام و یا درمیان خیمه حضرت به شهادت برسد.

در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.

7- اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت.

8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت، و شركت در مجالس امام شناسی.

9- صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

10- بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام .

اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود، در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به یوسف زهراست.

11- استغاثه بوجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف

در بعضی از روایات از آن بزرگوار به" غیاث المضطرالمستكین" تعبیر شده است. توسل واستغاثه براهل البیت علیهم السلام ، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.

مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه زهرا مظلومه سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند و ناله " یابن الحسن" سر می دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.

12- تجدید بیعت با امام علیه السلام

بر اساس پاره ای از روایات ، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است. ­(5)

و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده كه :

" هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم، نمی میرد مگر آن كه حضرت را ببیند و بشناسد. "(6)

13- اجتناب از محارم

كسی كه منتظر واقعی است، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و دوری دارد، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.

مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 ه.ق در كتاب شریف " تجرید الاعتقاد" می فرمایند:" وجوده لطف و عدمه منا".

وجود حضرت لطف، وعنایت برماست وغیبت ایشان به خاطراعمال و رفتار بد ماست.

گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است 

        گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت ؟  

 گفتا نشان چه پرسی؟ آن كوی، بی نشان است

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

" زمین خالی از حجت خدا نیست لكن خداوند متعال، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا ومحروم می نماید و این به خاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند."(7)

" ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست."(8)

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند:" فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نكرهه و لا نوثره منهم."(9)

پس محبوس نكرده ما را از دوستان مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان  به ما می رسد كه ناخوشایند است در حالی كه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم.

14- دوستی با صالحان

دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده شده است.

قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید:

" محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم."

محمد رسول خدا(صلی الله علیه و آله  و سلم) كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن ولی با یكدیگر بسیار مهربانند.

و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید:

" كونوا مع الصادقین"

همواره با افراد راستگو همنشین باشید . كه دراین آیه كریمه شریفه اشاره به دوستی با صالحان دارد.

15- برائت ازدشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام

امام هادی علیه السلام در زیارت شریف جامعه می فرمایند:

"برئت الی الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین. "(10)

بدرگاه خدای عزوجل ازدشمنان شما بیزارم همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان.

 


پی نوشتها:

1- منتخب الاثر،آیت الله صافی گلپایگانی، حدیث 1،ص 501 .

2- مشعل هدایت ،ج2، ص 129.

3- منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498 به نقل از بحار الانوار.

4- منتخب الاثر، صص 493 - 500.

5- مكیال المكارم.

6- بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39.

7- بحارالانوار ، ج 51، ص 113.

8- مشعل هدایت ، ج2، ص 126.

9- احتجاج طبرسی ، ص 322.

10- مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی (ره) ، زیارت جامعه كبیره.

منبع "سایت تبیان

لینک ثابت

 

 

مسئله عقیده به ظهور مصلح در پایان دنیا، امری عمومی و همگانی است و اختصاص به قوم و ملّتی خاص ندارد. سرمنشأ این اعتقاد کهن و ریشه‌دار علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی هر انسان ـ که به طور طبیعی خواهان حکومت حق و عدل و برقراری نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهای بی‌شائبه پیامبران الهی در تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادی‌خواه جهان است.

 

مسئله عقیده به ظهور مصلحی جهانی در پایان دنیا، امری عمومی و همگانی است و اختصاص به قوم و ملّتی خاص ندارد. سرمنشأ این اعتقاد کهن و ریشه‌دار علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی هر انسان ـ که به طور طبیعی خواهان حکومت حق و عدل و برقراری نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهای بی‌شائبه پیامبران الهی در تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادی‌خواه جهان است.

تمامی پیامبران بزرگ الهی در دوران مأموریت خود، به عنوان جزیی از رسالت خویش به مردم وعده داده‌اند که در آخرالزّمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانی ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بی‌دینی و بی‌عدالتی را در تمام جهان ریشه‌کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. سیری کوتاه در افکار و عقاید ملّت‌های مختلف، مانند «مصر باستان»، «هند»، «چین»، «ایران» و «یونان» و نگرش به افسانه‌های دیگر اقوام مختلف بشری این حقیقت را به خوبی روشن و مسلّم می‌سازد که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آراء، عقاید و اندیشه‌های متضادّی که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانی به سر می‌برند.

موعود در دین مسیحیّت
همان‌طور که نجات‌دهنده پایانی بر مبنای معتقدات یهودیان، مسیح (ماشیع) است که جهان را درخشان و با شکوه می‌سازد، به اعتقاد مسیحیان نیز مسیح(ع) نجات‌بخش است. البتّه برای زمان ظهور حضرت مسیح(ع) تاریخ مشخّصی در بشارت «انجیل» نمی‌یابیم و از این جهت، شباهت دقیقی با اعتقاد اسلامی درباره زمان ظهور وجود دارد. در انجیل می‌خوانیم:
امّا آن روز و آن ساعت را نمی‌داند کسی از بشر و فرشتگان آسمان، مگر پدر.1
بر اساس بشارت فراوانی که در انجیل آمده است، حضرت مسیح(ع) به دنبال قیام حضرت قائم(ع) در «فلسطین» آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی، تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی(ع) گردند. از این رو، در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه‌ها و سفارش‌های اکیدی درباره بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و هوشیاری و آمادگی فرموده است.
متن برخی از آن بشارات که در انجیل آمده است:
پس بیدار باشید؛ زیرا که نمی‌دانید در کدام ساعت خداوند شما می‌آید؛ لیکن این را بدانید که اگر صاحب خانه می‌دانست در چه پاس از شب دزد می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت که به خانه‌اش نقب زند. پس شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید. پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ایشان را در وقت معیّن خوراک دهد. خوشا به حال آن غلامی که چون آقایش آید، او را در چنین کاری مشغول یابد.2
نظیر این پیش‌گویی در «انجیل لوقا» نیز آمده است:3 مقصود از «پسر انسان» حضرت مسیح(ع) نیست، زیرا مطابق نوشته جیمز هاکس آمریکایی در «قاموس کتاب مقدّس» این عبارت هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) آمده است که فقط سی مورد آن با حضرت عیسی مسیح(ع) قابل تطبیق است؛ ولی پنجاه مورد دیگر از نجات‌دهنده‌ای سخن می‌گوید که در آخر‌الزّمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد و حضرت عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد و او را جلال و عظمت خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند متعال کسی اطّلاع ندارد. که او کسی جز حضرت مهدی(عج)، آخرین حجّت خدا نخواهد بود.
به طوری که می‌بینیم فرازهایی از «عهد جدید»، با روایات اسلامی وجوه مشترک فراوانی دارد که از آن جمله است: نزول حضرت عیسی(ع)4، صیحه آسمانی، زنده شدن گروهی از افراد صالح، آمدن او بر فراز ابر و ربوده شدن یاران حضرت ولیّ‌عصر(ع) از محراب‌ها و رختخواب‌های خود و انتقال یافتن آنها بر فراز ابرها، همه این موارد در احادیث اسلامی آمده و با این فقرات انجیل دقیقاً منطبق است.5


پی‌نوشت‌ها:
1. ترجمه اناجیل اربعه، میرمحمّدباقر خاتون‌آبادی، انتشارات نقطه.
2. کتاب مقدّس، انجیل متی، ص 41، باب 24، بندهای 1 ـ 8، 23 ـ 28، 29 ـ 37 و 42 ـ 46.
3. کتاب مقدّس، انجیل لوقا، ص 16، باب 12، بندهای 35 و 37 ـ 40.
4. محمّدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، ص 181.
5. برای مطالعه بیشتر درباره شباهت‌های امام مهدی(ع) و موعود دیگر ادیان، ر.ک: هاشمی شهیدی، سیّد اسدالله، ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه ادیان و مذاهب و ملل جهان، فصل نهم.

 

لینک ثابت

امام صادق علیه‌السلام: حكمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر مى‌شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتى توسط خضر و كشتن آن بچه و تعمیر دیوار، براى حضرت موسى علیه‌السلام ظاهر نگشت، مگر موقعى كه خواستند از هم جدا شوند.

 

عبداللّه بن فضل هاشمى روایت كرده كه از امام جعفر صادق علیه السلام شنیدم می‌فرمود: همانا براى "صاحب الامر" غیبتى تخلف ناپذیر است، به طوریكه اهل باطل در آن تردید می‌كنند.

عرض كردم: یابن رسول اللّه! چرا غیبت می‌كند؟

فرمود: به علّتى كه به ما اجازه نداده‌اند آشكار سازیم.

عرض كردم: چه حكمتى در غیبت اوست؟

فرمود: همان حكمتى كه در غیبت حجّت‌هاى پیش از او بوده است،حكمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر مى‌شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتى توسط خضر و كشتن آن بچه و تعمیر دیوار، براى حضرت موسى - علیه السلام - ظاهر نگشت، مگر موقعى كه خواستند از هم جدا شوند.

متن حدیث:

انّ لصاحب هذا الامر غیبه لابدّ منها یرتاب فیها كلّ مبطل، فقلت: و لم جعلت فداك؟ قال: لأمر لم یؤذن لنا فى كشفه لكم قلت فما وجه الحكمه فى غیبته؟ قال وجه الحكمه فى غیبته وجه الحكمه فى غیبات من تقدّمه من حجج اللّه ـ تعالى ذكره ـ ان وجه الحكمه فى ذلك لا ینكشف الاّ بعد ظهوره كما لم ینكشف وجه الحكمه فیما آتاه الخضر(علیه السلام)من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسى(علیه السلام) الى وقت افتراقهما.

 

«شیخ صدوق، كمال‌الدین و تمام‌النعمه،ج 2،ص482»

لینک ثابت

پیشوای پنجم علیه السلام در توصیف یاران حضرت مهدی علیه السلام كه در زمان غیبت، خود را برای شركت در قیام جهانی آن حضرت آماده می‌كنند، به ابو خالد كابلی فرمود: «من به گروهی می‌نگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا می‌خیزند.

 

 

امامان معصوم علیهم السلام به جهت اهمیت مسئله مهدویت و غیبت دوازدهمین حجت الهی، در فرصتهای مناسب از عصر ظهور سخن گفته و شیعیان را با نشانه‌ها، علائم و ویژگیهای دولت كریمه حضرت قائم علیه السلام آشناساخته اند.
این آگاهیها و اطلاع رسانی آن ستارگان هدایت موجب شده است كه اهل ایمان و منتظران حكومت عدل حضرت مهدی علیه السلام بیش از پیش امیدوار و دلبسته آن عصر گشته، نسلهای بعدی را نیز با این فرهنگ مأنوس كنند.
دلدادگان فرهنگ انتظار با همه مشكلات و گرفتاریهایی كه دشمنان برایشان فراهم می‌آورند، هرگز امید به رسیدن آن روز دیدنی و لذتبخش را از دست نمی‌دهند، بلكه شوق و عشقشان بیشتر می‌شود و زیر لب زمزمه می‌كنند:
چه خوش باشد كه بعد از انتظاری // به امیدی رسد امیدواری
سخن از خصوصیات انقلاب جهانی آن یار سفر كرده، زمانی شیرین‌تر می‌شود كه امامان معصوم علیهم السلام ویژگیها و نشانه‌های عصر ظهور حضرت قائم آل محمد صلی الله علیه و آله را برایمان توصیف كنند و بذر امید و آرزوی استقرار دولت كریمه امام زمان علیه السلام را در دلهای به انتظار نشسته مان شكوفا گردانند تا رایحه دل انگیز دوران ظهور در روح و جسم انسانهای خسته از ظلم و ناعدالتی و فتنه و فساد، حیاتی تازه ببخشد.
اگر آن نائب رحمان ز درم بازآید // عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید خدایا كه كنی تأخیری // در اجل تا به سرم تاج سرم بازآید
گر نثار قدم مهدی هادی نكنم // گوهر جان به چه كار دگرم بازآید
آن كه فرق سر من خاك كف پای وی است // پادشاهی كنم ار او به سرم بازآید
كوس نو دولتی از بام سعادت بزنم // گر ببینم كه شه دین ز درم بازآید
می روم در طلبش كوی به كو دشت به دشت // شخصم ار باز نیاید خبرم بازآید
«فیض» نومید مشو در غم هجران و منال // شاید ار بشنود آه سحرم، بازآید

منتظران مژده باد
امام باقر علیه السلام در گفتاری امیدآفرین و نشاط بخش به منتظران حقیقی آن حضرت مژده می‌دهد كه «یأْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ یغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبی لِلثّابِتِینَ عَلی اَمْرِنا فِی ذلِكَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنی ما یكُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ ینادِیهُمُ الْبارِی ءُ عَزَّ وَجَلَّ عِبادِی آمَنْتُمْ بِسِرّی وَصَدَّقْتُمْ بِغَیبی فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّی؛ (1) بر مردم زمانی می‌آید كه امامشان از منظر آنان غایب می‌شود. خوشا به حال آنان كه در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل بیت ثابت قدم و استوار بمانند! كمترین پاداشی كه به آنان می‌رسد، این است كه خدای متعال خطابشان می‌كند و می‌فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق كردید. پس بر شما مژده باد كه بهترین پاداش من در انتظارتان است.»
آن گاه امام باقر علیه السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج گذاری از چنین منتظران راستینی به آنان می‌فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقی من هستید. رفتار نیك و شایسته تان را می‌پذیرم و از كردار ناپسندتان عفو می‌كنم و به خاطر شما سایر گنهكاران را می‌آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع می‌كنم.‌ای عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناك خود را به مردم نافرمان نازل می‌كردم.» (2)

یاران وفادار
پیشوای پنجم علیه السلام در توصیف یاران حضرت مهدی علیه السلام كه در زمان غیبت، خود را برای شركت در قیام جهانی آن حضرت آماده می‌كنند، به ابو خالد كابلی فرمود: «من به گروهی می‌نگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا می‌خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهی تلاش می‌كنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار می‌شوند، امّا با بی اعتنایی مسئولین مواجه می‌شوند. وقتی كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهای خود را به دوش می‌نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته شان اصرار می‌ورزند تا اینكه سردمداران حكومت نمی‌پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب می‌گردند و كسی نمی‌تواند جلوگیرشان شود. این حق جویان وقتی كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه السلام به كس دیگری نمی‌سپارند. كشته‌های اینها همه از شهیدان راه حق محسوب می‌شوند.»

در اینجا امام باقر علیه السلام به ابو خالد كابلی جمله‌ای زیبا فرمود كه می‌تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّی لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیتُ نَفْسی لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ؛ (3) مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را برای فداكاری در ركاب حضرت صاحب الامر علیه السلام تقدیم می‌دارم.»
امام پنجم علیه السلام در مورد استقامت و استواری یاران حضرت مهدی علیه السلام به آیه‌ای از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیكُمَ عِبادا لَنا اُولی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَكانَ وَعْدا مَفْعُولاً»؛(4) «هنگامی كه نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیكارجوی خود را بر ضد شما برمی انگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و برای به دست آوردن مجرمان] خانه‌ها را جستجو می‌كنند و این وعده‌ای است قطعی.» فرمود: «این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفداری از حق به پا می‌خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.» (5)

چشم به راه ظهور
از منظر امام باقر علیه السلام در عصر غیبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدی علیه السلام بودن و انتظار حكومت آل محمد صلی الله علیه و آله را كشیدن از عبادات شایسته و برتر محسوب می‌شود. آن گرامی به نقل از وجود مقدس رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ؛ (6) انتظار [پیروزی و] فرج [آل محمد صلی الله علیه و آله] از برترین عبادات محسوب می‌شود.»

جهان در آستانه ظهور

در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود می‌رسد و ظلم و ناعدالتی، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر كس و حكومتی ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و ندای عدالتی می‌گردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه انگیز و فرصت طلب به تنگ می‌آیند كه شب و روز آرزوی قیام منادی عدالت را در سر می‌پرورانند. حضرت امام باقر علیه السلام فضای تاریك جهان قبل از ظهور را این گونه بیان می‌كند: «لا یقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلی خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلَ وَفِتْنَةٍ وَبَلاءٍ یصیبُ النّاسَ وَطاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَسَیفٍ قاطِعٍ بَینَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَینَ النّاسِ وَتشْتیتٍ فی دینِهِمْ وَتَغْییرٍ فی حالِهِمْ حَتّی یتَمَنَّی الْمُتَمَنّی الْمَوْتَ صَباحا وَمَساءً مِنْ عِظَمِ ما یری مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَاَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا؛ (7) حضرت قائم علیه السلام قیام نمی‌كند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‌ها و فتنه و بلایی كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون می‌شوند. آن گاه شمشیر برنده میان اعراب حاكم می‌شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونی احوالشان به اوج می‌رسد؛ به گونه‌ای كه هر كس بر اثر مشاهده درنده خویی و گزندگی‌ای كه در میان برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر به وجود می‌آید، صبح و شام آرزوی مرگ می‌كند.» امام آن گاه افزود: «وقتی كه یأس و ناامیدی تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن بست احساس كردند، امام غائب علیه السلام قیام می‌كند.»

اقتدار حضرت مهدی علیه السلام
برای اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامی لازم است كه موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار ك رد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و كسانی كه از درهم ریختگی جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره می‌برند، هرگز از عدالت و برنامه‌های عادلانه راضی نخواهند بود و با توسل به هر شیوه‌ای در مسیر احقاق حقوق مردم سنگ اندازی خواهند كرد. بنابراین، یكی از مهم‌ترین ویژگیهای زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلی و خارجی است. امام زمان علیه السلام نیز با اقتدار كامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سركوب خواهد كرد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «لَیسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیفِ؛ (8) آن حضرت [در سركوب دشمنان قسم خورده اش] فقط شمشیر را می‌شناسد.»
او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل خواهد كرد و به خیانتكاران، كافران و عوامل داخلی دشمن اجازه هیچ گونه توطئه‌ای نخواهد داد.
حضرت باقر علیه السلام درباره شباهت حضرت مهدی علیه السلام به پیامبران الهی مطالبی فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «وَاَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَالْقِیامُ بِالسَّیفِ وَتَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یضَعُ سَیفَهُ عَلی عاتِقِهِ ثَمانِیةَ اَشْهُرٍ فَلا یزالُ یقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّی یرْضَی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ؛(9) و امّا [شباهت حضرت مهدی علیه السلام] به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله قیام با شمشیر است [كه دشمنان لجوج را از میان برمی دارد] و آثار آن حضرت را آشكار می‌كند. آن گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر می‌برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه می‌كند تا اینكه خداوند راضی شود.»

بانوان در دولت مهدوی
بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندی دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه شان خواهد بود؛ یعنی همان رسالتی كه یك زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پای بند خواهد بود. آنچه از روایات برمی آید، آن است كه عده‌ای از كارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفی از یاران نزدیك امام محمد باقر علیه السلام به نقل از آن حضرت فرمود: «وَیجِی ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلی غَیرِ میعادٍ؛(10) به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدی علیه السلام می‌آیند كه پنجاه نفر از آنان زن می‌باشند و بدون هیچ گونه وعده قبلی در شهر مكه گرد هم جمع می‌شوند.»
روایت دیگری در این زمینه از‌ام سلمه، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله از طریق اهل سنت نقل شده است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدی علیه السلام در اطراف آن حضرت می‌فرماید: «یعُوذُ عائِذٌ فِی الْحَرَمِ فَیجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیهِ كَالطَیرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّی یجْتَمِعَ اِلَیهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَاَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَةٌ...؛ [در زمان ظهور] پناه خواهی به حرم خداوند در مكه پناهنده می‌شود. مردم همانند كبوتران از هر سو به جانب ا و رو می‌آورند تا اینكه سیصد و چهارده نفر كه عده‌ای از آنان زن هستند، دور او را می‌گیرند.» و ادامه داد: «و از همان جا خروج می‌كنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز می‌گردند و عدل را آن چنان در روی زمین برقرار می‌سازند كه زندگان آرزو می‌كنند كه‌ای كاش مرده هایشان نیز از طعم آن عدالت می‌چشیدند!» (11)

مخالفین دولت مهدوی

سران جبهه باطل معمولاً افرادی خودخواه، متكبر، صاحب صفات ناپسند انسانی هستند كه در مقابل حق خودنمایی می‌كنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه ورند كه انسانهای حق طلب و جلوه‌های فضیلت را خطرناك‌ترین دشمنان خویش قلمداد می‌كنند. به همین جهت، تمام تلاشهای خود را برای نابودی آیین حق و رهبران الهی به كار می‌گیرند. امّا خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب كرده است.
قرآن می‌فرماید: «یرِیدُونَ أَن یطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَ هِهِمْ وَیأْبَی اللَّهُ إِلآَّ أَن یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَـفِرُونَ.» ؛ (12) « [مخالفین حق [می خواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش كنند، ولی خدا جز این نمی‌خواهد كه نورش را كامل كند؛ هر چند كافران را خوش نیاید.»
در عصر ظهور، تلاشهای زیادی صورت می‌گیرد تا از استقرار حكومت قائم آل محمد صلی الله علیه و آله جلوگیری شود، امّا آن حضرت به لطف و مدد الهی، تمام موانع را از میان برمی دارد. سفیانی یكی از دشمنان سرسخت حضرت مهدی علیه السلام است.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در مورد جنایات وی به كوفیان فرمود: «بدا به حال كوفه! سفیانی چه جنایاتی در آنجا انجام می‌دهد! به حریم شما تجاوز می‌كند، كودكان را سر می‌برد و ناموس شما را هتك می‌كند.» (13)
امام باقر علیه السلام درباره ویژگیهای این دشمن سرسخت حضرت مهدی علیه السلام فرمود: «اگر سفیانی را مشاهده كنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و كبود است. هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده و مكه و مدینه را ندیده است.» (14)
امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «گویا من سفیانی (سركرده دشمنان حضرت امام عصر علیه السلام) را می‌بینم كه در زمینهای سرسبز شما در كوفه اقامت گزیده، ندا می‌دهد كه هر كس سر یك تن از شیعیان علی علیه السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله می‌كند و می‌گوید: این شخص از شیعیان است. او را می‌كشد و هزار درهم جایزه می‌گیرد.» (15)
شیصبانی نیز یكی دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان كینه توز اهل بیت علیهم السلام و حضرت مهدی علیه السلام می‌باشد. ریشه‌اش به بنی عباس می‌رسد و شخصی بدكردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه السلام به جابر جعفی فرمود: «سفیانی خروج نمی‌كند، مگر آنكه قبل از او شیصبانی در سرزمین عراق خروج می‌كند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یكباره پیدا می‌شود و فرستادگان شما را به قتل می‌رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم علیه السلام باشید.» (16)


دجّال نیز فتنه گری كذّاب و فریبنده است كه موجی از آشوب و فتنه به پا می‌كند و بسیاری را با دسیسه‌های شیطانی‌اش می‌فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلی‌اش صیف بن عائد است. او ادّعای خدایی می‌كند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبی دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد می‌آیند.
امّا طبق مشیت الهی و سنت تغییرناپذیرش همچنان كه در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون كف روی آب نابود شدنی هستند و حضرت مهدی علیه السلام نیز با غلبه بر سران كفر و فتنه و نفاق طومار زندگانی دشمنان فضیلت و كمال را درهم می‌پیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روی زمین می‌گسترد.

پی نوشت :

1) كمال الدین، ج 1، ص 330.
2) همان.
3) غیبت نعمانی، ص 273.
4) اسراء / 5.
5) تفسیر عیاشی، ج 2، ص 281.
6) بحارالانوار، ج 52، ص 125.
7) همان، ص 230.
8) همان، ص 354.
9) كمال الدین، ص 329.
10) بحار الانوار، ج 52، ص 222.
11) معجم احادیث المهدی علیه السلام، ج 1، ص 501؛ المعجم الاوسط، ج 5، ص 334.
12) توبه / 32.
13) یوم الخلاص، ص 93.
14) بحارالانوار، ج 52، ص 354.
15) بحار الانوار، ج 52، ص 215.
16) غیبت نعمانی، ص 302.

کریم حیدری نهند

لینک ثابت
ناگهانی بودن
یکشنبه 17 فروردین 1393 | yousofe-zahra

يکي از ويژگي هاي مشترک زمان ظهور حضرت مهدي عليه السلام و واقعه قيامت، ناگهاني رخ دادن آن هاست. در بين آيات قرآن کريم و بيان ائمه ي معصومين (ع) کلماتي مثل«بغته» و «دفعه» که هر دو به معناي ناگهاني بودن هستند، براي توصيف اين وقايع مهم به کار رفته است.

حجت موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف در يکي از نامه هاي خود تأکيد کردند که ظهور ايشان به صورت ناگهاني و زماني دور از انتظار به وقوع مي پيوندد:

«فإنّ أمرَنا بغته فجاءه حينَ لاتَنفَعُه توبهً و لاينجيهُ من عِقابّنا ندمٌ علي حَوبهٍ:
فرمان ما به يک باره و ناگهاني فرامي رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي کسي سودي ندارد و پشيماني از گناه، کسي را از کيفر ما نجات نمي بخشد(1).»

امام باقر(ع) در شرح آيه 66سوره زخرف، «آيا چشم به راه چيزي جز آن ساعتند که ناگاه و بي خبرشان بيايد؟» فرمودند: «مراد از ساعت، ساعت [قيام] قائم است که ناگهان بر ايشان بيايد(2).»

قيامت هم دفعي است
روزي، مردي از رسول خدا صلي الله عليه و آله از زمان قيامت پرسيد. ايشان در جواب فرمودند: «من از تو آگاه تر از اين امر نيستم، قيامت نخواهد آمد، مگر ناگهاني(3).»

از اشاراتي که خداوند در مورد ناگهاني بودن قيامت کرده است، آيه 107 سوره يوسف است که مي فرمايد: «أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ: آيا ايمنند از اينكه عذاب فراگير خدا به آنان درسد يا قيامت در حالى كه بى‏خبرند بناگاه آنان را فرا رسد؟(4)»

حسن ختام اين مطلب حديثي از امام رئوف (ع) است که به واسطه پدرانشان از رسول گرامي اسلام (ص) چنين نقل کرده اند: «...ظهور او[مهدي] مانند قيامت است، تنها خداوند است که چون زمانش فرارسد، آشکارش مي سازد. فرارسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد(5).»

اين ها درست همان ويژگي هايي است که در آيات قرآن و روايات ما به صورت جداگانه هم براي قيامت کبري و هم براي ظهور مهدي موعود عليه السلام برشمرده شده است.

پي نوشت:
1.      الاجتجاج، ج2، ص498؛ بحارالانوار، ج53، ص176؛ به نقل از معرفت امام عصر ئ تکليف منتظران، ص383؛
2.      بحارالانوار، ج24، ص164، به نقل از معرفت امام عصر ئ تکليف منتظران، ص383؛
3.      ديلمي، حسن بن محمد، ارشادالقلوب، ترجمه رضايي، تهران، اسلاميه، چاپ سوم، ج1، ص164؛
4.      ترجمه استاد فولادوند؛
5.      کمال الدين و تمامه النعمه، ج2، ص373؛ به نقل از معرفت امام عصر و تکليف منتظران، ص382.
 

لینک ثابت

حرکت امام زمان(عج)، آخرین حرکت الهی در مسیر هدایت است، به همین جهت اراده خداوند بدون احتیاج به ظهور علل و اسباب طبیعی در آن به ایفای نقش می‌پردازد. یکی از علامت‌های الهی نیز از کار افتادن سلاح‌های روز در مقابل اراده آن حضرت است!







اعتقاد به وجود مبارک امام زمان(عج) و نیز عقیده به اینکه در پایان دوران زندگی بشری، مردی الهی قیام می‌کند و جهان را از ظلم پیراسته کرده و به عدل مطلق می‌آراید، تنها در شمار عقائد شیعیان نیست. به همین منظور در ادامه پای درس مهدویت آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) درباره چگونگی مقابله امام زمان(عج) با سلاح‌های امروزی می‌نشینیم که این مبحث توسط مجید هادی‌زاده به رشته تحریر در آمده است.

*چگونگی مقابله حضرت با سلاح‌های امروزی

یکی از مسائلی که درباره عصر ظهر همواره مطرح می‌شده و امروزه با پیشرفت‌هایی که در تولید سلاح‌های مخرب و پرقدرت روز حاصل شده، بیشتر از پیش مطرح می‌شود؛ این است که ادعای شیعیان در طول تاریخ بر آن بوده است که حضرت ولی عصر(عج) در زمان ظهور، بر مسند حکمرانی تمام جهان تکیه می‌زنند.

حال می‌توان پرسید که: آن حضرت با وجود قدرت‌های امروز و سلاح‌های اتمی و بسیار قوی آنان، چگونه می‌توانند بر این مسند تکیه کنند؟ اصولاً اضمحلال قدرت‌های اتمی امروز - که به سلاح‌های مخرب‌تر از سلاح‌های اتمی نیز مجهز شده‌اند -، چگونه ممکن است؟ آیا آن حضرت(عج) می‌توانند با شمشیر بر سلاح‌های فوق پیشرفته امروزی غالب آیند؟

پاسخ ما به این پرسش آن است که همان گونه که وجود مبارک آن حضرت(عج) از مصادیق «غیب» است و ایمان به آن واجب و تنها طریق به دست آوردن معلومات مربوط به آن، وحی و سخنان معصومان است، هر آنچه به آن حضرت مربوط می‌شود نیز از همین‌ گونه است.

به عبارت دیگر، درباره مسائل غیبی و آنچه به غیب مربوط است، نمی‌توان به عقل و استنباط‌های آن اتکاء کرد. از این رو، مسائل مربوط به آن حضرت را نیز می‌باید از وحی و سخنان معصومان - که عدل وحی است- دریافت.

بر این اساس، اگرچه امروزه شماری از نیمه روشنفکران بر این باور رفته‌اند که آن حضرت نیز به سلاح‌های روز مجهز می‌شوند و با وسائل امروزی به جنگ قدرت‌های بزرگ می‌شتابند، اما به باور ما این چنین نیست. اینان، «شمشیر»- که به صراحت نام آن در روایات معصومان به عنوان سلاح آن حضرت به کار رفته است- را نمادی از «اسلحه» قلمداد می‌کنند، و بدین ترتیب قائل می‌شوند که آن حضرت نه با شمشیر واقعی که با شمشیر‌های روز به نهضت جهانی خود می‌پردازند؛ و شمشیر روز نیز سلاح‌های کشتار جمعی، هواپیماهای کارآمد و ناوگان‌های هواپیما‌بر امروزی است. بنابراین، حضرت نیز از نیروهای زمینی، هوایی و دریایی امروز جهان با همان سلاح‌های متعارف این نیروها استفاده می‌کنند.

به باور ما اگر چه سنت خداوند در جریان طبیعی امور بر آن بنا نهاده شده که هر امری را به وسیله اسباب و علل طبیعی آن به پیش برد؛ اما این قاعده تنها درباره امور طبیعی و غیرماورایی صادق است. به عبارت دیگر، اصل صادق «أَبَیَ اللّهُ أَنْ یُجْرِیَ الأُمُورَ اِلاّ بِأَسْبابِها»، تنها بر امور طبیعی صادق است و درباره امور غیرطبیعی جریان پیدا نمی‌کند. بنابراین، ما بر این باوریم که اگرچه این اصل، اصلی است صحیح و در صحت آن هیچ تردیدی نیست، اما حضرت ولی عصر(عج) در زمان ظهور، نه با سلاح‌هایی که امروزه متعارف است که با همان شمشیر و سلاح‌های دوره صدر اسلام به مبارزه و تشکیل حکومت خویش خواهند پرداخت.

توضیح این مطلب را، به چند نکته توجه می‌دهیم:

نکته اول: همانگونه که زین پیش اشاره کردیم، در امور خارق‌ عادت و ماوراء طبیعی، خداوند خود به اعمال اراده خویش می‌پردازد و آن چنان این گونه امور را هدایت می‌کند که به جریان طبیعی علل و اسباب، احتیاجی حاصل نمی‌شود.

نمونه این مسأله را در بسیاری از موارد تقابل حق و باطل می‌توان دید. در جریان افکندن حضرت ابراهیم (ع) در آتش، بدون آنکه علل و اسباب طبیعی در میان باشد آتش بر وجود مبارک حضرت ابراهیم خنک و گوارا شد؛ چه در آن دوران، جنگ میان نور و ظلمت به مرحله نهایی خود رسیده بود و اگر آن حضرت از آن آتش آسیبی می‌دید، تئوری نمرودیان بر نظریه ابراهیمیان پیشی می‌گرفت و خواه ناخواه مسیر هدایت مردمان مسدود می‌گشت. از این رو امر (نارُکُونِی بَرْداً وَ سَلاماً) صدور یافت، و آن آتش، آنچنان عزیزانه، حضرتش را در میان خود گرفت.

واقعه حضرت حجت(عج) نیز از همین سنخ است؛ چه حرکت آن حضرت، آخرین حرکت الهی در مسیر هدایت است و بدین ترتیب اراده خداوند بدون احتیاج به ظهور علل و اسباب طبیعی در آن به ایفای نقش می‌پردازد. از همین نمونه است ماجرای سلطنت جهانی حضرت سلیمان بن داوود(ع)؛ آیا پیش از ایشان حکومتی در جهان مستقر نبود؟ و آیا ایشان بر تمامی کره زمین مسلط نشد؟ آیا می‌توان پذیرفت که آن حضرت با لشکر‌کشی به شهرها و کشتار مردمان بی‌گناه به این حکومت دست یافتند؟.

در جریان انقلاب جهانی پیامبر اکرم(ص) نیز داستانی این چنین رخ داد. چه می‌دانیم که سلاح‌های مردم حجاز در مقابل سلاح‌های امپراطوری‌های رم و ایران، چندان ناچیز بود که اصلاً به عنوان اسلحه جنگی محسوب نمی‌شد. منجنیق‌های قلعه کوب، پیلان مست جنگی و لشکرهای زره‌پوش- که حتی اسبان آن لشکر‌ها نیز سراپا غرق در آن بودند- در دست امپراطوران روزگار بود، و مشتی شمشیر و نیزه- که گاه در بعضی از جنگ‌ها به وام گرفته می شد تا حداقل اسلحه جنگاوران تأمین شود- نیز، در دست یاران پیامبر اکرم(ص). رستم فرخ‌زاد فرمانده لشگر ایران در آن جنگ، تخت خود را در میان رود کارون برافراشته بود و سه هزار زن رامشگر به همراه آورده بود، چه جنگ با اعراب نو مسلمان را کاری کودکانه می‌پنداشت و بر این باور بود، که شمار فزون نیروهای او و نیز سلاح‌های پیشرفته آن روزگار- که به وفور در اختیار او بود- جنگ با این دشمنان را در ساعتی پایان خواهد بخشید؛ از این رو خود در مرحله نخست به میدان جنگ وارد نشد و از چند تن از سردارانش خواست که به میدان روند و این چند یاغی بادیه نشین را، کت بسته به محضرش آورند!. اما وعده الهی چنان بود که این لشکر عظیم با آن سلاح‌های مجهز، ناکام میدان باشد؛ و سرانجام امپراطوری‌های قدرتمند روزگار یکی پس از دیگری به دست مسلمین فتح و تسخیر شوند.

یکی از دوستان مورد اعتماد ما، نقل می‌کرد که شصت سال پیش از این، از مرحوم عارف نامبردار حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی- که سفری به تهران آمده بود- درباره کیفیت جنگ حضرت ولی عصر(عج) با اصحاب قدرت این روزگار سؤال کردم. ایشان در جواب فرمودند: برخیز و به همراه من بیرون بیا. آن دوست نقل می‌کرد که به همراه مرحوم شیخ از چند خیابان گذشتیم و به خیابان شمس‌العماره- که در آن زمان محل تردد اتوبوس‌های بین شهری و مکان سوار شدن و تخلیه مسافران و بارهای پایتخت بود-، وارد شدیم. در آن هنگام، هنگامه‌ای از تردد اتوبوس‌ها برپا بود و غوغای حرکت آن‌ها، خیابان را فرا گرفته بود. در این حال مرحوم شیخ به قسمتی از خیابان اشاره‌ای کرد و تمامی اتوبوس‌های آن قسمت از خیابان از حرکت باز ایستادند!

آن دوست ما می‌گفت: من متعجب از سکون ماشین‌ها بودم و رانندگان متعجب از اینکه موتور‌ها روشن است اما هیچ حرکتی در آنها مشاهده نمی‌شود! چون چند لحظه گذشت، حضرت شیخ اشارتی کرد و اتوبوس‌ها به حالت نخستین بازگشت و حرکت در خیابان آغاز شد! بعد از آن شیخ فرمود: آقای عزیز! من از خادمان حضرت حجت(عج) نیز محسوب نمی‌شوم، ولی خداوند این قدرت را به من بخشیده است، حال آیا خادمان آن حضرت از چه قدرتی برخوردارند؛ و بدیهی است که از قدرت خود آن حضرت نمی‌توان سخنی گفت، چه آن قدرت در مخیله آدمی نیز نمی‌گنجد.

نکته دوم: یکی از القاب حضرت ولی عصر(عج) «مبدیء الآیات»-ظاهر‌کننده نشانه‌های عظمت الهی- است، چه آیات و نشانه‌های قدرت و عظمت الهی به دست آن حضرت ظاهر می‌شود؛ از این رو ایشان را «مبدی‌ءالآیات» خوانده‌اند.

یکی از علامت‌های عظمت الهی نیز، از کار افتادن سلاح‌های روز و بدون استفاده شدن آن‌ها در مقابل اراده آن حضرت است. آن حضرت، بدون آنکه به سلاح‌های کشتار جمعی امروز احتیاجی داشته باشند، با سلاح‌های مرسوم پیشینیان به مبارزه با معاندان می‌پردازند و بدیهی است که آنان نیز قدرت به کارگیری سلاح‌های خود را نخواهند داشت.

بر اساس روایتی که از حضرت امیر(ع) نقل شده است، ایشان فرموده‌اند: «در هنگام ظهور، ملائکه مقربین و منزلین و کروبیین به یاری آن حضرت می‌شتابند، حضرت جبرئیل از جلو، حضرت میکائیل از سمت راست و حضرت اسرافیل از سمت چپ و دیگر ملائکه الهی از پشت سر، در رکاب ایشان قرار می‌گیرند و به یاری آن حضرت می‌شتابند».

نکته سوم: سر این مطلب در آن است که حضرت ولی عصر(عج) مظهر شماری از اسماء الهی همچون «العدل» و الحکیم» هستند و بدین ترتیب آنچه انجام می‌دهند بر اساس حکمت و عدل است. حال اگر بپذیریم که آن حضرت با سلاح‌های مرگ ‌آفرین امروزین-که با یک انفجار- جمع بسیاری از مردمان را به خاک هلاک می‌افکند- به بسط عدالت می‌پردازند، باید بپذیریم که آن حضرت شماری از بی‌گناهان را نیز نابود می‌کنند و این نمی‌تواند مفهومی به جز بی‌عدالتی داشته باشد. آیا جز این است که یک انفجار اتمی می‌تواند چند صد هزار نفر را در لحظه‌ای روانه دیار خاموشان سازد؟ و آیا آن حضرت(عج) نیز با همین گونه سلاح‌ها به مبارزه با مخالفان برمی‌خیزند؟ اگر چنین باشد پس چگونه آن حضرت می‌توانند مظهر عدالت و حکمت الهی باشند؟ حکمت الهی، مقتضی آن است که تنها معاندان و آنان که از پذیرش حق روی برمی گردانند، به مجازات رسند و عدل او نیز مقتضی آن است که جز از معاندان، دیگران از چنگال مرگ رهایی یابند؛ اما آیا سلاح‌های امروزی تفاوتی بین معاند و غیرمعاند می‌نهد؟، آیا زنان و کودکان نیز در چنین جنگ‌هایی دستخوش تعرض این گونه سلاح‌ها نمی‌شوند؟

در سلاح‌های فردی امر برعکس است. کسی که با شمشیر و دیگر سلاح‌های فردی به جنگ بر می‌خیزد در انتخاب دشمنی که به دست او روانه دیار نیستی می‌شود، حق انتخاب دارد و می‌تواند نیک را از بد بازشناسد و به گونه‌ای به جنگ بپردازد که نتوان او را ظالم و متعدی به مظلومان دانست.

بدین ترتیب، ما بر آن هستیم که آن حضرت نه با سلاح‌های کشتار جمعی امروزه که با سلاح‌های قابل کنترل پیشینیان به بسط عدالت در پهنه گیتی می‌پردازند.

لینک ثابت
صفحه قبل1...2829303132...45صفحه بعد

تمامی حقوق مادی و معنوی " مباحث آخرالزمان " برای " <-BlogAuthor-> " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران