
روایات متعدد از ائمه ی اطهار علیهم السلام به ما رسیده است که یاران حضرت مهدی 313 نفر به تعداد یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ بدر هستند. (منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الفصل السابع، الباب الخامس، بیست و پنج روایت را با این مضمون گردآوری کرده است) و در منابع روایی اهل سنت نیز همین تعداد به عنوان یاران حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است. (مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، ص 119)
حال سوال این است که: اگر 313 یار امام مهدی (علیه السلام) کامل شود، آن حضرت ظهور خواهند کرد؟!
در تحلیل پاسخ به این سوال می توان گفت که:
مفضّل می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا وقتى براى آن (ظهور امام زمان) تعیین نشده است؟! فرمود: اى مفضل! نه من وقتى بر آن معیّن می کنم و نه وقتى براى آن تعیین شده است! هر کس براى ظهور مهدى ما وقت تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و (به ناحق) ادعا کرده که توانسته است بر اسرار خدا آگاهى یابد!
1- گرچه نمی توانیم ادعا کنیم که در زمانی، این تعداد افرادی که هر کدام باید بخش مهمی از جامعه اسلامی زمان ظهور را مدیریت کنند، وجود داشته اما امام غایب (علیه السلام) ظهور نکرده اند، اما با این وجود، شرط تکمیل تعداد 313 نفر انسان لایق در سپاه امام زمان (عج)، شرط لازم است نه کافی؛ یعنی این طور نیست که با تکمیل این تعداد، آن حضرت ظهور کند، بلکه برای تحقق قیام امام مهدی غیر از این شرط، شرایط دیگری نیز وجود دارد که با تکمیل این تعداد و تحقق تمام شرایط دیگر، آن حضرت ظهور و قیام خواهد نمود. به بیان دیگر، علاوه بر جمع تعداد 313 نفر افراد لایق، شرایط دیگری نیز برای ظهور امام زمان (عج) وجود دارد؛ مانند مرکزیت شهر مقدس قم در نشر دین و آماده شدن جامعه جهانی.
در روایت آمده است امام صادق (علیه السلام) نام کوفه را برد و فرمود: به زودى کوفه از مؤمنان تهى می شود و دانش از او نهان گردد، چنانچه مار در سوراخش پنهان شود. سپس دانش در شهرى پدیدار می شود که آن را قم می گویند. آن جا معدن علم و فضل می گردد، تا آنجا که در روى زمین هیچ نادانى نسبت به دین نماند و حتی دخترکان پرده نشین نیز از دین آگاه شوند، این (مرکزیت قم) نزدیک به ظهور قائم ما باشد، و خدا قم و مردمش را مقام حجت سازد، و اگر آن نباشد زمین اهلش را فرو برد و حجتى در زمین نماند، و دانش از آن به همه بلاد منتشر گردد، در مشرق و مغرب و حجت خدا بر مردم تمام شود. تا کسى در روى زمین نماند که علم و دین بدو نرسد، سپس قائم ظهور کند و سبب انتقام و خشم خدائى بر بنده ها شود؛ زیرا خدا از بنده ها انتقام نگیرد، مگر پس از این که حجت را انکار کنند. [1]
حضرت عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنىّ می گوید: به حضرت جواد (علیه السلام) گفتم: مولاى من! آرزویم این است که شما آن قائمى از بیت محمّد باشید که زمین را پر از قسط و عدل می کند، همچنان که آکنده از ظلم و جور شده است! حضرت فرمود: هر کدام از ما قائم به امر خداوند و هادى به دین او است، امّا قائمى که خداوند توسّط او زمین را از لوث وجود اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید کسى است که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان پنهان و بردن نامش حرام است. او همنام و هم کنیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است؛ او کسى است که زمین برایش در پیچیده شود و هر مشکلى برایش هموار گردد؛ اصحاب او به تعداد اهل بدر سی صد و سیزده نفر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند، و این همان فرمایش خداوند است که: «هر جا که باشید خدا همه شما را فراهم آورد، که خدا بر هر چیزى توانا است» [2] پس هنگامى که این تعداد افراد مخلص گرد آیند خداوند متعال امر خود را ظاهر سازد و چون عقد- که آن ده هزار مرد باشد- براى او کامل شود، به اذن و فرمان خداى تعالى قیام کند، و آن قدر دشمنان خدا را بکشد تا خداوند خشنود شود. عبد العظیم گفت: به آن حضرت عرض کردم: سرور من! چگونه می فهمد خداوند متعال خشنود گردید؟ فرمود: خداوند در قلب او رحمت می افکند.[3]
همچنین مفضّل بن عمر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هنگامى که به امام اجازه (ظهور) داده می شود، خدا را به نام عبرانیش می خواند سی صد و سیزده نفر یاران آن حضرت براى او گرد آورده می شوند و همچون پاره پاره ابر پائیزى اند، آنان پرچم دارانند؛ بعضى از ایشان شبانه از بسترش ناپدید می گردد و بامداد در مکّه است، و پاره اى از ایشان در روز دیده می شود که در میان ابر مى رود و نام خودش و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش شناخته شده است، عرض کردم: فدایت گردم کدام یک از ایشان از نظر ایمان برتر است؟ فرمود: همان که در روز میان ابر می رود. و ایشانند آن ناپدیدشوندگان و این آیه در مورد آنان نازل شده است: «هر کجا باشید خداوند شما را جملگى مى آورد».[4]، [5]
حضرت عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنىّ می گوید: به حضرت جواد (علیه السلام) گفتم: مولاى من! آرزویم این است که شما آن قائمى از بیت محمّد باشید که زمین را پر از قسط و عدل می کند، همچنان که آکنده از ظلم و جور شده است! حضرت فرمود: هر کدام از ما قائم به امر خداوند و هادى به دین او است، امّا قائمى که خداوند توسّط او زمین را از لوث وجود اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید کسى است که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان پنهان و بردن نامش حرام است. او همنام و هم کنیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است
2- برای ظهور امام زمان (عج) شرایطی وجود دارد که دانش واقعی آن نزد خداوند است.
مفضّل می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا وقتى براى آن (ظهور امام زمان) تعیین نشده است؟! فرمود: اى مفضل! نه من وقتى بر آن معیّن می کنم و نه وقتى براى آن تعیین شده است! هر کس براى ظهور مهدى ما وقت تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و (به ناحق) ادعا کرده که توانسته است بر اسرار خدا آگاهى یابد! در صورتى که خداوند هر سرّى دارد براى این مخلوق که از خدا و اولیای خدا برگشته اند واقع شده است، هر خیرى خدا داشته باشد اختصاص به بندگانش دارد که باید به آن برسند؛ زیرا که خدا همه وقت با بندگانش است. آن اسرار که به آنها می دهد براى این است که بر آنها حجت باشد.
مفضل گفت: در وقت ظهورش چگونه است؟ فرمود: اى مفضل! او در وضع شبهه ناکى آشکار می شود، تا این که امرش روشن شود و نامش بالا رود و کارش آشکار گردد، و نام و کنیه و نسبش برده شود، و آوازه او در زبان پیروان حق و باطل و موافقان و مخالفان زیاد برده می شود؛ تا این که به واسطه شناختن او حجت بر مردم تمام شود. [6]
بنابر این، وجود 313 نفر تنها شرط ظهور امام مهدی نیست تا گفته شود با تکمیل شدن این تعداد چرا ظهور نمی کند، بلکه شرایط دیگری نیز وجود دارد که برخی از آن در روایات بیان شد و برخی نیز بیان نشد و علمش نزد خداوند است که با تحقق تمام شرایط امام ظهور خواهد کرد.
پی نوشتها:
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار (آسمان و جهان)، ترجمه، کمره اى، محمد باقر، ج 4، ص 184 و 185، تهران، اسلامیه، چاپ اول، 1351ش .
[2]. بقره، 148.
[3]. طبرسی، احتجاج، ترجمه، جعفرى ، بهراد، ج 2، ص 523 و 524، تهران ، اسلامیه ، چاپ اول، 1381ش .
[4]. «اَیْنَ ما تَکُونُوا یَاْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً». بقره، 148.
[5]. نعمانى، محمد بن ابراهیم، غیبت نعمانى، ترجمه، غفارى، محمد جواد، ص 434، تهران، نشر صدوق، چاپ دوم، 1376ش، 1418ق .
[6]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار (مهدى موعود)، ترجمه، دوانى ، على، ج 13، ص 1146 ٓ 1148، تهران، دار الکتب الاسلامیه ، چاپ بیست و هشتم، 1378ش .
منابع:
سایت اسلام کوئیست
سایت حرف آخر
بحارالانوار ج 13 و ج 4
برخى از دانشمندان، يکى از علايم ظهور حضرت مهدى عليه السلام را وقوع معرکه جنگى در منطقه اى به نام هرمجدّون وبه تعبير روايات قرقيسيا مى دانند. اين قضيه حتّى در کتب اهل کتاب نيز به ان اشاره شده است.(5)
اهل کتاب از يهود ونصارا اين معرکه جنگى را بس عظيم وخطرناک مى دانند که در پايان تاريخ بشر اتفاق خواهد افتاد.
(هرمجدون) کلمه اى است مشتق از (هَرْ) به معناى کوه، و(مجدّو) که اسم وادى يا کوه کوچکى در شمال فلسطين است. اهل کتاب را گمان بر اين است که مساحت معرکه اين جنگ از منطقه (مجدّو) در شمال فلسطين تا (ايدوم) در جنوب امتداد دارد که حدود دويست ميل است.(6)
انان معتقدند که در اين جنگ لشکرى با حدود 400 مليون نفر شرکت خواهند داشت.(7) لشکرى که از عراق، ايران، ليبى، سودان وقفقاز در جنوب روسيه تشکيل شده است.(8)
دکتر عبد الکريم زبيدى مى گويد: (… اين حادثه همان حادثه بزرگى است که قبل از ظهور امام مهدى عليه السلام تحقق خواهد يافت، ودر روايات از ان به معرکه (قرقيسيا) ياد شده است. در ان واقعه ميليون ها لشکر از امريکا، اروپا، روسيه، ترکيه، مصر ودولت هاى مغرب عربى، ولشکريانى از شهرهاى شام يعنى سوريه، اردن، لبنان، فلسطين واسرائيل شرکت خواهند داشت. همگى در منطقه اى به نام قرقيسيا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت، وسفيانى در اين هنگام خروج خواهد کرد…).(9)
کلينى به سند خود از امام باقر عليه السلام نقل کرده که به ميسّر فرمود: اى ميسّر! چه مقدار بين شما وقرقيسيا فاصله است؟) عرض کرد: نزديک شاطئ الفرات است. حضرت فرمود: (اما انّه سيکون بها وقعة لم يکن مثلها منذ خلق اللَّه تبارک وتعالى السموات والارض ولا يکون مثلها ما دامت السموات والارض. مادبة للطير تشبع منها سباع الارض وطيور السماء…)؛(10) (اگاه باش که در ان مکان واقعه اى اتفاق خواهد افتاد که نظير ان از زمان خلقت اسمان ها وزمين از جانب خداوند تبارک وتعالى اتفاق نيفتاده است ونخواهد افتاد. انجا محلّ پذيرايى پرندگان خواهد بود. درندگان زمين وپرندگان اسمان از ان سير خواهند شد).
از مجموعه روايات در اين باب به خوبى استفاده مى شود که در اين جنگ فرمانده عملياتى اين جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصى به نام سفيانى است. او کسى است که به کمک مراکز جاسوسى يهود وامريکا در ميان مردم تفرقه انداخته ومردم را بر ضدّ شيعيان اهل بيت تحريک خواهد کرد، ونيز بعد از پناه بردن امام زمان عليه السلام به کعبه با عده اى از ياران خود درصدد مقابله با حضرت برآمده که خود او با لشکريانش درمنطقه اى به نام بيدا به زمين فرو خواهند رفت.
در همين جنگ است که بنيه يهود از هم پاشيده شده وبسيارى از انها نابود خواهند شد.
بخارى به سندش از رسول خدا صلى الله عليه واله نقل کرده که فرمود: (قيامت برپا نمى شود تا انکه شما با يهود بجنگيد، در ان هنگام به حدّى از انان کشته خواهد شد که حتّى سنگى که يک يهودى در ان پناه گرفته مى گويد: اى مسلمان! اين يهودى است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان).(11)
(5) رؤياى يوحنّا، 16-13/16؛ سفر زکريا، 5-1/14؛ کتاب مقدس، ص 843.
(6) شبکه معلومات، ص 4.
(7) همان، ص 2.
(8) مجله الفکر الجديد، شماره 15و16.
(9) همان.
(10) کافى، ج 8، ص 245، ح 451.
(11) صحيح بخارى، ج 3، ص 232.

زمانی كه محمد بن عثمان این جمله را گفت حضار همه متعجب بودند، چرا كه هیچ كدام حتی فكر نمی كردند كه از میان این همه یار نزدیك حسین بن روح-یك ایرانی تبار- برای این مقام برگزیده شود.
«اگر حادثه رحلت من به وقوع پیوست، جانشین من حسین بن روح نوبختی است. من مأمور شده ام او را به جای خود تعیین كنم؛ پس شما هم به او مراجعه كنید و در كارهای خود به او اعتماد نمایید.»(1)
زمانی كه محمد بن عثمان این جمله را گفت حضار همه متعجب بودند، چرا كه هیچ كدام حتی فكر نمی كردند كه از میان این همه یار نزدیك حسین بن روح-یك ایرانی تبار-برای این مقام برگزیده شود.
ولی در واقع همین غیر منتظره بودن در اذهان یكی از مهمترین دلایل انتصاب او بود. چرا كه اگر افراد دیگری غیر از ایشان، به نیابت منصوب می گشت، ممكن بود دشمنان و بعضی از ناآگاهان تصور كنند كه این انتخاب، به خاطر روابط نزدیك محمد بن عثمان با آن فرد است و نتیجه بگیرند كه نظر شخصی محمدبن عثمان است، نه نظر امام زمان(عج). چون آگاهان و روشنفكران اجتماعی آن زمان، واگذاری به ایشان را بعید می دانستند، ایجاد چنین شبهه ای برطرف شد و معلوم شد كه انتخاب او به اذن و رضایت امام زمان(عج) صورت پذیرفته است.
از ابو سهل نوبختی سۆال كردند: « چطور شد كه امر نیابت به شیخ ابوالقاسم روح نوبختی واگذار گردید، ولی به تو واگذار نشد؟ و او پاسخ داد: آنان- ائمه علیهم السلام- بهتر از هر كس می دانند چه كسی را به این مقام برگزینند. من آدمی هستم كه با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان مناظره می كنم. اگر آنچه ابوالقاسم(ابن روح) درباره امام می داند، می دانستم، شاید در بحث هایم با دشمنان و جدال با آنها می كوشیدم تا دلایل بنیادینی را بر وجود امام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را آشكار سازم. اما اگر ابوالقاسم امام را در زیر جامه خود پنهان داشته باشد، بدنش را با قیچی قطعه قطعه كنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد كرد.» (2)
زمانی كه محمد بن عثمان این جمله را گفت حضار همه متعجب بودند، چرا كه هیچ كدام حتی فكر نمی كردند كه از میان این همه یار نزدیك حسین بن روح-یك ایرانی تبار- برای این مقام برگزیده شود
از این حدیث اراده او در مخفی كردن مسائل مربوط به امام غایب(عج) و درجه ایمان او در مقابل شكنجه دشمن و استقامت او در برابر مصائب و ناملایمات روشن می گردد كه این یكی از عوامل انتخاب او به شمار می رود.
وفاداری و هوشیاری، صبر و بردباری و در یك كلمه «اخلاص» او از دیگر عوامل جانشینی وی بود. از این گذشته بر طبق گواهی مورخین و محدثین، خردمندترین شخص زمان خویش در نزد دوست و دشمن بود و بر اوضاع سیاسی-اجتماعی زمان خویش شناخت كامل داشت(3).
یكی از روشهای او در معاشرت با مخالفین، «تقیه» بود كه به وسیله آن قلبهای مخالفان را نیز به سمت خود جلب می كرد. حتی در بعضی از احادیث می بینیم وقتی كه مخالفین جهت بحث با او می رفتند، اگر عده آنها ده نفر بود، موقع رفتن نُه نفر او را لعن می كردند و یك نفر درباره او تردید داشت ولی وقتی با او مواجه می شدند و حسین بن روح با آنها صحبت می كرد به گونه ای صحبت می كرد كه نُه نفر از آنها به خاطر دوست داشتن حسین بن روح به سوی خدا مجذوب می شدند و تنها یك نفر تردید می كرد.
نمونه های بسیاری از استفاده از تقیه را كه عاقلانه ترین شیوه در آن دوره بود بیان شده است كه توانست به وسیله استفاده از آن مصالح شیعیان را به خوبی حفظ نماید.
منبع:
1- الغیبه، ص 342. بحارالانوار، ج51، ص 355
2- الغیبه، ص 391، حدیث 358. بحار الانوار، ج 51، ص 359.
3- الغیبه، ص 384
مریم محبی
با اقتباس از كتاب پژوهشی پیرامون زندگانی نواب خاص امام زمان(عج)

کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال نیست. حضرت یعقوب علیه السلام منتظر یوسف علیه السلام بود، ولی بیکار نبود. به فرزندانش گفت: بروید و به دنبال یوسف و برادرش بگردید و از روح خدا ناامید نشوید.(سوره یوسف ،آیه 87) نیز، همین تعبیر در مورد حضرت مهدی (عج) وارد شده است: «نْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ» منتظر فرج باشید و از روح خدا ناامید نشوید (بحار الانوار، ج52، ص123) بنابراین، فرزندان انتظار، آداب و وظایفی را دنبال می کنند; چون، این خاصیت انتظار است که بر حالت و رفتار و عمل منتظر تاثیر می گذارد. اینک، به تعدادی از این وظایف اشاره می شود.
حضرت یعقوب علیه السلام منتظر یوسف علیه السلام بود، ولی بیکار نبود. به فرزندان اش گفت: بروید و به دنبال یوسف و برادرش بگردید و از روح خدا نا امید نشوید
معنا و مفهوم اقبال، رو آوردن و دل دادن به محبوب است.آنان که به زندگی خود و دیگران توجه ویژه ای دارند، دست هدایت مهدی فاطمه علیها السلام را در هدایت خودشان و دیگران، به خوبی مشاهده می کنند و مساعدت های پیدا و پنهان محبوب را لمس، و حضور مهربان او را احساس می کنند. آنان، به او، رو می آورند و او را صدا می زنند و می خوانند: «انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله ...(مفاتیح الجنان، دعای توسل) . اقبال قلبی، از شناخت و احساس محبت مایه می گیرد. از این رو، مهم ترین وظیفه ای که هر شیعه ی منتظر بر عهده دارد، کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است . چگونه می شود آن مهربان غایب را دوست نداشت، در حالی که او، نسبت به ما، مهربان و سبب دفع بلاها و گرفتاری ها است «انا خاتم الاوصیاء و بی یرفع الله البلاء عن اهله وشیعته » خدا، به سبب من، از خاندان و شیعیانم بلا را دور می گرداند. (کمال الدین، ج 2، ص 441، ح 12; بحارالانوار، ج 52، ص 25 و 30).
الذین یوفون بعهد الله ولا ینقضون المیثاق (سوره رعد،آیه19) فرزند انتظار، با توجه و اقبال قلبی، ارتباط میان خود و ولی و حجت حق را تحکیم می کند و تا جایی پیش می آید که نه تنها توقعی از او ندارد، بلکه متعهد می شود تمام دارایی هایش، خانواده اش، هستی اش و تمام آن چه را خدا به او عطا کرده، در راه محبوب به مصرف برساند و این میثاق، سرود دائمی او است که هر روز با ولی و امام زمان اش تجدید می کند: «وابذل مالی و اهلی و نفسی.. (مفاتیح الجنان، زیارت دوم صاحب الامر) او، می داند آن چه نزد ما می ماند، از بین رفتنی است و آن چه نزد «ولی» می ماند، ماندگار و جاویدان است، چون «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق» (سوره نحل، آیه 96) اگر مؤمنان به عهد و پیمان و میثاق با خدا پابند باشند، یقینا، زمان ظهور فرا خواهد رسید. بنابراین، تا استعداد حضور حضرت را پیدا نکنیم، از فیض دیدار خبری نیست. امام، منتظرآمادگی و تجدید عهد خالصانه ی ما هستند که به همراه آن، سرور و بهجت و رضایت و انس هم خواهد آمد.
انسان منتظر، وقتی مسئولیت خود و رسالت سنگین اش را دریافت و به این نتیجه رسید که باید حرکت کند - چون، ماندن، گندیدن و پوسیدن است - با مانع ها و درگیری هایی روبه رو می شود. مانع ها و درگیری هایی که در همه جا خانه گرفته اند و وحشت و غربت و تنهایی را ایجاد می کنند. انسان، در این هنگام، ناچار باید به کسی پناه برد تا او را از این غربت و تنهایی نجات دهد. اینک، این سؤال در ذهن ایجاد می شود که «به چه کسی باید پناه برد؟ با چه کسی باید به گفت و گو نشست؟ به چه کسی باید دل گرم شد؟ در پاسخ، باید گفت، این انس و دل گرمی، جز به معصوم، و انتظار فرج او نیست. امام رضا علیه السلام فرمود: الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق (کافی، ج 1،ص200،باب نادر فی فضل الامام،ح1) و این حقیقت، چه خوب در موج کلام مهربان امام سجاد علیه السلام آمده است. انتظار الفرج من اعظم الفرج (بحار الانوار ،ج2 ،ص122) ; انتظار فرج، از بزرگ ترین گشایش ها است.
آنان که به زندگی خود و دیگران توجه ویژه ای دارند، دست هدایت مهدی فاطمه علیها السلام را در هدایت خودشان و دیگران، به خوبی مشاهده می کنند و مساعدت های پیدا و پنهان محبوب را لمس، و حضور مهربان او را احساس می کنند
فرزندان انتظار، فلسفه ی غیبت آن منجی غائب را درک کرده و آن را ناشی از فاصله ی فرهنگ این دوران از فرهنگ مهدویت و عدم آمادگی برای حضور آن امام همام می دانند. آنان، خوب می دانند فاصله ی آن چه باید باشند و آن چه هستند، به عمق یک عمر زندگی است که بدون راهنمایی از عالم وحیانی و توسل به ساحت مقدس یک وجود نورانی، میسر نیست. آنان دریافته اند که توسل، تقرب است و وسیله ساختن برای رسیدن به محبوب و معبود: «وابتغوا الیه الوسیلة (سوره مایده،آیه 35) باید دانست که اهل بیت، وسیله ی تقرب انبیا هستند (بحارالانوار، ج91،ص27) اساسا، عقل حکم می کند که برای رسیدن به هر مقصدی، به دنبال وسیله ای باید بود، اما هر وسیله ای برای مقصد خاصی ساخته شده است، امام، وسیله ی قرب «نحن الوسیلة الی الله » (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353) وسیله ی هدایت - واژه ی «النجم» در آیه ی «وبالنجم هم یهتدون» به ائمه علیهم السلام تفسیر شده است- وسیله ی رضا و رضوان –در دعای ندبه: «وجعلتهم الذرایع الیک والوسیلة الی رضوانک» (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353) و راه رسیدن به بهشت موعود است (در دعا سید الساجدین در روز عرفه: «وجعلتهم الوسیله الیک والمسلک الی جنتک)
آنان که انتظار محبوبی را داشته باشند، کوچک ترین نشانه ای از محبوب، در آنان تاثیر عمیقی می گذارد. او، با کسب تعلیمات نظامی و مهیا کردن تسلیحات مناسب، خود را برای یاری و نصرت امام غائب، آماده می کند. مرحوم کلینی (ره) از امام موسی کاظم علیه السلام نقل می کند: «... هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که منسوب به ما است، خداوند روزیش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش یاری اش کند( کافی، ج6،ص535،ح 1) البته، نحوه ی آمادگی و مهیا بودن، بستگی به شرایط زمان و مکان دارد. اگر در روایات، سخن از آماده کردن اسب و شمشیر، به میان آمده، به این معنا نیست که این ها، موضوعیت دارد، بلکه به عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی برای یاری آخرین حجت حق است.
آنان که عظمت درونی خویش را یافته اند، آنان که ابراهیم گونه سرود «انی ذاهب الی ربی سیهدین» را سر می دهند، آنان که یافته اند حرکت و تلاش به هدایت می انجامد، کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال نیست. به طور کلی می توان گفت، فرهنگ انتظار، فرهنگ آماده سازی جامعه برای پذیرش آزادانه ی حاکمیت الهی است. و در این میان، استراتژی منتظران، نزدیک سازی آزادی به دین و یاری آخرین حجت حق است.
منبع:
- مجید حیدری نیک،نگاهی دوباره به انتظار، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) 1381
- اسلام کوئست نت، کد مطلب در سایت fa15028

در سوره مبارکه اعراف آیه 96 می خوانیم: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند بركات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم. طبق روایات، وقتی حضرت ظهور کنند اکثریت مردم جهان ایمان می آورند، در روزگار حکومت آن حضرت، گرایش عمومی بشر به حق و عدل که جوهره اسلام ناب محمدی است، بزرگ ترین جلوه های دینداری را می آفریند، به گونه ای که تمام انسان ها تحت پرچم اسلام ناب که در دست آخرین حجت الهی است گرد می آیند. آن وقت است که این وعده قرآن عملی خواهد شد و آثار رحمت الهی تجلی خواهد یافت، به گونه ای که مسافری عراق تا شام را می پیماید در حالی که جز بر گیاه و سبزه قدم نمی گذارد. در حکومت های بشری بخش هایی از محیط زندگی آباد می شود که اعیان نشین است ولی در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امر تولید و توزیع ساماندهی می گردد و همه جا به نعمت و آبادانی می رسد. امام باقر علیه السلام در توصیف عصر ظهور می فرماید: «فلایبقی فی الارض خراب الا عُمَّر» در تمام زمین هیچ ویرانه ای نمی ماند جز این که آباد می گردد. (کمال الدین ج1- باب32 ح 16)
زمینی که ما در آن زندگی می کنیم امکانات فراوانی برای زندگی ما و نسل های آینده دارد، اما عدم آگاهی کافی به منابع موجود، و عدم وجود یک نظام صحیح برای تقسیم ثروت زمین سبب کمبودهایی شده است،
یکی از برنامه های فرهنگی حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه که خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خویش است، نهضت علمی و رشد دانش بشری به طور چشمگیر و بی سابقه است. امام باقر علیه السلام فرمودند:" در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به شما حکمت و دانش داده می شود تا آن جا که زن در درون خانه اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت می کند." (الغیبه نعمانی، ص239) این امر نشانگر آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهل بیت دارد زیرا که امر قضاوت امری دشوار و سنگین است. همچنین در حدیثی از امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم: علم و دانش بیست و هفت حرف [بیست و هفت شعبه و شاخه] است، تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناختند، اما هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را آشکار می سازد و در میان مردم منتشر می سازد و دو حرف را به آن ضمیمه می کند تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر گردد. (بحارالانوار، ج 52، ص336)
این حدیث به روشنی جهش فوق العادۀ علمی عصر انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را مشخص می سازد که تحولی به میزان بیش از 12برابر! نسبت به تمام علوم و دانشهایی که در عصر همه پیامبران به بشریت اعطا شد پیش می آید و این گونه در پرتو ارشاد و هدایت حضرت مغزها در مسیر کمال به حرکت در آیند و اندیشه ها شکوفا گردند و مردمی بلند نظر، با افکاری باز، و همتی والا و بینشی وسیع، پرورش می یابند که بسیاری از مشکلات اجتماعی را در روح خود حل می کنند و جهانی از صلح و صفا می سازند.
بر خلاف تصور گروهی که تشکیل حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه را مایه ارتجاع بشر به شیوه های زندگی بدوی معرفی می کنند، عصر نورانی حکومت حضرتش دوران شکوفایی بشر در صنعت، تکنولوژی و توسعه همه جانبه است. همچنان که خداوند در آیه 61 سوره هود می فرماید: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِیها» اوست كه شما را از زمین آفرید و آبادى آن را به شما واگذار نمود. انسان صالح به عنوان خلیفه خداوند مأمور آباد نمودن زمین، گسترش عدل، توزیع عادلانه امکانات، و ارائه خدمات و تسهیلات مساوی می باشد. در عصر ظهور در پیشرفت های صنعتی و تکنولوژیکی تحولی شگرف رخ خواهد داد، به گونه ای که بین آن حضرت و یارانش پیکی نخواهد بود، او سخن میگوید و آنان در هر کجا باشند وی را می بینند و صدایش را می شنوند. (الکافی، ج 8، ص240) امام صادق علیه السلام فرمودند: در زمان قائم مؤمن در حالی که در مشرق به سر می برد، برادر خود را در مغرب می بیند و آنکه در مغرب است برادر خویش را در مشرق می بیند." (بحارالانوار،52، 391) گرچه ممکن است این حدیث شریف اشاره به امر خارق العاده و کرامت امام باشد، اما با توجه به پیشرفت های صنعتی همان طور که بخشی از آن در اثر ماهواره ها و شبکه جهانی اینترنت عملی شده است می تواند از آثار و علایم ظهور آن حضرت باشد و بخش کامل تر آن در زمان ظهور و حکومت آن حضرت محقق گردد.
انسان صالح به عنوان خلیفه خداوند مأمور آباد نمودن زمین، گسترش عدل، توزیع عادلانه امکانات، و ارائه خدمات و تسهیلات مساوی می باشد.
زمینی که ما در آن زندگی می کنیم امکانات فراوانی برای زندگی ما و نسل های آینده دارد، اما عدم آگاهی کافی به منابع موجود، و عدم وجود یک نظام صحیح برای تقسیم ثروت زمین سبب کمبودهایی شده است، اگر از منابع ثروت در جامعه به درستی استفاده شود و حکومت به همه قشرها توجه کرده و برای همه امکان بهره گیری از سرمایه ها را فراهم کند جامعه ای ساخته می شودکه امکان رشد معنوی هم در آن بیشتر می شود، در حکومت عدل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه که شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت، با اجرای عدالت و تقسیم صحیح ثروت حتی یک نفر نیازمند باقی نمی ماند.امام باقر علیه السلام فرمود: «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه میان مردم به مساوات رفتار می کند به گونه ای که دیگر کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد» (بحارالانوار،51، 390)
در حدیث جالب دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: هنگامی که قائم اهل بیت قیام کند، حکومت را بر اساس عدالت قرار می دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود و جاده ها در پرتو وجودش امن و امان می گردد، زمین برکاتش را خارج می سازد، و هر حقی به صاحبش می رسد و کسی نیازمندی را برای انفاق و صدقه نمی یابد زیرا همه مؤمنان بی نیاز و غنی خواهند شد.
با این توصیفات به این نتیجه می رسیم که همه مشکلاتی که جامعه جهانی را فرا گرفته در اثر بی عدالتی و زورگویی حاکمان می باشد و بر عهده ماست که با تبلیغ دین اسلام و ایجاد وحدت بین مسلمین زمینه ظهور را فراهم نموده و قدمی مثبت در ایجاد امر ظهور برداریم. در این زمان که ظلم و فساد در جهان فراگیر شده و دنیا به سوی فاجعه پیش می رود، انسان ها به خصوص مسلمان ها و شیعیان امید به آینده درخشانی دارند و منتظر منجی و مصلح بزرگ جهان هستند، تا با کمک او ابرهای تیره و تار را کنار زده تا بشریت به آیندۀ وعده داده شده در قران کریم برسد.
برای بزرگ نمایی تصویر بر روی آن کلیک کنید.

برخی افراد در مدینه، زمانی که فهمیدند امام حسین علیه السلام زیر بار بیعت نمیرود، از روی خیرخواهی به ایشان پیشنهاد سازش با یزید را دادند. یکی از این افراد «عُمر اَطرف» بود که علاقه فراوانی به امام حسین داشت و برای ایشان، احساس خطر مینمود. حضرت در پاسخ او فرمود: «پدرم از رسول خدا خبر کشته شدن خویش و همچنین خبر کشتهشدن مرا برای من نقل نمود و به من خبر داد که قبر من در نزدیکی قبر او قرار خواهد گرفت. آیا گمان میکنی من از چیزی که تو میدانی، بیاطلاع هستم؟ ولی به خدا قسم که من هیچگاه به زیر بار ذلّت نخواهم رفت» (لهوف، سید بن طاووس، ص 15)
او میآید تا به همراه خود، قسط و عدل آورد و لازمه قسط و عدل او، عزّت او و عزت دولت و یاران او است. در دولت امام زمان اولیای خدا عزیز، و دشمنان او ذلیل هستند: «أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاء» کجاست عزتدهنده به دوستان خدا و ذلیل کننده دشمنان او؟!
هنگام ورود به کربلا امام حسین علیه السلام برای اصحاب و اهل بیت خویش، خطبهای ایراد نمود و در ضمن آن فرمود: «إِنِّی لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما» در نظر من، مرگ چیزی جز سعادت نیست و زندگی با ستمکاران، برای من خسته کننده و ملال آور است. (تحف العقول، ص 276) شهادت و مرگ سرخ، عزت میآفریند؛ لذا در روز عاشورا امام حسین علیه السلام از کشته شدن و تکه تکه گشتن نمیهراسید و حتی از اینکه بدنش زیر سمّ اسبان، پارهپاره شود و بدون غسل و کفن، بر زمین گرم کربلا بماند، ابائی نداشت؛ چرا که در مکتب حسینی: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُل»؛ مرگ با عزت، بهتر است از زندگی همراه با ذلت و خواری. (بحارالانوار، ج 44، ص 139) امام حسین در روز عاشورا به صراحت فرمود: «لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِید» من هرگز دست ذلت به شما نمیدهم و مانند بردگان فرار نمیکنم.( بحارالانوار، ج44، ص191) در روز عاشورا، آن هنگام که ابنزیاد پیشنهاد تسلیم شدن حضرت را مطرح کرد، امام ، خطاب به کوفیان فرمود: «أَلَا إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیَّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ القلة [السَّلَّةِ ] وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهَاتَ مِنّا الذّلّة یَأَبی اللَّهُ ذَلِکَ وَ رَسُولُهُ وَ جُدُودٌ طَابَتْ وَ حُجُورٌ طَهُرَت» آن زنا زاده پسر زنا زاده، مرا بین دو امر مخیر کرده است که یا جنگ را بپذیرم و یا ذلت را. ذلت از ما دور باد. کسی که در دامان پیامبر و علی و فاطمه پرورش یافته است، هرگز تن به ذلت و خواری نمیدهد. (لهوف، ص۹۷)
عزّت و عزّتخواهی واقعی در دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، مصداق پیدا خواهد کرد و به دست او، وعدههای الهی تحقق خواهد یافت. «بِهِ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۳۷۷) او میآید تا به همراه خود، قسط و عدل آورد و لازمه قسط و عدل او، عزّت او و عزت دولت و یاران او است. در دولت امام زمان اولیای خدا عزیز، و دشمنان او ذلیل هستند: «أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاء» کجاست عزتدهنده به دوستان خدا و ذلیل کننده دشمنان او؟! (دعای ندبه) «وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّل » به واسطه شما خدا ما را از ذلت، رهایی داد. (زیارت جامعه کبیره)
در تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم...» از معصومین روایت شده است: «این آیه درباره قائم و اصحاب اوست؛ همان کسانی که در راه خدا جهاد میکنند و از هیچ چیز پروا ندارند». امام علی در ذیل آیه «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین» میفرماید: «هم آل محمد یبعث اللّه مهدیهم بعد جهدهم، فیعزّهم و یذلُّ عَدوَّهم» ؛ «ایشان، خاندان پیامبرند که خداوند پس از سختیها، مهدی ایشان را ظاهر میسازد و به آنان عزّت میبخشد و دشمنانشان را خوار میسازد». خداوند در سوره نور میفرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً» خداوند به کسانی که از شما ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردند، وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین، جانشین خود قرار دهد، همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین خود قرار داد. و آن دینی که برایشان پسندیده، به سودشان مستقر میکند و ترسشان را به ایمنی مبدل گرداند. مرا عبادت میکنند و چیزی را با من شریک نمیگردانند.(سوره نور، 55) به راستی چه عزتی بالاتر از این که انسان مؤمن در دولت مهدوی در روی زمین، خلیفه خدا شود؛ دین خداوند بر همه زمین، چیره گردد؛ هیچ ترس و ناامنی وجود نداشته باشد؛ انسان، فقط عبد خدا و مشغول به عبادت او باشد و غیری را در خدا شریک قرار ندهد؟!
در روز عاشورا امام حسین علیه السلام از کشته شدن و تکه تکه گشتن نمیهراسید و حتی از اینکه بدنش زیر سمّ اسبان، پارهپاره شود و بدون غسل و کفن، بر زمین گرم کربلا بماند، ابائی نداشت؛ چرا که در مکتب حسینی: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُل»؛ مرگ با عزت، بهتر است از زندگی همراه با ذلت و خواری.
در روایات وارده، تصریح شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه با طاغیان، دست بیعت نمیدهد و با حاکمان زر و زور و تزویر، سازش نخواهد کرد. امام کاظم علیه السلام در مورد قاطعیت امام زمان میفرماید: «الثَّانِی عَشَرَ مِنَّا یُسَهِّلُ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ کُلَّ عُسْرٍ وَ یُبِیرُ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ یُهْلِکُ عَلَی یَدِهِ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِید» خداوند برای دوازدهمین [امام] از خاندان ما، هر دشواری را آسان می گرداند و به دست او هر جبّار سرسختی نابود میشود و هر شیطان سرکشی، هلاک میگردد. (کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص369) امام صادق علیه السلام میفرماید: «إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الرُّسُل... وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ الْمُصْطَفَی ص فَخُرُوجُهُ بِالسَّیْفِ وَ قَتْلُهُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ ص وَ الْجَبَّارِینَ وَ الطَّوَاغِیتَ وَ أَنَّهُ یُنْصَرُ بِالسَّیْفِ وَ الرُّعْبِ...» قائم آل محمد صلوات الله علیهم شباهتهایی با پنج تن از پیامبران دارد... اما شباهت او به جدّ خود، قیام با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و جباران و سرکشان است؛ او با [نیروی] شمشیر و [نیروی] ترساندن مدد میگیرد. (کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص327) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «بِهِ یُخْرِجُ ذُلَّ الرِّقِّ مِنْ أَعْنَاقِکُم» به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه بندهای بردگی از گردن شما گشوده میگردد. (بحارالانوار، ج51، ص75)
اولین روز ظهور همراه با عزتخواهی است؛ چنانچه امیرالمؤمنین، علی علیه السلام میفرماید: «گویا میبینم فرزندم مهدی در ساعات اوّل ظهورش، سوار بر مرکب از ناحیه وادیالسلام به طرف مسجد سهله- در حالی که نور از پیشانی مرکبِ سواریاش میدرخشد ـ در حرکت است و این دعا را میخواند: «اللَّهُمَّ مُعِزَّ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَحِیدٍ وَ مُذِلَّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِید فَأَولیاؤُهُ بِعِزِّه یَتَعَزَّونَ» خداوندا تو عزتدهنده تمام مؤمنان بییاور و خوارکننده تمام ستمگران سرکش هستی، عزت اولیای الهی از عزت او سرچشمه می گیرد. (بحارالانوار، ج52، ص391)
یکی از دعاهایی که در شبهای ماه مبارک رمضان سفارش شده است، «دعای افتتاح» میباشد. این دعا را حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه به محمد بن عثمان بن سعید عمری، نائب دوم از نواب اربعه، تعلیم داده و او منتشر نموده است. در بخشهایی از این دعا میخوانیم: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَه»؛ خدایا! به تو امید داریم که دولت با کرامت امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشی و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی. «اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِیزا» خدایا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را عزّت ده و ما را به ظهورش عزیز گردان. او را یاری کن و از یاری او ما را نیز بهرهمند فرما و او را نصرتی با عزّت و کامل، عنایت کن. «وَ أَعِزَّ بِهِ ذِلَّتَنَا» ذلّت ما را در سایه قیام حضرتش، به عزّت تبدیل نما. «وَ أَعِنَّا عَلَی ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ» خدایا! ما را در این پیکار، یاری فرما تا از سوی تو زودتر به پیروزی رسیم و رنج و دشواری بر طرف گردد و از این پیروزی ما را عزّت دهی.
خلاصه سخن: در روایات وارده، تصریح شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه با طاغیان، دست بیعت نمیدهد و با حاکمان زر و زور و تزویر، سازش نخواهد کرد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به تاسی از امام حسین علیه السلام شعار هیهات منا الذله سر خواهد داد و به دست مهدی عجل الله تعالی فرجه بندهای بردگی از گردن شما گشوده میگردد.

به طور معمول بعد از شهادت هر امامی، امامت به امام بعدی منتقل شده و پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به امام عصر عجل الله تعالی فرجه منتقل شد، یعنی همان لحظهای که امام شهید میشوند همان لحظه امامت منتقل میشود، ما همانگونه که از شهادت امامی ناراحت هستیم به دنبال آن با ولی عصر عجل الله تعالی فرجه بیعت می کنیم.
خداوند در عالم میثاق از همه افراد نسبت به محبت و اطاعت و فرمان برداری از امام زمانشان پیمان محکمی اخذ نموده و به عبارتی با آن ها قرار داد بسته است تا در دنیا به ولایت ائمه معصومین متعهد بمانند و از حمایت و یاری امام خود دست نکشند. امام صادق علیه السلام در این مورد می فرمایند: «خداوند احدی را خلق نکرد و رسولی نفرستاد مگر آن که آنها را به ولایت محمد و علی و جانشینانشان فرا می خواند و از آن ها بر این ولایت تعهد می گرفت» از همین روی در زیارت آل یاسین ضمن عرض ادب به محضر مقدس امام عصر با این سلام ایشان را مورد خطاب قرار می دهیم: "السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده" سلام بر تو این پیمان الهی که خداوند از مردم برای وفای به آن پیمان محکمی گرفت و بر آن تاکید نمود.
ما با عبودیت خدا در عالم هستی میتوانیم به جایگاه رفیعی برسیم، اما غفلت ما را از آنها دور میکند، بنابراین بیشترین رنجش امام، معصیت ما و عدم حضور جدی در مدرسه خدا است
خود امام زمان نیز در ضمن نامه ای به شیخ مفید خویش را این چنین معرفی می فرمایند: «از طرف کسی که خداوند برای او از بندگانش پیمان گرفته است» بنابراین یکی از وظایف شیعیان تجدید عهد و پیمانی است که با امام خود دارند لذا به حضرت عرض می کنیم: «خدایا من در صبح امروز و تا روزی که زنده باشم عهد و پیمان و بیعت او را که به گردن دارم تجدید می نمایم و هرگز از آن برنمی گردم» (دعای عهد) پس شایسته است که انسان منتظر عهد و پیمان خود را هر روز با امام زمان خود تجدید نماید تا ضمن برقراری ارتباط روحی با آن حضرت و اعلام آمادگی برای نصرت عهدی که با امامش دارد را فراموش نکند و افکار و عقاید و اعمال خود را طبق پیمانی که با آن حضرت دارد تنظیم نماید تا مبادا از حریم ولایت آن امام عزیز دور گردد.
در عهد بستن زمان مطرح نیست همانگونه که افرادی چون«حر بن یزید ریاحی» با امام حسین علیه السلام دیر عهد بستند ولی بر عهدشان باقی ماندند. نخستین نکته درباره عهد این است که عهد ما برای عبودیت و بندگی باشد در عهدی که انسان میبندد در اصل باید خدا را پرستش کند و منتظر واقعی ولی عصر و زمینهساز ظهور باشد و باید در مسیر درست عبودیت حرکت کند بنابراین میثاق ما یک محور عبودیت است. با امام زمانمان عهد میبندیم که شیطان را اطاعت نکنیم و خدا را پرستش کنیم این مسیر مستقیم عبودیت است، عبودیت و بندگی و خروج از مدرسه شیطان که اثر این عهد باعث خوشحالی امام میشود چرا که گناهان ما امام را بسیار غمزده میکند، ایشان بیش از خود ما به ما علاقه دارند و آنچه او را اذیت میکند، این است که ما براساس ظرفیتهایمان به سمتی برویم که جایگاه واقعی و والایمان نباشد خود را سرگرم چیزهایی کنیم که در عالم هستی جایگاهی ندارند چرا که ما با عبودیت خدا در عالم هستی میتوانیم به جایگاه رفیعی برسیم، اما غفلت ما را از آنها دور میکند، بنابراین بیشترین رنجش امام، معصیت ما و عدم حضور جدی در مدرسه خدا است، پس گام نخست دور شدن از مدرسه طاغوت و برنامهریزی برای پرستش و گناه نکردن است.
شیخ مفید نقل کرده است امام صادق علیه السلام فرمودند: پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله ۴۰ مرد نزد امیرالمومنین رفتند و گفتند: به خدا قسم هرگز از غیر تو اطاعت نخواهیم کرد و تو را یاری خواهیم نمود. آن حضرت فرمود چرا؟ گفتند: زیرا از رسول خدا درباره تو در روز غدیر خم چنین شنیدیم که باید تنها از تو اطاعت کرد. حضرت فرمود: صبح فردا به حالت آمادهباش با سرهای تراشیده نزد من بیایید. فردای آن روز جز سه نفر [سلمان، مقداد و ابوذر] کسی حاضر نشد. بعدازظهر یکی از کسانی که روز قبل اعلام وفاداری کرده بود با سر نتراشیده خدمت آن حضرت رسید. حضرت دست مبارکاش را بر سینه او زد و فرمود برگرد! من به شما نیازی ندارم. شما که در یک دستور کوچک [سر تراشیدن] از من اطاعت نکردید چگونه در کندن کوههای آهن مطیع من خواهید بود؟ (الاختصاص، ص ۶) اگر مردم عصر رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از امتهای گذشته عبرت میگرفتند و بر ولایت امیرالمؤمنین و ائمه بعد از ایشان متعهد میماندند به انحرافات و سختیهای امت گذشته دچار نمیشدند.
اگر مردم خلافت پیامبر را از کانون الهی و حقیقی خود به مرکز نادانی و فساد نمیکشاندند، اگر امام خود را میشناختند و زندگی دنیوی و اخروی خود را با او منطبق میساختند امروز شاهد این همه تفرقه و تشتت و مکاتب و مذاهب مختلف در عالم اسلام نبودیم بلکه به فرموده حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها: «به خدا قسم اگر حق را به اهلاش واگذار میکردند و عترت پیامبرش را تبعیت مینمودند حتی دو نفر هم درباره خدا با هم اختلاف نمیکردند» چنانچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در اینباره فرمودهاند:«لو اجتمع الناس علی حب علی بن أبی طالب (علیه السلام) لما خلق الله عز و جل النّار» اگر مردم بر محبت علی بن ابیطالب علیه السلام اجتماع میکردند، خداوند عزوجل جهنم را خلق نمیفرمود (رساله صحیفة المحبة،در كتابخانه آیة اللّه مرعشى به شماره ۸۰۸۴ موجود است،ج21 ص86) اینچنین است که نقش یاران و پیروان امام زمان در سرنوشت مادی و معنوی این دنیا و آیندهای که بعد از این دنیا در پیش دارند، بسیار تعیینکننده و حیاتی است که بارزترین شاهد و مثال آن واقعه کربلاست.
نقش یاران و پیروان امام زمان در سرنوشت مادی و معنوی این دنیا و آیندهای که بعد از این دنیا در پیش دارند، بسیار تعیینکننده و حیاتی است که بارزترین شاهد و مثال آن واقعه کربلاست.
وقتی فریاد حسین بن علی علیهما السلام در طلب یاری بلند شد در مقابل این استنصار او مردم چند گروه شدند؛ عده قلیلی ندای امام را اجابت کرده و به یاریاش شتافتند، عدهای دعوتاش را رد کرده و رودرروی او قرار گرفتند، عدهای با وجود آنکه از ماجرا خبر داشتند در مقابل آن بیتفاوت بودند و عدهای نیز کاملا در بیخبری بسر میبردند و از این واقعه اطلاعی نداشتند.
بجز گروه اول که به سبب تبعیت از امام خود به رستگاری رسیدند، بقیه مقصر و سزاوار عقوبتاند، حتی آن دسته که از امام زمان خود و از وضعیت او خبر نداشتند. امروز نیز وضعیت به همان منوال است. جز عده قلیلی از شیعیان که ایمان به غیب دارند و ندای امامشان را اجابت نمودهاند، سایر مردم دنیا، مسلمان یا غیرمسلمان یا رودرروی او ایستادهاند و با او دشمنی و علیه او مبارزه میکنند یا نسبت به او بیتفاوتاند و یا اصلا از او اطلاعی ندارند که همه اینها جز عده قلیل دسته اول در طولانیشدن دوران غیبت مسئول و مقصرند، زیرا همه افراد بشر در هر زمان و مکانی نسبت به امام خود تعهد دارند و با خدا در یاریکردن او قرارداد بستهاند، لذا تمامی اینان ولو فاسد و ظالم نباشند در وضعیت کنونی دنیا و ظلم و جور و فساد آن شریک هستند چرا که با سکوت خود به این وضعیت دامن میزنند. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ذیل آیه "وقفوهم انهم مسئولون" فرمودهاند یعنی درباره ولایت علی بن ابیطالب از آنها سؤال میشود و مسلم است از هر کسی در رابطه با امام عصرش سوال خواهد شد.
خلاصه سخن: در واقعه عاشورا بجز یارانی که در کربلا به شهادت رسیدند، بقیه مقصر و سزاوار عقوبتاند، حتی آن دسته که از امام زمان خود و از وضعیت او خبر نداشتند. امروز نیز وضعیت به همان منوال است. جز عده قلیلی از شیعیان سایر مردم دنیا، یا رودرروی امام زمان ایستادهاند یا نسبت به او بیتفاوتاند و یا اصلا از او اطلاعی ندارند که همه اینها در طولانیشدن دوران غیبت مسئول و مقصرند.